تاريخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391  | 12:03 AM | نویسنده : قاسمعلی
پدیده «اشتغال» از ابتدای زندگی اجتماعی بشر مورد توجه بوده است. اشتغال زنان همراه با مردان در مزارع و در خانه، اَمری عادی تلقّی می‏شد؛ هر چند تفکیک نقش‏ها و وظایف، جزء اصلی اشتغال محسوب می‏گردید .

یکی از مهم‏ترین معیارهایی که جهان غرب برای تعیین جایگاه زن در اجتماع پذیرفته، میزان مشارکت زنان در زندگی اقتصادی و اشتغال آنان است .


از سوی دیگر، یکی از مهم‏ترین نقش‏های زن، نقشی است که در خانواده ایفا می‏کند. تردیدی نیست که خانواده یکی از ارکان جامعه و محور اساسی رشد و اعتلای انسان به شمار می‏رود .


این نقش از منظر جهان غرب و غرب باوران بسیار کم‏رنگ و بی‏اهمیت بوده و در برخی موارد یکی از مشکلات فراروی زنان، قلمداد شده است. یکی از نویسندگان ایرانی با پیروی از دیدگاه غرب در خصوص اشتغال زنان می‏نویسد: «یکی از مشکلاتی که زنان در همه جوامع با آن درگیر هستند، مسئولیت‏ پرورش فرزندان و اداره امور خانه می‏باشد .»


برای بررسی اشتغال زنان ابتدا باید اصطلاح «کار» تعریف شود. در تعریف کار و نیروی کار گفته‏اند: کار فعالیتی است متشکل از اِعمال قوه فکری یا دستی که در برابر آن، مزد، حقوق، معاش یا حق‏الزحمه کار و کسب گرفته می‏شود. در محاورات روزانه این اصطلاح بیش‏تر به معنای محدودتر یعنی کارهای دستی یا به طور کلی کارگران دستی به‏کار می‏رود .


در نظریه اقتصادی، کوشش انسانی یا فعالیتی است که در جهت تولید هدایت می‏شود و به عنوان یک عامل تولید، کار از مواد اولیه، سرمایه و مدیریت جدا و فقط شامل مساعی کارگران در اشتغال است .


به معنای دیگر، کار کلیه افرادی را دربرمی‏گیرد که برای زیستن کار می‏کنند. این تعریف به نیروی کار یک ملّت بر می‏گردد که شامل کلیه جمعیت قابل اشتغال و بالای یک سن معین است .


به طور معمول فعالیت‏های اقتصادی زنان در بخش‏های رسمی اشتغال نامیده می‏شود. منظور از بخش رسمی اقتصاد، صنعت، خدمات و آن بخش از کشاورزی است که دارای نیروی کار مزد بگیر باشد .


در این بخش زنان از حمایت قانونی بیش‏تری برخوردارند. بخش غیررسمی شامل کارهای گوناگون مثل کارهای خانگی، خانه‏داری، پرورش فرزند، فعالیت زنان روستایی در بخش کشاورزی معیشتی می‏شود. به طور معمول کار در بخش غیررسمی اشتغال و کار محسوب نمی‏شود .


امّا حق این است که امروزه اندیشمندان و متفکران درصدد ارزش گذاشتن کار بدون دستمزد زنان در خانه هستند و بسیاری از اقتصاددانان معتقدند کارِ در منزل، هر چند در آیینه آمار و ارقام قابل محاسبه نباشد، امّا واقعاً دارای ارزش اقتصادی است و باید مورد محاسبه قرار گیرد و ارزش مادی آن مشخص شود .


امروزه در جوامع غربی آن چنان به اشتغال زن در خارج توجه می‏شود که این امر به عنوان اولین و مهم‏ترین نقش زن مطرح شده است و نقش مادری و همسری و ادامه سنّت‏های فرهنگی به عنوان نقش دوّم و فرعی مدّنظر قرار می‏گیرد .


شاخص‏ها و معرّف‏های تعیین کننده جایگاه زن در جامعه اسلامی با جهان‏بینی توحیدی و نگرش به انسان با آن‏چه در غرب می‏گذرد، اصولاً متفاوت است. در فرهنگ اسلامی با وجود آزادی انتخاب شغل و کار برای زنان مسلمان و حق مالکیت و فعالیت اقتصادی برای آن‏ها، آن‏چه به نقش و پایگاه زن در جامعه اسلامی معنا و هویت می‏بخشد، فعالیت‏های مادی و اقتصادی به معنای غربی آن نیست، بلکه فعالیت اقتصادی زنان در جامعه اسلامی با حفظ هویت دینی و گوهر عفت و تقواست .


در این نوشتار، اشتغال زنان در پنج محور اساسی بررسی می‏شود :



نگرش تاریخی به اشتغال زنان؛



غرب و اشتغال زنان؛



حقوق بشر و حمایت از اشتغال زنان در چارچوب سازمان ملل؛



دیدگاه اسلام در خصوص اشتغال زنان؛



اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران؛ و در نهایت به نتیجه‏گیری از مباحث می‏پردازیم .



نگرش تاریخی به اشتغال زنان‏



رُم باستان‏ زن در رُم باستان از همه حقوق محروم بود و دارای هیچ گونه جایگاه و اختیاری نبود. دختران و زنان مانند شی‏ء مملوک معامله می‏شدند و از حقوق اقتصادی نیز هیچ بهره‏ای نداشتند .


نکته قابل توجه در خانواده‏های رومی این است که قرابت و خویشاوندی رسمی و حقوقی فقط در خصوص مرد معنا پیدا می‏کند و بین زن با مرد و زن با زن خویشاوندی وجود ندارد. مرد هر وقت صلاح می‏دانست، می‏توانست زن یا دختر را بفروشد، قرض و کرایه دهد یا بکشد .


از این رو وقتی زن از حداقل حقوق انسانی محروم باشد و به عنوان شی‏ء با او رفتار شود قطعاً از حقوق و امتیازات اقتصادی بهره‏مند نخواهد شد. در حقوق رُم باستان، زن بهره‏ای از فعالیت اقتصادی و کار نداشت؛ چون اصلاً از اطلاق عنوان انسان بر آنان دریغ داشتند .


یونان باستان‏ زن در یونان باستان نه تنها مخلوقی حقیر شمرده می‏شد بلکه حداقل به عنوان انسان با زن رفتار نمی‏شد. زن همانند شی‏ء در اختیار مرد بود و مرد هرگونه رفتاری را با او انجام می‏داد و زن در این دوره از هیچ حقوقی برخوردار نبود، در نتیجه از فعالیت اقتصادی و اشتغال نیز محروم بود .


تنها موردی که برای فعالیت اقتصادی و اشتغال زنان در تاریخ یونان باستان ذکر شده، مربوط به حضور زنان برای فعالیت اقتصادی و اشتغال در بازار بوده است. این اشتغال همراه با مردان بوده و فقط در منطقه «کریت» مشاهده شده است .


ایران باستان‏ در ایران در عصر هخامنشیان و اشکانیان، همانند روم و یونان، مرد در استفاده از اموال زن کاملاً مختار بوده؛ چون زن از هیچ حقوقی برخوردار نبوده است. به طور کلی زن دارای حداقل حقوق انسانی نبود تا بتواند فعالیت اقتصادی و اشتغال به کاری داشته باشد. وجود طبقات ممتاز در ایران موجب شد زنان از حیث اختیارات و مزایای اجتماعی به دو دسته تقسیم شوند :



زنان اشراف و بزرگان



زنان طبقه پایین‏تر .



امّا واقع مطلب این است که زنان اشراف در مقابل مردان طبقه خود، همان مقام و موقع را داشتند که زنان طبقه پست‏تر نسبت به مردان خود دارا بودند. هر دو دسته از زنان از حقوق اقتصادی و اشتغال بهره‏ای نداشتند و فقط زنان طبقه اشراف از زندگی بهتری نسبت به زنان طبقه پایین‏تر برخوردار بودند .


امّا در عصر ساسانی که افراد جامعه به طبقات مختلفی تقسیم می‏شدند، در داخل هر یک از طبقات، زنان متناسب با فرهنگ و وضعیت اشتغال طبقه خود مشاغلی را برعهده داشتند؛ مثلاً پوراندخت و آذرمیدخت که از زنان خاندان سلطنتی بودند، حکومت کردند. زنان سایر طبقات نیز بسته به طبقه خود به کار ریسندگی، کشت و زرع یا صنعت آن روز اشتغال داشتند .


از ویژگی‏های این دوران، مالک شدن دستمزد و درآمد توسط زنان بود که می‏توانست خود آن را بردارد یا به شوهرش بدهد


عربستان قبل از اسلام‏ وضع زنان و دختران در عربستانِ جاهلیت بسیار رقّت‏بار بوده است؛ دختران در نظر پدران، و زنان در نظر شوهران موجودی ضعیف و بی‏قیمت و قابل تملک و معامله بوده‏اند .


اختیارات مرد نامحدود بود و مادر در محدوده خانه زندگی می‏کرد ولی حق هیچ‏گونه مداخله‏ای در امر زندگی نداشت. یکی از بدترین سنت‏های جاهلی درعربستان قبل از اسلام، زنده به گور کردن دختران بوده است .


ظاهراً اولین قبیله‏ای که عمل غیرانسانی دخترکشی را انجام داد قبیله بنی تمیم بود. البته جای تعجب ندارد چون در عصری که در جوامع به اصطلاح متمدن آن روز، یعنی ایران، یونان و روم با زنان همانند برده رفتار می‏کردند، در عربستان جاهلی نباید بیش از این متوقع بود .


در این دوران فعالیت اقتصادی و اشتغال زنان اصلاً مطرح نبوده است .


عصر ظهور اسلام‏ با ظهور اسلام کرامت انسانی زن احیا شد و زن در کنار مرد به عنوان نیمی از پیکره حیات بشری مطرح گردید. اسلام دخترکشی را ممنوع کرد و به جامعه آموخت که به دختران احترام بگذارند. زن‏های صدر اسلام در امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و کارهای دیگر مشارکت داشتند .


قرآن کریم کسب و تلاش اقتصادی زنان و مردان را تأیید کرده و مالکیت آنان را بر آن مترتب ساخته است : «للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن؛


برای مردان از آن‏چه کسب کرده‏اند بهره‏ای است و برای زنان [نیز] از آن‏چه کسب کرده‏اند بهره‏ای است .» اشتغال زنان در عصر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به شکلی گسترده به چشم می‏خورد و در تمامی شغل‏های رایج آن زمان، زنان حضور داشتند. زینب، دختر جحش به صنایع دستی اشتغال داشت .


زنی به نام زینب پزشک قبیله بنی‏داوود بود و مریضان را مداوا می‏کرد .


زنانی بسیار به امر شبانی و دامداری اشتغال داشتند مانند سلامه و ام‏هانی و زنانی چون قیله مادر بنی نمار به تجارت اشتغال داشتند .


اروپا در قرون وسطی‏ زن در اروپای قرون وسطی از هیچ گونه حقوقی برخوردار نبود و در این دوران اگر چه زنان به کار کشاورزی می‏پرداختند امّا نه به عنوان مالک، بلکه به عنوان افرادی مملوک برای دیگران کار می‏کردند .


در سال 586 میلادی کنفرانسی در فرانسه برای بررسی این موضوع منعقد شد که آیا زن بشر است یا نه و در نهایت به این نتیجه رسیدند که زن بشری است که فقط برای خدمت به مردان خلق شده است .


در قرون وسطی، جوامع اروپایی برای زنان حق اشتغال قائل نبودند و در ابعاد دیگر نیز زنان از حقوق اجتماعی و مالی محروم بودند. اروپا در قرون وسطی یکی از سیاه‏ترین و زشت‏ترین دوران حیات بشری را پشت‏سر گذاشت .


عصر انقلاب صنعتی تا امروز آغاز «انقلاب صنعتی» در اروپا سال 1760 میلادی بود و انگلستان نخستین جامعه‏ای بود که خصلت صنعتی به خود گرفت و به مرکزی برای نوآوری‏های فنی و اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی تبدیل شد .


شکل‏گیری جوامع صنعتی و ایجاد بازار کار جدید، موجب اشتغال زنان در بخش صنعت شد و از طرف دیگر باعث کاهش نقش خانواده شد. در جامعه‏های صنعتی، بسیاری از عملکردهای سنّتی خانواده از بین رفته یا به شدت دگرگون شده است .


اشتغال زنان در این دوره به منظور تکریم و بالا بردن منزلت زن نبوده و فقط جوامع صنعتی درصدد برطرف کردن نیاز خود به نیروی کار ارزان بودند. بر اساس آمار، تقریباً در تمام جامعه‏های صنعتی درآمد زنان به میزان قابل ملاحظه‏ای کم‏تر از درآمد مردان است .


در طول قرن بیستم، مشارکت زنان در نیروی کار جوامع صنعتی به سرعت رو به فزونی نهاد. امروزه فعالیت اقتصادی زنان و حق اشتغال آنان در همه عرصه‏ها مدنظر جوامع غربی است؛ هر چند در مقام عمل بین ادعا و واقع تفاوت فاحشی وجود دارد .


امروزه زنان به لحاظ کمّی، در مشاغل مختلف حضور یافته‏اند، امّا به لحاظ کیفی، بر اساس آمار و شواهد قطعی، اکثر زنان در مشاغل ثانوی و جزئی هستند و مشاغل مهم (با مزد زیاد، چشم‏اندز خوب پیشرفت، دارای ثبات) و مدیریتی در انحصار مردان قرار دارد .


البته در برخی موارد زنان هم در این عرصه صاحب نقش هستند که قابل توجه و چشمگیر نمی‏باشد .


ب) غرب و اشتغال زنان‏ امروز دیدگاه غرب نسبت به زنان، مبتنی بر تساوی حقوقی از جمیع جهات با مردان است، بدون این که توجهی به تفاوت‏های طبیعی میان آنان شده باشد. براساس دیدگاه برخی جریان‏های فمینیستی در جهان، تنها مسئله تساوی حقوق مطرح نیست بلکه مقولات زن و مرد به طور کلی نفی می‏شود و در این جا تشابه حقوق زن و مرد بیش‏تر به چشم می‏آید .


این دیدگاه افراطی در حمایت از حقوق زنان مسخ انسانیت را درپی دارد و آن جدا کردن زن از هویت زنانه و هویتی است که به عنوان همسر یا مادر دارد و از طرف دیگر مرد هم در جایگاه واقعی خودش به عنوان پدر و مرد خانواده قرار ندارد .


اشتغال زنان در غرب بعد از انقلاب صنعتی، به صورت گسترده شکل گرفت. افزایش مشارکت زنان در عرصه فعالیت اقتصادی و اشتغال به سبب نیاز شدید جوامع صنعتی به نیروی کار ارزان بود نه به علت این که گسترش مشارکت زنان در جهت رعایت شخصیت و منزلت آنان باشد .


از آغاز انقلاب صنعتی تا کنون زنان در عرصه‏های مختلف اقتصادی فعالیت می‏کنند، ولی رفتار غرب با آن‏ها هیچ گاه مبتنی‏ بر تساوی حقوق زن و مرد نبوده و این امری است که به شهادت اطلاعات و آمارهای رسمی منتشر شده توسط مجامع بین‏المللی و ملی، قابل توجه است .


در دو بُعدِ مقدار دستمزد و کیفیت شغل احراز شده، زنان در مرحله‏ای پایین‏تر از مردان قرار دارند. امروزه اندیشمندان و متفکران غربی به این نتیجه رسیده‏اند که فقط کار خارج از خانه مصداق اشتغال نیست، بلکه کار در منزل هم فعالیت اقتصادی و مصداق اشتغال است؛ اما کاری پنهان است که دستمزد ندارد .


تا همین اواخر در بخش عظیمی از ادبیات جامعه شناختی، کار بدون دستمزد، به ویژه کار زنان در محیط خانه، هرگز مورد ملاحظه قرار نگرفته بود. با وجود این، چنین کاری برای اقتصاد به اندازه اشتغال مزدی ضرورت دارد .


به طور تخمینی کارِ در خانه معادل یک سوم مجموع تولید سالانه یک اقتصاد مدرن ارزش دارد .


گیدنز جامعه شناس غربی می‏نویسد : کار بی‏مزد خانگی اهمیت زیادی برای اقتصاد جامعه دارد. برآورد شده است که کارِ خانه بین 25 تا 40 درصد ثروت ایجاد شده در کشورهای صنعتی را دربر می‏گیرد .


امروزه جهان غرب در حالی که خود از درون دچار مشکل بزرگی شده و هنوز اطمینانی به سودمندی دستاوردهای تمدن خود ندارد، تلاش بی‏وقفه‏ای را برای تثبیت فکر جهان شمولی اصول فرهنگی خود و پای بند نمودن همه دولت‏ها برپذیرش و رعایت این اصول، دنبال می‏کند .


یکی از موضوعاتی که در حوزه حقوق زنان مطرح است، اشتغال زنان است. غرب با نادیده گرفتن تفاوت‏های تکوینی و طبیعی زن و مرد، برابری حق اشتغال زنان و مردان را مطرح می‏کند، حال آن که‏ دولت‏های غربی، خود در عمل با مشکلات و موانع زیادی در خصوص برابری حق اشتغال زنان و مردان روبه‏رو هستند و تبعیض در این مورد کاملاً در جوامع غربی مشهود است .


در این جا به ذکر برخی از آن‏ها می‏پردازیم: گرهاردلنسکی در کتاب سیر جوامع بشری این گونه می‏نویسد: در حوزه جنسیت، لایه‏بندی جوامع صنعتی امروزین کم و بیش به همان صورت جامعه‏های پیش از صنعت باقی مانده است. تداوم این امر را به خصوص در زمینه‏هایی می‏توان مشاهده کرد که مردان هنوز تمام اختیارات را در دست دارند .


در مجلس سنای امریکا، برای مثال، تمام کرسی‏ها در اختیار مردان است. بیش‏تر صاحبان صنایع و اهل داد و ستد نیز مرد هستند. سرانجام، مطالعه دیگری درباره رهبران نظامی امریکا نشان می‏دهد که تمامشان از جنس مذکرند. از بدو شکل‏گیری کشور امریکا تا کنون هیچ زنی موفق به احراز سمت ریاست جمهوری نشده است .


در جامعه شوروی، تسلط مردان از هر لحاظ چشمگیرتر است، علت این امر قدرت عظیمی است که رهبران این جوامع در اختیار دارند و به این جهت، تمامی منصب‏ها را در قبضه خود قرار می‏دهند .


در تمام سال‏های عمر اتحاد جماهیر شوروی تنها یک زن به عضویت دفتر سیاسی حزب کمونیست درآمده حتی در کمیته مرکزی حزب کمونیست که بازتر است، زنان فقط 3% اعضا را تشکیل می‏دادند . چنان‏که یکی از کارشناسان امر گفته است، موقعیت زنان در شوروی در اصل چندان تفاوتی با موقعیت زنان در جامعه سرمایه‏داری ندارد .


تقریباً در تمام جامعه‏های صنعتی که آمارهای لازم را انتشار داده‏اند، درآمد زنان به میزان قابل ملاحظه‏ای کم‏تر از درآمد مردان است .


به رغم کوشش‏هایی از این دست که به مناسبت تغییر نقش زنان به عمل می‏آید، مسائل بی‏شماری هنوز باقی است . بسیاری از زنان به دشواری می‏توانند نقش کارمند را با نقش مادر و همسر درآمیزند و هر سه نوع مسئولیت را به طرزی‏ مناسب برعهده بگیرند .


در بیش‏تر موارد، ضرورت‏های حرفه‏ای حالت غالب به خود می‏گیرد و تعهدات مادری و همسری به دست اهمال سپرده می‏شود .


تغییرات حاصل در نقش زنان، آشکارا در شیوه زندگی آنان بازتاب یافته است. شگفت‏انگیز نیست که در زمینه‏هایی فراسوی اشتغال و زندگی خانوادگی، بسیاری از تفاوت‏های سنتی بین دو جنس رنگ و بوی خود را از دست داده است .


این امر در تمام زمینه‏ها به چشم می‏خورد، از طرز لباس پوشیدن تا بهداشت روانی و جسمانی، از مصرف دخانیات و الکل تا تعدد جنایت‏ها و حوادث رانندگی، و خودکشی‏ها .


انگلستان‏ متوسط دستمزد زنان شاغل خیلی پایین‏تر از مردان است، هرچند در طول بیست سال گذشته این اختلاف تا اندازه‏ای کم‏تر شده است. زنان در بخش‏های شغلی که دستمزد کم‏تری پرداخت می‏شود، بیش‏تر حضور دارند، امّا حتی در همان رده‏های شغلی هم زنان به طور متوسط نسبت به مردان حقوق پایین‏تری دارند؛ برای مثال، کارمندان دفتری زن در بریتانیا از 60% درآمد همتایان مردشان برخوردارند و فروشندگان زن 57 % درآمد مردها را در همان شغل به دست می‏آورند .


در سال 1980 مجالس قانون‏گذاری انگلستان شامل 1762 مرد و تنها 87 زن بود و در حال حاضر چندان نشانه‏ای از تغییر در این عدم توازن به چشم نمی‏خورد .


زنان در این اواخر تا اندازه‏ای به مشاغلی که به عنوان مشاغل مردان تعریف شده هجوم آورده‏اند، امّا تا کنون فقط به میزان محدودی به این مشاغل دست یافته‏اند. با وجود آن که زنان 44% نیروی کار مزدبگیر در بریتانیا در سال 1984 تشکیل می‏دادند، تنها 17 % موقعیت‏های بالای مدیریت را اشغال کرده بودند .


زنان فقط 5% مؤسسات کسب و کار را در مالکیت خود دارند و این مؤسسات 1% کل دریافت‏های مؤسسات کسب و کار را تولید می‏کنند.(پاورقی 1 . همان، ص 189.) - سوئد سوئد از نظر قوانین مربوط به ارتقای حقوق زن در جهان غرب رتبه اول را دارا است. بخش عظیمی از زنان در سوئد شاغل مزدبگیر هستند .


درآمد زنان در سوئد نسبت به مردان 90 به 100 است. زنان یک چهارم کرسی‏ها را در پارلمان سوئد در اختیار دارند. با وجود این، اندکی از زنان در سطوح بالای تجارت سوئد یافت می‏شوند .


در سوئد همانند آلمان، درصد زنان در مدیریت‏ها به اندازه صفر است. از دیگر خصوصیات جامعه سوئد آمار بالای طلاق و فرزندان نامشروع، ناپایدار بودن نهاد خانواده، آزادی‏های جنسی بی‏حدّ و حساب و زندگی مشترک بدون ازدواج است .


به طور کلی در حوزه مشارکت سیاسی در سطح کلان، همانند بسیاری از حوزه‏های دیگر زندگی اجتماعی، زنان در میان نخبگان سیاسی کم‏تر دیده می‏شوند .


در حوزه مشاغل نظامی، غرب شعار تساوی زن و مرد را مطرح می‏کند، ولی در واقع حداکثر مشارکت زنان در مشاغل نظامی مربوط به امریکا است که حدود 10% پرسنل ارتش امریکا را زنان تشکیل می‏دهند .


در خصوص شمار زنان در کادر آموزشی مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه‏های غرب، برای مثال در امریکا 8% و در انگلستان 7% است. از این رو ملاحظه می‏شود که در غرب، زنان در مشاغل بالای آموزشی دانشگاهی مشارکت بسیار کمی دارند .


در جوامع غربی درصد اشتغال زنان به کل شاغلین آن کشورها، از 32% در کشور ایرلند تا 48% در کشور سوئد، متغیر است (براساس آمار سال 1991 ).


امروزه گسترش بی‏حدّ و مرز آزادی‏های فردی باعث شده نهاد خانواده در غرب بسیار ناپایدار و متزلزل باشد و زن غربی نه در عرصه خانواده موفق باشد نه نیروی کار مجرب و توانمند .


لنسکی می‏نویسد: مشارکت شتاب آلود زنان در صنعت باعث گسترش طلاق و افزایش جرایم شده است و این امر به گواهی آمار و مستندات رسمی، قابل قبول است .


از منظر غرب اشتغال، خود موضوعیت دارد و سرشت و طبیعت تکوینی زنان نادیده گرفته می‏شود. از این رو در بسیاری از مواقع به جای این که اشتغال زنان در خدمت نهاد خانواده قرار گیرد، به تعارض و تقابل با آن می‏پردازد و در بسیاری از موارد موجب زوال نهاد مقدس خانواده می‏شود .


به این ترتیب، در غرب نوعی تقسیم کار «مردانه» و «زنانه» به چشم می‏خورد. علّت چیست و چرا این همه تفاوت در کار مردان و زنان وجود دارد؟


ریشه تقسیم کار را باید تفاوت تکوینی سرشت مردان و زنان دانست. غرب باید بپذیرد که زن به ایفای نقش زنانه در خانواده و اجتماع بپردازد و مرد هم به ایفای نقش مردانه بپردازد و اگر جامعه‏ای به حدّی برسد که در آن زن، زن نباشد و مرد، مرد نباشد، آن جامعه قطعاً سقوط کرده، تباه می‏شود. ج) حقوق بشر و حمایت از اشتغال زنان در چارچوب سازمان ملل‏ واقعیت این است که زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‏دهند .


نظام حقوق بشر، حمایت از زنان را به عنوان یکی از اهداف خود، مدّ نظر قرار داده و سازمان ملل‏متحد از طرق مختلف از اشتغال زنان حمایت کرده است .


به طور کلی نگرش سازمان ملل متحد و دیگر سازمان‏های بین‏المللی به زن و حقوق او از منظر انسان‏شناسی غربی است که در آن آزادی‏های زنان در حدّ بسیار زیاد لحاظ شده، بدون این که سرشت زنانه او و نقشی که به عنوان همسر یا مادر دارد، مدنظر قرار گرفته باشد؛ یعنی استاندار مطلوب نهادهای رسمی بین‏المللی، استانداردِ حداقل جوامع غربی است که با ماهیت فرهنگ و با مدهای دیگر جوامع بشری مخصوصاً مسلمانان مغایرت دارد .


این مطلب مهم باید مورد توجه قرار گیرد.) امروزه حمایت از اشتغال زنان، به طور عمده توسط «سازمان بین‏المللی کار » صورت می‏گیرد؛ چون پس از انقلاب صنعتی و کشانده شدن زنان به کار در صنایع، ضرورت حمایت از ایشان در برابر برخی خطرها و تنظیم مقررات ویژه در مورد شرایط کار آنان حس می‏شد .


سازمان ملل متحد نیز طی اعلامیه جهانی حقوق بشر سال 1948 با اشاره به تساوی حقوق زن و مرد در مقدمه اعلامیه در مواد مختلفِ آن بر تساوی اجرت در برابر کار مساوی (بند 2 ماده 23) و حمایت از مادران (بند 2 ماده 25) تأکید ورزیده است. پس از آن تاریخ، ابتدا در میثاق بین‏المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سال 1966 همین اصول را با وضوح بیش‏تری اعلام کرده است .


سپس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1967 در اعلامیه‏ای تحت عنوان «اعلامیه رفع تبعیض در مورد زنان» بر تساوی حقوق زنان در حیات اقتصادی و اجتماعی، و به ویژه در زمینه کار (دست‏یابی به آموزش حرفه‏ای، استخدام، ارتقای شغلی، تساوی مزد و غیره ) تأکید کرده است .


سازمان بین‏المللی کار )I.l.o( در ابعاد گوناگون از اشتغال زنان حمایت نمود. این حمایت‏ها در واقع ماهیت حفظ نقش زن را دارد که با تساوی حقوقی زن و مرد (مورد قبول غرب) سازگاری ندارد .



سازمان بین‏المللی کار در موارد زیر از حقوق زنان شاغل حمایت کرد :



ممنوعیت کار زنان در ساعات شب؛ مخالفان ممنوعیت کار زنان در ساعات شب پایه استدلال خود را بر اصل برابری زن و مرد قرار می‏دهند و ابراز عقیده می‏کنند که چنین ممنوعیتی نوعی تبعیض به ضرر زنان به وجود می‏آورد و سبب می‏شود که در پاره‏ای کارها از تبعیض زنان خودداری کنند .



ممنوعیت کارهای خطرناک و زیان آور؛



حمایت از جنبه مادری کارگران زن؛



حمایت در جهت برقراری تساوی شرایط کار زنان و مردان :



منع تبعیض در استخدام و اشتغال؛



اصل تساوی مزد کارگر زن و مرد در برابر کار مساوی .


امروزه بسیاری از کشورها بر این باورند که وجود مقررات حمایتی برای زنان ضروری است. با توجه به وضع موجود در بسیاری از کشورهای جهان به نظر می‏رسد حذف مقررات حمایتی، شرایط کار زنان را دشوارتر خواهد ساخت .


حمایت سازمان ملل و دیگر سازمان‏های وابسته به آن از زنان و به خصوص در بحث ما (اشتغال زنان) نشان دهنده این است که نگاه جامعه بین‏المللی به زنان و مسائل آنان، نگاه خاص مبتنی بر تفاوت‏های طبیعی میان زنان و مردان است .


در غیر این صورت حمایت‏های خاص از حقوق زنان و امتیازات خاصی را برای آن‏ها قائل شدن معنا و مفهومی نخواهد داشت؛ چون با ادعای تساوی حقوقی زن و مرد و با عدم تبعیض سازگاری ندارد .


امروزه حمایت از اشتغال زنان تنها در چارچوب سازمان ملل متحد و سازمان بین‏المللی کار نیست، بلکه بسیاری از سازمان‏های بین‏المللی منطقه‏ای و ملی و هم‏چنین سازمان‏های بین‏المللی غیردولتی (N.G.O) این کار را انجام می‏دهند .


د) دیدگاه اسلام در خصوص اشتغال زنان‏ در شاکله حقوق انسان در اسلام، مسئله‏ای تحت عنوان «حقوق جنسیتی زن» مطرح شده است، که در تمامی قوانین اقتصادی، جزایی، عبادی، سیاسی و اجتماعی به منظور حفظ توازن اجتماعی و اجرای عدالت، ساری و جاری است و امتیازات و تسهیلات اشتغال زنان، الهام گرفته از قانون الهی است .


در برنامه‏ریزی عدالت اجتماعی، به هیچ صنفی - اعم از زن و مرد - نباید ظلم و تبعیض وارد شود. اگر نگرش به زن، نگرشی خاص باشد و باعث شود که زن از جایگاه اصلی انسانی خود خارج شود، به تبع آن، مرد هم نمی‏تواند در جایگاه انسانی خود قرار گیرد.(پاورقی 2 . همان.) یکی از نقش‏های مهم زن، نقش همسری و دیگری نقش مادری است .


در نگرش اسلام همیشه «انسان» و هدایت او مدنظر بوده بدون این که زن یا مرد به تنهایی ملاحظه شده باشد. از این رو در طرح مباحث جدید مربوط به زنان، نباید منفعلانه برخورد کرد، بلکه باید با استفاده از مبانی متقن اسلامی سعی کنیم به حلّ معضلات و مشکلات بپردازیم .


از دیدگاه اسلام، تفاوت‏های زن و مرد «تناسب» است نه نقص و کمال. قانون خلقت خواسته است با این تفاوت‏ها تناسب بیش‏تری میان زن و مرد که قطعاً برای زندگی مشترک ساخته شده‏اند و مجرد زیستن، انحراف از قانون خلقت است، به وجود آورد .


بررسی اشتغال زنان از دیدگاه اسلام با ذکر مطالب طرح شده آسان‏تر و جامع‏تر خواهد بود. زن در اسلام مجبور نیست برای خود یا خانواده‏اش کار کند و نفقه دادن از ناحیه مرد به زن واجب شرعی است. زن مکلّف به اشتغال نیست مگر این‏که احتیاج به شغل داشته یا اشتغال برای او ضرورت یافته باشد و یا به سبب اَمری که وجوب کفایی اشتغال برای زنان را دربر دارد و باید نیازهای جامعه با اشتغال برطرف شود .


قرآن کریم برای زنان همانند مردان، حق کسب و فعالیت اقتصادی قائل است: «برای مردان از آن‏چه کسب کرده‏اند بهره‏ای است و برای زنان [نیز] از آن‏چه کسب کرده‏اند بهره‏ای است .»


در عصری که جوامع بشری برای زن هیچ گونه حقوق اقتصادی و اشتغال قائل نبودند و حتی زن از حقوق اولیه انسانی محروم بود، اسلام برای زن حقوق مالی و اقتصادی قائل بود. یکی از حقوق‏دانان در این خصوص می‏نویسد: استقلالی که زن در اموال خود دارد و فقه شیعه از ابتدا آن را شناخته است، در یونان، روم و ژرمن و تا چندی پیش هم در حقوق غالب کشورها وجود نداشته است .


اشتغال زنان در عصر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به شکلی گسترده به چشم می‏خورد و در تمامی شغل‏های رایج آن زمان زنان حضور داشتند . زنان در این دوره به مشاغلی از قبیل پزشکی، تجارت و صنایع دستی اشتغال داشتند .


مطلب عمده در فرهنگ اشتغال زنان از منظر اسلام، حفظ جایگاه و منزلت زن است و این اَمر باید در اشتغال زنان لحاظ گردد. در تفکر اسلامی، حفظ و گسترش نهاد خانواده بر پایه ویژگی‏های فطری و طبیعی زن و مرد، اولویت و اهمیت خاصی دارد و در کنار آن بر امکان اشتغال و استقلال مالی زنان تأکید شده است .


اسلام اشتغال را برای زن هدف نمی‏داند بلکه آن را در خدمت خانواده و رفاه و آسایش آن می‏پذیرد و اشتغال را به عنوان یکی از راه‏های افزایش قابلیت و شکوفایی استعداد زنان و در جهت تعالی و کمال آنان می‏پذیرد .


ه) اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران‏ اشتغال زنان را در جمهوری اسلامی ایران می‏توان در ابعاد مختلف بررسی کرد. در این نوشتار اشتغال زنان در دو بُعد بررسی می‏گردد :


قوانین موضوع‏ در قوانین مربوط به اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران، نه تنها تبعیض به مفهوم اجحاف قانونی به زن وجود ندارد، بلکه مجموعه‏ای از تسهیلات و امتیازات هم‏چون کار نیمه وقت، مهدکودک، مرخصی زایمان، بازنشستگی زودرس و ... برای استحکام خانواده مقرر شده است .


قانون اساسی‏ بر اساس بند 2 اصل 43 قانون اساسی: دولت موظف است شرایط و امکانات کار را برای همه [اعم از زن و مرد] به منظور رسیدن به اشتغال کامل فراهم سازد و وسایل کار را در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند قرار دهد .


بر اساس اصل بیست و یکم قانون اساسی دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند و امور زیر را انجام دهد :



ایجاد زمینه‏های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او؛



حمایت از مادران، به ویژه در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از کودکان بی‏سرپرست؛



ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده؛



ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی‏سرپرست؛



اعطای قیمومت فرزندان به مادران شایسته، در جهت غبطه آن‏ها در صورت‏ نبودن ولی شرعی. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با آن‏که برای خانواده و بقای آن بیش‏ترین اولویت و اهمیت را قائل است، زن را در صحنه‏های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی همپای مردان می‏داند .



در مقدمه قانون اساسی آمده است : زن ضمن بازیافتن وظیفه خطیر و پرارج مادری در پرورش انسان‏های مکتبی، پیشاهنگ و همرزم مردان، در میدان‏های فعالیت است و در نتیجه پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود .


قانون استخدام کشوری‏ به طور کلی در قانون استخدام کشوری محدودیتی در استخدام و حالت‏های مختلفی که در طول خدمت مستخدم احتمال وقوع آن وجود دارد، از لحاظ جنسیت مشاهده نمی‏شود. شرط تصدّی مشاغل، توانایی انجام دادن و داشتن شرایط احراز شغل است .


قانون کار و قانون تأمین اجتماعی‏ در قانون کار جمهوری اسلامی ایران سعی بر این بوده است که نه تنها مقاوله نامه‏ها و توصیه نامه‏های بین‏المللی در مورد زنان مورد توجه قرار گیرد، بلکه با توجه به منزلتی که اسلام برای زنان قائل است و جایگاه وی در خانواده، مقررات به نحوی تدوین گردد که زنان علاوه بر اشتغال در مشاغل گوناگون قادر باشند به وظایف خطیر خود در خانواده عمل کنند و در ضمن خصوصیات روحی و جسمی زنان نیز مدنظر قرار گرفته است .


مقررات خاص کار زنان عمدتاً در مبحث چهارم از فصل سوم قانون کار به شرح ذیل آمده است :


ماده 75 - ممنوعیت انجام کارهای سخت و زیانبار و حمل بار بیش از حد مجاز؛


ماده 76 - محاسبه نود روز برای مرخصی زایمان؛


ماده 77 - در مواردی که نوع کار برای زنان سخت باشد کار بهتر و سبک‏تری بدون کسر حق‏السعی به زنان ارجاع شود؛


ماده 78 - مربوط به حق شیر دادن با فرجه قانونی قابل احتساب؛


ماده 38 - برای انجام کار مساوی در شرایط مساوی در یک کارگاه باید تساوی دستمزد وجود داشته باشد و هر نوع تبعیضی در این خصوص ممنوع است .


در قانون تأمین اجتماعی کشور نیز مقرراتی برای حمایت از برابری زن و مرد در اشتغال پیش‏بینی شده است :


پرداخت مبلغی به عنوان کمک هزینه ازدواج و کمک عایله‏مندی به بیمه شده مرد یا زن؛ - قانون بازنشستگی پیش از موعد بیمه‏شدگان تأمین اجتماعی که بر اساس آن زنان با بیست سال سابقه کار و حداقل 45 سال سن پیش از موعد بازنشسته می‏شوند؛ - تقلیل ساعت کار بانوان در قانون خدمت نیمه وقت بانوان؛ - قانون اجازه پرداخت وظیفه و مستمری وراث کارمندان و برقراری حقوق وظیفه در مورد فرزندان و نوادگان اناث .


اشتغال زنان در آیینه آمار براساس شاخص‏های مختلف توسعه انسانی ارائه شده توسط سازمان برنامه و بودجه در سال 1378 فعالیت اقتصادی زنان در ایران این گونه برآورد شده است



سهم نسبی درآمدی زنان: از 6/7% در سال 1367 به 7/9% در سال 1376 افزایش یافت



نرخ فعالیت اقتصادی زنان نسبت به مردان: از 6/11% در سال 1367 به 3/14% در سال 1376 افزایش یافت .



سهم نسبی زنان در کل نیروی کار بزرگسال (درصد): از 9/9% در سال 1367 به 2/12% در سال 1375 افزایش یافت .



بررسی وضعیت استخدام شدگان زن در سال‏های بعد از انقلاب نشان می‏دهد، استخدام زنان در سال‏های اخیر بر مبنای استفاده مطلوب از نیروی زنان در بخش دولتی صورت گرفته است، به طوری که 07/89% استخدام‏های مستخدمین زن در بخش مشمول در سال‏های بعد از انقلاب در وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته و پس از آن وزارت فرهنگ و آموزش عالی با نسبت 92/3% و بهداشت درمان و آموزش پزشکی با نسبت 54/2% قرار دارند .


به این ترتیب فقط 47/4% از کل استخدام‏های سال‏های اخیر مربوط به سایر وزارتخانه‏ها است. چنان‏چه نسبت استخدام‏های دو سال اخیر را در نظر بگیریم ملاحظه می‏شود که 31/93% از کل مستخدمین زن در آموزش و پرورش شاغل شده‏اند، در صورتی که استخدام‏های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و فرهنگ و آموزش عالی را به آن بیافزاییم نسبت مذکور به 35/97% می‏رسد .


به این ترتیب در دو سال اخیر فقط 65/2% استخدام‏های زنان در سایر وزارتخانه‏ها صورت گرفته است .


با بررسی آمار و ارقام ارائه شده، مشاهده می‏شود اشتغال زنان به طور عمده در مشاغل فرهنگی و مشاغلی است که تناسب بیش‏تری با منزلت و جایگاه زن در جامعه دارد .


انتخاب مشاغل در هر جامعه‏ای برخاسته از فرهنگ حاکم بر آن جامعه است؛ از این رو بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با افزایش استقبال زنان برای اشتغال در کارهای‏ متناسب با منزلت خودشان مواجه‏ایم و این خود اَمری کاملاً مثبت و رویکردی صحیح است که در جامعه ما شکل گرفته که البته در کنار نقش همسری و مادری زن قرار می‏گیرد .


یکی از زنان نویسنده با برداشت غربی از حقوق زنان در ایران و اشتغال آنان، این گونه نقش اصلی زن در جامعه ایران را به انتقاد می‏گیرد: در یک نگاه به ساختار شغلی زنان مشاهده می‏شود که محدوده شغلی زنان از سه - چهار شکل فراتر نمی‏رود .


حضور زنان فقط در شغل‏هایی که در واقع ادامه نقش‏های سنتی آن‏ها است و انتقال این نقش‏ها از خانه به اجتماع است، ملموس و قابل اعتنا می‏باشد .


این اشتغال عبارت است از معلّمی و مشاغل مربوط به امور بهداشتی و درمانی که در واقع ادامه نقش‏های تعلیماتی و حمایتی و مراقبتی مادرانه از خانواده به اجتماع است... . تغییرات بافت اقتصادی اشتغال زنان در سال‏های اخیر نشان می‏دهد که اشتغال زنان کشور توسعه نمی‏یابد مگر این که فعالیت‏های صنعتی کشور توسعه پیدا کند و زنان در تولید مشارکت داشته باشند. برای قرار گرفتن در مسیر توسعه انتظار ایفای نقش‏های سنتی از زنان، تفکری مردود و غیرمنطقی است


در حالی که امروزه در جوامع غربی بحث در خصوص نقش سهم کارِ خانگی یا کار در منزل در توسعه مطرح شده است و جامعه‏شناسان و اقتصاددانان غربی برای کار در منزل اهمیت زیادی قائل‏اند،


مطرح کردن تغییر نقش زنان در جامعه و نفی جایگاه و نقش سنتی زنان - یعنی مادری و همسری - نشان دهنده بستر سازی این گونه اشخاص برای استحاله فرهنگ اسلامی در جامعه است .


امروزه در غرب شاهد شکل‏گیری دیدگاه‏های جدیدی در عرصه اقتصاد هستیم که خدمات خانگی تولید شده را به ارقام سنتی تولید ناخالص ملی اضافه‏ متناسب با منزلت خودشان مواجه‏ایم و این خود اَمری کاملاً مثبت و رویکردی صحیح است که در جامعه ما شکل گرفته که البته در کنار نقش همسری و مادری زن قرار می‏گیرد .


یکی از زنان نویسنده با برداشت غربی از حقوق زنان در ایران و اشتغال آنان، این گونه نقش اصلی زن در جامعه ایران را به انتقاد می‏گیرد: در یک نگاه به ساختار شغلی زنان مشاهده می‏شود که محدوده شغلی زنان از سه - چهار شکل فراتر نمی‏رود .


حضور زنان فقط در شغل‏هایی که در واقع ادامه نقش‏های سنتی آن‏ها است و انتقال این نقش‏ها از خانه به اجتماع است، ملموس و قابل اعتنا می‏باشد .


این اشتغال عبارت است از معلّمی و مشاغل مربوط به امور بهداشتی و درمانی که در واقع ادامه نقش‏های تعلیماتی و حمایتی و مراقبتی مادرانه از خانواده به اجتماع است... . تغییرات بافت اقتصادی اشتغال زنان در سال‏های اخیر نشان می‏دهد که اشتغال زنان کشور توسعه نمی‏یابد مگر این که فعالیت‏های صنعتی کشور توسعه پیدا کند و زنان در تولید مشارکت داشته باشند .


برای قرار گرفتن در مسیر توسعه انتظار ایفای نقش‏های سنتی از زنان، تفکری مردود و غیرمنطقی است. در حالی که امروزه در جوامع غربی بحث در خصوص نقش سهم کارِ خانگی یا کار در منزل در توسعه مطرح شده است و جامعه‏شناسان و اقتصاددانان غربی برای کار در منزل اهمیت زیادی قائل‏اند، مطرح کردن تغییر نقش زنان در جامعه و نفی جایگاه و نقش سنتی زنان - یعنی مادری و همسری - نشان دهنده بستر سازی این گونه اشخاص برای استحاله فرهنگ اسلامی در جامعه است .


امروزه در غرب شاهد شکل‏گیری دیدگاه‏های جدیدی در عرصه اقتصاد هستیم که خدمات خانگی تولید شده را به ارقام سنتی تولید ناخالص ملی اضافه‏ می‏کنند؛ حال آن که این افزایش در آمار آمارگران نمی‏آید .


از این رو معیار دیگری برای زندگی اقتصادی، به نام رفاه خالص اقتصادی (NEW) پیشنهاد شده است .


گیدنز می‏نویسد: «25 تا 40 درصد ثروت جوامع صنعتی ناشی از کار بی مزد خانگی است .»در حالی که امروزه در غرب دیدگاه بازگشت به ارزش‏گذاری کار در منزل مطرح است و برای این کار ارزش اقتصادی قائل شده‏اند، این نویسنده اساساً جایگاه و نقش سنتی زنان در جامعه ایران را مردود می‏داند و فقط معیار پیشرفت زنان را مشارکت در کارهای صنعتی و تولیدی می‏داند .


امّا در خصوص میانگین دستمزد زنان در سازمان‏های دولتی، نسبت دستمزد زنان به مردان 80 به 100است. با توجه به آماری که در سال 1994 از طریق سازمان ملل تهیه گردیده و در گزارش آن آمده است، وضعیت دستمزد در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته میزان خوبی را دارا است. در حالی که بالاترین دستمزد زنان نسبت به مردان، در کشور سوئد است، یعنی نسبت 90 مقابل 100 و در امریکا 59 به 100 و در ژاپن 51 به 100 است .


پس ملاحظه می‏کنیم در زمینه دستمزد، زنان ایرانی از دستمزد مناسبی در قیاس با سایر کشورها برخوردارند . شاید در کشور ما درصد زنان شاغل در کارهای رسمی که 12% اعلام شده است نسبت به کشورهای غربی که حداقل 32% و حداکثر 48% اعلام شده، آمار کمی باشد، امّا باید نگرش جامعه ما به زن و اشتغال از منظر حفظ هویت دینی و نقش مادری و همسری صورت گیرد .


از این رو ارتقای کمّی و کیفی اشتغال زنان در ایران زمانی می‏تواند مطلوب باشد که در راستای حفظ هویت فرهنگی و دینی زنان باشد. در غرب زنان باید برای اشتغال تلاش کنند؛ چون اشتغال، خود به هدف تبدیل شده و نهاد خانواده بسیار متزلزل و ناپایدار است. امّا جامعه ما بر اساس فرهنگ اسلامی تقسیم کار را بین زنان و مردان می‏پذیرد .


آن‏چه به عنوان پیشنهاد در خصوص اشتغال زنان در ایران می‏توان مطرح نمود، باز کردن راه‏های توسعه و گسترش نقش زنان در عرصه فعالیت‏های اقتصادی و اجتماعی است تا زنان بتوانند از قابلیت‏ها و توانایی‏های خود برای پیشرفت جامعه اسلامی استفاده مطلوب نمایند .


شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1370 سیاست‏های اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران را تدوین کرد که ذکر خلاصه‏ای از آن سیاست‏ها می‏تواند در این نوشتار مفید باشد :



با توجه به قداست مقام مادری و تربیت نسل آینده و مدیریت خانه و با عنایت به نقش زنان در فرایند رشد فرهنگی و توسعه اقتصادی، باید ارزش معنوی و مادی نقش زنان در خانواده و کار آنان در خانه در نظر گرفته شود .



اشتغال بانوان در مشاغل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و اداری از جمله شرایط و لوازم تحقق عدالت اجتماعی و تعالی جامعه است و باید به آن وقع لازم گذاشته شود .



شرایط و محیط کار اجتماعی بانوان باید به گونه‏ای مهیا باشد که زمینه رشد معنوی، علمی و حرفه‏ای آنان فراهم شود و به دیانت، شخصیت، منزلت و سلامت روحی، فکری و جسمی آنان لطمه‏ای وارد نیاید .



با توجه به نقش زنان در پیشرفت اجتماعی و توسعه اقتصادی و به عنوان نیمی از جمعیت، باید تسهیلات لازم برای اشتغال آنان از سوی دستگاه‏های اجرایی فراهم آید و برنامه ریزی‏های مناسب حسب اولویت صورت گیرد و به علاوه، قوانین و امکانات فوق العاده‏ای نیز برای اشتغال زنان تا سرحد رفع نیاز در نظر گرفته شود و زنان نیز مانند مردان قادر باشند بدون تبعیض، شغل مطلوب خود را به دست آورند .



تشویق بانوان تحصیل‏کرده و متخصص با تجربه به احراز سمت‏های مدیرت و مشاغل ستادی، به منظور امکان استفاده از کارآیی آن‏ها در سطوح عالی اجرایی .



با توجه به اهمیتی که نظام جمهوری اسلامی ایران به استحکام بنیان خانواده و نقش تربیتی و سازنده زنان در خانه قائل است، مقررات و تسهیلات لازم، به مناسبت‏ در حقوق انسانی، تفاوتی بین زن و مرد نیست؛ زیرا که هر دو انسان‏اند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را هم‏چون مرد دارد. بله، در بعضی موارد تفاوت‏هایی بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت انسانی آن‏ها ارتباط ندارد .



بعد از ذکر مطالب اساسی در خصوص نگرش به زن و منزلت او، می‏توان به صورت شفاف و غیر منفعلانه به اشتغال از منظر غرب نگریست. تا استیفای کامل حقوق زنان در جوامع اسلامی فاصله زیادی وجود دارد، امّا این به معنای پذیرش وضعیت موجود در غرب نیست؛ چون شاخص اصلی فرهنگ جدید غربی فردگرایی است و این فرهنگ جدید خانواده را تحت الشعاع قرار داده و بنیان آن را متزلزل ساخته و زن را همانند مرد قرار داده است .


فرد محوری باعث شده نگرش خاصی به زن شکل بگیرد و در آن زن جدا از مفهوم خانواده مورد توجه قرار بگیرد. نگاه به اشتغال زنان در غرب با توجه به آمارها و ارقامی که ارائه می‏شود دلیل بر منزلت بالا و تعالی نقش زن نیست و نگاه به اشتغال زنان در جمهوری اسلامی با توجه به آمار موجود دلیل بر پایین بودن منزلت زن نیست، بلکه ما معتقدیم در جامعه اسلامی باید قابلیت‏ها و توانایی‏های زنان شکوفا شود و نگاه به زن و اشتغالِ او با توجه به مطالبی که ذکر شد، نگاهی معقول و متناسب با شخصیت او باشد .


اگر بخواهیم در روندی شتاب‏آلود، صرفاً الگوی اشتغال زنان در غرب را بپذیریم، هم نمی‏توانیم توسعه کمّی اشتغال را برای زنان فراهم سازیم و هم از مبانی اسلامی و دینی دور می‏شویم و به بیراهه می‏رویم .


نهایت این که اگر نهاد خانواده به عنوان یک واحد اساسی اجتماعی مورد شناسایی قرار گیرد نگرش به اشتغال زنان، مبتنی بر واقعیت خواهد بود و دغدغه تطابق با معیارهای دیگر جوامع را نخواهیم داشت .



نویسنده: محسن قدیر


برگرفته از: jobportal.ir



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391  | 12:03 AM | نویسنده : قاسمعلی

ساختار اساسی دولت شهر اسلامی
خلاصه : در این مقاله که مربوط به سخنرانی مشترک جناب آقایان تدین و نوایی در جلسات هفتگی هیات مروجان رهبری و مدیریت اسلامی می باشد، ابتدا تعاریف مختلف از شهر ارائه شده است. سپس سه الگوی مطرح در اداره شهر که شامل سیستم غیر متمرکز درنظام های فدرالی، سیستم غیر متمرکز درنظام های متمرکز، و سیستم فرانسوی (ناپلئونی) می باشد، ارائه شده است. در ادامه تاریخچه و نحوه اداره شهر در ایران در سه مقطع زمانی از آغاز تا انقلاب مشروطیت، بین دو انقلاب (انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی)، و بعد از انقلاب اسلامی تا کنون بیان شده است. یکی از چالش های کنونی اداره شهرها مسئله مدیریت یکپارچه شهری می باشد که در این مقاله الزامات مدیریت یکپارچه شهری در دو سطح ملی و منطقه ای مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش پایانی مقاله ساختار دولت شهر اسلامی مبتنی بر نظام ولایت فقیه تشریح شده و راهکارهایی برای پیاده سازی آن ارائه شده است .
مفاهیم کلیدی : شهر، مدیریت شهری، دولت شهر اسلامی، نظام ولایت فقیه .

تعاریف شهر :
در یونان، شهر جایی است که علاوه بر ویژگی های قانونی که یک شهر باید داشته باشد، پارک، ورزشگاه و تالار عام داشته باشد. در هند، معبد، قصر و بازار، در اروپا بازار و حکومت محلی مستقل باید داشته باشد. مسلمانان؛ جایی را شهر می دانستند که مسجد جامع، بازار و مدرسه داشته باشد. اگر بخواهیم تعریفی امروزی از شهر ارائه دهیم می‌توانیم بگوئیم شهر مجموعه‌ی مرکبی از عوامل طبیعی اجتماعی و محیط های انسان ساخت است که درآن جمعیت ساکن، متمرکز شده است. البته در دیدگاه مختلف تعاریف گوناگونی از شهر ارائه شده است به عنوان مثال در جامعه شناسی می گویند شهر می تواند سکونت گاه دائمی انبوه و نسبتاً بزرگی برای افراد اجتماعی باشد یا به لحاظ اقتصادی می گویند شهر جایی است که شغل اکثر آنها غیر کشاورزی است یا جغرافی دانان بیشتر به یک فضای جغرافیایی و فضای شهری تأکید می‌کنند و به موقع جغرافیایی و مکانی که شهر درآن واقع شده تأکید بیشتری دارند .



الگوهای اداره شهری
معمولاً سه الگوی اداره شهری ارائه می شود که عبارتند از :
الف - الگوی اول سیستم غیر متمرکز درنظام های فدرالی است که در ایالات متحده آلمان و هند ارائه می شود. این شکل حکومت شهری منجر به مدیریت شهری شده که مدیر شهری مدیر اجرایی شهر است .
شکل دوم، شکل کمیسیونی است که مردم شهر به جای اینکه افراد را انتخاب کنند کمیسیون هایی را انتخاب می کنند و این کمیسیون های مختلف از بین خودشان یا اینکه مردم از بین خود کمیسیون ها یک نفر دیگر را به عنوان شهردار انتخاب می کنند شهردار فقط رئیس جلسه شورای شهر است وبه آن صورت حالت اجرایی ندارد .
این شکل به حالت شهردار ضعیف شورا است. در این شکل هم مردم اعضای شورای شهر را انتخاب می کنند وقدرت اصلی دست اعضای اصلی شورای شهر است از طریق کمیته هایی که شورای شهر دارد شهر را اداره می کند و در این شکل هم شهردار معمولاً قدرت آنچنانی ندارد .
ب- نوع دیگر سیستم غیرمتمرکز درنظام های متمرکز است که به سیستم بریتانیایی هم شهرت دارد .
کشورهایی که از این الگو تبعیّت می کنند، انگلستان، استرالیا، کانادا، ژاپن و کشورهای اسکاندیناوی هستند .
در انگلستان به این صورت است که برای شهرستان و بخش هر کدام یک حکومت محلی درنظر گرفته اند. تقریباً مسؤلیت های آنان کاملاً مشخص و جدا از هم است . سلسله مراتب کاملاً مراعات می شود و آن چیزی که در شهرستان است یعنی شورای انتخاب در شهرستان تمام دستورات و قوانینی که در مقیاس شهرستان است رعایت می شود. در قسمت بخش هم تمام قوانینی که مقیاس بخش را دارد بر عهده شورای شهر است. درشهر هم به همین صورت است ولی در انگلستان، لندن یک مدیریت جداگانه دارد که خودش به چند قسمت تقسیم می شود .
ج- سیستم سوم سیستم فرانسوی است؛ کشورهای فرانسه و آمریکای لاتین وکشورهای اسکاندیناوی با اکثر کشورهای جهان سوم از سیستم نظارتی فرانسوی که به ناپلئونی هم معروف است پیروی می کنند در این سیستم شهروندان، شورای شهر را انتخاب می کنند. شورای شهر، شهردار انتخاب می کند. شهردار، ریاست جلسات را به عهده دارد تقریباً قوانین اجرایی ، بودجه و همه این ها در اختیار شهردار است، با توجّه به این که قانون اساسی ما ترجمه قانون اساسی فرانسه با کمی تغییر است، سیستم شهری ما هم مثل اکثر کشورهای درحال توسعه از تیم نظارتی فرانسوی تبعیّت می کند .



تاریخچه و نحوه اداره شهر در ایران :
الف ) از آغاز تا انقلاب مشروطیت. در دوران باستان آن چه که مردم اداره شهر سهیم بودند بیش تر شرکت در مراسم مذهبی و معابد بود. در دوران هخامنشی این الگو ادامه داشت تا حمله اسکندر به ایران شهرهایی شکل گرفت که الگو گرفته بود از یونان با همان حکومت محلی که به حالت استقلال اداره می شد که تا دوران سلوکیان ادامه داشت. در دوران سلوکی از بین خود آن ها 300 نفر را بر اساس ثروت یا خرج یا همان دارایی و دانایی انتخاب می کردند که وظیفه اداره شهر به عهده این گروه بود. در دوران ساسانیان کم کم شکل حکومت مرکزی اداره شهرها دست خوش تغییر می شود. در دوران پس از اسلام امور به 4 قسم تقسیم می شد: 1) امور اداری سیاسی، در عموم حکومت هایی که در ایران شکل گرفت این گونه بود که امور اداری سیاسی و امنیتی به عهده حاکم یا امیر نشین بود. 2 ) امور اجتماعی اقتصادی و خدماتی بر عهده رئیس شهر و کدخدا بود. 3) امور انتظامی بر عهده داروغه، 4) امور قضایی به عهده قضات گذاشته شد .
ب) بین دو انقلاب، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، آن مواردی که در اداره شهر نقش اصلی داشتند، قوانین و حرکت ها و مواردی که پیش آمد در اداره شهر در حکومت شهری ایران شکل گرفته بود، تأثیر داشت. از اهم موارد یکی تأثیر قانون بلدیه در سال 1360 بودکه بعد از این در سال 1309 تا 52 شهرداری تأسیس شد .
در ایران آن چیزی که مهم بود وابستگی مالی و اداری به دولت بود، شهرداری ها با وابستگی هایی که داشتند تقریباً هم در اداره شهر و هم در بقیه مسائل به آن حالت اولیه که بعد ازکمیته بندی به وجود آمده بود را از دست دادند در این دوران اداره شهرداری ها به وزرات کشور سپرده شد و شهرداری ها تا پایان حکومت پهلوی اوّل به 136تا رسید. در حکومت پهلوی دوّم تشکیل شهرداری ها و مجامع بود در سال 1328 که قانون مهم این را بنده یک ذره پررنگ تر انتخاب کردم چون مهم ترین قانونی که برای شهرداری ها و اداره شهر تصویب شده است قانونی به اسم قانون شهرداری هاست که در سال 1334 به اسم قانون شهرداری ها تصویب شده است که با گذشت نیم قرن با کمی حذف و تعدیل همین قانون در ایران رایج است. کاهش قیمت نفت باعث شد که تقریباً آن حالت مدیریت شهر از هم بپاشد چرا که تقریباً هر تصمیمی که دولت می توانست و هر تغییری که در شهر لازم بود، می داد قبل از کاهش نفت و مدیریت و آن برنامه ریزی که برای شهر از طریق مالیات عوارض بود تقریباً کم رنگ شد. شهرداری ها به 450 تا رسید .
ج) بعد از انقلاب اسلامی تا کنون، آن چیزی که در مدیریت شهری یا اداره شهرها تأثیر گذاشت، یکی حد نصاب جمعیت از 5 هزار نفر رسید به 10 هزار نفر با یک اضافات و کمی که در بعضی شهر ها به وجود آمد، گفتنند در تراکم های مختلف این می تواند تغییر کند که شورای شهر به جای انجمن شهر با همان اختیارات. این مسئله پررنگ تر شده است، به خاطر این که شورای اسلامی تشکیل شد و تقریباً یک گام بزرگ برای نحوه اداره شهر بود .



الزامات مدیریت یکپارچه شهری :
در حال حاضر می خواهیم بدانیم که اداره شهر به چه صورت است چه سازمان هایی با اداره شهر ارتباط دارند و آن دغدغه ای که همه دارند به عنوان مدیریت یکپارچه شهری و از آن نام می برند چه سازمان هایی باید با یکدیگر هماهنگ شوند تا این مدیریت یکپارچه شهری از آن شکل بگیرد .
1) در سطح ملی، سازمان هایی هستند که خودشان را مجاب می دانند که در اداره شهر دخالت کنند، یکی وزارت کشور است، با توجه به اختیاراتی که درآن گذاشته شده و با توجه به قوانینی که در این زمینه تصویب شده؛ دیگر شورای عالی شهر سازی و معماری سازمان برنامه و بودجه که البته این ها تغییر کرده و زیر نظر معاونت راهبردی و زیر نظرسازمان شهرداری کشور رفته است و وزارت نیرو است که بر اساس آن قوانینی از جمله تأمین گاز و برق و آب و قطعاً خودش را مخیّر می داند که در شهر دخالت داشته باشد .
2) درسطح منطقه، استانداری، سازمان مسکن و شهر سازی، شورای شهر در سطح محلّی دو قسمت که به صورت رسمی است که شورای اداره شهرستان، شورای تأمین شهرستان، فرمانداری و شورای اسلامی شهر و شهرداری که در واقع عناصر اصلی اداره شهر هستند و قطعاً باید نقش اصلی را داشته باشند و بعداً بحث خواهم کرد که چه وظایفی بر عهده شهرداری گذاشته شده و الان چه مقدار این وظایف ر انجام می دهد و چقدر این وظایف را سایر سازمان ها و وزارتخانه هایی که برای شما عرض کردم عناصر غیر رسمی که گاهی نفوذشان و تصمیماتشان بیشتر از عناصر رسمی در اداره شهر، تأثیر می گذارد همان مجلس شورای اسلامی است که با توجه به جایگاهی که دارند می توانند تأثیر داشته باشند جریان سیاسی حاکم بر شهر یا مدیریت شهری سرمایه داران هستند که با توجّه به آن سرمایه ونفودی که دارند می توانند نقش داشته باشند. در اداره شهر گروه های ذیربط عمران و مدیریت شهری با توجه به آن حالت حرفه ای که دارند، بعضی شهرها هم شرایط ویژه ای دارند به عنوان مثال : مشهد آستان قدس رضوی با توجه به جایگاهی که دارد با توجه به سرمایه ای که در اختیارش هست و خودش را مقید می داند و حق خودش می داند که در اداره شهر دخالت کند و تأثیر بگذارد. در قانون شهرداری ها معروف است که همین الان هم آن قانون دارد در ایران اجرا می شود در آن 53 وظیفه به عهده شهرداری گذاشته شد از آن 21 وظیفه اکنون به عهده شهرداری گذاشته شده و همین الان هم شهرداری دارد آن را انجام می دهد و 7 تا شهرداری هستند و ادارات دیگر و شهرداری ادارات دیگر، بخش خصوصی 2 تا و 21 وظیفه کلاً از حیطه شهرداری خارج شده و این نشان می دهد که این مدیریت یکپارچه که دغدغه خیلی ها هست در واقع لزومش حفظ می شود و نشان می دهد که باید برای گام گذاشتن به سمت مدیریت یکپارچه سریع تر حرکت کرد. این آن چیزی بود که من به عنوان مقدّمه عرض کردم تا ایده اصلی که بر آن اساس همین مقدمات شکل گرفته را خدمت شما عرض کنم که ایده مسجد محوری است به صورت شهر و صورت مدیریت اسلامی قرار دادند .



دولت شهر اسلامی :
در اداره شهر ها باید به این نکته توجه کنیم الگویی که در ساختار اساسی کشور استفاده شده، به دلیل اینکه مبتنی بر نظام ولایت فقیه است، نظامی که اندیشه اساسی و بنیادی و فکری کلیه ساختارهای اداری کشور ما را تشکیل می دهد. بر این مبنا می آییم اول از خود ولایت فقیه شروع می کنیم. ولایت فقیه شکلی از اشکالی است که به حکومت اسلامی مشروعیت می دهد. به طور کلی حکومت ها مشروعیتشان را می توانند از طرق مختلف داشته باشند بعضی ها مشروعیت موروثی دارند، در بعضی حکومت ها مشروعیت بر مبنای غلبه است. این نظریه که خیلی از اهل سنت به آن معتقدند غلبه یکی از مزایای حکومت آن هاست. مشروعیت مردمی حکومت های دموکرات امروز ریاستی پارلمانی مشروعیتشان را از مردم می گیرند. بعضی حکومت ها مشروعیتشان الهی است ولایت فقیه یکی از نظریاتی است که مشروعیت حکومت را الهی می داند این مشروعیت بر پایه ایمان به خدا قرارا دارد حاکمیت مطلق دراین نوع حکومت، حکومتی که ولایت فقیه الگوی اوست، از آن خداست. این حکومت حاکمیتی که به انسان های خاص واگذار شده که همان ولی فقیه باشد و حاکمیت ولی فقیه در طول حاکمیت الهی قرار دارد و متکی بر آن است آن ایده ای که ما دنبالش هستیم و خدمتتان هم عرض کردم این است که ساختار اساسی از ساختار اساسی کشور گرفته شده است .
کشور ما که مبتنی بر نظام جمهوری اسلامی است، در رأس آن رهبری قرار دارد که همان ولی فقیه است و قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه سه قوه ای هستند که زیر نظر رهبری و مشروعیتی که از رهبری می گیرند و مشروعیت الهی که دارند اداره می شود، بر این مبنا ما دنبال این هستیم که در این الگو این ساختار را به تمام کشور تسرّی بدهیم و ساختار اساسی اداری استان اسلامی را طراحی بکنیم که آن نماینده ولی فقیه در استان زیر نظر رهبر و نماینده رهبر است در یک استان شورای استان کار قوه مقننه استان را انجام بدهد و به عنوان قوه مجریه در سطح استان استانداری داریم، دادگستری استان هم قوه قضائیه هست و همین طور این ساختار به سطوح پایین تر تصدی پیدا می کند. در شهر، امام جمعه زیر نظر نماینده ولی فقیه در استان است و به رهبری ختم می شود شهردار به رئیس جمهور در یک کشور و همین طور می آید پایین شهرداری می شود هیئت دولت در شهر در سطح محله ما این سیستم را یا الگو را تا محله پیگیری می کنیم و به محله محوری در این الگو بیشتر اعتقاد داریم. بر این مبنا که درمحله ها هم همانطور که سازمان یا ساختار شکلی برای محله تعریف شده ساختمان هایی که واحد های خاص داشته باشد مثلاً چند طبقه باشد فاصله بین ساختمان ها چقدر باشد مسجد کجای محله واقع بشود برای اداره هم محله هم برنامه ای در نظر داریم؛ البته این ها همه اش ایده های خاص است که در آینده می تواند پخته شود. صرفا ًبه عنوان ایده های خام ارائه می شود و ممکن است ایرادهای زیادی داشته باشد .
در سطح محله ما می توانیم امام جماعت را مبنای مشروعیت الهی که در سطح کشور ولی فقیه بود در استان نماینده ولی فقیه و امام جمعه بود امام جماعت می شود به مصداق رهبردر محله؛ قوه قضائیه، قاضی محله و محکمه ای می تواند باشد، محله دار مصداق شهردار، استاندار رئیس جمهور، شورا یا هم قوه مقننه در انجا محله را با عنصر بنیادی شهر واداره شهر درنظراین سیستم می گیرد که می تواند منشا بسیاری از حرکت ها باشد ما از محله شروع می کنیم برای اسلامی کردن سازمان شهرمان وکشورمان؛ می توانیم به نتایج بهتری برسیم تا اینکه از بالا با بخش نامه و شکل های عامیانه بخواهیم یک چیزی را پیاده کنیم در مجموع کار کردها و مزاید زیادی برای این سیستم می شود .
اما در کلیت این طرح آن چیزی که ما مشاهده می کنیم هر بخش دو قسمت دارد یک بخش ساختار اساسی کشور ارائه می شود، رهبردر سطح کشور یک وظایفی دارد، جایگاهی دارد، شرایطی دارد و یک شکل انتخاب می شود؛ ما آمدیم الگوی همین را در سطوح دیگر استان شهر و مدل سازی کردیم امام جمعه رهبر محله است و اگر مثلاً رهبر در سطح کشور یکی از شرایط این است فقیه جامع الشرایط مدیر و مدبر باشد عادل باشد در سطح محله امام جماعت محله باید که روحانی باشد، شناخته شده که مورد وثوق مردم محله باشد به آن اطمینان داشته باشند. برای حل مسائل مشکلاتشان به او رجوع می کنند یا وظایف و اختیارات رهبر در سطح کشور فرمانده کل قوا هست فرمان همه پرسی با ایشان هست امضای حکم ریاست جمهوری تنفیذ حکم ریاست جمهوری با ایشان هست و خیلی وظایف دیگر امام جماعت هم در محله وظایف مشابهی دارند به نوعی می شود گفت رهبر اگر مشروعیت بخش سایر شورا و ارکان نظام کشور هستش امام جماعت هم درمحله به نوعی کانون حل مسائل است و منبع مشروعیت بخش سایر نهاد ها یا فعالیت هایی که در سطح محله انجام می شود .
اگر انتخاب رهبر مثلاً با مجلس خبرگان که به وسیله مردم انتخاب می شوند باشد، می توانیم برای انتخاب امام جماعت هم مدل های مشابه به کار گیریم. مثلاً شورایی از بزرگان محله، ریش سفید های محله امام جماعت را تعیین کنند. یا می شود از الگوهای دیگر استفاد کرد مثلاً امام جمعه امام جماعت محله را به طور مستقیم انتخاب کرد یا اینکه با رای مستقیم مردم انتخاب شود و راههای دیگر هم شاید بشود پیشنهاد داد و همین طور ما آمدیم مدل را به سایر قوا هم تسرّی دادیم، قوه مقننه محله شورایاری هست ساختار اساسی جایگاهش، جایگاه قوه مقننه در ساختار اساسی ایران با شورایاری به مصداق قوه مقننه مقایسه می شود ما شورایاری را به جای قوه مقننه قرار دادیم که آن هم وظایفی دارد نمایندگانی انتخاب می شود برای آن هم که شرایطی دارند مشروعیتشان را از امام جماعت محله می گیرند و در چارچوب خاصی مثلاً اگر قانون کشور چارچوب قانون اساسی و شریعت وضع می شود قوانین هم که برا ی محله گذاشته می شوند در چارچوب قانون اساسی و شریعت وضع می شود. قوانینی که برای محله گذاشته می شوند، در چارچوب قوانین فوق مثلاً قانون اداری شهر، قانون شهرداری قانون شورا شود را قانون اساسی و شرع وضع خواهند شد و خارج از آنها نمی توانند باشند. قوه مجریه هم همین شکل در محله ما و محله دار به مصادیق رئیس جمهور عمل می کند شرایط و صلاحیت هایی دارد وظایف و اختیاراتی دارد و به شکلی که مانند رئیس جمهور به طور مستقیم انتخاب می شود، انتخاب می شود. قوه قضائیه، محله ما قاضی داریم در محله که انتخاب قاضی بهترین راهی که به ذهنم می رسد مانند رئیس قوه قضائیه هست رهبر انتخاب می کند قاضی محله را هم شاید بهتر باشد امام جماعت محله انتخاب کند که جایگاه رهبری محله را دارد این قاضی شرایط و صلاحیت هایی دارد، وظایف و اختیاراتی دارد .



راهکارهای تحقق دولت شهر اسلامی :
در پایان، راه کارهایی برای عملیاتی شدن این طرح ارائه می شود که عبارتند از :
یک بخش حقوقی است که در آن عنوان می شود در این بخش لازم است که اجزای این ساختار یعنی قوه مقننه محله، قوه مجریه محله، قوه قضائیه و امام جماعت مسجد محله، به مصادیق مثلاً آن مرجع نهاد رهبری در محله متصل باشد یعنی پیوند داشته باشد با مرجع بالاتر. امام جماعت با امام جمعه که امام جمعه هم در شهر با نماینده ولی فقیه در استان آن هم با رهبری در ارتباط باشند. این ها سلسله ای باشند که به هم پیوسته هستند محله دار به شهردار و آن هم به استاندار متصل باشد. این ها به هم وصل باشند یعنی محله یک چیز متکی به خودش نباشد چون که به نتیجه نخواهد رسید. در این زمینه باید قوانین لازم هم وضع بشود به خصوص در پیوند این اجزا این وضع قوانین واقعاً ضروری هست اما مختصر از آن بعد خصوصی ها هستند. بعد فرهنگی این موضوع هست برای عملی شدن مهم ترین نکته باور شهروندان است .
منظور در اینجا اهالی شهر است که می توانند شهرشان را به آن شکل که به عنوان ساختار اساسی که اسلامی است و به کل اسلامی اداره می شود به شکل اسلامی اداره کنند و اهالی یک محله هم به همین شکل باید باور داشته باشند و ما می توانیم از طریق آموزش شهروندان این باور را در آن ها ایجاد کنیم که می توانند محله شان را وشهرشان و استانشان وکشورشان را به شکل اسلامی اداره کنند و این تحقیق اولیه است، یعنی خیلی روی آن باید کار شود و ما آن را ارائه می دهیم تا از نظریات دوستان و اساتید بهره ببریم تا آن را کامل کنیم .
ممکن است در یک محله چنین شخصیتی وجود نداشته باشد یا در یک محله رهبرانی باشد. آن چیزی که برای این جا در نظر گرفته شده، بحث آموزش است روحانیونی که تربیت می شوند برای تبلیغ چنین سیستمی برای شهرهای مختلف در نظر گرفته بشود، برای رهبری محله آموزش ببیند یا این که بتوانند محله ها را اداره کنند، یک چنین سیستمی درنهادهای مرتبط که روحانی پرورش می دهند باید در نظر گرفته بشود .
در مسئله دوم ممکن است افراد محله آن کنترل و آن نظارتی که از بالا به پایین است خیلی سنگین احساس می کنند؛ فکر کنند حتی در محله خودشان هم آن قوه مجریه آن امام جماعت آن قوه قضائیه آنها را تحت کنترل دارد یعنی فکر کنند دارند تهدید می شوند احساس نا امنی کنند چنین چیزی در شرایطی پیش خواهد آمد که این باور شهروندان و آموزش به وجود نیامده باشد این نکته برای این مهم است بعد فرهنگی اهمیت زیادی پیدا می کند برای اینکه ما در محله احساس تهدید نداشته باشیم از بابت اینکه امام جماعت قوه قضائیه قوه مجریه قوه مقننه ای دارد. به کل بیش تر حس مشارکت ما تقویت بشود .
برگرفته از سایت: system.parsiblog.com



نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391  | 12:03 AM | نویسنده : قاسمعلی
درآمد
كار، جوهر آدمى است. با كاركردن، استعدادها و ظرفيت‏هاى وجودى انسان شكوفا مى‏شود. تمدن‏هاى عظيم بشرى نيز با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل كار و تلاش بى امان و خستگى‏ناپذير آدميان است. بنابراين، كار را مى‏توان از دو جنبه بررسى كرد: نخست، از جنبه شخصى و تأثيرهايى كه بر روان و جسم فرد مى‏گذارد و ديگر، از جنبه اجتماعى و اثرپذيرى متقابل فرد و جامعه. كار ممكن است تأثير مثبت يا منفى بر جسم و جان انسان بگذارد و مى‏تواند به فرد منزلت اجتماعى ببخشد و توازن را ميان فرد انسانى و جامعه برقرار سازد. اگر چه تنها كار و فعاليت جسمى مصداق انحصارى كار نيست و در مواردى كار فكرى و طرح و برنامه و... نيز كار قلمداد شده و يا مهم‏تر از كار جسمانى به شمار مى‏رود .

ارزش كار در اسلام
اگر چه مفهوم كار كردن و ساختن، در نهاد و فطرت آدمى ريشه دارد، و مورد توصيه عقل است، ولى با اين حال، خداوند و انبيا و اولياى الهى براى تأكيد بيشتر و غفلت زدايى از وجود انسان‏ها، پيوسته انسان‏ها را به كار و كوشش فرا خوانده و تشويق كرده‏اند. از همين روست كه قرآن مى‏فرمايد: «آدمى را جز حاصل كارش بهره‏اى نيست ».بر اساس آنچه در قرآن، عهدين و كتاب‏هاى تاريخى آمده است، بيشتر پيامبران به كارهايى چون: كشاورزى، زره سازى، نجارى و تجارت و... اشتغال داشته‏اند. حضرت ابراهيم و اسماعيل «عليهم‏السلام» به دست خويش، خانه كعبه را بنا نهادند. حضرت نوح «عليه‏السلام» كشتى ساخت. حضرت موسى «عليه‏السلام» چوپانى كرد. حضرت عيسى «عليه‏السلام» طبابت مى‏كرد، حضرت داوود «عليه‏السلام» زره مى‏ساخت و حضرت محمد «صلى الله عليه و آله» به چوپانى و تجارت مى‏پرداخت .پيامبر اسلام «صلى الله عليه و آله» آنگاه كه ويژگى‏هاى انسان مؤمن را براى حضرت على «عليه‏السلام» توصيف مى‏كند، با اشاره به وصف پركارى مى‏فرمايد: «اى على ! پركارى از صفات مؤمن است». همچنين آن حضرت مى‏فرمايد: «دوست دارم كه شخص براى تأمين مخارج خود، از حرارت آفتاب آزار ببيند ».امروزه جامعه شناسان نيز به اهميت و ارزش كار توجه كرده و هر يك به نوعى آن رامورد تأييد و تأكيد قرار داده‏اند .
زياده روى در كار
بايد توجه داشت كه اسلام نمى‏خواهد انسان چنان غرق كار شود كه زمينه‏هاى روحى، روانى، اخلاقى و اجتماعى خود را به فراموشى بسپارد. البته در اسلام بر فضيلت كار به خاطر آن گونه كه پروتستانيسم مى‏گويد، هيچ گونه تأكيدى وجود ندارد. در اسلام، كار در پرتو نيازهاى انسان و ضرورت برقرارى تعادل و آرامش در زندگى فردى و اجتماعى افراد يك فضيلت تلقى مى‏شود. وظيفه كار كردن جهت تأمين نيازهاى فرد و نيازهاى خانواده همواره كنترل شده و با تأكيد قرآن بر گذرا بودن زندگى و هشدار دادن نسبت به خطر حرص و آز و طمع كارى و اهميت اجتناب ورزيدن از ثروت‏اندوزى، از افراط در آن جلوگيرى شده است ».در سيره امام على «عليه‏السلام»، همان گونه كه دانش و بينش و تقوا، ايمان، شجاعت، شهامت، مديريت، دادگرى، اخلاص و مدارا جايگاه خاصى دارند، كار و تلاش نيز از اهميت ويژه‏اى برخوردار است. على «عليه‏السلام» كار كردن را از لوازم زهد و پرهيزكارى مى‏شمارد. يكى از پژوهشگران در اين مورد مى‏نويسد :«... در عبادت، اخلاص بسيار نشان مى‏داد و در كار حلال و حرام، دقتى به سرحد وسواس داشت و اگر هم گاه تهى دست نبود، باز از چيزى كه آن را تفنن و تجمل مى‏شمرد، اجتناب مى‏كرد. حشمت خلافت، او را از تسليم به حكم شرع مانع نمى‏شد .»
از ديدگاه امام على «عليه‏السلام»، كار اگر مرزها و حدود ارزش‏هاى انسانى و الهى را محترم بشمارد، نه تنها مباح، بلكه لازم و نوعى عبادت است. و در اين حالت است كه كارگر، محبوب خدا خواهد بود. ايشان مى‏فرمايد: «همانا خداوند، اهل حرفه و پيشه امانت‏دار را دوست دارد ».
ايشان در مرحله اسوه‏سازى از حيث كار و تلاش مى‏فرمايد :اگر بخواهى، مى‏توانى، داوود كه درود خدا بر او باد دارنده نى‏ها و خواننده بهشتيان را ديگر الگوى خويش سازى، كسى كه با هنر دستان خويش از ليف خرما زنبيل مى‏بافت و از هم نشينان خود مى‏پرسيد: فروش اينها را كدامتان بر عهده مى‏گيريد؟ و آنگاه از بهاى دسترنج خويش، به خوردن قرصى نان جوين بسنده مى‏كرد .
جنبه‏هاى روان شناختى كار
امام درباره جنبه روان‏شناختى كار فرموده است :از دست دادن فرصت‏ها موجب غصه و افسردگى است. آنكه از كار و تلاش كوتاهى ورزد، به اندوه و غم دچار مى‏آيد .آن حضرت به عنوان اسوه و الگوى عملى، هيچ گاه فرصت‏ها را از دست نمى‏داد و به بهترين صورت ممكن، از اوقات عمر گران‏بهايش در راه رضايت الهى بهره مى‏گرفت. در اين باره آمده است كه هرگاه از كار جهاد فارغ مى‏شد و آسوده خاطر مى‏گشت، به آموزش مردم و قضاوت در ميان آنان مشغول مى‏شد. هرگاه از اين كار هم فارغ مى‏شد، در باغى كه داشت، سرگرم كار مى‏شد و در همان حال، به ياد خداو در حال ذكر بود .بنابراين، امام على «عليه‏السلام» كار را جوهر ايمان مى‏شمرد و بر اصالت كار تأكيد فراوان داشت. ايشان كار را در جهات متفاوت در زندگى شغلى خويش به كار مى‏بست و در مشاغل گوناگون حضور فعال داشت .
كار فرهنگى در سيره امام على «عليه‏السلام »
على «عليه‏السلام» در عرصه فرهنگى و آموزش و پرورش، عالمى توانا و معلمى ارجمند بود. در مورد گستره دانش آن حضرت آمده است :
«على بن ابى‏طالب «عليه‏السلام» بسيار هوشمند و زرنگ بود و به دانش‏اندوزى حرصى بى‏پايان داشت. همواره از كودكى تا هنگام مرگ پيامبر، شب و روز ملازم وى بود. او از نظر عمل و فضل در اوج كمال بشرى قرار داشت. بالضروره معلوم است كه شاگردى چنين، با اين مايه سماجت و پشتكار آن هم در محضر چنان معلمى، شاگردى خواهد بود در غايت كمال و نهايت فضل ...»
حضرتش بارها درباره زكات علم كه همانا نشر آن است، فرموده است: «پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، از من بپرسيد ».على «عليه‏السلام» در دوران خانه نشينى نيز همواره پشتيبان و مرجع فكرى، دينى و فرهنگى و سياسى جامعه و حكومت بود. به شهادت اسناد تاريخى، امام على «عليه‏السلام » هم عالمى تمام عيار بود و هم بنيان‏گذار برخى علوم اسلامى و هم معلمى دل سوز و دانا كه اين همه از ژرف‏نگرى و فضيلت والاى علمى ايشان بر مى‏خاست .
قضاوت، پيشه پارسايان
يكى ديگر از شغل‏هايى كه امام على «عليه‏السلام» تصدى آن را بر عهده داشت، قضاوت بود. در اسلام، قضاوت از مشكل‏ترين و حساس‏ترين مشاغل است. صاحب اين شغل علاوه بر پارسايى بايد از دانش وسيعى برخوردار باشد. پيامبر گرامى اسلام «صلى الله عليه و آله» قضاوت را برازنده على «عليه‏السلام» مى‏دانست و مى‏فرمود: «بهترين و داناترين و ماهرترين شما در امر قضاوت، على «عليه‏السلام» است ».
على «عليه‏السلام» با دانش و تقواى خويش، در زمان پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» خلفا و هنگام خلافت خود، به قضاوت‏هاى حقوقى ميان مردم مى‏پرداخت. شخصيت قضايى حضرت، همواره مورد توجّه مردم، تاريخ نگاران و انديشمندان بوده است و در اين باره كتاب‏هاى زيادى نوشته شده است .از ديگر مسئوليت‏هاى حضرت، رايزنى بود. او هم با ديگران به مشورت مى‏نشست و هم در رايزنى‏ها از دانش و بينش خود به ديگران كمك مى‏رساند. «گسترش اسلام و حفظ كيان مسلمانان، هدف بزرگ امام على «عليه‏السلام» بود. از اين رو، گر چه وى خود را وصىّ منصوص پيامبر «صلى الله عليه و آله» مى‏دانست و شايستگى و برترى او بر ديگران محرز بود، هر وقت گره‏اى در كار خلافت مى‏افتاد، با فكر نافذ و نظر بلند خود، آن را مى‏گشود. به اين جهت مى‏بينيم كه امام على «عليه‏السلام» در دوران خليفه دوم نيز مشاور و گره‏گشاى بسيارى از مشكلات سياسى، علمى و اجتماعى او بود ».
حضرت على «عليه‏السلام» در اين زمينه مى‏فرمود :
آن كس كه خودرأى باشد، به ورطه هلاك خواهد افتاد و آنكه با بزرگان به رايزنى پردازد، در خردورزى‏هاى ايشان مشاركت كرده و بهره برده است... هيچ پشتيبانى، اطمينان بخش‏تر از رايزنى نيست .
رزمندگى و فرماندهى نظامى
حضرت، رزمنده و فرمانده نظامى نيز بود. به گواهى تاريخ، امام على «عليه‏السلام » در بيشتر غزوه‏ها و سريه‏هاى زمان پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» نقش فعال داشت و يكى از فرماندهان و طراحان نظامى لشكر اسلام بود. هيچ گاه در جنگ‏ها پشت به دشمن نكرد و زره وى، پشت نداشت. در بيشتر جنگ‏ها به عنوان رزمنده و فرمانده‏اى موفق، شجاع و باهوش شركت مى‏كرد و در جنگ‏هاى اساسى چون بدر و اُحُد و خندق و خيبر و ... نقش تعيين كننده داشت. در جنگ احد، با فداكارى آن حضرت، نداى «لافتى الا على لا سيف الا ذوالفقار» جبرئيل در گوش زمان پيچيد و جاودانه شد. در جنگ خندق نيز عبادت جن و انس هم سنگ ضربت حضرت على «عليه‏السلام» قرار گرفت .
فعاليت‏هاى اقتصادى و كشاورزى
امام على «عليه‏السلام» در كنار كارهايى چون تعليم و تعلم، قضاوت و حضور در ميدان جنگ، به كارهاى اقتصادى نيز اهميت مى‏داد و يك كشاورز نمونه بود. در احياى زمين‏ها مى‏كوشيد و ديگران را نيز به كاشتن بذرها و درخت‏ها تشويق مى‏كرد. در روايتى آمده است مردى در نزد حضرت على «عليه‏السلام» يك «وَسَق» خرما ديد، پرسيد : مقصود از گردآورى اين همه هسته خرما چيست؟ فرمود: همه آنها به اذن الهى درخت خرما خواهند شد. راوى مى‏گويد كه امام آن هسته‏ها را كاشت و نخلستانى پديد آمد و آن را وقف كرد .
همچنين در زمينه حفر قنات و استخراج آب كه در سرزمين سوزان عربستان حكم كيميا را داشت، بسيار فعال بود. هم اكنون در راه مدينه به مكه، منطقه‏اى به نام «آبار على » است كه آن حضرت در آنجا چاه زده بود .
امام صادق «عليه‏السلام» مى‏فرمايد :
پيامبر اكرم «صلى الله عليه و آله» زمينى از انفال را در اختيار على «عليه‏السلام» گذاشت. او در آنجا قناتى حفر كرد كه آب همچون گردن شتر فواره مى‏زد . فردى به آن حضرت به جهت توفيق اين خدمت بشارت داد. حضرت فرمود: اين قنات وقف زائران خانه خدا و رهگذرانى است كه از اينجا مى‏گذرند. كسى حق فروش آب آن را ندارد و فرزندانم هرگز آن را به ميراث نمى‏برند .

كلام آخر

حضرت على «عليه‏السلام» با تشويق افراد جامعه به كار و تلاش مى‏فرمايد: هرگز شما را به عملى دعوت نكردم مگر اينكه خود در آن كار پيش قدم بوده‏ام. ايشان به كارهاى رايج آن زمان مى‏پرداخت و با اينكه مسئوليت‏هاى سنگين‏ترى همچون حكومت جامعه اسلامى را به عهده داشت، در زمينه كشوردارى، عدالت اجتماعى، قانون گرايى، زهد و تقوا و دين‏دارى، سرآمد خاص و عام بود. در زمينه فعاليت‏هاى اقتصادى نيز يادگارهاى ارزنده‏اى از خود به خاطره تاريخ به وديعه نهاده است .
اميد كه ره پويان وارسته و رهبران شايسته‏اى جهت پيروى از ايده‏ها، آرمان‏ها و تلاش‏هاى حضرتش باشيم .
پى‏نوشت‏ها :
1. سوره نجم(53) آيه 39 .
2. مصطفى دلشاد تهرانى، اخلاق كارى در سيره نبى «صلى الله عليه و آله»، ص 20.
3. سيد احمد موثقى، اخلاق كار اسلامى .
4. عبدالحسين زرين كوب، تاريخ ايران بعد از اسلام .
5. اخلاق كارى در سيره نبى .
6. عبدالمجيد، معاديخواه، فرهنگ آفتاب، ج 8، ص 4204 .
7. همان، ص 4201 .
8. نهج البلاغه، صبحى صالح، كلمات قصار، ش 118 .
9. اخلاق كارى در سيره نبى، ص 13 .
10. علامه حلى، كشف اليقين فى فضائل امير المؤمنين «عليه‏السلام»، تحقيق: حسين درگاهى، صص 43 و 44 .
11. همان .
12. همان، صص 57 و 58 .
13. جعفر سبحانى، فروغ ولايت، ص 283 .
14. فرهنگ آفتاب، ج 8، صص 4178 و 4179 .
15. فروغ ولايت، ص 296 .
16. همان .

منبع: نشريه ياس – آذر 86- شماره 57


نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391  | 12:03 AM | نویسنده : قاسمعلی
از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد، براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود. زندگي انسان بر محور كار مي‌گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معين است. كليد گشايش هر استعدادي در درون انسان كار است. كار بزرگ‌ترين و شايد زيربنايي‌ترين بخش زندگي انساني است. چرا كه از كار مي‌توان به جوهره دروني افراد پي برد و وقتي اين جوهره‌هاي دروني‌ آشكار شوند و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور برسند مي‌توان به وجود جامعه‌اي پويا اميدوار بود. مكاتب كوناگون بشري ديدگاه‌هاي مختلفي درباره كار داشته‌اند.
در انديشه يونان باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقيرآميز و پست شمرده مي‌شد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا وحاكميت كليسا بر اروپا تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل‌گيري عقايد جديد درباره‌ انسان و دين و دنيا‌، كار جايگاه و اصالت ‌خاصي يافت. در جهان‌بيني اسلامي‌، كار مفهوم ويژه‌اي ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستي را مي‌گيرد و دنيا و آخرت‌ را به هم گره مي‌زند‌. در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوك الهي داراي دو بخش است: بخش مادي و بخش معنوي، بخش ماديش كار است و بخش معنويش نماز، و از اينجا مي‌توان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد. كارگر از نظر قانون كار، كسي است كه به هر عنوان در مقابل دريافت حق‌السعي، اعم از مزد، حقوق، سهم سود و ساير مزايا به درخواست كارفرما كار مي‌كند.
طبقه كارگر يك طبقه اجتماعي است و از افرادي تشكيل مي‌شود كه در مشاغلي كار مي‌كنند كه نياز به قدرت بدني و كار دستي دارد. كارگر از ديدگاه اسلام بسيار محترم و ارزشمند است. كارگران شريف‌ترين انسان­هاي اجتماع هستند، بطوري كه رسول گرامي اسلام(ص) و اميرالمؤمنين ‌علي(ع) و ساير امامان معصوم(ع) از كار كردن‌ به عنوان عملي دنيوي و اخروي كه داراي اجر و ثواب بسيار است ياد نموده و نسبت به آن توصيه‌هاي بسيار شده كرده‌اند. در اين آموزه‌ها، به كارگري كه براي اداره زندگي خانواده‌اش سعي و تلاش مي‌كند عنوان «جهاد كننده در راه خدا اطلاق شده است.» امامان و پيشوايان دين(ع) در سخن و در عمل به مسئله كار و اشتغال تأكيد داشته و از بيكاري به شدت دوري كرده‌اند. در روايات آمده است كسي كه به كار و تلاش مشغول است، از كسي كه كار را رها كرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزون‌تر دارد. و نيز در روايات است كه دعاي بيكار هر چند عابد باشد مستجاب نمي‌شود. همچنين در خبر آمده است كه پيامبر اكرم(ص) كارهاي خانه را انجام مي‌داد و در احاديث ذكر شده است كه امام صادق(ع) فرمود: هر آنكس كه جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند وكالاي مورد نياز خانه را خود حمل كند از تكبر ايمن باشد. در مكتب اسلام دستورهاي متعددي وارد شده كه از مجموع آنها مي‌توان به ديدگاه ارزشي اسلام درباره كار پي برد:
.1 محبوب بودن و قداست شغل
انجام كار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است. مقام معظم رهبري در خصوص قداست شغل مي‌فرمايد: تقدس كار و تكريم كارگر بايد در راس برنامه‌ها باشدو در منطق اسلام، كار، عمل صالح و عبادت است كه اين، جايگاه و ارزش كارگر را در نظام اسلامي نشان مي دهد.
.2منفور بودن بيكاري
در مكتب اسلام ‌بيكاري و نيازمند ديگران بودن امري ناپسند‌ شمرده شده است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: خداوند متعال بيكاري را دشمن انسان مي‌داند.
.3 وجوب كسب معيشت
از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام كار براي تأمين زندگي خود و خانواده است. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: استفاده از صدقه و زكات براي شخص بي نياز، نيرومند، سالم، صاحب مهارت و توانايي جايز نيست.
.4وظيفه اجتماعي انسان و خدمت رساني به جامعه:
مسئوليت اجتماعي شخص مؤمن، رفع نيازهاي جامعه در حد توان است. بر آوردن نيازهاي جامعه واجب كفايي است و شخص بايد در برآوردن آن بكوشد.
.5 رشد عقلاني
كار، وسيله كسب تجربه انسان است و بر رشد عقلاني و اجتماعي او مي‌افزايد. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «‌التجارت تزيد في العقل‌، تجارت عقل را رشد مي‌دهد.
.6كسب آرامش روحي
انسان با كسب درآمد از نظر روحي آرامش مي‌يابد. زيرا فرد نيازمند از نظر روحي در اضطراب و نگراني است پيامبر(ص) مي فرمايد: انسان هر گاه نيازهاي خود را تأمين كند آرام مي‌گيرد.
.7سلامت جسم
با كار، اعضاي انسان توان خود را بروز مي‌دهد. اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: من يعمل يزدد قوه. هر كس كار كند بر توان او افزوده مي‌شود.
.8رفع فقر و تأمين اجتماعي نيازمندان
با كار و تلاش ‌فقر دفع مي‌شود. كسب در آمد باعث مي‌شود فرد بتواند ‌به ديگران كمك كند. فرد بايد در بعد اجتماعي مفيد و مؤثر باشد. امام باقر(ع) مي‌فرمايد:‌ هر كس براي بي‌نيازي از مردم و تلاش براي رفاه خانواده و مهرباني و خيرخواهي به همسايه در طلب مال و امكانات زندگي بر آيد روز قيامت در حالي كه صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات مي كند. در بررسي رابطه مسائل اخلاقي و اعتقادي با كار، ديدگاه كلي اسلام درباره كار مشخص گرديد و معلوم شد كه امور اعتقادي و اخلاقي اسلام مانعي در ايجاد جامعه توسعه يافته نيست. كار اقتصادي ذاتاً مطلوبيت دارد و مؤمن حتي اگر درآمد كافي داشته باشد، نبايد از كار دست بكشد.
مقام معظم رهبري در خصوص كار و كارگر فرموده است: من به كارگران سفارش مي‌كنم در هر بخشي و در هر جايي كه مشغول هستند كار را عبادت بدانند. اين كاري كه شما براي توسعه و پيشرفت كشور مي‌كنيد يك عبادت قطعي است. به مسئولان هم سفارش مي‌كنم كه ارزش طبقات كارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مؤمن را بدانند. كارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند كه وجود آنها چقدر در سرنوشت يك ملت مؤثر است.

نویسنده: زین العابدین روحانی نیا مدیر کل سازمان تبلیغات اسلامی استان گلستان
منیع: سازمان تبلیغات اسلامی استان گلستان


نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391  | 12:01 AM | نویسنده : قاسمعلی
چكیده

بـى تـردیـد مـنـابـع انـسـانى بزرگ ترین سرمایه در مدیریت محسوب مى شود، منابع انـسـانـى را هرگز نباید با امكانات فیزیكى یا تكنولوژیكى مقایسه نمود، همه كسانى كـه در عـرصـه مـدیـریـت مـوفـق بـوده انـد، نـسـبـت بـه نـقـش ‍ و جـایـگـاه بـى بـدیـل مـنـابـع انـسـانـى در مدیریت توجه كامل داشته براى شاءن و منزلت انسان اهمیت و احترام ویژه قائل بوده اند .
ضرورت حضور مدیریت در جمیع عرصه هاى فعالیت انسانى از یك سو، و پیچیدگى هاى حاكم برقاعده مندیهاى روابط انسانى از سوى دیگر، موضوع روابط انسانى در مدیریت را بـرجـسـته و داراى اهمیت به سزایى كرده است . نوشتار حاضر با تمركز بر روابط انـسـانـى در مـدیـریـت كـوشـیده است ابعاد مختلف این موضوع را به اختصار شرح و بیان نماید .
مقدمه

بدون ترید چگونگى روابط انسانى در مدیریت ، تابع نوع نگرش به انسان است . در مـكـتـب اسـلام كـه بـیـش از تـمـام مـكاتب بر ارزش انسان و رشد و تعالى مادى و معنوى او، تـاءكـیـد گـردیده در قلمرو مدیریت نیز توجه كافى به انسان و ابعاد بالاترین اهداف بـه شمار مى آید؛ لذا بدیهى است روابط انسانى در مدیریت نیز مورد توجه بوده است . پیامبر اسلام (ص ) در حدیثى مدیر را نیازمند سه ویژگى مى داند :
1. تقوا، كه او را به خدا متصل نماید و از موج هاى شیطانى بر خاسته از هواهاى نفسانى دور نماید؛
2. سعه صدر كه زمینه ظرفیت روحى و روانى او را ارتقاء بخشد؛
3. مـهـارتـهـاى ارتـبـاطـى كـه بتواند همكارانش را همچون پدرى مهربان در زیر چتر محبت خویش قرار بدهد.229
مـدیریت (Management) در تعریف جامع خود عبارت است از: ((دانش و هنر به كارگیرى مـنـابع سازمانى (انسانى ، مالى ، فیزیكى و اطلاعاتى ) براى دستیابى به اهداف معین به شیوه مطلوب و اثربخش .))230
احـراز نـقش مدیریت و شرط كسب توفیق در آن ، مستلزم احراز دانش ها و مهارتهایى است كه یـكـى از مهم ترین آنها روابط انسانى در مدیریت یعنى هنر ارتباطات انسانى مى باشد، آنـچـه در ایـن نـوشـتـار مـى آیـد گـذرى است بر مقوله روابط انسانى در مدیریت از منظر اسلامى .

اهمیت و ضرورت مدیریت

مـدیـریت ضرورتى اجتناب ناپذیر براى هر سازمان و اجتماع است . چه اینكه در فرض ‍ فـقـدان مـدیـریـت ، رشـتـه امـور از هم مى گسلد و شیرازه كارها به هم مى ریزد. در منابع دیـنـى ، در اهـمـیـت مدیریت حضرت على (ع ) در حدیثى ضرورت وجود مدیریت را چنین بیان فـرموده است : ((لابدّ للناسِ مِن امیرٍ برِّ او فاجرٍ))231 چاره اى نیست براى مردم كه امیر (مـدیـر) داشته باشد، خواه نیكوكار باشد خواه تباهكار. همچنین پیامبر اكرم فرموده است : ((اذا كـانَ ثـَلاثـةٌ فى سَفَرِ فَلْیوُمِّروُا اَحَدُهُم ))232 هنگامى كه سه نفر در سفر بودند، بایستى از یك نفرشان فرمان ببرند . در جایى كه سه نفر نیازمند به مدیر است ، حساب مـجـمـوعـه هـاى بـزرگ تـر كـامـلاً روشـن اسـت . اسـاسـاً یـكـى از مـهـم تـریـن عـوامـل و زمینه هاى رشد و هدفمند با كاربست بهینه منابع و امكانات در كوتاهترین زمان ، بـیـشـتـرین و بهترین دستاوردها را به ارمغان مى آورند. بى تردید وجود چنین مدیرانى ، سرمایه عظیم یك ملت و مملكت به شمار مى رود و رمز اساسى پیشرفت محسوب مى شود .

اهمیت روابط انسانى در مدیریت

در حالى كه تنها از ابتداى قرن بیستم به تدریج تئوریهاى روابط انسانى در مدیریت شـكـل مـدوّن و آكـادمـیـك پـیـدا مـى كـرد، از روزهـاى آغـازیـن ظـهـور اسـلام تـشـكـیـل مـدیـریـت نبوى در قلمرو اداره جامعه اسلامى ، موضوع روابط انسانى در مدیریت مورد اهتمام وافر آموزه هاى اسلامى بود. خوشبختانه از رهگذر آن اهتمام در آموزه هاى دینى ، پژوهشگران عرصه مدیریت اسلامى در این باره از پیشینه بسیار پربارى برخوردارند .
روابـط انسانى از نظر مفهوم شناسى به معناى ایجاد مناسبات انسانى سالم ، به منظور ارتـقـاء رضایت خاطر و نیرومند كردن روحیه افراد و ایجاد اشتراك مساعى بیشتر انسانها مـى بـاشـد؛ روابـط انـسـانى در مدیریت شریان حیات مدیریت و قلب تپنده سازمان است ، دانـش روابـط انـسـانـى بـا ایـجاد محیط سالم ، نشاطانگیز، و آرامش بخش ، موجب بیشترین بازدهى باكمترین هزینه مى گردد .
در عصر عجایب فن آورى ، ما مى توانیم به ماه پیام بفرستیم و فضا پیماهاى پژوهشى را بـر سـطـح مـریـخ بـنـشـانیم ، ولى برقرارى رابطه انسانى با افرادى كه در كنار هم هستیم را دشوار مى یابیم .
نـظـر بـه اهـمـیـت مـوضوع روابط انسانى در مدیریت این نوشتار درنظر دارد به اختصار عوامل و مؤ لفه هاى تسهیل كننده ایجاد روابط انسانى در مدیریت را آفتابى گرداند .

ماهیت روابط انسانى از منظر اسلامى

تحقیقات بیانگر وجود رابطه مثبت بین متغیر روابط انسانى در مدیریت و ارتقا بهره ورى ، سلامت عمومى كاركنان و رضایتمندى شغلى است . به صورتى كه مى توان گفت انسان هـا مـانـند صندوق رمزدار هستند، گشودن درب توانایى و خلّاقیت آنان ، مهارت ، دانش و هنر مـى طـلبـد.آنـچـه مسلم است این صندوق هرگز با تهدید یا زور گشوده نمى شود، بلكه نیازمند دانش انسان شناسى ، مهارت روابط انسانى ، و هنر مهرورزى و محبّت است .
خلل پذیر بُود هر بنا كه مى بینى
مگر بناى محبت كه خالى از خلل است
بـر اسـاس یـافته هاى روان شناختى نظام كنش ورى انسان تحت تاءثیر مستقیم الگوهاى انـگـیـزشـى اوسـت ، و انـگـیزه آدمى برخاسته از نوع دلبستگى محبت آمیزى است كه بدان مـوضـوع پـیـدا مـى كـنـد. از سوى دیگر مقوله محبت در بستر فرهنگ توحیدى و جهت گیرى مـذهـبـى ، مـعـنـاى خـاص یافته ، جلوه ویژه پیدا مى كند. از این رو ماهیت روابط انسانى در چارچوب فرهنگ دینى ، رابطه اى زایشى با ارزشهاى برخاسته از پذیرش قادرى مطلق براى هستى كه محبوب حقیقى به شمار مى رود، نسبت عمیق پیدا مى كند لذا در قرآن كریم فـرمـوده اسـت : ((و الذیـن آمـنـو اشـد حُبّاً للّه )) و ((رُحَما بینهم )) و سرانجام ((یحِبُّهم و یـحـبـونـه )) یـعـنـى خـط مـشى كلى در روابط انسانى عشق و محبت است . ولى محبتى كه در طـول شـعـاع عشق الهى شكل مى گیرد. بنابراین براساس جهت گیرى توحیدى آن روابط سحرانگیز داشته باشد .

آثار روابط انسانى در مدیریت

در پـرتو روابط انسانى سالم و سازنده ، آثار مثبت فراوانى نصیب افراد و سازمان مى گردد. كه برخى از آنها عبارت است از :
1. محیط كارى و سازمانى آرام بخش و نشاطانگیز؛
2. ارتقاء احساس امنیت روحى و روانى ؛
3. نیرومند سازى روحى كاركنان ؛
4. افزایش رضایتمندى از كار و زندگى ؛
5 . شكل گیرى فضاى همكارى و همیارى ؛
6 . تشكیل صمیمیت و اخوت اسلامى ؛
7. ایجاد زمینه رشد و بالیدگى مادى و معنوى ؛
8 . ارتقاء سطح سلامت عمومى و بهداشت روانى ؛
9. پیشگیرى از هَدَرْ رفتِ انرژیهاى مادى و معنوى ؛
10. جلوگیرى از كم كارى و بى كارى پنهان ،
11. ارتقاء بهره ورى و سطح تولید،
بـطـور كـلى بـذل تـوجـه بـه روابـط انـسـانـى در مـدیـریـت ، حداقل متضمن دو فایده بزرگ است :
اوّل : مـدیـر از ایـن طـریـق مـى تـوانـد از نـیـازهـا، كمبودها و گرفتاریهاى افراد مجموعه مـدیـریـتى خویش ، آگاه و مطلع گردد و بدین وسیله با آنها همدلى و دلجویى نموده ، در حـد تـوان در رفـع مـشـكـل ایـشـان اقـدام نماید، تا انگیزه افراد را براى تلاش و همكارى تقویت كند .
دوم : از طـریـق آشنایى با مشكلات كاركنان ، مدیر مى تواند از مشكلات سازمان نیز آگاه گـردد، و با تدابیر و اقدامات مقتضى از بروز مشكلات پیچیده جلوگیرى تصمیم گیرى نـا مـقـبـول گـردیـده باعث انحراف از اهداف و ماءموریت شود. برخى از پیامدهاى منفى بى اعـتـنـایـى بـه روابـط انـسـانـى در مـدیـریـت بـه شـرح ذیل است :
1. تقاضاى مرخصى هاى نا بهنگام ؛
2. ابراز كسالت ، بى حالى و خستگى ؛
3. افزایش ضریب اشتباهات و حوادث كارى ؛
4. بروز تعارض منافع بین افراد؛
5 . ایجاد كدورت و دشمنى بین كاركنان ؛
6 . افزایش نقل و انتقالات بى مورد؛
7. بى نظمى و سرپیچى از مقررات ؛
8 . افزایش غیبت هاى غیر مجاز و اقدام به توجیه آن ؛
9. آمادگى براى بروز اختلالات روانى ؛
10. احساس كهترى و درماندگى .233
نـظـر بـه آثـار و پـیامدهاى موضوع روابط انسانى در مدیریت ، ضرورت دارد با رعایت نـكـاتـى در جـهـت غـنـى سـازى روابـط انـسـانى فضاى كارى مناسب و مطلوب براى ایجاد هـمـكـارى ، و مـهـرورزى بـیـن افـراد فـراهم گردد: برخى از نكات كاربردى در این باره عبارت است از :
1. گزینش مسئول نیروى انسانى سالم و دانا؛
2. توجه علمى به تناسب نظام پاداش و تكلیف ؛
3. توجه علمى و عادلانه به نظام تشویق و تنبیه ؛
4. ایجاد فضاى رقابت مثبت و سازنده ؛
5 . توجه به نظام آموزش ، بویژه آموزش مهارتهاى روابط انسانى به مدیران ؛
6 . نهادینه سازى نظام نظارتى و انضباطى ؛
7. توجه عملى به ایده ها و اندیشه هاى سازنده افراد؛
حـضـرت عـلى در ایـن زمـیـنـه فرموده است : ((آن گونه از آنان تفقد نما كه پدر و مادر از فرزندانشان تفقد و دلجویى مى نمایند)).234
بـه عـنـوان مـثـال در صـورت بروز واقعه اى نظیر جشن یا عزا، براى هریك از كاركنان ، تـفـقـد مـدیـر و حـضـور وى در مـراسـم ، نـمـونـه اى از بذل توجه و تفقد پدرانه به شمار مى رود .
پیش نیازها و لوازم تحكیم روابط انسانى در مدیریت از منظر اسلامى
آنچه بیش از هر چیز در الگوى روابط انسانى مؤ ثر است . نوع نگرش به جهانِ هستى و انـسـان اسـت . در نـگـرش تـوحـیـدى ، حـریـم خداوند محترم ، عدالت مقدس و انسان موجودى ارزشـمـنـد و اشـرف مـخلوقات آفرینش محسوب مى شود. در این چارچوب هنجارها و ارزشها داراى اعتبار و ضمانت درون ذات دارد و حضور خداوند در تمام عرصه هاى فردى و اجتماعى پذیرفته شده است .
بـرخـى از پـیـش نـیازها و لوازم تحكیم روابط انسانى در مدیریت از منظر اسلامى عبارت است از :
1. عـدالت ؛ عـدالت بـا ارزش تـرین معیار زندگى تعالى بخش است ، عدالت مبناى تمام حـركـت هاى صحیح است ، با وجود عدالت ، همه چیز در جاى واقعى خود قرار مى گیرد، هر كـس بـه حق خود دست مى یابد، با عدالت همه امور سامان بهنجار مى گیرد، وقتى عدالت رعـایـت گـردد كـسـى نـاچـار نـمـى شـود حـق خـود را از طول تاریخ رنج بشر پیش از كمبود امكانات مختلف ، از بى عدالتى و تبعیض بوده است . بـى تـردید بى عدالتى و تبعیض ‍ یكى از بیماریهاى روانى رایج مدیریت به شمار مـى رود كـه بـر روابـط انـسـانـى سـالم در مـدیـریـت خلل وارد مى كند .
2. اعـتماد؛ وجود اعتماد پایه و مایه اصلى روابط انسانى به شمار مى رود، اعتماد تاءمین كننده روابط انسانى سالم و تضمین كننده پایدارى آن است .235
3. نـرمـى و مـدارا؛ هـیـچ عاملى نظیر ((رفق و مدارا... در تحكیم روابط انسانى اثر بخش ‍ نـیـسـت ، قـرآن مـجـیـد یـكـى از دلایـل تـوفـیـقـات شـگـفت انگیز در مدیریت نبوى (ص ) را، عامل رفق و مدارا و ملایمت آن حضرت بیان فرموده است :
فـَبـِمـــَا رَحـْمـَةٍ مـِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَ نفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ. (آل عمران : 159 )
پـس بـه مـوجـب لطـف و رحـمـت الهـى بـا آنـان نـرم خـو و نـرم دل شدى ، و اگر تند خو و سخت دل بودى قطعاً از پیرامون تو پراكنده مى شدند، پس از آنان در گذر و بر ایشان آمرزش بخواه و در كارها با آنان مشورت نما .
تـحـول عظیمى كه توانست مدیریت نبوى (ص ) در جامعه بدوى آن روزگار بوجود آورد و از مـردم جـاهـل ، بـى فـرهـنگ و بت پرست و خرافى ، انسان هاى پاك ، وارسته ، متعالى و مـحـبـوب تـربـیـت نـمـایـد، این نبود مگر در پرتو مدیریت و صمیمیت و اخوت اسلامى ، در پرتو ارزشهاى دینى .
حضرت على (ع ) نیز در این باره فرموده است : ((الرِّفقُ یؤَدى الى السِّلم ))؛236 رفق و مدارا به آشتى و سازگارى مى انجامد. همچنین فرموده است : كسى كه در امور، رفق و مدارا در پیش گیرد، به آنچه از مردم مى خواهد دست مى یابد.237
4. مـحـبـت ؛ خـداونـد مـتـعـال ، انـسـان را بـه گـونـه اى آفـریـده اسـت كـه جـان و دل او شـیفته و تشنه محبّت است ؛ شخصیت آدمى چنان است كه اگر از كسى محبت بیند، جذب او مـى گردد و كمر به خدمت وى مى گمارد، كه فرمود: ((الانسان عبید الاحسان ))؛ آدمى عبد احـسـان است . بى گمان یكى دیگر از اسرار توفیق مدیریت نبوى (ص ) در میان آن جامعه بدوى ، همانا راءفت و محبت بود، خداوند در معرّفى این بُعد از سیماى نبوى فرموده است : ((مـا تـو را جـز بـه عـنـوان رحـمـتـى بـراى جهانیان نفرستادیم ))238 و در آیه اى دیگر فـرموده است : ((همانا رسولى از خودتان به سوى شما آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است و بر هدایت شما بسیار حریص و نسبت به مؤ منان ، به آسانى و مهربان است ))239 در سایه راءفت و محبّت است كه انسان مى تواند نه تنها از اشتباهات دیگران به آسانى درگـذرد، بـلكـه بـدیـهـاى ایـشـان را بـه خـوبـى پـاسـخ بـدهـد . خـداونـد مـتـعـال در ایـن باره در سوره فصلت آیه 34 دید) همان كس كه میان تو و او دشمنى است ، گویى دوستى گرم و صمیمى بر قرار است .))
5 . سعه صدر؛ یكى دیگر از لوازم و پیش نیازهاى ایجاد روابط انسانى اثر بخش داشتن سـعـه صـدر و ظـرفـیت روحى است . هر مدیرى براى كسب موفقیت نیازمند همكارى مشتاقانه همكاران خویش است .
تـحـقق همكارى و همیارى مستلزم وجود سعه صدر در روابط انسانى است . حضرت على (ع ) مـهـم تـریـن وسیله لازم براى مدیریت را داشتن سعه صدر و سینه اى گشاده مى داند و مى فرماید :
آلةُ الرّیاسَةِ سِعَةُ الصدر .
6 . خـیرخواهى ؛ در صورتى انسان خیر خواه دیگران خواهد بود كه در روابط بین فردى خـود مـعـیـار قـرار دهـد یعنى آنچنان با دیگران رفتار كند كه دوست دارد با او چنین رفتار شود، مدیر خیر خواه همراه دغدغه مصلحت خود و سازمان نسبت به وضعیت كاركنان نیز حساس و مـتـعـهـد اسـت . خـیـر خـواه دیـگـران بـودن بـاعـث پـخـش بـذر مـحـبـت در دل ایشان مى گردد، در محبت همان اكسیر اعجاب آمیز دستگاه وجود انسان هاست . حضرت على (ع ) فـرمـوده اسـت : ((النـّصـیـحـةُ تُثْمِرُ دریافت مقدارى سوخت ، بدون احساس و عاطفه و ادراك و شـعـور، كـار انجام مى دهد، از آنان توقع كارداشت خیر خواهى و همدلى مدیر باعث ارتـقـاء انـگـیـزه كـار و تـلاش در كاركنان مى گردد، خیر خواهى مدیر بدین معنا نیست كه مـدیـر صـبر كند تا مشكلات بزرگى براى افراد پیش آید و آن گاه در جهت رفع آن به یـارى او بـشـتـابـد، بـلكـه گـاهـى یـك دلجـویـى و احـوال پـرسـى سـاده مـى تـوانـد تاءثیر شگرفى در روحیه طرف برجاى بگذرد و تا مدتها او را دلگرم سازد .
7. تـواضـع ؛ هـیـچ گـاه بـا فـخر فروشى و خود بزرگ بینى روابط انسانى سالم و نیروبخش ‍ متحقق نمى گردد. حضرت على (ع ) خطاب به مالك اشتر مى فرماید :
((زنـهـار بـیـن خـود و كـسـانـى كـه بـر آنـهـا حـكـم مـى رانـى حـجـاب جـاه و مـقـام حائل نكنى .))240
امـیـر المؤ منین (ع ) در فرازى از نامه اى كه به محمد بن ابى بكر حاكم مصر مى نویسد فـرمـوده اسـت : ((بـالت را بـراى مردم بخوابان (فروتن باش )... و با آنان گشاده رو باش ، و بین آنها در نگاه كردن تفاوت نگذار (تبعیض روا مدار).241
8 . جـاذبـه هـاى فـیـزیـكـى ؛ بـه طـور كلى همه افراد داراى حس زیبایى شناسى و زیبا گـرایـى هـسـتـنـد، جـاذبه هاى ظاهرى همچون مرتب بودن ، پوشش شیك ، صداى دلنشین و ملایم ، هماهنگى میان اندیشه و رفتار، و توازن در بینش و نگرش همه مى تواند تاءثیر تـعـیـین كننده اى بر روابط انسانى داشته باشد. اسلام نیز در این باره سفارش فراوان بـه امـر مـسـواك و اسـتـعـمـال عِطر خوش ، آراستگى ظاهرى شده است ، و حتى توصیه به تـقـدیـم امام جماعت خوش سیما بر دیگران در فرض تساوى شرایط گردیده است كه امین امور همگى بیانگر نقش مثبت عامل یاد شده در جامعه است .242

توصیه هاى مشاوره اى

بـه مـنـظـور تـحـكـیـم روابط انسانى به مدیران توصیه مى گردد نسبت به نكات زیر توجه كنند و اهمیت قائل باشند .
ـ در هـر مـقـامـى كـه هستید، هیچ گاه خود حقیقى خویش را فراموش نكنید، ((اَنا عبدك الضعیف الذلیل الحقیر المسكین المستكین ))243
ـ خـود را مـشـتـاق پـیـشـرفـت كاركنانتان نشان بدهید، و به راستى نیز چنان باشید، و راه ترقى و پیشرفت را بر آنان مسدود نكنید؛
ـ در برابر كاركنان حالت پر ترس و باز پرسى به خود نگیرید، تلاش و كار ایشان را با بلندنظرى ارزیابى نمائید؛
ـ ارزش كار نیك را بشناسید و به هنگام خود قدردانى كنید؛
ـ بـراى شـنـیـدن مـطـالب و نـقـطـه نـظـرهـاى كـاركـنـان آمـادگـى داشـتـه بـدان اهـمـیـت قائل شوید، بكوشید در این باره شنونده فعال باشید؛
ـ در اظهار نظرها و قضاوتهاى جانب انصاف را در نظر بگیرید؛
ـ به رویدادها جنبه شخصى ندهید؛
ـ هرگز نزد دوستان ادارى با بیهوده گویى وقت را صرف نكنید؛
ـ كـاركـنـانـى كـه مـى خواهند شما را ملاقات كنند، حتى المقدور بى درنگ بپذیرد و عاطفى برقرار كنید؛
ـ از بیمارى روانى رایج مدیریتى یعنى تبعیض به شدّت دورى كنید؛
ـ بیش از آنچه مى گوئید عمل كنید، رفتار شما گویاتر از گفتار شماست ؛
ـ سـعـى كـنید در تمام صحنه هاى شادى و غم كاركنان ، خود با نماینده شما حضور داشته باشد؛
ـ به قول و قرارهاى بین خود و همكارانتان ملتزم باشید؛
ـ گـرچـه مـمكن است تعریف و تحسین بیشتر مارا مسرور كند، ولى بیش از آنها بر انتقادات سازنده و خیر خواهانه بها و ارزش بدهید .
ـ حریم حرمت شخصیت افراد را عمیقاً پاس بدارید .
ـ بـدون تـكـلّف در جمع كاركنان حاضر شوید، هرازگاه نظر همگان از امكانات و سرویس هاى عمومى استفاده نمائید؛
ـ بـه رشـد و بـالنـدگـى مـادى و مـعنوى كاركنان قلباً و عملاً اهمیت بدهید، و از رشد آنها نهراسید؛
ـ هـمـواره بـه یـاد داشـتـه باشید كلید طلایى در روابط انسانى معیار قرار دادن خود است یـعـنـى چـنـان رفـتـار كـن كـه مایل هستى با تو آن گونه رفتار شود. و بدانید آنچه با تـهـدیـد در صـدر رسـیـدن بـدان هـسـتـیـد، بـا راءفـت و مـحـبـت راحـت تـر و كـامـلتـر حاصل مى گردد.244

نتیجه گیرى

بدون شك مشكل اساسى اجتماع ما، مسئله كمبودها نیست ، بلكه موضوع ضعف برخى مدیریت هـا اسـت ، كـه چـاره آن دورى جـسـتـن از خـود باختگى در حیات بخش ‍ اسلامى است . الگوى مدیریت اسلامى با وجود توجه كامل به شیوه ها و راهكارهاى نوین ، نگرشى توحیدى به انـسـان داشته وى را سرمایه بى بدیلى مى شمارد كه داراى شاءن و منزلت قُدسى است از ایـن نـظـر غـایـت تـمـام فـعـالیـت هـا و مـدیـریـت هـا، تـحـقـق رشـد و بـالندگى مادى و تكامل و تعالى معنوى انسان براى وصول به قرب حق است .
روابـط انـسـانـى عـنـوان قلب تپنده مدیریت و سازمان تنها در پرتو مؤ لفه هاى همچون عـدالت ، مـحـبـت ، تـواضـع ، مـدارا و خـیر خواهى متحقق مى گردد. رعایت روابط انسانى در مدیریت باعث مى گردد اهداف مادى و معنوى مورد نظر در مقیاس فرد و سازمان به صورت كامل تر، سریع تر و با هزینه كمتر بدست آید .

پینوشتها :

229. اصول كافى ، ج 1، ص 407 .
230. آقـا پـیـروز، عـلى و هـمـكـاران ، مدیریت در اسلام ، سمت ، تهران ، 1383، ص 4 ؛ و علاقه بند، مدیریت رفتار سازمانى ، ص 5 .
231. نهج البلاغة (فیض الاسلام ) خطبه 40 .
232. كنزالعمال ، ج 6، ص 717، ح 17550 .
233. آشـفـتـه تهرانى ؛ امیر، روابط انسانى در مدیریت ، دانشگاه اصفهان ، بى تا، ص 18.
234. نهج البلاغه ، نامه 53 .
235. ر. ك : عـلى آبـادى ،عـلیـرضـا، مـدیران جامعه اسلامى ، رامین ، تهران ، 1377، ص 300 .
236. غررالحكم ، ح 902 .
237. نهج البلاغة ، نامه 26 .
238. انبیاء، آیه 107 .
239. توبه ، آیه 128 .
240. نهج البلاغه ، نامه 68 .
241. نهج البلاغه ، نامه 27 .
242. ر. ك : بحار الانوار، ج 16، ص 248، ج 73، ص 131، ج 76، ص 300، و رساله هاى علمیه مراجع تقلید شرایط مستحبى امام جماعت .
243. مـحـدث قـمـى ، شـیـخ عـبـاس ، مـفـاتـیـح الجـنـان ، دعـاء كمیل .
244. بـراى مـطـالعه تفضیلى در این باره ر. ك : مدیریت در اسلام ، انتشارات پژوهشگاه حـوزه و دانشگاه ، 1382، روابط انسانى در مدیریت ، نشر رامین ، 1368، روابط انسانى در مدیریت و سازمان ، نشر رامین .

یداللّه كوثرى
برگرفته از: hawzah.net

 



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:58 PM | نویسنده : قاسمعلی
فرآیند مدیریت از جمله مسائل بسیار مهم جوامع بشری است و از آنجائیكه انقلاب اسلامی ایران حاكمیت اصول و ارزشهای الهی بر محیط اجتماعی از جمله نهادها و سازمانهای مربوط به آن را ضروری ساخته است ، بنابراین تبیین رسالت مراكز علمی و پژوهشی بویژه مدیریت اسلامی در تحقق اهداف نهضت تولید علم یكی از آرمانهای بسیار مهم این نظام محسوب می شود . 

مدیریت اسلامى شیوه ‏اى از مدیریت است که تمامى افراد یک مجموعه را به صورت انسانهاى مسئول و متأثر از ارزشها با جهت‏ دهى نظام ارزشى ‏اسلام در نظر می گیرد . داشتن صبغه الهى در کارها، شاخصى تعیین کننده در نظام مدیریت اسلامى است، به این معنا که دستگاه ‏اسلامى باید به گونه ‏اى باشد تا نیروها در آن به کارى تشویق شوند که رنگ الهى داشته باشد.


درمدیریت اسلامى، نگرش الهى وجود دارد یعنى به‏ انسان با این دید نگریسته مى‏ شود که وى لایق کرامت انسانى بوده و مستعد رسیدن به قرب الهى و نیل به مقام جانشینى خدااست. بنابراین در راستای تحقق به این اهداف و در جهت ارتقاء سطح دانش و تولید علم و تبیین نقش مدیریت اسلامی دانشگاه ها در گسترش دانش و در جهت عمل به رهنمودهای مقام معظم رهبری و تأكید ایشان بر ضرورت راه اندازی نهضت علمی این مقاله با عنوان « مدیریت اسلامی و نقش آن در تولید علم» ارائه می گردد.
واژگان كلیدی: تولید علم، مدیریت اسلامی ،نظام ارزشی.
مقدمه:
مدیریت اسلامى شیوه ‏اى از مدیریت است که تمامى افراد یک مجموعه را به صورت انسانهاى مسئول و متأثر از ارزشها با جهت‏ دهى نظام ارزشى ‏اسلام در نظر می گیرد .وجه تمایز مدیریت اسلامى از دیگر نظام ‏ها در نظام ارزشى است که نشأت گرفته از جهان ‏بینى الهى ‏مى ‏باشد. این جهان بینی کل جهان هستى را به صورت مجموعه ‏اى هماهنگ و هدفدار مى‏بیند که سنت‏هاى ربوبى بر آن حاکم است. در این نوع اداره جامعه، شرافت انسانى مد نظر است و قواى نباتى و حیوانى در واقع، زمینه ‏ساز رشد انسانى و کمال معنوى و ابزارهایى براى رسیدن به درجات بلند و سعادت جاودانى است.بنابراین، باید در تعیین اهداف و خط مشى ‏هاى سازمان، اصالت را به‏ ارزش ‏هاى معنوى داد . به این معنا که اسلامى بودن سازمان اقتضا دارد ‏در حیطه فعالیت آن، اهداف معنوى و هنجارهاى مربوط به آن رعایت‏ شده و نه تنها تأمین منافع مادى موجب پایمال کردن مصالح انسانى ‏نشود، بلکه حتى ‏المقدور سعى بر این باشد که منافع مادى در جهت‏ مصالح انسانى و مقدمه ‏اى براى توسعه و تعمیق بینش ‏هاى الهى و ترویج ‏شعائر اسلامى قرار گیرد.مدیریت واهمیت آن در مراکز آموزشی الف ) معنی مدیریت: مدیر در لغت از كلمه «دَوْرْ» به معنی گرداننده ، آنكه می گرداند آمده است (1) و در اصطلاح اداره كننده اداره یا مؤسسه و مكانی را گویند ، ولی امروز با پیشرفتهای سریع سازمانهای انسانی كه در اثر گسترش تمدن و آشكار شدن نیازهای فراوان برای زندگی كردن به وجود آمده است ،‌مدیریت غیر از معنای لغوی ،‌به مفهوم «هدایت كردن» یا به كارگیری مجموعه ای از آگاهیها و توانائیها شكل یافته است كه بدین وسیله ،‌فرد با ایحاد هماهنگی در سازمان ، بازده آن را افزایش می دهد (2) مدیریت در مفهوم «هدایت كردن» امروزه به صورت یك تخصص جلوه گر شده و از فلسفه ، روش و فن خاصی برخوردار است، و بهمین خاطر در دنیای پیشرفته كنونی به انواع مختلف مدیریت از جمله مدیریت بازرگانی ،‌مدیریت صنعتی ، مدیریت آموزشی، مدیریت سیاسی و … بر می خوریم كه هر یك در حوضه مدیریت خود اهمیت ویژه ای دارد . از این جهت است كه برخی مدیریت را عبارت از فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تأمین هدفهای سازمانی به نحو مطلوب از طریق استفاده مؤثر و كارآمد از منابع كمیاب در یك محیط در حال تغییر ، می دانند. (3)
بنابراین مدیریت عبارت است از علم و هنر یافتن به كار گماردن شایسه‌ترین افراد ،‌تلفیق مساعی فكری و هماهنگ كردن این مساعی در جهت هدف یا هدفهای مورد نظر یك سازمان
ب)اهمیت مدیریت:یكی از دانشهای بی شمار عصر حاضر كه همه دولتها به آن توجه دارند ، علم مدیریت است كه حیطه وسیعی یافته و مانند همه علوم دیگر قابل تعلیم و تعلم است . این دانش دارای زبانی ویژه و فرهنگی مستقل ، كه برای بدست آوردن آن باید به فرهنگ و زبان آن آشنایی لازم پیدا كرد ، در غیر این صورت انتظار بهره مندی از این علم نمی رود و باید مدیریت سنتی را به مدیریت مدرن امروز تبدیل كرد . بویژه برای مدیران مراكز علمی و دانشگاهی این نظام كه داعیه رهبری جهان اسلام را پس از قرنها و با زحمات زیادی به لطف و خواست خداوند متعال پیدا كرده اند ، به علم مدیریت برای تنظیم و پیشبرد آرمانهای مقدس اسلام و سنت رسول الله (ص) كمتر از نیاز به علوم دیگر نیست ، بویژه در زمانی كه همه نیروهای اسلامی و علاقمند ما برای یك جهش بزرگ بسیج شده اند.از طرف دیگر رویارویی كشور ما با استكبار جهانی ایجاب می كند و هر چه سریعتر به دانشهای جدید دست یابیم و به ارزشهای بسیار عمیق و پر محتوای اسلام تمسك جسته و آن دو را در هم آمیخته و با توجه به رعایت تمام شئونات و دستورالعملهای شریعت و مدیریت اسلامی بتوانیم ترفندها و نیرنگ های شیطانی را كه برای شكست ما طرح می كنند ، خنثی كنیم. در چنین شرایطی، مدیران باید برای پشتیبانی دقیق سیاست ها و ترفندهای اهریمنان و راههای مقابله با آنها آمادگی داشته باشند.(5) اهمیت مدیریت بویژه مدیریت اسلامی در منابع علمی بر هیچ كس پوشیده نیست ، نظر سنجی ها نشان میدهد كه در چهار دانشگاه آزاد اسلامی در شمال خراسان 71% دانشجویان و 93% كاركنان و 69 % اعضای هیئت علمی از نحوه مدیریت هایی كه ارزشی بودند و شئونات اسلامی در این دانشگاه ها بیشتر رعایت می شده است، رضایت دارند. در همین راستا تولید علم و شركت اعضای هیئت علمی این دانشگاه ها در همایشهای مختلف بیشتر بوده است(6)
البته مدیریت به مفهوم امروزی ، خاص قرون اخیر است . توسعه صنایع و پیدایی و گسترش سازمانهای مختلف ، مسائلی را به وجود آورد كه حل و فصل آنها به مدیر علمی و جهان بینی مدیریت نیاز داشت . بر همین مبنا ، امروزه تحقیقات علمی در زمینه های مدیریت، بخش وسیعی از تحقیقات و مطالعات اجتماعی را به خود اختصاص داده است و دانشمندان و پژوهشگران دانش مدیریت در سراسر جهان نظریه های گوناگونی را با تكیه بر مشرب فكری خود پیشنهاد و ارائه كرده‌اند. رابطه مدیریت بااسلام
با توجه به نكات یاد شده، اكنون می توانیم موضوع اصلی بحث، یعنی رابطه اسلام با مدیریت را مورد بررسی قرار دهیم و منظور از اسلامی بودن مدیریت را بیان كنیم. نخست به معانی مختلفی كه ممكن است از تعبیر «مدیریت اسلامی» اراده شود اشاره می كنیم. از جمله معانی مدیریت اسلامی، بررسی شیوه مدیران مسلمان در طول تاریخ امت اسلامی است مخصوصاً مدیران جوامع كلان مانند خلفا و سلاطین و دیگر زمامداران كشورهای اسلامی و نیز وزرا و امرایی كه عملاً عهده دار سیاستگزاری و اداره این كشورها بوده اند. بدیهی است چنین كاری كه تتبع فراوانی در تاریخ كشورهای اسلامی را می طلبد تنها ارزش یك پژوهش تاریخی را خواهد داشت. معنای دیگری كه قریب به معنای اول و متفرع بر آن است، تحلیل شیوه های مدیریت مدیران مسلمان و نشان دادن خصلتهایی است كه از مسلمان بودن آنان نشأت می گرفته است. این كار هر چند فواید بیشتری دارد و حتی می تواند به عنوان وسیله ای برای شناختن مدیریت اسلامی تلقی شود ولی راهی پرپیچ و خم و نیازمند به تشخیص موارد تلاقی اسلام با مدیریت و شناخت دقیق خصلتهایی است كه از مسلمان بودن مدیران نشأت می گیرد مگر این كه تنها به بررسی شیوه مدیریت پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و پیشوایان معصوم(علیهم السلام) ـ طبق عقاید شیعیان ـ بسنده شود كه مطابقت رفتارشان با موازین اسلام ناب، ضمانت شده است، و بازگشت آن به این است كه سیره پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در مورد اداره جامعه را به عنوان یكی از منابع شناخت شریعت اسلام تلقی كنیم و در كنار قرآن و سنت لفظی (الفاظی كه از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نقل شده است) به عنوان سنت عملی به آنها استناد نماییم. مدیریت اسلامی و تأکید بر نظام ارزشی اسلام در مدیریت اسلامى، نگرش الهى وجود دارد یعنى به‏ انسان با این دید نگریسته مى‏ شود که وى لایق کرامت انسانی بوده و مستعد رسیدن به قرب الهى و نیل به مقام جانشینى خدا است.از آنجا که هدف مدیریت ‏اسلامى هدایت و رشد انسان‏ ها است، مدیر اسلامى به فراخور افراد سازمان ‏خویش، پیوسته در پى آن است که همگام با پیشرفت مادى مؤسسه و فراهم شدن امکانات مادى براى کارکنان، به رشد و تعالى معنوى افراد سازمان نیز بیندیشد.در نظام مدیریت اسلامى، انسان مسئول اعمال خویش است در حالى که در نظام ‏هاى دیگر، مانند حربه‏ اى تلقى می شود که به انسان ‏قدرت مى‏ دهد تا در عرصه تمایلات شخصى‏ خویش ‏کوشش‏ نماید و به ‏اهداف‏ شخصى‏ و سازمانى‏ خود دست ‏یابد.در نظام مدیریت اسلامى، بیشترین اهمیت‏ به مهارت ارتباط با خدا داده مى ‏شود که "تقوا" نامیده مى‏شود. حتى ارزش و مقام ‏هر کس با تقوا ارزیابى مى‏گردد و با ارزشترین افراد با تقواترین ‏آن‏ها شمرده مى‏شوند، اگر مدیر مهارت ارتباط با خدا را داشته باشد خروج ‏از مشکلات برای وی آسان و سهل شده و بهتر مى‏تواند از مشکلات رهایى ‏یابد . انسان در آینه ارتباط، هم نیازمند رابطه با خداست و هم خلق خدا مدیران نیز در هرم سازمان اسلامى نیاز به هر دو مهارت دارند. شک نیست که مدیر با داشتن مهارت دوم، مى‏تواند استعدادها و منابع ‏انسانى را جذب کرده و موجب حل معضلات اجتماعى گردد. با توجه به برقرارى ارتباط و وابستگى قوام اجتماع به آن، دارا بودن توانایى انسانی براى مدیران ضرورى است.نیاز به مردم، اصلى است که یک مدیر باید پیوسته به آن توجه داشته و طورى عمل کند که بتواند از امکانات آنها بهره ‏ورى نماید. سایر مهارتها نیز با اندک تفاوتى در مراحل بعدى قرار مى‏گیرند، اگرچه بعضى مواقع به مهارت فنى اهمیت داده مى‏شود و گاهى نیز مهارت ‏ادراکى ارزش می یابد. در نظام مدیریت اسلامى نیز اگر چه انسان محور است، اما فقط انسان‏ عامل کلیدى نیست، بلکه رضایت عموم مردم، اعم از افراد درون مؤسسه‏ یا اشخاص مرتبط با آن نیز عامل کلیدى سازمان محسوب می شود، به عبارت دیگر رضاى حق ‏تعالى، که در خشنودى رعیت نهفته شده، عامل ‏بسیار مهمى است که در بستر جامعه باید به اندیشید.در ارتباط با چنین طرز تلقی از مدیریت افرادی كه عهده دار چنین وظایف ومسئولیتهائی می شوند باید دارای صفات وویژگیهایی باشند تا بتوانندگرایش دلهای همكاران ودیگر افراد را نسبت به هدفهای موسسه تحت سرپرستی از این طریق تامین نمایند كه باتوجه به اهمیت موضوع به پاره ای از این صفات وویژگیها ذیلاً اشاره می شود:

ایمان به خداوند متعال نخستین واساسی ترین ویژگی برای مدیر با توجه به معیارهای اسلامی ایمان قلبی وعملی او به خداوند تبارك وتعالی است .زیرا« معیار گرایش دلهای مردم به یك نظام حكومتی ایمان وعمل صالح مسئولان آن نظام وكارگزاران آن حكومت است وخداوند تنها در پرتو اعتقاد صحیح دولتمردان ورفتار شایسته خدمتگزاران است كه محبت مردمی را پشتوانه آنان قرار می دهد.»(25) انعكاس ایمان فرد مومن در صفات، حالات ورفتار او براساس فرمایش امام صادق (ع) بدین شرح است:به هنگام شداید وسختیها سنگین وآرام باشد. به هنگام گرفتاریها وآزمونهای ناخوش آیند دنیا بردبار باشد به هنگام فراخ روزی وآسایش ورفاه سپاسگزار وشاكر باشد بارش را به دوش دوستانش نیفكند ویا آنكه به خاطر عوالم دوستی بارگناه آنان را به دوش نكشد. بدنش در طاعت از خدا وخدمت به خلق خداوند رنج وتعب باشد مردم از ناحیه او در آسایش ودارای خاطری آسوده باشند.»(26)

2-اعتقاد وتعهد در كار اگر مدیر تمام كارهایش براساس تكلیف شرعی وبرای رضای حق باشد، مسلماً خود را در خدمت به مردم مسئول ومتعهد می داند و همه كارهایش درست واخلاقی می شود: قُلْ اِنَّ صَلاتی وَنُسُكی وَ مَحْیای وَ مَماتی لِلّهِ رَبَ الْعالَمینَ .(27) اگر مدیر مومن وبا تقوی باشد دركارش موفق خواهد بود، چنانكه امام علی (ع) می فرماید: «تقوی كلید درستی واندوخته روز قیامت است ، آزادی است كه از قید هر رقیب ، نجات است از هر بدبختی .»(28) همچنین تعهد وغمخواری مدیر متعهد نسبت به مسلمانان دیگردر حدیث نبوی چنین آمده است : «مَنْ اَصْبَحَ وَلایهْتَمَ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیسَ بِمُسْلِمِ = هركس شب را به صبح رساند وهمتش خدمت به مسلمانان نباشد مسلمان نیست .»(29) در نتیجه مدیر با تقوی و متعهد همواره خود را در معرض بازخواست خدا می بیند وتمام اعمال خود را مطابق موازین وارزشهای الهی تنظیم می نماید.

3-تخصص ومهارت داشتن تخصص و مهارت در كار از ویژگیهای بارز مدیریت اسلامی است .تجربیات عملی نشان می دهد كه اهل فن به دلیل معلومات واطلاعات تخصصی خود ، نفوذ چشمگیری در سایر افراد سازمان دارند. نتایج بررسیهای متعدد نیز این موضوع را تائید می‌كند، چنانچه افراد یك اداره قبول داشته باشند كه مدیر آنان در رشتة مربوط صاحب نظر و اهل فن است ، با میل ورضایت بیشتری از او تبعیت می كنند، به نظر بعضی كارشناسان علم مدیریت ،داشتن اطلاعات ،بویژه اطلاعات ومعلومات فنی وتخصصی ،یكی از صفات تقریبا عمومی مدیر به شمار می رود.چنانچه گفته اند: تا هنگامیكه افراد واجد صلاحیت را برای پست مدیریت انتخاب نكنیم وآموزشهای لازم به آنان ندهیم ، در صد مدیران شایستة جامعه تا آن میزان نخوهد بود كه بتوان مشكلات مربوط به بازسازی كشور را به نحو موثر حل كرد(30) .حضرت رسول اكرم (ص) می فرمایند: هركس بدون آگاهی كاری را صورت دهد فساد آن بیش از اصلاح آن خواهد شد.(31)

انعطاف پذیری وپرهیز از خود محوری توجه به نگرشها اندیشه های دیگران سبب می شود كه انسان از گرایش به جزعی بودن وخود كامگی دور ماند، هر مدیری می تواند با پی بردن به اندیشه ها وپیشنهادهای همكارانش، بهرة فراوانی به دست آورد، اما استفادة درست از نظریات دیگران باید از تواناییهای باریك تشخیص وتمیز برخوردار باشد. به طور كلی، مدیران باید این فرمان الهی را دستور كارخود قرار دهند، آنجا كه می فرماید: آنان كه می شنوند سخن را پس پیروی می كنند، بهترش را، آنانند كه رهبریشان كرد خدا وآنانند دارندگانخردها.(32) امام علی (ع) می فرمایند: وَ اِیاك وَالْاَعْجابَ بِنَفْسِك وَالثِّقَهَ بِما یعْجِبُك مِنْها وَحُبَّ الْاَطْراءِ = وبپرهیزید از خود پسندیدن و به خودپسندی مطمئن بودن و ستایش را دوست داشتن .(33)

تقوی واخلاص یكی از دیگر صفتهای لازم برای مدیر اسلامی، داشتن تقوی است، امام علی (ع) در این باره می فرمایند: «تقوی كلید درستی و اندوخته روز قیامت است. آزادی است از قید هر رقیب، نجات است هر بدبختی را ».(34) مدیر باتقوا همواره خود را در معرض بازخواست خدا می بیند وتمام اعمال خود را مطابق با موازین وارزشهای الهی تنظیم می نماید. مدیر مسلمان اعمالش منحصراً برای جلب رضای خداوند متعال و خشنودی اوست ، از آنجا كه در اسلام وحكومت اسلامی پذیرفتن مسئولیتهای اجتماعی یك تكلیف و یك ظیفه می باشد نه یك نقش بی جان وبی هدف لذا در چنین برداشتی ازمدیریت جهت گیریهای مدیر و فعالیتهایش برای جلب رضای یك شخص ، گروه ویا مقامی خاص نیست بلكه صرفاً برای خدا وبه خاطر رضای خالق می باشد.

عفو و اغماض و بخشندگی: از دیگر ویژگیهای مدیریت اسلامی گذشت وبخشندگی از اعمال خطای همكاران ودیگر افراد مرتبط با اومی باشد. حضرت علی (ع) در فرمان معروف خود به مالك اشتر می فرمایند:« الا ای فرمانفرما ، فرمانبران تو از دو صنف بیشتر نیستد یا مسلمانند كه با تو برادرند و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند. همچنانكه تو را در زندگی لغزشی در پیش است آنها نیز بدون لغزش نخواهند بود پس باید با آن دیده در آنان بنگری كه توقع داری خداوند در تو بنگرد.(35) خداوند متعال نیز می فرماید: « خُذِ الْعَفْوِ وَ اَمْرِ ابِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینْ = عفو وبخشش را پیشه خود ساز و به نیكی فرمان ده واز نادانان دور نما »(36)

قدرت تفكر و ابتكار:برای پیشرفت جامعه اسلامی به تربیت مدیرانی با درایت وپخته ومبتكر نیازمندیم . مدیران نباید در تصمیم گیری های خود شتاب ورزند و بدون فكر ومشورت وسنجیدن جوانب كار به اقدام روی آور گردند، امام علی (ع) می فرمایند: «وَاَكثِرْمُدارَسَهَ الْعُلَماءِ وَمُنافَثَهَ الْحُكماءِ فی تَثْبیتِ ماصَلَحَ عَلَیهِ اَمْرُ بَلادِك = و با دانشمندان فراوان گفتگو كن وبا حكیمان فراوان در میان نه، در آنچه كارشهرهایت را استوار دارد.»(37) در متون ادب فارسی در این باب سخنان بسیاری به چشم می خورد: « … واندر هر كاری رای را فرمانبردار خرد كن واندر هر كاری كه بخواهی كردن نخست با خرد مشورت كن وبه هركاری كه بخواهی كردن چون در او خواهی شدن نخست بیرون رفتن آن كار نگر وتا آخر نبینی، اول مبین »(38) همچنین خواجه نصیرالدین طوسی چنین پند می دهد : « بارها اندیشه كن پس در قول آر، پس در فعل آر ، كه احوال گردان است ».(39)ودر وصایای افلاطون به شاگر خود ارسطاطالیس می گوید: « در هیچ كار پیش از وقت آن كار مپیوند وچون به كار مشغول باشی از روی فهم وبصیرت به آن كار مشغول باش… »(40)

خوش رفتاری وصبرو شكیبایی موارد بسیاری پیش می آید كه براثر ناآشنایی مدیران با مفاهیم اولیه علم مدیریت ونداشتن تجربة كافی ناشكیبایی روی می دهد كه زیبندةمدیران نیست . حدیثی از رسول اكرم (ص)نقل شده : « اِنّی بُعِثْتُ لِاُتِّمَ لِمَكارِمَ الْاَخْلاقْ =من برای كامل كردن اخلاق كریمه برانگیخته شدم »(41) همچنین امام علی (ع) می فرمایند: «خود را به شكیبایی عادت ده در آنچه ناخوشایند است ، كه شكیبایی ورزیدن عادتی پسندیده است »(42)
عنصر المعالی به فرزند خود چنین پند می دهد: «وبه هركاری اندر مدارانگه دار، هركاری كه به مدارا برآید جز به مدارا پیش مبر وبیداد پسند مباش وهمة سخنها را به چشم داد بین وبه گوش دادشنو تا در همه كاری حق وباطل بتوانی دیدن»(43) امام علی (ع) خطاب به محمد بن ابی بكر می فرماید: ای پسر ابی بكر با مصریان مهربان وملایم باش وهمواره دیدار كنندگانرا با قیافه باز ولبان خندان دیدار كن » (44)همچنین به مالك اشتر می فرمایند: تو باید در دلت مهر رعیت را پرورش دهی ومهربانی وخوشرفتاری ونیكویی با رعیت را در دل خود جایگزین سازی .(45)

سعی و جهدمدیر مسلمان همواره در كارهایش جدی است ودر جهت تحقق اهداف سازمانی و رشد وتعالی افراد سازمان از هیچ كوششی فروگذار نمی نماید، او برای انجام كارهای مردم زمان نمی شناسد وخود را در مجموعه ساعات مقرر اداری محبوس نمی كند بلكه از هر فرصتی برای رتق وفتق امور مسلمین ودیگر افرادی كه به نوعی با سازمان همكاری دارند وبرابر معیارهای اسلام حقی برآنها در نظر گرفته شده است استفاده می كند، در این مورد امیر المومنین علی (ع) خطاب به مالك اشتر می فرمایند: ای مالك با تمام وسایلی كه در اختیار داری وبامنتهای نیروئی كه در جان تو است به جلب رضایت عموم وخرسندی جامعه بكوش.(46)

صداقت مدیر اسلامی فرد صادقی در برابر همكاران ومراجعان است كه تجلی عینی او صداقت در رفتار، صداقت در گفتار و صداقت در كاربرد قوانین ومقرراتی است كه برای اجرای آنها ماموریت یافته است‌.

11-متعادل بودن از دیگر ویژگی مدیریت اسلامی تعادل اخلاقی است ، امام باقر (ع) در سفارشات خودشان به جابربن یزید جعفی می فرمایند: « بدان كه دوست ما شمرده نشوی تاچنان محكم شوی كه اگر همه همشریانت گردآیند وبه زبان واحد بگویند تو مرد بدی هستی مایة اندوه تو نگردد واگر همه گویند تو مرد خوبی هستی شادت نكند.››(47)
مدیر مسلمان با تعادل اخلاقی با ازدست دادن مقام ومنصب خود ویا كسب مقام ومنزلت در جامعه هیچگاه دچار تزلزل شخصیت نمی شود بلكه خدمت به مردم را وظیفه وادای تكلیف می داند چنانكه امام خمینی (ره) بارها چنین سفارشی را به كارگزاران نظام می فرمودند.

وفای به عهد و پیمانها از دیگر خصایص و نمودهای عینی یك مدیر مسلمان وپایبند به اصول وارزشهای اسلامی وفا به عهد وپیمانهایی است كه متعهد به انجام آن می شود كه در غیر این صورت ارزش واعتبار او در محیط سازمانی خدشه دار شده وموجب بی اعتمادی همكاران نسبت به او می گردد . امام علی (ع) در فرمان مشهور خود به مالك اشتر می فرمایند:« ای مالك به وعده ای كه به مردم می دهی وفا كن همانطور كه خداوند می فرماید وفا نكردن به عهد سبب خشم خداوند و مردم می گردد».(48) علم در فرهنگ اسلامی اگر به اهمیت علم و جایگاه خود در فرهنگ اسلامی واقف شود می تواند در امر تولید علم بسیار مؤثر باشد و باستناد «النّاس عَلی دینِ مُلوكهِمْ» دیگر استادان و پژوهشگران زیردست او بویژه دانشجویان آن مركز از او الگو بگیرند و در این راه جدیت نمایند.
در تاریخ با عظمت ایران بعد از اسلام به افرادی همچون : خواجه نظام الملك طوسی ، خواجه نصیرالدین طوسی و خواجه رشید الدین فضل الله همدانی و … بر می خوریم كه با كوشش و همت خود به تأسیس مراكز علمی و پذیرفتن مدیریت این منابع همت گماردند كه هنوز پس از قرنها ما به عنوان یك ایرانی به آن افتخار می ورزیم و مراكز علمی همچون : دانشگاه جندی شاپور ، دانشگاه مراغه و مدارس نظامیه و مستنصریه سهم بسیار بزرگی در تولید علم و تربیت دانشمندان در عرصه جهانی داشته اند .(49) خداوند متعال برای اینكه كرامت والای خود را در مورد انسان بكار ببرد می فرماید: «وً رًبُّك الْاكرَمُ ،‌اَلّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمْ ، عَلَّمَ الاِنْسانَ ما لَمْ یعْلَمْ (50) = و پروردگار تو ، كرامتش نامحدود است از آن جهت كه با قلم،‌ علم و آگاهی را به وی ارمغان داده است» در این آیه ها خداوند تعلیم و اعطاء علم به انسان را نشانه ای از «اكرمیت» خود به انسان می داند و ضمناً به ما هشدار می دهد كه نعمت علم و دانش نمایانگر والاترین كرامت الهی نسبت به بشر است. در جای دیگر خشیت و تقوای انسان را ویژه علما و دانشمندان معرفی می كند و می گوید :‌ «اِنَّما یخَشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ (51) = در جمع بندگان الهی ، فقط علما هستند كه ترس و بیم از خداوند و حس تقوی و پرهیزگاری در دل آنها راه دارد» خداوند متعال دانشمندان و تولید كنندگان علم را برتر و والاتر از همه رده های دیگر جامعه انسانی معرفی می كند: «هَلْ یسْتَوی الّذینَ یعْلَمونَ وَالّذینَ لا یعْلَمونَ اِنّما یتذكر اولوالالباب (52) = آیا آنان كه به سلاح علم مجهزند و افرادی كه با جهل و نادانی دست به گریبانند برابرند؟!صرفاً اندیشمندانند كه تفاوت عظیم و امتیاز میان آن ها را باز می­یایند» در آیه ای دیگر ، صفت مؤمن را به دانشمندان اعطاء فرموده است: «یرْفَعِ اللهُ الّذین آمَنوا مِنْكمْ وَالّذینَ اوتو العلمَ دَرَجاتٍ»(53) رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند: «طَلَبُ الْعِلمِ فَریضَةٌ علی كلِّ مُسْلِمٍ‌(54) = دانش طلبی و علم آموزی بر هر فرد مسلمانی لازم است»
امیرمؤمنان علی (ع) فرمود : «الْعِلْمُ ممیت الْجهلِ (55) = دانش میراننده نادانی است» و نیز فرمود : «العِلمُ قاتِلُ الجَهل (56) = دانش كشنده نادانی است » و باز فرمود : «العِلمُ جَمالُ لا یخفی (57) = دانش زیبایی است كه پنهان نمی ماند» و در جای دیگر از آن امام همام نقل شده است : «العِلمُ محیی النَّفسِ و مُنیرُ العَقلِ و مُمَیتُ الجَهلِ(58) = دانش ، زنده كنده جان آدمی ، نور بخش خرد و كشنده جهل است». در این روایات ، دو عنوان «كشنده» و «میراننده» در مورد علم به كار رفته است و این به آن جهت است كه وقتی علم به مطلبی حاصل شد ، جهل به آن از بین رفته و آثارش نیز محو می‌شود‌. و نیز از آن به «زنده كننده جان آدمی» و «نور بخش خرد و عقل» تعبیر شده است ، یعنی نفس جاهل ، حیات انسانی ندارد و عقل او در ظلمت و تیرگی گرفتار است و با آمدن علم ، حیات معنوی یافته و چراغ عقل روشن می گردد و روشن می شود . بنابراین در یك جمله می توان علم آموزی و دانش پژوهشی را از كرامت باری تعالی بحساب آورد كه به هر كسی عطا فرموده است نشانه ای از مهر و عطوفت الهی را می رساند كه به آن شخص عطا شده است و هر كسی كه از چنین كرامتی برخوردار نیست باید بیشتر تأمل كند و به عاقبت كار بیندیشد ، كه چرا از این موهبت الهی برخوردار نشده است؟! نتیجه گیری و پیشنهادات: اكنون كه جمهوری اسلامی ایران برای پیمودن راه توسعه و جبران عقب ماندگیهای سالیان دراز ، و در راستای عمل به رهنمودهای مقام معظم رهبری (حفظ الله التعالی علیه) و ایفاد نقش علمی ، فرهنگی و در جهت ارتقاء سطح دانش و تولید علم و كم كردن فاصله علمی در عرصه جهانی و در شأن نظام مقدس اسلامی ،‌بیش از همیشه به مدیران لایق و صاحب نظر و متعهد نیاز دارد . مدیرانی كه علاوه بر داشتن تقوا و تعهد لازم ، دارای توانائیهایی در زمینه های مختلف علمی و پژوهشی با توجه به علم روز باشند ، یافتن مهارت و تشخیص پیچیدگی های كار ، مستلزم آموزش و تفكر و تجربه كاری است.
از این رو بر كارگزاران و مسئولان عرصه های علمی فرض است كه بیش از این در این بخش و تربیت و شناسایی مدیران لایق و توانا همت گمارند و موجبات ترقی و پیشرفت كشور اسلامی را فراهم آورند . زیرا با نگاهی سطحی و همچنین با توجه به آمار و ارقام منتشره هر گاه در رأس عرصه هاس علمی و مدیریت منابع آموزشی و پژوهشی افراد كاردان و مسئولیت پذیر و متعهد قرار داشته ا ند ، شكوفائی علمی و ابتكارات و خلاقیتها بیشتر بوده است و بر عكس در هر مركز علمی كه چنین افراد لایقی در رأس امور قرار نگرفته اند ركود ، بی میلی و … در آن جا سایه افكنده و روزمره گری حاكم شده است. بنابراین پیشنهاد می شود كه در كنار خیلی كارها كه برای جبران این عقب ماندگی باید انجام پذیرد به این نكات نیز در راستای اهداف این مقاله توجه شود: مدیران عرصه های آموزشی و پژوهشی از بین افرادی متخصص انتخاب شوند كه اولاً علاقمند به كارشان باشند و نیز متعهد خدمت به همنوعان باشند .
در تولید علم توجه لازم به منابع غنی ملی و مكتب داشته باشند و از تفكر ترجمه ای حتی المقدور پرهیز شود .
در تولید علم از سیاست زدگی و سیاست زدایی پرهیز نمایند . مدیران مراكز علمی و پژوهشی همت خود را بر تشویق و حمایت از تولید كنندگان علم متمركز نمایند . شناسایی و تشویق تولید كنندگان علم در عرصه های مختلف علمی و نظریه پردازی پرهیز از طرحهای مشابه و كلیشه ای و نهایتاً بی فایده و نظارت كافی در این مورد
پرهیز از كاغذ بازی اداری كه بعضاً باعث دلسردی و شاید انصراف از كار برای تولید كنندگان علم در پی داشته باشد .
تشویق به اندیشیدن بدون دغدغه و تبین آزادی بیان در چارچوب قانون فراهم نمودن ملزومات تولید علم از قبیل كتابخانه های تخصصی ، آزمایشگاه و كارگاه های مجهز ، دستگاههای صوتی و تصویری و … توسط مدیران دانش و پژوهش و در دسترس قرار دادن به اهلش . تأمین نیازهای مادی محقق و پژوهشگر در امر تولید علم تا بتواند بدون هیچگونه تفكر اضافی به این مهم بپردازد . زیرا در دنیائی كه یك ورزشكار مثلاً یك فوتبالیست در یك بازی چندین برابر بودجه یك طرح علمی را می گیرد و جامعه به راحتی با او كنار می آید ، چرا یك پژوهشگر و تولید كننده علم كه در فرهنگ اسلامی آنقدر از او تقدیر و تجلیل شده است و به آن اهمیت داده اند ، در تأمین نیازهای اولیه زندگی دچار مشكل باشد؟!

پی‌نوشتها
1. دهخدا، علی اكبر، لغت نامه دهخدا ، انتشارات دانشگاه تهران، 1373، ج 12، ص 155 2. فردریك تیلور (كه از او به عنوان پدر مدیریت علمی یاد می كنند) 3. بارنارد چستر ، وظیفه مدیران، ترجمه محمد علی طوسی، مركز مدیریت دولتی، تهران، ص 20 4. ملك مدنی، اشرف، فرهنگ لغات و اصطلاحات علوم اداری و مدیریت، انتشارات مركز آموزش مدیریت دولتی، تهران، 1356، ص 5 5. عسكریان، مصطفی، سازمان مدیریت آموزش و پرورش، تهران، 1366، ص 66 6. این نظر سنجی به عنوان یك كار عملی توسط 6 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان در زمستان 1382 از دانشگاه های آزاد اسلامی واحدهای بجنورد، شیروان، قوچان و دانشكده الهیات واحد مشهد انجام گرفته است . 7. دیل ارنست، اصول مدیریت ، ترجمه دكتر عبده تبریزی و فیروزه مهاجر ، انتشارات پیشبرد، 1375، ص 123-122 8. ر.ك : همان، ص 171-163 9. قرآن، سوره نساء آیات 97 و 98 و سوره انفال، آیه 72 10. ر.ك: جعفریان، رسول، تاریخ تحول دولت و خلافت، ص 18 به بعد 11. سوره حدید، آیه 25 12. ر.ك : السیره النبیوه ، ج 2 ، صص 146-43 . بحارالانوار ، ج 9 ، صص 111-110 . فروغ ابدیت، ج 1، صص 385 – 377 سوره حدید، آیه 25 و آل عمران، آیه 159 14. سوره شوری ، آیه 38 15. طبری ، تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، انتشارات اساطیر ، ج ، 1326، ص 960 16. السیره النبویه، ج 2، ص 26. تاریخ طبری، ج 3، ص 1017 17. تاریخ طبری ، ج 3 ، ص 1068 18. ر.ك : انصاریان، علی، الدلیل علی موضوعات نهج البلاغه، انتشارات مفید، تهران، 1357،ص557-543 19. نهج البلاغه ، ترجمه دكتر سید جعفر شهیدی ، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1380، نامه 31 ص 295 20. نهج البلاغه ، نامه 25 . الدلیل علی موضوعات نهج البلاغه، صص 724-723 21. الدلیل علی موضوعات نهج البلاغه ، صص 702-694 22. نهج البلاغه ، نامه 51 23. ر.ك : مروج الذهب ، ج 2، ص 431 . شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 1 ، ص 181 به بعد . بحارالانوار ، ج 2، ص 65 24. امام خمینی (ره) وصیت نامه سیاسی الهی، مقدمه 25. جوادی آملی ، اخلاق كارگزاران در جمهوری اسلامی، مركز آموزش مدیریت دولتی، تهران، 1364، ص الف 26. حجتی ، سید محمدباقر ، سیمای مؤمن در قرآن و حدیث، مجله ذكر دفتر چهارم، ص 96-95 27.سوره انعام ، آیه 162 (بگو همانا نماز من و پرستش من و زندگیم و مرگم از آن پروردگار جهانیان است)28. نهج البلاغه ، ترجمه فیض الاسلام، ص 620 29. اصول كافی ، ج 3 ، باب 258 ، ص 239. سفینه البحار، ج 2، ص 723 30. ساعتچی، محمود ، روان شناسی در كار سازمان و مدیریت ، مركز آموزش مدیریت دولتی، تهران، 1369، ص 23 31. اصول كافی، ج 1، ص 55 32. سوره زمر ، آیه 18 (اَلّذینَ یسْتَمِعوُنَ القولً ، فَیتَّعبونَ اَحْسَنَهُ … ) 33. نهج البلاغه، ترجمه دكتر سید جعفر شهیدی، نامه 53، ص 340 34. نهج البلاغه ، ترجمه فیض الاسلام ، ص 620 . 35. سخنان امام علی (ع) از نهج البلاغه ، ترجمه جواد فاضل ، چاپ نگین ، تهران ص 11، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 53، ص 567 36. سوره اعراف، آیه 199 37. نهج البلاغه، نامه 53 38. عنصرالمعالی كیكاوس بن اسكندر ، قابوس نامه، به كوشش غلامحسین یوسفی ، تهران 1353 ، ص 279 39. واجه نصیرالدین طوسی ، برگزیده اخلاق ناصری، به كوشش محمد علوی مقدم و رضا اشرف زاده، انتشارات توس، تهران، 1365، ص 96. 40. همان، ص 9641. سفینه البحار ، ج 1 ،‌ص 411 . علم الیقین ، ص 439 42. نهج البلاغه، ترجمه دكتر شهیدی، نامه 31 ، ص 297 43. قابوسنامه، ص 279 44. سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه، ترجمه جواد فاضل ، ص 3 45. مقیمی ، محمد ، از كوفه به جهان بشریت ، انتشارات مرآتی ، تهران ، ص 21446. همان، ص 14 47. تحف العقول، ص 292 48. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام ، ص 1031 ، نامه 53 49. ر.ك : تاریه دانشگاه های بزرگ اسلامی ، تألیف عبدالرحیم غنیمه ، ترجمه دكتر نورالله كسائی ، چاپ دانشگاه تهران ، 372 ، ص 33-26 50. سوره علق، آیات 3 تا 5 51. سوره فاطر ، آیه 28 52. سوره زمر ، آیه 9 53. سوره مجادله، آیه 11
54. اصول كافی ، ج 1 ، ص 36-35 55. عبدالواحد آمدی ،‌شرح غرر الحكم و دررالكلم ، تحقیق خوانساری ، ج 1، ص 69، ش 269 56. همان ، ج 1 ، ص 258 ، ش 1030 57. همان ، ج 1 ، ص 381 ، ش 1463 58. همان ، ج 2 ، ص 36، ش 1736


منبع : كتاب مجموعه مقالات نخستین كنگره بین المللى - دانشگاه آزاد اسلامى


نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:57 PM | نویسنده : قاسمعلی
کار و حرفه در نگرش اسلام به عنوان عمل در نظر گرفته می شود، نگاه به کار و حرفه به عنوان عمل متفاوت از نگرش مهارتی نسبت به کار است در نگرش مهارتی، صرفا به نحوه انجام کار توجه می شود، در حالی که عمل مبتنی بر مبادی شناختی، میلی و ارادی است . در این دیدگاه لازم است بین مهارت های کسب شده نظام فکری فرد ارتباط عمیقی برقرار باشد، به علاوه فرد باید نسبت به مهارت های کسب شده توجیه شناختی مناسبی داشته باشد. جایگاه و نقش مهارت و حرفه در مجموعه زندگی فرد و حرکت وی به سوی اهداف مشخص شود. در این شرایط کار و حرفه معنای خاصی می یابد در واقع فرد در کار خود معنای غایت گرایانه ای را می یابد .
براین اساس کار وسیله غلبه بر موانع تحول مطلوب در نظر گرفته می شود. به دلیل اینکه فقر و محرومیت و فشار نیازهای اولیه مثل غذا و مسکن و پوشاک انسان را تحت فشار قرار می دهد و از حرکت به سوی غایت های مطلوب باز می دارد. کار وسیله غلبه بر این شرایط تهدید کننده و بازدارنده را فراهم می آورد .

به همین دلیل امام علی (ع) می فرمایند: کسی که آب یا خاک بیابد و با این حال دچار فقر باشد خداوند وی را از رحمت خویش می راند .


یکی دیگر از ثمرات کار در بعد شناختی، نقش عمده ای است که کار و حرفه خود در شکل گیری هویت انسان ایفا می کند .


به دلیل اینکه کار وسیله به فعلیت رسیدن توانایی های انسان است، نقش موثری را در شکل گیری تصور فرد نسبت به خود و احساس عزت وی دارد. احساس استقلالی که فرد به واسطه انجام کار و حرفه کسب می کند، فرضیه های شکل گیری هویت سالم و متمایز را فراهم می آورد .


بنابراین فرد مسلمان کارخود را وسیله شکل دهی هویت فردی و اجتماعی خویش می داند. او احساس می کند هویت اجتماعی، ملی و استقلال و عزت اجتماعی و ملی جامعه در گرو کار خود و دیگر اعضای جامعه است .


یکی دیگر از توجیهات شناختی این است که فرد کار خود را وسیله عبادت و تقرب به خدا ببیند، در این زمینه احادیث متعددی از امام صادق (ع ) نقل شده است که فرموده اند: تلاش کننده بر اداره خانواده و زندگی، همانند مجاهد در راه خداست و یا تلاش گر در راه روزی حلال همانند مجاهد در راه خداست .


خانواده در شکل گیری این نگرش ها نسبت به کار و حرفه نقش عمده ای را ایفا می کند. کسب استقلال عاطفی و مالی از والدین یکی از تکالیف مهم تحولی در دوران نوجوانی است که خود فرآیندی تدریجی است. در دوران نوجوانی انتخاب حرفه اهمیت ویژه ای می یابد .


همچنین افرادی که نظر شخصیتی سالم تر هستند، عزت نفس و انگیزه پیشرفت بالاتری دارند و ارزش های اخلاقی در آنها درونی شده است، نگرش مثبتی از خود نسبت به کار نشان می دهند .


به همین دلیل است که خانواده بستر و زمینه انجام کاربه شکل صحیح و مناسب آن را فراهم می آورد .


نوع دوم از مبادی ضروری برای تربیت حرفه ای مبادی میلی آن است، در تربیت حرفه ای علاوه بر ایجاد بینش خاص در فرد نسبت به کار، باید گرایش های ویژه ای نیز در فرد نسبت به کار ایجاد شود، بنابراین نوع نگرش و شناخت فرد کشش ها و تمایلات متناسب با خود را به همراه می آورد .


زمانی که فرد کار خود را وسیله تحول و رشد شخصیت خود، شکل گیری هویت سالم و مستقل و وسیله عبادت خداوند بداند، گرایش هایی متناسب با این شناخت در وی پدیدار می شود .


با این حال، کار، مستقیم بر روی گرایش ها در اسلام مورد توجه قرار گرفته است .


زیاده طلبی حاصل نگرش ابزاری به کار است که شخص کار و حرفه را وسیله انباشتن می انگارد، فرد ممکن است برای رفع محرومیت در جامعه به کار و تلاش بی وقفه ای بپردازد در حالی که در رفع نیازهای شخصی خود به حداقل اکتفا کند و یا اینکه به کار و تلاش اقتصادی بی وقفه ای می پردازد .


یکی دیگر از گرایش های حرفه ای ،گرایش های معطوف به دیگران است و دیگری گرایش های معطوف به خداوند است. با اینکه در اسلام منزلت متفاوت کارها مورد قبول است اما تمامی کارها وجه اشتراکی دارند که همان نقش هایی است که کار و حرفه در مبادی معرفتی عده دار است یعنی رفع موانع تحول، تکوین هویت مستقل و تقرب به خداوند. بنابراین تمامی کارها به درجات مختلف این نقش ها را ایفا می کنند و کاری نمی تواند به دیده تحقیر نگریسته شود .


و به همین دلیل است که پیامبر بر دست های کارگر بوسه می زنند و می فرمایند: آتش دوزخ هرگز این دست ها را در بر نخواهد گرفت .


برگرفته از : iscanews.ir



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:54 PM | نویسنده : قاسمعلی
کارآفرینی در منظر وحیانی
قرآن کریم که قانون اساسی و اساس قانونی ما مسلمانان است، در حقیقت، کتاب زندگی، کارآموزی و حیات طیبه است و پیامبر رحمت، حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏وآله نیز کار و کارآفرینی را مورد تأکید قرار می‏داد و خود به آن عمل کرد .
آن چه از آیات قرآن کریم بهره‏برداری می‏شود این است که دست‏یابی به زندگی شایسته و سالم، در گرو بهره‏گیری از معارف آسمانی، تفکر، تعقل و فعالیت مثبت، دوراندیشانه و مفید است. خطوط کلی و شاهراه‏های وصول به زندگی مطلوب، شکوفا کردن بخشی از استعدادهای درونی و جامه عمل پوشاندن به آنهاست؛ زیرا این حیات دنیوی و مادی، ظرفیت شکوفایی تام یا حتی بخش اعظم استعدادهای آدمی را ندارد .
در نظام ارزشی و در جای جای کلام معصومین و به ویژه در نگاه پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏وآله، در امتداد آیات قرآن و خاستگاه وحی، امور اقتصادی و مقوله کارآفرینی، بخش مهمی از زندگی آدمی را به خود اختصاص داده است .
قرآن کریم با تأکید بر عناوین و مواضع مختلف، اهمیت اقتصاد و کار و کارآفرینی را مورد تأکید قرار داده است، که موارد ذیل برخی از آنهاست :

1. تجلی توحید در اقتصاد و کارآفرینی

از دیدگاه قرآن کریم، تمام هستی و به ویژه انسان، منابع و ابزارهای تولید و تمامی فعالیت‏های تولیدی انسان، مخلوق خدا و نشان خداوندی‏اند و قرآن، همه آنها را آثار رحمت و فضل خدا می‏داند1 و کارآفرینان نیز تجلی‏گاه این ویژگی خدایند و هر روز، او دست‏اندرکار و نو آفرین است .

2. توجه به معاد، اقتصاد و کارآفرینی

قرآن کریم در جاهای مختلف تأکید می‏ورزد که تمامی اعمال آدمی در روز واپسین (قیامت)، ارزیابی و محاسبه می‏شود و حتی می‏فرماید: «بر زبان‏های آنها قفل خاموشی می‏زنیم و دست‏ها و پاهای آنها با ما سخن می‏گویند» و این مقوله، عنایت ویژه‏ای به عمل و همچنین رفتارهای اقتصادی دارد. قرآن کریم در این زمینه، اموری مانند تولید، توزیع، مصرف، انگیزه کار، تلاش و فعالیت و در کنار آن، صله رحم، احسان، انفاق، بخشش و بذل را مورد تأکید قرار می‏دهد.2

3. عدالت و دادگری در اقتصاد متعادل و کارآفرینی

اصل عدل و دادگری، همراه با توحید و معاد، از معارف مهم قرآن کریم است.3
وقتی از حضرت امام علی علیه‏السلام سؤال کردند که عاقل را برای ما وصف کن، فرمود: عاقل کسی است که هر چیز را در جای خود قرار دهد.4
از این منظر، کارآفرین نیز دقت و خلاقیت لازم را جهت انجام درست کار و کار درست، در زمان مطلوب و جایگاه مناسب کار، از خود بروز می‏دهد .

4. نقش رهبری و مدیریت، در اقتصاد کارآفرینانه

اصل مدیریت با مسئله حکومت و رهبری در جامعه ارتباط دارد. در راستای اصل توحید که حق حاکمیت را از آن خدا می‏داند، افرادی هم که از جانب او - اداره و مدیریت جامعه را بر عهده می‏گیرند - مسئولیت دارند تا در امور اجتماعی، سیاست‏گذاری و تنظیم امور اقتصادی و حرفه‏ای در سطح کلان، متناسب با شرایط و مقتضیات زمان و مکان، تدبیر کنند و کارآفرینان را مجال بروز استعداد دهند و محوریت عدالت را بر اساس سه مقوله آبادانی، کشف استعداد (کارآفرینان)، انجام کارهای نیک و پاینده قرار دهند و این مهم، میسر نمی‏شود؛ مگر با شناخت و داشتن برنامه که خداوند کریم ارسال پیامبران از کارگاه آفرینش را مثال و شاهد می‏آورد؛ مانند ابراهیم، لوط، اسحاق و یعقوب.5

5. ثروت قرآنی و قدرت کارآفرینی

در آیات متعدد، به طور آشکار یا در ضمن ضرب‏المثل‏ها و قصه‏ها و با نگاه‏های متفاوت، به ثروت توجه شده و بیان شده است که حب مال و ثروت، امری فطری است6 و این که انسان موجودی است کارآفرین که این ویژگی، زمینه‏های کسب ثروت را در او ایجاد کرده است.7 جمع آوری ثروت، به شرط ادای واجبات و دوری از قاعده نکوهیده کنز، مورد نکوهش نمی‏باشد؛ از این رو، قرآن، کارآفرینان متعددی، مانند حضرت سلیمان، داود و ذوالقرنین را مثال می‏زند که با تبحر زیاد، ثروت فراوان اندوختند؛ اما علاقه به مال را در خود تعدیل و جامعه را به فعالیت ترغیب کردند و آدمیان را از بطالت و بیکاری رها ساختند8 و در مقابل، سودجویان و ثروت اندوزان نابالغ را مثال می‏زند؛ مانند قارون، فرعون، ولید بن مغیره و ابی‏لهب که مترفان و مستکبرانی کنزگرا بودند و عشق بیش از حد به انباشت و ثروت اندوزی، موجب سقوط آنها شده است.9

6. سرزنش مرفهین شبه کار آفرین

در آیات متعددی نیز مرفهین شبه کار آفرین غافل مذمت شده‏اند و رابطه مثبتی بین کار و ثروت و سرکشی، در صورت عدم ظرفیت، مطرح شده است. چنین کسانی، در مقابل حقیقت و منافع مردم و آینده نیز می‏ایستند و پیامبران را که کارآفرینان اندیشه‏ورز کارگاه الهی هستند، به مشقت می‏اندازند و در برابر نوح، ابراهیم، موسی، طالوت و حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏وآله می‏ایستند؛ تا حدی که حضرت نوح از قوم خود در پیروی از ثروتمندانی که اموال و دارایی خود را نه از طریق کارآفرینی، بلکه با حیله و نیرنگ حاصل نمودند و باعث گمراهی خویش شده‏اند، نفرین می‏نماید.10

7. حیات طیبه و کارآفرینی

قرآن کریم، منشأ حرکت به سوی حیات طیبه را عمل نیک، فعالیت مفید، مثبت و سازنده در همه زمینه‏های علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر می‏شمرد. از اختراعات بزرگ تا مجاهدت‏ها و شهادت‏ها و از کارهای بزرگ همچون رسالت انبیا تا کوچک‏ترین کارها، مانند کنار زدن یک سنگ کوچک از وسط جاده، همه در این مفهوم گسترده، جمع می‏باشند11 و تمامی این موارد، در سخنی از رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله بیان شده‏اند؛ زیرا آدمی مساوی تلاش است و کار و تلاش، جوهره وجودی اوست. از این رو می‏فرماید: «خداوند، تلاش و کار و کوشش را بر شما مقرر داشته است؛ پس بکوشید».12

کارآفرینی در سیره پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله

یکی از فصل‏های درخشان زندگی پیامبر معظم اسلام صلی‏الله‏علیه‏وآله، کار و کارآفرینی و تقدیر و ترویج کار و فعالیت است. در نگاه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله، کار کردن، در ردیف جهاد در راه خدا آمده است. وی در این باره می‏فرماید: «هر کس از راه، حلال برای استغنای خود و خانواده‏اش تلاش کند، مانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است و هر کس با تلاش و آبرو، در پی حلال دنیا باشد، در مرتبه شهدا خواهد بود».13
امام صادق علیه‏السلام، درباره پیامبر می‏فرماید: «پیامبر، همیشه هسته‏های خرما را در زمین می‏نشاند و علاقه زیادی به کشاورزی داشت». همچنین ابن اثیر می‏نویسد: «در فدک، 11 درخت خرما بود که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله، آنها را کاشته بود که از میوه آنها، حجاج استفاده می‏کردند. عده‏ای نیز از آنها بهره اقتصادی می‏بردند ».
از احادیث مرتبط با مقولات یاد شده، به خوبی روشن می‏شود که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله، با این که امور اجتماعی و وظایف سنگین رسالت و تبلیغ را بر عهده داشت، هم شخصاً کار می‏کرد و هم کار و تلاش و خلق فرصت‏ها را ترویج می‏کرد. او، مروج کار و کارآفرینی بود و همواره و در تمامی زوایای حیات خویش، در هیئت یک کارآفرین اندیشه‏ورز، ظاهر می‏شد؛ او، مبدأ کار و کارآفرینی را خدا می‏دانست و می‏فرمود: «وقتی خداوند، دری از کسب و کار و روزی را به روی شما گشود، آن را حفظ کنید» و همواره تأکید می‏کرد که «کسی که از دسترنج خود درآمد داشته باشد و کسب و کار و اشتغال داشته باشد، دوست خداوند است ».
وی در فرازی دیگر، بسیار هنرمندانه، دست‏ها را به سه نوع «دست بگیر یا سائله»، «دست بده و کارساز» و «دست مَده یا ممسکه» تقسیم کرد و کارآفرینی را در گروه دست بده و کارساز می‏داند. از نظر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله، از میان این سه نوع دست، بهترین دست، دست کارساز و بخشنده است .
در جایی دیگر، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله، به گونه‏ای دیگر، دست‏ها را در سه دسته «دست فرازین یا دست خدا»، «دست میانی یا دست بنده بخشنده» و «دست فرودین یا دست سائل» تقسیم می‏فرماید. از میان اینها، دست کریمانه خداوند و دست بنده‏ای که دائماً در حال بذل و احسان است، زیور خلقتند؛ اما دست سائل، نکوهش گردیده است.14

رهنمودهای ده گانه کارآفرینی با الهام از سیره پیامبر (ص )

در ترویج کار و کارآفرینی، اندیشه خیرخواهانه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله، مورد تصدیق مورخان و صاحب نظران بوده و هست و آن چه از سخنان ایشان استفاده می‏شود، این است که در شکوفا کردن استعدادهای نهانی و جامه عمل پوشاندن به آرمان‏ها و تبدیل مرحله فکر و اندیشه به عمل و محصول، ده گام اساسی زیر را باید طی نمود .

1. ضرورت آموختن یک کار و پیشه

پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله، منادی آموختن مهارت‏های مختلف است؛ لذا می‏فرماید: «خداوند بنده‏ای را دوست دارد و آنان، کار و پیشه‏ای را بیاموزد تا به وسیله آن، از مردم، بی‏نیاز گشته، از کابوس هراس‏انگیز فقر، رهایی یابد ».

2. زمان شناسی

زمان‏شناسی در کار، بسیار مهم است و چه بسا کارهایی که به خاطر انتخاب زمان نامناسب، با شکست مواجه شده‏اند . پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله می‏فرماید: «کسب و کار، در گرو زمان و فصل مناسب خویش است».15

3. سستی گریزی

مردم سست، جامعه کسل را رقم می‏زنند و جامعه کسل، آینده خمود و کم‏تحرک را به ارمغان می‏آورد؛ لذا پیامبر رحمت صلی‏الله‏علیه‏وآله، از کسالت و سستی، به خدا پناه می‏برد و می‏فرماید : «خدایا! به تو پناه می‏برم از کسالت و سستی و به تو پناه می‏برم از فقر و کفر» و باز می‏فرماید: «خداوند، انسان بیکار و بی‏تحرک در کارهای دنیا و آخرت را دشمن می‏دارد».16

4. تداوم و استواری

یکی از ویژگی‏های فاخر کارآفرینان، استواری، استحکام، تدوام و شکست‏ناپذیری است؛ لذا پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله، ضمن تشویق به انتخاب یک کار دقیق، می‏فرماید: «هر کسی از شما که کاری را انجام می‏دهد، باید آن را با استواری، استحکام و مداومت به سرانجام برساند»17 و نیز می‏فرماید: «بافضیلت‏ترین کارها، بادوام‏ترین آنهاست؛ ولو اندک باشد».18

5. سودرسانی

از ویژگی‏های کارآفرینان، خلق فرصت‏ها، استقبال از خطرها، خرج سرمایه فکری و مادی، عبور از ناشناخته‏ها و خلق «همه چیز» از «هیچ» و سپس ترک آن برای دیگران و ایجاد فرصتی دیگر است و این خلق و واگذاری، در چرخه تداوم قرار می‏گیرد و نتیجه آن، سودرسانی به دیگران است. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله در این باره می‏فرماید: «بهترین مردم، کسی است که برای مردم، سودمندتر باشد».19

6. کسب دانش و مهارت لازم

حالت جست‏وجوگری و کسب اطلاعات، از ویژگی‏های کارآفرینان است که کارهای خود را بر اساس اطلاعات متقن و با تدبیر انجام می‏دهند. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله، در این باره می‏فرماید: «ای پسر مسعود! هر گاه تصمیم به کاری گرفتی، آن را از روی علم و عقل انجام بده و از این که بدون اندیشه و علم، اقدام به کاری کنی، پرهیز کن ».

7. رابطه دوستانه و صحیح

از ویژگی‏های کارآفرینان، رابطه آنان با اطرافیان خود در محیط کار است که اغلب، دوستانه، غیررسمی و سودرسان است . پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله درباره فعالیت‏های مختلف می‏فرماید: «در اسلام، نه تحمل زیان جایز است و نه ضرر رساندن به دیگران و فریب آنها. روابط، باید شفاف، دوستانه و صادقانه باشد ».

8. صداقت حرفه‏ای

ویژگی دیگر کارآفرینان، صداقت حرفه‏ای و عدم طمع‏ورزی است. این مسئله، هم در اعتماد به کارآفرین و هم در تداوم همکاری با او، موءثر است. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله در این باره می‏فرماید: «هر گاه فردی برای یک کار مشخص، فرد دیگری را به فعالیت فرا خواند، باید حقوق او را به طور کامل بپردازد» و نیز می‏فرماید: «هر کس فردی را به فعالیت فرا می‏خواند، پیش از کار، او را از اجرتش آگاه سازد ».

9. پشت‏کار و خلاقیت

کارآفرین، علاوه بر تصمیم‏گیری صحیح، مناسب و دقیق، فردی است که دارای ایده و فکر جدید باشد و در حوزه‏ای وسیع، از خلاقیت و پشت‏کار برخوردار باشد. زمانی که یک کارآفرین، احساس ذوق و هیجان می‏کند، به یک فکر و ایده جدید می‏رسد و آن گاه، پشت‏کار لازم را از خود نشان می‏دهد. کارآفرین، همواره در تکاپو و خلاق است. پیامبر اکرمصلی‏الله‏علیه‏وآله، جدیت و پشت‏کار را ستایش می‏کند و می‏فرماید: «هر کس به دنبال کاری رود و در آن، پشت‏کار به خرج دهد، یقیناً به نتیجه می‏رسد ».
10. احتکارگریزی و مولد بودن
کارآفرین نوآور، همیشه در حال خلق و ایجاد است و به کم قناعت نکرده، زیاد را هم انباشته نمی‏کند و در عین حال، فردی احتکارگریز و در حال حرکت است و همواره احساس نیاز به توفیق بیشتر، او را از تکیه به وضع موجود، رها می‏سازد. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله، ضمن ستایش بی‏نیازی و غنا می‏فرماید: «دارا بودن و بی‏نیازی، بهترین یاور انسان بر حفظ تقواست» و تأکید می‏فرماید که «از احتکار بپرهیزید ».

پی‏نوشت :

1. اعراف، آیه 57؛ اسراء، آیه 12؛ ملک، آیه 15 .
2. مطففین، آیات 1-5؛ فاطر، آیه 9 .
3. آل‏عمران، آیه 18؛ نساء، آیه 135؛ مائده، آیه 8؛ نمل، آیه 90؛ نساء، آیه 58؛ آل عمران، آیه 21 .
4. نهج‏البلاغه، قصار.ش، 235 .
5. شوری، آیه 15؛ حشر، آیه 7؛ انبیاء، آیه 72؛ مریم، آیه 54-55؛ توبه، آیه 103 .
6. آل عمران، آیه 14 .
7. ملک، آیه 15 .
8. سبأ آیه 12-13؛ کهف، آیه 95 و 98؛ سبأ آیه 10-11 .
9. قصص، آیه 79؛ یونس، آیه 88؛ قلم، آیه 12-15؛ مدثر، آیه 12؛ مسد، آیه 1-2 .
10. انفال، آیه 47؛ شوری، آیه 27؛ سبأ، آیه 34-35؛ نوح، آیه 21-27؛ یونس، آیه 81 .
11. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 11، ص 389 .
12. رسول اکرم، نهج الفصاحه .
13. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 10 .
14. همان، ص 106 .
15. بحارالانوار، ج 77، ص 165 .
16. نهج الفصاحه، ح 221 .
17. همان .
18. همان، ح 344 .
19. همان، ح 317 .
دکتر حسین خنیفر

برگرفته از: hawzah.net

 




نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:49 PM | نویسنده : قاسمعلی
اسلام برای اینکه روابط اقتصادی نیز همانند روابط اجتماعی با صداقت و راستی و از روی عدالت و رضایت انجام پذیرد و مصالح فردی و اجتماعی تأمین گردد و نیز از هر گونه هرج و مرج و اختلاف و درگیری جلوگیری شود و مردم در تمام عرصه‌های زندگی از جمله معاملات با خیال راحت و خوشی و خرّمی و آرامش زندگی کنند، در زمینه تجارت و معاملات نیز احکام و قوانینی مقرر داشته است تا با اجرای آنها بتوانند زندگی سالم و خداپسندانه‌ای داشته باشند .
کسب و کار و معاملات و سایر مشاغل از نظر اسلام همانند اعمال دیگر پنج قسم دارد :
1. واجب: همانند کار و کسب و معامله‌ای که برای تأمین مخارج زندگی خود و خانواده انسان و حفظ آبرو باشد .
2. مستحب: همانند اشتغالاتی که برای جامعه و خانواده مفید و سودمند باشد .
3. مکروه: همانند اشتغال به کفن فروشی و امثال آن به عنوان یک شغل و تجارت در آن کالا .
4. مباح: مانند معاملاتی که نه موجب زیان افراد و جامعه است و نه مورد نیاز آنان .
5. حرام: مانند معاملاتی که مربوط به مواد مخدر و اجناس مضرّ و غیر پاکیزه همانند هروئین و مشروبات الکلی و اموال مسروقه انجام می‌گیرد .
عموم حرفه‌ها و اشتغال‌های تولیدی و توزیعی و خدماتی مثل کار بنگاه‌داری و آژانس و امثال آن در صورتی که با شرایط صحیح و طبق دستور شرع انجام گیرد، علاوه بر تأمین زندگی خود و خانواده و حفظ آبروی شخص و خانواده یک نوع خدمت به خلق است که آن هم گاهی واجب و گاهی مستحب است و ثواب زیادی به همراه خواهد داشت و عبادت حساب می‌شود . این کارها در واقع یکی از مصادیق و نمونه‌های کارگشایی برای مردم و خوشحال کردن و زدودن غم و اندوه از همنوعان است که در روایات، به آن تشویق و ترغیب و آثار زیادی برای آن بیان شده است .
فردی که ساعت‌ها در محل کسب و کار، بنگاه یا آژانس می‌نشیند و منتظر می‌ماند تا فردی که به خانه یا ماشین نیاز دارد، نیاز او را برطرف و مشکل او را حل کند، در واقع در حال عبادت و بندگی است و کار او در نزد خدا و مردم ارزش دارد .
اینک روایاتی را در این زمینه مرور می‌کنیم :

مشکل گشایی

1. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
«والله لقضاء حاجه المؤمن خیر من صیام شهر و اعتکافه؛ به خدا قسم، برآوردن حاجت مردم از روزه و اعتکاف یک ماه بهتر است ».
2. امام صادق(علیه السلام) فرمود :
«قضاء حاجه المؤمن أفضل من طواف و طواف و طواف و...؛ حتی عَدّ عشراً؛ برآوردن نیاز مؤمن از طواف و طواف و طواف و ... بهتر است و آن حضرت تا ده بار طواف را شمرد؛ یعنی حتی از ده بار طواف هم بهتر است ».
3. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
«إنّ الله فی عون المؤمن مادام المؤمن فی عون أخیه المؤمن؛ تا زمانی که مؤمن در یاری برادر مؤمن خود باشد، خدا هم در کمک و یاری او خواهد بود ».
4. از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد: محبوب‌ترین مردم پیش خدا چه کسی است؟ پیامبر فرمود :
«کسی که بیشترین سود و خدمت را به مردم ارائه دهد ».
بنابراین در معاملات باید به فکر رساندن سود بیشتر به دیگران بود، نه اینکه انسان فقط به فکر سود خود باشد .
5. امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود :
خداوند متعال فرموده است: «مردم خانواده من هستند، پس محبوب‌ترین آنان پیش من کسانی‌اند که با مردم مهربان‌تر باشند و در تأمین نیاز‌های آنان کوشاتر باشند ».
6. و نیز فرمود :
«وقتی برادر مسلمانی پیش انسان بیاید و نیاز خود را مطرح کند، اگر به کمک و یاری او برخیزد، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند ».

خوشحال کردن دیگران

7. رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
«من سرّ مؤمناً فقد سرّنی و من سرّنی فقد سرّ الله؛ کسی که مؤمنی را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند، خدا را خوشحال کرده است .
8. و در حدیث دیگری فرمود :
«محبوب‌ترین اعمال در پیشگاه الهی سه چیز است: ایجاد خوشحالی در دل مؤمن، رفع گرسنگی، زدودن غم و اندوه از چهره او ».
چه زدودن غمی بالاتر از اینکه انسان، مشکل شخصی را که به مسکن یا وسیله نقلیه‌ای نیاز دارد و گرفتار تنگناهای زندگی است، حل و او را خوشحال کند و غم و اندوهش را برطرف سازد و آسایش او را تأمین کند .

حرکت برای خدمت

9. امام صادق(علیه السلام) فرمود :
«مشی المسلم فی حاجه المسلم خیر من سبعین طوافاً بالبیت الحرام؛ حرکت مسلمان در مسیر برآوردن حاجت مسلمان دیگر از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است ».
10. و در حدیث دیگر فرمود :
«به خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان نیاورده کسی که وقتی برادر مؤمنش نیازش را پیش او مطرح می‌کند، با خوشرویی برخورد نکند. پس در صورتی که قدرت دارد، نیاز او را برطرف کند و اگر خودش نتوانست با کمک دیگری اقدام می‌کند تا آن را برطرف نماید. اگر مؤمنی چنین عملی نکند، ولایتی بین ما اهل بیت و او نخواهد بود ».
11. امام باقر(علیه السلام) فرمود :
«کسی که در مسیر برطرف کردن نیاز برادر مسلمانش حرکت کند و کوشش نماید تا آن را به اتمام برساند، خداوند قدم‌های او را در روزی که قدم‌ها می‌لرزد ثابت و استوار خواهد کرد ».
12. امام صادق(علیه السلام) فرمود :
«من عرقت جبهته فی حاجه أخیه فی الله عزّوجل لم یعذّبه بعد ذلک؛ کسی که پیشانی‌اش در مسیر برآوردن نیاز برادر دینی خود عرق کند، خداوند او را بعد از آن عذاب نخواهد کرد ».

هدف صحیح در کارها

یکی از مهم‌ترین ارکان هر کار، هدف آن است؛ هر کاری با شناخت هدف شروع شود سریع‌تر و بهتر به نتیجه می‌رسد. پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
«یا ایها النّاس إنّما الأعمال بالنیات؛ ارزش و اهمیت کارها به نیت و هدف بستگی دارد ».
از نظر اسلام تمام کارهای انسان می‌تواند با داشتن هدف صحیح عبادت به حساب اید، تا هم مورد توجه پروردگار قرار گیرد و هم انسان با انجام دادن آنها به هدف نهایی خود نزدیک‌تر گردد .
اگر انسان در همین کارهای تجاری و مبادلات هم توجه به هدف و شرائط آن داشته باشد، می‌تواند همه آنها را به عنوان اطاعت الهی انجام دهد و خود را به هدف برساند .
تا در طلب گوهر کانی، کانی
ور در پی عمر جاودانی، جانی
من فاش کنم حقیقت مطلب را
هر چیز که در جستن آنی، آنی
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
«طلب الحلال فریضه علی کل مسلم و مسلمه؛ در پی مال حلال بودن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم و واجب است ».
امام باقر(علیه السلام) در حدیثی از پیامبر عظیم الشأن9 نقل کرده که فرمود :
«العباده سبعون جزءاً أفضلها طلب الحلال؛ عبادت هفتاد قسمت است و برترین آن پی روزی حلال رفتن است ».
و از امام هفتم(علیه السلام) نقل شده است که فرمود :
«من طلب هذا الرزق من حلّه لیعود به علی نفسه و عیاله کان کالمجاهد فی سبیل الله؛ کسی که در جستجوی رزق و روزی از راه حلال آن باشد تا خود و خانواده خود را اداره کند، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند ».
از این احادیث می‌توان این نتیجه را گرفت که انسان مسلمان می‌تواند به تمام کارهای خود را رنگ خدایی بزند و همیشه و در همه حال در حال عبادت و بندگی باشد و این در صورتی است که دنیا را وسیله قرار دهد و به عنوان وسیله به آن نگاه کند تا به وسیله آن به هدف اصلی خود که همان بندگی خداست، برسد و بنده کامل خدا و انسان واقعی شود . در قرآن هم هدف از خلقت چنین بیان شده است: «من جن و انس را آفریدم تا بندگی کنند»؛ یعنی همیشه در حال بندگی باشند و این کار، همیشگی است و در همه حال و همه جا می‌توان در حال بندگی خدا بود .
انسان اگر در اندیشه بندگی خدا باشد و هدف اصلی او انسان کامل و بنده واقعی شدن باشد، می‌تواند تمام کارهای خود را برای خدا و در راه رسیدن به بندگی قرار دهد؛ حتی خوردن و خوابیدن، لباس پوشیدن، راه رفتن، کار کردن، تجارت کردن، ازدواج کردن، کمک کردن به دیگران و ... . اگر همه اینها را انسان برای خدا انجام دهد و برای این باشد که وظایف فردی و اجتماعی و سیاسی خود را انجام دهد و زندگی سالم و خداپسندانه‌ای داشته باشد، همه این امور عبادت به حساب می‌اید. به عبارت دیگر، خوردن و خوابیدن و ... را با این هدف انجام می‌دهد که وظایف خود را در مقابل خدا و خلق انجام دهد و اگر کار با این هدف انجام گیرد، طبیعی است همیشه خدا را در نظر می‌گیرد و هیچ کاری را که رضای خدا در آن نیست، انجام نمی‌دهد. از این روست که وقتی دیدگاه اسلام را در رابطه با دنیا مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم این دید را به انسان القا می‌کند که دنیا وسیله است و سفارش می‌کند که از دنیا به عنوان وسیله استفاده کنید .
امیر مومنان(علیه السلام) می‌فرماید :
«شما را از دنیا برحذر می‌دارم؛ زیرا دنیا منزل کوچ کردن است، نه جای اقامت ».
یعنی هدف جای دیگری است و اینجا محل عبور و توشه برداشتن است؛ همان طور که طبق نقلی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
«الدنیا مزرعه الآخره»یعنی دنیا محل کشت و زرع برای آخرت است و هدف اصلی آخرت است که باید برای آنجا کار و تلاش کرد و کِشت .
امیرمؤمنان در نهج البلاغه به صورت هشدار می‌فرماید :
«یا ایها الناس، انّما الدنیا دار مجاز، و الاخره دار قرار، فخذوا من ممرّکم لمقرّکم؛ ای مردم! دنیا سرای گذر است و آخرت خانه قرار و همیشگی. پس، از گذرگاه خویش برای قرارگاه که هدف اصلی است، توشه تهیه کنید .
بنابراین انسان مسلمان و مؤمن باید زیرک و هشیار باشد؛ همان طور که در روایت هم آمده است که مؤمن زیرک است. او باید از این دنیا و از این وسیله بیشترین بهره‌برداری را بکند و خود را برای زندگی جاودانه آماده سازد، و زیور و زینت و ظاهر دنیا او را از هدف اصلی بازندارد و او را کر و لال نکند تا از هدف اصلی و حیات جاودانه غافل بماند .
امیر مومنان(علیه السلام) در نهج البلاغه می‌فرماید :
«من أبصر بها بصّرته، و من أبصر الیها اعمته؛ کسی که به عنوان وسیله به دنیا بنگرد خدا به او بصیرت می‌دهد و آن کس که به عنوان هدف به آن بیندیشد، کورش می‌کند ».
دنیا همانند عینک است. اگر از آن به عنوان وسیله دید نگاه کنی و به عنوان عینک از آن استفاده کنی، دنیا و حقایق آن را برای تو نشان می‌دهد و روشن می‌کند؛ امّا اگر عینک را به دست خود بگیری و به خودش نگاه کنی و هدف، نگاه کردن به حقیقت و جنس خود عینک باشد فقط عینک را می‌بینی و نگاه به عینک به عنوان عینک و جنس آن، تو را از دنیا و آنچه از پشت آن می‌شود دید، غافل می‌کند .
بنابراین انسان مسلمان از دنیا هم همانند عینک باید به عنوان وسیله و نردبان ترقی و کارخانه انسان‌سازی استفاده کند و از آن برای ارتقای معنوی خود و رسیدن به مقام انسانیت و قرب الهی بهره برد و خود را به دنیا نفروشد؛ چون به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم ):
«فان الدُّنیا خُلقت لکم و انتم خُلقتم للاخره؛
دنیا برای شما آفریده شده است (نه شما برای دنیا) و شما برای حیات جاودانه و آخرت آفریده شده‌اید ».
پس هدف از آفرینش دنیا شما هستید؛ خدا دنیا را آفریده تا شما از آن، حیات جاودانه بسازید و هدف شما بالاتر از دنیاست .
با این دید، انسان مسلمان در هر پست و مقام و هر شغلی باشد، می‌تواند در تمام کارها خدا را طرف حساب خود قرار دهد و همه چیز را به حساب خدا بگذارد .
بنابراین در همه شغل‌ها از جمله تجارت و معاملات، انسان مسلمان می‌تواند شغل خود و فعالیت‌های خود را که در واقع یک نوع کارگشایی است، به عنوان بهترین عبادت به حساب آورد و علاوه بر پاداش دنیوی، از ثواب‌های اخروی و الهی برخوردار گردد. البته روشن است انسان در صورتی می‌تواند به این کار رنگ خدایی بخشد و آن را به حساب خدا بگذارد که در همه حال، شرایط و آداب آن و دستورهایی را که خدا در مورد هر کاری مشخص کرده است، مراعات کند و از حدود و ثغور آن تجاوز نکند .

پی‌نوشت‌ها

. بحارالانوار، ج74، ص285، ح6 .
. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، باب 752، ح22 .
. بحارالانوار، ج74، ص312، ح69 .
. همان، ج74، ص287، ح14 .
. فروغ حدیث، ص187، ح2 .
. همان، ص193، ح20 .
. بحارالانوار، ج75، ص176، ذیل ح12 .
. مستدرک الوسائل، ج2، ص407 .
. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، باب 752، ح19 .
. میزان الحکمه، ج13، ص6570، ح20961 .
. جامع الاخبار، ص398، ح1079 .
. وسائل الشیعه، ج12، ص11، ح6 .
. همان، ح4 .
.(و ما خلقت الجن و الانس ألا لیعبدون ). قرآن می‌فرماید :
. نهج البلاغه، خطبه113 .
. عوالی اللئالی، ج1، ص267، ح6 .
. نهج البلاغه، خطبه203 .
. همان، خطبه82؛ میزان الحکمه، ج2، ص899، ح5796 .
. میزان الحکمه، ج2، ص891، ح5753 .

برگرفته از : www.hawzah.net

 




نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:49 PM | نویسنده : قاسمعلی
اصولااسلام با نگرش غایت مدارانه به انسان اعم از زن و مرد، تمام خصوصیات مثبت و منفی او را در راستای آن غایت تفسیر می کند. اسلام غایت انسانی را در قرب به خدا به عنوان نهایی ترین و کامل ترین هدف هستی می داند و از این رو به تبیین وظایف فردی و اجتماعی زنان و مردان می پردازد .
با این دید اگر بخواهیم نظر اسلام را در مورد اشتغال، جویا شویم می توان گفت که شغل و اشتغال در هر سطحی از مراتب آن، مطلوبیت استقلال ندارد بلکه تنها وسیله و ابزاری تلقی می شود که با حفظ شرایط و خصوصیات، می تواند مقرب انسان به خدا باشد از این جهت ممدوح به شمار می آید و در غیر این صورت چیزی جز مانع از رسیدن به هدف واقعی تلقی نمی گردد .
در ادامه به بیان دیدگاه های مختلف در زمینه اشتغال زنان می پردازیم و سرانجام نظر اسلام را به صورت اجمالی مطرح می کنیم. اما قبل از بیان دیدگاه ها لازم است تعریفی از اشتغال ارائه دهیم تا موضوع بحث به خوبی، روشن گردد .
برخی تعریف اشتغال را «به مجموعه فعالیت هایی که در یک دوره معین که در مقابل آن مزدی پرداخت می شود» بیان کرده اند. (21) براساس این تعریف، زنانی که در دوره معین به فعالیت می پردازند و در قبال این فعالیت مزد دریافت می کنند زنان شاغل محسوب می شوند و موضوع بحث ما درباره اشتغال این زنان می باشد. با این تعریف، کار بسیاری از زنان که در خانه و به صورت کار شخصی انجام می دهند از موضوع بحث خارج می گردند و فقط آن دسته از فعالیت ها را شامل می شود که اساسا در خارج از منزل و کار شخصی و در محیط اجتماعی صورت می پذیرد .
بعد از این تعریف اجمالی به طرح دیدگاه های مختلف درباره اشتغال زنان می پردازیم .
طرح دیدگاه ها :
به نظر می رسد امروزه دیدگاه مطرحی که مخالف با اشتغال زنان باشد، وجود ندارد و به طور عمده پذیرفته اند که زن می تواند در صحنه اجتماع حاضر شود و با پذیرش شغل و مسئولیت های دیگر اجتماعی به گردونه تحرکات و فعالیت های اجتماعی بپیوندد. آنچه مورد مناقشه است دایره این اشتغال می باشد و این سوال مطرح می گردد که آیان زنان توان تصدی و اشتغال همه سطوح شغلی از هر نوع حرفه و یا کاری را دارا هستند؟ در پاسخ به این سوال است که دیدگاه های مختلف شکل می گیرد.در جهان غرب گرچه از لحاظ نظری به طور کلی گرایش ها به پذیرفتن توان زن برای انواع مشاغل و حرفه ها می باشد ولی در عمل نشان داده شده که کارفرمایان و صاحبان صنایع آمادگی پذیرش این نظر را در صحنه عمل ندارند و زنان معمولااز تبعیض با مردان در تصدی نوع کارها، مشاغل، دستمزد و بازار کار ناراضی هستند .
صاحب نظران برای تبیین و بررسی این تبعیض به طرح سه نظریه عمده پرداخته اند؛ این سه نظریه عبارتند از: تئوری نئوکلاسیک، تئوری تجزیه شدن بازار کارو تئوری های جنسیتی .
تئوری نئوکلاسیک
این تئوری فقدان اقبال از سوی کارفرمایان در پذیرش زنان به عنوان نیروی کار در سازمان ها را چند عامل متغیر مانند مسئولیت های خانوادگی، نیروی جسمی، آموزش عمومی و فنی، ساعات کار، غیبت از کار و جابه جایی زنان منوط می داند. به اعتقاد برخی صاحب نظران، متغیرهای فوق الذکر به صورت طبیعی بر بازدهی کار اثر گذارند. حضور مفید در کار، سطح آموزش بالاو توان جسمی کار، به صورت مطلوبی در بازدهی و بهره وری مثبت کار نقش مهمی دارا هستند. زنان از داشتن این ویژگی های مثبت معمولابی بهره اند. البته فقدان برخی از این عوامل به دلیل عوامل بیرونی دیگری است. مثلاسطح پایین بودن آموزش در زنان به علت بی رغبتی ناشی از این است که کارفرمایان ترجیح می دهند سرمایه گذاری در آموزش نیروی انسانی برای کسانی باشد که بیشترین زمان مفید کاری را در سازمان سپری می کنند اما زنان به دلیل برخی شرایط، مانند ازدواج، حاملگی و پرورش فرزندان غالبا از حضور مستمر و مفید در سازمان بی بهره اند و لذا صاحبان سرمایه و کارفرمایان تمایلی به سرمایه گذاری درخصوص این افراد ندارند. سرمایه گذاری در امر آموزش افرادی که احتمال انصراف دائم و یاموقت از کار را دارند، برای هر سازمان، هزینه ای جبران ناپذیر است. وجود وقفه ولو به صورت کوتاه مدت باعث کاهش تدریجی نیروی کار شده و این موجب نزول بهره وری سازمان در رسیدن به اهدافش می گردد .
تئوری های تجزیه شدن بازار کار
این تئوری ها بازار کار را به عنوان مجموعه ای می بیند که موانع سازمانی، آن را به قسمت های مختلف تقسیم کرده است. در درون هر قسمت باز هم اصول نئوکلاسیکی به طور کلی معتبر شناخته می شود. یکی از معروف ترین تئوری های تجزیه شدن بازار کار، تئوری بازار کار دوگانه است که در آن میان دو نوع از مشاغل تمایز وجود دارد: مشاغل بخش اول که از لحاظ پرداخت مزد، تامین بیشتر و فرصت های بیشتر، وضع نسبتا خوبی دارد و مشاغل بخش دوم که با مزد کم، تامین کمتر و محدودیت امکان پیشرفت روبروست. در مشاغل بخش اولیه ثبات کارگر در کار برای کارفرما اهمیت دارد و جابه جایی بیشتری که در زن ها مشاهده می شود به این معناست که احتمال خوب آنها به مشاغل ثانویه زیادتر است. از این رو حتی اگر کیفیات قبل از ورود به شغل برابر باشد احتمال به کار گماردن مردها در مشاغل اولیه که امکان پیشرفت بعدی در آن از لحاظ مزد، آموزش حرفه ای و ترفیع زیادتر است، بیش از زنهاست .

نویسنده: زهرا کریمی محقق واستاد دانشگاه
برگرفته از: magiran.com

 




نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:45 PM | نویسنده : قاسمعلی

* جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی

اشاره :

«اشتغال» امروزه در جامعه ما، یکی از مسائل اساسی و موضوعات مورد بحث می‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصی و اندیشه‏های خود، در مورد چگونگی اشتغال جوانان و آداب و شیوه‏های کار، علل و انگیزه‏های بیکاری، انواع مشاغل، اولویت انتخاب شغل‏ها و... سخن گفته و بحث می‏کند .
اشتغال به کارهای مفید و مورد نیاز جامعه، دارای اثرات و نتائج قابل توجه برای همه افراد جامعه اسلامی است که از جمله آن‏ها می‏توان به فوائد زیر اشاره نمود :

1-. زمینه رستگاری



اساساً کار و اشتغال در بینش توحیدی اسلام، یک ارزش محسوب می‏شود و تلاش بیشتر در کارهای دنیوی و اخروی، زمینه سعادت و رستگاری افراد را در دنیا و آخرت فراهم می‏نماید و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا می‏برد. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرماید: «اَلْکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فی سبیل اللّه1؛ کسی که برای تأمین معاش خانواده‏اش تلاش می‏کند، همانند مجاهد در راه خداست .»



2. تأمین مخارج زندگی



یک مسلمان با پیش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگی خود را تأمین نموده و تا حدودی از فقرِ اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی خود و جامعه می‏کاهد .



3. وسیله ارتباط سالم



اشتغال به کار، افراد را در زندگی تحت یک برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعی و معاشرت با دیگران یاری می‏نماید .



4. آرامش روح و وجدان



تمام کسانی که به کارهای مفید اقتصادی اشتغال دارند و بر اساس احساس وظیفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود می‏پردازند؛ علاوه بر این که آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم می‏کنند، به نوعی تفریح نیز می‏پردازند؛ هم چنان که افراد سُست عنصر و بیکار معمولاً به اضطراب و افسردگی و عذاب وجدان دچار هستند .



5. بیدار نمودن روحیه خلاّقیت



اشتغال به کسب‏های مورد علاقه، روحیه ابتکار و خلاقیت را در افراد زنده کرده و استعدادهای درونی آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نیروهای نهفته در اندرون خود می‏سازد. و به این ترتیب، مفید و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقویت می‏شود. چنین فردی با روحیه سرشار از عشق به کار، از زندگی خود لذّت برده و برای رسیدن به اهداف عالی تلاش می‏کند .



6. تثبیت موقعیت اجتماعی



اشتغال به کار مفید و مورد نیاز جامعه، راه رسیدن به موقعیت اجتماعی یک فرد مسلمان می‏باشد و شغل او هر قدر از نیازهای جامعه بکاهد و موجب تقویت و استقلال و آزادی و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعیت اجتماعی صاحب شغل در میان افراد جامعه اسلامی، بیشتر و بالاتر خواهد بود .


خداوند می‏فرماید: «وَ اَنْ لَیْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعی»(2)؛ و این که برای انسان بهره‏ای جز سعی و تلاش او نیست .



7. جلوگیری از مفاسد



بیکاری افراد، موجب ضررهای جبران‏ناپذیر و دارای مفاسد بی‏شمار برای اجتماع مسلمانان است؛ به این معنا که یک فرد با انتخاب یکی از مشاغل مورد نیاز جامعه و اشتغال به آن، باری از دوش مردم و مسئولین برمی‏دارد و در مقابل، فرد بیکار نه تنها مشکلی را در جامعه حل نمی‏کند بلکه خود، مشکل آفرین و سربار جامعه اسلامی نیز می‏شود و علاوه بر این که نیرویی هدر رفته، نیروهای دیگری را به خود مشغول خواهد کرد .


* * *


با توجه به نکات فوق در این نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سیره و سخن حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، مورد بحث قرار گرفته است .



اهمیّت کار



در سیره پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فعالیت‏های اقتصادی افراد، ارزش بالایی دارد. آن حضرت کارگران و تولیدکنندگان در عرصه اقتصادی را چنان تشویق می‏کند که در طول تاریخ جوامع بشری، هیچ فرقه و مذهبی چنین جایگاهی برای اساسی‏ترین رکن جامعه، یعنی تأمین کنندگان حیاتی‏ترین کالای اقتصادی، قائل نشده‏اند .


انس‏بن مالک می‏گوید: هنگامی که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ازجنگ تبوک برمی‏گشت، سعد انصاری ـ یکی از کارگران مدینه ـ به استقبال آن حضرت آمد. هنگامی که رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با او دست داد، لمس دست‏های زِبْر و خشنِ مرد انصاری، حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را تحت تأثیر قرار داد. برای همین، از او پرسید: چرا دست‏های تو این چنین کوفته و خشن می‏باشد؟ آیا ناراحتی خاصّی به دستان تو رسیده است؟


عرضه داشت: یا رسول اللّه! این خشونت و زبری دستان من، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله‏ی آن‏ها زحمت می‏کشم و مخارج خود و خانواده‏ام را تأمین می‏نمایم .


«فَقَبَّلَ یَدَهُ رسولُ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و قالَ: هذِهِ یَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم دست او را بوسیده و فرمود: این دستی است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»3



نکوهش افراد سست عنصر



رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم گاهی با جوانان سالم و نیرومندی مواجه می‏شد. بازوهای ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسی نموده و از وضعیت زندگی و شغلشان سؤال می‏نمود، اگر در جواب گفته می‏شد که: وی فردی بیکار است و هیچ گونه شغلی ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت می‏شد و می‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَیْنی؛ از چشمم افتاد.» (فرد بیکار در نظر من ارزشی ندارد.) اطرافیان می‏پرسیدند : یا رسول اللّه! چرا این افراد را دوست نمی‏دارید؟ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرمود: برای این که اگر مؤمن شغلی نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، برای امرار معاش، از دین خود خرج خواهد نمود.4


آن حضرت در گفتاری حکیمانه، افراد تنبل و بی‏حال را که تن به کار نمی‏دهند و می‏کوشند که از دست رنج دیگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شدید قرار داده، می‏فرماید: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسی که بار زندگی خود را به گردن مردم بیندازد. ملعون است، ملعون است کسی که اعضای خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»5


البته سیره و سخن پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مورد افراد بیکار ـ که با بهانه‏های واهی فرصت‏های شغلی را از دست می‏دهند ـ حاوی نکته مهمی است و آن، این که بیکاری ریشه بسیاری از مشکلات و گرفتاری‏ها در زندگی یک جوان فعال و پر انرژی است. زیرا اگر یک فرد مسلمان مخارج زندگی خود را با فعالیت‏های اقتصادی سالم و اشتغال به یک کسب پاکیزه و حلال، تأمین نکند به ناچار برای تأمین زندگی‏اش ارزش‏های دینی را زیر پا گذاشته و به راه‏های فریبنده که به ظاهر سود سرسام آوری هم دارند، کشیده خواهد شد. و این، مصداقی از همان امرار معاش از راه دین و ایمان است که در کلام پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بود .


گذشته از این، بیکاری یک فرد نه تنها موجب از میان رفتن استعدادهای درونی وی می‏شود و او را به فردی تن پرور و بی‏خاصیت مبدل می‏سازد، بلکه به عنوان یک معضل و بیماری اجتماعی، یک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقی و اجتماعی و بیماری‏های روحی خواهد ساخت .


در حقیقت یک عضو فعال و پر انرژی که از سرمایه‏ها و ذخایر خدادادی جامعه اسلامی است و باید به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به همین دلیل پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بیکاری را برای یک جوان خطرناک می‏داند .



نقش انگیزه‏های مقدّس در اشتغال



از منظر حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تمام فعالیت‏های یک مسلمان می‏تواند نوعی ارتباط با آفریدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادی و دنیوی، از پاداش‏های معنوی نیز درجهان آخرت برخوردار می‏باشد .


آری کار برای خدا، نقش مهمی در شکل دادن به رفتار اقتصادی انسان دارد. به علاوه این انگیزه می‏تواند قوای جسمی و روحی وی را در فعالیت‏های اقتصادی چند برابر نماید؛ به خاطر هدف والای وی، کار او نیز مقدّس خواهد شد . رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بر این باور بود که: «اَلْعِبادَه سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ6؛ عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترین آن‏ها طلب روزی حلال است .»


آن حضرت اشتغال به کارهای حلال را مانند سایر عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضروری دانسته و می‏فرماید: «طَلَبُ الْحَلالِ فَریضَه عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ و مُسْلِمَه7؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است .»


بنابراین، انگیزه‏های مقدّس می‏تواند همه کارها و فعالیت‏های اقتصادی یک مسلمان را ـ اعم از کارهای تجاری، کشاورزی، صنعتی و خدماتی ـ فرا گرفته و آن‏ها را در شمار عبادات قرار دهد .


در روایتی آمده است که: روزی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با جمعی از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن میان، چشمان آنان به جوانی نیرومند و زیبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. یاران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم گفتند: یا رسول اللّه! اگر این جوان نیرومند، نیرو و انرژی خود را در راه خدا مصرف می‏کرد، چقدر شایسته مدح و تمجید بود! حضرت فرمود: این سخن را نگویید! اگر این جوان برای تأمین معاش می‏کوشد و انگیزه او بی‏نیازی از دیگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذیرایی از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار می‏کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدّسی دارد.8


در سیره پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، هدف از رفتارهای اقتصادی جلب رضایت خداوند است. و رضایت پروردگار، انگیزه مقدّس و هدف والایی است که یک انسان مسلمان را در سخت‏ترین شرایط به فعالیت‏های اقتصادی وادار می‏کند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضای الهی خرج می‏کند .


اما از نظر متفکّران مادّی و اقتصاددانان غربی، هدف نهایی از کار، دست یابی به لذت‏های فردی است. و در آن صورت، انگیزه کار، دست یابی به حداکثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقی و انسانی تحت الشعاع سود جویی‏های مادی قرار گرفته و به تدریج انسان از ماهیت خود خارج شده و در عرصه‏های زندگی فقط به سودهای سرشار مادی می‏اندیشد؛ گرچه در این راه، حقوق دیگران تضییع شده واخلاق و انسانیت از میان برود .



روش‏های ترویج اشتغال



حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم برای ایجاد انگیزه تولید و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‏های مختلفی بهره می‏گرفت که به برخی از آنان اشاره می‏شود :



الف) زمینه سازی برای رشد استعدادها



آن حضرت با استفاده از فرصت‏های مناسب برای شکوفایی نیروهای درونی و استعدادهای نهفته افراد، زمینه سازی می‏نمود و از این طریق، در آنان انگیزه تولید و کسب درآمد را تقویت می‏کرد. روایت زیر، نشانگر این روش رسول گرامی می‏باشد :


مردی از اصحاب در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود و بسیاری اوقات از بیکاری رنج می‏برد، خانه نشین شد. روزی همسرش به وی گفت: ای کاش به محضر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏رفتی و از او درخواست کمک می‏نمودی! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رفت. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او یاری می‏کنیم ولی اگر بی‏نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بی‏نیاز می‏کند .»


او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنی بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگی نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن .


مرد ناچار برای بار دوم به حضور پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رفت اما قبل از این که حرفی بزند، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم همان سخن قبلی را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنی اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولی چون خود را همچنان در چنگال فقر و بیکاری، ضعیف و ناتوان می‏دید، برای سومین بار با همان نیّت به مجلس رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رفت. باز هم لب‏های رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمینان می‏بخشیدـ همان جمله را تکرار کرد. این بار اطمینان بیشتری در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد، با قدم‏های مطمئن‏تری راه می‏رفت. با خود فکر می‏کرد که دیگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکیه می‏کنم و از نیرو و استعدادی که در وجودم به ودیعت نهاده شده است، بهره می‏گیرم و از او می‏خواهم که مرا در کارهایم موفق گردانیده و از دیگران بی‏نیاز سازد. با این نیّت، تیشه‏ای عاریه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداری هیزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خویش را چشید . روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا به تدریج توانست از حاصل درآمد خویش، ابزار کار را فراهم نماید. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و شتر و غلامانی شد. وی در اثر تلاش و کوشش شبانه‏روزی، یکی از افراد ثروتمند گردید . روزی به محضر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آمده و وضعیت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم وی را به تحرک و کار واداشت. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک می‏کنیم ولی اگر بی‏نیازی بورزد، خدایش او را کمک خواهد نمود.9



ب) روش‏های رفتاری



گرچه رهنمودهای گفتاری، در تربیت افراد تأثیر دارد اما اقدامات عملی، به مراتب بیشتر از شیوه‏های گفتاری مؤثر است. برای همین پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نه تنها با راهنمایی‏ها و زمینه سازی‏های خود موجب هدایت افراد به سوی میدان‏های کاری شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با دیگران کار می‏کرد .


رفتار رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را می‏توان تبلور اصول و ارزش‏های اسلامی قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنه‏ی سیاست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و سایر صفات والای انسانی اسوه تمام عیار مسلمانان به شمار می‏آید، رفتار اقتصادی آن حضرت نیز می‏تواند شیوه‏ای موفق و کارآمد برای چگونه زیستن باشد .


نمونه هایی از سیره عملی حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم :



خانه سازی



امام صادق علیه‏السلام به فردی که در اثر جهل و غرور، تن به کار نمی‏داد و خود را نیازمند دیگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالای سرت بار حمل کن. (و هرچه می‏توانی تلاش کن.) و از مردم بی‏نیاز باش .


سپس به وی فرمود: همانا رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم سنگ‏ها را به دوش خود حمل می‏کرد و دیوار خانه‏اش را می‏ساخت.10



باغداری



علی علیه‏السلام روزی به سلمان فرمود: ای [ابا [عبداللّه! باغی را که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با دستان خویش آن را ساخته و درخت‏هایش را کاشته است، برای فروش به‏مشتریان عرضه کن. سلمان باغ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.11



دامداری



روزی حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ نَبیّاً اِلاّ راعی غَنَمٍ؛ تمام پیامبران الهی پیش از آن که به مقام نبوت برسند، مدتی چوپانی کرده‏اند. قالُوا: وَ اَنتَ یا رَسُولَ اللّه؟؛ از پیامبر سؤال شد: آیا شما نیز چوپانی کرده‏اید؟ قال : وَ اَنَا رَعَیْتُها لاَِهْلِ مَکّه بِالْقَرارِیط؛ فرمود: بله، من مدتی گوسفندان اهل مکه را در سرزمین «قراریط» به چراگاه برده‏ام.»12



بازرگانی



پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم قبل از ازدواج، با خدیجه یک قرارداد تجارتی بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربه‏ای، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم متعهد شده بود که با سرمایه خدیجه به یک سفر تجارتی برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهای بازرگانی خدیجه شریک باشد. بعد از توافق طرفین، خدیجه شتری راهوار و مقداری کالاهای ارزشمند در اختیار حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش کرد که در این سفر تجارتی به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمایند. این سفر تجارتی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به شام، تا حدودی وضعیت اقتصادی و مالی آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پایان سفر، کاردانی و شایستگی این جوان قرشی مورد تقدیر و ستایش خدیجه ـ ثروتمندترین و سرشناس‏ترین زن مکه ـ قرار گرفت و بدین منظور، مبلغی را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبیّ اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فقط مبلغ معیّن در قرارداد را دریافت کرده و از اخذ وجوه اضافی خودداری نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب علیه‏السلام برد و همه را در اختیار عموی گرامی‏اش گذاشت تا این که مقداری وضع زندگی حضرت ابوطالب علیه‏السلام سر و سامان یابد.13


امام صادق علیه‏السلام در مورد کارهای تجارتی پیامبر علیه‏السلام سخنان ارزنده‏ای دارد. اسباط بن سالم می‏گوید :


روزی به حضور امام صادق علیه‏السلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه می‏کند؟ گفتم: حالش خوب است اما دیگر تجارت، نمی‏کند. امام صادق علیه‏السلام فرمود: ترک تجارت، کار شیطانی است. ـ این جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با کاروانی که از شام می‏آمد معامله می‏کرد و با بخشی از درآمد آن معامله قرض‏های خود را ادا نموده و بخشی دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم می‏نمود . خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا می‏فرماید : «رِجاٌ لٌ لا تُلْهیهم تِجارَه وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛14 مردانی که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد خدا غافل نمی‏کند.»(15 )



همکاری در فعالیت‏های اجتماعی



1. ساختن مسجد



هنگامی که مسجد قبا ـ اولین مسجد در تاریخ اسلام ـ ساخته می‏شد، حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم همدوش سایر مسلمانان کار می‏کرد. آن حضرت سنگ‏های کوچک و بزرگ را برمی‏داشت و آن‏ها را بغل می‏نمود و حمل می‏کرد. به طوری که سفیدی گرد و خاک سنگ‏ها کاملاً در بدن آن حضرت نمایان بوده و حکایت از سخت کوشی آن حضرت داشت . گاهی مردی از اصحاب به نزدش می‏آمد و التماس می‏کرد که: یا رسول اللّه! پدر و مادرم فدای تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جای شما کار کنم. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرمود: نه، تو هم سنگ دیگری بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوشش‏های شبانه روزی، ساختمان مسجد قبا را به پایان برد.16


همچنین در تأسیس ساختمان مسجد النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آن حضرت علاوه بر راهنمایی مسلمانان در طرح ریزی بنای مسجد، خود نیز در کنار آنان کار می‏کرد و آن چنان از جان و دل کارهای ساختمانی را انجام می‏داد که مسلمانان تحت تأثیر قرار می‏گرفتند. اسید بن حضیر یکی از آنان بود که جلو آمده و گفت: یا رسول اللّه! اجازه بفرمایید تا من به جای شما سنگ‏های سنگین را حمل کنم. فرمود: نه، تو یکی دیگر ببر .


یکی از مسلمانان نیز این شعر را قرائت می‏کرد :




لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبیُّ یَعْمَلُ



فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ17



اگر ما بنشینیم در حالی که پیامبر کار می‏کند، رفتار بسیار زشت و ناپسند انجام داده‏ایم !



2 . راهسازی



امام صادق علیه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر علیه‏السلام فرمود : پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم یکی از راه‏های عمومی را ـ که آب خراب کرده بودـ با چیدن سنگ تعمیر نمود. به خدا سوگند! انسان‏ها و چهار پایان تا این لحظه از آن استفاده می‏کنند.18



3 . انجام کارهای منزل



رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله علاوه بر اداره حکومت اسلامی و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، به کارهای منزل نیز رسیدگی می‏کرد .


امام صادق علیه‏السلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم یَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ19؛ رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پیوسته بز خانواده‏اش می‏دوشید .»



ج) ره توشه‏های پیشه وران



حضرت خاتم الانبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با این که مسلمانان را به اشتغال در کارهای تولیدی، خدماتی، کشاورزی و سایر مشاغل توصیه می‏کرد ولی به لحاظ موقعیّت جغرافیایی و با توجه به آب و هوای مناطق مختلف، به برخی از شغل‏ها اهمیّت خاصّی قائل بود. در این‏جا به نقل چند مورد از گفتارهای آن حضرت می‏پردازیم :


1. «تِسْعَه اَعْشار الرّزقِ فی‏التّجارَه وَالْجزْءُ الْباقی فی السّابیاء ـ یعنی الغنم ـ ؛20 109 در آمد در داد و ستد و باقی مانده آن در دامپروری (و کارهای تولیدی) است .»


2. « مَنْ غَرَسَ شَجَرَه فَاَیْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِی الْجَنَّه؛21 هر مسلمانی که نهال درختی بنشاند و آن درخت (بر اثر کوشش‏های باغبان) به ثمر بنشیند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختی در بهشت قرار می‏دهد .»


3. در سیره اقتصادی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم باغداری، زراعت و کشاورزی آن چنان از اهمیت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضییع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامی هشدار داده و ضمن دستورالعملی، دهقانان را به زمامداران اسلامی کاملاً سفارش نموده و به علی علیه‏السلام فرمود :


یا علی! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.22



پی‏نوشت‏ها



1. نجم / 39 .


2. فقه الرضا، ص 208 .


3. اسدالغابه، ابن اثیر،ج 2، ص 169؛ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 و النهایه، ج 4، ص 202 .


4. بحارالانوار، ج 100، ص 10 و مستدرک الوسائل، ج 13، ص 11 .


5. تحف العقول، ص 37 و الکافی، ج 4، ص 12، (باب کفایه العیال و التوسع علیهم ).


6. بحارالانوار، ج 100، ص 209 .


7. همان .


8. المحجّه البیضاء، ج 3، ص 140 .


9. اصول کافی، باب القناعه، حدیث 7 و داستان راستان، ص 28 و 29 .


10. وسایل الشیعه، ج 17، ص 38 .


11. حلیه‏الابرار، ج 1، ص 331 .


12. میزان الاعتدال، ج 3، ص 293 .


13. بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد .


14. نور / 37 .


15. وسائل الشیعه، ج 17، ص 14 و 15 .


16. معجم الکبیر، طبرانی، ج 24، ص 318 .


17. مناقب آل ابی‏طالب، ج 1، ص 161 و فتح الباری، ج 7، ص 193 .


18. حلیه‏الابرار، ج 1، ص 329 .


19. الکافی، 5 ، ص 86 .


20. وسائل الشیعه، ج 17، ص 11 .


21. کنزالعمال، ج 3، ص 896، حدیث 9079 .


22. تهذیب الاحکام، ج 7، ص 154 .


 


عبد الکریم پاک نیا


برگرفته از : www.hawzah.net



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:45 PM | نویسنده : قاسمعلی
چکیده
بازاریابی تجاری همواره با انتقادهایی روبه رو بوده است. دلیل بیشتر این انتقادها، ورود مسائل غیراخلاقی و غیرعرفی به حوزه فعالیتهای بازاریابی است .
در این مقاله انتقادهایی که نسبت به بازاریابی صورت می گیرد، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و خواهیم گفت اصولی که در تعلیمات اسلامی ذکر شده اند، چگونه می توانند در بازاریابی اجتماعی و اخلاقی مدیران ایفای نقش کنند، به ویژه مدیران بازاریابی که از حساسیتهای اخلاقی و معنوی بالایی درحرفه خود برخوردارند .
مقدمه

همان‌گونه که می دانیم، بازاریابی به تعبیری همان بازاریابی عقیده است: خواه منظور ما ازبازاریابی، ایده کلی فروش یک دارو (یا هر کالای مفید دیگر) باشد یا رفع یک نیاز از انسانها و یا کمک وخدمت به مردم. امااز بازاریابان انتقادهای زیادی به عمل می آید. مصرف کنندگان، بازاریابی را عامل ضرر و زیان در بسیاری از موارد عنوان می کنند .
اگر فرهنگ کسب و کار کنونی را با فرهنگ کسب و کار اجداد و پدرانمان مقایسه کنیم، در می یابیم که در گذشته، کسب و کارعملی عبادی بوده است ولی در حال حاضر بی توجهی به مبانی احترام به مشتری،اخلاقیات و عدم رعایت اصول و مبانی اسلامی در بازار حکمفرما شده است.‌‌‌‍[1]بسیاری از مردم چنین می پندارند که اسلام و دینداری با کسب و کار و تجارت در تضاد است، در حالی که در بسیاری از احادیث و کتابهای اسلامی این ایده به طور کلی رد شده است :
_ هـر فـرد معتقد به مبانی دینی که برای تامین حوایج خود و بـرآوردن نـیازمندیهای خانواده یا جامعه‌اش، جد و جهد می‌کند، نـوعـی عـبادت در آستان پروردگار بی‌نیاز به جای می آورد. [2 ]
_ عبادت هفتاد جزء است که افضل اجزای آن طلب روزی حلال است. نبی اکرم(‌ص )
_ هرکس که به دنبال روزی حلال باشد تا به خود و خانواده اش کمک کند مانند مجاهد در راه خدا خواهد بود. امام موسی بن جعفر (ع )
_ امیرالمؤمنین برای طلب روزی از خانه بیرون می رفت و دوست داشت خداوند اورا در حالی که برای طلب روزی حلال،نفسش را به زحمت انداخته است ببیند . امام باقر(ع). و حتی ارزش بالایی برای بازرگانان و تجار مطرح شده است به گونه ای که حضرت علی (ع) در نامه 53 خود در نهج البلاغه چنین می فرمایند : «سپاهیان بر جای نماند جز با سومین دسته از مردمان که قاضیانند و عاملان و نویسندگان دیوان،که کار عقدها را استوار می کنند و آنچه سود مسلمانان است فراهم می آورند و در کارهای خصوصی و عمومی مورد اعتمادند و کار این جمله استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که فراهم می شوند و با سودی که به‌دست می آورند، بازارها را برپای می دارند و کار مردم را کفایت می کنند در آنچه دیگران مانند آن نتوانند ».
بازاریابی، مفهومی مبتنی بر خدمت وکسب فایده متقابل است. در واقع بازاریابی به معنای تأمین نیازهای انسانهاست و یکی از ارزشهای قاطع و مسلم انسان که اسلام آن را صد در صد تأیید می کند و به واقع ارزشی انسانی است، خدمتگذار خلق خدا بودن.[3 ]
_ دو خصلت است که نیک تراز آن نیست :ایمان به خدا و سودمندی برای بندگان خدا.[4 ]
_ امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: «ای کمیل، مردم بر سه دسته‌اند:اول،علمای ربانی، دوم،دانشجویانی که در راه نجات هستند، سوم،فرومایگان پست و بی اراده‌ای که خیری در آنها نیست.[5 ]
اسلام، ساخت نظام اقتصادی خود را بر پایه خداشناسی و معارف اقتصادی و ایدئولوژیکی و موازین اقتصادی استوار داشته است. به گونه‌ای که می فرماید : «پاکمردانی که هیچ کسب و تجارت،آنها را از یاد خداوند غافل نگرداند».[6 ]
انتقادهای بازاریابی و تعلیمات اسلامی
موارد عمده ای را که تصمیم گیران بازاریابی ممکن است با تصمیم نا درست خود سبب ضرر و زیان مصرف کنندگان منفرد،جامعه و سایر موسسات اقتصادی شوند مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.[7] این عوامل عبارتند از :
1. کالا
2. بسته بندی
3. قیمت
4. کانال توزیع
5. تبلیغات
6. فروشندگی
7. رقبا
حال، احادیث و روایات مختلف فلسفی، دینی،عرفانی را که برطرف کننده انتقادهای موجود است را ذکر خواهیم کرد. در واقع نشان می دهیم که در تعالیم اسلامی نیز،این انتقادهای مورد توجه بوده است و راه حلهای لازم به پیروان آن ارائه شده است .
_ کالا
در حدیث آمده است:«خداوند سازنده ماهر را دوست دارد».[8 ]
همچنین در حدیثی دیگر آمده است: «خداوند انسان حرفه ای و امین را دوست دارد».[9] در این حدیث دو عامل حرفه‌ای بودن و امین بودن موردنظر بوده است. عامل اول: یعنی کسی که نیاز و دردی از جامعه دوا کند واثر مهارت و فناوری او دیده شود.عامل دوم: امین بودن است، یعنی بها دادن به کیفیت کارها و درست و کامل بودن کار است .
_ بسته بندی
درحدیث آمده است:«کالای خود را به منظور جلب توجه و رغبت بیش از اندازه مشتری،زینت نکنید».[10 ]
_ قیمت
درحدیث آمده است:«به سود کم قناعت کنید و در تحصیل سود به اندازه خود اکتفا کنید و این مقدار را نیز میان همه مشتریان تقسیم کنید، یعنی از همه مشتریان روزانه خود به اندازه مخارج روز خویش، به نسبت سود بگیرید» .[10 ]
_ کانال توزیع
انحصار ناشی از تبانی، به این معنی که تولید کنندگان با هم تبانی کنند که کالای مورد نظری را تولید نکنند، یا فروشندگان تبانی کنند که به قیمت بیشتری بفروشند، از نظر اسلام مذموم است .
در یکی از روایات نقل می شود که امام صادق (ع) خدمتکاری را که مصادف نام داشت طلبید و هزار دینار به او پرداخت تا برای تجارت عازم مصر شود.خدمتکار پول گرفته شده را به کالا تبدیل کرد و به همراه تجار دیگر به مصر رفت . هنگامی که نزدیک مصر شدند تجاری را دیدند که از مصر خارج شدند و در گفت‌وگو با آنان وضعیت کالای خود را از آنها پرسیدند. آنها گفتندکه از این کالا در مصر چیزی نیست.تجار می دانستند که این وسیله مورد نیاز عموم است و با هم پیمان بستند که کمتر از سود هر دینار به یک دینار نفروشند.پس از پایان یافتن کالاها به مدینه باز گشتند و مصادف با دو کیسه هزار دیناری نزد امام رفت و عرض کرد: «یکی سرمایه و دیگری سود». حضرت درباره زیادی سود پرسیدند و او موضوع را به آگاهی حضرت رساند.حضرت فرمود: «آیا بر ضد مردمی مسلمان پیمان می بندید که جز به سود دینار، دینار نفروشید؟» سپس کیسه مربوط به سرمایه را برداشت و فرمود با کیسه دیگر کاری نداریم و بعد فرمود : «ای مصادف،ضربات شمشیرها از به دست آوردن روزی حلال [11] آسانتر است».
تبلیغات
بهره گیری از هرگونه تبلیغات مضر و زیان بخش، چه زیان جسمی داشته باشد و یا اخلاقی،و هرگونه وسایلی که ویژه این کار است ممنوع است .[12 ]
_ فروشندگی
درحدیث آمده است: «در موقع معامله، سوگند ، هر چند هم راست باشد نخورید».[10 ]
از امام جعفر(ع) نقل شده است: علی(ع)هنگامی که در کوفه بود همه روزه صبح اول وقت،بیرون می رفت و در بازارهای کوفه گردش می‌کرد و تازیانه ای بر دوش داشت که دارای دو طرف و نام آن(سبیته)بود.او به هر بازاری که می‌رسید می ایستاد و ندا در می داد که ای تجار و بازرگانان..._ از خدا بترسید.مردم که صدای حضرت را می شنیدند،هر کار که به دست داشتند کنار می گذاشتندوبا دل و جان به اوامرش گوش می دادند. می فرمود: «پیش ازهرکاراز خداوند طلب خوبی کنید و به ارفاق، برکت ازخدابگیرید و با مشتریان مهربانی کنید و خود را به زیور بردباری بیارایید و قسم نخورید و از دروغ بپرهیزید و ستمکار نباشید و با مظلومان با انصاف رفتار کنید و نزدیک ربا نروید و کم فروشی نکنید و مردم را گول نزنید و به این وسیله دنیا را تباه نسازید»، آنگاه در همه بازار می‌گشت و سپس برای انجام سایر وظایف خود درباره مردم آماده می شد.[13 ]
_ رقبا :
درحدیث آمده است: «در بین معامله برادر دینی خود داخل نشوید. یعنی هنگامی که می بینید متاعی را یکی از برادران دینی میل دارد بخرد شما در این معامله دخالت نکنید تاآن معامله دیگری را برادر دینی انجام دهد» .[10 ]
همچنین، در بازاریابی اصولی وجود دارد که ازنظریه ها و رویه های بازاریابی مدرن حاصل شده است [7 ]:
_ اصل آزادی مصرف کننده و تولید کننده
_ اصل محدود کردن ضرر و زیان بالقوه
_ اصل تأمین نیازهای اساسی
_ اصل کارایی اقتصادی
_ اصل نوآوری
_ اصل آموزش و ارایه اطّلاعات به مصرف کننده
این اصول به نوعی، راهنمای سیاستهای بازاریابی اخلاقی در سازمانها هستند . دراین بخش نیز،اصولی را که تعلیمات اسلامی در این زمینه بیان می دارد عنوان می کنیم :
_ اصل آزادی مصرف کننده و تولید کننده :
مکتب اسلام هرچند آزادی را، مانند دنیای سوسیالیستی از افراد سلب نمی کند ولی مانند جهان سرمایه داری نیز به افراد آزادی اقتصادی نامحدود نمی دهد، بلکه این مکتب الهی اشخاص را در صحنه اقتصاد زندگی با توجه به مبانی سیاسی ،اجتماعی ، اخلاقی و فرهنگی ویژه‌ای که دارد در کادر ارزشها و معیارهای معنوی خاصی محدود می کند.[10 ]
در اقتصاد اسلامی اصلی وجود دارد به نام: اصل حاکمیت اراده. به این معنی که انسان حق دارد بر طبق اراده و تمایل خودش به هر شکل که خواست با دیگری قراردادی منعقد کند،خواه این قرارداد رایج و معمول باشد و یا خود او ابتکار کرده باشد. خواه در زمان شارع و قانونگذار اسلام متعارف بوده یا نباشد.بنابراین اگر طرفین معامله ای را اختراع کردند که به صورت هیچ یک از معاملات معمول و متداول نبود،این قرارداد درست است، با این شرط که بر عنوانهای باطل و حرام، مثل: ربا،مجهول،جزاف و کالی بکالی و نظایر آنها تطبیق نکند.[14 ]
_ اصل محدود کردن ضرر و زیان بالقوه
دراقتصاد اسلامی اصلی وجود دارد به نام:اقاله نادم.این اصطلاح بدین معنی است که اگرمعامله ای واقع شدوخریدار یا فروشنده متوجّه شود که این معامله به نفع او نبوده است و پیشنهاد فسخ معامله را کند،طرف مقابل این پیشنهاد را بپذیرد و در زمینه به هم زدن معامله موافقت خود را اعلام کرده، در این مورد اقدام کند.[10 ]
_ اصل تأمین نیازهای اساسی
مردی به حضرت صادق (ع)عرض کرد : «ما درراه کسب مال وثروت تلاش می کنیم ودوست داریم که امکانات مالی فراوانی داشته باشیم». حضرت پیش ازهر چیز مسئله هدف رامورد توجه قرار داد و پرسید: «هدف شما در کسب وکار وتلاشتان چیست ؟
گفت: «می خواهیم خود و خانواده خود را اداره کنیم و برای خویشاوندان خویش نیز درصورتی که در مضیقه اقتصادی باشند رفاه و وسعت به وجود آوریم و در راه خداوند،درراه تامین مصالح عمومی از اموال و ثروت خود خرج کنیم و برای انسجام مراسم حج و شرکت در این اجتماع با شکوه عبادی و سیاسی اقدام کنیم ». آن حضرت کسب مال و ثروت در راه چنین هدفهایی را مورد تعریف و تمجید قرار دادند.[15 ]
_ اصل کارایی اقتصادی
حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند سه چیزنشانه ایمان است :
1. شناخت کامل فرهنگ و قوانین اسلام؛
2. صبر وشکیبائی در مقابل حوادث و مشکلات زندگی؛
3. بکار بستن تقدیر و اندازه گیری درست در امور اقتصادی.[16 ]
_ اصل نوآوری
حدیثی داریم درباب نوآوری و خلاقیت و تلاش:هرکس دو روزش یکسان باشد،فریب خورده است.[17 ]
_ اصل آموزش و ارایه اطلاعات به مصرف‌کننده
درحدیث آمده است:عیبی را که در کالای مورد فروش وجود دارد،فروشنده ذکر کند و پنهان نکند(البته در صورتیکه نقص و عیب خیلی مهم نباشد وگرنه پنهان کردن نقص و عیب،غل و غش است و حرام می باشد).[10 ]
نتیجه گیری
مطالعه قوانین مالی و تجاری و اقتصادی اسلام بخوبی روشن می سازد که:اسلام هدف اصلی خود را تنها بالا بردن سطح زندگی مالی مردم و بهبود وضع خوراک،لباس،مسکن و سایرموجبات آسایش قرار نداده است بلکه به همراه این منظور و بالاتر از آن، تکامل روحی و فضایل اخلاقی موردنظر بوده است و تمام نکاتی را که در بازاریابی اجتماعی مطرح می شود، در تعالیم اسلامی نسبت به آنها توصیه شده است .
در مجموع این نتیجه حاصل می شود که بازاریابی درست و اصولی دارای هیچ گونه انحرافی نیست و انتقادهایی که نسبت به آن به عمل می آید، در واقع در مورد بازاریابی غیر اصولی است .
منابع
فصلنامه توسعه مهندسی بازار، سال اول، شماره اول
1. المسند،ج3،صص48-49
2. مطهری، مرتضی: انسان کامل، چاپ سی و هفتم، اردیبهشت 1385 .
3. نهج الفصاحه،حدیث 1446
4. نهج البلاغه، حکمت شماره 147
5. آیه 37 از سوره نور
6. کاتلر، فلیپ، ترجمه: فروزنده، بهمن: اصول بازاریابی ، چاپ پنجم .
7. حریری، محمدیوسف: اقتصاد اسلامی، انتشارات امیری، سال 1362،ص98 .
8. وسایل، ج12، ابواب مقدّمات تجارت .
9. آیت الله نوری، حسین: اقتصاد اسلامی، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی .
01. وسایل الشیعه ج12،ص311،ابواب آداب التجاره، باب 26، حدیث 1 .
11. مکتب اسلام، شماره 238 ،ص 11
21. وسائل الشیعه، ج12 ،کتاب التجاره، باب جملهممایستحب للتاجرمن الاداب، ص283 ، حدیث1 .
31. صدر، سیدموسی: اقتصاد در مکتب اسلام، انتشارات جهان آرا، ص90 .
41. وسایل، ج12،ص19 .
51. بحارالانوارج، 71، ص344 .
61. میزان الحکمه،ج7،واژه فرصت،عمر،شباب
71. مطفّفین-1
81. آیه 67 از سوره الرحمن
91. آیه 18 از سوره الحج

_ محمود جعفری: کارشناس ارشد ABM گرایش بازاریابی
برگرفته از : www.imi.ir

 




نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:43 PM | نویسنده : قاسمعلی
کسانی که می خواهند روی اصول مادی خودکشی را توجیه کنند، آنها هم بر اساس همین مسؤولیت این حرف را می زنند. دو سال پیش بود که یک نفر که نمی خواهم نامش را ببرم که با اینکه مرد دانشمندی است ولی چرت و پرت هم احیانا زیاد می گوید در دفاع از خودکشی یک آدم پلیدی که در حدود سی سال پیش خودکشی کرده است، گفته بود که یک انسان مسؤول وقتی که احساس می کند مسؤولیتش را انجام داده و دیگر کاری ندارد، باید هم خودکشی کند، عمر را برای مسؤولیت می خواهد ولی وقتی می بیند که دیگر چیزی در چنته ندارد باید هم خودکشی کند. اینجاست که حدیثی هست (من در کتاب سیری در نهج البلاغه آن را طرح کرده ام) که جز معماهای احادیث است و در همین زمینه مورد بحث ماست . این حدیث در تعابیر مختلفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از امام علی علیه السلام و از امام حسن علیه السلام و از بعضی ائمه دیگر وارد شده است. عبارتی که می خوانم تعبیری است که از حضرن امام مجتبی علیه السلام رسیده است .
در همان حالی که ایشان مسموم بودند مردی به نام " جناده " خدمت ایشان رسید. راوی می گوید ایشان در بستر افتاده بودند در حالی که خون قی می کردند. احساس کردم که دیگر لحظات آخر است. عرض کردم نصایحی به من بفرمایید. جملاتی فرمودند که یک جمله اش این است : «و اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا واعمل لاخرتک کانک تموت غدا؛ برای دنیایت آنچنان عمل کن که گویی همیشه در این دنیا هستی، یعنی آنچنان فکر کن که نمی میری، جاوید زندگی می کنی، و برای آخرتت چنان عمل کن که گویی اصلا عمری برای تو باقی نمانده و همین فردا می خواهی بمیری » (بحارالانوار، ج44/ص138 ).

بعضی در معنای این حدیث درمانده اند . گفته اند این دستور به اهمال کاری در امر دنیا و جدی چسبیدن به کار آخرت است. بعد دیدند که اهمال کاری در امر دنیا با تعلیمات دیگر اسلام جور درنمی آید و لذا گفتند مقصود این است که در کار دنیا مثل آدمهایی باش که فکر می کنند همیشه هستند و می گویند ''حال که ما همیشه هستیم، به اندازه کافی وقت داریم پس کارهایمان را بعد انجام می دهیم''، ولی برای آخرتت جدی باش. بعضی برعکس، گفته اند که مقصود این است که کار دنیاست که خودت باید انجام بدهی، آخرت را خدا کریم است! کار دنیا که می رسد جدی بچسب، ما در این دنیا هنوز خیلی باید باشیم، حالا که هستیم خانه باید داشته باشیم ، زندگی باید داشته باشیم، فردا که نمی میریم، مدتی باید زندگی کنیم، بالاخره آدم زنده وسایل می خواهد، آخرت هم مال خداست، خدا کریم است .

برخلاف این دو نظر این حدیث از آن احادیث معجزه آساست که دستور به جدی بودن در هر دو مورد است. حضرت می خواهد بفرماید تو آن کسی هستی که در خانه ای زندگی می کنی و بعد هم از آن خانه می خواهی منتقل به خانه دیگری بشوی و در آنجا زندگی کنی، ولی نمی دانی از این خانه که در آن زندگی می کنی فردا منتقل می شوی یا پنج سال دیگر یا ده سال دیگر. اگر بدانی فردا از اینجا منتقل می شوی که دیگر برای اینجا کاری نمی کنی، تمام کارهایت را برای آنجا متمرکز می کنی. اگر مثلا گوشه ای از این خانه یک ذره گچ بخواهد، می گویی ما که فردا می خواهیم برویم، دیگر چرا بیاییم اینجا را گچ کنیم ؟ بیاییم برای آنجا که فردا می خواهیم برویم کاری انجام دهیم. اما اگر بدانی که تا پنج سال دیگر در اینجا باید زندگی کنی و بعد از پنج سال به آنجا می روی، می گویی حالا کارهای اینجا را انجام دهیم، هر وقت خواستیم آنجا برویم کارهایش را هم انجام می دهیم .
این حدیث می گوید هیچکدام از این دو را نکن . وقتی برای اینجا فکر می کنی ، فکر کن که از کجا معلوم است که ما فردا بمیریم، شاید زنده باشیم. مثلا می خواهی برنامه ای بریزی برای اینکه مدرسه ای تاسیس کنی، باغی درست کنی و ده سال هم باید برای آن کار کنی. اگر بگویی من که شاید فردا بمیرم پس این کار را برای چه کسی انجام دهم، درست نیست، بلکه فکر کن که انشاءالله زنده هستی یا می خواهی درسی را شروع کنی و شش سال وقت می خواهد. اینجا فکر کن انشاءالله زنده هستی، چرا فکر کنی که فردا می میری ، فکر کن که زنده هستی. اما اگر گناهی مرتکب شده ای و می خواهی توبه کنی ، حق مردم را می خواهی بدهی، نمازهایت را می خواهی قضا کنی، خودت را می خواهی اصلاح کنی، نگو انشاءالله من ده سال دیگر زنده هستم، بگو شاید فردا بمیرم. پس برای بعضی کارها انسان باید بگوید که انشاءالله زنده هستم و برای بعضی کارها باید بگوید شاید بمیرم .
اولیاءالله همیشه این طور فکر می کنند و از یک نظر جمع میان ضدین می کنند که جمع میان ضدین به معنی واقعی نیست. از یک نظر فکر می کنند که همیشه زنده هستند و از یک نظر فکر می کنند که شاید فردا بمیرند .

برگرفته از : www.tahoorkotob.com
 


نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1391  | 11:40 PM | نویسنده : قاسمعلی

* جایگاه کار وتلاش در آموزه های دینی

چکیده

حضرت على علیه‏السلام ضمن دفاع از اصول و موازین دین مبین اسلام از کار و تلاش در مسیر احیا و آبادانى جامعه دریغ نکرد و مزارع و باغ‏هاى متعددى را احیا و آباد کرد. در مدت خلافت خویش نیز از کار غافل نگشت. در طول حیات خود اثرى گران‏بها به نام «نهج‏البلاغه» را به یادگار گذاشت. در این اثر جاویدان بسیارى از آموزه‏هاى الهى، سیاسى، مذهبى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و... آمده است .
در این مقاله سعى شده است با بهره‏گیرى از نهج‏البلاغه و کتب مرتبط با آن و استفاده از اندیشه‏هاى برخى از متفکران، کار بررسى شود و با دیدگاه جامعه‏شناختى مقارنه و مقایسه گردد .

واژه‏هاى کلیدى: کار، تقسیم کار، کار آزادانه و اجبارى، بیکارى، کارهاى شایسته، کارهاى ناشایست .

ادامه مطلب
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 167 :: 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 >