رازهای شکفتن
نویسنده وبلاگ

مردی که شب هنگام، روی سنگ‌ها راه می‌رفت، از روی صخره‌ای لغزید و افتاد؛
زیر پایش دره بزرگی قرار داشت و مرد همان‌طور که می‌افتاد، به شاخه‌ای که از تخته سنگی آویزان بود، چنگ زد.
فریاد می‌کشید، فریادش منعکس می‌شد و به خودش باز می‌گشت.

❓ آیا می‌توانی آن مرد و رنجش را در تمام شب تصور کنی؟

صبح روز بعد، هنگامی که خورشید دمید، به پایین نگاه کرد و خندید؛ دره‌ای در کار نبود. درست شش سانتیمتر پایین‌تر یک تخته سنگ بود.
او می‌توانست تمام شب استراحت کند و بخوابد، تخته سنگ به اندازه کافی بزرگ بود؛ اما تمام آن شب برایش همچون کابوس گذشته بود.

💎 ترس و ترسیدن، به تو بستگی دارد که به یک شاخه بچسبی و تمام زندگی‌ات را کابوسی مبدل کنی و یا اینکه بهانه را رها کنی و روی پاهای خودت بایستی.






[ شنبه 29 اردیبهشت 1397  ] [ 12:09 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rsekhoon :.
درباره وبلاگ


خدايا از تو مي خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کني که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهي گناه و فساد و تهمت و دروغ وغيبت ، قلب هاي ما را تيره و تار ننمايد. خدايا! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزي ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکي و بيچارگي خويش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبينم."

آمار سایت
كل بازديدها : 175007 نفر
كل مطالب : 830 عدد
تعداد کل نظرات: 14 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 9 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 12 مهر 1397 
امکانات وب