کسانی که با اقتصاد غرب آشنا هستند. می دانند عمر این علم از دو قرن تجاوز نمی کند. اما چه شد که نهادهای متناسب با این اقتصاد شکل گرفت و خیلی زود به اهداف از پیش تعیین شده دست یافت، هم جامعه غربی را به رفاه رساند و هم جهان سوم را به استثمار کشیده، برده خویش ساخت. به نظر می رسد آنچه غرب را به اینجا رسانید، حرکت در راستای مبانی فلسفی مورد قبولشان بود آنها خدا را از صحنه روزگار حذف نموده و با خلقت جهان کار خالق را تمام شده تلقی کردند. از اعتقاد به فلسفه طبیعی یا دئیسم، آزادی اقتصادی و لیبرالیسم شکل گرفت و در نتیجه خصوصی سازی و سرمایه داری متولد شد تا در پناه آن افرادی به اندازه تولید ناخالص ملی یک کشور به انباشت سرمایه بپردازند شایسته است تمام زیربخشهای اقتصاد غرب نیز با همین دیدگاه مطالعه شود. در مورد اقتصاد اسلامی و مفاهیم آن نیز باید همین روش را برگزید. در آموزه های قرآنی و حدیثی ما خداوند علاوه بر آنکه خلق کرد، در صحنه زندگی باقی ماند و برای ارتباط پیوسته با او مفاهیم زیبایی چون ذکر و شکر را مطرح نمود. در قرآن آمده است: قطعا شما را در زمین قدرت عمل دادیم و برای شما وسایل معیشت نهادیم اما چه کم سپاسگزاری می کنید. (1) با این دیدگاه بر آنیم تا به بررسی روایتی بپردازیم که عمل به آن بهره وری را بالا برده در عین حال ارتباط با خدا نیز حفظ می شود. از امام کاظم (ع) نقل شده است : «اجتهدوا فی ان یکون زمانکم اربع ساعت، ساعة لمناجاة الله و ساعة لامرار معاش و ساعة لمعاشرة الاخوان و الثقاة الذین یعرفونکم عیوبکم و یخلصون لکم فی الباطن و ساعة تخلون فیها للذاتکم فی غیر محرم » . (2) بکوشید ساعات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: 1- ساعتی برای عبادت و مناجات با پروردگار 2- ساعتی برای تامین زندگی و کسب و کار 3- ساعتی برای رفت و آمد، معاشرت با برادران دینی و دوستان مورد اعتماد و مخلص، تا شما را از عیوبتان آگاه کنند. 4- و ساعتی برای استراحت و برخوردار شدن از لذتهای غیر حرام. پیامبر (ص) در مورد لذتهای غیر حرام فرمود: فان هذه الساعة عون لتلک الساعات. یعنی این زمان کمکی به سه زمان دیگر و مایه آسودگی و رفع خستگی دلهاست (3) چهار مفهوم در روایت ذکر شده است. مناجات با خدا - کسب و کار - معاشرت با برادران - لذتهای حلال


