کسانی که با اقتصاد غرب آشنا هستند. می دانند عمر این علم از دو قرن تجاوز نمی کند. اما چه شد که نهادهای متناسب با این اقتصاد شکل گرفت و خیلی زود به اهداف از پیش تعیین شده دست یافت، هم جامعه غربی را به رفاه رساند و هم جهان سوم را به استثمار کشیده، برده خویش ساخت. به نظر می رسد آنچه غرب را به اینجا رسانید، حرکت در راستای مبانی فلسفی مورد قبولشان بود آنها خدا را از صحنه روزگار حذف نموده و با خلقت جهان کار خالق را تمام شده تلقی کردند. از اعتقاد به فلسفه طبیعی یا دئیسم، آزادی اقتصادی و لیبرالیسم شکل گرفت و در نتیجه خصوصی سازی و سرمایه داری متولد شد تا در پناه آن افرادی به اندازه تولید ناخالص ملی یک کشور به انباشت سرمایه بپردازند شایسته است تمام زیربخشهای اقتصاد غرب نیز با همین دیدگاه مطالعه شود. در مورد اقتصاد اسلامی و مفاهیم آن نیز باید همین روش را برگزید. در آموزه های قرآنی و حدیثی ما خداوند علاوه بر آنکه خلق کرد، در صحنه زندگی باقی ماند و برای ارتباط پیوسته با او مفاهیم زیبایی چون ذکر و شکر را مطرح نمود.

در قرآن آمده است:

قطعا شما را در زمین قدرت عمل دادیم و برای شما وسایل معیشت نهادیم اما چه کم سپاسگزاری می کنید. (1)

با این دیدگاه بر آنیم تا به بررسی روایتی بپردازیم که عمل به آن بهره وری را بالا برده در عین حال ارتباط با خدا نیز حفظ می شود.

از امام کاظم (ع) نقل شده است :

«اجتهدوا فی ان یکون زمانکم اربع ساعت، ساعة لمناجاة الله و ساعة لامرار معاش و ساعة لمعاشرة الاخوان و الثقاة الذین یعرفونکم عیوبکم و یخلصون لکم فی الباطن و ساعة تخلون فیها للذاتکم فی غیر محرم » . (2)

بکوشید ساعات خود را به چهار بخش تقسیم کنید:

1- ساعتی برای عبادت و مناجات با پروردگار

2- ساعتی برای تامین زندگی و کسب و کار

3- ساعتی برای رفت و آمد، معاشرت با برادران دینی و دوستان مورد اعتماد و مخلص، تا شما را از عیوبتان آگاه کنند.

4- و ساعتی برای استراحت و برخوردار شدن از لذتهای غیر حرام.

پیامبر (ص) در مورد لذتهای غیر حرام فرمود:

فان هذه الساعة عون لتلک الساعات. یعنی این زمان کمکی به سه زمان دیگر و مایه آسودگی و رفع خستگی دلهاست (3)

چهار مفهوم در روایت ذکر شده است.

مناجات با خدا - کسب و کار - معاشرت با برادران - لذتهای حلال


ادامه مطلب

 

1 - عقلانیت، کنترل مى آفریند و کنترل، پیشرفت را خلق مى کند. عقلانیت و کنترل داراى نظام هاى فرهنگى خاص خود مى باشند اینکه نقطه مرکزى عقلانیت در کجا واقع مى شود حوزه مرکزى عقلانیت حوزه اى است که عقلانیت را از زاویه خود به دیگر حوزه هاى تزریق مى شود.

2 - دین، نوع عقلانیت را آشکار مى کند (دین فرهنگى شده یا مذهب) ولى این عقلانیت از طرف دین به حوزه هاى اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى تزریق مى شود و اینجاست که عقلانیت ساختارى مى شود و ورود اجتماعى و تجسم بیرونى پیدا مى کند که در حوزه مطالعات مردم شناسى و جامعه شناسى واقع مى شود(حوزه مطالعاتى ماکس وبر)

3 غرب که داراى تمدن تقلیل یافته است و این از رنسانس شروع شد که تقلیل خود را به انسان صورت گرفت و سپس با تقلیل حقیقت به واقعیت رخ داد و از فلسفه به تکنیک عدول کرد و از منطق به ریاضى، عقلانیت خود را از مذهب به اقتصاد منتقل کرد تا بتواند با این تقلیل به کنترل فزاینده نائل آید.

4 - عقلانیت اقتصادى از عدول غرب از کاتولیسیم به پروتستانتیزم و بر یا یهودیسم زومبارت شروع شد و از تقلیل عقلانیت اجتماعى و فرهنگى به عقلانیت اقتصادى به تمدن و پیشرفت غرب جدید رسید. پس عقلانیت از اقتصاد شروع مى شود و به حوزه هاى دیگر مى رسد و تمامى زندگى انسانى براساس عقلانیت اقتصادى ترسیم مى شود. (که مارکس این قسمت را نظریه پردازى کرده است که گفت اقتصاد زیر بناى تمام فعالیت ها مادى و معنوى انسان است)

5 - از عقلانیت اقتصاد محور غربى یک نوع پیشرفت غیر احساسى و غیر عاطفى حاکم مى شود که پیشرفت و زندگى در مقابل هم ترسیم شوند هر که زندگى خواهد پیشرفت را رها کند و هر کس پیشرفت مى خواهد زندگى را پیش کش کند که امروز در اندیشه هاى فلسفى - اجتماعى - روان شناختى غرب این نزاع رواج دارد.

6 - قرن هفدهم و هیجدهم قرن عقلانیت اقتصاد محور است و کنترل انسانى را شکل مى دهد که نتیجه آن استعمار درونى و برونى کشورهاى غربى براى رشد اقتصادى است که پیشرفت نام مى گیرد و استعمار(طلب عمران و پیشرفت) به نام زیباى پیشرفت وارد ادبیات خود و جهان مى کنند که امروزه از آن به توسعه و جهانى شدن یاد مى شود و همه و همه براساس عقلانیت اقتصاد محور غیر اخلاقى است.

7 - اولین تجلى ساختارى آن، ماشین ایسم است یعنى انسان در کنار ماشین به گونه ماشین عمل مى کند که در کارخانه ها تجلى پیدا مى کند کوچکترین حرکت غیرماشینى انسانى سبب قتل او توسط ماشین رقیب یا قطع عضو او مى شود (فیلم عصر جدید چارلى چاپلین) و این همراهى انسان با ماشین، نام عقلانیت عقلانیت ابزارى نام دارد. یعنى یک نوع عقلانیت همراهى با ماشین یا یک نوع عقلانیت ماشینى.

8 - با ظهور صنایع الکترونیک و ترکیب آن با صنایع ماشینى یک نوع عقلانیت اقتصاد محور غیر انسانى و غیر اخلاقى به وجود آمد. و آن عقلانیت سایبرنتیک است در عقلانیت اقتصاد محور ماشینى کنترل را بیرون بود و لى در «عقلانیت اقتصاد محور سایبرنتیک» انسان از درون کنترل مى شود یعنى کنترل غیر محسوس. در این عقلانیت انسان احساس آزاد مى کند ولى در واقع این آزادى نیز کنترل شده است و آزادى ترسیم شده و یا فرمایشى است.

9 - در مقابل عقلانیت اقتصاد محور، در قرن نوزدهم یک نوع عاطفه گرایى در قالب غریزه گرایى و احساس گرایى در قالب حس گرایى؛ در مقابل عقل گرایى مطرح شد غریزه گرایى در قالب اروپاى متصل توسط مارکس و فروید رخ داد(مارکس غریزه گرسنگى و فروید غریزه جنسى را محور انسان شناسى خود قرار دادند و به نقد عقلانیت اقتصاد محور و تمدن اقتصاد محور پرداختند.)


ادامه مطلب

 

در زمانی که حضرت علی‌(ع‌) خلیفه بودند و بیت‌المال را توزیع می‌کردند، آیا در تاریخ داریم که آن حضرت بیت‌المال را به سرمایه تبدیل کرده باشند؟

عصر پیغمبر و امیرالمؤمنین‌(ع‌) عصر گرفتاری شدید مسلمانان از نظر مالی بود. عصر پیغمبر که خیلی روشن است‌. عصر امیرالمؤمنین‌(ع‌) هم اگرچه جهان اسلام گسترش پیدا کرده بود، ولی بر نیازمندان جهان اسلام اضافه شده بود، اگرچه بر ثروت‌های ناشی از غنایم هم افزوده شده بود. در عصر پیغمبر، نیازهای روزمرّهء مردم برای حضرت در اولویت بود. از عایشه نقل شده است که ما پیش از فتح خیبر، خرمای سیر نخورردیم‌. این نشان می‌دهد که آن وقت نمی‌توانستند سرمایه‌گذاری کنند و باید نیازهای فوری مردم را برآورده می‌کردند چون امکان سرمایه‌گذاری وجود نداشت و با فقر شدید مردم مواجه بودند، بخصوص آنکه مهاجران با دست‌خالی هجرت کرده بودند و به خانه‌، شغل و درآمد نیاز داشتند.

در عصر امیرالمؤمنین‌(ع‌) پدیدهء دیگری وجود داشت‌: اختصاص بیت‌المال به بستگان خلیفه‌. در دوران خلافت عثمان‌، به افرادی که به نحوی با خلیفه مرتبط بودند غیرعادلانه بخشش‌هایی صورت گرفت و حضرت علی‌(ع‌) برای آنکه الگوی رفتاری ارائه بدهند که ماندگار شود، خود مشی فقیرانه در پیش گرفتند. بیشترین خطبه‌های امیرالمؤمنین‌(ع‌) دربارهء پرهیز از دنیا، زهد، اکتفا به اندک و قناعت برای این دوره است‌ دوره‌ای که فرهنگ مسلّط‌، فرهنگ غلطی بود فرهنگی بود که عده‌ای به دلیل سوابق مبارزاتی ثروتمند شدند. به همین دلیل‌، طلحه و زبیرها به ایشان معترض شدند که چرا سهم ما را مطابق سهم دیگران می‌دهید؟ این درحالی بود که عده‌ای در فقر و فلاکت دست و پنجه نرم می‌کردند. این جمله از امیرالمؤمنین‌(ع‌) است که می‌فرماید: به هر جا می‌خواهی نگاه کن‌! جز این نمی‌بینی که مردم جامعه دو دسته‌اند: 1. فقرایی که با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند. 2. عده‌ای که مال‌الله را مال خود قرار می‌دهند و امکان پس گرفتن از آنها در آن شرایط عملاً ممکن نبود. مردم به رهبرانشان نگاه می‌کنند که چگونه عمل می‌کنند تا پیرو آنها باشند. به همین دلیل‌، حضرت زندگی خود را الگو قرار دادند و منابع مالی را به صورت کوتاه مدت و فوری تنظیم کردند چون شرایط مردم مناسب نبود، زود آنها را به مصرف می‌رساندند، وگرنه مردم در گرسنگی شدیدی به سر می‌بردند. به همین دلیل‌، حضرت بیت‌المال را به سرعت بین مردم به طور مساوی تقسیم می‌کردند تا نیازمندان حداقل معیشت خود را به دست آورند. البته من معتقد نیستم که تا پایان خلافت حضرت این امر ادامه داشت‌.

با توجه به نکات تاریخی‌، به این نتیجه می‌رسیم که این در آغاز حرکت بود و سال‌های آخر، سال‌های سرمایه‌گذاری بود. نهر فرات را لایروبی کردند، در کوفه شبکهء آب‌یاری کشیدند و برای نیازمندان خانه ساختند. اینها سرمایه‌گذاری است‌ چرا که حضرت در آخر عهد خلافت خود، می‌فرمایند: هیچ کس در کوفه نیست مگر اینکه در نعمت است‌ فروترین افراد از نظر معیشتی گندمخور شده است‌، خانه دارد و آب گوارا می‌نوشد. پس چنین نیست که بگوییم همهء بیت‌المال را تا اواخر خلافت توزیع می‌کردند. اینکه شنیدیم حضرت بیت‌المال را توزیع می‌کردند و جایش نماز می‌خواندند، هم در مورد بیت‌المال است و هم در مورد اموال شخصی خودشان که انفاق می‌کردند.

آیا روند اقتصادی کشور از نظر شما قابل قبول است و این سیر به رفاه نسبی منجر می‌شود؟ و آیا با توجه به الگوی حضرت امیر(ع‌)، می‌توان بیت‌المال را به سفرهء مردم کشاند؟

در مورد اقتصاد ایران‌، پس از پیروزی انقلاب اسلامی خط مشی‌های متفاوتی بوده و شاید امکان برنامه‌ریزی وجود نداشته است‌. شاید شرایط جنگ اقتضا می‌کرد که سرمایه‌ها به جای سرمایه‌گذاری‌، به سمت جنگ هدایت شود. پیش از آن هم پهلوی خزانه را تهی کرده بود. تحریم اقتصادی در سطح بین‌المللی هم موجب شده بود درآمدهای ما کاهش پیدا کند. در ده سال آغاز انقلاب‌، شرایط ناگواری را تجربه کردیم که البته در این ایّام‌، نگاه دولت یک نگاه تمرکزگرا، دولت‌محور و سوسیالیستی بود.

فراموش نمی‌کنیم بعضی‌ها که امروز 180 درجه تغییر موضع داده و طرفدار اقتصاد لیبرالیسمی و آزاد شده‌اند، در آن عصر بیشترین سخت‌گیری‌ها را نسبت به سرمایه‌گذاران در جابه‌جایی کالاهای تجاری مثل برنج و تره‌بار داشتند زیرا می‌خواستند مدیریت دولتی را بر اقتصاد حاکم کنند و بخش خصوصی را به رسمیت نمی‌شناختند. این خط‌مشی، مورد عتاب حضرت امام‌(ره‌) قرار گرفت‌. ایشان در عباراتی مکرّر می‌گفتند: دولت نمی‌تواند همهء کارها را به عهده بگیرد. دولت نمی‌تواند به تنهایی کشور را بسازد. باید از مردم کمک بگیرد. مردم هم نمی‌توانند به تنهایی این کارها را به عهده بگیرند. دولت نظارت کند دست مردم را باز بگذارد و کارها را به مردم واگذار کند. واردات‌، صادرات‌، ساخت مدرسه و استفاده از مدارس غیردولتی‌، همه مورد تأکید حضرت امام‌(ره‌) بود، وگرنه گرایش آن دوره سوسیالیستی بود.

این گرایش فاصلهء قابل توجهی با مبانی اسلامی و اهل بیت‌(ع‌) داشت‌. پس از آن دولت به سمت اقتصاد آزاد رفت‌. البته این در عمل اتفاق نیفتاد، ولی گرایش این‌گونه بود، به طوی که مسئلهء توزیع عادلانهء ثروت تا حدّی مورد غفلت قرار گرفت و شکاف غنا و فقر افزایش یافت‌. وجههء همّت دولت در درجهء اول‌، توسعهء اقتصادی و صنعتی بود. حتی رئیس جمهور محترم وقت تعبیرش این بود که دست یافتن سریع به توسعه‌، ضایعاتی هم دارد و ما ناگزیر باید این ضایعات را تحمّل کنیم‌ یعنی دست یافتن به توسعه‌، عدالت را مخدوش می‌کند و توزیع عادلانهء ثروت مخدوش می‌شود و در نتیجه‌، شکاف بین فقیر و غنی افزایش پیدا کرد و خلاف نیات اهل بیت‌(ع‌) در جامعهء ما تحقق یافت‌، گرچه سعی دولت بر این بود که با افزایش حقوق‌ها و دست‌مزدها مطابق نرخ تورّم‌، مشکلات ناشی از دست یافتن سریع به توسعه را رفع کند، ولی عملاً این اتفاق نیفتاد. یک بار آماری را خدمت یکی از بزرگان بردم و عرض کردم‌: برای سال 1371 اگر شاخص درآمد و دست‌مزد را 100 بگیرید، سال 1381 این شاخص تبدیل شده است به 365 یعنی دست‌مزدها بیش از 3/5 برابر افزایش پیدا کرده‌. اما اگر شاخص هزینه را حساب کنیم این شاخص در 1381 به 1125 تبدیل شده است‌ یعنی 12 برابر، که نشان می‌دهد وضعیت عامّهء مردم بدتر شده است‌. البته یک حرکت جبرانی نسبی صورت گرفت که پرشتاب و سریع نبود و اکنون توزیع ثروت در جامعه نسبت به گذشته بهبود پیدا کرده‌، ولی هرگز راضی‌کننده نیست‌ چون دست‌کم قریب 13-12 میلیون نفر زیر خط فقر قرار دارند و فقیر مطلق هستند یعنی نیازمندی‌های سالانهء زندگی‌شان تأمین نیست‌. آیا در جامعهء اسلامی‌، که از اهل‌بیت‌(ع‌) تبعیت می‌کند، پس از 27 سال‌، ما باید این تعداد فقیر داشته باشیم؟! قابل قبول نیست‌.

رویکرد دولت جدید از این حیث‌، کاملاً مثبت است‌. رسیدگی به روستاییان‌، تأمین اعتبار برای توسعهء کشاورزی‌، و توسعهء صنایع روستایی و زودبازده و کوچک می‌تواند در یک زمان میان مدت 5-4 سال‌، زندگی آنها را بهبود بخشد. البته هرگز نباید سیاست‌های دولت معطوف به کوتاه مدت و میان مدت باشد، باید با توجه به منابع مالی‌، به بلند مدت اندیشید که دولت هم به برنامه‌های میان مدت و بلند مدت عطف توجه دارد. شاید بتوان گفت‌: نقطهء شروع رفع فقر امروز، پرداخت کمک هزینهء مستقیم زندگی نیست یا کمتر چنین چیزی است‌. یارانه‌هایی که داده می‌شوند کمک‌های دولت به صورت عمومی است که نباید به عموم داده شود. اکنون ثروتمندان و خانواده‌های متوسط هم از یارانه بهره‌مند می‌شوند و این بی‌معناست‌. باید گروه‌های هدف شناسایی شوند و به آنها رسیدگی شود. دولت این کار را در دست انجام دارد. با توزیع سهام عدالت‌، این گروه‌ها در حال شناسایی هستند و تاکنون 5 میلیون نفر شناسایی شده‌اند. شاید اگر این کار یک سال دیگر ادامه پیدا کند افراد فقیری که زیر خط فقر زندگی می‌کنند شناسایی شوند و یارانهء مستقیم به آن‌ان داده شود.

اما این همهء کار نیست‌. آنکه مهم‌تر از اینهاست ایجاد شغل است‌. اگر یک خانوادهء فقیر کار مناسبی داشته باشد که بتواند با آن هزینهء زندگی را تأمین کند نیازی به یارانه نخواهد داشت‌. اکنون درآمد کارگران ما هزینهء زندگی‌شان را تأمین نمی‌کند. باید دست‌مزدها را افزایش داد که این در دستور کار دولت است‌.


ادامه مطلب

 

اشاره

حجت‌الا‌سلا‌م‌والمسلمین دکتر مصباحی مقدم که متولد 1330 می‌باشد، اکنون به عنوان نماینده مجلس شورای اسلا‌می و عضو شورای پول و اعتبار کشور، از صاحب نظران عرصه اقتصاد اسلا‌می است و علا‌وه بر تدریس چندین ساله، ده‌ها کتاب، مقاله، جزوه درسی و سخنرانی ارائه نموده است. ماهنامه اخبار شیعیان در مصاحبه با این کارشناس مسائل اقتصادی اسلا‌می، نظرات وی را پیرامون این عرصه منعکس نموده است.

یکی از عرصه‌های مهم پژوهشی در جوامع شیعی‌، بحث اقتصاد و معیشت‌ است‌. با توجه به اینکه بخش عمدهء شیعیان در ایران و کشورهای همسایهء آن زندگی می‌کنند و از معادن ارزشمند نفت‌، گاز و دیگر منابع زیرزمینی پراهمیت و ذی‌نقش در اقتصاد جهانی برخوردارند، چگونه می‌توانند از این ظرفیت برای بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی خود استفاده کنند؟

آنچه به طور عمده منبع درآمد کشور ماست‌، به ویژه در بخش‌های شیعه‌نشین‌، حاصل فروش نفت و در دهه‌های اخیر، گاز است‌. اگر بخواهیم از این منابع درست استفاده کنیم اصلاً نباید عایدات ناشی از فروش نفت را درآمد تلقّی کنیم‌ چرا که این سرمایه‌ای ملّی و خدادادی است و سرمایه را باید به سرمایه تبدیل کرد یعنی درآمد ناشی از نفت و گاز باید به تجهیزات صنعتی‌، رشد علمی و زیرساخت‌های اقتصادی تبدیل شود.

متأسفانه نقشه‌ای که استکبار جهانی برای مناطق اسلامی‌، بخصوص مناطق نفت‌خیز، کشیده این است که آنها را به صادرات منابع خامشان وابسته کند که این منحصر به نفت و گاز هم نیست‌، ولی چون نفت و گاز از گستردگی و اهمیت برخوردارند تأکید بیشتر بر آنهاست‌. کشورهای صنعتی علاوه بر نفت و گاز، سایر مواد معدنی این مناطق از جمله مس‌، روی‌، فسفات و سنگ آهن را به کشورهای خود می‌برند و به فراورده‌های صنعتی تبدیل می‌کنند با ارزش افزودهء چند برابر، به کشورهای دیگر صادر می‌کنند. اگر بخواهیم از این منابع درست استفاده کنیم‌، به جای صادرات مواد خام‌، باید آنها را به فراورده‌های صنعتی تبدیل کنیم‌. فقط نفت ده‌ها هزار نوع مشتقات دارد که بعضی از آنها بسیار گران‌قیمت است و کمترین آن بنزین و نفت سفید و نفت کوره است‌. اگر درآمد ناشی از استخراج نفت تبدیل به سرمایه‌گذاری شود هم اشتغال وسیعی ایجاد می‌کند، بخصوص در سرزمین‌هایی که متعلّق به شیعیان اهل بیت(ع) است و هم درآمد کلانی را به همراه میآورد. بنابراین‌، به جای صادرات خام این مواد، باید آنها را به فراورده تبدیل کرد. اگر این رویکرد ایجاد شود زمینه را برای سایر فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی نیز فراهم می‌کند. بخش قابل توجهی از این درآمد باید به تربیت نسل جوان و رشد علمی آنها اختصاص پیدا کند تا آنها را از نظر علمی‌، به غنای بالایی برساند و به فناوری‌های نوین و پیشرفته دست پیدا کنند آن چیزی که امروز کشورهای صنعتی به خودشان اختصاص داده‌اند. اگر این سرمایه‌گذاری صورت بگیرد می‌توان گفت‌: آیندهء ملت‌های مسلمان و از جمله شیعیان به‌گونه‌ای خواهد بود که دنیا نیازمند آنها باشند زیرا آنچه امروز در جهان حرف اول را می‌زند نه صنعت است و نه تولیدات صنعتی‌، بلکه رشد علمی است‌.

آژانس یهود نقش حلقهء واسط بین یهودیان جهان را دارد و آنها را از لحاظ اقتصادی به هم متصل می‌کند. آیا نمی‌توان از این راه‌کار برای متصل کردن سرمایه‌داران شیعه استفاده کرد و وضعیت شیعیان را بهبود بخشید؟

شاید نفس این کار قابل انتقاد نباشد اما آنچه مورد انتقاد است اهداف آن است‌. درست است‌، ما باید به امر شیعیان اهتمام ویژه‌ای داشته باشیم و عقب‌ماندگی‌های تاریخی آنان را جبران کنیم‌. شخصی به امام باقر(ع‌) عرض کرد: تعداد زیادی از شیعیان با ما به سر می‌برند. حضرت فرمودند: آیا غنی به فقیر توجه می‌کند؟ آیا نیکوکار از گنه‌کار می‌گذرد؟ آیا در بینشان مواسات برقرار است؟ وقتی او پاسخ داد خیر، حضرت فرمودند: اینان شیعه نیستند. شیعه کسی است که این‌گونه عمل می‌کند. ... قال قُلْت‌ُ لابی جعفر(ع‌) جعلت فداک‌! ان‌ّ الشیعة عندنا کثیرة. فقال‌: فهل یعطف الغنی‌علی الفقیر؟ و هل یتجاوز المحسن عن المسیءی و یتواسون؟ فقلت‌: لا فقال لیس هولاء شیعة. الشیعة من یفعل هذا. ثروتمندان شیعه باید به نیازمندان شیعه توجه ویژه داشته باشند تا گرسنگی و فقر از میان شیعیان رخت بربندد. از طریق ثروتمندان شیعه هم باید چنین کاری را سازمان‌دهی کرد چون بسیاری اوقات‌، آنان از حال هم بی‌خبرند. گاهی مجموعه‌هایی وجود دارند که از نظر مالی وضع خوبی دارند و در کنار آنها، مجموعه‌هایی هستند که از نظر مالی وضع بسیار بدی دارند. باید این مجموعه‌های شیعه را سازمان‌دهی کرد و بین آنها ارتباط برقرار نمود. ولی باید قبول کنیم که هرگز رویکرد تمرکز شیعیان و سازمان یافتن آنان به معنای ایجاد یک خط فاصل بین آنها و مجموعه‌های مسلمانان نیست‌، بلکه حتماً چنین سازمان و تشکّلی باید به یک سازمان‌دهی بزرگ‌تر و متشکّل‌شدن همهء مسلمانان عطف توجه کند. این از آرمان‌های ائمّهء اطهار(ع‌) و علما از صدر تاکنون بوده است‌. حضرت امام‌(ره‌) هم بر این امر تأکید داشتند. بنابراین‌، باید به وحدت مسلمانان هم توجه داشت و در این چهارچوب به شیعیانی که از نظر مالی وضعیت فروتری دارند، به صورت ویژه رسیدگی کرد. ما حکومت اسلامی تشکیل داده‌ایم و این حکومت اقتضا می‌کند که به نیازمندان غیرشیعه هم رسیدگی کنیم‌.


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :24   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >