همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

در این نوشتار به بررسی برخی از علل و عواملی می پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلام امام مهدی (عج) به کار گرفته شود و با تکیه بر آنها و همت و تلاش همه انسان ها، بودجه و مواد و منابع عظیم و مکان برای چنین اقدامی عظیم تأمین گردد و در فروغ آن زندگی بشریت سامانی درخور یابد

1ـ برقراری عدالت اجتماعی
عدالت اجتماعی به معنای تعادل و توازن در کلیه جریان های اقتصادی جامعه است و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر می گیرد.

2ـ اجرای اصل مساوات
رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروت ها و برابری در توزیع کالاها و موارد مورد نیای همه مردم است و از تراکم و ذخیره سازی کمتر و اسرافکاری نزد طبقات و گروه هایی مانعی می گردد و زمینه های اصلی کمبود و نیازمندی را برطرف می سازد.

در اینباره به چنین تعالیمی بر می خوریم: «و یسوّی بین النّاس حتّی لاتری محتاجاً إلی الزکاة» یعنی (امام مهدی «عج») میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار می کند به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمی شود.(1)

3ـ عمران و آبادی زمین
طبق نظر متخصصان، بسیاری از زمین ها قابل عمران و آبادی و کشاورزی و تولید است، بسیاری از آب ها دارای استعداد ذخیره شدن و بهره برداری است و بسیاری از مناطق زمین متروک و رها شده مانده است. این موضع نیز از نظر متخصصان و آمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره و تأمین چند برابر جمعیت کنونی را دارد به سه شرط: الف) از همه امکانات بهره برداری شود. ب) از اسرافکاری و شادخواری و کامروایی فزون از حدّ گروه هایی اندک مانع گردند. ج) تکنیک های دقیق علمی و فنی و متناسب با محیط ها و سرزمین ها به کار رود.

4ـ پیشرفت فنون
علم و دانش بشری در رستاخیز امام مهدی (عج) به تکامل نهایی می رسد و امام با برنامه ریزی های دقیق که از دانش بیکران الهی او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد می کند و برای تأمین زندگی و ایجاد رفاه همگانی راه و روش هایی را عرضه می کند که تا آن روز برای بشر ناشناخته بوده است.

5ـ باران های مفید و پیاپی
طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایی و نیکوکاری و احسان و به خصوص دادگری موجب نزول رحمت هایی الهی و وفور نزولات آسمانی است و گناه به ویژه ظلم در روابط انسانی موجب خشکسالی و محرومیت الهی و قلّت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکی و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتی پرتو می افکند و روابط انسانی بر اصل عدل و انصاف استوار می گردد و مردمان همه به نیکی و نیکوکاری و پارسایی می گرایند و ظلم و ستم را یک سو می نهند، از این رو، شایسته فضل بیشتر و رحمت بیشتر می گردند و بارش باران های مناسب و به موقع، سبب رشدی وصف ناپذیر در تولید خواهد گشت و بسیاری از مشکلات و کمبودها و نیازمندی ها را برطرف خواهد ساخت.

6ـ برنامه ریزی درست و از یک نقطه
عامل محرومیت و عقب ماندگی اکثریت کشورها و اجتماعات بشری، کشورهای قدرتمند و سلطه طلب است. اگر سلطه طلبان از میان بروند و تقسیم جامعه بشری به دو یا سه طبقه پیشرفته و در حال توسعه و عقب مانده نفی شود و همه برنامه ریزی ها و فکر و تخصص ها و سرمایه ها و مدیریت ها تا سر حدّ امکان به طور یکسان در همه ی مناطق زمین، تقسیم گردد و تبعیض و تفاوتی در کار نباشد و جهان دارای مرکزیتی یگانه و واحد شود که بر اساس عدل و مساوات به همه انسان ها یکسان بنگرد و تقسیم بندی های ظالمانه ی جامعه بشری را محو سازد و همه امکانات طبق نیازها به مناطق عالم گسیل گردد و هیچ نقطه ی متروک و رها شده باقی نماند، به طور طبیعی مشکلات و نابسامانی های زندگی انسان ها برطرف می شود و رفاه و آسایش بر سراسر زمین سایه می افکند.

7ـ بهره برداری از معادن و منابع زیرزمینی
بسیاری از ثروت ها و مواد لازم برای زندگی ما از معادن به دست می آید. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهره برداری قرار می گیرد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها...» خداوند برای قائم (عج) گنج ها و معادن زمین را آشکار می سازد... .(2)

در دوران آن رستاخیز عظیم، مواد و معادنی شناخته و اکتشاف می شود که چهره ی زندگی ها را به کلی دگرگون می سازد. با توجه به بیکرانی و فراوانی منابع و معادن زیرزمینی – به ویژه نسبت به بخش های ناشناخته آن برای بشر امروز- روشن می گردد که این بخش از منابع درآمد دولت حضرت مهدی (عج) سرمایه ای در خور و کارآمد دارد. مانع عظیم اکثریت اجتماعات بشری امروز نبود شناخت و دانش کافی است یا برنامه ریزی های حساب نشده و نادرست است و در دوران ظهور، دوران سراسر آگاهی و شناخت های ناب و خالص اس که همه زوایای زندگی انسان را روشن می سازد و در برنامه ریزی های فرهنگی، تربیتی، هنری، فنی، اجتماعی، اقتصادی و ... نقطه ی ابهام و عقب ماندگی باقی نمی ماند.

8ـ بازپس گیری ثروت های غصب شده
از جمله اموال عمومی که غاصبانه به افرادی خاص داده شده است «قطایع» است یعنی زمین هایی از اراضی خراجی که از راه امتیاز به نزدیکان حکام داده می شده. این اموال بذل و بخشش هایی است که موجب تشکیل طبقه ای ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حکومت ها به درباریان و اطرافیان خود قطعه زمین هایی پیشکش می کردند و این زمین ها قطیعه و قطایع نام داشت.

9ـ استفاده از همه ی اموال (اموال عمومی، خصوصی)
امام مهدی (عج) برای پیشبرد اهداف انقلاب طبق تعبیر برخی از احادیث از همه ی اموال عمومی و خصوصی بهره می گیرد. امام باقر (ع): «... و تجمع إلیه (القائم) اموال الدنیا من بطن الارض و ظهیرها» فیقول للناس: «تعالو إلی ما قطعتم فیه الارحام و سفلکتم فیه الدّماء الحرام، و رکبتم فیه ما حرّم الله «عزّ و جلّ»...»(3) همه اموال جهان در نزد مهدی (عج) گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه مهدی به مردمان بگوید: «بیایید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آن ها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون های به ناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید!»

10ـ کنترل و نظارت دقیق مرکزی
از جمله عوامل بسیار مهمی که امام مهدی (عج) در پرتو آن نابسامانی های اقتصادی و ویرانی امور معاش را برطرف می سازد، اشراف و نظارت دقیق حاکمیت مرکزی جهانی اسلامی است بر جریان اقتصادی و معیشتی تمام اجتماعات بشری.

در پایان این بخش، تذکر این نکته نیز لازم است که آنچه درباره انقلاب حضرت مهدی (عج) گفته می شود یا به قلم می آید، نسبت به آنچه خواهد شد و مسائل و طرح ها و برنامه هایی که در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهی و نظم و حق و حقوق و علم و فنّ و دانش و ایمان عرضه خواهد گشت، قطره ای است از دریا و البته روشن است که آگاهی کامل از تمام مسائل – که پس از ظهور رخ می دهد – در دوران پیش از ظهور دشوار است برای هر کس در هر درجه از آگاهی و اندیشمندی. آری در این راستا مهم شناخت برخی از این روش هاست که قوانین عمومی اسلامی آن را روشن می سازد و ظیفه ما همّت و تلاش مضاعف برای آماده سازی این بسترها برای دوران ظهور امام مهدی (عج) است ان شاءالله.

پی نوشت ها
1. بحار، ج 52، ص 390
2. موسوعة الامام المهدی (کتال الثالث)، ص 780 به نقل از اعلام الوری، ص 413
3. غیبت نعمانی، ص 237


[جمعه 14 خرداد 1389 ]  [10:25 AM]  [مرجان ب]

«همت و کار مضاعف به مثابه يک گفتمان»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد؛دهه پيشرفت و عدالت با گفتمان پيشرفت و خدمت توسط دولت نهم کليد زده شد. چهره کشور به سرعت تغيير پيدا کرد، سازندگي کشور شتاب گرفت و افق هاي جديدي پيش روي ملت گشوده شد.

دشمنان نظام براي توقف اين روند با بهره گيري از رقابت هاي دهمين دوره رياست جمهوري تخم نفاق و اختلاف را در کشور پاشيدند و با بسترسازي اي که انقلابيون پشيمان و فرسوده مهيا کردند برخي را در لندن و واشنگتن تحريک کردند که جلوي روند گفتمان پيشرفت و خدمت را بگيرند.

مقام معظم رهبري سال89  را سال همت و کار مضاعف ناميدند اين نامگذاري بدون شک گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت را تقويت خواهد کرد وصف کساني را که براي پيشرفت کشور دل مي سوزانند و به دنبال خدمت بيشتر به مردم هستند با کساني که مي خواهند چوب لاي چرخ توسعه و ترقي مملکت بگذارند جدا مي کند.

کشور ايران يک پيشينه تاريخي حداقل سه هزار ساله را دارد. منابع عظيم روي زميني و زيرزميني و نيز جنگل ها، درياها و رودخانه ها و از همه مهمتر نيروي کار ماهر و متخصص در ايران همه زمينه ها براي يک جهش اقتصادي بي نظير را فراهم کرده است. دشمن سعي مي کند ملت را در وادي سياست و فرهنگ مشغول و زمينگير کند و نخبگان را در اتاق جنگ سياسي و فرهنگي نگه دارد.

دشمن سعي مي کند نخبگان اقتصادي از تشکيل اتاق جنگ اقتصادي دوري جويند و دولت از امور حاکميتي دور و به امور تصدي گري مشغول شود عزم ملت و دولت براي توليد ثروت و ايجاد رفاه جدي است.

عزم دشمنان ملت نيز براي عقب نگه داشتن کشور از قافله تمدن و توسعه و اصرار بر ماندن در وادي فقر و فساد و تبعيض براي اثبات ناکارآمدي دين در عرصه اداره کشور هم جدي است. آنها از پديده «فرقه سبز» براي عملياتي کردن عزم خود در سال88  بهره ها برده اند و در سال89  هم بر همين سبيل باقي خواهند ماند.

فرقه سبز در سال88  بنا را بر وطن فروشي و مردم فروشي نهاد و از احساسات پاک و بي شائبه مردم سوء استفاده کرد و با عبور از خط التزام عملي به اسلام و قانون اساسي پاي در وادي براندازي نظام گذاشت اما هوشمندي و بصيرت مردم نقاب از چهره آنها بر گرفت و اين دستاوردي بزرگ و کاري ماندني در تاريخ سياسي ايران شد. قيام مردم در9  دي و راهپيمايي عظيم و بي نظير22  بهمن پاسخي دندان شکن به دشمن بود و نشان داد مردم در طي طريق گفتمان پيشرفت، خدمت و بسط عدالت هيچ ترديدي ندارند.

تصويري که جهان از اتحاد و يکپارچگي ملت ايران در سال88  ملاحظه کرد، يک تصوير حقيقي و خنثي کننده همه تبليغات دروغين آمريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي بود اکنون ملت با کوله باري از تجربيات گرانسنگ سياسي در اوج همگرايي، آماده است گام هاي بلندي براي پيشرفت اقتصادي کشور با دولت منتخب خود بردارد.


[جمعه 14 خرداد 1389 ]  [10:18 AM]  [مرجان ب]
دكتر هاشم رفيعي تبار رييس پژوهشکده نانو پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي

ايران تنها کشور توليد کننده فن‌آوري نانو در منطقه خاورميانه است

خبرگزاري دانشجويان ايران - خرم‌آباد: رييس پژوهشکده نانو پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي با انتقاد از وجود افراد غيرمتخصص در فن‌آوري نانو در كشور، بر ايجاد دانشگاه بنيادي از طريق شبيه و مدل سازي وکارهاي نظري تاکيد داشت.
دكتر هاشم رفيعي تبار در گفت‌وگو با خبرنگار علمي پژوهشي ايسنا- منطقه لرستان، با بيان اينكه ايران تنها کشور توليد کننده فن‌آوري نانو در خاورميانه است، افزود: ايران در زمينه فن آوري نانو، پيشرفت‌هاي زيادي كرده است كه با فعاليت‌هايي که در دنيا در خصوص نانو انجام مي گيرد بسيار شبيه است.
وي با بيان اينكه در نانوپزشکي و در ايجاد دانش بنيادي آن پيشرفت داشته‌ايم، اظهاركرد: رسيدن به فن آوري نانو نيازمند آزمايشگاه‌هاي مجهز است و بايد از ابتدا آزمايشگاه‌ها را مجهز و سپس زيرساخت‌هاي آن را مهيا سازيم.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي تهران ادامه داد: محققان ايراني در فن‌آوري نانو مواد، پيشرفت‌هاي خوبي حاصل كرده‌اند. توليد مواد در مقياس نانو در شوينده ها و ضدباکتري‌ها استفاده مي شود كه معتقدم که اين دستاوردها مربوط به مرحله اول نانو تکنولوژي است.
وي با تاکيد بر اينکه دنيا وارد مرحله سوم نانوتکنولوژي مي شود، اضافه کرد: عمده بودجه گذاري ايران در مرحله اول فن‌آوري نانو بوده که مسئولان ستاد نانو هم اين را تاييد کرده اند در حالي‌که سال 2000 پايان اين فاز اعلام شده و بايد بروي اين موضوع کار شود.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي تهران پرهزينه بودن آزمايشات و خبر سازي‌ها در زمينه علم پزشکي يکي ازچالش‌هاي ماست و اين‌که رسانه‌ها اعلام مي کنند يک موضوعي براي اولين بار در ايران کشف شده است، درست نيست چرا كه مردم فکر مي کنند پايان کار است.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي تهران بابيان اينکه کاربردي نکردن پژوهش‌ها ديگر مشکل كشور است، افزود: هشت سال از ورود تکنولوژي به ايران گذشته و بايد به دنبال جمع بندي باشيم. اگر ما در ارائه مقالات رتبه سوم دنيا را کسب مي کنيم اما اين پژوهش‌ها به محصول تبديل نشود نهايتا به يک رشته دانشگاهي تبديل خواهد شد.
وي با بيان اينکه متاسفانه ايران در زمينه علومي مانند «آي.تي» داراي مشکلات فراواني است، خاطر نشان کرد: امروز در اين زمينه دانشجويان زيادي را تربيت مي کنيم ولي هنوز نتوانسته ايم نرم افزاري که ساخت ايران باشد، توليد کنيم.
وي با اشاره به اينکه ايران بهترين دانشجويان و فارغ التحصيلان را در زمينه دانش «آي. تي» و نانو تربيت مي کند، عنوان کرد: متاسفانه اين افراد به دليل عدم وجود امکانات براي کاربردي کردن علم، راهي دانشگاه‌هاي اروپايي و امريکايي وحتي مالزي مي شوند كه مهاجرت اين افراد زنگ خطري براي ماست.
وي افزود: براي جذب دانشجويان نخبه، بايد کاري صورت گيرد تا آنها در فن‌آوري نانو جذب شوند چراکه براي اين موضوع تربيت شده اند.
وي با انتقاد از اينکه متاسفانه در فن‌آوري نانو افراد غير متخصص وارد شده اند، اضافه کرد: استقبال از پژوهشکده هاي نانو بسيار بالاست و سال گذشته فراخواني براي دوره دکتري نانو در پژوهشکده نانوپژوهشگاه دانشهاي بنيادي داديم كه 93 نفر شرکت داشتند.
رييس پژوهشکده نانو پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي کشور با بيان اينکه پيش بيني مي شود تا سال 2011 رقم درآمد زايي علم نانو در حوزه دارو، وسايل پزشکي و توتال به بيش از 18 هزار ميليارد دلار افزايش يابد، گفت: از اين ميزان سرمايه بيش از 9 ميليارد دلار آن، سهم کشور آمريکا خواهد شد.


[چهارشنبه 12 خرداد 1389 ]  [11:58 PM]  [مرجان ب]

محمدرضا رزاقی رئیس مرکز تحقیقات کاربرد لیزر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

درمان بیش از 15 بیماری با لیزر توسط متخصصان ایرانی

رئیس مرکز تحقیقات کاربرد لیزر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با تاکید بر اینکه لیزر جای خود را به عنوان یک روش درمانی باز کرده از درمان بیش از 15 بیماری با دانش لیزر در کشور خبر داد و گفت: هم اکنون بخش عمده لیزر درمانی با دانش بومی انجام می شود.

جاذبه لیزر در درمان بیماریها

محمدرضا رزاقی در گفتگو با خبرنگار مهر در تشریح دستاوردهای لیزر در کشور با تاکید بر اینکه لیزر یک شعاع تابش تک نور است که از مواد مختلف با مکانیزمهای نوین علمی تهیه می شود گفت: بحث فیزیک لیزر و چگونگی ساخت آن و میزان و قدرت آن در مرکز تحقیقات ملی علوم و فنون لیزری ایران و برخی مراکز تحقیقاتی لیزر در دانشگاههای غیرپزشکی دنبال می شود و کاربردهای آن در پزشکی توسط مرکز تحقیقات "کاربرد لیزر در علوم پزشکی" شهید بهشتی در حال انجام است.
وی با بیان اینکه روشهای مختلف درمان از طریق لیزر در همه جای دنیا به تدریج مورد استفاده قرار گرفته است گفت: ضایعات پوستی و درمان چشم و برخی عملهای زیبایی شاید از جمله اولین درمانهایی بودند که پزشکان موفق به انجام آن شدند.
دکتر رزاقی اضافه کرد: جاذبه ایجاد شده در درمان با لیزر در رشته پزشکی، انگیزه ای شد تا سایر رشته ها نیز به این نوع تابش اشعه برای درمان مراجعه کنند و به همین دلیل هم اکنون دایره این درمان وسعت بیشتری یافته و در بسیاری از امراض و بیماریها از روشهای مختلف لیزر درمانی استفاده می شود.

سنگ شکنی و درمان پروستات با لیزر

سرپرست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اشاره به دستاوردهای علوم پزشکی کشور در حوزه لیزر طی چند سال اخیر گفت: در رشته ارولوژیسیون برای درمان برداشتن پروستات، تخریب سنگها، برطرف کردن تنگی‌ها و سوزاندن تومورهای مثانه از لیزر استفاده می شود.
وی با تاکید بر اینکه در بحث ناراحتی‌های گوارشی نیز از لیزر برای برطرف کردن تنگی‌ها در مری، روده ها و یا سوزاندن پلیپ ها استفاده شده است به مهر گفت: در گروه جراحی نیز لیزر، راه درمانی برای عمل واریس و عمل همورویید است.
دکتر رزاقی با بیان اینکه هم اکنون از لیزرهای کم توان برای از بین بردن کاهش درد در طب فیزیکی و توانبخشی استفاده می شود اضافه کرد: لیزر در رفع برخی مشکلات نازایی و بیماریهای زنان کاربرد دارد.
رئیس مرکز تحقیقات کاربرد لیزر در علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به افزایش روزافرون گستره علم لیزر در موارد مختلف گفت: هم اکنون مراکز علوم پایه پزشکی در کشور، ترمیم و درمان زخم با استفاده از لیزر را روی مدلهای حیوانی آزمایش و استفاده کرده اند تا بتوان از طریق این فناوری عملیات خونرسانی به بیمار بدون مشکل انجام شود.

استفاده از لیزر تولید داخل KPT

سرپرست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اشاره به استفاده از دستگاه لیزر سنگ شکن ساخت داخل کشور به مهر گفت: لیزر سبز KTP ساخت داخل را برای درمان پروستات تحویل گرفته ایم و به زودی درمان به وسیله این دستگاه تولید داخل را آغاز خواهیم کرد.
وی افزود: آزمایشات این دستگاه پس از استفاده بر روی حیوانات در مرحله کارآزمایی بالینی روی 40 مورد پروستاتی که از بدن خارج شده بود با موفقیت انجام شد و بزودی به عنوان یکی از روشهای درمان مورد استفاده قرار می گیرد.
عضو هیئت علمی گروه اورولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با بیان اینکه لیزرهای دیگری نیز برای تولید در کشور سفارش ساخت شده است اضافه کرد: همکاری مشترکی را با دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی برای استفاده از لیزر در دندانپزشکی آغاز کرده ایم و در این مورد حتی مقالات مشترکی نیز با این دانشکده داشته ایم.

درمان نازایی با روشهای علمی لیزر

عضو هیئت علمی گروه اورولوژی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با تاکید بر اینکه لیزر جایگاه خود را به عنوان یک روش درمانی در کشور باز کرده است به مهر گفت: طبق برنامه ریزیهای انجام شده در نظر داریم درمان بیماریهای نازایی را در مرکز تحقیقات کاربرد لیزر انجام دهیم تا بحث درمان این بیماری با روش لیزر که هم اکنون خارج از این مجموعه و توسط برخی افراد به صورت جداگانه صورت می گیرد در یک فرمول علمی انجام و نهادینه شود.
وی با تاکید بر اینکه در زمینه های دیگر هم مرکز تحقیقات کاربرد لیزر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی آمادگی دارد تا از افرادی که می خواهند کار تحقیقاتی در این زمینه انجام دهند حمایت کند به مهر گفت: با توجه به هماهنگی صورت گرفته با مرکز تحقیقات ملی علوم و فنون لیزری ایران این امکان وجود دارد که از پیشنهادات دریافت شده بیشترین استفاده صورت گیرد. هم اکنون نیز با پیشنهاداتی که از سوی مرکز تحقیقات کاربرد لیزر به مرکز تحقیقات علوم و فنون لیزری ارائه شده انواع لیزرها در حال ساخت است و زمینه برای ایجاد یک دانش بومی در این زمینه فراهم شده است.
دکتر رزاقی با بیان اینکه افتخارمان این است که در مرکز تحقیقات کاربرد لیزر بخش عمده کار را با دانش بومی لیزر انجام می دهیم به مهر گفت: لیزرهایی که ساخت مرکز تحقیقات ملی علوم لیزری ایران است به پیشنهاد ما ساخته شده و آزمایشات غیربیمار روی مدلهای آزمایشگاهی آن انجام می شود و زمانی که از توانایی و قدرت درمان آن اطمینان حاصل شد برای درمان بیماری موردنظر استفاده می شود.


[چهارشنبه 12 خرداد 1389 ]  [11:41 PM]  [مرجان ب]

خروج از مصرف‌گرايي صرف در علوم از يك سو و ضرورت توليد علم و تبديل شدن به توليد‌كننده اصلي علم با تكيه بر مباني اسلامي از سوي‌ديگر، نكاتي است كه دكتر قديري ابيانه در اين گفتگو بر آن تكيه دارند.
گفتگو با: دکتر محمدحسن قديري ابيانه (مشاور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام)
بيوگرافي: دكتر قديري ابيانه مشاور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و کارشناس ارشد مسائل استراتژيک مي‌باشد. او دکتراي علوم دفاعي استراتژيک با گرايش مديريت استراتژيک و دکتراي معماري با گرايش شهرسازي دارد و معمار پايه يک و عضو نظام مهندسي است.
چه تعريفي براي جنبش نرم‏افزاري و نهضت توليد علم قائل هستيد، و ضرورتها و علل و انگيزه‏هاي توجه به اين دو مقوله از نظر جنابعالي کدامند؟
اگر بخواهيم تعريفي ارائه دهيم، توليد علم و جنبش نرم‏افزاري تقريبا از يک مفهوم برخوردارند و از جنبه‏اي مي‏توان گفت جنبش نرم‏افزاري مي‏تواند فراتر از توليد علم باشد؛ چراکه چگونگي مورد استفاده قرار دادن دستاوردهاي علمي را نيز شامل مي‏گردد.
ما در اسلام داريم که مسلمان بايد امروزش بهتر از ديروز، و فردايش بهتر از امروز باشد؛ يعني بايد دائم در حال پيشرفت باشد لازمه چنين پيشرفتي، موفقيت در زمينه‏هاي مختلف و به ويژه در کشف راههاي جديد در امور مختلف است. بنابراين در ضرورت علم و پيشرفت نرم‏افزاري ترديدي نيست، اما آنچه در اين ارتباط اهميت دارد اين است که ما بايد از حالت مصرف کننده خارج شويم. البته هستند کشورهايي که در زمينه‏هاي مختلف پيشرفت کرده‏اند و به حدودي رسيده‏اند که ما هنوز در برخي از ابعاد به آن سطح نرسيده‏ايم.
هيچ شکي نيست که ما بايد اين علوم را فرا بگيريم، حتي آنجايي که آنها سعي مي‏کنند يافته‏هايشان را از ما پنهان کنند، ما بايد به طرق مختلف آنها را بدست آوريم، پيامبر(ص) فرموده‏اند: «اُطلِبُ العِلمَ حَتّي بِالجين» يعني علم را فرا بگيريد حتي اگر در چين باشد؛ اگر اين سفر و سختيهاي آن زمان را در سفر در نظر بگيريم، به مفهوم واقعي اين بيان پي خواهيم برد. بنابراين، نه تنها هيچ اشکالي ندارد، بلکه ضروريست که ما يافته‏هاي ديگران از علوم را استفاده کنيم و در اين راه تلاش بسيار نماييم.
اما امروز جامعه اسلامي و تمدن اسلامي در حدي است که ديگر نبايد مصرف کننده صرف علوم باشد. ما اين توان و ضرورت را در خود حس مي‏کنيم که بايد علم جديد توليد کنيم؛ همانطور که زماني بر اثر گسترش اسلام و تفکر اسلامي که ـ به علم اهميت فراواني مي‏دهد ـ ما توليد کننده اصلي علم بوديم و ديگران مصرف‏کننده آن! بنابراين اين امکان و اين شرايط وجود دارد که ما به آن حد برسيم.
اگر بخواهيم تعريف ديگري از اصطلاح نرم‏افزاري داشته باشيم، اين جنبش مي‏تواند هم گرفتن اين نرم‏افزار و علم از ديگران باشد و هم ايجاد نرم‏افزارهاي جديد؛ اما در بحث علم، هم گرفتن علم مطرح است و هم توليد علم؛ يعني يافتن چيزي فراتر از آنچه که جهان تاکنون به آن دست يافته است.
به نظر من اين مسئله امري ضروري است و تجربه هم نشان داده که ما هر جا به خود باوري رسيده‏ايم، دستاوردهاي بسيار خيلي خوبي داشته‏ايم.

با توجه به اهميت و جايگاه خطير امر توليد علم و نهضت نرم‏افزاري در جهان امروز و نيز ضرورت تعامل با دنياي غرب در اين عرصه بايدها و نبايدهاي اين تعاملات را چگونه ارزيابي مي‏نماييد؟
دنيا به سرعت در حال پيشرفت است. صحبت از اينست که تقريبا در هر هفت يا ده سال علم موجود دو برابر مي‏شود! و با اين سرعت پيش مي‏رود! ظرف سه سال گذشته، محاسباتي که انجام شده بود، نشان داد که علم به اندازه ده سال قبل از آن پيشرفت داشته است ايجاد شبکه‏هايي نظير شبکه اينترنت و دسترسي آسان به بسياري منابع علمي، توسعه مخابرات و توسعه ارتباطات نيز اين امر را تسهيل کرده است و کشورها سرمايه‏گذاري وسيعي در اين زمينه کرده‏اند. اين اتفاق در شرايطي رخ داده است که به گفته «ساموئل هانتينگتون»: «فرهنگها در هم ادغام مي‏شوند و در نهايت دو فرهنگ برجسته؛ يکي فرهنگ اسلامي و يکي فرهنگ غربي به صورت تمدنهاي بزرگ ظهور پيدا مي‏کنند.»
البته او به تمدن چين نيز اشاره مي‏کند و رويارويي فرهنگها را نيز در ارتباط با فرهنگ اسلامي و غربي پيش‏بيني مي‏نمايد و مي‏گويد: «اين فرهنگها درهم ادغام ناپذيرند». اتفاقا تحليل‏گران معتقدند که جمهوري اسلامي ايران به دليل برخورداري از سه موقعيت، ژئواستراتژيک، ژئوپولتيک و ژئواکونوميک که هر سه بر هم منطبق هستند (اين يک موقعيت ويژه در بين بسياري از کشورهاست) بطور طبيعي محور تمدن اسلامي است و اين مخالفتها و دشمني‏هايي که با جمهوري اسلامي ايران مي‏شود، تنها به اين دليل نيست که ايران يک کشور مستقل و قدرتمند اسلامي است، بلکه آن را به شکل بالقوه نيز محور تمدن اسلامي ـ که در حال شکل‏گيري است ـ مي‏بينند. ما نيز بايد به خودمان اينگونه بنگريم.
بنده معتقدم که اين دو تمدن رودرروي يکديگر قرار مي‏گيرند و از اين بُعد تحليل هانتينگتون را علمي مي‏دانم؛ ضمن اينکه معتقد هستم تهاجمي که آمريکا شروع کرده، اين رويارويي تمدنها را حتي وارد عرصه نظامي نيز نموده است. بنابراين طبيعي است که اين تمدن بزرگ، با گسترده بزرگ جغرافيايي و با همه ابعادش نياز به تقويت خود براي پيشرفت روزافزون داشته باشد.
در چنين شرايطي ما بيش از گذشته، نياز به تقويت خود در ابعاد مختلف را احساس مي‏کنيم؛ پس نهضت نرم‏افزاري و توليد علم مهم است و علاوه بر تقويت خود و سامان دادن به اين دو امر پراهميت، بايد به فکر گسترش آن در جهان اسلام نيز باشيم.
البته رويارويي تمدنها واقعيت است، اما مي‏توان با تمدنهاي ديگر گفتگو نيز داشته باشيم.
چه بسا که اين گفتگو را داريم و طرفدار آن نيز هستيم. و يکي از جنبه‏هاي گفتگو، تبادلات علمي است، بنابراين بايد از اين فرصتها و امکانات استفاده کنيم و دائم در تعامل و در ارتباط باشيم و از دانسته‏ها و دانشها نهايت استفاده را بکنيم. نکته قابل توجه آنکه؛ وقتي مواردي قبلاً کشف شده و يا پيشرفتي حاصل شده، فراگيري، کپي‏برداري و يا اطلاع از آن سهلتر است تا توليد علم؛ يعني ما سريعتر مي‏توانيم يافته‏هاي ديگران را بدست آوريم؛ ضمنا نبايد صرفا به اين موضوع کفايت کنيم؛ بلکه بايد به سمت توليد علم توسط خودمان گام برداريم. شکستن مرزهاي علمي بسيار پراهميت است و نياز به خودباوري دارد. انقلاب ما چنين خودباوري را ايجاد کرده و ما هر روز نيازمند آنيم که چنين موضوعي را به مردم و جوانان و دانشجويان و دانش‏آموزان گوشزد نمائيم. و واقعا هم ثابت شده که ما مي‏توانيم! بايدها و نبايدها هم مي‏گويد که ما بايد مراقب باشيم تا آنچه را که علم خالص است دريافت مي‏کنيم؛ در حاليکه بعضي افراد گمان مي‏کنند که دسترسي به پيشرفت علمي لازمه‏اش، وارد کردن فرهنگ آن کشور خاص نيز است.
مثلاً؛ اگر در کشوري پيشرفتي وجود دارد و در کنار آن بي‏بند و باري هم به چشم مي‏خورد، بايد با هم وارد شوند! پيشرفتي که در مکاني حاصل مي‏شود، دليلش تلاش دانشمندان آن نقطه است؛ ساعات مفيدي است که آنها صرف مطالعه و کار کرده‏اند، نه بي‏بندوباري و فساد و تبهکاري! ما بايد فيلتر بگذاريم، آنچه را که به درد کشور ما مي‏خورد، استفاده کنيم و از واردات مفاسد آنها خودداري کنيم و استفاده از راه‏حلها نيز بايد شرايط ويژه خودمان را درنظر بگيريم.
اگر مثلاً کشوري، از طريقي به توسعه اقتصادي دست يابد، الزاما، آن بهترين راه براي ما نيست؛ چراکه شرايط ما متقاوت است.
بطور مثال؛ توسعه اقتصادي در کشوري که از بارندگي فراوان برخوردار است با توسعه اقتصادي کشوري که بارندگي کمي دارد، متفاوت است.
بنابراين ما نمي‏توانيم مثلاً يک کشور پرباران را در نوع کاشت درختانش با کشور خودمان که ميزان بارندگي در اکثر نقاط آن کم است، مقايسه کنيم. همين مثال در تمامي موضوعات نيز صدق مي‏کند. ما بايد جوانب مختلف را در نظر بگيريم، يافته‏هاي مثبت ديگران را برداشت کنيم و بسنجيم که آيا با شرايط ما وفق دارد؟ و آيا با فرهنگ، ارزشها و دين ما تناسب دارد يا نه؟ و سپس آن را به کار گيريم.
بطور مثال؛ يکي از ارقام صادرات آلمان، مشروبات الکلي است؛ طبيعي است که ما نمي‏توانيم و نمي‏خواهيم از اين راه وضعيت اقتصادي کشور را توسعه ببخشيم؛ گرچه بنده معتقدم که نهايت چنين چيزي تخريب است و توسعه واقعي در پي ندارد و توسعه واقعي در راههايي است که خداوند براي ما مقرر داشته است. امتياز بزرگي که ما مسلمانان نسبت به ساير ملتها داريم، اينست که قرآن را به عنوان کلام الهي و حق مطلق باور داريم و اين باور راهنمايي بزرگي براي ماست؛ نسبت به کساني که از چنين معجزه بزرگي غافل هستند.
ما در کسب تجربيات ديگران بايد به وضعيت بومي کشورمان توجه کنيم. يعني گاهي اوقات راههاي پيشرفت ديگران را مطالعه مي‏کنيم و مي‏بينيم آيا آن راهها مي‏تواند در مورد کشور ما صدق کند يا نه؟ سپس آن را به شکل بومي اجرا کنيم و گاه نيز ممکن است که در مجموع آن راه را قبول نداشته باشيم. مثلاً همان مثال مشروبات الکلي؛ ما به شکل بومي چنين چيزي را قبول نداريم و اصلاً آن مقوله را رد مي‏کنيم.
بنابراين لازم است تا بايدها و نبايدها را براساس کشور، ارزشها، نيازها و فرهنگ خودمان تعريف کنيم؛ اين موضوع در تعيين اولويت ما در پيشرفت و توليد علم نيز مهم است و بهتر است که ما نيرويمان را در بخش نرم‏افزار و توليد علم در جهتي بکار گيريم که بتوانيم آن را به امکانات بالفعلي تبديل کنيم تا تقويت کشور اسلامي خودمان و جهان اسلام را دربرداشته باشد.
ممکن است دانشمندي در دو عرصه بتواند وقتش را صرف کند و در هر دو عرصه نيز به نتيجه برسد؛ يکي از طريق مطالعات؛ که مي‏تواند در اين حد باشد که به کنفرانسهاي بين‏المللي برود و تحقيقاتي را ارائه دهد. و جايزه هم بگيرد، اما نتيجه آن را ديگران استفاده کنند که امروزه به شاتل مجهز هستند و فرضا ما که به تازگي هواپيماسازي را آغاز کرده‏ايم، نمي‏توانيم از اين موضوع استفاده بهينه داشته باشيم؛ و ممکن است اين دانشمند وقتش را صرف کند تا ما را نيز قانع نمايد که ما هم مي‏توانيم شاتل بسازيم؛ به نظر بنده اين مورد در اولويت است؛ يعني ما بايد اولويتهاي خود، کيان اسلامي و تمدن اسلامي خودمان را درنظر بگيريم و سپس در بخش توليد علم و جنبش نرم‏افزاري سرمايه‏گذاري کنيم و در نهايت تبديل آن سرمايه‏گذاري به قدرت بيشتر نظام اسلامي را شاهد باشيم.
در يکي از سالها شعار يونسکو چنين بود: «جهاني بينديشيم، محلي عمل کنيم» ما اوضاع جهان را خوب بشناسيم. اما در جهاتي عمل کنيم که به نفع ماست.
مثلاً فرض کنيد چون ما استفاده از سلاحهاي هسته‏اي را مجاز نمي‏دانيم چرا که در اين استفاده، بسياري از افراد بيگناه نيز کشته مي‏شوند؛ اگر بخواهيم ميان صرف سرمايه خود براي انرژي هسته‏اي صلح‏آميز و يا بمب اتم يکي را انتخاب کنيم، بهتر است که سرمايه خود را صرف انرژي هسته‏اي کنيم و اين کاري است که جمهوري اسلامي ايران نيز انجام مي‏دهد و خوشبختانه يکي از مواردي است که اين جنبش نرم‏افزاري و توليد علم جواب داده و افراد در اين زمينه در کشورمان خودشان را باور کرده‏اند و علي‏رغم تحريمها و توطئه‏هاي دولتهاي بيگانه، وارد اين عرصه شده‏اند و توانسته‏اند دستاوردهاي قابل توجهي داشته باشند. اگر اين دستاورد نبود، سه وزير امور خارجه اروپايي با هم به ايران سفر نمي‏کردند و اين امر، نشانگر قدرت و عزّت ما در اين بخش است. در زمينه پزشکي و همچنين در زمينه سلولهاي بنيادي، ما به مراتبي دست يافتيم، که تنها چند کشور، به آن دست‏يافته‏اند و اخيرا در ادامه اين پيشرفت دستاوردهايي داشتيم که ديگران به آن دست نيافته‏اند؛ يعني ايران براي اولين بار به آن دست يافته و فکر مي‏کنم اين حاصل همان توليد علم و جنبش نرم‏افزاري است که مقام معظم رهبري بر روي آن تأکيد کرده‏اند و جوانان، دانشجويان و دانشمندان نيز اين موضوع را پيگيري کرده‏اند. البته اين حرکتي است که منشأ و مبدأ آن حضرت امام(ره) هستند. در بيانيه پذيرش قطعنامه 598 که حضرت امام صادر کردند، ايشان فرمودند (قريب به مضمون) که باب جهاد و جنگ بسته شده و جنگ خاتمه يافته است، امّا همين جوانان حزب‏اللهي و مؤمن ما که به ميدان جنگ مي‏رفتند، امروز بايد قلم بدست بگيرند و در جبهه‏هاي علمي رقابت و تلاش داشته باشند.
حتي بنده به ياد دارم که در حسينيه جماران، عده‏اي بودند و شعار مي‏دادند که ما حاضريم قلمهاي خود را کنار بگذاريم و اسلحه بدست بگيريم؛ امام مي‏فرمودند: آرزو کنيد روزي برسد که بتوانيم اسلحه را کنار گذاريم و قلم بدست بگيريم.»
چنين حرکتي در قالب جنبش نرم‏افزاري و توليد علم که طلاب و مقام معظم رهبري بر آن تأکيد کردند، ادامه همان حرکت يا تبيين دقيق آن است؛ با تأکيد بر اينکه امروز با وجود يک ميليون و هفتصد هزار دانشجو در کشور و تعداد بسيار زيادي فارغ‏التحصيل دانشگاهي و نيز فراهم شدن زمينه تحصيل براي تعداد بيشتري از افراد، زمينه براي اين جنبش نرم‏افزاري فراهم‏تر است.

به اعتقاد جنابعالي ابزارهاي نهادينه‏سازي جنبش نرم‏افزاري و نهضت توليد علم کدامند؟ و نقش رسانه‏ها، دانشگاهها، آموزش و پرورش را در اين عرصه چگونه ارزيابي مي‏فرماييد؟
طبيعي است که ما نيازمند يک برنامه منسجم و همه جانبه براي نهادينه شدن اين بخش هستيم. يک بخش از اين برنامه به دستگاههاي حکومتي و بخش ديگر آن نيز به دستگاههاي خصوصي يا مردم ارتباط دارد.
مثلاً؛ آموزش‏وپرورش بايد در اين جهت برنامه‏ها و استراتژي‏هاي خود را اصلاح کند. امروزه شيوه تدريس در آموزش‏وپرورش، براساس حفظيات است و اين شيوه بايد اصلاح شود. يعني افراد بجاي افزايش محفوظات، بايد به تفکر و ابتکار و تحقيق و توليد خو بگيرند و بتوانند مثلاً نحوه فيش‏برداري از اطلاعات، بايگاني کردن، يافتن اين اطلاعات و جمع‏آوري آنها را بياموزند. در آزمايشگاهها بايد طوري عمل شود که افراد احساس کنند، مي‏توانند چيزي توليد نمايند؛ يعني همه‏چيز به حفظ کردن محدود نشود. اگر ما از حجم درسهاي حفظي بکاهيم و بجاي آن اين ابعاد را تقويت کنيم، کار پراهميتي انجام داده‏ايم.
دانشگاهها هم بايد در اين مورد برنامه‏ريزي و تلاش کنند. امکان نشر يافته‏هاي جديد فراهم شود و اين نوع حرکتها مورد پشتيباني قرار گيرد. در بودجه‏بنديها، بخش تحقيق بايد بشدت تقويت شود و اين بخش نيز بايد کاربردي باشد. بين بخشهاي مختلف کشور مانند صنايع، دامداري، کشاورزي و رشته‏هاي دانشگاهي مربوطه بايد ارتباط برقرار شود. از يافته‏هاي هم استفاده کنند؛ در بخش جامعه‏شناسي نيز بايد مسائل و سؤالات روز شناسايي گردد و پاسخ اين سؤالات با همکاري حوزه‏هاي علميه يافته شود.
همانطورکه مقام معظم رهبري و بسياري از افراد ديگر تأکيد دارند، حوزه‏هاي علميه هم بايد فعال شوند و به مسائل روز بپردازند و اجتهادي که در شيعه از آن ياد شده است نيز به همين معني است بنابراين در هر بخشي از علوم حوزوي تا علوم پيچيده ديگر بايد جنبش نرم‏افزاري و توليد علم فعال باشد، چه بسا که طليعه‏هاي روشني براي اين قضيه مشاهده مي‏شود. و اين حرکت به آنچنان قدرتي مي‏رسد که امروز، حتي تجسم آن دشوار باشد. ـ کتابخانه‏ها، تجهيزات مخابراتي مانند اينترنت، و غيره وجود دارد، ضمنا يک حس فرهنگي عميقي در جهت خودباوري و جا انداختن اين موضوع در همه افراد نهفته است.
مشکلي که در دانشگاهها مشاهده مي‏شود اينست که برخي دانشجويان در بعضي از مسائل، خودشان بخشي از مسئله مي‏دانند. در حاليکه دانشجو يعني «بخشي از راه‏حل». اگر اين نگاه اصلاح شود و دانشجو و دانشگاهي ما خودش را بخشي از راه حل بداند، اين جنبش نرم‏افزاري به شدت تقويت مي‏شود.
در هر مسئله‏اي که ما خواستار آن هستيم، مثلاً الآن چشم‏انداز ايران 1404 تبيين شده، در اين چشم‏انداز 1404 يک نقطه مطلوبي در آينده ترسيم شده، که اين نقطه قابل دسترس است منتها اين بستگي دارد به تلاش آحاد مردم در جنبه‏هاي مختلف هم از نوع کار، مصرف، علم‏آموزي. توليد علم، جنبش نرم‏افزاري و... .
بنده معتقدم جنبش نرم‏افزاري در تحقق آن چشم‏انداز ايران 1404 نقش اساسي را بر عهده دارد؛ بنابراين اگر دانشجويان ما براي خودشان اين رسالت را قائل باشند که تحقق عمده اين چشم‏انداز بر عهده آنهاست و چنين نگاهي به خودشان داشته باشند، نحوه تحصيلشان متفاوت خواهد بود.
بنابراين ضروري است که براي تحقق آن چشم‏انداز، آنها خودشان را بخشي از راه‏حل بدانند و آگاه باشند که بخش مهمي از تحقق اين آرمانها به دوش آنهاست و به خودشان اعتماد داشته باشند و امکانات محدود، آنها را متوقف نکند. بعضي تصور مي‏کنند که هر کاري با وجود امکانات گسترده ممکن است. در صورتي که داشتن امکانات به تلاش آنها نيز بستگي دارد؛ درست است که حکومت وظيفه دارد در حد توان و با توجه به وضعيت اقتصادي کشور امکاناتي برايشان فراهم کند، اما آنها هم نبايد متوقف شوند؛ بلکه بايد با تلاش خود امکانات لازم را فراهم سازند.
در حقيقت جنبش نرم‏افزاري و توليد علم، خود منجر به ايجاد امکاناتي خواهد شد که امروز در اختيار کشور ما نيست؛ به عبارتي تبديل امکانات بالقوه به امکانات بالفعل، يکي از اهداف اين جنبش نرم‏افزاري است و ايجاد امکاناتي که ما امروز از آن محروم هستيم از جمله اهداف جنبش نرم‏افزاري است.
بنابراين ما نيازمند يک کار فرهنگي، علمي، توأمان هستيم. نوعي خودباوري که براي کسب موفقيتها بايد در نظر بگيريم.
يکي از عوامل موفقيت در اين جريان خودباوري و خودسازي است که رسانه‏ها در اين جريان خيلي مي‏توانند نقش داشته باشند؛ در معرفي دستاوردها ايجاد اين باور که کار تحقيق در جامعه ارزشمند است؛ مثلاً شايد امروز در افکار عمومي ارزش يک مدير اجرايي بيشتر از يک محقق باشد در حالي که بايد ارزش يک محقق در جامعه بيشتر باشد؛ تا تعداد بيشتري به اين جرگه وارد شوند.
زمان مفيد مطالعه در کشور بايد افزايش يابد و رسانه‏ها در ترغيب اين موضوع مي‏توانند نقش مهمي ايفا نمايند، همانطورکه برخي رسانه‏ها جنبه علمي دارند؛ مثلاً شبکه هفت سيما، جنبه آموزشي دارد و يا برخي از برنامه‏هاي شبکه‏ها به مسائل علمي و آموزشي اختصاص دارد يا برخي از نشريات هستند که صفحات علمي دارند، بنابراين نشريات نيز در بعد فرهنگ‏سازي و گسترش علوم مي‏تواند نقش مفيد داشته باشند.
امروزه ايجاد پايگاههاي اطلاعاتي اينترنتي که دسترسي دانشجويان را به اين علوم فراهم کند، داراي اهميت بسيار است و به نظر مي‏رسد که دانشجويان ما در دانشگاهها از امکانات کافي در اين زمينه برخوردار نيستند و زمان زيادي را براي دسترسي به مطالب جديد صرف مي‏کنند.
اگر ارتباط ميان کتابخانه‏ها گسترش يابد، مي‏تواند مفيد باشد. بنده در استراليا شاهد آن بودم که اگر دانشجويي به کتابخانه‏اي مراجعه مي‏کند و دانشگاه آن کتاب را ندارد، او را به دانشگاه ديگري حواله نمي‏دهند؛ بلکه مديريت کتابخانه، خودش با ارتباط‏هايي که دارد، آن کتاب را از کتابخانه ديگر تهيه مي‏کند و آنرا در اختيار دانشجو مي‏گذارد و ارتباط بين کتابخانه‏اي براي آسايش دانشجو فراهم است. چنين ارتباطي براي ما مفيد است؛ مثلاً اگر يک شهرستاني کتابي را ندارد يا از نظر بودجه امکان تهيه آن را ندارد، اين ارتباط بين کتابخانه‏ها مي‏تواند نياز او را برطرف کند. و اگر اين امکانات فراهم شود، ما مي‏توانيم بودجه موجود کتابخانه‏ها را بيشتر صرف تهيه کتابهاي تخصصي کنيم. يعني به جاي اينکه کتابخانه‏ها همه جور کتاب داشته باشند و چون بودجه محدودي دارند از داشتن خيلي از منابع تخصصي محروم مي‏شوند. با برقراري ارتباط في‏مابين مي‏توانند بودجه خود را بيشتر صرف تأمين منابع تخصصي کنند و ديگر کتابخانه‏ها و در نتيجه مراجعين به آنها را با ارتباط بين کتابخانه‏اي از اين کتب بهره‏مند نمايند.

حضرتعالي بنيادها و خاستگاههاي نظريه‏پردازي و جنبش نرم‏افزاري را در آموزه‏هاي ديني چگونه ارزيابي مي‏کنيد؟
به نظر من هيچ مکتبي به اندازه اسلام به اين قضيه تأکيد ندارد. اينکه مي‏گويد: جوهر قلم علماي اسلام از خون شهدا افضل است. اينکه ما مي‏بينيم شرط‏آزادي اسير در صدر اسلام اينست که به ده مسلمان خواندن و نوشتن بياموزد، و اينکه علم‏آموزي عبادت است؛ اينکه حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: اگر شخصي به کسي مطلبي بياموزد آن فرد بايد يک عمر مديون تعليم دهنده باشد، نشان‏دهنده اهميتي است که اسلام براي اين موضوع قائل شده است. اينکه نزول قرآن با عبارت «خواندن» شروع شده، اِقرأ؛ بخوان؛ خداوند متعال قسم مي‏خورد به قلم، اينها نشان‏دهنده اهميتي است که اسلام براي علم‏آموزي قائل است و جهان اسلام بايد با چنين اعتقاداتي سرآمد توليد علم و جنبش نرم‏افزاري باشد، بنابراين ما بايد در قله پيشرفت علمي باشيم و عقب‏افتادگي ما دقيقا به دليل دوري از اين دستورات اسلامي است. اعتقاد و باورهاي ديني نيز پشتوانه قوي براي توليد علم و جنبش نرم‏افزاري است.

به اعتقاد جنابعالي انقلاب اسلامي چه تأثيراتي را در تسريع و ايجاد بسترهاي لازم جهت براه افتادن جنبش نرم‏افزاري و توليد علم در پي داشت؟
قبل از انقلاب يک رژيم دست‏نشانده بر ايران حاکم بود و وظيفه داشت ايران را بستر پيشرفت کشورهاي غربي و سو استفاده آنها قرار دهد. بنابراين به هيچ‏وجه به فکر توليد علم نبود، حداکثر کارها، ترجمه مطالعات غربي و توليد نيروهايي بود که بتوانند در جهت منافع غرب در کشور قدم بردارند.
استقلال ما که با پيروزي انقلاب حاصل شد، ورق را برگرداند. قبل از انقلاب غربيهايي که با قيمت گزاف تجهيزاتي نظير هواپيما و غيره را به ايران مي‏دادند، وقتي مي‏خواستند قطعه‏اي را تعمير کنند اطراف آن هواپيما يا آن تجهيزات را، مي‏پوشاندند تا کسي نتواند ببيند که آنها چگونه تعمير مي‏کنند؛ بنده شنيده‏ام که وقتي غربيها در ماشينهاي ريسندگي و بافندگي مي‏خواستند قطعه‏اي را تعويض کنند، اطراف آن دستگاه را نيز با پارچه مي‏پوشاندند تا ايرانيها نبينند که چگونه اين دستگاه تعمير مي‏شود تا ما دائما به کمک آنها نياز داشته باشيم و فقط مصرف کننده دستگاههاي آنها باشيم.
اين جريان با پيروزي انقلاب اسلامي، به‏طور کلي دگرگون شد. کشور مستقلي شديم که به اسلام اعتقاد داشتيم و خواهان عزت ملي و پيشرفت و ترقي براي کشورمان بوديم. بنابراين، براساس آموزه‏هاي اسلام نظام به اين مسئله اهميت داده است و از همان ابتدا بر ضرورت علم‏آموزي تأکيد ورزيده است.
اين نکته که ظرفيت دانشگاههاي ما از صدوهفتادوپنج هزار نفر به يک ميليون و هفتصد هزار رسيده است و به عبارتي ده برابر، ظرفيتش افزايش يافته است؛ و با توجه به دو برابر شدن جمعيت کشورمان دسترسي هر ايراني به دانشگاه، نسبت به قبل از انقلاب پنج برابر شده،اينها همگي نشان دهنده اهميتي است که ما براي اين امر قائل هستيم.
اينکه دانشجو و استاد و يا افراد در آموزش‏وپرورش، چقدر براي کار اهميت قائل هستند و براي آن تلاش مي‏کنند بسيار مهم است و من معتقدم که ما به تلاش بيشتري در اين زمينه نياز داريم و اين چيزي است که انقلاب اسلامي خواستار آن بوده و توقع چنين وضعيتي را دارد.
بنابراين يکي از عوامل مهمي که انقلاب‏اسلامي در گسترش آن کوشيده جنبش نرم‏افزاري و توليد علم بوده است. در سالهاي پس از پيروزي انقلاب، کشور ما با تحريمهايي مواجه بود که به ما تحميل شد و بر اثر اين تحريمها، نيازهايي که ما قبلاً آن را توسط واردات تأمين مي‏کرديم، همچنان متروک باقي ماند؛ چرا که واردات اين محصولات محدود شده بود.
در مواقعي ناچار شديم که خودمان دست بکار شويم؛ چون راه ورود اين واردات بسته شده بود ما به ناچار نيازمند آن کالاها بوديم، همتي که به خرج داده شد که توأم با خودباوري، مجموعا سبب شد که کشوري که گلوله‏هايش را هم از خارج بايد وارد مي‏کرد، امروز موشک و هواپيما مي‏سازد و به فکر ساختن ماهواره است و اين عرصه، عرصه‏اي است که ما هرگز تصور ورود به آن را نداشته‏ايم. قبل از پيروزي انقلاب‏اسلامي ايران، تبليغات غرب عليه ما اين بود که ايرانيها با شاه مخالفت کردند؛ چرا که با مدرنيسم و علم و تکنولوژي مخالفند؛ مي‏گفتند مسلمانها دوست دارند به جاي هواپيما سوار شتر شوند و بلافاصله پس از انقلاب آنها تحريمهاي علمي را ايجاد کردند که ايران به پيشرفتهاي علمي دسترسي پيدا نکند، در حاليکه قبل از انقلاب مي‏دانستند تبليغي که مي‏کنند کذب است و اسلام مخالف علم نيست، اما تبليغات ايجاب مي‏کرد، چنين بگويند. اگر آنها چنين چيزي را باور داشتند، چرا ايران را تحريم علمي کردند. اگر در جستجوي شترسواري بوديم که تحريمي نياز نبود!
امروز مسلمانان در غرب بشدت تحت فشار هستند؛ مثلاً چند روز قبل خبر رسيده بود که مسلمانها در مسجدي در لندن مورد تعرض قرار گرفته‏اند. در آمريکا فشار افکار عمومي بر مسلمانها به دليل تبليغاتي که صهيونيسم انجام مي‏دهد، بسيار زياد است. مسلمانها حتي بعد از مرگ هم در غرب در امان نيستند. اخيرا مثلاً تعرض به قبرستان مسلمانان در فرانسه افزايش يافته است.
اين تهديد عليه مسلمانها براي ما و جهان اسلام يک فرصت است و ما بايد امکاناتي فراهم کنيم تا دانشمندان مسلمان مقيم غرب، در صورت تمايل به ايران بيايند. از آنها استقبال بعمل آيد. کساني که در مراکز پيشرفته علمي و صنعتي مشغول بکار بوده‏اند و مسئوليتي را در اين زمينه بر عهده داشته‏اند، اگر در داخل کشور جمع شوند و به کار بپردازند، يک فرصت بسيار پرارزش است.
امروزه ما گرفتار فرار مغزها هستيم، اما با اين کارهايي که غربيها، عليه مسلمانها؛ خصوصا ايرانيان مقيم آنجا انجام مي‏دهند، به نظر مي‏رسد که اين فرار کاهش خواهد يافت. ضمن اينکه زمينه جذب دانشمندان ساير ملل نيز براي ما فراهم خواهد شد و ما بايد در اين مقطع، بر روي اين موضوع سرمايه‏گذاري کنيم. حتي غرب نسبت به سرمايه‏هاي مادي مسلمانان، و از جمله مسلماناني که در غرب زندگي مي‏کنند، طمع کرده است و مسلمانها در مورد اموالشان احساس امنيت نمي‏کنند و لذا شرايط براي جذب سرمايه‏هاي مادي آنها نيز فراهم است و در آينده بيش از اين هم فراهم خواهد شد.

راهکارهاي مورد نظر جنابعالي براي تحقق اهداف جنبش نرم‏افزاري و نهضت توليد علم کدامند؟
به نظر مي‏رسد که دستگاههاي حکومتي بايستي برنامه منسجمي را در اين زمينه تدارک ببينند و امکانات بيشتري را در راه تحقيقات کاربردي سوق دهند و ارتباط ميان بخشهاي مختلف مثل بخش صنعت با دانشگاهها را تقويت کنند تا نيازها منتقل شده و تحصيلات براي رفع نيازها نيز شکل بگيرد و همچنين فرهنگ‏سازي و بالا بردن ساعت مفيد مطالعه از نيازهاي امروز کشور ماست.
لازم به يادآوري است که تغيير سياستهاي آموزشي، از حفظ کردن به سمت کاربردي کردن، آموزش علمي، آموختن تجربه توليد و تحقيق و ارزشگذاري در امر تحقيق از نيازهايي است که حکومت ما بايد به آن توجهي خاص نمايد.
نکته مهم اين است که اين تحول نبايد فقط به بخش حکومتي خلاصه شود؛ بلکه يک عزم ملي در همه بخش‏ها در اين راستا ضروري است.

منبع: فصلنامه انديشه انقلاب اسلامي، سال سوم، شماره 9.

[سه شنبه 11 خرداد 1389 ]  [11:59 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6