همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 
کار و تلاش لازمه رسیدن به بهشت
کار و تلاش لازمه رسیدن به بهشت

نويسنده:آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) *




ارزش کار و کراهت اجیر شدن در اسلام

ارزش کار افراد را ذات أقدس اله در قرآن مشخص کرده، اهل بیت مشخص کردند. اگر وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دست یک کارگر را می بوسد، ارزش او را مشخص کرده. حضرت دست کارگر را می بوسد، نه دست اجیر را! فرمودند: برای خودت کار بکن. ما کجای فقه داریم که اجیر شدن و مزدور شدن مستحب است؟! در روایات کتاب اجاره که شاید خیلی هایتان آشنائید؛ آنجا تقریباً نهی تنزیهی دارد که شما خودت را اجیر نکن، مزدور نکن؛ برای خودت کار بکن! کار کردن مستحب است، دست کارگر را ذات مقدّس حضرت بوسید، نه دست اجیر را که آدم برای دیگری کار بکند!
خدا امام و شهداء را غریق رحمت کند؛ اینکه بخش وسیعی از سرمایه های مملکت رفته به طرف تعاونی، برای همین جهت است. بخش خصوصی را با تعاونی دارند تقویت می کنند که اصرار قانون اساسی بود یعنی این که بگذارید مردم برای خودشان کار بکنند، نه مزدور دیگران باشند!
یک وقت وزارت کار کارگرها را جمع کرد،؛ خیال کرد ما برای آنها حدیث می خوانیم که وجود مبارک پیغمبر دست مزدور را بوسید؛ آن روز که ما آن حرف را، نمی دانم چند سال قبل بود نقل کردیم؛ برای بعضی ها تلخ بود، سعی کردند این را چاپ نکنند! خیال کردند که اسلام که می گوید دست کارگر را باید بوسید، پیغمبر دست کارگر را بوسید، یعنی دست مزدورها را!! که عدّه ای سرمایه دار باشند، کار بکنند؛ عدّه ای هم اجیر باشند. این را که نگفته اند!
گفتند: کار خوب است، کارگر عزیز است؛ نه اجیر! یعنی برای خودت کار بکن. دولت هم موظّف است مشکلات اینها را حل بکند، به اینها وام بدهد، تسهیلات بکند، اینها برای خودشان کار بکنند. فرق گذاشتن بین مزدوری و کارگری در دستورات دین ما هست.

آزمون انسانها به وسیله فقر و غنا و تشویق اسلام به کار و تلاش

کمتر کسی است که بتواند فقیرانه مؤمن باشد! و اگر کسی نیازمند بود، مشکل جدی پیدا می کند. امّا دو تا مطلب است؛ مردم نمی توانند فقر را تحمل کنند، با این دعاها باید حل بشود. امّا اگر ذات أقدس له کسی را در کلاس فقر نشاند، او را امتحان کرده؛ نه این که او را تحقیر کرده باشد! و اگرکسی را در کلاس ثروت نشانده، به او مال داده؛ نه این است که او را تجلیل کرده. فرمود: کلّا. نه آن است، نه این؛ ما داریم شما را امتحان می کنیم. وقتی امتحان می کنیم، شما در کلاس امتحان نشسته اید که جای اکرام و اهانت نیست؛ نّالغنا و الفقر بعد العرض علی الله.(1)

فقر تازیانه ای دردناک برای فرد و جامعه

امّا فقر چیز بسیار دردناکی است، در روایات ما هم هست که: ما ضرب الله سبحانه و تعالی عبداً بسوط اوجعمن الفقر (2). سوط با سین و طای مؤلف یعنی تازیانه. فرمود: ذات أقدس له هیچ فرد یا جامعه ای را با تازیانه ای دردناک تر از فقر نزد. و خدای سبحان هم هیچ کسی را فقیر نکرده، بلکه به اندازه کافی برکات نازل کرده. امّا مشکلات جامعه این است که یک عدّه مستکبران حق اینها را دارند می بلعند! وگرنه خدا کسی را فقیر نکرده. اگر چنانچه به طور عدل و حکمت تقسیم بشود، همه کس همه چیز دارند؛ حالا یک قدری بیشتر، یک قدری کمتر.
فرمود: اینها عائله منند. من مار و عقرب را بی روزی نگذاشتم؛ ما من دابّه لا علی الله ر زقها (3). چند بار این آیه سوره هود و غیر هود خوانده شد! فرمود: من معیلم، اینها هم عائله منند، همه شناسنامه دارند. فرمود: من هیچ موجودی را بی روزی نگذاشتم.

ضرورت کار و تلاش پیگیر برای دستیابی به روزی وسیع

فرمود: روی دوش زمین راه بروید و روزی بگیرید، فامشوا فی مناک بها (4). مگر آدم روی دوش زمین بخواهد سوار بشود، کوه شناسی کند، برود بالای کوه؛ معدن شناسی کند، از دل این معدن، طلا و نقره و زغال سنگ در بیاورد، یا از دل این زمین، نفت و گاز در بیاورد، کار آسانی است؟! فرمود: روی دوشش سوار بشوید، روزی بگیرید.، بله ما عالمی داریم به نام (بهشت). اگر شما مؤمن و با عمل صالح بودید؛ آنجا که رسیدید، نهر عسل در اختیار شماست. و انها أم نعسل مصفّی(5). آن نهر عسل دیگر از کندو در نیامده، از زنبور و نیش در نیامده. سخن از یک کیلو و هزار کیلو و ده هزار کیلو نیست؛ نهر روان است. وقتی شما شرائط را فراهم کردید، می روید آنجا و می نوشید. امّا اینجا و در این دنیا که هستید باید زحمت و تلاش و کوشش کنید.

آفرینش انسان در دشواری ها و تشویق او به کار و تلاش

فرمود: مگر من شما را نیافریدم؟! مگر من این عالم را نیافریدم؟! آن کسی که این عالم را آفرید، مهندس و معمار و بنّای این عالم است، قسم خورد؛ فرمود: قسم یاد می کنم که مصالح ساختمانی انسان، رنج و سختی است، لقد خلقنا النسان فی کبد (6). کبد همین دستگاه گوارش است، امّا کبد یعنی رنج. فرمود: من سوگند یاد می کنم انسان تا روی زمین است در رنج است. اینجا جای آسایش نیست! من 80 سال او را می آزمایم، تا نهر عسل به انتظار او باشد. انها أم نماء غیر آسن (7)، و انها أم نلبن لم یتغیّر طعمه (8). 4 تا نهر جاری است به انتظار او؛ این 80 سال یا 100 سال را خوب امتحان بدهد؛ ما میلیاردها سال، برای ابد او را در کنار آن نهرها پذیرائی می کنیم. این کجایش بر خلاف رحمت است؟! ذات اقدس اله سوگند یاد کرد که انسان تا انسان است، در زحمت است. اینجا، جای آسایش نیست.
بسیاری از سرمایه دارها هستند که همیشه شب ها باید با قرص خواب بخوابند. شما خیلی از کارگرها رامی بینید که در کنار خیابان، راحت خوابیده اند! لذّت و رفاه و آسایشی که او دارد، هرگز خیلی از سرمایه دارها ندارند بنابراین اراده وتلاش و سعی انسان است که نصیبی برای او فراهم می کند؛ للرّ جال نصیأ ممّا اکتسبوا و للنّساء نصیأ ممّا اکتسبن (9)

پی نوشت ها :

* گزیده ای از سخنان آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه نحل در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ـ بهار 1386
1. نهج البلاغه / کلمات قصار / 452
2. برداشت از: شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید / 20 /301
3. هود / 6
4. ملک / 15
5. محمّد / 15
6. بلد / 4
7. محمّد / 15
8. محمّد / 15

منبع: www.bashgah.net
راسخون

[جمعه 21 خرداد 1389 ]  [11:33 PM]  [مرجان ب]
مثَل های کاری و کارهای مثَلی
مثَل های کاری و کارهای مثَلی






در مجموعه غنی و ارزشمندِ فرهنگ عامیانه ایرانی ، مثل ها همچون نگینی بر انگشتریِ زبانزدهای مردمی می درخشد. در این جمله ها و عبارت های نغز و زیبا ، درس ها و حکمت های زندگی سازی نهفته است که آدمی می تواند با نشستن در پای این درس ها ، زندگیِ بهتر و خوش تری را برای خود و خانواده اش بسازد.
در میان موضوعات مختلفِ اخلاقی ، اجتماعی ، خانوادگی ، اقتصادی و ... که گستره پهناور مثل های فارسی را تشکیل می دهد ، موضوع کار و اشتغال از برجسته گی خاصی برخوردار است. مثل هایی درباره اهمیت داشتنِ حرفه و کار ، ارزش کار و کارگر ، مداومت در کار ، اتقان در کار ، شایستگی در کار ، کارهای ماندگار و بسیاری از موضوعات مربوط به کار و اشتغال و نیز آفت های احتمالی آن ، در مجموعه مثلیِ فارسی موجود است.
تلاش حکیمانِ نامور یا بی نامِ ایرانی در تبیین آموزه های ملّی و مذهبی در قالب سخن های نغز و کوتاه ، بر این امر استوار است که هم زبان ها و هم کیشان خود را به کار ، تولید و پیشرفت رهنمون شوند و کارهایی انجام دهند که نمونه و مثل باشد.
در این نوشته کوتاه ، بخشی کوچک از مثل های مرتبط با موضوع کار را فرادید قرار می دهیم:

سرمایه بودن کار

کار و اشتغال هم خود ، سرمایه و گنج است و هم وسیله رسیدن به سرمایه و گنج . اگر کار کردن نباشد هیچ رشد و پیشرفتی در زندگی انسان حاصل نمی شود. از این رو ، شکّر طبع شاعران پارسی گوی ، به مثلی سایر ، تبدیل شده است که مردم را به کار و تلاش فرا می خواند.
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه جاودانی است کار1
سرمایه جاودانی خواندن کار ، ما را به این مهم رهنمون می شود که سعادت ابدی و خوش بختی دو سرایی ما ، در گروه کار است و این سرمایه و گنج بی پایان ، با زحمت و تلاش به دست می آید چنان که در شعر سعدی که اکنون حالت مثلی دارد آمده است:
نابرده رنج ، گنج ، میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد2
در فرهنگ دینی ما نیز توجه ویژه ای به کار و داشتن حرفه شده است که نمونه هایی از آن را در برخورد پیشوایان دینی با افراد بی کار و سربار جامعه و نیز در تشویق های امامان معصوم به افراد فقیر و بی کار به کارکردن ، می توان یافت. در کلامی از پیامبر گران قدر اسلام(ص) درباره گنجِ کار آمده است : «حرفه آدمی ، گنج است».3

عار نبودن کار

داشتن یک شغل و منبع درآمد برای ادامه زندگی ، ضروری است؛ امّا گاهی اوقات و تحت تأثیرِ پاره ای از شرایط ، انسان نمی تواند به شغل و حرفه مورد نظر خود دست یابد. لذا باید به شغلی پایین تر از حدّ و دانش و تخصص خود بپردازد تا به آفاتی از قبیل : دست دراز کردن پیش دیگران و سربار خانواده شدن و ابتلای به انواع فسادها و حرفه های کاذب و ... دچار نشود. این گونه کارها هیچ ننگ و عار نیست و شخص را کوچک نمی کند؛ بلکه این بی کاری است که عیب و عار است. بنا بر این ، انسان در این گونه موارد نباید خجالت بکشد و باید برای ادای حقوق خود و خانواده اش مبادرت به انجام دادن این کار نیز بکند.
البته خوب است که انسان همواره در پی دستیابی به شرایط بهتر و شغل و درآمد مناسب تر باشد. هرگاه شخصی که با وضعیتی این چنین مواجه شده و به شغلی پایین تر از شأن خود تن داده با چنین سؤالی مواجه شود که چرا این کار را انجام می دهی؟ در جواب می گوید : «کار که عار نیست».4

ابزار کار

برای انجام دادن هر کاری به وسیله ، ابزار و اسباب مناسب در آن کار نیازمندیم که اگر این وسایل و ابزار ، مهیّا نباشد انجام دادن آن کار ، ناشدنی یا بسیار دشوار است. پس تا مجموعه سبب ها و وسیله ها و شرایط در پیدایش یک کار جمع نشود ، نتیجه مطلوب به دست نمی آید.
مثلی فارسی در این باره می گوید : «کار ، ابزار (اسباب) می خواهد».5
در سخنی از امام صادق (ع) نیز آمده است : «خداوند ابا دارد که کارها جز از راه اسبابش انجام شود؛ پس برای هر چیزی سببی و برای هر سببی ، شرطی است».6

زمان مناسب هر کار

هر کاری برای درست انجام یافتن ، نیاز به زمانی خاص دارد که انجام دادنِ آن کار ، پیش از زمانِ موردنظر یا پس از آن ، نتیجه ای مفید دربر نخواهد داشت و چه بسا زیانی بزرگ در پی خواهد داشت . پس باید هر کاری را در ظرف زمانی و مکانیِ خاصّ آن کار انجام داد و نتیجه مورد نظر را از آن انتظار داشت. در کلامی از پیامبر گرامی اسلام درباره ارتباط تنگاتنگ موفقیت در کار و زمان انجام دادن آن آمده است : «کارها در گرو اوقاتِ خویش اند».7
از این رو در فرهنگ عامیانه مردم ایران آمده است که : «هر کاری وقتی دارد».8

ارزش کارگر و کاسب

انجام دهنده کار را هر چه که بنامیم ، کارگر ، کارمند ، کاسب و ... نزد پروردگار از جایگاه ، والایی برخوردار است و در فرهنگ ملّی و دینی ما نیز ارزشمند و پربهاست، تا جایی که در روایت آمده است : پیامبر اکرم(ص) بر دستِ کارگریِ سعد انصاری بوسه زد و فرمود : «این دستی است که آتش به آن نمی رسد».9
در مجموعه های مثل های فارسی نیز مثل هایی در این باره وجود دارد. از جمله این که گفته اند : «کاسب ، حبیب خداست».10 در زبان عربی نیز چنین جمله ای مشهور است و می گویند : «الکاسبُ حبیبُ الله».
و امّا بشنوید از مولوی که گفته است :
در توکل از سبب غافل مشو
رمز الکاسب حبیب الله شنو.

شیوه صحیح انجام دادن کار

شیوه های انجام دادن کار در رسیدنِ به نتیجه دلخواه ، بسیار حائز اهمیت است. درست بودن راه ، کوتاه و حتی الامکان میان بُر بودن آن ، امن بودن راه و سالم رسیدن به هدف ، بسیار مهم و قابل توجه است. پیشینیان گفته اند و امروزیان نیز می گویند که : «هر کاری راهی دارد».11 یعنی برای رسیدن به هر هدفی ، یک راه مناسب وجود دارد و یا این که گفته اند : «کار را از راهش داخل شو»12 . منظور این است که از راه های موجود برای رسیدن به هدف ، یکی از راه ها صحیح تر و رساننده تر است.
از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود : «هر کس از درهای خانه ها ، وارد آن شود ، راه یابد».13

نیاز به کارفرما یا استاد کار

در پیشرفت هر کاری نیاز به یک استادکار ، سرکارگر یا کارفرمای ماهر و کارآموز وجود دارد. از این رو گفته اند : «کار ، کارفرما می خواهد».14 یعنی در هر کار ، وجود یک نفر استادکار ، لازم است تا هم مهارت ها را به کارگران آموزش دهد و هم به نسبت مناسب از ایشان کار بخواهد. هر اداره و جمعیتی هم نیاز به یک رئیس و سرگروه است تا هر کس را به وظیفه خود آشنا ساخته ، به انجام دادن تکالیف ملزم کند.
وجود کارفرما و سرکارگر در یک کار ، آن قدر مهم است که در مثل گفته اند : «کارها را کارفرما می کند»،15 یعنی پیشرفت کار هر گروهی نتیجه حُسن تدبیر و سیاست رئیس و بزرگ و استادِ آن کار است.

راه شناخت کارگر ماهر

شناخت هر پدیده یا جریانی ، بدون بررسی مصداق های آن و صرفِ تعریف های بدون مصداق امکان پذیر نیست. مهارت در کار و داشتن علم و عمل لازم برای یک کار نیز به ادعّا ثابت نمی شود ، بلکه مدّعی را باید در حین کار و عمل شناخت. بدین رو گفته اند : «کارگر را در کار توان شناخت».16

شایستگی در کار

شایستگی در انجام دادن یک کار که خود ، تشکیل شده است از عناصر مختلفی چون : آگاهی ، توانایی ، مهارت و ... ، برای انجام گرفتن یک کار و سرانجام خوش داشتن یک شغل و حرفه ، لازم و ضروری است. در این باره نیز مثل های مختلفی در زبان فارسی رایج است.
از جمله این که گفته اند :
کار هر بز نیست خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و مرد کهن17
یعنی برای انجام گرفتن یک کار مهم و پرارزش ، باید قدرت کافی چون یک گاوِ نرِ کاری و تجربه و اندیشه مردی کهن در کنار هم باشد و هر فرد بی اطلاع و بی تجربه ای نمی تواند این کار را انجام دهد.
همچنین در مثل ها آمده است : «کار هر مرد نیست ، هر کاری». یا «کار هر موری نباشد با سلیمان گفتگو».18
به این معنا که هر کس از عهده اموری که لیاقت و فعالیت خاصی لازم دارد ، بر نمی آید ، چنان که در میان مورچگان ، فقط یک مورچه عاقل و باتجربه بود که توانست با سلیمان پیغمبر(ع) گفتگو کند.
در مثل دیگری بافنده و حلاج را که در کارش از کمان استفاده می کند با تیرانداز که او هم کمان دار است مقایسه کرده ، می گویند : «کار هر بافنده و حلاج نیست از کمان سست ، سخت انداختن».19 منظور این مثل آن است که اشخاص نادان یا کم اطلاع از عهده اموری که احتیاج به دقت فکر و نظر و نیز ظرافت در عمل است برنمی آیند ، چنان که بافنده و حلاج نمی تواند از کمانی سست (نسبت به کمان حلاّجی) تیراندازی سخت و محکمی نماید.

صبر و تحمل در کار

شتاب و بی تابی در کارها ، از آفت های ویرانگر آنهاست و تحمّل و تأنّی در کار ، موجب رشد مناسب و موفقیت در کار است ، چنان که گفته اند : «کارها نیکو شود امّا به صبر».20 به این معنا که با صبر و تحمل می توان از مادّه ای مثل غوره که قاعدتا باید ترشی به دست دهد ، چیز شیرینی مانند حلوا به دست آورد. به این صورت که شیرینی حلوا از شیره است و شیره از انگور و انگور از غوره به دست می آید. امام علی (ع) نیز موفقیت در کارها را از آنِ صبوران دانسته اند. ایشان می فرمایند : «صبر ، کلید دریافتن و موفقیت ، فرجامِ کسی است که صبر پیشه کند».22

مداومت در کار

استادی و مهارت در هر کاری ، مرهون تمرین و مداومت در آن کار است و ارائه یک کار نیکو و تحویل یک محصول خوب ، زمانی میسّر می شود که کننده کار ، تمرین زیادی در ، آن کار داشته و به صورت مداوم ، آن کار را انجام داده است.
به تعبیر امروزی ، کار کسی در نوع خود بهترین است که سابقه و تجربه بیشتری در آن کار داشته باشد. از این رو هنگام تشویق افراد برای انجام دادن کار بهتر و نیکوتر با مثلی فارسی ، آنها را به تمرین بیشتر در آن کار فرا می خوانند و می گویند : «کار نیکو کردن ، از پُر کردن است».23 در فرهنگ دینی ما نیز بر استمرار و مداومت در عمل ، تأکید زیادی شده است. امام سجّاد (ع) فرموده است : «من دوست دارم که بر کار ، مداومت داشته باشم؛ هر چند عمل اندکی باشد».24

پرهیز از تسویف در کار (وعده امروز و فردا دادن)

به فردا و فرداهای دیگر انداختن کارها یکی از آفات پیشرفت در کارهاست. همه ما این جمله را بارها و بارها شنیده ایم که : «کار امروز را به فردا میفکن» ،25 امّا در عمل می بینیم که بسیاری از ما دچار این مشکل هستیم و در انجام دادن کارها تنبلی کرده و انجام دادن آن را به آینده موکول می کنیم.
بزرگان گفته اند که : «کار امروز را به فردا مینداز که فردا هم برای خودش امروزی است».26 آری ، فردا و امروز ، لقبی اعتباری است که به روزها می دهند ؛ چون هر روزِ موجود و جاری امروز است و روز بعد از آن فرداست. پس باید کارِ هر روز را در خودِ آن روز انجام داد و این شعار را سرلوحه کارهای خود کرد که : امروز ، فرداست.
امام علی (ع) نیز در این باره فرمودند : «در هر روز ، کار همان روز را انجام بده که هر روز را کاری است».27

پایان و نتیجه کار

معمولاً افتخار انجام دادن هر کار ، متعلق به کسی است که آن را به پایان رسانده است ، نه هر کسی که انگشتی در کار زده و یا بخشی از کار را انجام داده و یا آن را نیمه کاره رها کرده است. وقتی مردم با افرادی مواجه می شوند که پس از انجام دادن بخشی از کار ، قصد رها کردن آن را دارند ، به او گوشزد می کنند که نامی از تو در این کار باقی نمی ماند؛ زیرا «کار را که کرد ، آن که تمام کرد».28
پس به نیکویی ، پایان دادن به هر کار ، ملاک ارزش گزاری در آن کار است و انتساب انجام دادن کار ، زمان پایان آن است. امام حسن (ع) نیز در این باره فرموده است : «تمام کردن کارها ، از آغاز کردن آن بهتر است».29

کارهای ماندگار

شاید دیده باشید یا در نوشته ای خوانده باشید که برخی افراد در طول زندگی ، دارای نام ها و عنوان های بزرگی هستند ، امّا با گذر زمان و پایان زندگی دنیایی ، دیگر نامی از ایشان به میان نمی آید؛ امّا در مقابل ، افرادی در زمان خود ، گمنام و بی نشان بوده اند، امّا در پی انجام دادن کاری بزرگ و خدمت ارزشمند ، کارِ خود و نامِ خود را در اذهان مردم جاودانه ساختند. به عبارت دیگر ، اینان کاری کردند که برای مردم ، مثَل و زبانزد شده است. پس باید دانست که بزرگی اشخاص ، به کار و اقدام است ، نه به لقب و نام ، و آنچه شخص را بزرگ و مهم می کند ، کار اوست نه نام او. از این رو خردمندان فرهنگ ایرانی گفته اند: «کار بزرگ ، مایه عزّت است ، نه نام بزرگ».30

پی نوشت ها :

1. امثال و حکم ، دهخدا ، ج 1 ، ص 389.
2. همان ، ج 4 ، ص 178.
3. المواعظ العددیّه ، ص 55.
4. داستان نامه بهمنیاری ، احمد بهمنیار ، ص 430.
5 . فرهنگ مثل ها ، عظیمی ، ص 306.
6. الکافی ، ج 1 ، ص 183.
7. بحارالأنوار ، ج 74 ، ص 165.
8 . امثال و حکم ، ج 4 ، ص 1933.
9. اُسد الغابة ، ج 2 ، ص 269.
10. فرهنگ مثل ها ، ص 309.
11. دوازده هزار مثل فارسی ، شکورزاده ، ص 996.
12. امثال و حکم ، ج 3 ، ص 1178.
13. الکافی ، ج 1 ، ص 182.
14. داستان نامه بهمنیاری ، ص 432.
15. همان ، ص 433.
16. فرهنگ مثل ها ، ص 308.
17. امثال و حکم ، ج 3 ، ص 1188.
20 ـ 18. داستان نامه بهمنیاری ، ص 433.
21. امثال و حکم ، ج 3 ، ص 1297.
22. بحارالأنوار ، ج 78 ، ص 45.
23. داستان نامه بهمنیاری ، ص 432.
24. تهذیب الأحکام ، ج 2 ، ص 15.
25. امثال و حکم ، ج 3 ، ص 1173.
26. داستان نامه بهمنیاری ، ص 429.
27. نهج البلاغه ، نامه 53.
28. امثال و حکم ، ج 3 ، ص 1178.
29. الاختصاص ، ص 343.
30. داستان نامه بهمنیاری ، ص 430.

منبع: دوماهنامه حدیث زندگی ، شماره 30

راسخون
ارسال اين مقاله براي دوستان:
آدرس پست الکترونيکي

[جمعه 21 خرداد 1389 ]  [11:28 PM]  [مرجان ب]
کار و اشتغال در شعر شاعران
کار و اشتغال در شعر شاعران






برو کار می کن ، مگو چیست کار
که سرمایه جاودانی است کار
سعدی
*********
مکن ز عرصه شکایت که در طریق ادب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
حافظ
*********
ز کوشش ، به هر چیز خواهی رسید
به هر چیز خواهی کماهی رسید
برو کارگر باش و امیدوار
که از یأس ، جز مرگ ناید به بار
گرت پایداری است در کاره
شود سهلْ پیش تو دشواره
ملک الشعرای بهار
*********
نابرده رنج ، گنج، میسّر نمی شود
مزد آن گرفت ـ جان برادر ـ که کار کرد
آن کو عمل نکرد و عنایتْ امید داشت
دانه نکشت ابله و دخلْ انتظار کرد
سعدی
*********
صرف بی کاری مگردان روزگار خویش را
پرده روی توکّل ساز ، کار خویش را
زاد همراهان در این وادی نمی آید به کار
پر کن از لَخت جگر، جیب و کنار خویش را
صائب
*********
چیست از این خوب تر، در همه آفاق ، کار :
دوست به نزدیک دوست ، یار به نزدیک یار
دوست بر دوست رفت ، یار به نزدیک یار
خوش تر از این در جهان ، هیچ نبوده است کار
ابو سعید ابو الخیر
*********
یک روز ز بند عالم ، آزاد نیَم
یک دم زدن از وجود خود ، شاد نیَم
شاگردی روزگار کردم بسیار
در کار جهان هنوز استاد نیمخیام
اندیشه مکن به کارها در ، بسیار
کاندیشه بسیار ، بپیچانَد کار
کاری که به رویت آید ، آسان بگذار
ور نتوانی به کاردانان بسپار!
مسعود سعد سلمان

منبع: دوماهنامه حدیث زندگی، شماره30
 
راسخون

[جمعه 21 خرداد 1389 ]  [11:27 PM]  [مرجان ب]
پیامک های حمایت از رهبری در سال همت مضاعف و کار مضاعف


* در راه تو حرکتم مضاعف باشد
با یاد تو برکتم مضاعف باشد
ای سیّد ما ، أمر تو بر روی دو چشم
با عشق تو همّتم مضاعف باشد








* «همّت» مضاعف میکنیم ، کاری «مضاعف» میکنیم
عطرخوش خوب «ظهور» ، جاری مضاعف میکنیم


بر دست مجروحت قسم «سیّدعلی» از قلب و جان
این «انقلاب» و «رهبرش» یاری مضاعف میکنیم.



* با همّت و با عشق بیا کار کنیم
بر کار مضاعف همه اصرار کنیم

امسال با پیروی از رهبر عشق

با کار مضاعف همه ایثار کنیم



* ما پیام عید رهبر را چو مصحف میکنیم
مثل دستورالعمل همواره مصرف میکنیم

کوری چشم سران فتنه و بیگانگان
چَشم آقا؛ کار و همّت را مضاعف میکنیم




* ای رهبرا کلام تو حجّت ز مصحف است
هرکس به قدر وسع توانش موظّف است
اُمید ِآنکه، یوسف زهرا کند ظهور
امسال سال همّت و کار مضاعف است






* خیزید که ایثار مضاعف بکنیم
عید آمده دیدار مضاعف بکنیم

با عزم قوی، ضعف به دل ره ندهیم

با همّت خود، کار مضاعف بکنیم






* من مضاعف می کنم کار و تلاش
بهر کسب علم و ایمان و معاش
در مسیر اقتدار کشورم
این بلندای عدالت پرورم
سرزمین داستان ِراستان
تا نگین حلقه های باستان
تا قیامت نامدار و منجلی
تحت أمر رهـبرم سیّدعلی





* در سال جدید، طبق فرمایش یار
باید که مضاعف شودت همّت و کار

همّت کن و کاری بنما بهر خودت
یعنی که بشوی ز رویت زنگار





* یادمان نرود همّت مضاعف و کار مضاعف، بدون اصلاح الگوی مصرف محال است

[سه شنبه 18 خرداد 1389 ]  [12:10 PM]  [مرجان ب]

امام علي(ع):
الشرف بالهمم العاليه لا بالرمم الباليه؛
شرافت به همت هاي بلند است نه به استخوان هاي پوسيده.
امام علي(ع):
الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه؛
کردار زيبا از بلندي همت خبر مي دهد.
امام علي(ع):
الطاعه همه الأکياس، المعصيه همه الأرجاس؛
فرمانبري از خداوند همت زيرکان است. نا فرماني از خدا همت پليدان است.
امام علي(ع):
أشرف الهمم رعايه الذمام؛
شريف ترين همت ها نگهداري حق و حرمت ها و رعايت عهد و پيمان هاست.
امام علي(ع):
الکف عما في أيدي الناس عفه و کبر همه؛
طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتي است.
امام علي(ع):
من شرف الهمه لزوم القناعه؛
پايبندي به قناعت، از والايي همت است.
امام علي(ع):
اقصر همتک عليما يلزمک و لا تخض فيما لا يعنيک؛
همت خود را صرف چيزهايي کن که به آن نياز داري و آنچه را به کار تو نمي آيد پي گيري مکن.
امام علي(ع):
نعوذ بالله من المطامع الدنيه و الهمم الغير المرضيه؛
به خدا پناه مي بريم از مطامع پست و همت ها و خواسته هاي ناپسند.
امام علي(ع):
إن سمت همتک لإصلاح الناس فابدأ بنفسک، فإن تعاطيک صلاح غيرک و انت فاسد أکبر العيب؛
اگر همت والاي اصلاح مردم را در سرداري، از خودت آغاز کن، زيرا پرداختن تو به اصلاح ديگران، در حالي که خود فاسد باشي بزرگترين عيب است.
امام علي(ع):
ما أبعد الخير ممن همته بطنه و فرجه؛
چه دور است خير و خوبي از کسي که هم و غمش شکم و شرمگاه اوست.

http://sharafkhani.parsiblog.com/1376234.htm

[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [11:42 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 22 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >