همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 
هر جامعه‏اى براى تداوم حيات و بقا به كار و فعاليت مردم و مسؤولان احتياج دارد . نياز به كار از قرون باستان وجود داشته است و هرچه مى‏گذرد، بر اهميت آن افزوده مى‏گردد . كار قسمت اعظم از زندگى انسان را در بر مى‏گيرد .
به عقيده‏ى بسيارى از متفكران اجتماعى و انديشمندان اسلامى انسان موجودى اجتماعى است . انسان‏ها قسمت اعظم نيازها و احتياجات خود را از طريق كار گروهى و اجتماعى تامين مى‏كنند . حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام، انديشمند و پيشواى برجسته شيعيان و امت اسلامى كار و تلاش را با درايتى واقع‏بينانه بيان نموده است .
كار از مفاهيم مهم علم جامعه‏شناسى است . كار سرمايه و ذخيره‏ى ملى است و مى‏تواند به رشد تمدن كمك كند . اگر افراد جامعه‏اى به طور نسبى بتوانند كار و شغل مناسب به دست آورند و شغل آنان متناسب با استعدادها، توانايى‏ها و علائق آنها باشد، زمينه براى نوآورى، ابتكار، رشد و پيشرفت در ابعاد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه به وجود مى‏آيد . برعكس اگر زمينه‏هاى اشتغال و كار در جامعه محدود و تقاضا براى كار بسيار باشد، به تدريج‏بيكارى افزايش مى‏يابد . گسترش بيكارى منجر به آسيب‏ها و پيامدهاى ناگوار در جامعه مى‏شود .
2 . تعريف كار
از نظر لغوى كار به معناى فعل و عمل و كردار انسان است و در اصطلاح، كار فعاليتى است نسبتا دائمى كه به توليد كالا يا خدمات مى‏انجامد و به آن دستمزدى تعلق مى‏گيرد .
به عقيده‏ى بعضى از صاحب‏نظران در تعريف كار به نوع خاصى از كار توجه نشده است; بلكه كار را در مفهوم عام سرچشمه‏ى انباشت ثروت و سرمايه و نهايتا رشد و شكوفايى جوامع تلقى كرده‏اند . پولكس فن (1) مى‏گويد:
مردم سرچشمه ثروت‏هاى منقول بوده و افزايش ثروت از كار و زحمت آنها ناشى مى‏شود . (2)
از نظر برخى از اقتصاددانان ليبرال از جمله كلسن كار عبارت است از:
استفاده‏اى كه انسان از نيروهاى مادى و معنوى خود در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات مى‏كند . (3)
بر اساس اين تعريف فعاليت و كار به طور عمده از طريق هدف‏ها و ارزش محصولى كه توليد شده معين مى‏گردد; به عبارت ديگر كار زمينه را براى توليد و افزايش خدمات ايجاد مى‏كند .
به طور كلى كار عبارت است از:
مجموعه عملياتى كه انسان با استفاده از مغز، دست‏ها، ابزار و ماشين‏ها براى استفاده‏ى عملى از ماده روى آن انجام مى‏دهد و اين اعمال نيز متقابلا بر انسان اثر مى‏گذارد و او را تغيير مى‏دهد . (4)
بر اساس تعريف مذكور كار داراى سه خصوصيت است:
نخست، كار مبتنى بر فعاليت فكرى و بدنى است;
دوم، از طريق كار، كالايى توليد مى‏شود يا خدمتى عرضه مى‏گردد;
سوم، در قبال انجام كار، دستمزدى پرداخت مى‏گردد .
در انديشه‏ى حضرت على عليه السلام مى‏توان به صورت استنباطى كار را چنين بيان نمود: كار عبارت است از تلاش و كوشش انسان‏ها براى آماده كردن زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى در دنياى مادى .
حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: فعليكم بالجد و الاجتهاد، و التاهب، و الاستعداد، و التزود فى منزل الزاد; (5) بر شما باد به تلاش و كوشش، آمادگى و آماده شدن و جمع آورى زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى .
از ديدگاه على عليه السلام در جامعه يكى از حقوق اوليه‏ى مردم اين است كه همه حق دارند، شاغل باشند . كار كوچكى و بزرگى ندارد; مگر با توجه به كارى كه انجام مى‏دهند و هركس اعم از مرد و زن پاداش كار خود را خواهد ديد .
3 . ارزش و اهميت كار
يكى از معيارهاى مهم براى پيشرفت و سعادت جوامع توجه به شكل، نوع و كيفيت كار و فعاليت است . در برخى از جوامع بين اشكال كار يدى و فكرى تمايزاتى وجود داشته است . كارهاى يدى و فيزيكى فاقد ارزش بود و معمولا اين فعاليت‏ها وكارها به اقشار پايين جامعه واگذار مى‏شد . براى مثال در شهرهاى يونان باستان و در اروپاى قرون وسطى و در جوامع كاستى (6) چنين چيزى وجود داشته است; در حالى كه در برخى از جوامع و اديان الهى و آسمانى عموما به كار و فعاليت و به ويژه كارهاى فيزيكى توجه فراوان مى‏شده است . پيامبران الهى خود بر كار و فعاليت تاكيد داشته و خود به آن مى‏پرداختند .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قبل از بعثت گوسفندچرانى مى‏كرد و با مال و سرمايه‏ى خديجه عليها السلام تجارت مى‏نمود . حضرت موسى عليه السلام نيز گوسفند چرانى مى‏نمود . حضرت ابراهيم عليه السلام به كارهاى چوپانى و بنايى اشتغال داشت و حضرت ادريس عليه السلام خياط و حضرت نوح عليه السلام نجار بوده است . (7)
در زمينه‏ى احترام و بزرگداشت كار و تلاش مفيد و سودمند حضرت رسول صلى الله عليه و آله صرفا به تمجيد و تعريف نپرداخته است . بلكه دستى را مى‏بوسد كه از كار ورم كرده و پينه بسته است و مى‏فرمايد:
اين دستى است كه خدا و پيامبرش آن را دوست دارند . (8)
حضرت محمد صلى الله عليه و آله باز مى‏فرمايد: خداوند بنده‏ى باايمان پيشه‏ور را دوست دارد و هيچ‏يك از شما غذايى گواراتر از دسترنج‏خود نخورده است . (9)
علاوه بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ائمه‏ى اطهار عليهم السلام هر كدام به كار و فعاليت مى‏پرداختند . پس از رسول اسلام، اميرالمؤمنين عليه السلام از هركس متواضع‏تر بود . در امور خانه به همسر خويش كمك مى‏كرد و شخصا به كار و تلاش در مزرعه مى‏پرداخت .
با كلنگ زمين را مى‏كند و آن را شيار و آبيارى مى‏كرد و بارهاى هسته‏ى خرما را روى شانه مى‏گذاشت و به صحرا مى‏برد و بر زمين مى‏فشاند و اگر يك دانه‏اى از آن بر زمين مى‏افتاد، خم مى‏شد و آن را بر مى‏داشت و مى‏فرمود: امروز هسته است و فردا خرما . (10)
حضرت على عليه السلام در طول عمر خويش علاوه بر رسالت زمامدارى و امامت‏به كارهاى زراعت و باغبانى مى‏پرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و يتيمان و اقشار پايين جامعه مى‏نمود . در مورد اهميت و ارزش كار و تلاش مى‏گويد:
كشيدن سنگ‏هاى گران از قله‏هاى كوه، نزد من از منت ديگران كشيدن محبوب‏تر است . مردم به من مى‏گويند: كار براى تو عيب است و حال آن كه عيب آن است كه انسان دست‏سئوال نزد مردم دراز كند . (11)
در انديشه و مرام امام على عليه السلام كار از تقدس و احترام خاص برخوردار است; به همين رو مقرر داشت كه برترى بعضى از مردم بر برخى ديگر صرفا بر اساس كار و فعاليت‏باشد; نه حسب و نسب موروثى و امتيازات قبيله‏اى و عشيره‏اى ، چنان كه گفت: «پاداش هركس در قبال هر كارى است كه انجام مى‏دهد .»
و در اين‏باره چنان سخت گرفت كه معروف شد، على ياور هر كسى است كه كار مى‏كند و دشمن آن كسى است كه به گدايى مى‏پردازد . (12)
4 . ملاك‏ها و معيارها در انتخاب شغل و كار
در مورد انتخاب شغل و كار نظرهاى گوناگونى مطرح شده است . برخى از صاحب‏نظران معتقدند كه افراد در انتخاب شغل آزادند و برخى انتخاب شغل را با ساختار اقتصادى و اجتماعى جامعه مرتبط مى‏دانند . حال سئوالات ذيل مطرح مى‏شود: آيا انتخاب شغل با آگاهى همراه است‏يا نه؟
آيا انتخاب شغل و كار بر اساس جبر است‏يا اختيار؟
آيا انتخاب شغل تصادفى است‏يا نه؟
آيا انتخاب شغل آگانه‏است‏يا ناآگاهانه؟
آيا انتخاب شغل عقلانى است‏يا بر اساس عواطف و احساسات؟
از ديدگاه برخى از محققان انتخاب شغل امرى تصادفى است و افراد به‏صورت شانسى شغلى را انتخاب مى‏كنند; در مقابل عده‏اى عامل اراده را در اين امر مهم مى‏دانند .
بعضى از صاحب‏نظران از جمله آدامس (13) 1957م اظهار مى‏دارد:
انتخاب شغل افراد بر اساس آگاهى و تامل صورت مى‏گيرد; در حالى كه به نظر فرويد (14) كار و فعاليت و انتخاب شغل به طور ناآگاهانه انجام مى‏شود به‏عبارت ديگر عامل اجبار و فشار و اضطراب باعث مى‏شود تا افراد هركدام كارى را انتخاب كنند . (15)
يكى از ملاك‏ها و معيارهاى حضرت على عليه السلام پيرامون كار و انتخاب شغل آگاهى داشتن و شناخت لازم به كار است; زيرا كار توام با آگاهى در مسير زندگى و ترقى افراد نقش مؤثر دارد; چنان كه ايشان مى‏فرمايد:
فان العامل بغير علم كالسائر على غير طريق فلايزيده بعده عن الطريق الواضح الا بعدا من حاجته و العامل بالعلم كالسائر على الطريق الواضح; (16) عمل كننده بدون آگاهى چون رونده‏اى است كه بيراهه مى‏رود . پس هرچه شتاب كند، از هدفش دورتر مى‏شود و عمل كننده از روى آگاهى، چون رونده‏اى بر راه راست است .
هم چنين على عليه السلام مى‏فرمايد: اذا ارتايت فافعل; (17) هر گاه نظر و تامل كردى، عمل كن (يعنى در هر كارى نخست‏بايد فكر كرد; آنگاه انجام داد).
از نظر على عليه السلام اخلاص از ملاك‏ها و معيارهاى ديگر در كارها و فعاليت‏ها است . على عليه السلام فرمود:
خير العمل ما صحبه الاخلاص; (18) بهترين عمل آن است كه با اخلاص همراه باشد .
باز مى‏فرمايد: صلاح العمل بصلاح النية; (19) صلاح و درستى عمل به خالص بودن نيت است .
از اين سخنان چنين استنباط مى‏شود كه اخلاص در عمل يكى از شرايط مهم در زندگى انسان‏ها به‏ويژه در زمينه‏ى كار و فعاليت است; زيرا عمل خالص علاوه بر نفع شخصى و مادى براى افراد، داراى منافع اخروى است; هم چنين در اصلاح و گرايش مردم و جامعه به سوى كمال و سعادت دنيوى و اخروى نقش ارزنده دارد .
5 . كار از ديدگاه‏هاى فيزيولوژى و روان‏شناسى
از اين منظر وضعيت فيزيكى، اندام‏ها، ماهيچه‏ها، دستگاه‏هاى تنفسى، عصبى و جز اينها در ارتباط با كار و تلاش مورد توجه قرار مى‏گيرد . موضوعاتى كه در اين ديدگاه مطرح است، عبارتند از:
1- تاثير محيط كار بر قواى انسانى;
2- توانايى ارگانيسم انسان بر محيط كار;
3- توانايى‏هاى بدنى انسان .
در اين زمينه كه چه عاملى باعث‏خستگى در محيط كار مى‏شود و با چه راه‏كارهايى مى‏توان خستگى را در محيط كار كاهش داد، على عليه السلام مى‏فرمايد:
قليل مدوم عليه خير من كثير مملول منه; (20) كار اندك كه به آن ادامه داده شود، بهتر از كار بسيار است كه خستگى آورد (از كار زياد و خستگى‏آور پرهيز كنيد كه نشاط و نوآورى را سلب مى‏كند).
باز مى‏فرمايد: دل‏ها همانند بدن‏ها، خسته و افسرده مى‏شوند; پس براى آنها لطايف حكمت‏آميز و جالب برگزينيد . (21) از اين مطلب استنباط مى‏شود كه با ايجاد تنوع و نوآورى در محيط كار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگيرى كرد و زمينه‏هاى رضايت را فراهم نمود .
6 . كار آزدانه و غير آزادانه (اجبارى)
بررسى‏هاى به عمل آمده حاكى از آن است كه در مواردى كار موجب استثمار و از خود بيگانگى (22) انسان مى‏گردد .
اگر انتخاب كار، ناصحيح و با فرد ناسازگار باشد، آثار مضرى خواهد داشت . چنانچه كار براى فردى كه آن را انجام مى‏دهد، امرى خارجى تلقى شود، در معناى خاص كلمه، از خود بيگانه‏كننده است .
برخى از كارهاى از خود بيگانه‏كننده عبارتند از:
1- كارها و فعاليت‏هايى كه به نوعى سلب‏كننده‏ى شخصيت افراد باشد;
2- كارى كه فرد علاقه‏مند به آن نباشد;
3- كارى كه فرد از روى اختيار و آزادى انجام ندهد;
4- كارهايى كه فرد در پايان روز به‏مانند برده از آن فرار مى‏كند و براى وى مفيد نباشد;
5- كارهايى كه خم و راست‏شدنى بيش نيستند .
از نظر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بر پايه دو عامل آبادى و عمران زمين و پاداش عادلانه براى كار مى‏توان جامعه‏اى سالم بنا نهاد . ايشان از كار فاقد اختيار و رضايت نهى مى‏كرد و به مسئولان و زمامداران توصيه مى‏كرد، در امور و فعاليت‏ها مردم را مجبور نسازند .
يكبار مردم يكى از ايالات به نزد وى آمده، گفتند: در سرزمين آنها نهرى بوده كه گذشت روزگار مجراى آن را خراب كرده و اگر از نو حفر و ترميم گردد، براى آنها درآمد و سود زيادى خواهد داشت . آنان از على عليه السلام خواستند كه به فرماندار خود در آن سرزمين دستور دهد كه مردم آنجا را براى كمك در ترميم و نوسازى نهر تخريب شده مجبور سازد . ايشان حفر مجدد نهر را پذيرفتند; ولى با مجبور ساختن مردم براى چنين امرى مخالفت كردند .
امام على عليه السلام به عامل خود به نام قرظة بن كعب چنين نوشت:
. . . از من خواستند كه به تو بنويسم كه آنان را به كار وادار كنى و مردم را براى حفر نهر گردآورى . . . . به نظر من كسى را نبايد به كارى كه نمى‏خواهد مجبور ساخت . آنان را به نزد خود بخوان، اگر نهر آن چنان باشد كه تعريف كرده‏اند، هركسى كه بخواهد كار كند، او را به كار بخوان و نهر بايد از آن كسانى باشد كه كار كرده‏اند; نه كسانى كه در آن شركت نجسته‏اند . . . . (23)
مجبور ساختن افراد براى انجام كارها امرى ناشايست است . آن كارى صحيح است كه افراد با ميل و علاقه انجام دهند .
چنان كه آمد، على عليه السلام كار اندكى را كه با اشتياق تداوم يابد، بهتر از كار فراوانى شمرده‏است كه رنج آور باشد .
كار بايد بر اساس آزادى و ميل باشد، نه اجبارى و حتى نبايد در كارى سودمند، مردم را اجبار كرد . فعاليت‏ها و كارهاى اجبارى پيامدهاى ذيل را به همراه دارد:
نخست، كارهاى غير آزادانه از شكوفايى استعدادها و توانايى‏هاى انسان جلوگيرى مى‏كند و زمينه‏ى رشد، نوآورى، ابداع و ابتكار افراد را تقليل مى‏دهد .
دوم، ارزش انسانى افراد را كاهش مى‏دهد;
سوم، كارهاى اجبارى نوعى توهين به آزادى انسانى است;
چهارم، فعاليت‏هاى تحميلى توهين و اهانت‏به خود كار و عمل مى‏باشد .
امام على عليه السلام آزادى و اجبار در كار را از دو منظر مورد توجه قرار داده است:
اولا، كار اجبارى را حتى در امور عام المنفعه و سودمند مقبول ندانسته است; زيرا فعاليت‏هاى اجبارى به فقدان شكوفايى، نزول ارزش انسانيت و اهانت‏به آزادى و كار منجر مى‏گردد;
ثانيا، منافع و درآمد و سودى را كه به دست مى‏آيد، سهم آنانى مى‏داند كه به كار و فعاليت پرداخته‏اند .
از نگاه على عليه السلام افرادى كه در عمل و كار كوتاهى و سستى كنند، پيامدهاى سوئى برايشان است . آن حضرت فرمود: من قصر فى العمل ابتلى بالهم; (24) كسى كه در عمل كوتاهى كند، به غم و اندوه دچار شود .
كار آزادانه شامل فعاليت‏هايى است كه:
اولا بر استعدادها و توانايى‏هاى انسان مبتنى باشد;
ثانيا فرد به آن علاقه‏مند باشد;
ثالثا به شخصيت انسان خدشه وارد نكند;
رابعا به شكوفايى و ابتكار فرد منجر شود .
7 . كارهاى شايسته
در قرآن مجيد آيات متعددى راجع به كار و فعاليت وجود دارد . يكى از اهداف مهم اسلام در جامعه انجام كار و اعمال شايسته است .
ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات كانت لهم جنات الفردوس نزلا; (25) كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كرده‏اند، در بهشت فردوس منزل خواهند يافت .
ان هذا القران يهدى للتى هى اقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا كبيرا; (26) اين قرآن خلق را به راست‏ترين و استوارترين طريق هدايت مى‏كند و مومنان را كه كارهاى شايسته مى‏كنند، به اجر و ثواب عظيم بشارت مى‏دهد

[دوشنبه 10 خرداد 1389 ]  [10:12 PM]  [مرجان ب]
اشاره:
«اشتغال» امروزه در جامعه ما، يکي از مسائل اساسي و موضوعات مورد بحث مي‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصي و انديشه‏هاي خود، در مورد چگونگي اشتغال جوانان و آداب و شيوه‏هاي کار، علل و انگيزه‏هاي بيکاري، انواع مشاغل، اولويت انتخاب شغل‏ها و... سخن گفته و بحث مي‏کند.
اشتغال به کارهاي مفيد و مورد نياز جامعه، داراي اثرات و نتائج قابل توجه براي همه افراد جامعه اسلامي است که از جمله آن‏ها مي‏توان به فوائد زير اشاره نمود:
1.زمينه رستگاري
اساساً کار و اشتغال در بينش توحيدي اسلام، يک ارزش محسوب مي‏شود و تلاش بيشتر در کارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي‏نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي‏برد. رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمايد: «اَلْکادُّ عَلي عِيالِهِ کَالمُجاهِدِ في سبيل اللّه1؛ کسي که براي تأمين معاش خانواده‏اش تلاش مي‏کند، همانند مجاهد در راه خداست.»
2.تأمين مخارج زندگي
يک مسلمان با پيش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا حدودي از فقرِ اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خود و جامعه مي‏کاهد.
3.وسيله ارتباط سالم
اشتغال به کار، افراد را در زندگي تحت يک برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعي و معاشرت با ديگران ياري مي‏نمايد.
4.آرامش روح و وجدان
تمام کساني که به کارهاي مفيد اقتصادي اشتغال دارند و بر اساس احساس وظيفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود مي‏پردازند؛ علاوه بر اين که آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم مي‏کنند، به نوعي تفريح نيز مي‏پردازند؛ هم چنان که افراد سُست عنصر و بيکار معمولاً به اضطراب و افسردگي و عذاب وجدان دچار هستند.
5.بيدار نمودن روحيه خلاّقيت
اشتغال به کسب‏هاي مورد علاقه، روحيه ابتکار و خلاقيت را در افراد زنده کرده و استعدادهاي دروني آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نيروهاي نهفته در اندرون خود مي‏سازد. و به اين ترتيب، مفيد و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقويت مي‏شود. چنين فردي با روحيه سرشار از عشق به کار، از زندگي خود لذّت برده و براي رسيدن به اهداف عالي تلاش مي‏کند.
6.تثبيت موقعيت اجتماعي
اشتغال به کار مفيد و مورد نياز جامعه، راه رسيدن به موقعيت اجتماعي يک فرد مسلمان مي‏باشد و شغل او هر قدر از نيازهاي جامعه بکاهد و موجب تقويت و استقلال و آزادي و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعيت اجتماعي صاحب شغل در ميان افراد جامعه اسلامي، بيشتر و بالاتر خواهد بود.
خداوند مي‏فرمايد: «وَ اَنْ لَيْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعي»(2)؛ و اين که براي انسان بهره‏اي جز سعي و تلاش او نيست.
7.جلوگيري از مفاسد
بيکاري افراد، موجب ضررهاي جبران‏ناپذير و داراي مفاسد بي‏شمار براي اجتماع مسلمانان است؛ به اين معنا که يک فرد با انتخاب يکي از مشاغل مورد نياز جامعه و اشتغال به آن، باري از دوش مردم و مسئولين برمي‏دارد و در مقابل، فرد بيکار نه تنها مشکلي را در جامعه حل نمي‏کند بلکه خود، مشکل آفرين و سربار جامعه اسلامي نيز مي‏شود و علاوه بر اين که نيرويي هدر رفته، نيروهاي ديگري را به خود مشغول خواهد کرد.
با توجه به نکات فوق در اين نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سيره و سخن حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، مورد بحث قرار گرفته است.
اهميّت کار
در سيره پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فعاليت‏هاي اقتصادي افراد، ارزش بالايي دارد. آن حضرت کارگران و توليدکنندگان در عرصه اقتصادي را چنان تشويق مي‏کند که در طول تاريخ جوامع بشري، هيچ فرقه و مذهبي چنين جايگاهي براي اساسي‏ترين رکن جامعه، يعني تأمين کنندگان حياتي‏ترين کالاي اقتصادي، قائل نشده‏اند.
انس‏بن مالک مي‏گويد: هنگامي که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ازجنگ تبوک برمي‏گشت، سعد انصاري ـ يکي از کارگران مدينه ـ به استقبال آن حضرت آمد. هنگامي که رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با او دست داد، لمس دست‏هاي زِبْر و خشنِ مرد انصاري، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را تحت تأثير قرار داد. براي همين، از او پرسيد: چرا دست‏هاي تو اين چنين کوفته و خشن مي‏باشد؟ آيا ناراحتي خاصّي به دستان تو رسيده است؟
عرضه داشت: يا رسول اللّه! اين خشونت و زبري دستان من، بر اثر کار با بيل و طناب است که به وسيله‏ي آن‏ها زحمت مي‏کشم و مخارج خود و خانواده‏ام را تأمين مي‏نمايم.
«فَقَبَّلَ يَدَهُ رسولُ اللّهِ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و قالَ: هذِهِ يَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم دست او را بوسيده و فرمود: اين دستي است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»3
نکوهش افراد سست عنصر
رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گاهي با جوانان سالم و نيرومندي مواجه مي‏شد. بازوهاي ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسي نموده و از وضعيت زندگي و شغلشان سؤال مي‏نمود، اگر در جواب گفته مي‏شد که: وي فردي بيکار است و هيچ گونه شغلي ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت مي‏شد و مي‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَيْني؛ از چشمم افتاد.» (فرد بيکار در نظر من ارزشي ندارد.) اطرافيان مي‏پرسيدند: يا رسول اللّه! چرا اين افراد را دوست نمي‏داريد؟ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: براي اين که اگر مؤمن شغلي نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، براي امرار معاش، از دين خود خرج خواهد نمود.4
آن حضرت در گفتاري حکيمانه، افراد تنبل و بي‏حال را که تن به کار نمي‏دهند و مي‏کوشند که از دست رنج ديگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شديد قرار داده، مي‏فرمايد: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقي کَلَّهُ عَلَي النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسي که بار زندگي خود را به گردن مردم بيندازد. ملعون است، ملعون است کسي که اعضاي خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»5
البته سيره و سخن پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در مورد افراد بيکار ـ که با بهانه‏هاي واهي فرصت‏هاي شغلي را از دست مي‏دهند ـ حاوي نکته مهمي است و آن، اين که بيکاري ريشه بسياري از مشکلات و گرفتاري‏ها در زندگي يک جوان فعال و پر انرژي است. زيرا اگر يک فرد مسلمان مخارج زندگي خود را با فعاليت‏هاي اقتصادي سالم و اشتغال به يک کسب پاکيزه و حلال، تأمين نکند به ناچار براي تأمين زندگي‏اش ارزش‏هاي ديني را زير پا گذاشته و به راه‏هاي فريبنده که به ظاهر سود سرسام آوري هم دارند، کشيده خواهد شد. و اين، مصداقي از همان امرار معاش از راه دين و ايمان است که در کلام پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بود.
گذشته از اين، بيکاري يک فرد نه تنها موجب از ميان رفتن استعدادهاي دروني وي مي‏شود و او را به فردي تن پرور و بي‏خاصيت مبدل مي‏سازد، بلکه به عنوان يک معضل و بيماري اجتماعي، يک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقي و اجتماعي و بيماري‏هاي روحي خواهد ساخت.
در حقيقت يک عضو فعال و پر انرژي که از سرمايه‏ها و ذخاير خدادادي جامعه اسلامي است و بايد به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به همين دليل پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بيکاري را براي يک جوان خطرناک مي‏داند.
نقش انگيزه‏هاي مقدّس در اشتغال
از منظر حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم تمام فعاليت‏هاي يک مسلمان مي‏تواند نوعي ارتباط با آفريدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادي و دنيوي، از پاداش‏هاي معنوي نيز درجهان آخرت برخوردار مي‏باشد.
آري کار براي خدا، نقش مهمي در شکل دادن به رفتار اقتصادي انسان دارد. به علاوه اين انگيزه مي‏تواند قواي جسمي و روحي وي را در فعاليت‏هاي اقتصادي چند برابر نمايد؛ به خاطر هدف والاي وي، کار او نيز مقدّس خواهد شد. رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بر اين باور بود که: «اَلْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ6؛ عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترين آن‏ها طلب روزي حلال است.»
آن حضرت اشتغال به کارهاي حلال را مانند ساير عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضروري دانسته و مي‏فرمايد: «طَلَبُ الْحَلالِ فَريضَةٌ عَلي کُلِّ مُسْلِمٍ و مُسْلِمَةٍ7؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.»
بنابراين، انگيزه‏هاي مقدّس مي‏تواند همه کارها و فعاليت‏هاي اقتصادي يک مسلمان را ـ اعم از کارهاي تجاري، کشاورزي، صنعتي و خدماتي ـ فرا گرفته و آن‏ها را در شمار عبادات قرار دهد.
در روايتي آمده است که: روزي رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با جمعي از اصحاب در محلي حضور داشتند. در آن ميان، چشمان آنان به جواني نيرومند و زيبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. ياران پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم گفتند: يا رسول اللّه! اگر اين جوان نيرومند، نيرو و انرژي خود را در راه خدا مصرف مي‏کرد، چقدر شايسته مدح و تمجيد بود! حضرت فرمود: اين سخن را نگوييد! اگر اين جوان براي تأمين معاش مي‏کوشد و انگيزه او بي‏نيازي از ديگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذيرايي از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار مي‏کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگيزه مقدّسي دارد.8
در سيره پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، هدف از رفتارهاي اقتصادي جلب رضايت خداوند است. و رضايت پروردگار، انگيزه مقدّس و هدف والايي است که يک انسان مسلمان را در سخت‏ترين شرايط به فعاليت‏هاي اقتصادي وادار مي‏کند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضاي الهي خرج مي‏کند.
اما از نظر متفکّران مادّي و اقتصاددانان غربي، هدف نهايي از کار، دست يابي به لذت‏هاي فردي است. و در آن صورت، انگيزه کار، دست يابي به حداکثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقي و انساني تحت الشعاع سود جويي‏هاي مادي قرار گرفته و به تدريج انسان از ماهيت خود خارج شده و در عرصه‏هاي زندگي فقط به سودهاي سرشار مادي مي‏انديشد؛ گرچه در اين راه، حقوق ديگران تضييع شده واخلاق و انسانيت از ميان برود.
روش‏هاي ترويج اشتغال
حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم براي ايجاد انگيزه توليد و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‏هاي مختلفي بهره مي‏گرفت که به برخي از آنان اشاره مي‏شود:
الف) زمينه سازي براي رشد استعدادها
آن حضرت با استفاده از فرصت‏هاي مناسب براي شکوفايي نيروهاي دروني و استعدادهاي نهفته افراد، زمينه سازي مي‏نمود و از اين طريق، در آنان انگيزه توليد و کسب درآمد را تقويت مي‏کرد. روايت زير، نشانگر اين روش رسول گرامي مي‏باشد:
مردي از اصحاب در تنگناي زندگي قرار گرفت. وي که داراي شغل مناسبي نبود و بسياري اوقات از بيکاري رنج مي‏برد، خانه نشين شد. روزي همسرش به وي گفت: اي کاش به محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏رفتي و از او درخواست کمک مي‏نمودي! مرد با پيشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. هنگامي که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او ياري مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نکند، خداوند او را بي‏نياز مي‏کند.»
او پيش خود فکر کرد که مقصود پيامبر، من هستم و بدون اين که سخني بگويد، به خانه برگشت و ماجرا را براي همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگي نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.
مرد ناچار براي بار دوم به حضور پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت اما قبل از اين که حرفي بزند، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همان سخن قبلي را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَيناهُ وَ مَنْ اسْتَغْني اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولي چون خود را همچنان در چنگال فقر و بيکاري، ضعيف و ناتوان مي‏ديد، براي سومين بار با همان نيّت به مجلس رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رفت. باز هم لب‏هاي رسول اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمينان مي‏بخشيدـ همان جمله را تکرار کرد. اين بار اطمينان بيشتري در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کليد مشکل خويش را در همين جمله يافته است. وقتي که خارج شد، با قدم‏هاي مطمئن‏تري راه مي‏رفت. با خود فکر مي‏کرد که ديگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکيه مي‏کنم و از نيرو و استعدادي که در وجودم به وديعت نهاده شده است، بهره مي‏گيرم و از او مي‏خواهم که مرا در کارهايم موفق گردانيده و از ديگران بي‏نياز سازد. با اين نيّت، تيشه‏اي عاريه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداري هيزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خويش را چشيد. روزهاي ديگر به اين کار ادامه داد تا به تدريج توانست از حاصل درآمد خويش، ابزار کار را فراهم نمايد. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و شتر و غلاماني شد. وي در اثر تلاش و کوشش شبانه‏روزي، يکي از افراد ثروتمند گرديد. روزي به محضر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آمده و وضعيت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم وي را به تحرک و کار واداشت. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکي بخواهد، ما به او کمک مي‏کنيم ولي اگر بي‏نيازي بورزد، خدايش او را کمک خواهد نمود.9
ب) روش‏هاي رفتاري
گرچه رهنمودهاي گفتاري، در تربيت افراد تأثير دارد اما اقدامات عملي، به مراتب بيشتر از شيوه‏هاي گفتاري مؤثر است. براي همين پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نه تنها با راهنمايي‏ها و زمينه سازي‏هاي خود موجب هدايت افراد به سوي ميدان‏هاي کاري شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با ديگران کار مي‏کرد.
رفتار رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را مي‏توان تبلور اصول و ارزش‏هاي اسلامي قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنه‏ي سياست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و ساير صفات والاي انساني اسوه تمام عيار مسلمانان به شمار مي‏آيد، رفتار اقتصادي آن حضرت نيز مي‏تواند شيوه‏اي موفق و کارآمد براي چگونه زيستن باشد.
نمونه هايي از سيره عملي حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم :
خانه سازي
امام صادق عليه‏السلام به فردي که در اثر جهل و غرور، تن به کار نمي‏داد و خود را نيازمند ديگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالاي سرت بار حمل کن. (و هرچه مي‏تواني تلاش کن.) و از مردم بي‏نياز باش.
سپس به وي فرمود: همانا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم سنگ‏ها را به دوش خود حمل مي‏کرد و ديوار خانه‏اش را مي‏ساخت.10
باغداري
علي عليه‏السلام روزي به سلمان فرمود: اي [ابا [عبداللّه! باغي را که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با دستان خويش آن را ساخته و درخت‏هايش را کاشته است، براي فروش به‏مشتريان عرضه کن. سلمان باغ پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.11
دامداري
روزي حضرت رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّاً اِلاّ راعي غَنَمٍ؛ تمام پيامبران الهي پيش از آن که به مقام نبوت برسند، مدتي چوپاني کرده‏اند. قالُوا: وَ اَنتَ يا رَسُولَ اللّه؟؛ از پيامبر سؤال شد: آيا شما نيز چوپاني کرده‏ايد؟ قال: وَ اَنَا رَعَيْتُها لاَِهْلِ مَکّة بِالْقَرارِيط؛ فرمود: بله، من مدتي گوسفندان اهل مکه را در سرزمين «قراريط» به چراگاه برده‏ام.»12
بازرگاني
پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم قبل از ازدواج، با خديجه يک قرارداد تجارتي بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربه‏اي، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم متعهد شده بود که با سرمايه خديجه به يک سفر تجارتي برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهاي بازرگاني خديجه شريک باشد. بعد از توافق طرفين، خديجه شتري راهوار و مقداري کالاهاي ارزشمند در اختيار حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش کرد که در اين سفر تجارتي به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمايند. اين سفر تجارتي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم به شام، تا حدودي وضعيت اقتصادي و مالي آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پايان سفر، کارداني و شايستگي اين جوان قرشي مورد تقدير و ستايش خديجه ـ ثروتمندترين و سرشناس‏ترين زن مکه ـ قرار گرفت و بدين منظور، مبلغي را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبيّ اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فقط مبلغ معيّن در قرارداد را دريافت کرده و از اخذ وجوه اضافي خودداري نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب عليه‏السلام برد و همه را در اختيار عموي گرامي‏اش گذاشت تا اين که مقداري وضع زندگي حضرت ابوطالب عليه‏السلام سر و سامان يابد.13
امام صادق عليه‏السلام در مورد کارهاي تجارتي پيامبر عليه‏السلام سخنان ارزنده‏اي دارد. اسباط بن سالم مي‏گويد:
روزي به حضور امام صادق عليه‏السلام شرفياب شدم، آن حضرت پرسيد: عمربن مسلم چه مي‏کند؟ گفتم: حالش خوب است اما ديگر تجارت، نمي‏کند. امام صادق عليه‏السلام فرمود: ترک تجارت، کار شيطاني است. ـ اين جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با کارواني که از شام مي‏آمد معامله مي‏کرد و با بخشي از درآمد آن معامله قرض‏هاي خود را ادا نموده و بخشي ديگر را در ميان نيازمندان فاميل تقسيم مي‏نمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا مي‏فرمايد: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهيهم تِجارَةٌ وَ لا بَيعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مرداني که تجارت و داد و ستد، آنان را از ياد خدا غافل نمي‏کند.»(15)
همکاري در فعاليت‏هاي اجتماعي
1.ساختن مسجد
هنگامي که مسجد قبا ـ اولين مسجد در تاريخ اسلام ـ ساخته مي‏شد، حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم همدوش ساير مسلمانان کار مي‏کرد. آن حضرت سنگ‏هاي کوچک و بزرگ را برمي‏داشت و آن‏ها را بغل مي‏نمود و حمل مي‏کرد. به طوري که سفيدي گرد و خاک سنگ‏ها کاملاً در بدن آن حضرت نمايان بوده و حکايت از سخت کوشي آن حضرت داشت. گاهي مردي از اصحاب به نزدش مي‏آمد و التماس مي‏کرد که: يا رسول اللّه! پدر و مادرم فداي تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جاي شما کار کنم. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمود: نه، تو هم سنگ ديگري بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوشش‏هاي شبانه روزي، ساختمان مسجد قبا را به پايان برد.16
همچنين در تأسيس ساختمان مسجد النبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم آن حضرت علاوه بر راهنمايي مسلمانان در طرح ريزي بناي مسجد، خود نيز در کنار آنان کار مي‏کرد و آن چنان از جان و دل کارهاي ساختماني را انجام مي‏داد که مسلمانان تحت تأثير قرار مي‏گرفتند. اسيد بن حضير يکي از آنان بود که جلو آمده و گفت: يا رسول اللّه! اجازه بفرماييد تا من به جاي شما سنگ‏هاي سنگين را حمل کنم. فرمود: نه، تو يکي ديگر ببر.
يکي از مسلمانان نيز اين شعر را قرائت مي‏کرد:
لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبيُّ يَعْمَلُ
فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ17
اگر ما بنشينيم در حالي که پيامبر کار مي‏کند، رفتار بسيار زشت و ناپسند انجام داده‏ايم!
2.راهسازي
امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر عليه‏السلام فرمود: پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يکي از راه‏هاي عمومي را ـ که آب خراب کرده بودـ با چيدن سنگ تعمير نمود. به خدا سوگند! انسان‏ها و چهار پايان تا اين لحظه از آن استفاده مي‏کنند.18
3.انجام کارهاي منزل
رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله علاوه بر اداره حکومت اسلامي و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، به کارهاي منزل نيز رسيدگي مي‏کرد.
امام صادق عليه‏السلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم يَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ19؛ رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم پيوسته بز خانواده‏اش مي‏دوشيد.»
ج) ره توشه‏هاي پيشه وران
حضرت خاتم الانبياء صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با اين که مسلمانان را به اشتغال در کارهاي توليدي، خدماتي، کشاورزي و ساير مشاغل توصيه مي‏کرد ولي به لحاظ موقعيّت جغرافيايي و با توجه به آب و هواي مناطق مختلف، به برخي از شغل‏ها اهميّت خاصّي قائل بود. در اين‏جا به نقل چند مورد از گفتارهاي آن حضرت مي‏پردازيم:
1. «تِسْعَةُ اَعْشار الرّزقِ في‏التّجارَةِ وَالْجزْءُ الْباقي في السّابياء ـ يعني الغنم ـ ؛20 109 در آمد در داد و ستد و باقي مانده آن در دامپروري (و کارهاي توليدي) است.»
2. « مَنْ غَرَسَ شَجَرَةً فَاَيْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِي الْجَنَّةِ؛21 هر مسلماني که نهال درختي بنشاند و آن درخت (بر اثر کوشش‏هاي باغبان) به ثمر بنشيند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختي در بهشت قرار مي‏دهد.»
3. در سيره اقتصادي پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم باغداري، زراعت و کشاورزي آن چنان از اهميت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضييع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامي هشدار داده و ضمن دستورالعملي، دهقانان را به زمامداران اسلامي کاملاً سفارش نموده و به علي عليه‏السلام فرمود:
يا علي! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.22
پي نوشت :
1.نجم / 39.
2.فقه الرضا، ص 208.
3.اسدالغابه، ابن اثير،ج 2، ص 169؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 و النهايه، ج 4، ص 202.
4.بحارالانوار، ج 100، ص 10 و مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11.
5. تحف العقول، ص 37 و الکافي، ج 4، ص 12، (باب کفاية العيال و التوسع عليهم).
6.بحارالانوار، ج 100، ص 209.
7.همان.
8.المحجّة البيضاء، ج 3، ص 140.
9. اصول کافي، باب القناعه، حديث 7 و داستان راستان، ص 28 و 29.
10.وسايل الشيعه، ج 17، ص 38.
11.حلية‏الابرار، ج 1، ص 331.
12.ميزان الاعتدال، ج 3، ص 293.
13.بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد.
14.نور / 37.
15.وسائل الشيعه، ج 17، ص 14 و 15.
16.معجم الکبير، طبراني، ج 24، ص 318.
17.مناقب آل ابي‏طالب، ج 1، ص 161 و فتح الباري، ج 7، ص 193.
18.حلية‏الابرار، ج 1، ص 329.
19.الکافي، 5، ص 86.
20.وسائل الشيعه، ج 17، ص 11.
21.کنزالعمال، ج 3، ص 896، حديث 9079.
22.تهذيب الاحکام، ج 7، ص 154.


عبد الکریم پاک نیا
 ماهنامه کوثر

[دوشنبه 10 خرداد 1389 ]  [10:10 PM]  [مرجان ب]
فصلنامه معرفت ، شماره 38 ، علامه مصباح يزدي :
اشاره
در ادامه سلسله بحث هاي اخلاقي حضرت استاد مصباح يزدي ، در اين شماره نيز شرح بخش ديگري از وصاياي امام جعفر صادق عليه السلام به عبدالله بن جندب را پي مي گيريم:
«ياابن جندب ان احببت ان تجاور الجليل في داره و تسکن الفردوس في جواره فلتهن عليک الدنيا واجعل الموت نصب عينک و لاتدخر شيئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و عليک ما اخرت.» (1)
مي دانيم که ايمان مراتبي دارد; معرفت افراد نسبت به حقايق دين متفاوت است، همت افراد نيز ذاتا با يکديگر تفاوت دارد.ما براي نيل به هدف عالي و بلندي که به دنبال آن هستيم بايد اولا، آن هدف را درست بشناسيم و به وجود آن ايمان داشته باشيم و ثانيا، همت و تلاش لازم براي رسيدن به آن هدف بلند را نيز داشته باشيم. افرادي که معرفت و ايمانشان ضعيف است، در صورت تقويت معرفت خود، اين آمادگي و همت را پيدا خواهند کرد که با تلاش بيش تر به اهداف بلند خود نائل آيند.اما کساني که همتشان ضعيف است و حتي در امور دنيايي هم همت بلندي ندارند - صرف نظر از اين که امور دنيا نسبت به آخرت چه موقعيتي دارد - هر قدر هم که زمينه معرفت و ايمان برايشان فراهم باشد، هيچ گونه ترقي و پيشرفتي نخواهند داشت.به اين افراد بايد هشدار داد تا با تقويت همت خود، براي رسيدن به اهداف عاليه، راه صحيح را انتخاب کنند.البته، مؤمنان، هم از نظر مرتبه ايمان و هم از نظر همت ، با يکديگر تفاوت هايي دارند.
در اين بخش از روايت، امام صادق عليه السلام در مقام يک مربي مي خواهند با ايجاد انگيزه در شيعيان، همت مؤمنان را تعالي بخشند; يعني آن ها را متوجه اين مساله نمايند که فقط به فکر رهايي از عذاب جهنم نباشند، بلکه همتشان بيش از اين باشد.کساني که به معاد ايمان دارند متوجه اين نکته هستند که انجام بعضي از کارها موجب عذاب ابدي مي گردد، لذا سعي مي کنند آن گناهان را مرتکب نشوند تا ايمانشان محفوظ بماند.اين افراد اگر عذاب هايي هم در عالم برزخ داشته باشند، نهايتا به واسطه شفاعت هم که شده نجات پيدا مي کنند.اين پايين ترين مرتبه ايمان است.ولي کساني که از همت بالاتري برخوردارند سعي مي کنند در اين دنيا به گونه اي عمل نمايند که هم در موقع جان کندن، هم در شب اول قبر و هم در عالم برزخ مبتلا به عذاب نشوند.کساني هم هستند که همتشان از اين هم بالاتر است; ايشان تنها به رهايي از عذاب و نجات از جهنم اکتفا نمي کنند، بلکه دلشان مي خواهد از مقامات عالي تر و درجات بلندتري در بهشت و نيز از نعمت هاي بيش تري در آخرت بهره مند شوند.درجات بهشت بسيار زياد است به گونه اي که قابل شمارش نيست.دربرخي از روايات، تعداد درجات بهشت برابر با تعداد آيات قرآن ذکر شده است; يعني بيش از شش هزار درجه، البته به اين بستگي دارد که فاصله درجات را چقدر حساب کنيم.از اين رو، مؤمنان بهشتي هم، از نظر مقام و مرتبه تفاوت زيادي با يکديگر دارند.
دسته آخر کساني هستند که نه تنها به دنيا، بلکه به لذايذ و نعمت هاي بهشت هم پشت پا مي زنند.آن ها تنها دل به خدا مي دهند و رضايت او را مي طلبند; آن چنان محبت خدا در دلشان جاي گرفته است که جزرضايت اوبه چيزي نمي انديشند.البته هيچ کس از عذاب خوشش نمي آيد، همه مردم نعمت هاي بهشت را دوست دارند، ولي آن ها آن قدر معرفتشان بلند است و لذت لقاي الهي و رضوان الهي را مي دانند که هيچ چيز ديگري برايشان ارزش ندارد. تمام هم آن ها اين است که بيش تر به خدا نزديک شوند.تعبيري هم که همسر فرعون در دعاي خود به کار مي برد و در قرآن نيز آمده است، اشاره به همين مطلب دارد.وقتي فرعون او را تهديد کرد که اگر دست از ايمان به حضرت موسي عليه السلام بر ندارد کشته خواهد شد، خطاب به خداوند عرض مي کند: «رب ابن لي عندک بيتا في الجنة » (تحريم: 11) ; پروردگارا براي من خانه اي در نزديک خودت در بهشت قرار بده.او انواع شکنجه ها و سختي ها را به جان خريد براي اين که ايمانش محفوظ بماند.او نجات از عذاب جهنم و يا بهره مندي از نعمت هاي بهشت را از خداوند درخواست نمي کند، بلکه به خدا مي گويد مي خواهم در جوار تو باشم; اين همان مقام قرب است.البته خدا جسم نيست که - العياذ بالله - يک خانه جسماني داشته باشد، ولي رابطه معنوي بنده عاشق با خدا مي تواند آن قدر زياد باشد که مثل دو همسايه به يکديگر نزديک باشند.
همه انسان ها چنين همتي ندارند که از همه چيز چشم بپوشند و وقتي هم دعا مي کنند بگويند خدايا من تنها قرب تو را مي خواهم و دوست دارم در جوار تو باشم.البته در جوار خدا بودن يعني داشتن همه چيز، ولي توجه بنده عاشق اصلا به آن ها نيست، بلکه فقط مي خواهد فاصله اي با خدا نداشته باشد; مثل عاشقي که براي رسيدن به محبوبش همه مشکلات و سختي ها را تحمل مي کند تا هميشه در کنار او باشد، او اصلا متوجه نيست که در آن جا چه به او مي گذرد; زيرا همين که به محبوبش نزديک باشد، همه چيز برايش فراهم است.البته براي رسيدن به اين مقام، همتي بلند لازم است تا آدمي به جاي اين که تمام توجه اش معطوف به رهايي از عذاب الهي و آتش جهنم و رسيدن به نعمت هاي بهشتي از قبيل حورالعين و قصرهاي مجلل و غذاهاي لذيذ و مانند آن باشد، توجه اش به اين باشد که آيا به خدا نزديک است يا خير.
راه رسيدن به مقام قرب خدا
اگر در ميان مؤمنان کساني به اين همت بلند دست يافتند که تنها توجهشان به قرب خدا باشد، بايد آن چنان معرفت خدا و محبت او در دلشان ريشه بدواند که رضوان او را بر هر چيزي مقدم بدارند.لازمه رسيدن به چنين مقامي، فراهم نمودن مقدمات آن در همين دنياست; زيرا از اين دنيا که رفتند ديگر نمي توانند کاري انجام دهند که به خدا نزديک شوند.به ديگر سخن، همان گونه که بايد براي نجات از عذاب جهنم و بهره مندي از نعمت هاي بهشتي، در همين دنيا تلاش کرد، کسي هم که جوار خدا را مي خواهد بايد مقدماتش را در همين دنيا فراهم کند.جاذبه هاي دنيا، هوا و هوس ها و غرايز انساني ممکن است ما را از آن هدف اصلي دور سازد و موجب شود تا براي رسيدن به آن آرمان بلند کم تر تلاش کنيم.ما بسياري از اوقات فراموش مي کنيم که دنبال چه هستيم و مي خواهيم به چه مقامي برسيم، اما کساني که داراي همت بلندي هستند به وجود چنين مقامي آگاه اند و دلشان مي خواهد به آن مقام برسند، اما نمي دانند در اين راه چگونه بايد با مشکلات مقابله کنند و موانع را از سر راه بردارند.آن ها نمي دانند که چه کارهايي بايد انجام دهند تا بهتر و زودتر به اين مقام دست يابند.
مخاطبان حضرت در اين بخش از روايت، افرادي اند که همتشان ضعيف است و يا در صورت داشتن همت بلند، راه رسيدن به هدف را نمي دانند.حضرت به عبدالله بن جندب مي فرمايند: اگر مي خواهي با خداي صاحب جلالت مجاورت و همسايگي داشته باشي; يعني آن قدر اوج بگيري که در ميان مخلوقات، نسبتت به خدا از همه بيش تر باشد و از مراتب پست حيواني و شيطاني دور شوي و در ميان مؤمنان هم ترقي و تعالي پيدا کني و در مقامي قرار بگيري که بعد از آن ديگر مقام مخلوقات نيست، بلکه مقام خداست، بايد کاري کني که دنيا در نظرت خوار باشد: «يا ابن جندب ان احببت ان تجاور الجليل في داره و تسکن الفردوس في جواره فلتهن عليک الدنيا.» حضرت در اين فراز از سخنان خود، با بيان يک توصيه کلي اخلاقي مي فرمايند آنچه موجب مي شود که نتواني اين راه را طي کني اين است که دنيا در نظرت بزرگ است، وقتي توجه ات به دنيا جلب مي شود و دل به آن مي سپاري، ديگر دلت سراغ خدا نمي رود و نمي تواني آن هدف را در دل خودت زنده نگه داري.هر چه زرق و برق دنيا بيش تر در چشم تو جلوه کند، از آن مقام دورتر مي شوي; زيرا توجه ات معطوف به آن مي شود.توجه انسان به هر چيزي که معطوف شد، براي همان کار مي کند و به مسائل ديگر توجه نمي کند.جاذبه هاي دنيا مانع از تلاش ما براي رسيدن به مقامات عالي ايمان مي شود; چون چشم و گوش ما را به دنبال خود مي کشاند و وقتي دل به سراغ دنيا رفت، ديگر جايي براي محبت خدا در آن باقي نمي ماند.
ياد مرگ و ذخيره براي آخرت
شايد خطبه اي از نهج البلاغه را نتوان يافت که در آن اشاره اي به پستي دنيا نشده باشد، اما بعضي جاها تعبيرات بسيار کوبنده اي نسبت به دنيا دارد که براي شنوندگان و دوستان حضرت بسيار ارزنده است.اميرالمؤمنين عليه السلام در يکي از خطبه هاي خود، بي مقداري و زودگذري دنيا را به رطوبت باقي مانده از ظرف آبي تشبيه مي کنند که آب آن را خالي کرده باشند; مگر در چنين ظرفي چقدر آب مي ماند که انسان براي رفع تشنگي خود به آن توجه کند؟ در دنيا نيز همين اندازه چيز وجود دارد.حضرت در جايي ديگر، درباره پستي و بي ارزشي دنيا مي فرمايند: دنيا در نظر من از آب بيني بز زکامي هم کم اهميت تر است.از اين تعبير رساتر، کلامي است که در خطبه اي ديگر بيان فرمودند: دنيا مثل استخوان پوسيده خوک مرده است که در ست شخص مبتلا به مرض جذام باشد.اشخاصي که مبتلا به اين مرض مي گردند آن قدر زشت مي شوند که کسي رغبت نمي کند به آن ها نگاه کند.حالا تصور کنيد اگر در دست چنين فردي با آن قيافه وحشتناک - که انسان حتي رغبت نمي کند يک شاخه گل هم از او بگيرد - استخوان پوسيده خوک مرده اي - که زنده آن هم زشت و پليد است و گوشتش نيز حرام و نجس - باشد، آيا انسان رغبت مي کند براي گرفتن آن به سراغ او برود؟ دنيا بايد در نظر مؤمن اين گونه باشد; يعني بايد آن قدر معرفت داشته باشد که بداند دلبستگي به دنيا او را از هدفش دور مي کند.البته اين سخن بدين معنا نيست که انسان از فعاليت ها و انجام وظايف فردي و اجتماعي که در دنيا دارد صرف نظر کند. انجام تکليف يک بحث ديگري است، صحبت سر بينش و نگرش است.گاهي بر انسان واجب مي شود که استخوان خوکي را هم بردارد، اما سخن در اين است که انسان بايد دنيا را در مقام مقايسه با آخرت، مقامات معنوي و قرب خدا چگونه ببيند.براي اين که زيبايي هاي دنيا و به طور کلي غرايز ما موجب بي توجهي به آخرت و مقامات معنوي نگردد، هميشه بايد ياد مرگ باشيم; ياد مرگ ارزش دنيا را در نظر انسان کم مي کند و او را از فريب هاي شيطاني و زرق و برق هاي دنيا محفوظ نگه مي دارد.حضرت مي فرمايند: «واجعل الموت نصب عينک » ; هميشه به ياد مرگ باش، طوري که هميشه مرگ جلو چشمت باشد.بينش ما نسبت به دنيا بايد به گونه اي باشد که توجه بيش تري به مرگ و عالم آخرت داشته باشيم.ما تنها در صورتي مي توانيم خود را از چنگال دنيا نجات دهيم که آرزوهايمان را نسبت به آينده کم کنيم و به فکر لذت هاي دنيايي نباشيم; تنها به فکر رفع نياز امروزمان آن هم از راه مشروع باشيم وبراي فردايمان که نمي دانيم زنده هستيم يا نه و نسبت به آن تکليفي نداريم، بي جهت فکرخودرامشغول نکنيم; زيرا اگر تکليفي نسبت به آينده داشته باشيم، مربوطبه آخرت است وآخرت خواهي مساله ديگري است.حرص به دنيا و ذخيره کردن براي آينده اي که معلوم نيست آن را درک کنيم، موجب مي شود که ما بيش تر دنيا زده شويم. انسان بايد با اين گرايش مبارزه کند و سعي نمايد چيزي را براي فردايش نگه ندارد، اگر هم چيزي از زندگي اش زياد آمد آن را انفاق کند.البته کساني هستند که از اين مقام گذشته اند و امروز وفرداي دنيابرايشان تفاوتي نمي کند.اما براي کساني که در ابتداي راه هستند، مبارزه با دنيازدگي بايد جزو برنامه هاي زندگي آن ها باشد; مثلا ما بايد تمرين کنيم که اگر پولي از زندگي مان زياد آمد براي سال آينده و سال هاي بعد نگه نداريم، بلکه سعي کنيم آن را در همان سال مصرف کنيم و اگرنيازي نداريم، در راه خدا انفاق نماييم.
البته ممکن است براي کساني که از مراتب ايمان و معرفت بالايي برخوردارند راحت تر باشد که مايحتاج سال خود را يک جا تهيه و ذخيره نمايند.حضرت سلمان رضي الله عنه جزو اين دسته از افراد بود و امروز و فرداي دنيا برايش تفاوتي نمي کرد.اين غير از حرص بر دنياست; چون ايماني که سلمان رضي الله عنه داشت با ايمان ما قابل مقايسه نيست و اصلا شايد انگيزه هاي الهي برتري از اين کار داشته است.ولي ما که مي خواهيم تمرين نماييم تا به دنيا دلبستگي پيدا نکنيم، بهتر است که به فکر ذخيره براي آينده نباشيم و اين روحيه را از خود دور کنيم.به عکس، ما بايد اين روحيه را در خودمان تقويت کنيم که اگر چيزي از زندگي مان زياد آمد، آن را در راه خدا مصرف نماييم.بر خلاف نظر بعضي ها که فکر مي کنند بذل و بخشش و انفاق موجب از بين رفتن مال و سرمايه مي شود و فقط آنچه ذخيره شود حفظ مي گردد، حضرت مي فرمايند: آنچه در دنيا بماند براي تو نفعي ندارد، بلکه مال تو چيزي است که براي آخرت خود ذخيره مي کني: «و لاتدخر شيئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و عليک ما اخرت.» اموالي که انسان ذخيره مي کند و آن را بعد از مرگش، در اين جهان باقي مي گذارد، نه تنها سودي برايش نخواهد داشت، بلکه اگر آن ها از حقوق مردم باشد، گناهش براي او باقي مي ماند.
از خداوند عالم مي خواهيم ايمان و معرفت ما را کامل و توفيق عمل به دستور اهل بيت عليهم السلام رابه همه ماعنايت فرمايد.
پي نوشت:
1- محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 87، باب 24، ص 281

[دوشنبه 10 خرداد 1389 ]  [10:07 PM]  [مرجان ب]

حضرت آيت ا...خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، فرمودند: «براي اين که بتوانيم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفيت هاي کشور حرکت کنيم، احتياج داريم به اين که همت خودمان را چند برابر کنيم؛ کار را متراکم تر و پرتلاش تر کنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نام گذاري مي کنم.»

ايشان در قسمت ديگري از پيامشان فرمودند: «آن چه که از ملاحظه وضعيت موجود کشور و ظرفيت هاي عظيمي که در دل اين کشور و ملت بزرگ نهفته است، مي شود به دست آورد، اين است که آ ن چه ما انجام داده ايم، آن چه مسئولين و مردم انجام داده اند، در مقابل آن چه که ظرفيت عظيم اين کشور براي پيشرفت و رسيدن به عدالت است، کار بزرگي نيست. بايد تلاش ها را بيش از آن چه که در گذشته انجام داده ايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.»

«در اين دعايي که در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي خوانيم، اين فقره جالب توجه است که مي فرمايد:« حول حالنا الي احسن الحال». نمي فرمايد ما را به روز نيکي، حال نيکي برسان؛ به پروردگار عرض مي کند ما را به بهترين حال ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت ها برسان. همت والاي انسان مسلمان همين است که در همه عرصه ها به بهترين ها دست پيدا کند.»

«امسال براي اين که ما بتوانيم  آن چه را که در اين دعاي شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه ماست، انجام بدهيم، براي اين که بتوانيم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفيت هاي کشور حرکت کنيم، احتياج داريم به اين که همت خودمان را چند برابر کنيم؛ کار را متراکم تر و پرتلاش تر کنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نام گذاري مي کنم. به اميد اين که در بخش هاي مختلف، بخش هاي اقتصادي، بخش هاي فرهنگي، بخش هاي سياسي، بخش هاي عمراني، بخش هاي اجتماعي، در همه عرصه ها، مسئولين کشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گام هاي بلندتر، با همت بلندتر، با کار بيشتر و متراکم تر، راه هاي نرفته اي را بپيمايند و به هدف هاي بزرگ خود ان شاءا... نزديک تر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. کشور به اين کار مضاعف نيازمند است.»

«بايد به خداي متعال توکل کنيم؛ از خداي متعال استمداد کنيم و بدانيم که زمينه براي کار، زياد است. دشمنان، دشمن علم و ايمان جامعه ما هستند. علم و ايمان را به صورت مضاعف در ميان خودمان بايد تقويت کنيم. ان شاءا... راه ها هموار خواهد شد؛ موانع، کوچک خواهد شد و کمک الهي و نصرت الهي، ملت ما و کشور ما و مسئولين ما را همراه و زير سايه خود خواهد داشت.»

طي ساليان گذشته درايت، دورانديشي و وقت شناسي رهبر معظم انقلاب در نام گذاري هر سال بر همگان به اثبات رسيده است. امسال نيز بي شک در پي اين نام گذاري، پيام هاي بسياري براي مردم و مسئولان وجود دارد.

 

نردبان بلند همت

خطيب نماز جمعه تهران، کار مضاعف را ساختن يک سيستم و فرهنگ و داشتن همت بلند و کار متناسب با  آن توصيف کرد.

به گزارش ايسنا، حجت الاسلام والمسلمين «صديقي» در خطبه هاي اولين نماز جمعه سال ۸۹ به نام گذاري امسال به سال همت مضاعف و کار مضاعف از سوي مقام معظم رهبري اشاره کرد و گفت: اين نام گذاري ها از نکات کليدي است و هر آن چه ايشان در اول سال بيان مي کنند کليدهايي است که خداوند متعال به دل ايشان القاء مي کند. اين کليدها براي يک سال نيست، براي هميشه بشريت است که بايد در مدارس، دانشگاه ها، بنگاه هاي تربيتي، مراکز علمي و... فرهنگ سازي شود تا جامعه از ريخت و پاش و تضييع عمر و اموال برحذر باشد.«صديقي» در ادامه پيشرفت را در دنيا ناشي از همت و کار مضاعف دانست و گفت: کفر با اسلام مقابله مي کند. ما در زمينه هاي مختلف تدبير عقلايي و از امکانات آن ها استفاده مي کنيم و يقين داريم اگر آ ن ها قدرت داشته باشند نمي گذارند ما پيش برويم. اگر کسي بخواهد در ميان امت ها برجسته شود بايد نردبان بلند همت را طي کند.خطيب نماز جمعه تهران افزود: ما بايد با همت دنياي غرب و آمريکا را نجات دهيم و ارزش ها و اخلاق را در تمام جهان تحقق بخشيم. بايد همت ما در انقلابي عالمي، حکومت جهاني با رهبري امام زمان(عج) باشد.امام جمعه موقت تهران افزود: کار مضاعف يعني ايجاد يک کارگاه، ساختن يک سيستم و فرهنگ و همت بلند بدون کار متناسب با آن همت دست يافتني نيست.امام جمعه قم نيز در خطبه هاي اولين نماز جمعه قم در سال نو با اشاره به حلول سال جديد گفت: رهبر فرزانه انقلاب امسال را با عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نام گذاري کردند که در اسلام هم روي همت والا و هم کار و تلاش تاکيد شده است.حجت الاسلام والمسلمين «حسيني بوشهري» اظهار کرد: در دهه چهارم انقلاب قرار داريم و به دليل وجود برخي از ضرورت ها اين دهه به دهه «پيشرفت و عدالت» نام گذاري شده است و لازم است پيشرفت و عدالت همراه و مکمل هم باشند.وي عنوان کرد: کشور از نظر امکانات زيرساختي در جايگاه مناسبي قرار دارد و تجربه زيادي در طول سه دهه در اختيار مردم و مسئولان کشور قرار گرفته تا به سمت پيشرفت و عدالت حرکت کنيم و اقتدار ما امروز به جايي رسيده است که دشمنان ما هم اعتراف مي کنند جمهوري اسلامي قدرت اول در منطقه  است.وي اظهار کرد: رهبري سال گذشته را با عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري کردند که بدون اصلاح الگوي مصرف نمي توان به پيشرفت دست يافت.وي اضافه کرد: بايد در همه عرصه ها همت ها چند برابر و تلاش ها متمرکزتر و جدي تر شود؛ چرا که عقب‌افتادگي هاي جدي در کشور وجود دارد و مي توان با همت و تلاش مضاعف کارستاني به وجود آورد و انقلاب را در تمام عرصه ها به پيروزي رساند.

 

توجه جامعه

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: به نظر مي رسد مقام معظم رهبري براي توجه و تنبه جامعه امسال را به نام سال همت و کار مضاعف نام گذاري کردند يعني تلاش ما امسال بايد قدري بيشتر باشد تا بتوانيم به اقتصاد دولتي نابه سامان و وابسته به نفت خود سر و ساماني بدهيم تا شايد وضع اقتصاد مردم بهتر شود.

حجت الاسلام و المسلمين «سيدرضا اکرمي» در گفت وگو با ايسنا، اظهار کرد: روش مقام معظم رهبري در چند سال اخير اين بوده که هر سالي را به نامي نام گذاري کنند و اين به دليل توجه دادن مردم به نکته مهمي است که نياز کشور به حساب مي آيد. به طور مثال سال گذشته به نام اصلاح الگوي مصرف نام گذاري شد؛ همان طور که مي دانيد يکي از آفت هاي جامعه ما مصرف بالا از نظر انرژي، کاغذ، نان و... است؛ لذا ايشان احساس کردند که بايد تذکر و تلنگري به جامعه زده شود تا جامعه به سمت بهينه کردن مصرف خود پيش برود و به همين دليل اصلاح الگوي مصرف را مطرح کردند.وي افزود: ما در سال گذشته انتخابات دور دهم رياست جمهوري را برگزار کرديم و امسال سال دوم دولت دهم پيش رو است. هم چنين برنامه ۵ ساله چهارم نيز به پايان رسيده و ما بايد وارد برنامه ۵ ساله پنجم شويم؛ لذا بايد جامعه را به اين مسئله توجه داد که جز با اصلاح الگوي مصرف و جز با کار، تلاش و توليد مضاعف نمي توان موازنه اي بين عرضه و تقاضا و نياز و تامين به وجود آورد.وي افزود: البته بايد توجه داشت که خطاب مقام معظم رهبري در نام گذاري سال ۸۹ تنها به مسئولان نيست، بلکه بايد بدنه جامعه هم به اين عنوان توجه کنند؛ چرا که اين بدنه است که مي تواند اين امر را اجرايي کند. پس همه ما از فرد فرد افراد جامعه تا مسئول و غير مسئول بايد درصدد همت و کار مضاعف باشيم و خوب است حالا که اقتصاد ما قدري بيشتر به بخش خصوصي متکي مي شود، بخش خصوصي و تعاوني هم تکاني بخورد و کار و همت مضاعف را سر لوحه کار خود قرار دهد.

 

جبران عقب ماندگي ها

نماينده مردم مشهد در مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به عقب بودن کشور از اهداف برنامه چهارم توسعه بر ضرورت اتخاذ راه هاي ميان بر براي رسيدن به وضعيت ايده آل در سال همت مضاعف و کار مضاعف تاکيد کرد و رفع خلاءهاي قانوني و نظارتي را براي تحقق اين امر از وظايف مجلس در سال جاري برشمرد.

«جواد آرين منش» در گفت وگو با مهر درباره ضرورت نام گذاري امسال به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف گفت: از آن جا که در ۳۱ سال گذشته تلاش بسيار خوبي براي فراهم آمدن زيرساخت هاي توسعه کشور صورت گرفته و در عرصه هاي عمران و اقتصاد و صنعت و فرهنگ گام هاي بلندي برداشته شده است، وقت آن است که با مديريت صحيح، بهره وري درست و کار مضاعف عقب ماندگي ها را جبران کنيم و گام هاي بلندي براي تحقق چشم انداز ۲۰ ساله کشور برداريم.

وي ادامه داد: در حال حاضر از اهداف برنامه چهارم توسعه قدري عقبيم و فاصله ما تا رسيدن به وضعيت ايده آل زياد است، بنابراين بايد راه هاي ميان بر را انتخاب کنيم و بهره وري را با تلاش مضاعف بالا ببريم.

 

برنامه پنجم توسعه

نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي دليل اصلي نام گذاري سال ۱۳۸۹ را به نام سال کار مضاعف و همت مضاعف در پيش داشتن تصويب لايحه برنامه پنجم عنوان کرد.

«محمدرضا باهنر» در گفت وگو با ايسنا، افزود: با توجه به اين که در راستاي تصويب برنامه پنجم توسعه بايد به سمت اهداف نظام جمهوري اسلامي حرکت کنيم، اين نام گذاري بهترين انتخاب براي امسال بوده است.وي اظهار کرد: سال ۸۹ سال آ غاز قانون برنامه ۵ ساله پنجم است. اگرچه متاسفانه ما با تاخير دولت در تصويب لايحه برنامه پنجم در ابتداي سال، اين برنامه را در اختيار نداريم، اميد داريم که در ماه هاي اول سال ۸۹ ان شاءا... بتوانيم اين برنامه را تصويب کنيم و حرکت مان را به سمت چشم انداز ۲۰ ساله ادامه دهيم.نماينده تهران در خانه ملت افزود: متاسفانه در طول ۵ سال گذشته باوجود اين که پيش بيني مي شد رشد اقتصادي ما به طور متوسط به ۶/۸ درصد برسد تا بتوانيم گام هاي مناسبي به سمت چشم انداز برداريم اين اتفاق نيفتاد و تنها اين نرخ بين ۵ تا ۶ درصد که متوسط آن است، باقي ماند و متاسفانه در سال ۸۸ هم تحت تاثير برخي مسائل اقتصاد جهاني و هم برخي اشکالاتي که در داخل کشور وجود داشت، رشد اقتصادي ما در حد ۲ درصد بود که به هيچ وجه براي حرکت به سمت چشم انداز قابل قبول نيست.نماينده مردم تهران در مجلس يادآور شد: هم چنين اقتصاددانان پيش بيني کردند که در سال ۸۹ رشد اقتصادي ۲ درصد کاهش يابد. اين به اين معناست که اگر حرکت جديدي انجام ندهيم، ممکن است در اين سال با رشد اقتصادي صفر درصد روبه رو شويم که اين موضوع هم از نظر توليد ناخالص داخلي و هم از نظر توليد اقتصادي ملي مضر است و باعث مي شود از نظر اشتغال کار سخت و رکود توسعه داده شود؛ لذا ما نگرانيم که تورم همراه با رکود را شاهد باشيم.نايب رئيس مجلس ادامه داد: همان طور که شاهد بوديم، چشم انداز ۲۰ ساله اي طراحي و ابلاغ شده بود که با گذشت ۵ سال از آن متاسفانه معدل حرکت ما هم تراز و در خور چشم انداز نبود و قاعدتا در سال ۸۹ حرکت ها بايد سريع تر، تندتر و منسجم تر باشد تا هم بتوانيم به رشد عادي ۸ درصد برسيم و هم بتوانيم جبران مافات کنيم و شايد همين دليل اصلي نام گذاري سال ۸۹ به نام سال همت مضاعف و کار مضاعف باشد.در اين بين دبير کل جامعه اسلامي اصناف و بازار با اشاره به قانون هدفمند کردن يارانه ها و اجراي آن در سال ۸۹ گفت: همت و کار مضاعف براي دولت و مجلس براي اجراي صحيح اين قانون لازم است.«احمد کريمي اصفهاني» دبير کل جامعه اسلامي اصناف و بازار در گفت وگو با فارس با اشاره به نام گذاري سال ۸۹ به کار و همت مضاعف از سوي مقام معظم رهبري اظهار داشت: مقام معظم رهبري در ابتداي بيانات خود از زحمات مسئولان در ۳۱ سال گذشته تقدير و در اين ۳۱ سال انقلاب اسلامي را در حال رشد توصيف کردند که اين به منزله زحمات همگاني مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران است.

 

کار مضاعف براي همه

عضو شوراي مرکزي جمعيت ايثارگران با اشاره به نام گذاري سال ۸۹ به همت و کار مضاعف، گفت: در سال ۸۹ مسئولان بايد با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري مشکلات اقتصادي را اعم از تورم و بي کاري با کار و همت مضاعف بررسي کنند.«عشرت شايق» نماينده سابق مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي و عضو شوراي مرکزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در گفت وگو با فارس با بيان اين که رهبر انقلاب اسلامي وجدان کاري و انضباط مالي، اصلاح الگوي مصرف، سال پيامبر مکرم اسلام و اميرالمومنين را در راستاي مباحث مطرح شده در آيين اسلام و معرفي الگوهاي جهان اسلام به دنيا نام گذاري کرده اند، به همت و کار مضاعف اشاره کرد و با بيان اين که اين اصطلاح ديني نهفته شده در اعتقادات ملت ايران است، گفت: کار و همت مضاعف در راستاي اجراي صحيح موازين اجتماعي دين اسلام معرفي شده است.«شايق» با بيان اين که کار و همت مضاعف بايد از سوي تک تک  آحاد ملت ايران آغاز شود و کشور با اتحاد و همدلي به سمت پيشرفت و تعالي حرکت کند، گفت: مقام معظم رهبري همت و کار مضاعف را از خودشان شروع کرده اند تا الگويي براي همه ملت ايران و همه مسلمانان جهان شود.

 

فرهنگ کار مضاعف، کار مضاعف فرهنگي

در اين بين نماينده مردم بجنورد در مجلس شوراي اسلامي وارد شدن فرهنگ همت و کار مضاعف را به قوانين، مصوبات و آيين نامه ها براي حرکت در مسير سازندگي و تلاش ضروري مي داند.«موسي الرضا ثروتي» با اشاره به نام گذاري سال ۸۹ به نام «همت و کار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري به ايسنا، گفت: پيام مقام معظم رهبري خطاب به همه آحاد و مسئولان کشور است. تاکيد معظم له نشان از جهت گيري کلي و استراتژيک اساسي نظام دارد.

وي خاطرنشان کرد: همت و کار مضاعف نشان از اين است که نظام از مراحل آزمايشي سخت عبور کرده است؛ حضور مردم در انتخابات دهم رياست جمهوري پررنگ بود ولي تعدادي از نيروهاي خودي، مردود شدند و از ادامه مسير بازماندند. افکار و انديشه هايي که سال ها در اين نيروها مخفي بود و در شرايط حاضر آشکار شد به آن ها اين اميدواري را داد که مي توان انقلاب اسلامي را پس از ۳۱ سال گرفتار چالش هاي اساسي کرد، اما با رهبري مقام معظم رهبري از اين شرايط عبور کرديم و مردم نيز امتحان بسيار خوبي پس دادند. سال ۸۸ سال امتحان بزرگي بود.اين عضو اصول گراي مجلس هشتم تاکيد کرد: انسان ها همواره در معرض امتحان و آزمايش قرار دارند. همت و کار مضاعف نشان از آن است که در چالش جدي با استکباريم. شرايط کشور به نحوي است که بايد همت، کار و تلاش و سازندگي را مضاعف کنيم تا به الگوي جهان اسلام مبدل شويم.وي نهادينه کردن فرهنگ کار و تلاش را رويکرد اصلي نام گذاري سال ۸۹ دانست و افزود: نام گذاري سال گذشته به نام اصلاح الگوي مصرف هر چند مورد توجه ناقص قرار گرفت ولي منجر به حرکت دستگاه ها در اين مسير و مطرح شدن طرح تحول اقتصادي شد. در سال ۸۹ نيز بايد با همت و کار مضاعف از نعمت هاي خدادادي در حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي با حفظ استقلال کشور بهتر استفاده کنيم.«ثروتي» خواستار به کار بستن همت مضاعف در همه ابعاد شد و افزود: بايد در حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي همت مضاعف داشته باشيم. همت، اراده و جهت گيري از ابزارهاي رسيدن به اين آرمان است. با تبديل شدن همت و کار مضاعف به فرهنگ، همه ابعاد جامعه متحول مي شود.عضو هيئت رئيسه کميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به نام گذاري سال ۱۳۸۹ به نام «همت مضاعف و کار مضاعف» از سوي مقام معظم رهبري به نمايندگان مجلس و دولتمردان توصيه کرد که توصيه هاي مقام معظم رهبري را سرلوحه امورشان قرار دهند.

«سيدناصر موسوي» در گفت وگو با ايسنا، با مرتبط دانستن همت و مسائل فرهنگي اظهار کرد: اغتشاشات پس از انتخابات رياست جمهوري به مسئولان نشان داد که در مسائل فرهنگي آن طور که بايد و شايد به جوانان آموزش داده نشده است، از اين رو بايد همت مان را روي مسائل فرهنگي متمرکز کنيم.

نماينده مردم فلاورجان با اشاره به اين که «راندمان کار در بخش هاي مختلف اداري بسيار پايين است» تاکيد کرد: امسال بايد با کار بيشتر زمينه آباداني کشور در اين بخش ها و پروژه هاي عمراني نيمه کاره به وجود آيد.وي بخش هاي فرهنگي، بهداشت و درمان و مسکن را از جمله بخش هايي دانست که نيازمند همت و کار مضاعف مسئولان است.

به هر حال با نگاهي به تاريخ ايران متوجه مي شوي که از سال ۱۲۱۰ هجري قمري با روي کار آمدن قاجاريه، عقب ماندگي هاي ايران آغاز شد و به جرات مي توان گفت که ما اکنون با دو قرن عقب ماندگي از پيشرفت و توسعه مواجه هستيم که همت و کار مضاعف مي تواند نقش بسزايي در جبران اين عقب ماندگي ها داشته باشد.


[یک شنبه 9 خرداد 1389 ]  [10:16 AM]  [مرجان ب]

بیائیم تلاش کنیم تا همیشه این کلام نورانی امیرالمؤمنین علی علیه الصلاه و السلام را که فرمود:کل یوم لایعصی الله فیه فهو عید(هر روزی که در آن نافرمانی خداوند نباشد عید است) ، سرلوحه حرکت خود قرار دهیم.

·       اولاً ، از خداوند بزرگ می خواهم که طول عمر با صحت و سلامتی به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مدظله العالی تا ظهور منجی و مصلح کل عنایت فرماید

·       ثانیاً، فلسفه نام گذاری هر سال از سوی معظم له ، برای دو منظور مهم است.

1-   تعمیق در معارف دین و فهم و درک ضوابط و قوانین انسان ساز اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم)و تلاش برای تطبیق با محتوای شریعت اسلام در جریان کسب الفبای تفکر و اندیشه صحیح اسلامی و دینی و کسب ملکات اخلاقی و ارزشی و عمل صالح تا رسیدن به اوج بندگی و عبودیت محض حضرت حق جل ذکره است.

2-    سعی برای ارتقاء فهم سیاسی بر اساس فقه و الفبای سیاسی اسلام است تا بتواند حق را از باطل، دوست را از دشمن ، خودی را از غیر خودی، زشت را از زیبا و ... تشخیص دهد و گرفتار فتنه های ظلمانی نشود و در جهت کسب صفت الهی که فرمود: وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ  دشمن شناسی قوی و ماهر شود.

از طرفی بسترسازی تحت عناوین وجدان کاری – اصلاح الگوی مصرف – همت مضاعف و کار مضاعف ، موجب حرکت سریع جامعه و امت با بصیرت و بیدار در جهت کسب کمالات در ابعاد مختلف علمی، عملی، اخلاقی و ... تا رسیدن به قلل رفیع جهانی برای تحقق حاکمیت اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد تا بتوانیم لایق حکومت عدل الهی به سرپرستی حضرت حجت بن الحسن العسگری (علیه السلام) باشیم.

·       ثالثاً، شعار همت مضاعف و کار مضاعف، حرکت جامعه و امت اسلامی را زلال می کند و نیز قدرت تحرک و شیطانی انسان های مزاحمی راکه در مسیر خسران هستند کنترل می کند و هم از بین می برد. در حقیقت مرگ شیطان و عوامل آن در همت و تلاش مضاعف جامعه ای اسلامی است.

·       رابعاً، با تکیه بر ایمان خالصانه به پروردگار عالم و عمل به تعلیمات انبیاء الهی، و همچنین توجه به علم و دانائی و تحقیق و پژوهش و نیز استفاده بهینه از منابع و امکانات و تلاش برای بالا بردن کیفیت تولیدات داخلی ، حفظ سلامت مردم و دعوت عام برای سرمایه گذاری و کارآفرینی و تشویق به اندیشیدن و تولید فکر، کتابخوانی و افزایش معلومات عمومی ، مبارزه با فقر و فساد و بی عدالتی و بالاخره حفظ وحدت و اتحاد امت در راستای اسلامیت و جمهوریت نظام و مقابله با دشمنان اسلام توأم با بصیرت و پیمودن راه انقلاب و صراط مستقیم با تبعیت از محور حاکمیت دینی یعنی حضرت امام خامنه ای حفظه الله می توانیم ، در دهه چهارم انقلاب اسلامی عامل به پیشرفت و عدالت واقعی باشیم.

·       خامساً، با عنایت به آیه آخر سوره مبارکه عنکبوت که می فرماید: (( و آنان که در (راه) ما (به جان و مال) جهد و کوشش کردند محققا آنها را به راه‌های (معرفت و لطف) خویش هدایت می‌کنیم، و همیشه خدا یار نکوکاران است)) دعوت به جهاد و تلاش و کار و مبارزه فوق العاده است ، اگر نگاهی به آیات قرآنی با کلید واژه جهاد داشته باشیم خواهیم دید که جهاد در آیات قرآن کریم در چهار طبقه تعریف شده است و نهایتاً به تنها آیه قران که فرماید: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا  می رسیم. باید با همتی بلند و با کاری بزرگ و الهی یعنی فینا شدن که اگر به مقام فانی فی الله برسیم بی تردید تعهد الهی است که سبل و طرق و راهها را برای رهرو باز کند. بنابراین عنوان همت مضاعف و کار مضاعف با استناد به آیات الهی و روایات ائمه معصومین علیهم السلام است.

در این زمینه نظرتان را به سه نکته در کلام نورانی امیر بیان حضرت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جلب می نمایم.

قال علی (علیه السلام):

مَن اَسهَرَ عَينَ فِکرَتِهِ بَلَغَ کُنهَ هِمَّتِهِ       غرر الحکم

هرکه دیده اندیشه اش را شب ها بیدار نگه دارد، به اوج همت خود برسد

مَن بَذَلَ جُهدَ طاقَتِهِ بَلَغَ کُنهَ اِرادَتِهِ      غررالحکم

هرکه نهایت توان خود را به کار گیرد ، به نهایت خواست خود دست یابد

مَن کانَتِ الآخِرَةُ هِمّتهُ بَلَغَ مِن الخَيرِ غَايَةَ امنِيَّتَه                 غررالحکم

هرکه آخرت،همّ و غمّ او باشد در خیر و خوبی به اوج خواست خود برسد

اما اهم نکات:

الف- شب زنده داری و تهجد و بیداری در دل شب، مناجات با خداوند، تغذیه معنوی با انس عمیق با خداوند بزرگ و کلام نورانی او موجب کسب سنخیت بین بنده و خداست و انسان را به مقام محمود و همت بلند می رساند و می فهمند که تکیه گاه محکمی غیر از خداوند نمی باشد که فرمود: الهی و ربی من لی غيرک ، ولا يمکن الفرار من حکومتک ، و بالاخره به مقام رضا می رسد که يا سريع الرّضا اغفر لمن لا يملک الّا الدّعا

ب- پس از تدبیر و اندیشه صحیح و حرکت در صراط مستقیم توحید و ولایت، باید تمام توان و امکانات خود را به جریان اندازد و بکار گیرد و با تحمل مصائب و مشکلات و رفع موانع به نهایت خواست خود برسد که فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّـهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ  محمد(7)

ج- توجه به مقامات عالی آخرت، لقاء پروردگار عالم و گذر از دنیای فانی و قرار دادن همه همّ و غمّ و همت خود ، برای کسب رضای حق و اینکه باید زیاد به یاد مرگ بود ، مقدمه ای است برای به دست آوردن خیرات و خوبی ها، لذا انسانِ صاحب همت بلند، کار و تلاشش برای عبودیت و خدمت به مردم خلاصه می شود و می کوشد فردی مفید برای خود، برای جامعه و حکومت و برای دین خدا باشد زیرا می داند که إِنَّا لِلَّـهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

سروران عزیز با عنایت به مطالب فوق الذکر، اکنون ما شاهد صحنه های زیبایی در طول 31 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی مردم عزیز و امت شریفمان هستیم که حاکی از عمق بصیرت و همت بلند و اطاعت تشکیلاتی و اعتقادی از محور حاکمیت دینی و ستون خیمه اسلام به رهبری حضرت امام خمینی (رحمة الله) و امام خامنه ای (مدظله) است . از جمله این صحنه های مهم و تعیین کننده می توان به موارد زیر اشاره کرد - راهپیمایی روز قدس هر سال علیه اشغالگران بیت المقدس – 23 تیرماه سال 1378 – 13 آبان – 16 آذر و عاشورا 1388 – 8 و 9 دیماه 1388 و از همه مهمتر راهپیمایی 22 بهمن سال 1388  که خالق حادثه ای عظیم و ماندگار بودیم . این حضور با اعتماد به نفس نسل جوان و تدبیر و شجاعت و هوشیاری و ایستادگی و مقاومت مردم بزرگوار ما بوده است که ثمرات آن رسوایی بیشتر برای استکبار جهانی یعنی امریکا و اسرائیل و اذناب آنها و شکست پی در پی برای آنها، و پیروزی اسلام و حفظ جایگاه محوری ولایت با وحدت کلمه امت و نیز قوت و اشراف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد.

بررسی حوادث از 22 خرداد 1388 تا 22 بهمن 1388 خود دارای عبرتها و درس هایی است که این انقلاب را برای سالیانی بیمه نمود.

در پایان نظرتان را به نمونه ای از ثمرات همت مضاعف و کار مضاعف از نگاه اهل بیت (علیهم السلام) جلب می نمایم

قال علی (علیه السلام):

-        الحِلمُ وَ الاناةُ توأمان يُنتجهُما عُلُوّ الهِمَّةِ             نهج البلاغه  حکمت 460

            بردباری و وقار دو همزادند که از بلندی همت زاده می شوند

-        الکَرَمُ نَتيجَةُ عُلُوِّ الهِمَّةِ               غررالحکم

            کرم داشتن زائیده بلندی همت است

-        الفِعلُ الجَمِيلُ يُنبِئُ عَن عُلُوِّ الهِمَّةِ             غررالحکم

            کردار زیبا از بلندی همت خبر می دهد

-        مَن کَبُرَت هِمَّتُهُ کَبُرَ اهتِمامُهُ                  غررالحکم

            هر که همتش بزرگ باشد همّ و غمّش بزرگ است.

-        شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلَی قَدرِ هِمَّتِهِ        غررالحکم

            شجاعت مرد به اندازه همت اوست

-        مَن رَقِیَ دَرجات الهِمَمِ عَظَّمَتهُ الاُمَم       غررالحکم

            هر که بر نردبان همت ها بالا رود ، ملت ها او را بزرگ دارند

قال الباقر (علیه السلام):

-        اِستَجلِب عِزَّ اليَاسِ بِبُعدِ الهِمَّةِ             غررالحکم

عزت طمع نداشتن را ، با بلندی همت بدست آر

-        لا شَرَفَ کَبُعدِ الهِمَّةِ                  غررالحکم

هیچ شرافت و افتخاری چون بلند همتی نیست

با عمیق شدن در کلام بلند و بزرگ فرزانه حکیم و بزرگوار ، انسان به عظمت مکتب انبیاء پی می برد و کلام معظم له مستند به دهها آیه و روایات متعدد و سیره عملی رسول اکرم و ائمه اطهار (علیهم السلام) و علماء بزرگ هم چون حضرت امام خمینی (ره) می باشد.

امید آنکه با استفاده از آیاتی با کلید واژه جهاد و عمل و همّ در قرآن و همچنین روایات، اینگونه بهره ببریم که با درک قلبی از صفات و ارزشهای الهی و انسانی همچون حلم و وقار و سکینت ، کرم و شجاعت، تدبیر و مدیریت، جهاد و کوشش مستمر ،کار و فعالیتهای زیبا، عزت و شرف و استقامت و مقاومت، احترام ملت و تحمل مصائب و سختی ها با تکیه بر ایمان و علم بتوانیم با برنامه ریزی خوب و مفید در جهت عبودیت و بندگی خالصانه خداوند متعال و خدمت صادقانه به اسلام ناب محمدی و مسلمین و مردم شریف و پیروان اهل بیت علیهم السلام ، با همتی والا و بلند و مضاعف توأم با کار و کوشش و جهاد شبانه روزی و تبدیل کردن تهدیدها به فرصت ها در راستای مطالبات مقام معظم رهبری (حفظه الله) و استفاده از شعار و عنوان اصلاح الگوی مصرف ، به اصلاح خود و زندگی خانواده و احیاء اقتصاد و صنعت و تقویت فرهنگ اسلام برای رفع کمبود ها و حل مشکلات ، و پیدا کردن راههای مقابله با استکبار و سلطه جهانی در جریان جنگ نرم و بستر سازی برای حکومت عدل الهی به مهوریت حضرت مهدی(عج) با رشد بصیرت و دانائی و صبر و شکیبائی ، سال 1389 را به سالی توأم با توفیقات بیشتر در همه زمینه ها ، شادی و رفاه و سلامت جامعه و گسترش عملی فرهنگ بلند اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشیم انشاءالله.


[یک شنبه 9 خرداد 1389 ]  [10:14 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 22 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >