همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

انقلاب اسلامي ايران ، راهي نوين در معادلات

روژه گارودي، متفکر بزرگ فرانسوي مي گويد ، انقلاب اسلامي ايران ، الگوي جديدي از تکامل انسان و جامعه را ارايه داده است که اين الگو با ویژگی های روحي ملت ها توافق دارد و همين ويژگي ، دليل دشمني غرب با نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران است . به اعتقاد بسياري از صاحبنظران ، پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 نقطه عطفي در تحولات و معادلات بين المللي بوجود آورد. با تشکيل نظام جمهوري اسلامي و ارايه الگويي از حکومت مبتني بر ارزشها و معرفت هاي ديني ، مؤلفه جديدي در معادلات سياسي ، مستقل از نظام دو قطبي شرق و غرب مطرح شد . اين تحول به ويژه درخاورميانه تأثيرات پايداري داشته است ، به نحوي که امروز با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ، نه تنها از اهميت و تأثيرگذاري آن بر معادلات سياسي کاسته نشده ، بلکه نقش انقلاب ، بزرگتر و اثر گذارتر نيز شده است .

امروز درحالي که انقلاب اسلامي ايران در آستانه ورود به دهه چهارم پيروزي خود قرار دارد ، در ادبيات سياسي و فلسفي جهان و در بسياري از نشست هاي علمي و فرهنگي ، سخن از چالش هايي است که انقلاب اسلامي درعرصه معادلات سياسي و اجتماعي به وجود آورده است . ديدگاههاي نظام جمهوري اسلامي که برآمده از تفکر و جهان بيني ژرف امام خميني (ره ) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران است ، اسلام را به عنوان يک مکتب سياسي پر قدرت و تأثيرگذار برسرنوشت بشري در سطح جهاني مطرح کرد. در حوزه عمل نيز ، انقلاب اسلامي توانست با استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران ، به الگويي کارآمد از يک نظام سياسي پويا و درعين حال مستقل از قدرت هاي سلطه جو تبديل شود.

دکتر ميشل جانسون ، کارشناس روابط بين الملل درگفتگويي با نشريه « ژیو پليتيکن استراتژي » ، چاپ لندن شماره 21 جولای 1986نظر خود را درباره انقلاب اسلامي اين گونه بيان کرده است : « انقلاب اسلامي ايران نخستين پيروزي مسلمين برغرب از قرن شانزدهم به اين سو محسوب مي شود . " وي مي افزايد نکته اصلي اين است که اسلام عامل هدايت کننده اين انقلاب بوده و هيچيک از ايزم هاي غربي و شرقی نظیر ناسيوناليزم ، کاپيتاليزم ، کمونيزم و سوسياليزم در آن نقشي نداشتند. همين واقعيت را پروفسور « ياوش اوسوس » ، ( Yavesh osves ) ، رئيس «‌اتحاديه راه اسلامي در اروپا » و استاد برجسته دانشگاههاي آلمان با توصيفي پر معني از انقلاب اسلامي بيان کرده است . وی مي گويد : « احياي دين و معنويت در دوراني که سيطره ماديات و ابزار مادي و ا نديشه هاي ضد معنوي ، جامعه بشري را در چنبره خود گرفته بود، مرهون انقلاب اسلامي و انديشه هاي امام خميني (ره ) است . "

پيروزي انقلاب اسلامي ازهمان ابتدا ، موجب برهم خوردن معادلات استعمارگران در صحنه سياست جهاني شد و صريح ترين پيام آن که به گوش جهانيان رسيد ، شکستن طلسم سکوت در برابر طاغوت و ظلم بود . درواقع انقلاب اسلامي ، فصل جديدي را پيش روی ملت هاي جهان گشود و انگيزه اي شد تا همه ملل خواهان آزادي و استقلال واقعي به ويژه ملل مسلمان ، خود را باور کنند. اين تحول بسياري از متفکران و تحليلگران سياسي و پژوهشگران عرصه مطالعات انقلاب هاي بزرگ جهان را به طرح دهها پرسش و کنکاش درباره اين نکته واداشت که چه عامل يا عواملي سبب شد تا انقلاب اسلامي بعنوان حرکتي عميق و تأثيرگذار در معادلات سياسي و اجتماعي مطرح شود و بتواند در مقابل نظام هاي مسلط جهاني بخصوص دو بلوک قدرتمند شرق و غرب ، به رشد و بالندگي دست يابد ؟ به بيان ديگر آيا مي توان گفت که باورها و ارزشهاي معنوي اسلام ، نقش تعيين کننده در اين رخداد بزرگ داشته است ؟

اين پرسش به همراه دهها نظريه و ديدگاههاي مبتني بر مطالعات اسلام شناسي و تیوري هاي سياسي ، ذهن متفکران و صاحبنظران در حوزه مطالعات انقلاب اسلامي را بيش از هرچيز متوجه اصول بنيادين تفکر و انديشه اسلام سياسي کرده است . تقريبا" تمامي نظريه ها و بررسي هايي که در اين زمينه به عمل آمده در يک موضوع مشترک است و اين نکته را بيان مي کند که راه انقلاب اسلامي در معادلات سياسي و بين المللي ، مبتني بر آموزه های اسلام است و این آموزه ها در اصولي چون عدالت اجتماعي ، آزادي خواهي ، استقلال در ابعاد سياسي ، اقتصادي و فرهنگي و فکري نهادينه شده است . انقلاب اسلامي ايران در مقطعي از تاريخ رخ داد و انديشه ديني و تفکر معنوي را در سرلوحه حرکت و مبارزه خود قرارداد که در معادلات سياسي ، جهان به دو قطب شرق و غرب تقسيم شده بود . در يک سو جهان کمونيستي با انديشه مارکسيستي و در طرف ديگر نظام سرمايه داري با انديشه سکولاريزم و لائيک حاکم بود ، که دراين دو تفکر حاکم و مسلط ، جايي براي دين و معنويت وجود نداشت .

درميان تئوري هاي موسوم و رايج قرون نوزده و بيست ، يکي از تئوري هاي مطرح ، انديشه مارکسيزم بود که همه تحولات را برخاسته از پديده هاي اقتصادي و مادي مي دانست و در تحليل ماهيت انقلاب ها نيز تمام توجه خود را بر ماهيت اقتصادي جريان هاي سياسي و اجتماعي متمرکز ساخته بود . درحاليکه ماهيت ديني انقلاب اسلامي ، انديشه مارکسيزم را زير سوال برد و با تبيين تضادهاي اساسي موجود بین مکتب مارکسیزم و اسلام ، زمینه به بن بست رسیدن تیوری مارکسیزم را در تحلیل پدیده های سیاسی و اجتماعی فراهم کرد و متفکرین این اندیشه را به تجدید نظر در ایده خود واداشت. انقلاب اسلامی در مقابل سایر اندیشه های مسلط و تیوری های غربی نیز که با نگاه تک بعدی به تحلیل مسایل و پدیده ها می پردازند ، معادلات سیاسی حاکم بر نظام سرمایه داری را نیز به چالش کشاند.

اگر چه در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از متفکران و تحلیلگران مکاتب سیاسی شرق و غرب از درک واقعیت ها و عمق اندیشه های انقلاب اسلامی ناتوان بودند اما مسیر تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اضمحلال اردوگاه نظام سوسیالیستی در خاستگاه آن بعضی اتحاد جماهیر شوروی ، به فاصله یک دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ،مراکز اطلاعاتی و تحقیقاتی را به ارزیابی جدی تر و سنجش دقیق تر تحولات جامعه جهانی و تاثیرات انقلاب اسلامی ترغیب کرد / به ویژه آنکه امام خمینی ( ره ) در سال 1988 ، در نامه تاریخی و مشهور خود خطاب به " گورباچف " رهبر وقت شوروی ، اضمحلال و فروپاشی نظام کمونیستی را پیشبینی کرده بودند و نظام سرمایه داری غرب را نیز سست و توخالی توصیف کرده بودند . امروز درستی و حقیقت این مسئله نیز با شنیده شدن صدای شکستن پایه های اقتصاد نظام سرمایه داری در غرب ، آشکارتر و شفافتر شده است در حالیکه تا پیش از تحولات ماههای نخست دهه 90 و فروپاشی نظام کمونیسی ، متفکرانی چون " مایکل فیشر " و " ریچارد کاتم " با نگاهی مارکسیستی ، اقتصاد را عامل سرنگونی رژیم شاه در ایران می دانستند . در حالیکه ماهیت دینی انقلاب اسلامی نه فقط اندیشه مارکسیزم را زیر سئوال برد ، بلکه تفکرات و قواعد مبتنی بر اقتصاد سرمایه داری را نیز به عنوان مجموعه ای که تنها به غارت اقتصادی و سیطره بر منابع جهان وابسته به غرب می اندیشد ، به سختی به چالش کشید .

به این ترتیب پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یکی از بزرگترین رخداد های سیاسی و اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم رقم خورد و موجب شگفتی جهانیان شد . این تحول در نظام سیاسی و اجتماعی ایران درسال 1979با تحولات حاصل در ساختار سیاسی و نظام های حکومتهای دیگر ، تفاوت های اساسی داشت . به همین دلیل موجب شد نظام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران به طور کامل دگرگون شود و نظامی نوین با اهداف ، ارزشهاو ساختاری کاملا" متفاوت جایگزین آن شود و در نتیجه منشاء ظهور آثاری شگرف و پایدار در ابعاد گوناگون سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی شود . بر این اساس ، پیروزی انقلاب اسلامی از یکسو معادلات سیاسی قدرت های استکباری را در ادامه سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان به دو اردوگاه شرق و غرب بهم زد و از سوی دیگر یکی از استوارترین رژیم های وابسته به غرب را که از حمایت قدرت های بزرگ هم برخورداربود ، ریشه کن ساخت . اما مهمتر از آن ، تاثیر گذاری انقلاب اسلامی بر سطح آگاهی های عمومی ملت های مسلمان جهان بویژه در کشورهای اسلامی است که خود زمینه تحولات سیاسی و اجتماعی ریشه داری را در سطح منطقه ای و بین المللی فراهم آورد.




[پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389 ]  [6:17 PM]  [مرجان ب]
*مهمترين شاخص‌هاى جهانى بودن انقلاب اسلامى

در يك برآورد كلى، مى‏توان مهمترين شاخصهاى جهانى بودن انقلاب اسلامى كه به نوبه خود بازتاب انديشه جهانى رهبر انقلاب اسلامى و بنيانگذار آن نيز مى‏باشد، در محورهاى زير طرح و مورد وارسى قرار داد:

1- تاكيد بر اصول ثابت دعوت، نفى سبيل و حفظ دارالاسلام؛
2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم؛
3- استكبار ستيزى و ظلم زدايى؛
4- تاكيد بر "امت اسلامى‏ ".

1- اصل دعوت و صدور انقلاب

اصل دعوت و صدور انقلاب، يكى از اصول اساسى سياست‏خارجى جمهورى اسلامى است كه حضرت امام(ره) آن را تا سطح اهداف غير قابل تسامح نهضت دينى ايران ارتقا داده و به عنوان رسالت و وظيفه كارگزاران نظام اسلامى معرفى نموده‏اند: "مسؤولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ع) است... مسايل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسؤولين را از وظيفه‏اى كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطر بزرگ و خيانت‏سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنمايد؛ ولى اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است، منصرف كند. " (7)

حضرت امام خمينى(ره) در جاى ديگر، اصل صدور انقلاب را از ملزومات و تبعات ماهيت دينى و اسلامى آن عنوان نموده و استمرار و دوام آن را مورد تاكيد قرار مى‏دهند: "ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى‏كنيم، چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنين نيفكند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاى جهان عليه مستكبرين هست، ما هستيم. " (8)

صدور انقلاب كه در منظومه انديشه سياسى حضرت امام به عنوان يكى از اصول سياست‏خارجى جمهورى اسلامى عنوان مى‏گردد، با آنچه بيگانگان و دشمنان انقلاب اسلامى از آن با عنوان كشور گشايى و دخالت در امور و سرنوشت‏ساير ممالك اسلامى ياد و تبليغ نموده‏اند، تفاوت جدى و آشكارى دارد؛ زيرا صدور انقلاب در انديشه سياسى حضرت امام نه به مفهوم دخالت در امور ديگران، كه به معناى ترويج و اشاعه تفكر ظلم ستيزى و استكبار زدايى در ميان ملل مستضعف و اسلامى است. صدور انقلاب به مفهوم انتقال تجربيات ارزشمند يك نهضت دينى است كه بر بنيان باورهاى مكتبى امت اسلامى شكل گرفته و امت در بند و تحت اسارت اسلامى را نويد رهايى و آزادگى مى‏بخشد. دقيقا يك چنين تلقى از صدور انقلاب است كه جايگاه نهضت دينى ايران و تاثير عميق انديشه‏هاى مكتبى بنيانگذار اين نهضت‏بر جنبشهاى اسلامى و نهضتهاى دينى را بازگو مى‏نمايد.

"اينكه مى‏گويم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معناى غلط را از آن برداشت نكنند كه ما مى‏خواهيم كشور گشايى كنيم. ما همه كشورهاى مسلمين را از خودمان مى‏دانيم. همه كشورها بايد در محل خودشان باشند. ما مى‏خواهيم اين چيزى كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، اين در همه ملتها و در همه دولتها بشود. آرزوى ما اين است. معناى صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار بشوند و همه دولتها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتارى كه دارند و از اين تحت‏سلطه بودنى كه هستند و از اينكه همه مخازن آنها دارد به باد مى‏رود و خودشان به نحو فقر زندگى مى‏كنند، نجات بدهد. " (9)

بدين ترتيب، اصل دعوت و صدور انقلاب كه يكى از مفروضات اساسى انديشه سياسى حضرت امام در روابط خارجى با ديگر كشورهاى اسلامى است، ارتباط عميقى را ميان انقلاب اسلامى ايران و نهضتهاى اسلامى به وجود مى‏آورد. ارتباطى كه در فرايند آن، بنيانگذار نهضت دينى ايران تلاش دارد تا تجربيات عينى و مبارزاتى خويش را همراه با تفكر و باورهاى انقلابى و دينى خويش، به پيشگامان جنبشهاى اسلامى و رهايى‏بخش انتقال داده و زمينه‏هاى رشد و شكوفايى آنان را فراهم سازد.

2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم

حمايت از مستضعفين و ملل تحت‏ستم، از ديگر پيش فرضهاى سياست‏خارجى حكومت اسلامى در انديشه سياسى حضرت امام محسوب مى‏گردد. داعيه حمايت از مستضعفين پديده‏اى است كه انقلاب اسلامى و انديشه‏هاى رهبرى آن را فراتر از مرزهاى جغرافيايى ايران اسلامى امتداد داده و آن را چونان حلقه‏اى با تمامى جنبشهاى اسلامى بلكه كليه خيزش‏هاى رهايى بخش مرتبط مى‏سازد. "ما طرفدار مظلوم هستيم؛ هركسى در هر قطبى كه مظلوم باشد، ما طرفدار آنها هستيم. و فلسطينى‏ها مظلوم هستند و اسرائيلى‏ها به آنها ظلم كرده‏اند، از اين جهت ما طرفدار آنها هستيم. " (10)

تلاش براى تشكيل جبهه واحد مستضعفين يكى از محورهاى اساسى انديشه سياسى حضرت امام(ره) بود كه اثرات خاصى روى ملل محروم و جنبشهاى رهايى بخش از خود به جاى گذاشت. "مستضعفين جهان، چه آنها كه زير سلطه آمريكا و چه آنها كه زير سلطه ساير قدرتمندان هستند، اگر بيدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قيام نكنند؛ سلطه‏هاى شيطانى رفع نخواهد شد. و همه بايد كوشش كنيم كه وحدت بين مستضعفان در هر مسلك و مذهبى كه باشند، تحقق پيدا كند... ما عازم هستيم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازيم و شما هم كوشش كنيد كه ملتها را با حق همراه كنيد... " (11)

بدين ترتيب مى‏توان گفت؛ استراتژى وحدت در انديشه سياسى امام خمينى(ره) كه به عنوان يك استراتژى كارآمد و ضرورى براى هر گونه مبارزه و رفع ظلم شناخته شده است، مرزهاى وطنى و مذهبى را در نورديده و به عنوان يك ضرورت، ميان كليه جوامع تحت‏سلطه مطرح مى‏گردد. هر چند انديشه وحدت اسلامى از ديرباز در راس برنامه‏هاى اسلامى و آزادى خواهى مصلحان بزرگ اسلامى و پيشگامان نهضتهاى اسلامى قرار داشته است؛ اما حضرت امام(ره) با اهتمام و تاكيد بر اين عنصر اساسى، نه تنها استراتژى وحدت را ميان ملل اسلامى دنبال نمود كه آن را در حوزه وسيعتر؛ يعنى ملل مستضعف و تحت‏ستم، مورد تاكيد قرار داد. تاكيد بر پديده وحدت ملل مستضعف در قالب جبهه واحد مستضعفان، از يك سو به لحاظ نظرى جبهه مستضعفين را اميدوار مى‏ساخت واز سوى ديگر، تجربيات عينى و دستاوردهاى اين پديده ميمون در ايران اسلامى را پيش روى نهضتهاى نوپا و ضد استعمارى در جاى جاى عالم قرار مى‏داد.

3- استكبار ستيزى و ظلم زدايى

مبارزه با ظلم و نفى استكبار، از اصول اساسى انديشه مبارزاتى حضرت امام(ره) بوده و همواره مورد تاكيد قرار گرفته است. ظلم زدايى و مبارزه با استكبار به عنوان يك مسؤوليت دينى - سياسى، جدى‏ترين آثار را در قيام ملل مستضعف عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خود به جاى گذاشته است. انديشه ظلم ستيزى حضرت امام(ره) كه برخاسته از تفكر دينى و باور ناب مذهبى ايشان بود، از يك سو با طرح پديده ظلم ستيزى به عنوان تكليف دينى، موجب مى‏شد كه اين تفكر با غيرت دينى امت اسلامى گره خورده و براى هميشه به عنوان يكى از الزامات و تكاليف دينى نقش آفرين گردد و از سوى ديگر، روحيه مبارزه با ظلم و قدرتهاى استكبارى را در عمق جان توده‏هاى تحت‏ستم كاشته و بدين سان، زمينه خيزش و جنبشهاى رهايى بخش و ضد استعمارى را بيش از بيش فراهم مى‏ساخت. مواجهه و رويارويى جدى و همه جانبه حضرت امام در برابر دنياى استكبار و بويژه ابرقدرت آمريكا، در ابعاد نظرى و عملى، تاثيرات خاص و عميقى را در جهان و بويژه جنبشهاى اسلامى از خود به جاى گذاشت. اگر تا قبل از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ايران، رويارويى با دنياى استكبارى و ايستادگى در برابر غرب و آمريكا، تنها يك آرمان و ذهنيت دور از واقعيت تلقى مى‏شد؛ با شكل‏گيرى انقلاب اسلامى و پيروزى همه جانبه آن، جهان مستضعف به مبارزات ضد استعمارى و رهايى بخش شان اميدوار گرديدند و نهضتهاى اسلامى در عرصه جهانى جان تازه‏اى يافت.

"پيش از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، جنبشهاى اسلامى بسيارى در جهان اسلام بود؛ اما اين جنبشها به دليل فشارهاى سياسى در ترس و هراس و نگرانى بودند و به دليل وضعيت‏حاكم، هراس داشتند كه حركت‏خود را علنى سازند و مسلمانان را بسيج كنند و به مبارزه بپردازند. انقلاب اسلامى اين ديوار ترس را فرو ريخت و به حركتهاى اسلامى اين درس را آموخت كه مى‏توان با بهره‏گيرى از نيروهاى مسلمان، بزرگترين قدرتها را به زير كشيد. لذا پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، توده‏هاى مسلمان در سودان، الجزاير، تونس، مصر و... به پا خاستند و ملتهاى مسلمان گامهايى به پيش برداشتند و حركت توده‏هاى مسلمان در سراسر جهان اسلام رشد فزاينده‏اى يافت و خيزش فرهنگى و آگاهى بخش سياسى، همه منطقه را فراگرفت. " (12)

سالها مبارزه ناموفق ضد استعمارى و ضد استبدادى در كشورهاى اسلامى، به تدريج جوانه‏هاى اميد را در دل جوانان امت مسلمان به ياس و نااميدى مبدل ساخت. تجربيات ناكام نهضتها و جنبشهاى اسلامى در اغلب جوامع اسلامى، آرام آرام ميان انديشه سياسى و مبارزاتى اسلام و شعاير عبادى و اخلاقى دين، فاصله ايجاد مى‏كرد. انديشه جدايى دين و سياست، كه تحمل و سازش با قدرتهاى استكبارى و حكام جاير را توجيه مى‏كرد، به تلقى عام و فراگيرى تبديل گشته بود. در چنين فضا و شرايطى، ظهور حضرت امام و رهبرى پيروزمندانه وى در انقلاب اسلامى ايران، روند جديدى را در مسير حركت تكاملى نهضتهاى اسلامى ايجاد نمود و پس از سالها ركود و وقفه بدان تحرك و پويايى بخشيد.

شايد ناديده گرفتن نفوذ بين المللى انقلاب ايران ممكن نباشد. حتى در مواردى كه برخى از مسلمانان نسبت‏به جنبه سياسى اسلام بى‏اعتقاد شده بودند، انقلاب اسلامى ايران با احياى اين جنبه، اعتقاد راسخ آنان را به اين مطلب اعاده كرد و نشان داد كه مسلمانان بار ديگر قادر خواهند بود استقلال اقتصادى، سياسى و فرهنگى خود را به دست آورند و يك بار ديگر به قدرتمندترين نيروى بين المللى تبديل شوند. (13) برنامه ظلم ستيزى حضرت امام(ره) به عنوان تكليف دينى و الهى، پيوند عميق و همه جانبه‏اى را ميان انديشه‏هاى سياسى - دينى آن حضرت و نهضتهاى اسلامى در سراسر جهان برقرار مى‏سازد. همين پيوند ناگسستنى، براساس تكليف شرعى و دينى، ميان تمامى نهضتها و جنبشهاى دينى برقرار بوده و زمينه‏هاى بارورى و شكوفايى هرچه بيشتر اين خيزشها را از طريق اتحاد و همسويى نظرى و عملى فراهم مى‏آورد. امام خمينى(ره) اين نكته را چنين بازگو مى‏نمايند: "براى من، مكان مطرح نيست؛ آنچه مطرح است، مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر اين مبارزه صورت بگيرد، آنجا خواهم بود. " (14)


[پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389 ]  [6:04 PM]  [مرجان ب]
آثار و بركات انقلاب اسلامى بر حركتهاى رهايى بخش و نهضتهاى جهانى اسلام را مى‏توان از موج اسلام خواهى و گسترش مبارزات انقلابى عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خاورميانه تا شمال آفريقا و از آسياى مركزى تا قلب اروپا، مشاهده نمود. اگر قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، اغلب جنبشهاى اسلامى در مواجهه با مظاهر زندگى عصر جديد و تمدن خيره كننده غرب، موضع انفعالى داشته و در مورد كارآمدى تعاليم دينى در مديريت معقول و شايسته جوامع اسلامى در شك و ترديد به سر مى‏بردند، تحول همه جانبه انقلاب اسلامى به رهبرى حضرت امام(ره) اين باور وثيق را در اذهان نيروهاى مسلمان جاى داد كه اسلام به عنوان يك مكتب آسمانى مى‏تواند مهمترين تحولات جهانى را رقم زده و براى پرسشهاى عصر جديد و مديريت جوامع، نسخه شفابخشى را ارايه نمايد. همين يك نكته، مهمترين تاثير افكار سياسى - دينى حضرت امام(ره) بود كه از يك سو جنبشهاى موجود را در بعد نظرى بر مبناى وثيق دينى استوار مى‏ساخت و از سوى ديگر، باورهاى دينى را به عنوان عامل بالنده و تحرك آفرين در سرنوشت جوامع انسانى مطرح مى‏نمود. حضرت آية‏ا... خامنه‏اى در اين زمينه مى‏گويند:

آثار و بركات انقلاب اسلامى بر حركتهاى رهايى بخش و نهضتهاى جهانى اسلام را مى‏توان از موج اسلام خواهى و گسترش مبارزات انقلابى عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خاورميانه تا شمال آفريقا و از آسياى مركزى تا قلب اروپا، مشاهده نمود.... احياى هويت اسلامى در ميان مسلمانان، بيدارى ملتها و ايجاد نشاط و اميد در نيروهاى مبارز و انقلابى جهان، از ثمرات مسلم و انكارناپذير انقلاب اسلامى ايران است. (1) در حوزه عملى و عينى نيز قيادت پيروزمندانه حضرت امام و استراتژى موفق و بالنده وى، تجربيات ارزشمند و غنى را فرا روى مسير مبارزاتى جنبشهاى اسلامى قرار داده و بارقه‏هاى اميد و پيروزى را براى آنان به ارمغان گذاشت. تجربيات عينى و استراتژى مبارزاتى حضرت امام، بزرگترين دستاوردهاى عينى و موفق رهبرى جنبش دينى را در تاريخ نهضتهاى دينى و جنبشهاى اسلامى از خود به يادگار گذاشت؛ زيرا نهضتهاى تجديد حيات سياسى كه به تازه‏گى در ميان مسلمانان رايج گرديده بود، هيچ كدام نتوانستند به اهداف مطلوب خويش برسند و انقلاب اسلامى ايران نخستين تجربه موفق و پيروزمندانه نهضت دينى بود كه توانست‏براى نخستين بار، اهداف و آرمانهاى خيزشهاى اسلامى و جنبشهاى دينى را در ايران اسلامى جامه عمل پوشاند. (2) اين امر از يك سو مجموعه گرانسنگ تجربيات سياسى و دينى را فرا روى پيشگامان نهضتهاى اسلامى قرار داده و از سوى ديگر، اميد به پيروزى و توفيق نيل به آرمان والاى اين نهضتها را كه ساليان متمادى صرفا به عنوان آرمان و اهداف مقدس در مرحله نظر باقى مانده بود، به وجود آورد.

بنابراين، مى‏توان گفت كه "در تاريخ معاصر اسلام، اين نخستين بار است كه جنبش اسلامى قدرت آن را پيدا كرده است كه انقلابى را شكل دهد و آن را توسط شيوه‏اى مردمى پياده كند. در نتيجه، مى‏توان گفت كه با حركت اسلامى مردم ايران، اسلام توانسته است هم از جنبه نظرى و هم از بعد عملى عينيت‏يابد و مصداق خارجى پيدا كند. ابعاد اجتماعى اسلام، در تمامى مراحل انقلاب اسلامى ايران جلوه مى‏كند و در همان زمان، ايرانيان به شدت در مقابل متجاوزين و استكبار جهانى كه محاصره اقتصادى را به عنوان ابزارى در جهت تضعيف انقلاب به دست گرفته‏اند، مقاومت مى‏كنند و رنج كمبودها را به جان مى‏خرند. در نتيجه، مى‏توان گفت در ميان جنبشهاى اسلامى، انقلاب سياسى - اجتماعى ايران، از لحاظ مقاومت در مقابل تجاوز خارجى و همچنين در برخى از ابعاد اجتماعى؛ چون بعد مذهبى، موقعيت چشمگير و درخشان دارد. " (3)

*جهانى بودن نهضت امام خمينى(ره)

هر چند انقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت امام(ره) يك رخداد سياسى بود كه در درون جامعه ايران صورت گرفت؛ اما ويژگى عام و جهانى آن كه برخاسته از عنصر مذهب و خصلت دينى آن بود، موجب مى‏شد كه اين تحول تاريخى در مرزهاى جغرافيايى ايران اسلامى محدود نمانده و تا اقصى نقاط جهان اسلام و بلكه جوامع بشرى تاثيرات عميق و جدى از خود به جاى گذارد. بدين ترتيب، "رويدادهاى ايران، مهمترين رويدادهاى جهان اسلام طى تاريخ اخير است. اين رويدادها به هيچ وجه يك سرى وقايع مجرد و محدود به شرايط ايران نيست. " (4)

بنابراين، انقلاب اسلامى ايران كه تبلور انديشه سياسى رهبرى اين نهضت دينى است، با توجه به خصلت دينى و مكتبى خود به همان سان كه در بعد نظرى خود را در محدوده جغرافيايى خاص محصور ننموده و اهداف و آرمان سياسى - اجتماعى فرا مرزى و جهان وطنى را طرح و پى‏ريزى نموده است؛ در حوزه عملى نيز استراتژى و سياستگزارى عملى و عينى خويش را به گونه‏اى سامان داده است كه دقيقا اهداف جهانى و انسانى انقلاب را كه برخاسته از عقايد دينى مسؤوليت مكتبى يك انقلاب دينى و اسلامى است، مورد توجه قرار داده است. اين نكته در انديشه سياسى حضرت امام در تبيين ماهيت انقلاب اسلامى از اهميت‏خاص برخوردار مى‏باشد. در فرازى از سخنان بنيانگذار نهضت اسلامى ايران مى‏خوانيم: "ما كه نهضت كرديم براى اسلام نهضت كرديم. جمهورى، جمهورى اسلامى است. نهضت‏براى اسلام نمى‏تواند محصور باشد در يك كشور و نمى‏تواند محصور باشد؛ حتى در كشورهاى اسلامى. نهضت‏براى اسلام همان دنباله نهضت انبياست. نهضت انبيا براى يك محل نبوده است. پيغمبر اكرم(ص) اهل عربستان است؛ لكن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوتش مال همه عالم است. " (5)

و در همين راستا، تاثيرگذارى انقلاب اسلامى و انديشه‏هاى دينى و جهانى حضرت امام بر نهضتهاى اسلامى و خيزشهاى رهايى بخش، به دليل رابطه عميق ماهوى و ذاتى آن، آشكار و هويدا خواهد شد. "نهضت مقدس ايران، نهضت اسلامى است و از اين جهت، بديهى است كه همه مسلمين جهان تحت تاثير آن قرار مى‏گيرند. " (6)



[پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389 ]  [6:03 PM]  [مرجان ب]
سرويس شهرستانها: كوچك‌ترين قرآن جهان در مدرسه شهيد رجايي كالو (كوچك‌ترين مدرسه دنيا) در شهرستان دير رونمايي شد.

مدير عامل موسسه بين‌المللي كتاب راونيز در حاشيه اين مراسم زيبا و معنوي گفت: اين قرآن با مشخصات 1/2 در 1/5 در حقيقت از نظر حجم و ابعاد، كوچك‌ترين قرآن چاپي دنيا است كه هم‌اكنون در كوچك‌ترين مدرسه دنيا رونمايي مي‌شود.

علي‌اصغر طاهري صفي‌آبادي افزود: اين قرآن365 صفحه دارد و داراي جلد چرمي و با طراحي خاص محصول سال 2010 كشور مصر است.

وي خاطرنشان كرد: كوچك‌ترين قرآن دنيا توسط انتشارات دارالعلم لبنان از كشور مصر وارد كشورمان شده و به موسسه بين‌المللي كتاب راونيز ارائه شده است.

طاهري صفي‌آبادي افزود: اين قرآن يكي از زيباترين قرآن‌هاي دنيا است كه در مدرسه جهاني؟ كالو با حضور معلم و دانش‌آموزان اين مدرسه از آن رونمايي شد و اميدواريم كه بتوانيم اين قرآن را در سراسر كشور نمايش دهيم.

وي ادامه داد: پيش از اين نيز اين قرآن نفيس در نمايشگاه كتاب شهرستان دير، در معرض ديد علاقه‌مندان قرار گرفته بود.

معلم مدرسه كالو نيز در اين مراسم گفت: رونمايي از كوچك‌ترين قرآن دنيا در مدرسه كالو جزيي از افتخارات زندگي من و اهالي روستاي كالو است و اين كتاب مقدس الهي پشتيبان ما در زندگي خواهد بود.

در اين مراسم همچنين در كنار رونمايي از كوچك‌ترين قرآن دنيا، از ريزترين نوشته دنيا كه در سه خط و روي دانه برنج است نيز رونمايي شد.

در خط اول ريزترين نوشته دنيا، بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم، خط دوم كلمه‌هاي متبرك الله، محمد(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع)، حسين(ع) و خط سوم نيز به نام نويسنده اثر سيد مجابي نوشته شده است.
 
 
 

[پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389 ]  [5:47 PM]  [مرجان ب]

يوشي کاتسو ناکاياما مشاور نخست وزير ژاپن

فرش ايراني نمادي از فرهنگ غني ايرانيان است

توکيو- نماينده مجلس نمايندگان و مشاور نخست وزير ژاپن، گفت: " فرش دستباف ايراني" نماد صلح و دوستي و فرهنگ غني ايرانيان است.

به گزارش روز سه شنبه ايرنا، "يوشي کاتسو ناکاياما " درمراسم افتتاح نمايشگاه فرش هاي ابريشمي نفيس و تاريخي ايران در محل موزه ابريشم شهر بندري يوکوهاما ژاپن که يکي از موزه هاي فعال درعرصه ابريشم ژاپن است، اين مطلب را بيان کرد.
وي خاطرنشان کرد: به اعتقاد نخست وزير ژاپن براي آن که روابط کشورها با يکديگر در زمينه هاي مختلف از جمله در بخش هاي سياسي و اقتصادي گسترش يابد، درمرحله نخست بايد فرهنگ کشورها را شناخت.
به گفته ناکاياما، برگزاري نمايشگاه فرش هاي ابريشمي نفيس ايراني در محل موزه ابريشم يوکوهاما، فرصت مغتنمي براي دولت ژاپن است تا بيش از پيش با فرهنگ و هنر ايراني آشنا شود.
وي ياد آورشد: برگزاري اين نمايشگاه ارزشمند در شهر بندري يوکوهاما که دروازه تجارت ژاپن با کشورهاي خارجي است براي روابط دو کشور در زمينه هاي مختلف از اهميت بالايي برخوردار است.
"براي نخستين بار موزه فرش ايران 20 تخته از فرش هاي نفيس و تاريخي ابريشمي خود را به خارج از کشور ارسال داشته که درکنار آن 30 تخته فرش ابريشمي قديمي با قدمت 100تا بيش از500 سال براي بازديد شهروندان ژاپني علاقه مند به فرهنگ و هنر ايراني به نمايش در آمده است. "
اين فرش ها در کنار ساير فرش هاي ابريشمي ارايه شده در موزه ابريشم به مدت يک ماه براي بازديد علاقه مندان به فرهنگ و هنر ايراني از جمله اساتيد و دانشجويان و کارشناسان هنر، مد، طراحي و بافندگي به نمايش گذاشته مي شود.
علاوه بر اين 50 تخته فرش هاي نفيس، با هماهنگي هايي که با موزه ابرايشم ژاپن شده در مدت برگزاري اين نمايشگاه يک ماهه، همچنين يک مجموعه اي از فرش هاي نفيس ابريشمي قديمي و جديد ايراني دراين موزه به نمايش در آمده است.
اين فرش ها که 300 تخته هستند در طرح ها، رنگها و بافنده آن متفاوت هستند به طوري که هر فرش توسط يک هنرمند ايراني بافته شده است.
فرش هاي قديمي را موزه فرش ايران تامين کرده است و فرش هاي جديد نيز از بعضي کلکسيونرهاي فرش ايران در ژاپن تامين شده است که يک مجموعه بسيار زيبا و جذابي از هنر ايراني يعني فرش را به منظر ديد مردم ژاپن قرار داده است.
درحاشيه برگزاري اين نمايشگاه منحصربفرد که نمايانگر فرهنگ و هنر ارزشمند ايرانيان در طول تاريخ گذشته است، موضوعات مرتبط با فرش ازجمله توليد نخ ابريشمي از زماني که پيله کرم ابريشم بسته مي شود تا هنگام تبديل آن به نخ و بافت فرش و ديگر دستبافته هاي ابريشمي براي علاقه مندان به نمايش گذاشته شده است.


[سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 ]  [11:33 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 21 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >