عوامل مؤثر در علم و تحقيق در ايران
عوامل متعددي بر حيات علمي و تقويت روح تحقيق اثر ميگذارند. به عنوان نمونه، عوامل فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و همچنين خانواده، جامعه، برنامههاي مدارس، منبع و مآخذ تحقيق، از عواملي هستند كه در تقويت روح علمي مؤثر هستند. با توجه به اين امر، عوامل مثبت و منفياي را كه در حيات علمي و تحقيقي كشور مؤثر هستند به شكل خلاصه بيان ميكنيم:
الف)عوامل مثبت:
1 - احترام گذاشتن به علم و عالم در فرهنگ ايراني : توجه به علم و تحقيق ريشه در فرهنگ هزارسالة ايرانيان دارد كه البته از آغاز دورة اسلامي تا دوره صفويه بسيار پررنگتر شده است. زماني كه بسياري از كشورها هنوز باب نويني راجع به علم و اهميت آن در فرهنگ خود ايجاد نكرده بودند، فرهنگ ايرانيان با علماندوزي عجين بود. همين امر باعث ميشد كه مردم به عالم احترام بگذارند و از او پيروي كنند. اين دو عامل يعني اهميت دادن به علم و احترام گذاشتن به عالم ميتواند عامل مؤثري در ترويج علم و تحقيق در ايران باشد.
2- قدرت بيان مفاهيم علمي و تفكر انتزاعي داشتن : ايرانيان هم داراي سنت علمي هستند و هم به ديني گرويدهاند كه جنبه انتزاعي دارد. اسلام بر خلاف اديان ديگر كه بيشتر جنبة رمزي و انضمامي دارند، ديني است كه حقايق خود را به زبان مفاهيم انتزاعي بيان ميكند. اين دو عامل باعث تقويت تفكر انتزاعي در ايرانيان شد كه لازمة علوم امروزي است. از طرف ديگر، ايرانيان زباني قوي و كامل دارند كه قدرت بيان مفاهيم علمي را دارد؛ زبان فارسي زباني قوي و قابل توسعه است كه از مهمترين عوامل مثبت در توسعه علم و تحقيق است. اگر چه، متأسفانه امروز بخصوص در علوم جديد مثل فيزيك به زبانهاي بيگانه توجه بيشتري ميشود و اين امر مانع از بهوجود آمدن يك سنت اصيل علمي بر مبناي زباني واحد در ايران ميشود.
3- وجود يك سنت فكري پيوسته كه هنوز زنده است : ايران از جملة كشورهايي است كه يك سنت فكري و فلسفي در آن وجود داشته كه اين سنت هنوز زنده است؛ بر خلاف بعضي كشورها كه اين سنت در آنها از بين رفته است. اولين دانشمنداني كه در ايران به علوم غربي توجه كردند تربيتيافتگان همين سنت فكري در ايران بودند. اگرچه در اين زمان، در دستگاههاي آموزشي و تحقيقي ما توجهي به اين سنت فكري نميشود، ولي وجود اين مكتب براي حيات فرهنگي ايران اهميت بسيار دارد.
4- فرهنگ ايراني ديد جهاني دارد : در فرهنگ ايرانيان، نگاه بينالمللي و جهاني به علم وجود داشته است كه با ظهور اسلام تقويت شده است و همين امر باعث شده كه پذيرفتن افكار تمدنهاي ديگر براي ايرانيان آسان باشد. ايرانيان ميتوانند با حفظ فرهنگ و ارزشهاي خود، تفكرات غربيها را جذب كرده و آن را با اصول تمدن خود ممتزج كنند و جزو تفكر خود قرار دهند و از اين طريق ميتوانند يك نهضت نوين علمي ايجاد كنند. اگر تفكرات غربي را فقط جذب كنند و جزو پيكرة تفكر خود قرار ندهند، اين تفكرات انتقال يافته، ريشه در تفكر ايراني پيدا نخواهد كرد و از بين خواهد رفت.
5- داشتن امكانات مالي براي تحقيق : ايران بر خلاف بعضي از كشورها، منابع مالي زياد مانند منابع طبيعي در اختيار دارد و به همين دليل، ميتواند در امر تحقيق سرمايهگذاري كند؛ در اين زمينه بايد به علومي كه احتياج به آزمايشگاههاي خيلي وسيع ندارد، توجه خاصي كرد.
ب)عوامل منفي
1 - توجه نكردن به وضع حقوقي محققان : در قوانين استخدامي كشور جايگاه و حقوق مشخصي براي محققان معين نشده است. علاوه بر آن، در دانشگاهها نيز امتياز خاصي براي محقق از جهت رتبه و مزايا مشخص نشده است.
2- توجه نكردن به وضع محققان از لحاظ اجتماعي : افراد جامعه و بهخصوص فرنگيمآبها، براي محققاني كه به علوم جديد ميپردازند ارزش اجتماعي قائل نيستند. زيرا اكثر مردم از غرب و تمدن آن فقط ظواهر و جنبه مادي و رفاهي آنرا گرفتهاند و به علوم جديد آن توجه نكردهاند. براي اينكه به محققان از لحاظ اجتماعي توجه شود، لازم است كه علوم جديد در فرهنگ ايرانيها ارزش پيدا كند. البته محققان علوم جديد نيز بايد از فرنگيمآبي دست برداشته، با حفظ هويت ايراني خود به دنبال اين علوم بروند.
3- نبود محرك براي تحقيق در علوم جديد : عامل روي آوردن دانشمندان به تحقيق و ايجاد نهضت علمي در تمدن غربي در دوران قبل از رنسانس، داشتن انگيزه ديني براي تحقيق بوده است و بعد از رنسانس نيز شعار علم براي علم، محرك دانشمندان غربي بوده است. ولي در فرهنگ ايرانيها هيچگاه امري براي نفس خودش دنبال نشده است. علاوه بر آن، علم جديد فقط به رفع نيازهاي مادي مردم ميپردازد و با امور معنوي و سير به حقيقت كاري ندارد كه همين امر (پرداختن به امور مادي) به تنهايي نميتواند محرك محققين ايراني شود. راه حل مشكل اين است كه علوم جديد در فرهنگ ايراني جنبه معنوي به خود بگيرند و داراي ارزش فرهنگي شوند تا محققين ما به پژوهش در اين حوزهها تحريك شوند.
4- نبود معياري براي سنجش تحقيقات علمي : در كشور ما با وجود دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي، هنوز معيار مشخصي براي سنجش دقيق تحقيقات علمي وجود ندارد و هنوز، بين يك تحقيق خوب و يك ترجمه يا اقتباس فرقي گذاشته نميشود.
5 - نبود يك برنامه جامع علمي تحقيقي : چون در كشور ما يك برنامه جامع تحقيقاتي وجود ندارد، دوبارهكاريهاي زيادي در امر تحقيقات صورت ميگيرد. پس اولاً بايد هيأتي كه بتواند چنين برنامهاي را تدوين كند تشكيل شود و ثانياً شعب مختلفي از علوم كه در زمان ما بر روي آنها تحقيق ميشود يا ميتوان در آنها تحقيق كرد مشخص شود. با تحقق اين دو امر و بعد از آن تدمين يك برنامه جامع، ميتوانيم كار تحقيقات را در كشور جهت دهيم و از امكانات و نيروهاي انساني خود به درستي استفاده كنيم.
6- ارتباط نداشتن محققان با مراكز علمي داخل و خارج و نبودن ارتباط بين مراكز علمي : در كشور ما به علت نبودن يك برنامه كلي تحقيق، بسياري از محققان با مراكز علمي ارتباطي ندارند و كار تحقيق را به شكلي مستقل انجام ميدهند كه اين امر باعث دوبارهكاريهاي زيادي ميشود. علاوه بر اين، بسياري از مراكز علمي نيز نه با همديگر و نه با مراكز علمي خارج مرتبط نيستند كه باعث اتلاف بودجه و نيروي انساني ميشود. اگر گاهي چنين ارتباطهايي ديده ميشود، شخصي است و براساس يك برنامة جامعي شكل نگرفته است.
7 - فقدان آمار دقيق و آمارشناسان متخصص در امر تحقيقات : يكي از لوازم تحقيق، داشتن آمار دقيق است كه بر برنامهريزيهاي تحقيقاتي نيز مؤثر است. اما مشكل بزرگ ما اين است كه آمارشناسان به علت عدم آشنايي با اوضاع ايران و عدم تجربه كافي، در كار خود متخصص نيستند و به ارائة آمارهاي اشتباه ميپردازند.
8- توجه نكردن مؤسسات خصوصي به امر تحقيق : در كشور ما بيشتر تحقيقات را مؤسسات دولتي انجام ميدهند و شركتهاي خصوصي و صنايع خاص حتي در رشتههايي كه سود مادي آنها زياد است، به امر تحقيق نميپردازند. علاوه بر آن كمتر عامه مردم به نتايج تحقيق و فايدة آن توجه ميكنند. اين مساله نشان ميدهد كه فرهنگ نياز به تحقيقات بين مردم جا نيفتاده است كه همين امر باعث عدم توجه مراكز خصوصي به امر تحقيق ميشود.
9 - مهاجرت نخبگان به خارج : مهاجرت دانشمندان ايراني به خارج يكي از مشكلات بزرگ كشور ما است. با تدوين برنامة منظم براي فرستادن دانشجو به خارج و تماس بيشتر با ايرانياني كه فعلاً در خارج از كشور به كارهاي علمي اشتغال دارند و دعوت از آنها جهت شركت در برنامههاي آموزشي و يا تحقيقي در كشور و حتي با معرفي آنها به عنوان نمايندگان ايران در كنگرههاي بينالمللي، ميتوان مهاجرت دانشمندان را به حداقل رسانيد.
10 - مشكلات مربوط به كتابخانه : در ايران كتابخانههاي مجهزي براي تحقيقات علمي وجود ندارد؛ علاوه بر آن كتابخانههاي موجود هم با مشكلات مختلفي روبرو هستند. كم بودن بودجه كتابخانهها، كمبود افرادكتابشناس و متخصص، و وجود قوانين نادرست در كتابخانهها كه مانع استفاده محققين از كتابها ميشود، از جملة اين مشكلات است.
11 - كمبود مراكز چاپ معتبر : ترويج امور تحقيقي نياز به چاپ كتب معتبري دارد كه در اين حوزه تدوين شده است؛ و چون انتشار كتب متعدد و مختلف از عهده مراكز خصوصي خارج است، دولت بايد براي چاپ كتب و مطالب تحقيقاتي و گسترش آنها سرمايهگذاري كند.
12 - نقص داشتن مقررات مربوط به محققان و نويسندگان : به علت وجود نقص در قوانين مربوط به نويسندگي و تحقيق، حق اكثر محققان پايمال ميشود و در مقابل،كتابفروشان سود زيادي ميبرند. همچنين، نبود قوانين مشخص در زمينة حقوق نويسندگان، باعث ميشود كه از نوشتههاي يك نويسنده سوءاستفاده شود؛ به عنوان مثال، مطالب يك نويسنده را به نام شخص ديگري چاپ ميكنند.
13 - نبودن مراكز بايگاني مدارك علمي : در كشور ما مركزي مشخص براي بايگاني كردن مدارك علمي در زمينههاي مختلف وجود ندارد. اين امر باعث ميشود كه محقق براي يافتن يك مدرك در زمينهاي كه تحقيق ميكند مجبور شود وقت زيادي صرف كند. سازمانهايي هم كه قسمتي براي بايگاني مدارك علمي دارند، دستگاه منظمي براي استفاده از آن ندارند.
14- تدوين نشدن اصطلاحات علمي : با وجود اينكه زبان غني فارسي استعداد توسعه و بسط دارد، هنوز توجهي به تدوين اصطلاحات علمي در اين زبان نشده است و لغات به همان شكل خارجي خود مورد استفاده قرار ميگيرند. امروزه، احتياج به تدوين اصطلاحات صحيح طبق اصول زبان فارسي و ارزيابي اصطلاحات موجود و تدوين فرهنگهاي علمي احساس ميشود.
15- بيتوجهي به علم و تحقيق در سيستمهاي آموزشي : در كشور ما در مراحل مختلف آموزشي، روحية تحقيق و توجه به علم به دانشآموزان تعليم داده نميشود. در دانشگاهها نيز يا به كارهاي عملي كه فايده فوري اقتصادي دارند پرداخته ميشود و يا اگر بخواهند به علوم نظري بپردازند، با مشكلاتي مانند كمبود استاد مواجه هستند. علاوه بر اين، سپردن كارهاي فراوان به اساتيد باعث شده است كه آنها وقت مطالعه نداشته باشند و توان علمي آنها غالباً ثابت بماند. اين امر باعث ميشود كه كيفيت آموزش و تحقيق رشد نكند و فقط كميت آموزش افزايش يابد.
16- عدم توجه به سنن علمي و فرهنگي ايران و فرنگيماب شدن محققان : محققان ساير ممالك به تحقيق در تاريخ علوم كشورشان ميپردازند و حتي بسياري از فعاليتهاي علمي موجود را به علوم گذشته كشورشان ربط ميدهند؛ ولي ما تحقيقي در تاريخ علم كشورمان انجام ندادهايم و با فرهنگ علمي خود بيگانه هستيم. كساني كه با توجه نكردن به تاريخ علم كشورشان به فرهنگ و علم غربي توجه ميكنند، معمولاً با فرهنگ خود بيگانه ميشوند و فرنگيماب ميشوند.
17- كمبود بودجه و عدم برنامهريزي صحيح دربارة آن : يكي از موانع بزرگ در امر تحقيق، بالا بودن مخارج تحقيق و كمبود بودجه است. در ايران اگرچه گاهي مبالغ زيادي براي مخارج تحقيقاتي اختصاص مييابد، ولي اولاً مقداري از آن به علت نبود برنامه صحيح و افراد باصلاحيت، بيهوده مصرف ميشود و ثانياً، اين بودجه به رشتههاي متعدد و مختلفي اختصاص مييابد و اين تعدد رشتهها باعث ميشود كه از عمق تحقيق و پژوهش كاسته شود و ما نتوانيم در رشته خاصي به عمق مطلب و نتيجه مورد نظر و مطلوب دست پيدا كنيم.
عوامل تأثيرگذار در فعاليتهاي علمي و تحقيقي از لحاظ استمرار زماني به دو بخش تقسيم ميشوند
الف) عوامل ثابت:
منظور از عامل ثابت عاملي است كه با گذشت زمان يا تغيير شرايط اقتصادي تغيير نكند. به عنوان مثال، يكي از اين عوامل ثابت، ارزشمند بودن علم و تحقيق است كه ريشه در تاريخ فرهنگي ما دارد. به همين صورت نگاه مادي غربيها به علم ريشه در تاريخ آنها دارد و به همين دليل، به زودي نميتوان آن را تغيير داد. عامل ثابت ديگر، هوش و ذكاوت ايرانيان و علاقه آنها به علوم نظري و انتزاعي است كه اين امر، جنبههاي مثبت و منفي دارد. جنبة مثبت را بايد علاقة ايرانيها به علوم نظري ذكر كرد و جنبة منفي عميق نشدن در مطالب و از شاخهاي به شاخه ديگر پريدن است.
ب) عوامل گذرا:
عوامل گذرا عواملي هستند كه از نظر عقلي مانعي براي برطرف شدن آنها وجود ندارد؛ اگرچه هنوز اين مانع برطرف نشده است. غالب عواملي منفي كه ذكر شد، مثل نقص كتابخانه و مؤسسات تحقيقاتي از اين نوع هستند. سادهترين عاملي كه رفع آن راحتتر است كمبود وسايل و لوازم است كه با تخصيص بودجه و مديريت صحيح، ميتوان آنرا رفع كرد. در مقابل، عاملي كه رفع آن زمان زيادي ميبرد، نقايص دستگاههاي فرهنگي از لحاظ امور علمي و تحقيقاتي است. يعني علم بايد به عنوان هدف در مراكز آموزشي ما بخصوص دانشگاهها شناخته شود و دستگاههاي اداري نيز بايد براي انجام اين كار اصلاح شوند. البته بايد توجه كرد كه بزرگترين دشمن آيندة علم ايران يك علمپرستي كاذب است (Scientisme) ؛ يعني همة علوم را غير از علوم طبيعي و رياضي تحقير كردن كه در اروپا با اين نوع علمپرستي تا حد زيادي مقابله شده است.
پيشنهادهايي براي ترويج علم و تحقيق در ايران
براي گسترش علم و تحقيق در ايران بايد عوامل مثبت اثرگذار در توسعه تحقيق را تقويت كرد و عوامل منفي را با مرور زمان كمرنگ نمود. علاوه بر آن، بايد از شعار دادن دوري جست و به عمل پرداخت و براي توسعه فرهنگ تحقيق، گامهاي علمي برداشت. همچنين، بايد از بلندپروازي خودداري كرد؛ نبايد براي مطرح كردن خودمان، به تحقيق در تمام رشتهها بپردازيم. اگر به صورت ريشهاي و بنيادي به چند علم بپردازيم، بيشتر نتيجه خواهيم گرفت. ما بايد توجه بيشتري به علوم انساني و فلسفي بكنيم تا بتوانيم توان فكري محصلين را در مقاطع مختلف تحصيلي افزايش دهيم.