🍃 سید ابوالحسین میرسعیدی میگوید:
حدود بیست سال قبل در همسایگی شیخ محمدعلی فانی بودم و ایشان حکایاتی مخصوصاً از مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی که دایی ایشان بود برایم نقل میکردند.
🍃 میگفتند حدود دو سال در خدمت حاج شیخ حسنعلی در مشهد مقدس بودم. گاهی ایشان با حاج شیخ عباس قمی و حاج شیخ علیاکبر نهاوندی روزهای تعطیل به خارج شهر میرفتند.
🍃 من هم در خدمت ایشان بودم و از صحبتهای شیرین ایشان لذت میبردم.
از جمله ایشان میگفتند حاج شیخ حسنعلی حدود هشت بار به مشهد مقدس مشرف شده بودند و مخارج مسافرت را از راه معالجه و حکاکی تأمین میکردند.
🍃 روزی یک مجمعه غذای لذیذی برای شیخ حسنعلی نخودکی آوردند. آن را گرفتم. فرمودند بگو فردا قبل از ظهر بیایند و ظروف آن را بگیرند.
🍃 چون مجمعه را داخل منزل آوردم به من دستور دادند غذاها را ببرم درب منزل فلان شخص در فلان کوچه و فردا صبح اول وقت بروم و ظروف آن را بگیرم. چون مدتی بود غذای لذیذ نخورده بودم این کار برایم گران بود.
.
🍃 بالاخره بعد از چند روز گله کردم که چرا غذاها را در منزل مصرف نکردید فرمودند:
«این غذاها از حقوق شخصی بود که در اداره دارائی کار میکرد و خوردن آن برای ما صحیح نبود ولی آن را به کسی دادم که برای او حکم خوردن میته را داشته که برای بعضی میته حلال میشود.»
✨ شیخ فانی میگفت بعضی گمان میکنند با یک چله نشستن یا با اذکار و اوراد میتوانند مثل مرحوم حاج شیخ بشوند و حال آنکه کسی تحمل زحمات و سختیهای طاقتفرسای آن مرد بزرگ را ندارد ✨