همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

نفی تنبلی و بی حوصله گی

تنبلی و بی حوصله گی ریشه بسیاری از ناکامی ها و شکست هاست امام باقرعلیه السلام در نکوهش تنبلی و بی حوصله گی فرموده اند: ایاک و الکسل و الضجرفانهمامفتاح کل شر من کسل لم یودحقا و من ضجرلم یصبرعلی حق از تنبلی و بی حوصله گی بپرهیز و دوری کن که آن دو حالت کلید هر بدی و سرآغاز هرشری است ! هرکه تنبل شد حقی را ادا نمی کند و آن که بی حوصله و بی قرار باشد بر هیچ حقی صبر نمی کند و شکیبایی نمی ورزد.

.....................

امام باقر علیه السلام در حدیث دیگر هشدار داده و درباره خطر تنبلی و کسالت فرموده اند: الکسل یضر بالدین و الدنیا تنبلی به دین و دنیا ضرر و زیان می رساند. در سخن پیشین تنبلی دست مایه هر شر و بدی و در این سخن نیز زیان بار برای دین و دنیای انسان ها شمرده شده است بنابراین برای تداوم انقلاب باید از آن دست برداشت.

نکوهش تسویف و توانی

مسلمانان از به آینده و اگذار نمودن کارها و سستی در انجام امور نهی شده اند. امام باقر علیه السلام فرموده اند: ایاک والتسویف فانه بحر یغرق فیه الهلکی و ایاک و التوانی فیمالا عذر لک فیه فالیه یلجا النادمون از امروز و فردا نمودن در کارها دوری کن که آن همانند دریایی است که هلاک شونده در آن غرق و نابود می گردد و از سستی در آن چه که در آن برای تو عذری نیست بپرهیز که پناهگاه و ماوای پشیمانان و علت پشیمانی است. ...............

در تعریف امام باقر علیه السلام از «ایمان» دو رکن مطرح است اسلام اقرار است ولی ایمان «اقرار» و «عمل» می باشد...............

امام باقر علیه السلام به برخی شیعیان هشدار دادند: ان و لایتنالاتدرک الابالعمل همانا ولایت ما جز با عمل درک نمی شود. براساس این هشدارهای امام باقر علیه السلام ادعای دوستی اهل بیت باید با سعی و کوشش در راه اطاعت خدای متعال توام باشد چون محبت امامان و فرمانبرداری خداوند تفکیک ناپذیرند و باهم سودمند و موثرند.

همت بلند

امامان علیهم السلام راهنمایان بشریت به عزت و کرامت و دوراندیشی و همت بلند و اهداف بزرگ بوده اند. .............

شکرنعمت و مرگ طمع

شکرنعمت علت افزایش نعمت است. انقلاب اسلامی یک نعمت بزرگ الهی است. شکرنعمت انقلاب اسلامی رمزبقا و تداوم انقلاب است. شکر هر نعمتی باید متناسب و هماهنگ با آن نعمت باشد. حفاظت از آثار و برکات انقلاب اسلامی و نبرد با دشمنان آن و پیشگیری از انحرافات و نفوذ آفات و سعی و کوشش همگانی در راه رساندن انقلاب به همه اهداف مقدس بزرگ آن از مظاهر و جلوه های شکر نعمت انقلاب اسلامی است.

.................

نقش علم و معرفت درعمل صالح

«عمل صالح» بیش از هر چیز دیگر در بقا و تداوم انقلاب اسلامی موثر است. بی تردید عمل صالح انقلابی در گرو شناخت درست انقلاب است.

.................

لایقبل عمل الابمعرفه و لامعرفه الا بعمل و من عرف دلته معرفته علی العمل و من لم یعرف فلاعمل له

هیچ عملی جز با معرفت قبول نمی شود و معرفت جز با عمل نیست و هر که بشناسد معرفتش او را بر عمل دلالت و راهنمایی می نماید و هر که نشناسد پس عملی برای او نیست»

این حدیث بر پیوند استوار «معرفت» و «عمل» تاکید دارد به گونه ای که معرفت را راهنمای عمل صالح می شمارد و عمل بی معرفت را بی ارزش می داند به حدی که عمل بی معرفت را هیچ می بیند. از این رو کوشش در راه شناخت صحیح انقلاب اسلامی برای عمل صالح انقلابی و اقدامات تاثیرگذار در بقا و دوام و تکامل انقلاب ضروری است
 

[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [11:08 AM]  [مرجان ب]
دو گونه رزق و روزي داريم، رزقي كه به سراغش مي‏رويم و رزقي كه به سراغمان مي‏آيد.
امام علي(ع) فرمود: "اِن الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق يطلبك فان انت لم تأته اتاك".(1)
رزق طالب (كه به سراغ ما مي‏آيد) همواره ما را تعقيب مي‏كند. حتي اگر از آن فرار كنيم، ما را رها نمي‏سازد، همان طور كه رهايي از چنگال مرگ ممكن نيست.
حضرت رسول اكرم(ص) فرمود: "لو اَنَّ ابنَ آدم فَرَّ من رِزقِه كما يَفِرُّمن المَوتَ لأدركه كما يدركه الموت".(2)
اين گونه رزق ريشه در قضاي الهي دارد و هيچ گونه تغيير و تحولي در آن صورت نمي‏گيرد.
در اين زمينه مرحوم علامه طباطبايي مي‏فرمايد: روزي و روزي‏خوار متلازم هم اند و معني ندارد كه روزي‏خوار در مسير زندگي طالب بقا باشد اما رزقي برايش نباشد ؛همين طور ممكن نيست رزقي باشد و روزي‏خواري نباشد، يا رزق از روزي‏خوار افزون باشد و لذا رزق جزءقضاي الهي است. (3)
اما قسم ديگر روزي (رزق مطلوب) رزقي است كه براي طالب آن مقدّر شده است. اگر آن را طلب كنيم و شرايط و علل لازم وصول به آن را مراعات نمائيم چنين رزقي را به دست مي‏آوريم. تلاش ما در جهت رسيدن به اين‏گونه روزي، جزء علت است و اگر در كنار كوشش ، ديگرعلل فراهم شود دستيابي به آن حتمي است.
از اين دو قسم روزي كه توسط خدا براي بندگان معين گشته،قسمي از آن بدون قيد و شرط و به عبارتي رزق طالب اما قسمي مشروط است و مطلوب. روزي بي‏قيد و شرط در هر حال انسان را طلب مي‏نمايد و تا پيمانه قابليت انسان از اين‏گونه رزق پر نگردد، مرگ انسان فرا نمي‏رسد. حضرت رسول اكرم(ص) فرمود: "الا و اِنّ الرُّوحَ الاَمينَ نَفَتَ في روعِي اَنَّه لن تَموتَ نَفْسٌ حَتّي تستكمل رزقها".(4)
اما روزي مطلوب و مشروط ، و ضرورتش مشروط به انجام اموري است كه بدون ترتيب و انجام شرايط محقق نمي‏گردد.
روزي طالب و محتوم مانند روزي وجود و هستي، عمر، امكانات، محيط، خانواده، استعداد و... است. از روزي طالب" توان لازم و دقت وهوشياري براي تلاش و انجام كار پديد مي‏آيد و در سايه اين امور دَرِ روزي مطلوب و مشروط گشوده مي‏گردد.
در مورد روزي مطلوب هر كس به شكلي بايد دست نياز و در عين حال جديت و تلاش را به سوي خدا بلند كند، حتي طفل شيرخوار كه تلاشش ناله و فرياد اوست، در پس اين‏گونه افعال به روزي مطلوبش (شير مادر) دست پيدا مي‏كند. اما چون در بستر رشد باليد و به مقطعي بالاتر رسيد تلاش و جدّيت او شكلي ديگر پيدا مي‏كند و به صورت انديشه و حركت اعضا و جوارح نمود مي‏يابد و كميّت وكيفيت روزي نيز تغيير مي‏كند.
نتيجه اينكه: در پي روزي طالب و محتوم و بي‏قيد و شرط، تلاش و انديشه و كار و فعاليت آفريده مي‏شود اما در پي تلاش و فعاليت و طلب، روزي مطلوب و مشروط پديدار مي‏گردد. روزي محتوم و طالب قابل تغيير و تحول و كاهش و فزوني نيست؛ نه حرص انسان آن را به جريان مي‏اندازند و نه افسردگي انسان بي‏ميل آن را باز مي‏دارد.
حضرت رسول اكرم(ص) فرمود: "ان الرِّزقَ لا يجُرُّهُ حرص حريصٍ و لايَصْرِفُه كراهية كارِهٍ". (5)
اما بر اثر چگونگي انجام مقدماتِ روزي مطلوب و كيفيت تركيب و نحوه ترتيب آنها مي‏توان روزي مطلوب را كاهش يا افزايش داد. براي نمونه حسن نيت و طهارت، از اموري است كه روزي مطلوب را افزايش مي‏دهد.(6) و (7)
عنه(رسول‏الله صلي‏الله عليه و آله) لما قيل لَه: اُحِبُّ ان يُوَسِّعَ عَليَّ في الرّزق؟ دُمْ علي الطَّهارة يُوَسَّعْ عليك في الرزق
امام علي(ع) فرمود: "من حَسُنَت نيّته زيدَ في رزقه".
بعد از آنكه رابطه روزي و روزي‏خوار را دانستيم و آشنا شديم كه وسائلي براي رسيدن روزي به روزي‏خوار آفريده شده و تكليفي براي تحصيل آن متوجه ما است كوشش كنيم و ببينيم بهترين و سالم‏ترين راه براي رسيدن به روزي چيست و قواي خود را در آن راه به كار گيريم و به خداوند كه خالق اين راه است توكل كنيم.
يكي از عوامل كمي و زيادي روزي، تلاش انسان مي باشد. اگر تلاش و كوشش انساني صورت نپذيرد، به روزي دست نمي‌يابد. اگر تلاش و كوشش بيشتري كند، به سرمايه بيشتري دسترسي پيدا خواهد كرد.
اما اين قانون كليت ندارد . گاهي حتي اگر تلاش و كوشش بسيار باشد ، اما سرمايه بيشتر فراهم نمي شود ؛زيرا همان گونه كه بيان شد ، تلاش يكي از عوامل است و علت هاي ديگر نيز بايد فراهم شود . چه بسا سرمايه زياد به مصلحت انسان نباشد و باعث نابودي ايمان او گردد. خداوند به خاطر محبتي كه به بنده و سعادت او دارد ، براي او سرماية بسيار قرار نمي دهد. علت هاي بسيار ديگري بايد فراهم باشد كه از همه آنهاآگاهي نداريم.

پي نوشت ها:
1. نهج‏البلاغه، نامه 31.
2. مكارم‏الاخلاق 2/377.
3. الميزان، ج 18، جزء 27، ص 377، عربي.
4. الكافي، 2/74/2.
5. البحار،77/68/7.
6. كنزالعمال،44154.
7. البحار، 103/21/18.
 
 

[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [11:08 AM]  [مرجان ب]
 
علیرضا فرقانی
  

از آنجایی که یکی از مهمترین کارکردهای مدیر، برآیندی کردن نیروهای غیر برآیندی است، با تعیین افق و جهت واحد برای نیروها، سعی در ایجاد تشریک مساعی کرده و با کمترین انرژی هدر رفته به بالاترین سینرژی دست پیدا می کند.

مقام معظم رهبری نیز که یکی از ابعاد وجودی ایشان، مدیریت راهبردی نظام است، همواره به بهترین نحو ممکن این مسئولیت را انجام داده و اگر با قصور اهل تولی مواجه نشوند، قطعا سرعت پیشرفت و رشد نظام برای دشمنان، غیر قابل باورتر خواهد شد.

امسال نیز به رسم سنت حسنه، افقی را تحت عنوان "همت مضاعف - کار مضاعف" برای اهل یقین روشن ساختند. قدر مسلم آنکه هر همت (اراده و قصد انجام کار) و کار مضاعفی، مورد تایید خدای متعال، اسلام و رهبر انقلاب نیست. مگر آنکه، آن فعالیت در راستای صراط مستقیم باشد. پس اگر ابعاد شعار امسال در منتظم فکری معظم له مشخص و جهت مثبت و منفی آن تعیین نشود، ممکن است تالی فاسد پیدا کرده و هرکسی از ظن خود یار ایشان شود.

همت و کار مومن در اسلام، همواره تابعی از اصلاح تعریف شده است. اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند:" تلاش خود را براي اصلاح خويش وامگذار". امام حسین (ع) نیز در کربلا فرمودند:" من قیام نکردم، جز برای اصلاح امت جدم". حضرت هود نیز فرموده است:" همانا من جز اصلاح نمی خواهم"(هود-89). پس مومن بایستی همواره، مصلح باشد و در مسیر مصلحت، اصلاح صورت دهد تا عاقبت به خیر شود. البته اصلاح نیز مانند خیلی از مفاهیم، در سطوح مختلف باید انجام شود. اصلاح خود، اصلاح یکدیگر (امر به معروف و نهی از منکر)، اصلاح جامعه، اصلاح نظام و بالاخره، اصلاح جهان. امام راحل نیز به عنوان ولی مسلمانان، در حرکتی حکیمانه، بالاترین مصلحت را در این برهه زمانی و مکانی، حفظ نظام دانسته و انجام آن را از اوجب واجبات اعلام کردند.

مقام معظم رهبری نیز در راستای حفظ نظام، در روندی تکوینی، در بعد سیاستگذاری، "عزت، حکمت، مصلحت" در سیاست خارجی و "عزت،رحمت،اقتدار" در سیاست داخلی را مبنا اعلام کرده اند. در این نظام سه وجهی، "عزت"، فصل مشترک و وجه اتصال دو سیاستگذاری محسوب می شود. البته عزت نیز باید در سطوح مختلف (عزت شخص،عزت یکدیگر،عزت جامعه،عزت نظام و عزت اسلام) و در تمام مسیر فعالیت، در نظر گرفته و کارکرد حرکت باید به افزایش و یا تثبیت عزت، ختم شود. پس در سطح کلان، همتی مورد عنایت رهبری قرار می گیرد که منتج به کاری شود که در یک بعد، افزایش عزت و در بعدی دیگر به حفظ نظام  بیانجامد.

و بالاخره، تنها، همت و کار مضاعفی از نظر  خداوند و ولی مسلمین حائز اهمیت است که حاصل آن همسو با برایند دو بردار "عزت" و "حفظ نظام" باشد.

در ذیل برای شفاف کردن موضوع، به اختصار به برخی از مصادیق برایندها می پردازیم.

عزت + حفظ نظام

همت یا همان اراده و قصد انجام کار، اگر مقدمات کاری را فراهم کند که به حفظ نظام  بیانجامد، در عین حالی که افزایش و یا تثبیت عزت فرد، جامعه مسلمانان،نظام و اسلام را به همراه داشته باشد، قطعا مورد توجه خداوند و رهبر انقلاب قرار می گیرد.

1-1  به عنوان مثال در سطح کلان؛ همت دولت نهم و دهم برای حفظ و تثبیت نظام در حوزه سیاست خارجی و مخصوصا در برنامه هایی مثل مذاکرات هسته ای که مورد عنایت رهبری و استقبال مردم قرار گرفت. به علت منتهی شدن این کار عظیم به تثبیت فناوری هسته ای و برگزاری جشن ملی، قطعا نسلهای آینده نیز این همت و کار بزرگ را به نیکی و از بانیان آن به عنوان قهرمانان ملی یاد خواهند کرد.

2-1 در سطح میانی؛ می توان از عملیات افتخارآمیز دستگیری ریگی(سرکرده جندالشیطان) توسط عزیزان وزارت اطلاعات یاد کرد. نتیجه این عملیات که در راستای حفظ نظام بود، افزایش عزت نظام را نیز به ارمغان داشت.

3-1 در سطح خرد؛ همت یکایک افراد واجد شرایط برای شرکت در انتخاباتهای مختلف بسیار ستودنی است. از آنجایی که به قول رهبر انقلاب، نفس شرکت در انتخابات، تایید ضمنی نظام (فارغ از ارزشگذاری انتخاب فرد) می باشد، بسیار مقدس است. فلذا کاری که خروجی آن همت عظیم باشد(حضور در پای صندوقهای رای) قطعا کاری عظیم به شمار می آید که بزرگترین تاثیر این حرکت، تثبیت بیش از پیش نظام خواهد بود که بارها رهبری نیز، رضایت خود را از این همت و کار والای مردم اعلام کرده اند.

ذلت+حفظ نظام

1-2  در سطح کلان؛ عدم برخورد قاطعانه و عزتمدارانه قوه قضاییه با مفاسد اقتصادی و دانه درشتها، از نمونه های بارز عملکردهایی است که به نیت حفظ نظام صورت گرفته اما نتیجه آن چیزی جز ایجاد شک و شبه در مورد برخی مسئولین نبوده و گویای برخوردی از سر ذلت با اهالی فسادی است که شخص رهبری، راسا دستور پیگیری آن را صادر کرده اند. حتما، ایشان از این همت و کاری که نتیجه عدم بصیرت بعضی از مسئولین است، راضی نیستند.

2-2 در سطح میانی؛ الزام دولت مبنی بر پذيرش پروتكل الحاقي با يك طرح سه فوريتي در مجلس ششم، که برای حفظ نظام و نه از سر عزت بود را، می توان ذکر کرد. البته بعدها مشخص شد، تحلیل کسانی که به خاطر حفظ نظام، از ترس مرگ، قصد خودکشی داشتند، اشتباه بوده و بایستی از همان ابتدا، شجاعانه برسر موضع خود مبنی بر ادامه غنی سازی، پافشاری می کردند.

3-2 در سطح خرد؛ می توان به اراده مبتنی بر قاعده دوستی خاله خرسه عده بسیار قلیلی اشاره نمود که به نیت حفظ نظام و ساماندهی امور اقتصادی و ... کشور، خواهان ایجاد رابطه دوستی با آمریکا هستند. شاید این دوستان تبعات ذلت بار این کار را نادیده گرفته و نیاز به روشنگری بیشتری در این زمینه دارند.

ذلت+تشویش نظام

همتی که از ابتدا به نیت تشویش نظام و ذلت فرد و یا نظام شکل بگیرد، غایتی جز فساد را در برابر اصلاح در نظر ندارد که در این مملکت با وجود کثرت مومنین آگاه و بصیر در صحنه های مختلف، مهار شده و خواهد شد(انشاالله).

1-3  در سطح کلان؛ می توان در همکاری آگاهانه برخی سران سبز با فتنه سبز در جهت تشویش نظام تامل کرد که البته با خواست خداوند و همت مردم روشنفطر، ذلت روشنفکرنماها را به همراه داشت.

2-3  در سطح میانی؛ "اگر جام زهري بايد نوشيد.....بايد نوشيده شود"؛ نامه  ۱۲۷ نفر از نمایندگان مجلس ششم که در اوج ذلت و ترس از دیوی که وجود خارجی ندارد، خطاب به کسی که "هیهات من ذله" مبنای تصمیم گیری وی می باشد، نتیجه ای جز مشوش کردن نظام در آن مقطع نداشت. جزما، همت و کار کسی که ولی خود را ملزم به نوشیدن زهر کند، یا از سر بلاهت است یا عناد؛ که در هر دو حالت عقوبت آن در پیشگاه خداوند و مردم مومن معلوم است.

3-3  در سطح خرد؛ باید از سفر غیر قانونی افرادی که در سالهای گذشته به کربلا داشته اند، نام برد که با وجود اعلان جایز نبودن سفر کربلا به صورت غیر قانونی از طرف دفتر مراجع و بیت رهبری، بازهم عده ای عاشق کم بصیرت، تذلیل خود در برخورد با نظامیان آمریکایی را به جان خریده که تشویش ذهنی مسئولین امنیتی و اطلاعاتی و بهداشتی را در مهار این حرکت به همراه داشت. مقام معظم رهبری، خواهان حفظ عزت در تمام سطوح هستند که در این همت و کار نامیمون که عزت برخی اشخاص مومن پایمال شد، قطعا رهبر انقلاب راضی به این حرکت نبوده اند.

عزت+تشویش نظام  

1-4  در سطح کلان؛ می توان تصمیم مدبرانه مقام معظم رهبری که همت بعضی از مسئولین در زمان جنگ عراق و آمریکا مبنی بر کمک ایران به عراق را نپخته دانسته و تشویش نظام را از تبعات قطعی انجام آن کار بیان کرده بودند، ذکر کرد. هرچند همت پیشنهاد دهندگان از سر عزت بود اما پیش بینی تبعات شوم عملی شدن آن همت، اوج بصیرت و تدبر رهبر انقلاب را در بزنگاه های حساس ثابت کرد.

2-4  در سطح میانی؛ فارغ از همت قابل توجه دولت نهم و دهم در هدفمند کردن یارانه ها، کار غیر کارشناسی شده و روش نادرست در توزیع یارانه ها و طرح "خوشه بندی"، اسباب آشفتگی ذهنی مردم و هدر رفتن وقت و انرژی مجلس و متخصصان در روشن کردن ابعاد و تبعات منفی، در صورت اجرا کردن طرح، را به همراه داشت. شاید احتمالا متزلزل شدن عزت شخصی افراد، بعد از اجرایی شدن طرح "خوشه بندی" موجب شد تا شخص رئیس جمهور، اجرای طرح را ملغی اعلام کند.

3-4  در سطح خرد؛ نزاع نا مقدس برخی افراد در شهرستانها بر سر شمولیت در استانهای جدید همجوار  با یکدیگر و مسئولین، قابل توجه است. فلج شدن ادارات، تخریب اموال عمومی و مصدوم شدن برخی هموطنان، تنها ماحصل این همت نامناسب و کار غلط بود.

امید است با همتی مقدس و کاری مضاعف در مسیر مصلحت و حفظ نظام که عزت روز افزون ایران و ایرانی و اسلام عزیز را در پی داشته باشد، موجبات خشنودی رهبر فرزانه و عالیقدرمان، فراهم شود(انشاالله).
 


[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [11:06 AM]  [مرجان ب]

سوره مبارکه  نجم آیات 39و40

«وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ (39) وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى‏ (40)»

ترجمه:

و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست.

و اينكه سعيش به زودى ديده مى‏شود (و به نتيجه‏اش مى‏رسد).

" سعى" در اصل به معنى راه رفتن سريع است كه به مرحله دويدن نرسيده، ولى غالبا به معنى تلاش و كوشش به كار مى‏رود، چرا كه به هنگام تلاش و كوشش در كارها انسان حركات سريعى انجام مى‏دهد، خواه كار خير باشد يا شر.

جالب اينكه نمى‏فرمايد: بهره انسان كارى است كه انجام داده، بلكه مى‏فرمايد تلاشى است كه از او حاصل شده است، اشاره به اينكه مهم تلاش و كوشش است هر چند انسان احيانا به مقصد و مقصودش نرسد كه اگر نيتش خير باشد خدا پاداش خير به او مى‏دهد، چرا كه او خريدار نيتها و اراده‏هاست، نه فقط كارهاى انجام شده!" و آيا خبر ندارد كه سعى و كوشش او به زودى ديده مى‏شود"؟! (وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى‏).

  درست است كه اين آيات ناظر به سعى و تلاش براى آخرت و مشاهده پاداش آن در سراى ديگر است، ولى ملاك و معيار اصلى آن، دنيا را نيز در بر مى‏گيرد به اين معنى كه افراد با ايمان نبايد در انتظار ديگران بنشينند كه براى آنها كار كنند، و مشكلات جامعه آنها را حل نمايند. بلكه خود دامن همت به كمر زده به سعى و تلاش و كوشش برخيزند.(1)

در حدیثی ازامیر المومنین علیه السلام هست که می فرماید : " قدر الرجل على قدر همته" ارزش هر فرد به اندازه همت اوست .(2)

به نظر می رسد در این حدیث حضرت هم به ارزش ومنزلت دنیوی نظر دارند و هم به قدر ومنزلت اخروی که هر چه همت فرد و تلاشش بالاتر باشد به قدر وارزش و منزلت والاتری   هم خواهد رسید .

پس با توجه به این اصل برای رسیدن به جایگاه های رفیع باید همت بلند داشت و با عقل و درایت و برنامه ریزی دقیق به اهداف عالی رسید و آرزوهای بلند پروازانه بدون هیچگونه تلاش و فکر برنامه ای محکوم به ماندن در ذهن و تخیل میباشند،و شخص را به هیچ مقصدی جز تباهی و زیانکاری نمی رسانند .

(1)-تفسیر نمونه جلد 22ص551

(2)-نهج البلاغه حکمت 44از ترجمه استاد مصطفی زمانی

یک اصل برای همت وکار مضاعف

سوره مبارکه  نجم آیات 39و40

«وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ (39) وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى‏ (40)»

ترجمه:

و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست.

و اينكه سعيش به زودى ديده مى‏شود (و به نتيجه‏اش مى‏رسد).

" سعى" در اصل به معنى راه رفتن سريع است كه به مرحله دويدن نرسيده، ولى غالبا به معنى تلاش و كوشش به كار مى‏رود، چرا كه به هنگام تلاش و كوشش در كارها انسان حركات سريعى انجام مى‏دهد، خواه كار خير باشد يا شر.

جالب اينكه نمى‏فرمايد: بهره انسان كارى است كه انجام داده، بلكه مى‏فرمايد تلاشى است كه از او حاصل شده است، اشاره به اينكه مهم تلاش و كوشش است هر چند انسان احيانا به مقصد و مقصودش نرسد كه اگر نيتش خير باشد خدا پاداش خير به او مى‏دهد، چرا كه او خريدار نيتها و اراده‏هاست، نه فقط كارهاى انجام شده!" و آيا خبر ندارد كه سعى و كوشش او به زودى ديده مى‏شود"؟! (وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى‏).

  درست است كه اين آيات ناظر به سعى و تلاش براى آخرت و مشاهده پاداش آن در سراى ديگر است، ولى ملاك و معيار اصلى آن، دنيا را نيز در بر مى‏گيرد به اين معنى كه افراد با ايمان نبايد در انتظار ديگران بنشينند كه براى آنها كار كنند، و مشكلات جامعه آنها را حل نمايند. بلكه خود دامن همت به كمر زده به سعى و تلاش و كوشش برخيزند.(1)

در حدیثی ازامیر المومنین علیه السلام هست که می فرماید : " قدر الرجل على قدر همته" ارزش هر فرد به اندازه همت اوست .(2)

به نظر می رسد در این حدیث حضرت هم به ارزش ومنزلت دنیوی نظر دارند و هم به قدر ومنزلت اخروی که هر چه همت فرد و تلاشش بالاتر باشد به قدر وارزش و منزلت والاتری   هم خواهد رسید .

پس با توجه به این اصل برای رسیدن به جایگاه های رفیع باید همت بلند داشت و با عقل و درایت و برنامه ریزی دقیق به اهداف عالی رسید و آرزوهای بلند پروازانه بدون هیچگونه تلاش و فکر برنامه ای محکوم به ماندن در ذهن و تخیل میباشند،و شخص را به هیچ مقصدی جز تباهی و زیانکاری نمی رسانند .

(1)-تفسیر نمونه جلد 22ص551

(2)-نهج البلاغه حکمت 44از ترجمه استاد مصطفی زمانی

http://www.iiwclub.com/Default.aspx?tabid=1465&articleType=ArticleView&articleId=3119

[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [11:05 AM]  [مرجان ب]

فكر و اندیشه، و یا تامّل و تدبّر، آن گاه ارزش حقیقی و عینی خویش را نشان می‏دهد كه منجر به عمل و تلاش و سعی و كوشش شود، وگرنه تفكری كه منهای عمل باشد، ارزش واقعی نخواهد داشت. در واقع فكری مطلوب و كارساز است كه به عمل و تلاش بینجامد.

یكی از انتظارات امام حسن علیه‏السلام این است كه بندگان الهی در كنار علم و اندیشه، اهل تلاش و عمل باشند.

آن حضرت فرمود:

«اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ وَ جِدُّوا فی الطَّلَبِ وَ تِجاهِ الْهَرَبِ وَ بادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَ هادِمِ الَّذّاتِ، فَاِنَّ الدُّنْیا لا یدُومُ نَعیمُها وَلا تُؤمَنُ فجیعُها وَلا تَتَوَقّی مَساویها، غُرُورٌ حائِلٌ وَ سِنادٌ مائِلٌ

ای بندگان خدا! پرواپیشه باشید و برای رسیدن به خواسته‏ها تلاش كنید و از كارهای ناروا بگریزید و قبل از آنكه ناگواریها به شما روی آورند و نابود كننده لذات [یعنی مرگ] فرا رسد، به كار[های نیك[ مبادرت ورزید، پس براستی نعمتهای دنیا دوام ندارند و [كسی از] خطرات و بدیهای آن در امان نیست.[دنیا[ فریبكار زودگذر و تكیه گاهی سست و بی‏اساس است

بحار الانوار، ج 1، ص 218.

 

نكته دیگری را كه حضرت مجتبی علیه‏السلام علاوه بر اصل تلاش و عمل گوشزد می‏كند و انتظار دارد كه به آن توجّه شود، این است كه انسان هم باید برای دنیا كار و تلاش كند و هم برای آخرت.

كلام نغز و دلنشین امام حسن علیه‏السلام در این باره چنین است:

«وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَاَنَّكَ تَعیشُ اَبَدا وَ اعْمَلْ لآخِرَتِكَ كَاَنَّكَ تَمُوتُ غَدا

برای دنیایت چنان كار كن كه گویا برای همیشه [در این دنیا] خواهی بود. و برای آخرتت [نیز چنان] سعی و تلاش كن كه گویا فردا از دنیا خواهی رفت

بحار الانوار، ج 75، ص 109؛ تحف العقول ، ص408، شماره 20.

 

طالب علمی به عالمی گفت: نیمه شبها و قبل از سحرها بیدار می‏شوم، درس بخوانم بهتر است و یا نماز شب؟ عالم در جواب او گفت: كاری كن كه هم درس بخوانی و هم نماز شب. نه درس فدای نماز شب و عبادت شود، و نه عبادت فدای درس و منبر، نه كار بخاطر عبادات مستحبی و... كنار گذاشته شود، و نه عبادات واجب و مقداری مستحبّ بخاطر كار یا اضافه‏كاری به تأخیر افتاده و یا از دست برود.


[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [10:45 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 22 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >