عثمان و هیات حاکمه وقت برای مقابله با انقلابی که ابوذر علیه آنان شروع کرده بود، نقشه ها و سیاست های گوناگونی به کار بسته بودند که اهم آن ها عبارت بودند از: 1 . حذف حرف واو از ابتدای آیه ای که ابوذر دایم به آن استناد می کرد . هدف عثمان از این عمل، که به آن اصرار هم می ورزید، این بود که وانمود کند آیه ای که ابوذر به آن استناد می کند و مردم را علیه وی می شوراند، مربوط به اهل کتاب است و شامل مسلمانان از جمله وی و هیات حاکمه نمی شود . آیه به صورت «والذین یکنزون الذهب ...» نازل شد، ولی عثمان در سال 30 هجرت، یعنی همان سالی که اختلاف هیات حاکمه با ابوذر به اوج شدت خود رسیده بود، نظر مردم را به مصحف مورد نظر خود جلب کرد و مابقی مصحف ها را سوزانید . (85) در صورت حذف حرف «واو» ، «الذین » صفت برای «احبار» و «رهبان » می شود، ولی با ثبت حرف واو «الذین » به «الذین » اول آیه عطف می شود و هر دو مشمول «فبشرهم بعذاب الیم » می شوند . ولی ابی بن کعب، پس از آگاهی از قصد عثمان، به مخالفت برخاست و تهدید کرد: اگر عثمان به این کار دست بزند، وی نیز سلاح برمی گیرد و علیه عثمان و یاران و همراهانش به جنگ برمی خیزد . بدین سان، عثمان و یارانش ناگزیر شدند از اعمال چنین تحریفی چشم بپوشند و آن آیه را با همان حرف واو، که در ابتدای آن بود، ثبت نمایند . (86) معاویه نیز سعی داشت به عامه مردم بقبولاند که این آیه اختصاص به اهل کتاب دارد و شامل مسلمانان نمی شود . قصد معاویه این بود که شاید به این وسیله بتواند سخن خود را که می گفت: «مال الله لنا و الارض ارضنا» به کرسی بنشاند و به آن جامه عمل بپوشاند تا در صورت دخل و تصرف در بیت المال، هیچ کس متعرض وی نتواند شد . ولی احنف ابن قیس و صعصعة بن صوحان در برابر او به اعتراض برخاستند و سخنش را نادرست و مردود شمردند . (87) معاویه بر این قانون از خود درآورده سرسختانه پافشاری می کرد تا بتواند در سایه آن سوءاستفاده های خود را از بیت المال توجیه کند . ولی در مقابل، ابوذر نیز در سنگر مبارزه خود محکم و پا برجا بود، به امید آنکه از این طریق از دزدی های معاویه جلوگیری کند . زید بن وهب می گوید: روزی از ربذه، تبعیدگاه و مدفن ابوذر، می گذشتم، ابوذر را در آنجا دیدم . از او پرسیدم: چرا به اینجا آمده ای؟ گفت: هنگامی که در شام بودم، این آیه را قرائت می کردم: «والذین یکنزون الذهب ...» معاویه به من گفت: این آیه درباره مسلمانان نازل نشده، بلکه درباره اهل کتاب نازل شده است، و من در پاسخش گفتم: این آیه درباره هر دو دسته نازل شده است . (88) بنابراین، آشکار می شود تبعیدابوذر به خاطرعقیده او در مورد این آیه شریفه بوده است . افراد بسیاری از عقیده ابوذر در تفسیر این آیه جانب داری کرده و آن را صحیح دانسته اند; از جمله: الف . قرطبی: وی در تفسیرش می نویسد: ابوذر و گروهی دیگر عقیده دارند مقصود این آیه اهل کتاب و مسلمانان هر دو هستند و این سخن صحیح است; زیرا اگر فقط اهل کتاب منظور آیه بود، مناسب آن بود که کلمه «و یکنزون » بیاورد و کلمه «والذین » را حذف کند . چون چنین نکرد، معلوم می شود در اینجا سخن جدیدی شروع شده است . جمله «والذین یکنزون ...» جمله مستانفه است و از باب عطف جمله به جمله به شمار می آید . (89) ب . ابن عباس: وی عقیده دارد آیه شریفه دلالت عام دارد; یعنی شامل اهل کتاب و مسلمانان هر دو می شود . (90) شوکانی، (91) اسماعیل بن عبدالرحمن بن ابی کریمه معروف به «سدی » ، (92) آلوسی، (93) زمخشری (94) و بیضاوی (95) نیز با ابوذر هم رای می باشند . 2 . بنی امیه ابوذر را تهدید کردند اگر دست از مبارزه برندارد و آن ها را به حال خویش وانگذارد، دچار فقر و گرسنگی و مرگ خواهد شد . سفیان بن عیینه از ابوذر نقل می کند که او گفته است: «بنی امیه مرا به فقروقتل تهدید می کنند . به خداقسم، مرگ برای من بهتر از زندگی دنیا و فقر برایم محبوب تر از ثروت است .» از میان تمام ثروتمندان آن زمان، چرا فقط بنی امیه ابوذر را تهدید به فقر و مرگ می کردند؟ آیا علت این امر جز این می تواند باشد که ابوذر با هر ثروتی و هر ثروتمندی مخالفت نداشت، بلکه مبارزه اش فقط با کسانی بود که به فرموده حضرت امیر علیه السلام «مال الله را چنان می خورند که حیوانات علف سبز را» (96) و اینان جز بنی امیه کس دیگری نبودند . یزید بن قیس ارحبی درباره بنی امیه می گوید: هر کدام از آن ها هنگامی که در مجالس می نشینند، از زمین و زمان و خدا و دین سخن می گویند و خود را همه کاره مردم جلوه می دهند . مال خدا را در اختیار خود قلمداد می کنند و خویشتن را معصوم و بری از هر گناه می دانند; چنان می پندارند که مال الله از طریق ارث بدان ها رسیده است و حق دارند و می توانند که در آن هرگونه تصرفی روا دارند، و حال آنکه این مال و ثروت، مالی است که خداوند به وسیله شمشیر خودمان به ما داده است .» (97) 3 . عثمان برای درهم شکستن روحیه ابوذر و به تسلیم درآوردن وی و در نتیجه، سر خورده و مایوس ساختن ابوذر از مبارزه، او را به شام تبعید کرد . (98) ولی این عمل عثمان نتیجه ای نبخشید و به تدریج، مقاومت ابوذر بیشتر و ایمان وی به هدفش افزون تر گشت . 4 . از جمله سیاست هایی که بنی امیه به کار بست، قبولاندن رشوه و حق السکوت به ابوذر بود; زیرا در صورتی که این سیاست به گونه موفقیت آمیزی اجرا می شد، ابوذر از مقام، منزلت و اعتباری که در نظر مسلمانان داشت، سقوط می کرد و آن گاه مردم معتقد می شدند کردار ابوذر با گفتارش تناقض دارد . این سیاست در آغاز درگیری ابوذر با هیات حاکمه و پیش از آنکه مستمری او از بیت المال قطع شود، به مرحله اجرا درآمد و در همان مرحله نیز با شکست روبه رو شد . ابوهلال و ابن کثیر و ابن اثیر می نویسند: (99) این سیاست هنگامی که ابوذر در شام بود، در مورد وی اجرا شد، ولی ابوذر پیروز و سربلند از بوته آزمایش بیرون آمد و دامن پاک خود را به مال حرام نیالود و با این عملش ثابت کرد، گفتار و عملش یکی است . آن ها می افزایند: در پی اجرای این سیاست و شکست آن، معاویه نامه ای به عثمان نوشت و شکایت نزد او برد که ابوذر مرا در تنگنا قرار داده است . 5 . اموی ها مستمری ابوذر را از بیت المال قطع کردند تا شاید از این طریق بتوانند زیر فشار اقتصادی و در تنگنای فقر، او را ناگزیر به تسلیم و سازش کنند . اما این سیاست نیز به شکست انجامید و ابوذر حملات خود را افزون تر کرد و مبارزات خود را علیه غارت و چپاول آنان شدت بخشید . در نتیجه، اموی ها مجبور شدند برای مبارزه با او سیاست دیگری در پیش گیرند . 6 . پس از قطع مستمری ابوذر از بیت المال، وقتی معاویه مطمئن شد که او طعم تلخ فقر و گرسنگی را چشیده است، بار دیگر سیصد دینار برای وی فرستاد، به این امید که این بار ابوذر در آن تنگنای مالی دینارها را قبول کند . اما ابوذر به فرستاده معاویه گفت: اگر این پول مجموع مستمری قطع شده یک ساله من است آن را می پذیرم، و اگر صله است هرگز آن را قبول نمی کنم . (100) پس از آنکه این سیاست نیز به شکست انجامید، معاویه یک بار دیگر نیز توسط یکی از یاران خود به نام حبیب بن مسلمه، سیصد دینار برای ابوذر فرستاد و ابوذر این بار نیز آن مبلغ را نپذیرفت . پس از آنکه ابوذر به ربذه تبعید شد، بار دیگر حبیب بن مسلمه نزد ابوذر رفت و به او پول داد و ابوذر این بار نیز آن را رد کرد . حبیب بن مسلمه همان کسی است که به معاویه هشدار داد که در صورت ادامه تحریکات ابوذر، خطر بزرگی متوجه وی خواهد شد . (101) شاید منظور معاویه و حبیب بن مسلمه از تکرار این عمل آن بود که ابوذر را به وسیله دینار ساکت کنند . عثمان نیز برای به تسلیم کشاندن ابوذر، همین سیاست را به کار برد، ولی او نیز از این سیاست حیله گرانه فایده ای نبرد . عثمان توسط دو تن از غلامان خود، دویست دینار طلا برای ابوذر فرستاد . ابوذر از آن دو غلام پرسید: آیا عثمان به تمامی مسلمان ها همین مقدار پول داده است، یا خیر؟ آن ها جواب دادند: خیر . ابوذر هم آن دینارها را از فرستادگان عثمان نپذیرفت و به آن ها گفت: من نه به این دینارهای طلا نیازمندم و نه به آنچه از مال دنیا در نزد عثمان است احتیاج دارم ... تا آن که در روز قیامت خدایم را ملاقات کنم، و در آن روز اوست که بین من و عثمان حکم خواهد فرمود . (102) 7 . بعد از آنکه توطئه های مزبور بر عزم راسخ ابوذر خللی وارد نکردند و ادامه روشنگری های ابوذر قیام وی را فراگیر می شد، هیات حاکمه با احساس خطر جدی، تصمیم گرفتند با تبعید وی چند روز بر عمر حکومت ننگین و سراسر فساد و ظلم خود بیفزاید . از این رو، پس از آنکه در پی شکایت معاویه از ابوذر تصمیم گرفته شد ابوذر از شام به مدینه بازگردانده شود، او را بر شتر برهنه سوار کردند و افسار شتر را به دست مرکب داری خشن و درشت خوی سپردند تا او را با وضعی رقت بار و دردآور به مدینه برساند . در طول این سفر رنج آمیز و دردبار، گوشت ران های ابوذر خونین و مجروح شده بود . علاوه بر این، پس از آنکه با چنین وضع رقت باری به مدینه رسید، عثمان تمام مردم شهر را از همنشینی و هم صحبتی با او برحذر داشت . (103) ولی با وجود این، ابوذر هرگز تسلیم نشد و به مبارزه ادامه داد تا آنکه ناچار شدند بار دیگر وی را به تبعید بفرستند . این بار «ربذه » را انتخاب کردند . ربذه از نظر ابوذر، بدترین و منفورترین مکان ها بود . با این همه، ابوذر بنابر وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و به احترام سخن آن حضرت که به او فرموده بود: سختی ها و دشواری ها را تحمل کن تا زمانی که به من ملحق شوی، به این تبعید دردناک و وهن آمیز اعتراض نکرد و با شکیبایی و تحمل، راهی آن دیار شد . ابوذر فریب وعده و وعیدهای آنان را نخورد، از تهدیدها نهراسید و دین خود را به دنیای آن ها نفروخت . در عین حال، شمشیر هم به دست نگرفت . بنابراین، اعمال و موضع گیری های وی در برابر هیات حاکمه مورد تاید پیامبر نیز بوده است; چون پیامبر خدا در عین حال که موضع ابوذر را تایید می فرماید، او را از مبارزه مسلحانه نیز برحذر می دارد و به او گوشزد می کند که مبارزه مسلحانه، هم به خودش و هم به مکتبش آسیب خواهد رساند . توطئه های عثمان و هیات حاکمه برای سرکوبی ابوذر


