*مهمترين شاخصهاى جهانى بودن انقلاب اسلامى
در يك برآورد كلى، مىتوان مهمترين شاخصهاى جهانى بودن انقلاب اسلامى كه به نوبه خود بازتاب انديشه جهانى رهبر انقلاب اسلامى و بنيانگذار آن نيز مىباشد، در محورهاى زير طرح و مورد وارسى قرار داد:
1- تاكيد بر اصول ثابت دعوت، نفى سبيل و حفظ دارالاسلام؛
2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم؛
3- استكبار ستيزى و ظلم زدايى؛
4- تاكيد بر "امت اسلامى ".
1- اصل دعوت و صدور انقلاب
اصل دعوت و صدور انقلاب، يكى از اصول اساسى سياستخارجى جمهورى اسلامى است كه حضرت امام(ره) آن را تا سطح اهداف غير قابل تسامح نهضت دينى ايران ارتقا داده و به عنوان رسالت و وظيفه كارگزاران نظام اسلامى معرفى نمودهاند: "مسؤولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ع) است... مسايل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسؤولين را از وظيفهاى كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطر بزرگ و خيانتسهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنمايد؛ ولى اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است، منصرف كند. " (7)
حضرت امام خمينى(ره) در جاى ديگر، اصل صدور انقلاب را از ملزومات و تبعات ماهيت دينى و اسلامى آن عنوان نموده و استمرار و دوام آن را مورد تاكيد قرار مىدهند: "ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مىكنيم، چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنين نيفكند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاى جهان عليه مستكبرين هست، ما هستيم. " (8)
صدور انقلاب كه در منظومه انديشه سياسى حضرت امام به عنوان يكى از اصول سياستخارجى جمهورى اسلامى عنوان مىگردد، با آنچه بيگانگان و دشمنان انقلاب اسلامى از آن با عنوان كشور گشايى و دخالت در امور و سرنوشتساير ممالك اسلامى ياد و تبليغ نمودهاند، تفاوت جدى و آشكارى دارد؛ زيرا صدور انقلاب در انديشه سياسى حضرت امام نه به مفهوم دخالت در امور ديگران، كه به معناى ترويج و اشاعه تفكر ظلم ستيزى و استكبار زدايى در ميان ملل مستضعف و اسلامى است. صدور انقلاب به مفهوم انتقال تجربيات ارزشمند يك نهضت دينى است كه بر بنيان باورهاى مكتبى امت اسلامى شكل گرفته و امت در بند و تحت اسارت اسلامى را نويد رهايى و آزادگى مىبخشد. دقيقا يك چنين تلقى از صدور انقلاب است كه جايگاه نهضت دينى ايران و تاثير عميق انديشههاى مكتبى بنيانگذار اين نهضتبر جنبشهاى اسلامى و نهضتهاى دينى را بازگو مىنمايد.
"اينكه مىگويم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معناى غلط را از آن برداشت نكنند كه ما مىخواهيم كشور گشايى كنيم. ما همه كشورهاى مسلمين را از خودمان مىدانيم. همه كشورها بايد در محل خودشان باشند. ما مىخواهيم اين چيزى كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، اين در همه ملتها و در همه دولتها بشود. آرزوى ما اين است. معناى صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار بشوند و همه دولتها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتارى كه دارند و از اين تحتسلطه بودنى كه هستند و از اينكه همه مخازن آنها دارد به باد مىرود و خودشان به نحو فقر زندگى مىكنند، نجات بدهد. " (9)
بدين ترتيب، اصل دعوت و صدور انقلاب كه يكى از مفروضات اساسى انديشه سياسى حضرت امام در روابط خارجى با ديگر كشورهاى اسلامى است، ارتباط عميقى را ميان انقلاب اسلامى ايران و نهضتهاى اسلامى به وجود مىآورد. ارتباطى كه در فرايند آن، بنيانگذار نهضت دينى ايران تلاش دارد تا تجربيات عينى و مبارزاتى خويش را همراه با تفكر و باورهاى انقلابى و دينى خويش، به پيشگامان جنبشهاى اسلامى و رهايىبخش انتقال داده و زمينههاى رشد و شكوفايى آنان را فراهم سازد.
2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم
حمايت از مستضعفين و ملل تحتستم، از ديگر پيش فرضهاى سياستخارجى حكومت اسلامى در انديشه سياسى حضرت امام محسوب مىگردد. داعيه حمايت از مستضعفين پديدهاى است كه انقلاب اسلامى و انديشههاى رهبرى آن را فراتر از مرزهاى جغرافيايى ايران اسلامى امتداد داده و آن را چونان حلقهاى با تمامى جنبشهاى اسلامى بلكه كليه خيزشهاى رهايى بخش مرتبط مىسازد. "ما طرفدار مظلوم هستيم؛ هركسى در هر قطبى كه مظلوم باشد، ما طرفدار آنها هستيم. و فلسطينىها مظلوم هستند و اسرائيلىها به آنها ظلم كردهاند، از اين جهت ما طرفدار آنها هستيم. " (10)
تلاش براى تشكيل جبهه واحد مستضعفين يكى از محورهاى اساسى انديشه سياسى حضرت امام(ره) بود كه اثرات خاصى روى ملل محروم و جنبشهاى رهايى بخش از خود به جاى گذاشت. "مستضعفين جهان، چه آنها كه زير سلطه آمريكا و چه آنها كه زير سلطه ساير قدرتمندان هستند، اگر بيدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قيام نكنند؛ سلطههاى شيطانى رفع نخواهد شد. و همه بايد كوشش كنيم كه وحدت بين مستضعفان در هر مسلك و مذهبى كه باشند، تحقق پيدا كند... ما عازم هستيم كه تمام سلطهها را نابود سازيم و شما هم كوشش كنيد كه ملتها را با حق همراه كنيد... " (11)
بدين ترتيب مىتوان گفت؛ استراتژى وحدت در انديشه سياسى امام خمينى(ره) كه به عنوان يك استراتژى كارآمد و ضرورى براى هر گونه مبارزه و رفع ظلم شناخته شده است، مرزهاى وطنى و مذهبى را در نورديده و به عنوان يك ضرورت، ميان كليه جوامع تحتسلطه مطرح مىگردد. هر چند انديشه وحدت اسلامى از ديرباز در راس برنامههاى اسلامى و آزادى خواهى مصلحان بزرگ اسلامى و پيشگامان نهضتهاى اسلامى قرار داشته است؛ اما حضرت امام(ره) با اهتمام و تاكيد بر اين عنصر اساسى، نه تنها استراتژى وحدت را ميان ملل اسلامى دنبال نمود كه آن را در حوزه وسيعتر؛ يعنى ملل مستضعف و تحتستم، مورد تاكيد قرار داد. تاكيد بر پديده وحدت ملل مستضعف در قالب جبهه واحد مستضعفان، از يك سو به لحاظ نظرى جبهه مستضعفين را اميدوار مىساخت واز سوى ديگر، تجربيات عينى و دستاوردهاى اين پديده ميمون در ايران اسلامى را پيش روى نهضتهاى نوپا و ضد استعمارى در جاى جاى عالم قرار مىداد.
3- استكبار ستيزى و ظلم زدايى
مبارزه با ظلم و نفى استكبار، از اصول اساسى انديشه مبارزاتى حضرت امام(ره) بوده و همواره مورد تاكيد قرار گرفته است. ظلم زدايى و مبارزه با استكبار به عنوان يك مسؤوليت دينى - سياسى، جدىترين آثار را در قيام ملل مستضعف عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خود به جاى گذاشته است. انديشه ظلم ستيزى حضرت امام(ره) كه برخاسته از تفكر دينى و باور ناب مذهبى ايشان بود، از يك سو با طرح پديده ظلم ستيزى به عنوان تكليف دينى، موجب مىشد كه اين تفكر با غيرت دينى امت اسلامى گره خورده و براى هميشه به عنوان يكى از الزامات و تكاليف دينى نقش آفرين گردد و از سوى ديگر، روحيه مبارزه با ظلم و قدرتهاى استكبارى را در عمق جان تودههاى تحتستم كاشته و بدين سان، زمينه خيزش و جنبشهاى رهايى بخش و ضد استعمارى را بيش از بيش فراهم مىساخت. مواجهه و رويارويى جدى و همه جانبه حضرت امام در برابر دنياى استكبار و بويژه ابرقدرت آمريكا، در ابعاد نظرى و عملى، تاثيرات خاص و عميقى را در جهان و بويژه جنبشهاى اسلامى از خود به جاى گذاشت. اگر تا قبل از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ايران، رويارويى با دنياى استكبارى و ايستادگى در برابر غرب و آمريكا، تنها يك آرمان و ذهنيت دور از واقعيت تلقى مىشد؛ با شكلگيرى انقلاب اسلامى و پيروزى همه جانبه آن، جهان مستضعف به مبارزات ضد استعمارى و رهايى بخش شان اميدوار گرديدند و نهضتهاى اسلامى در عرصه جهانى جان تازهاى يافت.
"پيش از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، جنبشهاى اسلامى بسيارى در جهان اسلام بود؛ اما اين جنبشها به دليل فشارهاى سياسى در ترس و هراس و نگرانى بودند و به دليل وضعيتحاكم، هراس داشتند كه حركتخود را علنى سازند و مسلمانان را بسيج كنند و به مبارزه بپردازند. انقلاب اسلامى اين ديوار ترس را فرو ريخت و به حركتهاى اسلامى اين درس را آموخت كه مىتوان با بهرهگيرى از نيروهاى مسلمان، بزرگترين قدرتها را به زير كشيد. لذا پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، تودههاى مسلمان در سودان، الجزاير، تونس، مصر و... به پا خاستند و ملتهاى مسلمان گامهايى به پيش برداشتند و حركت تودههاى مسلمان در سراسر جهان اسلام رشد فزايندهاى يافت و خيزش فرهنگى و آگاهى بخش سياسى، همه منطقه را فراگرفت. " (12)
سالها مبارزه ناموفق ضد استعمارى و ضد استبدادى در كشورهاى اسلامى، به تدريج جوانههاى اميد را در دل جوانان امت مسلمان به ياس و نااميدى مبدل ساخت. تجربيات ناكام نهضتها و جنبشهاى اسلامى در اغلب جوامع اسلامى، آرام آرام ميان انديشه سياسى و مبارزاتى اسلام و شعاير عبادى و اخلاقى دين، فاصله ايجاد مىكرد. انديشه جدايى دين و سياست، كه تحمل و سازش با قدرتهاى استكبارى و حكام جاير را توجيه مىكرد، به تلقى عام و فراگيرى تبديل گشته بود. در چنين فضا و شرايطى، ظهور حضرت امام و رهبرى پيروزمندانه وى در انقلاب اسلامى ايران، روند جديدى را در مسير حركت تكاملى نهضتهاى اسلامى ايجاد نمود و پس از سالها ركود و وقفه بدان تحرك و پويايى بخشيد.
شايد ناديده گرفتن نفوذ بين المللى انقلاب ايران ممكن نباشد. حتى در مواردى كه برخى از مسلمانان نسبتبه جنبه سياسى اسلام بىاعتقاد شده بودند، انقلاب اسلامى ايران با احياى اين جنبه، اعتقاد راسخ آنان را به اين مطلب اعاده كرد و نشان داد كه مسلمانان بار ديگر قادر خواهند بود استقلال اقتصادى، سياسى و فرهنگى خود را به دست آورند و يك بار ديگر به قدرتمندترين نيروى بين المللى تبديل شوند. (13) برنامه ظلم ستيزى حضرت امام(ره) به عنوان تكليف دينى و الهى، پيوند عميق و همه جانبهاى را ميان انديشههاى سياسى - دينى آن حضرت و نهضتهاى اسلامى در سراسر جهان برقرار مىسازد. همين پيوند ناگسستنى، براساس تكليف شرعى و دينى، ميان تمامى نهضتها و جنبشهاى دينى برقرار بوده و زمينههاى بارورى و شكوفايى هرچه بيشتر اين خيزشها را از طريق اتحاد و همسويى نظرى و عملى فراهم مىآورد. امام خمينى(ره) اين نكته را چنين بازگو مىنمايند: "براى من، مكان مطرح نيست؛ آنچه مطرح است، مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر اين مبارزه صورت بگيرد، آنجا خواهم بود. " (14)