همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

در اين مقاله تمرينهايي ارائه مي شود كه اگر آنها را فرا گرفته  روزانه به كار گيريد، شخص خوش بين و مثبتي خواهيد بود. هر چه بيشتر در اين راهها تأمل كنيد احساس بهتري خواهيد داشت و هر چه بيشتر تمرين كنيد سريعتر و راحتتر عمل خواهيد كرد. و به موفقيت نزديكتر مي شويد.

1_ درباره آينده فكر كنيد.

اولين و مهمترين تمريني كه مي توانيد داشته باشيد، جهت يابي براي آينده است تا بيشتر درباره آينده تان بدانيد. اين يكي از معمولترين صفات رهبران و انسانهاي موفق است خصوصاً مردان و زناني كه در كار, اجتماع يا زندگي شخصي مسئوليت بزرگ يا موقعيت خاصي دارند.

نتايج تحقيقات بر روي  3300  رهبر مشخص شد كه آينده نگري يكي از صفات مشترك در آنها بوده است. رهبران ديد بهتري از آينده براي خود, خانواده و تشكيلاتشان دارند. انها در قله پيشرفت خود آينده ايده آلي را مي بينند. پس تلاش مي كنند تا آن آينده ايده آل را به يك واقعيت در حال و گذشته خود تبديل كند. رهبران موفق بيشترين زمان خود را به انديشه درباره آينده اختصاص مي دهند. مردم اينده نگر مي انديشند كه به كجا  مي روند و آن را با موقعيت كنوني مقايسه مي كنند. همچنين به اين فكر مي كنند كه در آينده چه تغييراتي بايد و چه تغييراتي نبايد صورت گيرد.

متأسفانه شايد كمتر از 10 درصد از مردم آينده نگرند. اكثر مردم به يكي از اين موارد متمايلند: لذت آني, گذران روز و شب يا در مورد گذشته و اينكه چه اتفاقي افتاده است.

چگونه مي توانيد بگوييد آيا شخص آينده نگري هستيد يا نه؟ ساده است! با مطرح كردن اين سؤال از ديگران و حتي از خودتان كه زندگي شما در 5 سال آينده چگونه خواهد بود.

مردم آينده نگر يك پاسخ فوري براي اين سؤال دارند. آنها مي توانند بگويند در 5 سال آينده چه مي خواهند و چه كاري مي خواهند انجام دهند. آنها تصاوير ذهني روشني از كاري كه مي خواهند انجام دهند، درآمد،  خانواده، نوع زندگي، سلامتي و سطح موفقيت در سالهاي پيش رو دارند.

مردم عادي بندرت به جزئيات آينده فكر مي كنند و آينده آنها تيره و مبهم است. اغلب اگر از آنها بخواهيد اهداف خود را شرح دهند، رنجور مي شوند.

در اين رابطه، نظم و ترتيب بسيار مهم است. مردم موفق تصور واضحي از اينكه كه هستند، چه مي خواهند و قصد بدست آوردن آن چه را مي خواهند، دارند. اما مردم ناموفق همواره سردرگم و بي اطمينان درباره آينده و اينكه كه هستند و چه مي خواهند و قصد رفتن به كجا دارند.

براي تمرين اينگونه عمل كنيد:

در كمال مطلوب پيوسته نتايج يا راه حلي براي هر مسئله در زندگي تصور كنيد. در اينجا براي سه تا پنج سال آينده يا حتي بيشتر برنامه ريزي مي كنيد و اين باعث مي شود. يك تصوير ذهني از نوع زندگي و دوره زندگي خود در هر مقامي كه هستيد، بسازيد.

به فكر خود اجازه دهيد آزاد و شناور باشد.  لحظاتي را تصور كنيد كه هيچ محدوديتي نداريد. تصور كنيد كه شما همه علوم و تجربه لازم براي كار را داريد. تصور كنيد پول زياد و هر آنچه را ميخواهيد بدست خواهيد آورد. اگر در تصورات خود باور كنيد كه مي توانيد در دنياي واقعي آزادانه روياي خود را  به حقيقت تبديل مي كنيد.

يك ليست خيالي بسازيد. در اين ليست هر آنچه را كه مي خواهيد زندگي شما در آينده باشد، اهداف و راههاي رسيدن به آن را بنويسيد.

اگر ازدواج كرده ايد اجازه دهيد همسر شما ليست خيالي را تكميل كند.

آينده اي براي خود بسازيد كه در آن سريعتر به تصاوير ساخته ذهن خود مي رسيد. اگر چه شما نمي توانيد با موانعي كه هست رو به رو شويد.

2ــ يك ديد 5 ساله بيافرينيد.

اهداف را بنويسيد و آنها را اولويت بندي كنيد.

براي تنظيم يك استراتژي كه شما را به اهداف مي رساند از پرسشهايي كه با «چگونه» شروع مي شود، استفاده كنيد.

استفاده منظم از كلمه چگونه مانند پله اي شتابدهنده از ذهن شما است كه موتور استعداد شخص شما را زنده مي كند. بهترين دستاورد از فكر كردن به آينده اين است كه چگونه مي توانيد هدفهاي آينده را در واقعيتهاي كنوني پياده كنيد. و شما نسبت به خود خوش بين تر و مثبت تر  خواهيد شد. شما انرژي و اشتياق بيشتري را تجربه مي كنيد. با جرأت بيشتري ارتباط برقرار مي كنيد ارتباط بزرگتر و سودمندتر.

3ــ هر روز خود را تست كنيد.

هر بخش زندگي يك آزمايش است.انسان هميشه با فراز و نشيب  زندگي و اتفاقات غير منتظره در حال امتحان است. راه و روشي كه نسبت به  دنياي اطراف واكنش نشان مي دهيد. مانند امتحان دادن است. شايد بزرگترين امتحان سنجش توانايي براي فكر و گفتگو درباره آينده است و صرف بيشترين زمان درباره آنچه مي خواهيد انجام دهيد و جايي كه مي رويد. اين فكر بايستي نقطه مركزي افكارتان باشد.

4ــ درباره اهداف خود فكر كنيد.

مردم موفق بيشترين زمان خود را به تفكر درباره اهدافشان و اينكه چگونه مي توانند آنرا بدست آورند، صرف مي كنند. مردم ناموفق زمان زيادي را  در مشكلات و انتقاد از زمان و ناليدن به بخت مي گذرانند.

جهت يابي درست براي آينده با ديد  طولاني مدت امكانپذير است. گاه جهت يابي آنقدر دقيق است كه آشكارا آنرا لمس مي كنيد. مردم بي هدف مثل كساني اند كه  مجازات آنها كار كردن است. آن هم براي مردمي كه به دنبال اهدافشان هستند.

كليد تنظيم كردن اهداف اين است كه آنها را بر روي كاغذ بياوريد. مردان و زنان موفق با يك خوكار در دستشان فكر مي كنند. و قبل از آنكه اهداف را با چشم ببينيد به آنها شكل مي دهيد . اهداف قابل لمس و بهم پيوسته و موضوعي براي كاربري مثبت و مشخص مي شود. نوشتن اهداف ذهن مثبت شما را فعال مي كند و به شما انرژي مي دهد همچنين توانايي هاي شما را بالقوه مي كند.

يكبار پروژه را كنترل و تمرين مي كنيد آنوقت قادر خواهيد بود تا گام برداريد و پيشرفت كنيد. طوري كه ممكن است در دو سال و حتي در ده سال گذشته چنين پيشرفتي نداشته باشيد.

7 گام براي تنظيم اهداف

  1. تصميم بگيريد واقعاً در زندگي چه مي خواهيد بدست آوريد. اكثر مردم اين عمل ضروري را انجام نمي دهند.

  2. آنچه مي خواهيد به طور واضح و مشخص بنويسيد. آنرا قابل اندازه گيري سازيد. هدفي را كه ننويسيد يك نقشه خيالي است و انرژي به دنبال آن وجود ندارد .

  3. يك فرجه براي اهداف خود تنظيم كنيد. ذهن ناخودآگاه شما روي هدفهاي مشخص هر لحظه پيشرفت مي كند.

  4. يك ليست از آنچه كه مي خواهيد بدست آوريد تهيه كنيد. به ليست خود هر چيزي از وظايف جديد و فعاليتهاي نو كه مي خواهيد اضافه كنيد ليست خود را تا هنگاميكه كامل شود نگه داريد.

  5. ليست خود را در يك نقشه سازمان دهيد كه شما چه نياز داريد تا ابتدا انجام دهيد و چه چيزي بعداً تصميم بگيريدكه چه و چگونه بايد انجام دهيد، نقشه را اصلاح كنيد تا كامل شود.

  6. با نقشه عمل كنيد. هر چيزي را انجام دهيد، نه هر چيز را، اما شروع كنيد. شگفت انگيز است كه چه تعدادي از مردم شكست مي خورند زيرا آنها بدوون نقشه كار كرده اند.

  7. تصميم بگيريد هر روز چه كاري انجام دهيد كه شما را به هدف نزديكتر كند. اين نظم و ترتيب در عمل است كه شما را قادر مي سازد هر روز  مقدار حركتتان را بهبود بخشيد. عمل روزانه انگيزه شما را افزايش مي دهد و به شما انرژي مي دهد. اين نيت، عمل روزانه، مي تواند در اطراف زندگي شما بچرخد. يكبار كه شما تصميم بگيريد و هدفهايتان را بنويسيد، در همه اوقات صبح، ظهر و شب به آنها فكر مي كنيد. و تنها سؤالي كه مي پرسيد اين است كه چگونه مي توانيد آنها را بدست آوريد.

5ــ سر سپردن به انجام امري و برتري طلبي

سومين حالت براي موفقيت گرايش به برتري است. مردم موفق در آنچه كه انجام مي دهند خيلي خوب هستند شما بايد هميشه در انجام كارهايتان خيلي خوب  باشيد. مهم نيست چقدر كوشش و فداكاري لازم است و مهم نيست چقدر زمان مي گيرد. شما بايستي بلند شويد، مسئوليت بپذيريد و خودتان را سرويس دهيد. اگر مي خواهيد مسيري از زندگي را شروع كنيد. در ابتدا لازم است در زندگي كمك كنيد. يك تصميم بگيريد تا در آنچه كه انجام مي دهيد عالي باشيد و سپس آنرا در مسير زندگي بدست آوريد. دوم در اين مسير توقف كنيد، يك تصوير وابسته به موقعيت در پيشرفت شخصي بسازيد و سپس برگرديد و فيلم خود را تماشا كنيد. مسير اصلي را پيدا كنيد و در آن باقي بمانيد. يك قدم از ديگران جلوتر گام برداريد. چيزهاي جديد در هر روز ياد بگيريد و تمرين كنيد. به سمت جلو حركت كنيد هيچ جنبشي را از دست ندهيد خبر خوب اينكه مسبر زندگي هرگز بسته نمي شود آن 24 ساعته باز است.

هر كسي مي تواند آنچه بيشتر مهم است بدست اورد. خواسته خود را به عنوان هدف قرار دهيد آنرا بنويسيد يك نقشه بسازيد و روي آن هر روز كار كنيد يك هفته، يك ماه، يك سال از حالا شما به اطراف آن نگاه خواهيد كرد و مطمئن باشيد از پيشرفتي كه در طول زندگي خود مي كنيد متعجب مي شويد.

6ــ در نتايج متمركز شويد

 شما نياز داريد تا خوش بيني خود را افزايش دهيد. مردم موفق پيوسته به اهدافي كه چشم انتظار هستند فكر مي كنند مي نويسند و طراحي مي كنند.

جهت يابي اهداف قسمت بحراني از نقطه كانوني فرايند است. در جهت يابي نتايج شما ليستي از هر آنچه كه بايد انجام دهيد تهيه مي كنيد قبل از اينكه شروع كنيد شما ليست خود را اولويت بندي مي كنيد.

مهمترين چيزي كه مي توانيد انجام دهيد انتخاب كنيد و سپس تمركز كنيد. در انجام يك عمل پشتكار داشته باشيد بدون تفريح و حواس پرتي، تا آن كار كامل شود. در اينجا سوالاتي مطرح  شده است كه پاسخ به آنها جهت يابي براي رسيدن به اهداف را مشخص مي كند.

  1. با ارزشترين فعاليتهاي من چيست؟ چه چيزهايي هستند كه انجام مي دهيد و به ارزش بيشتر كارهاي شما  كمك مي كند؟ اگر مطمئن نيستيد، يك ليست از همه فعاليتها و وظايف بنويسيد و برجستگي آنها را مشخص كنيد. آنها را به طور واضح با همكارتان مطرح كنيد.

  2. نتايج كليدي من چه هستند؟ نتايجي كه بي ترديد بايد بدست آوريد چه هستند؟ يك روش عالي براي اينكه وظايفتان را انجام دهيد و كارتان را به نحو عالي انجام دهيد.

  3. چه مي توانم انجام دهم تا يك دگرگوني در كار من باشد؟ اين وظيفه اي است كه خود بايد انجام دهيد. هيچكس قادر به انجام آن نيست.

  4. چگونه از زمان بيشترين استفاده را ببرم؟ اين سؤالي است كه بايد در هر ساعت از روز از خود بپرسيد و پرسيدن و پاسخ دادن به اين سؤال كليدي براي به نقطه اوج رسيدن است.

7ــ تمركز درباره راه حلها

 فلسفه خوش بيني و عملكرد بالا كه در قسمتهاي قبلي درمورد آن صحبت كرديم براي ساختن روياهاست. در اين مرحله درباره راه حلي براي مشكلات فكر مي كنيد. شما فكر مي كنيد چه مي توانيد انجام دهيد و چگونه مشكلات حل مي شوند بجاي اينكه در انتظار اتفاقات آينده باشيد و يا بدنبال كسي كه قابل سرزنش است، بگرديد!

مردم ناموفق بيشتر درباره مشكلات صحبت مي كنند. اما فكر كردن درباره مشكلات سبب مي شود خيلي منفي، عصباني و بدبين شويد. و فكر كردن درباره راه حل ها سبب خوش بيني، خلاقيت و مثبت انديشي مي شود.

زندگي از توالي مشكلات تشكيل شده، آنها پايان نمي پذيرند. آنها مشابه موجهاي اقيانوس هستند، يكي پس از ديگري. اگر شما نرمال زندگي مي كنيد، امروزه زندگي شما مشغول است، شما احتمالاً يك بحراني از انواع گوناگون مشكلات را هر دو يا سه ماه خواهيد داشت. توانايي شما براي حل مشكلات بزرگ موفقيت شما را تعيين مي كند. مهم نيست چه شغلي داريد مي توانيد اين عبارت را قيچي كنيد و بنويسيد «حلال مشكلات» اينكه شما چه كسي هستيد و در طول روز چه انجام مي دهيد  تنها سؤال اين است كه چقدر در حل كردن مشكلات خوب پيش مي رويد؟

مردم خيلي موفق مشكلات بزرگ را حل مي كنند و مردم ناموفق مشكلات كوچك را حل مي كنند. راه حلال مشكلات شدن اينست كه فكر كنيد و درباره راه حلهاي ممكن در بيشتر اوقات صحبت كنيد. شما بايد از خود بپرسيد راه حل مشكل چيست؟ چه بايد اكنون انجام دهيد؟ مرحله بعدي چيست؟ چگونه ما اين مشكل را حل كنيم؟ چقدر اثر مخرب آنرا محدود كنيم؟ چگونه مي توانيم از اتفاقات دوباره مانع شويم؟

8ــ وقف كردن خودتان براي يادگيري در تمام عمر

يك مثل غربي هست كه مي  گويد: «زندگي شما بهتر مي شود، تنها هنگاميكه شما بهتر شويد.» مردم متمايل به نتيجه جهتيابي، مشتاق براي يادگيري و ايده هاي جديد تمرين مي كنند، تكنيكها روشها و استراتژي. آنها براي اطلاعات جديد عجله دارند. شما ظرفيت زيادي داريد و در بيشتر زمينه ها عالي مي شويد. ذهن شما مانند يك ماهيچه است. اگر از آن استفاده نكنيد آنرا از دست مي دهيد. در قرن 21 آينده متعلق به كساني است كه در همه چيز طلاحيت دارند. و متعلق به مردمي است كه خيلي خوب كار انجام مي دهند.

براي بيشتر بدست آوردن بايد بيشتر ياد بگيريد. بايد ارزش خود را افزايش دهيد. بايد ظرفيت خود را براي بهتر شدن افزايش دهيد. در حال خواستن باشيد هر روز چه مي توانم انجام دهم براي اينكه ارزش من بيشتر شود. اينجا  تمريني ارائه مي شود كه مي تواند شما را به سمت قله حركت دهد و شما را در آنچه برايتان مهم است موفق سازد.

كنار گذاردن 3 درصد از درآمد براي افزايش قابليتهاي شما كافيست. اين 3 درصد معجزه آساست. هر تومان كه براي يادگيري و بهتر شدن مي پردازيد، چند برابر آن به درآمد شما افزوده مي شود. اين فرمول ساده اي است كه موفقيت مادام العمر را به هراه دارد و مي تواند شما را غني سازد.

شما بيشترين ارزش دارائي تان هستيد. توانايي شما به خوب فكر كردن، عمل كردن، كميت و كيفيت علم و ايده هاي در دسترس وابسته است. بايد دائماً ذهن تان را تغذيه كنيد. براي افزايش بيشتر استعدادهايتان بايد توانائيهايتان را به روز كنيد.

3 كليد براي پرورش جهتيابي وجود دارد. اول يك ساعت يا بيشتر درباره رشته كاري خود مطالعه كنيد. دوم از پخش اتومبيل يا واكمن در هنگام رانندگي يا در هنگامي كه به جايي مي رويد و يا در موقع ورزش، گوش دهيد. از اين آموزش هنگام رانندگي  معادل  حضور در دانشگاه را بدست مي آوريد. سوم به هر نيروي مفيد و سميناري كه مي توانيد پيدا كنيد توجه كنيد حتي اگر پول زيادي بپردازيد يا مساحت طولاني را طي كنيد.

9ــ ده سال زودتر از موعد بازنشستگي استراحت كنيد.

دندانسازي را مي شناختم كه براي شركت در يك كنفرانس كه در هنگ كنگ اجرا مي شد، پول زيادي پرداخت. در يكي از جلسات او تكنيكي از فن دندانسازي را ياد گرفت. بعد از آن سمينار، او آن فن را در مورد دندانهاي بيماران اجرا كرد و خيلي زود بعنوان متخصص اين فن مشهور شد. بيماران زيادي از مسافتهاي دور براي معالجه به وي مراجعه مي كردند. 5 سال بعد وي تكنيك خود را فروخت و به عنوان يك ميليونر در 51 سالگي بازنشست شد.

او هرگز بعد از آن كار نكرد. در يك خانه زيبا، مشرف به اقيانوس زندگي مي كرد و از يك زندگي شگفت انگيز لذت مي برد. او به من گفت كه اين روش عملي موفق، مرا به يك دندانپزشك موفق از نسل خودم تبديل كرد. اگر شما خودتان و آينده تان را باور داريد در رابطه با توانائيهايتان سرمايه گذاري خواهيد كرد. هر چقدر بيشتر سرمايه گذاري كنيد بيشتر خودتان را باور خواهيد كرد. موضوعات مهمي را كه مي توانيد، ياد بگيريد تا به خود كمك كنيد و هدفهاي مهمي كه هر روز به آنها فكر مي كنيد را بدست آوريد. مجهول « X » را در زمينه تخصصي از علم يا مهارت خود قرار دهيد، درباره آن فكر كنيد و هر روز مطالعه كنيد. روي علم خودتان به طور ويژه و تخصصي كار كنيد، روي خودتان كار كنيد مثل اينكه همه آينده شما وابسته به آن است.

10ــ اكنون آن را انجام دهيد.

دهمين خصوصيت از مردم موفق اقدام  است. امروز تصميم بگيريد احساسي از ضرورت عمل را در خود تقويت كنيد. امروزه همه بي صبر و باعجله هستند. به همين دليل اغلب مردم سرعت را با كيفيت برابر مي دانند. اگر شما سريع عمل كنيد آنهايي كه نياز و خواسته اي از شما دارند به طور خودكار فرض مي كنند كه كار شما داراي ارزش بيشتري نسبت به كسي است كه آهسته كار مي كند.

 حركت سريعتر شما باعث مي شود تجربيات بيشتري بدست آوريد. تجربيات بيشتر باعث مي شود سريعتر ياد بگيريد، بهتر شويد و در انجام كارهايتان ترقي كنيد. هر چه سريعتر حركت كنيد اعتماد به نفس شما بيشتر مي شود. وقتي با احترام به خود و سربلندي شخصي سريعتر حركت كنيد، محبوبيت، ارزش و احترام شما در ميان مردم اطراف سريعاً افزايش مي يابد.

مردم موفق درباره آينده ايده آل فكر مي كنند و تصور مي كنند كمال مطلوب آنها، اين خواهد بود. پس براي پيوستن رؤيا به واقعيت تلاش مي كنند. در نهايت اقدام به عمل در كار و زندگي مي كنند و فوراً انجام وظايف خود را شروع مي كنند.

آنرا اكنون انجام دهيد! اكنون انجام دهيد.

با تشكر از: فهيمه مظفري

 


[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [10:44 AM]  [مرجان ب]
  • با استعداد متوسط اما پشتكار متوسط به هر چه بخواهيد مي رسيد.
  • اگر در كارها جديت به خرج ندهيد بي استعدادترين افراد مصمم و با اراده از شما پيشي مي گيرند.
  • كارتان را آغاز كنيد توانايي انجامش به دنبال مي آيد.
  • خداوند به هر پرنده اي دانه اي مي دهد ولي آنرا داخل لانه اش قرار نمي دهد.
  • اثر كمرنگ ترين نوشته ها بيشتر از قويترين حافظه هاست.
  • مردان شجاع فرصت مي آفرينند و ترسوها و ضعيفان منتظر فرصت مي نشينند.
  • تغييرات غيراصولي هرج و مرج ايجاد مي كند و تغيير نكردن پوسيدگي است.
  • گوش شنوا زير بناي مهارتهاي ارتباطي است.
  • دشوارترين قدم همان قدم اول است.
  • هرگز چيزي تغيير نيافته اين ماييم كه عوض مي شويم.
  • براي شنا كردن در جهت مخالف رودخانه سختكوشي لازم است وگرنه هر ماهي مرده اي مي تواند در جهت آب شنا كند.
  • آن قدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا شكست دادن را بياموزيد.
  • رمز سلامتي قرار دادن كمي هيجان به جاي آسايش است.
  • كتاب معلمي است كه بدون عصا و تازيانه ما را تربيت مي كند.
  • فردي كه به خود اطمينان دارد محتاج تعريف ديگران نيست.
  • آنچه هستيد بهتر شما را معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد.
  • از فعاليتهاي بزرگ نهراسيد زيرا هر فعاليت بزرگي را مي توان به فعاليتهاي كوچكتر تقسيم كرد.
  • همواره به خاطر داشته باشيد آخرين كليد باقي مانده شايد بازگشاينده در قفل باشد.

[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [10:42 AM]  [مرجان ب]

  در مورد سعي و خطا

خطا پايه موفقيت است و وسيله اي است كه با آن مي توان به موفقيت رسيد. ( Loa Tzu )

 

از اشتباهات خود شرمنده نشويد و آن را جرم ندانيد. ( كنفسيوس )

 

بسياري از افراد خوب موفقيت را مي بينند. براي من موفقيت با تكرار خطا و درون بيني آن بدست مي آيد. در حقيقت موفقيت حاصل يك درصد كار است  كه خود از 99 در صد خطا حاصل شده است. ( سوشيرو هوندا )

 

در غرب دلبستگي ما به موفقيت باعث سست شدن ما در خطر كردن مي شود. آنجه از اين خطر كردن مي آموزيم به آن موفقيت مي ارزد. و اين ترس از شكست است كه تعيين مي كند كه بياموزيم يا نه؟ ( پاركر پالمر )

 

خطا فرصتي است كه هوشمندانه تر باشيم. (هنري فورد )

 

هر چه شما را نمي كشد شما را قوي تر مي كند. ( مارلون براندو )

 

من هفتصد بار اشتباه نكردم. من يك بار اشتباه نكردم من زماني موفق شدم كه هفتصد راهي را كه موفقيت آميز نبود اصلاح كردم. هر گاه راهي را كه عمل نمي كرد حذف كردم راهي را پيدا كردم كه كار مي كرد. ( توماس اديسون )

 

هر گاه خبر هاي بد را به عنوان يك نياز به تغيير و نه يك خبر منفي پذيرفتيد شما از آن شكست نخورده ايد بلكه از آن چيزهاي تازه آموخته ايد ( بيل گيتس )

 

در مورد موفقيت

زمانيكه دانش يك مرد براي موفقيت كافي است. ولي تقواي او كافي نيست. هر چه را كه او ممكن است بدست آورد دوباره از دست خواهد داد.  (كنفسيوس)

 

موفقيت به همان اندازه شكست خطرناك است. (لائو تزو)

 

براي قضاوت در مورد موفقيت خودت ببين چه بدست آورده اي و در قبال آن چه از دست داده اي. (دالاي لاما)

 

همة چيزي كه در اين زندگي لازم داريد بي خبري و اعتماد به نفس است و موفقيت حتمي است. (مارك تواين)

 

موفقيت توانايي رفتن از شكستي به شكست ديگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. (وينستون چرچيل)

 

 در پايان

موفقيت به معناي بدست آوردن آن چيزي است كه مي خواهيد.

شادي به معناي خواستن آن چيزي است كه داريد


[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [10:41 AM]  [مرجان ب]
سرویس اجتماعی و فرهنگی : علامه مصباح یزدی گفت: همت بلند همتی است که حتی عالم ماده در نظر فرد کوچک باشد، از مرز عالم مادی فراتر برود، و فرد راضی نباشد مگر این‌که در راه خدا فدا شود.

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با جمعی از اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور پس از شنیدن سخنان نمایندگان آنها گفت: اگر تنها ثمره انقلاب، پرورش چنین جوانانی بوده، کافی بود.

وی با توجه به سخنان و انتقادات آنها نسبت به وضع کشور و کم کاری‌ها گفت: داشتن اعتراض و جرأت بیان آن بدون ترس از لطمه خوردن به مقام اجتماعی امری پسندیده است که چه بسا بسیاری از دست اندرکاران به خاطر مشکلات و گرفتاری‌هایی که دارند، از آن برخوردار نیستند.

علامه مصباح یزدی با اشاره به نامگذاری امسال از سوی مقام معظم رهبری به "سال همت مضاعف و کار مضاعف" گفت: گرچه ارزش همت و کار بر همگان روشن است، اما عده ای هستند که در این زمینه خوب عمل نمی‌کنند.

آیت الله مصباح یزدی کسانی که تنها برای رفع تکلیف کاری انجام می‌دهند را پست همت نامید و ادامه داد: عده ای هستند که هرچند همتی بلندتر دارند، به کم قانع نمی‌شوند و همواره به دنبال رشد و ترقی هستند، اما حاضر به انجام کار زیاد برای ترقی نیستند، بلکه دوست دارند، با رابطه بازی، رانت خواری، زمین خواری و به قول خودشان زرنگی، رشد کنند.

وی ادامه داد: اینگونه افراد همواره به دنبال منافع شخصی خود هستند و برای رسیدن به این منافع گاهی حرام و حلال خداوند هم در نظرشان اهمیتی ندارد؛ این گروه هرچند همتشان بلند است، اما برای جامعه سودی ندارند، بلکه ضررشان بیش از فایده شان است.

وی با بیان اینکه همت بلند انسانی و الهی در گرو کار مضاعف است، گفت: همت بلند همتی است که حتی عالم ماده در نظر فرد کوچک باشد.

علامه مصباح یزدی با اشاره به اینکه میزان همت فرد، به جهان بینی و فرهنگ او بستگی دارد، گفت: همه انسان‌ها به دنبال لذت هستند، اما لذت برخی افراد خوردن و سیر شدن است و لذت عده‌ایدیگر انس با خداست.

وی ادامه داد: فردی برای جامعه مفید است که همواره به دنبال تکامل مادی و معنوی باشد و با قدم نهادن در کارهای پر زحمت و دشوار حاضر به فداکاری باشد؛ همه کسانی که تحولات اساسی در جوامع ایجاد کردند، از جمله انبیاء، چنین افرادی بوده‌اند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به فعالیت‌‌های دانشمندان جوانی که برای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای کشورمان منافع شخصی را کنار گذاشته و با همت بلند به فعالیت پرداخته و در حقیقت به میلیون‌ها انسان در جهان سوم خدمت کرده اند، ادامه داد: اینچنین توفیقاتی در گروه همت و کار است و اگر بخواهیم جامعه ترقی کند، باید افرادی بلند همت داشته باشیم.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم افزود: تقویت حس ناسیونالیستی و وطن پرستی یکی از راهکارهایی است که همواره کشورها در طول تاریخ با ترویج آن سعی در ایجاد هویت جمعی در افراد می‌کنند تا افراد نسبت به کشورشان احساس مسئولیت کنند و برای موفقیت کشورشان بی وقفه تلاش کنند و به این وسیله، افراد پست همت را بلند همت نموده، افراد بلندهمتی که به فکر منافع شخصی هستند را به کار مضاعف وادارند.

وی با اشاره به این نکته که این روحیة کودکانه‌ای است که در بسیاری از مردم وجود دارد و برای رشد این تفکر، عناوینی مانند ملت برتر یا نژاد برتر مطرح شده است؛ به طرح این سؤال پرداخت که آیا این روش بهترین روش است و آیا مورد قبول اسلام است؟ آیا دستاورد انقلابی که صدها هزار شهید برای آن فدا شده اند، همین بوده است؟

علامه مصباح یزدی با بیان اینکه حتی بسیاری از شخصیت‌ها و مسئولین کشور اسلامی ما نیز چنین ایده‌ایدارند ادامه داد: با چنین دیدگاهی است که برخی خیال می‌کنند کمک به مردم مظلوم غزه و فلسطین امری ناپسند و نامطلوب است، زیرا این کمک‌ها را می‌توانیم برای آبادانی کشورخودمان خرج کنیم!

وی ترویج فرهنگ دینی را راهکار صحیح برای ایجاد انگیزه و همت مضاعف و کار مضاعف دانست و گفت: حتی برای پیشرفت دنیوی یک جامعه، جهان بینی اسلامی بهترین روش به شمار می‌رود، چرا که اگر افراد تلاش و فعالیت را وظیفه شرعی خود بدانند، هرگز کم‌کاری نخواهند کرد و با تلاشی مضاعف به جامعه اسلامی خدمت خواهند کرد.

وی فداکاری‌های رزمندگان اسلام در 8 سال دفاع مقدس را نمونه‌ای از این حقیقت شمرد چرا که آنان برای پول یا حفظ خاک به میدان نرفتند، بلکه شهادت در راه خدا را برای خود افتخار دانسته و آن را برابر با همنشینی با سیدالشهدا(ع) می‌دانستند. در واقع روحیه اسلامی رزمندگان و عشق الهی آنانرا به جبهه کشاند و باعث شد، ایران تسلیم نشده، شکست نخورد.

عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر ترویج فرهنگ دینی ادامه داد: همت بلند این است که از مرز عالم مادی فراتر رفته و فرد راضی نباشد، مگر این‌که در راه خدا فدا شود، چرا که ارزش هر فرد به میزان چیزی است که در راه آن فدا شده است، پس فدای آب و خاک شدن کجا و فدای خالق آنها شدن کجا؟

علامه مصباح یزدی ادامه داد: متأسفانه پس از گذشت 31 سال از انقلاب اسلامی، حرکت اصیل به سوی خدا را نشناخته‌ایم و در برخی برهه‌ها منحرف شده، و حتی گاهی عقبگرد کرده‌ایم.

وی خطاب به جوانان توصیه کرد: تا زمانی که پست و مقام دنیوی شما را گرفتار نکرده است، سعی داشته باشید، دل به دنیا نبندید تا ارزشتان بی نهایت شود. اگر خداشناس باشید، خواهید فهمید که خداوند دوست داشتنی است و به جایی خواهید رسید که چیزی جز رضای خدا را نخواهید خواست.

گفتنی است این مراسم 17 فروردین ماه 89 در سالن همایش‌های مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم برگزار شد

[شنبه 15 خرداد 1389 ]  [10:01 PM]  [مرجان ب]

گوناگون بودن تلاش در نسل‌های بشری در درازای تاریخ،‌ بی‌گمان از اندیشه و همت بلند آنان حکایت دارد. چگونه می‌توان به جاودانه‌های هنری و علمی و فرهنگی ملت‌های زنده نگریست و نشانه‌های کار و کوشش ارزنده‌شان را سراغ نگرفت؟

کار و همت در ادبیات پارسی
از دیرباز در ادبیات پارسی، عالمان و شاعران اخلاق‌گرا، مردمان را به سمت کار و همت بلند فرا خوانده‌اند، زیرا آنان حیات و موفقیت فردی و جمعی انسان را در سایه این دو عامل تأثیرگذار می‌نگریستند. 

آن‌گاه که عنصر کار از زندگی آدمی حذف شود، تمایل به پلیدی و تجاوز و جنایت و یغماگری پدیدار می‌گردد و آن‌گاه که عنصر همت از حیات انسان رخت بر بندد،‌ سستی و تنبلی و دریوزگی بر جامعه چیره می‌شود. 

بدین سان روشن است که زندگی سالم و موفق بدون کار و همت امکان‌پذیر نیست. توصیه‌های اخلاقی و دینی بزرگان ادب و فرهنگ اسلامی، از جایگاه نظرگیر کار و کوشش شایسته حکایت دارد. اینک نمونه‌ای از آموزه‌های اخلاقی سعدی به دست داده می‌شود. 

آموزه‌های سعدی پیرامون کار و همت
سعدی ـ استاد سخن و اندیشه اخلاقی در سده ششم هجری ـ برای پدران سفارش‌هایی چند دارد. او در اندرزهای اخلاقی و معنوی‌اش به پدران می‌گوید که هر پدری پس از ده ساله شدن پسرش می‌باید او را خردمندی آموزد و فرهنگ دوستی را در او پدید آورد، زیرا فقط از رهگذر این کوشش تربیتی پدر است که پسر نام پدر را زنده و جاودانه نگاه می‌دارد. بنابراین، بلندی نام و آوازه پدران را می‌باید حاصل همت و فعالیت فرهنگی و تربیتی آنان نسبت به نسل نو دانست. 

چو خواهی که نامت بماند به جای
پسر را خردمندی آموز و رأی
چو فرهنگ و رایش نباشد بسی
بمیری و از تو نماند کسی 

بر پایه تربیت درست نوجوانان است که می‌توان چشم به راه آینده‌سازان ماند. اگر کار و همت تربیتی و فرهنگی نسل دیروز نباشد، بی‌گمان نمی‌توان از نسل امروز انتظار فرهنگ دوستی و اخلاق‌گرایی و معنویت‌جویی داشت. بدین سان سه عامل انسان و خانواده و آینده را در پیوند با کار و همت می‌نگریم. 

سعدی در سفارش‌های اخلاقی خویش، از پدران می‌خواهد که پسران را در آغاز دوران نوجوانی‌شان با کار و تلاش آشنا و مأنوس سازند. این آموزه تربیتی سعدی از این نکته حکایت دارد که فرهنگ‌سازی برای کار و همت بلند انسانی و اجتماعی می باید در بستر رشد جسمانی و عقلانی نسل نو شکل گیرد. و گرنه چگونه می‌توان یک جوان مغرور و نازپرورده را به سمت کار و کوشش رهبری کرد؟ حال به این پند گران‌مایه شیخ اجل گوش دارید:
بسا روزگارا که سختی برد
پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش برآر
گرش دولت‌داری بنازش مدار 

تردیدی نیست که نسل‌های کارآمد و تأثیرگذار بر سرنوشت یک جامعه، در سایه‌کار و همت ساخته می‌شوند، نه در سایه تنعم و ناز پروردگی ! سعدی در برنامه معنوی‌اش از پدران می‌خواهد که در تربیت فرزندان کوشیده و آنان را با عنصر کار و کوشش آشنایی دهند. مرحله نخست این است. آن‌گاه باید او خردمند و پرهیزکار بار آورد تا تلاش‌ مادی‌اش را همراه با انگیزه‌های انسانی سازد. 

دریغا! که چیرگی اشرافی‌گری با محبت‌های بی‌جا و ناپسند سبب گشته که بسیاری از پدران، پسران خود را در بستر نازپروردگی بزرگ کنند. نسل نازپرورده، چگونه می‌تواند در برابر دشواری‌های طبیعی و غیرطبیعی زندگی و زمانه دوام بیاورد؟ 

این که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، از انتحار و قتل و تجاوز و خیانت و متارکه زوج‌های جوان سخن به میان می‌آید،‌ چه پیام‌هایی می‌رسد؟ آیا این همه نمودار کوتاهی پدران و دیگران در پرورش فکری و روحی نسل نو نیست؟ آیا نازپروردگی و کارگریزی و همت‌ستیزی نسل نو، معلول بی‌اعتنایی نسل کهن نسبت به فرهنگ کار و همت به حساب نمی‌آید؟ 

مقایسه‌ای گذرا میان دختران و پسران خودساخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی و علمی و اقتصادی، با دختران و پسران لذت‌جو و خوش‌گذران،‌ نشان می‌دهد که دو گونه خانواده و تربیت وجود دارد.

جوانانی که روی‌کرد معنوی و اخلاقی داشته و در جامعه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند، بی‌گمان پدران و مادران فرهیخته داشته‌اند که زندگی را بر پایه‌های ایمان و تلاش نهاده‌اند و از سویی دیگر جوانان گریزان از فعالیت‌ها و مهارت‌های تحصیلی و شغلی را می‌باید معلول روش ناپسند والدینی دانست که عنصرهای کار و همت را از فرهنگ زندگی و خانواده حذف کرده‌اند. 

بیاموز فرزند را دسترنج
وگردست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست
که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسه سیم و زر
نگردد تهی کیسه پیشه‌ور 

سعدی در آموزه‌های تربیتی ـ خانوادگی‌اش، بر اصل کار و کوشش تکیه بسیار دارد. چه کار و کوشش پدران و مادران در عرصه پرورش شخصیت و رفتار کودکان و نوجوانان و چه کار و کوشش کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه و کوچه و بازار. 

بی‌گمان عرصه‌ی نخست را می‌باید پدیدآورنده عرصه دیگر به حساب آورد. یعنی کانون خانواده را می‌باید زمینه‌ساز گرایش پایدار نسل نو نسبت به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی دانست. 

از این روست که سعدی تعلیم کار و دست‌رنج را ارایه می‌دهد. سعدی بر این باور است که حتی پدران ثروتمند می‌باید فرزندان و به ویژه پسران خود را از نوجوانی به سمت کار و کوشش هدایت کنند. 

همان‌گونه که گردش‌های روزگار نشان داده، بسا عزیزان یا عزیززادگانی بر خاک نشستند و دست‌شان به دهان‌شان نرسیده است. چگونه می‌توان به دوام و بقای دستگاه شکوهمند خود مغرور گشت و نسل نو را بی‌نیاز از کار و همت دانست؟ 

در کتب اخلاقی سعدی، پیشه‌ور وظیفه‌شناس و کوشایی منزلت دارد که نان خویش را از دست‌رنج روزانه خود می‌آورد؛ نه نازپرورده‌ای که دستش را در کیسه سیم و زر پدر فرو برده و شادمانه در کوی و برزن‌ها می‌گردد.

چه دانی که گردیدن روزگار
به غرب بگرداند مثل در دیار
چو بر پیشه‌ای باشدش دسترس
کجا دست حاجت برد پیش کس
ندانی که سعدی مراد از چه یافت
نه هامون نوشت و نه دریا شکافت
به فردی بخورد از بزرگان قفا
خدا دادش اندر بزرگی صفا 

سعدی در بوستان خویش، به منظور آشناسازی خانواده‌های ایران و مسلمان با جایگاه کار و همت بلند، از گردش روزگار و هجرت‌های احتمالی نسل‌ها یاد می‌کند. چه کسی می‌داند که روزی از دیاری به دیاری نیفتد و آوارگی نکشد؟ همان سان که کسی نمی‌داند که در کدام سرزمین جان می‌سپارد! 

درست است که سفرها و هجرت‌ها، زمینه‌های رشد و پیش‌رفت انسان‌ها و استعدادها را فراهم می‌آورند. با این همه، نمی‌توان آسیب‌رسانی پاره‌ای از سفرها و هجرت‌ها را نادیده انگاشت. بسا مسافر و مهاجری که در دیاری ناگزیر از گدایی یا آلودگی به تباه‌کاری گردد. 

از منظر اخلاقی سعدی، تربیت شایسته نسل نو که بر پایه کار و کوشش استوار است، می‌تواند تضمین‌کننده سلامت منش و کنش فرزندان در جوانی و بزرگ‌سالی شود، زیرا آنان در بستر فرهنگ فعالیت پرورده شده‌اند و به هر حال تخصص و مهارتی به دست آورده‌اند که تأمیین‌کننده نیازهای مادی‌شان باشد. 

بدین‌سان، سعدی خواهان جامعه‌ای است که از فقر و دریوزگی به دور مانده و نسل برآمده از آن، نسل متخصص و فعال و کارآمد باشد؛ نه نسل خو گرفته به ناز و هوس و تجاوز به حریم مردم. 

آیا مهاجران سالم و موفق در سرزمین‌های گوناگون،‌ نمودار سلامت خانواده و تربیت در دوران کودکی و نوجوانی‌شان شناخته نمی‌شوند؟ تحلیلی کوتاه و گذرا میان دو دسته مهاجران از دیاری به دیاری دیگر، روشن‌گر تفاوت دو گونه فرهنگ و تربیت خانوادگی است. 

نابسامانی‌ها و آسیب‌زدگی‌های مهاجرت‌ها را می‌باید در فرهنگ و تربیت منفی سراغ گرفت. یعنی همان فرهنگ و تربیتی که هرگز به کار و همت انسانی بها نداده‌اند. جامعه‌شناختیِ پدیده مهاجرت به خوبی نشان‌دهنده این تفاوت و تمایزهای فرهنگی و اخلاقی است. 

اساساً نگرانی‌های پدیدآمده از مهاجرت‌های داخلی یا خارجی را می‌باید در پیوند با کارگریزی و همت‌ستیزی دانست. یک متخصص مهاجر، مایه ننگ و عار جامعه و تمدن خویش است یا سبب افتخار؟ 

این که جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نسبت به مهاجرت‌ها و مهاجران بیش‌تر دیدگاه منفی‌شان را مطرح می‌کنند، بدین دلیل است که آنان به گفته سعدی، بدون هنر و پیشه‌ای از جایی به جایی کوچ کرده‌اند. 

پیداست که نداشتن مهارت و تلاش، سبب روی‌کردهای غیراخلاقی گشته و جامعه را در جهت آسیب‌زدگی‌اش تقویت می‌کند. 

پسر را نکو دار و راحت رسان
که چشمش نماند به دست کسان
هر آن کس که فرزند را غم نخورد
دگر کس غمش خورد و بدنام کرد 

سعدی بر این باور است که پدران و مادران می‌باید غم‌گسار دختران و پسران خود باشند، نه آن کسان که نقاب غم‌گساری بر صورت زده و در پی بدنامی جوانانند، پدر یا مادر چگونه می‌تواند غم‌گساری کند و فرزندان خود را در آغوش مهر و محبت نگاه دارد؟ بی‌گمان آنان می‌باید نسل خود را با کار و همت آشنا سازند. جدایی محبت و فعالیت را باید بستر گرایش‌های ناسالم اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه به حساب آورد. 

سعدی اگر خانواده‌ها را با مسؤولیت پرورش فرزندان در عرصه کار و تلاش آشنا می‌سازد، از یک دیگر سو، پدران و مادران را در جهت آسایش روانی و جسمانی نسل نو برمی‌انگیزد. 

به هر حال باید پذیرفت که جامعه سالم و فعال و نمونه در پیوند با خانواده سالم و کاراندیش و همت‌گرا فراهم می‌آید؛ نه در پیوند با خانواده‌های آسیب‌زده‌ای که با کار و همت بلند بیگانه‌اند.


[جمعه 14 خرداد 1389 ]  [1:32 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 22 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >