دو نفر از شاگردان شیوانا در یک مسابقه رزمی مقابل حریفی قدرتمند شکست خوردند. یکی از آنها که سنش کمتر بود بعد از شکست نزد حریف رفت و دست او را گرفت و به او تبریک گفت. سپس از او خواست تا در فرصتی مناسب به مدرسه بیاید و تعدادی از ترفندها و شگردهایی را که بلد است به او و بقیه شاگردان آموزش دهد.
شاگرد دوم که بزرگتر و مغرورتر بود وقتی شکست خورد، شروع به دشنامگویی کرد و در مقابل جمع کلمات نامناسبی را خطاب به حریف و تیم داوران بر زبان راند طوری که او را با بیاحترامی از میدان بیرون انداختند.
وقتی آن دو نفر نزد شیوانا آمدند. شیوانا دست شاگرد بزرگتر را گرفت و به او گفت: "امروز تو دو بار باختی! باید بیشتر تمرین کنی!"
شاگرد بزرگتر با ناراحتی گفت: "من فقط یک مسابقه داشتم چگونه ممکن است دو بار ببازم؟!"
شیوانا با لبخند گفت: "تو هم مسابقه رزمی را باختی و هم در آزمون ادب شکست خوردی! همیشه باید در زندگی بعد از هر باخت با شکیبایی و کنترل خشم سعی کنیم تعداد باختهایمان بیشتر نشوند و زحمت جبران ما چند برابر نگردد. بپذیر که امروز باختی مضاعف داشتی و سعی کن این دو شکست متوالی را در آینده بهتر جبران کنی! هر چند برای جبران باخت دوم در مسابقه ادب باید زحمت بسیار بیشتری بکشی!"