همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 
درطول مصاحبه خنده از لبانش محو نمی شد، شادی خاصی در چهره اش نمایان بود. و وقتی در پاسخ به سؤالات ما از توانمندی دانشمندان جوان کشور عزیزمان سخن می گفت به راحتی می توانستی علت شادی اش را از چهره اش دریابی. دکتر جمشید صباغ زاده رئیس مرکز ملی علوم و فنون لیزر ایران و مدیر نمایشگاه دستاوردهای لیزری این مرکز (در زمان مصاحبه) در طول 4 سال تولد مرکز که همزمان با پنجاهمین سال تولد لیزر در جهان در نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شده است می گوید، این تصور که دانشمندان جوان ما که برخی از آن ها هنوز فوق لیسانس و یا دکترای خود را دریافت نکرده اند، توانسته اند راه طی شده دانشمندان غربی در 50 سال گذشته را در 4 سال طی کنند شادابی خاصی در وجودم حاکم می شود، به طوری که هیچ موقع خستگی کارکردن در کنار همکاران جوانم در این مدت برتنم ماندگاری نداشته است.

وقتی از وی جویای سنش شدیم، باز خندید و گفت: شاید باورتان نشود که من درسالی متولد شده ام که لیزر متولد شده است و حداقل برای من یکی از مناسبت های برگزاری این نمایشگاه بی مناسبت با سال تولدم نیست. دکتر صباغ زاده دراین مصاحبه از چگونگی شکل گیری مرکز ملی علوم و فنون لیزر در چهار سال پیش و جزئیات روند تلاش ها و کشفیات دانشمندان داخلی و کسب رتبه هشتم در جهان توضیحاتی داده است که در زیر می خوانید:

¤ فکر می کنم برای شروع بحث شما مقدمتا اشاره ای داشته باشید به اهمیت این فناوری و محل های کاربرد آن و اینکه چرا باید در این خصوص سرمایه گذاری های جدی بشود تا شرایط برای سؤال های بعد مهیا شود.
- لیزر در زندگی مردم کاربردهای وسیعی دارد. اگر بخواهم اشاره ای به کاربردها بکنم خیلی متنوع خواهد بود. از کامپیوتری که در خانه هر فردی است قسمت سی دی رامش تا ذخیره اطلاعات و برداشت اطلاعات و پردازش کردن اطلاعات همه توسط یک لیزر نیمه هادی کوچک صورت می گیرد. همین سرعت گیرهای پلیس که یک لیزر نیمه هادی در درونش است و می تواند یک پالس لیزری بفرستد به سمت اتومبیل هم سرعتش را و هم جهت سرعتش را تشخیص دهد.ما انواع و اقسام لیزرهای جراحی از قبیل لیزرهای جراحی چشم، اندازه گیری و حتی انواع و اقسام لیزرهای درمان جزو لیزرهایی هستند که در زندگی مردم کاملا به طور روزمره کاربرد دارند و برایشان ملموس است. در صنعت هم به همین شکل است. از بارکدی که در یک فروشگاه وجود دارد یک لیزر نیمه هادی خیلی کوچکی که درونش است، اطلاعات را از روی آن بارکد می خواند و ضبط می کند و یا حتی اطلاعاتی را بر روی بارکد ایجاد می کند، تا لیزرهای جوش و حکاکی و جوش طلا و حتی کنترل خط تولید. فرض کنید در یک کارخانه کالای بسته بندی شده، روی نقاله حرکت می کند. شمردن این ها و کنترلشان و در صنایع غذایی صحت عملیات پخت وپز یا فرآیندهای شیمیای بوسیله لیزر است.

¤ لیزر منحصر به همین چند مورد است؟
نخیر قطعا اینطور نیست و لیزر منحصر به این ها نیست و برخی لیزرها هم هست که مردم از آن اطلاعی ندارند. به عنوان مثال لیزرهایی که در تحقیقات در آزمایشگاه ها به کار می روند. در هر آزمایشگاهی که شما تصور کنید از آزمایشگاه ژنتیک گرفته تا آزمایشگاه شیمی و نانو تکنولوژی، این ها لیزرهایی هستند که وظایف خیلی متنوعی دارند. بعضی از این لیزرها به عنوان مثال در تشخیص فرآیندهای شیمیایی به کار می روند. یعنی اگر ماده A با ماده B ترکیب می شود و ماده C را تولید می کند، لیزر می تواند کاملا تشخیص بدهد که این فرآیند چگونه عمل می کند و چگونه اتم ها به هم می چسبند یا از هم جدا می شوند.

در این رابطه یک تغییرات بنیادی دیگر از شیمی می توان توسط این فناوری صورت داد به عنوان مثال اگر یک اتم بزرگ از این شبکه ملکولی را جابه جا کنیم می توان از آن خواص جدیدتری به دست آورد که تنها از عهده لیزر برمی آید چون قادر است با ورود به درون اتم زیرساخت های خاص اتم را تشخیص بدهد.

در زمینه هواشناسی هم لیزر می تواند کاربرد تعیین کننده و ویژه داشته باشد به طوری که قادر است دانسیته هوا و آلودگی ها را با دقت خیلی بالا تشخیص دهد.

وقتی دقت بالا می گوییم به این معناست که آلودگی ها را با دقت یک اتم در یک میلیون، یا یک اتم در یک بیلیون تشخیص می دهند و آن را با دقت بسیار زیاد و به صورت آنلاین رصد می کنند دقیقا برخلاف متدهای دیگر که آلودگی را تنها در داخل آزمایشگاه مورد بررسی قرار داده و میزان آلودگی را با صرف زمانی خاص تشخیص می دهند.

¤ نقش لیزر در عرصه نظامی تا چه میزان اهمیت دارد؟
- صنعت نظامی هم همپای دیگر صنعت ها به این فناوری وابستگی جدی دارد مثلا اگر قرار باشد بدنه هواپیمایی ساخته شود باید مراحلی از قبیل برشکاری، جوشکاری های بسیار دقیق و هاردنینگ های خاص را طی کند اما تحقق همگی این مراحل که از ظرافت های خاص برخوردار می باشد نیاز مبرم به فناوری لیزر است چرا که لیزر می تواند در دستیابی دقیق به اهداف مورد نظر در عرصه نظامی که دقت بالاتری لازم دارد نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

¤ شما در میان توضیحاتتان در خصوص کاربردهای لیزر به استفاده از این فناوری در قرائت بارکدها و دستگاه های سنگ شکن اشاره کردید در حالی که این فناوری از خیلی وقت پیش در کشورمان کاربرد داشته و دارد اگر چه وارداتی می باشد. این فناوری که در حاضر توسط دانشمندان مان در حال تولید است از همین جنس است و می خواهیم با تولید داخلی به خودکفایی برسیم یا اینکه این فناوری از ویژگی های برتری برخوردار است؟

-من بارکدها و کامپیوتر و حتی سنگ شکنی کلیه و مثانه را به عنوان مثال هایی زدم که در زندگی مردم قابل لمس تر است و با ذکر این مثال ها خواستم که مردم به راحتی اهمیت موضوع بحث را لمس کنند و بدانند که لیزر در زندگی شان وارد شده است چه بخواهند و چه نخواهند ولی لیزرهای بارکد و لیزرهای فرض کنید آشکار سازهای پوینتر لیزرهایی نیستند که توانمندی کشور را تعیین کنند چون این ها به سوی تولید انبوه رفته اند و کشورها به وفور آن را تولید می کنند و خیلی هم به راحتی در دسترس هستند لیزر پوینتر یک لیزر است و من می توانم مثال بزنم ولی توانمندی و تکنولوژی برتر یک کشور نیست بنابراین آنچه که ما از آن به عنوان فناوری لیزری تولید جدید ایران یاد می کنیم و اینجا صحبتش را می کنیم لیزرهایی هستند که صنعت یک کشور را تعریف می کنند و یا اوج پزشکی یک کشور را می توانند تعریف کنند و کشور دارنده این فناوری را در دنیا صاحب نام کنند.

[دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 ]  [9:30 PM]  [مرجان ب]
مریم اسلامی دانشجوی مخترع شیرازی برای دومین‌بار پیاپی موفق‌شد درمسابقات زنان مخترع جهان که در کره جنوبی برگزار شد ، عنوان برترین زن مخترع سال ‪۲۰۰۸‬جهان را مجددا به دست آورد.
پیش از این در سی و ششمین دوره مسابقات اختراعات و تکنولوژی‌های سال ‪۲۰۰۸‬ژنو،عنوان عالی ترین اختراع و برترین زن مخترع سال ‪۲۰۰۸‬را ازطرف سازمان جهانی مالکیت‌های فکری (‪ ( WIPO‬به دست آورده بود.

  
دکتر داریوش مهرگان متخصص در علوم پوستی به عنوان رئیس دپارتمان پوست دانشگاه واین آمریکا برگزیده شد.
دکتر مهرگان که بالغ بر 19 سال در عرصه تحقیقات پوستی فعالیت دارد، ریاست دپارتمان آسیب شناسی (پاتولوژی) دانشکده علوم سلامتی دانشگاه تولدو آمریکا را نیز در پرونده کاری ثبت کرده است.

یکی از محققان برجسته ی علم شیمی در جهان - آقای پروفسور قدیری در حال حاضر محقق The Scripps Research Institute هستند . آقای قدیری دارای جوایز زیادی هستند که از بهترین آنها میتوان به دریافت جایزه ی سال 1998 در زمینه ی ساختار موکولی خود ساخته که از طبیعت الهام گرفته میشود...
.
  
دکتر مهتاب جعفری، ‌استاد علوم داروشناسی دانشگاه کالیفرنیا در «ایروین» بعد از تحقیقات سه ساله خود موفق به افزایش طول عمر مگس‌ها با استفاده از عصاره دو گیاه شد. و هم اکنون در حال اجرا کردن آن بر روی انسان ها میباشد. همچنین ایشون از محبوب ترین استادان دانشگاه ایروین میباشد.


[سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 ]  [10:58 AM]  [مرجان ب]
علی جوان (زادهٔ ۹/۱۰/۱۳۰۵ در تهران با اصالت اذربایجانی) دانشمند و مخترع ایرانی است. وی اولین لیزر گازی دنیا که ترکیبی از دو گاز هلیوم و نئون است و به همین نام نیز معروف است را اختراع کرد. این لیزر از نوع لیزرهای بی خطر به حساب می‌آید و رنگ آن قرمز است. این لیزر در آزمایشگاه‌های دانشگاه‌ها برای بررسی پدیده‌هایی مانند تداخل امواج و آزمایش دو شکاف یانگ کاربرد دارد.
پیشینه
علی جوان پس از گذراندن تحصیلات در دبیرستان البرز، تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه تهران داد. سپس در سال ۱۹۴۸ به آمریکا مهاجرت می‌کند و تحصیلات خود را در مقطع دکترای فیزیک در دانشگاه کلمبیا ادامه می‌دهد. وی در سال ۱۹۶۴ با درجه دانشیاری به عضویت هیات علمی موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT)در آمد. وی در حال حاضر استاد بازنشسته دانشگاه MIT در آمریکا می‌باشد. گرایش وی در فیزیک، اتمی - مولکولی و اپتیک است.
افتخارات
در سال ۱۹۶۰ وی موفق به اختراع لیزر گازی شد.این فیزیکدان ایرانی در سال ۱۹۷۵ مهم‌ترین نشان انجمن نورشناسی آمریکا یعنی مدال فردریک ایوز را دریافت کرد. در جمله‌ای که در کنار این نشان حک شده‌است از آقای جوان به خاطر «پدید آوردن یک دستگاه نورشناختی (لیزر گازی) با کاربردهای بی‌سابقه در پژوهش‌های علمی» قدردانی فراوان شده‌است.علی جوان در سال ۱۹۹۳ جایزهٔ علمی جهانی آلبرت اینشتین را دریافت نمود.او همچنین در سال ۲۰۰۷ رتبه دوازدهمین آدم باهوش را در جهان کسب کرد

[سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 ]  [10:57 AM]  [مرجان ب]
 يكي از محورهايي كه به طور جدي در تحقيقات مربوط به سلول هاي بنيادي دنبال مي شود، مربوط به توليد عصب است. چون سلو ل هاي عصبي هم همانطور كه گفتيد ترميم نمي شوند. ما در پژوهشكده رويان تحقيقاتمان را روي سه موضوع خاص متمركز كرده ايم. سلول هاي عصبي، سلول هاي مولد انسولين و سلول هاي عضلاني قلب، هم در مورد حيوانات فعاليت مي كنيم و هم در مورد انسان ها، خوشبختانه تا اين لحظه كه من در خدمت شما هستم، ما عصب را از سلول هاي بنيادي جنين انسان توليد كرده ايم. خبري را هم كه الان براي اولين بار اعلام مي كنيم، اين است كه سلول هاي مولد انسولين - انساني و موشي- را هم توليد كرده ايم. در مورد سلول هاي مولد انسولين موشي، قراردادي را با مركز تحقيقات غدد دانشگاه تهران منعقد كرده ايم كه كار مشتركي را انجام بدهيم، ما بخش توليد اين سلول ها را در آزمايشگاه به عهده داريم و تست هاي درماني و عملكرد آنها را مركز تحقيقات غدد دانشگاه تهران. كار ما دراين مورد تقريبا به مراحل خوبي رسيده است.
¤ كار نهايي نشده است؟
- از نظر ما كار تقريبا در مرحله اي است كه قابل ارائه است. سلول ها با موفقيت توليد و تست شده اند و به خوبي عمل مي كنند.
¤ گفتيد كه درباره تمايز سلو ل هاي بنيادي به سلول هاي عصبي و سلول هاي مولد انسولين به موقيت دست پيدا كرده ايد. آيا درباره توليد سلول هاي عضلاني قلب هم توفيقي حاصل شده است؟
- مابه طور تصادفي سلول هاي عضلاني قلب را توليد كرده ايم.
¤ منظورتان از توليد تصادفي چيست؟
- ببينيد، بنا به توضيحاتي كه عرض كردم، سلول هاي بنيادي جنيني داراي قدرت بسيار زياد متمايز شدن به سلول هاي مختلف هستند. اصلا يكي از راه هاي اثبات اينكه اين سلول ها بنيادي هستند اين است كه محدوديت هاي مصنوعي ايجاد شده در محيط آزمايشگاه بر سر راه تمايز و تكثير خود به خودي آنهارا برداريد و آنها را رها كنيد كه به طور طبيعي سلول هاي مختلف را بسازند. منظوم از اينكه گفتم ما به طور تصادفي توانسته ايم سلول هاي عضلاني قلب را توليد كنيم اين است كه در مرحله اولي كه سلول هاي بنيادي توليد شده را مي خواستيم تست بكنيم، وقتي آنها را رها كرديم، سلول هاي عضلاني قلب توليد شدند. بررسي ها مي گويد نزديك به ده درصد امكان روي دادن مجدد اين حادثه وجود دارد. اما آنچه كه مدنظر ما است اين است كه بتوانيم تمايز سلول هاي بنيادي جنيني به سلول هاي عضلاني قلب را برنامه ريزي كنيم و به اختيار خود درآوريم و علاوه بر اين، سلول هايي با خلوص بيشتر توليد كنيم، يعني بعد از تمايز درصد بيشتري از سلول هاي موردنظرتان را به دست بياوريم.

[یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ]  [10:09 PM]  [مرجان ب]
شهريورماه امسال خبري منتشر شد كه اگرچه حاكي از موفقيتي چشمگير بود، اما كمتر كسي از جزئيات آن اطلاع يافت: «رهبر معظم انقلاب اسلامي، از پيشرفت هاي علمي ستايش برانگيز جوانان ايراني در زمينه تكثير سلول هاي بنيادي تقدير كردند و آن را ادامه افتخارات دفاع مقدس دانستند.» پس از آن، دست اندركاران اين مرزشكني بزرگ علمي در عرصه فناوري زيستي، يكي دو باري بر صفحه تلويزيون ظاهر شدند و چند باري هم احيانا در يكي دو روزنامه خبري در اين باره انتشار يافت و... اين همه درحالي بود كه برملاشدن خبر دستيابي ايران به اين دانش، غوغايي در محافل علمي و خبري جهان به راه انداخته بود.
دكتر سعيد كاظمي آشتياني -رئيس پژوهشكده رويان- و مدير پروژه اي است كه ايران را با شگفتي تمام به يكي از معدود دارندگان دانش «توليد، تكثير و انجماد سلول هاي بنيادي جنيني» تبديل كرده است. عدد كشورهايي كه در جهان، صاحب اين دانش و فناوري هاي ناشي از آن هستند، از ده تجاوز نمي كند. دانشمندان جوان و مومن ايراني كه دكتر آشتياني در اين گفت وگو گوشه هايي از تلاش هاي آنها را تشريح كرده، دوباره و درحالي كه بي شك بعضي حتي فكرش را هم نمي توانستند بكنند، دنيا را مبهوت كردند. ابتدا باور كردند كه «مي توانند»، بعد قدم در راه نهادند و توكل به خداوندي كردند كه جز اراده او مجال تحقق نمي يابد و اكنون عالمي حيران اين تلاش و توكل است. براي چندمين بار، عالمان خداجوي ايراني مرزهاي دانش را مي شكنند و توانايي هايشان را به رخ اربابان خودبين و خودخواه دنيا مي كشند. نيروي ايمان وقتي با قدرت دانش و استحكام اراده درهم آميزد، جز اين هم نبايد انتظار داشت.
رهبر عزيز و هوشمند انقلاب اسلامي اين جوانان خط شكن را ستود و آشكارا پيش چشم همه به آنها مهر ورزيد. چه ، اين موفقيت مصداق كامل همان ميان بر زدن و جلو افتادني بود كه ايشان بارها در باره توليد دانش بر آن تاكيد كرده بودند. اما من نمي دانم حال آنها كه «متوليان رسمي» اين امورند، چگونه است؟ آنها كه وظيفه «رسمي »شان كشف همين استعدادها، پرورش آنها و قرين كردن آنها با روح مومنانه است. شايد پيش از آنكه جوانان، احتياج به تحول داشته باشند، اين نهادهاي رسمي و مسئولند كه بايد متحول شوند. آنوقت آنچه شمه اي از آن را در اين گفت وگو مي بينيد، فقط آغاز يك راه طولاني خواهد بود.
اجازه بدهيد اين جمله را هم بنويسم كه به وقت خروج از پژوهشكده رويان وجودم به عنوان يك ايراني سرشار از افتخار بود و اين افتخار را مرهون كساني بودم كه در مرزهاي دانش ايستاده اند و در همان حال آثار تهجد بر چهره هاشان پيدا است...
مهدي محمدي
¤شايد بهتر باشد كه براي آغاز اين گفت وگو من از شما بخواهم، خلاصه اي از دستاوردهاي تحقيقاتي خود و همكارانتان را در پژوهشكده رويان را كه منجر به دستيابي ما به فناوري و دانش توليد، تكثير و انجماد سلول هاي بنيادي جنيني شده است، به زبان ساده- چنانكه كه براي مخاطبان عادي روزنامه قابل فهم باشد- بيان كنيد تا بعد به مباحث ديگر بپردازيم.
- من اجازه مي خواهم ابتدا توضيح مختصري درباره پژوهشكده رويان بدهم، بعد مستقيماً به سؤال شما پاسخ خواهم گفت. پژوهشكده رويان- كه يكي از مراكز تحقيقاتي جهاد دانشگاهي است- در سال 1370 به منظور ارائه خدمات درمان ناباروري و تحقيق در زمينه پزشكي توليدمثل تأسيس و راه اندازي شد. هدف ما در بعد تحقيقات ارتقا سطح خدمات باليني است. تمام تحقيقات ما طوري برنامه ريزي شده و مي شود كه نهايتاً بتواند خدمت رساني به مردم را ارتقا بدهد. ما به طور كلي دو هدف را در تحقيقاتمان دنبال مي كنيم. يكي افزايش ميزان موفقيت در درمان ناباروري (در بعد كمي) و ديگري اطمينان از سلامت جنين (در بعد كيفي)، ما تحقيقات بسيار مفصل و كاملا برنامه ريزي شده اي را دنبال مي كنيم. اما درباره سؤال جنابعالي يعني بحث سلول هاي بنيادي جنيني كه ما علاقمند هستيم آنها را «بن ياخته ها» بناميم، ابتدا عرض كنم كه اين بحث يكي از مباحث كاملا نو در عرصه پزشكي است و دانشمندان از آن به عنوان يك انقلاب در پزشكي ياد مي كنند. تاريخچه توليد بن ياخته هاي انساني باز مي گردد به حدود 5 سال پيش كه براي اولين بار اين موفقيت در دنيا حاصل شد.
¤ در دانشگاه ويسكانسين آمريكا.
-بله، اجازه بدهيد من ابتدا يك تعريفي از پروژه توليد و تكثير سلول هاي بنيادي جنيني بكنم. اگر خيلي ساده بخواهم عرض كنم اينطور مي شود گفت كه به طور كلي هر موجود زنده محصول لقاح يك سلول جنسي نر و يك سلول جنسي ماده است. محصول اين لقاح طي تقسيماتي روند تكامل خودش را طي مي كند و به موجود زنده اي شبيه والدين خودش تبديل مي شود. دانشمندان اينگونه انديشيده اند كه حال كه يك جنين چند سلولي در مسير تكامل خودش نهايتاً به يك انسان كامل منتهي مي شود، پس هر كدام از اين سلول هاي اوليه استعداد تبديل شدن به انواع سلول ها را دارند.
¤ يعني مي توانند بافت هاي مختلف بدن را بسازند.
- بله، بافت ها و سلول هاي مختلف، به عبارت ديگر تك تك اين سلول ها توان تمايز يافتن و تبديل به سلول هاي مختلف بدن را دارند. بر اين مبنا دانشمندان تصميم گرفتند رشد و تمايز اين سلول هاي پرتوان را كه در مراحل اوليه دوران جنيني قابل دسترسي هستند، را در محيط آزمايشگاه متوقف بكنند و در مرحله استعداد نگهشان دارند. يعني اجازه ندهند كه اين توده داخلي جنين به طرف ساخت سلول هاي مختلف سير بكند. هدف از اين متوقف سازي هم اين است كه تمايز و تقسيمات بعدي اين سلول ها را بشر خود هدايت بكند، براي رسيدن به سلول هاي خاص موردنيازش. يعني به اين سلول ها اجازه داده نمي شود كه فرآيند طبيعي و خود به خودي شان را طي بكنند و انسان جديدي را به وجود بياورند، بلكه هدايت مي شوند تا فقط سلول هاي خاصي مثلا سلول هاي قلبي- را به وجود بياورند.
¤ با اين ترتيب آيا اندام هاي جديد مثل قلب و ديگر اعضاي بدن نيز مي تواند در آزمايشگاه ساخته شود؟
- امروز بحث اندام در هيچ مركز تحقيقاتي وجود ندارد و توفيقي در اين باره گزارش نشده است.
بحث اندام مشكلات خاص خودش را دارد. فعلا بحث توليد «سلول»هاي خاص است. براي اولين بار بيش از 20 سال پيش اين موفقيت درباره حيوانات حاصل شد و چنانكه عرض كردم حدود 5 سال پيش درباره انسان، كشورهاي معدودي توانستند بن ياخته هاي جنيني انسان را توليد بكنند.
¤ اين سلول ها چه كاربردهايي دارند؟
- معمولا سه كاربرد عنوان مي شود. اول مطالعات سم شناسي و داروشناسي است. وقتي ما توانستيم در محيط آزمايشگاه مثلا سلول هاي قلبي، سلول هاي مولد انسولين يا عصب توليد بكنيم، مي توانيم داروهايي را كه در اين زمينه ها ساخته مي شود به جاي اينكه اول بر روي حيوان و بعد بر روي انسان آزمايش كنيم، مستقيماً بر روي همين سلول ها تست كنيم و اثرشان را ببينيم. كاربرد دوم در مطالعات بيولوژيكي تكويني است. با داشتن اين سلول ها مي توانيم مكانيزم تشكيل اعضاي بدن را كشف و مطالعه كنيم. در حقيقت به مجهولات ديرينه بيولوژي درباره نحوه شكيل مثلا سلول هاي قلبي يا اعصاب از اين حيث كه چه مواد و مكانيسم هايي دراين كار دخيلند، پاسخ داده مي شود. سومين و مهم ترين كاربرد اين سلول هاي بنيادي كه تحقق آن آرزوي دانشمندان است، «سلول درماني» است. يعني بتوانند اين سلول ها را براي درمان بيماري هايي كه معالجه آنها تا امروز داراي مشكلات فراواني بوده به كار بگيرند. مثلا از اين سلول هاي پرتوان، سلول هاي عضلاني قلب توليد بكنند و در بيماري هاي قلبي از آنها استفاده بكنند. يا سلول هاي مولد انسولين توليد و از آنها در درمان ديابت استفاده بكنند. هنوز هيچ گزارش قطعي و عملي درمورد به كارگيري سلول هاي بنيادي جنين در مورد انسان منتشر نشده، اما روندي كه در مركز تحقيقاتي مشاهده مي شود، نشان مي دهد كه در آينده نه چندان دور، بهره برداري درماني هم از اين سلول ها امكان پذير خواهد شد. ما مي دانيم كه عضله قلب بعد از يك سكته ترميم نمي شود و همانطور به شكل آسيب ديده باقي مي ماند. اگر بشود- كه در مورد حيوانات بسياري از اين تحقيقات انجام شده است: اين سلول هاي پرتوان را در محيط آزمايشگاه به عضله قلب تبديل و به عضله آسيب ديده تزريق كنند، مي توانند آن را ترميم بكنند. يا اگر بتوانند برخي از سلول هاي لوز المعده را كه مولد انسولين هستند، (سلول هاي بتا) در آزمايشگاه توليد بكنند و با موفقيت آن را به بيمار ديابتي تزريق كنند، مي تواند بيماري قند را درمان كنند.
¤ درباره نورون ها (سلول هاي مغزي)، چطور؟ چون اين سلول ها هم اگر ضايعه ببينند، هرگز ترميم نمي شوند.

[یک شنبه 5 اردیبهشت 1389 ]  [10:02 PM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6