ما آمدیم مثل غلامت برادرت

ای جان هر دوتائیمان نذر اصغرت

ما آمدیم تا که فدایت شویم، پس -

ما را مران به چشم بهاری خواهرت

این آرزوی ما دو برادر شده که کاش -

ما هم شویم جزء گلستان پرپرت

این هم اجازه نامه ی بابایمان، ببین

ما می شویم جای پدر یار و یاورت

قاسم فدائی ات شود و ما نظاره گر؟

دایی به ما اجازه بده جان مادرت

 

شاعر:محمد بختیاری


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 11 فروردین 1396  | 12:38 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شعار شب چهارم محرم***
زینب که بود عالم غم را خدای صبر
در غربت دیار ستم آشنای صبر
معنا گرفت ماتم عظمی چو جاگرفت
بر شانه‌های زینب کبری همای صبر
مجموعه‌ی مصائب دنیا به او رسید
ایوب هم نبودچو او مبتلای صبر
در کودکی بدید که در کوچه‌های شهر
سیلی زدند مادر او را برای صبر
تا تیغ کینه فرق پدر را دو نیمه کرد
دختر گذاشت بر سر زخمش دوای صبر
از زهر فتنه جان برادر چو پر کشید
خواهر کشید بر سر و چشمش عبای صبر
خارج شد از منی به تمنای کربلا
تا کربلا بگشت برایش منایِ صبر
خون‌های کربلا همه می‌گشت پایمال
تا زینبی نداشت به لب کیمیای صبر
***اسماعیل علیان***


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:04 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ما به طفلي آستان عشق را در مي زنيم

ما به صحن مادر خود گردِ تو پر مي زنيم

 

يك طرف ، دستِ تمنّا بهر اذن آورده ايم

دست ديگر از غريبي تو بر سر مي زنيم

 

ما براي جان فشاني پا فشاري مي كنيم

ما به جاي نا اميدي ، حلقه بر در مي زنيم

 

آتشيم اما نه از سوز عطش بلكه ز بغض

بر دلِ خصم از شرار تيغ آذر مي زنيم

 

تا مگر بوسه بگيريم از لبان خشك تو

مي رويم و بوسه بر لبهاي خنجر مي زنيم


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:04 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

عشق زينب با برادر جلوه اي ديگر گرفت

عشق بازي را به رسم عاشقي از سر گرفت

 

در مدار حق پرستي كو يكي زينب شناس

در مقام بندگي احراز از كوثر گرفت

 

سكّه عشق و محبت را به نام خويش زد

زان كه از مريم مقام قرب بالاتر گرفت

 

چادرش نور حجاب نُه فلك تعليم كرد

كي تواند دست دشمن از سرش معجر گرفت

 

حجر اسماعيل را در كربلا احداث كرد

او كه با قربانيانش سبقت از هاجر گرفت

 

گيسوي نو باوگان را شانه با لبخند زد

وقت رزم كودكان امداد از حيدر گرفت

 

تا نكاهد گوهر صبرش به ميدان عَمَل

در حرم دست توسّل سوي پيغمبر گرفت

 

با شهامت با شجاعت با وقار آمد به پيش

گَرد غربت را به كلّي از رخ دلبر گرفت

 

مادري را كرد ثابت ، خواهري را داد اوج

سر فرو افكند و باران از نگاه تر گرفت

 

التماس پر زِ احساس دلش سرشار شد

اذن ميدان رفتن از فرمانده ي لشكر گرفت

 

يادِ ابراهيم (ع) داد اين گونه قرباني كند

امتحان داد اول و راه حرم آخر گرفت

 

تا به مرگِ كودكانش مطمئن گردد ز رزم

مادر رزمندگان در خيمه اي  سنگر گرفت

 

*: حاج منصور ارضي


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:04 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دو چشم پر خونِ مادري كه شبيه ابر بارونه

از دل خيمه با قلب محزون ميون قلب ميدونه

 

ميگه پاشيد اي گلاي من ، بريد به پيش برادرم

ولي بمونه به يادتون ، قسم به دينش به مادرم

 

منم از تو خيمه ها ، بريد دعاتون مي كنم

دلم دنبالتون مياد ، اگه نگاتون مي كنم

 

بدرقه ي هديه هاي زينب ، چشاي غرق الماسه

جنگيدن اين دو بچّه شيرم شبيه جنگ عبّاسه

 

رجز مي خونن كه زاده ي جعفر طيّاريم و حيدريم

فدائيانِ خون خدا ، طلايه داران مادريم

 

تو خيمه قلب مادري داره تلاطم مي كنه

وقتي مي گن حسين حسين فقط تبسّم مي كنه


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:03 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر
دو آزاده، دو دلداده، دو رزمنده، دو هم سنگر
دو شایسته، دو وارسته، دو دردانه، دو ریحانه
دو نور دیده در دیده، دو روح روح در پیکر
دو یاس ارغوانی نه، بگو دو آیة قرآن
دو یوسف نه، دو اسماعیل از یک قهرمان هاجر
کشیده شانه بر مو، شسته صورت از گلاب اشک
گرفته چون دو قرآن دخت زهرا هر دو را در بر
به سر شور و به رخ اشک و به کف تیغ و به دل آتش
به سیرت، سیرتِ قاسم، به صورت، صورتِ اکبر
منای کربلا گردیده محو این دو قربانی
نوای نینوا از نایشان بر گنبد اخضر
گرفته دستشان را برده با خود زینب کبری
که قربانی کند در مقدم ثار الله اکبر
بگفت ای جان جان، جان دو فرزندم به قربانت
تو ابراهیمی و اینان دو اسماعیل ای سرور!
دو اسماعیل نه، دو ذبح کوچک، نه دو قربانی
قبول درگهت کن منتی بگذار بر خواهر
اگر اذنم دهی اینک به دست خود بگردانم
دو فرزند عزیز خویش را دور علی اصغر
امید زینب است ای آفتاب دامن زهرا
که افتد این دو قرص ماه را بر خاک راهت سر
سفارش کرده عبدالله جعفر بر من ای مولا
که این دو شاخة گل را کنم در مقدمت پرپر
به اذن یوسف زهرا دو ماه زینب کبری
درخشیدند در میدان چو خورشید فلک گستر
فلک در آتش غیرت، ملک در وادی حیرت
که رو آورده در میدان دو حیدر یا دو پیغمبر!
یکی می گفت دو خورشید از گردون شده نازل
یکی گفتا دو مه تابیده یا دو آسمان اختر
ندا دادند ما دو شیرزاده ایم زینب را
که باشد جدة ما فاطمه صدیقة اطهر
پیمبر جد و زهرا جده و مادر بود زینب
حسین بن علی خال و پدر عبدالله جعفر
خروشیدند همچون شیر با شمشیر یک لحظه
دو حیدر حمله ور گشتند بر دریایی از لشکر
تو گفتی در احد تابیده دو بدر جهان آرا
و یا دو حیدر کرار رو آورده در خیبر
ز آب تیغ هر یک آتشی می ریخت در میدان
که گفتی شعلة خشم خدا پیچیده در محشر
چو آتش بر فلک فریاد می رفت از دل دشمن
چو باران بر زمین می ریخت دست و پا و چشم و سر
ز هم پاشیده چون پیراهن از هم هر دو اعضاشان
ز بس بر جسم شان بنشست زخم نیزه و خنجر
به خاک افتاد جسم پاکشان چون آیة قرآن
دریغا ماند زیر دست و پا دو سورة کوثر
چو بشنید از حرم فریادشان را یوسف زهرا
به سرعت آمد و بگرفت همچون جانشان در بر
دریغا دو همای عشق در آغوش ثارالله
همای روحشان از موج خون در آسمان زد پر
چو دید از قتلگه آرند آن دو سرو خونین را
درون خیمه زینب گشت پنهان با دو چشم تر
نهان شد در حرم کو را نبیند یوسف زهرا
مبادا چشم حق گردد خجل ز آن مهربان مادر
بیا لیلا تماشا کن مقام و صبر زینب را
که در یک لحظه داده در ره دین دو علی اکبر
به ثارالله و صبر زینب و خون دو فرزندش
سلام “میثم” و خلق خدا و خالق داور

سازگار


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:03 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

زبانحال حضرت زینب (س) با برادر

این دو طفل من عزادار تواند

یاور عشقند و غمخوار تواند

گرچه سن این دو طفل من کم است

قدشان از داغ طفلانت خم است

سینه زن های تواند این کودکان

بی کفن های تواند این کودکان

این دو را هم کن قبول از خواهرت

جان زینب جان زهرا مادرت

من نبینم با وجود این دو تا

در میان قتلگه جسم تو را

من نبینم با وجود این دو تا

این سر عباس را بر نیزه ها

از علی اکبر کم اند اینها ولی

غرق عشقند همچو عباس علی

کس نگاه چپ به دخترها کند

از کمر این طفل او را تا کند

سروده جعفر ابوالفتحی


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:03 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

طفلان حضرت زینب-سلام الله علیهما

غم تبارم زینبم ، بی غمگسارم زینبم

غربت بی انتهایم بی قرارم زینبم

هست عباس علی گر پاسدار خیمه ها

خیمه های عشق را من پاسدارم زینبم

در ره مولا گذشت از خویش را دیدم

یا ولی الله بهرت جان نثارم زینبم

مادرم از محسنش بگذشت و من هم زین دو طفل

آری از ام الشهید ارثیه دارم زینبم

بهر یاریت اخا تیغ دوسر آورده ام

ذوالفقار کربلا ، دشمن شکنم زینبم

روی احسان گر کنی تیره شود روز دلم

ای تو ماه دلفروز شام تارم زینبم

با نثار این دو گل اثبات بر گلچین کنم

در حریم جان خدائی تک سوارم  زینبم


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:02 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

جواد حیدری-طفلان حضرت زینب-سلام الله علیهما

این دو سرباز جوان رزم آورند

هر دو ابن الجعفر ابن الحیدرند

دو وجیها عند ربک دو عزیز

میوه ی دل نور چشم حیدرند

دو چکیده آیه ی قرآن حق

دو اثر از مکتب پیغمبرند

این دو مشتاق صعود آسمان

در حقیقت بالهای جعفرند

تنفقوا مما تحبون منند

گر هر دو ریزه خوار اکبرند

وارث اسما وزهرایند ،آه

یادگار گلشنی نیلوفرند

می خورم سوگند بر اشک رباب

پیشمرگان علی اصغرند

با همه لب تشنگی بنگر اخا

با شهامت قلب لشگر می درند

گو علمدارت ببیند رزمشان

هر دو شاگرد امیر لشگرند

تا که قتل تو عقب افتد اخا

تیر ها را بر سر وتن می خرند

توبه فکر من ولی من فکر تو

عاشقان دلواپس یکدیگرند

بوده امم بنت الشهید اخت الشهید

حالیا ام الشهیدم بنگرند

گر که افتادند بر روی زمین

جسمشان بگذار ، گر چه پر پر ند

زحمت تا خیمه آوردن مکش

این دو عاشق فداییان دلبرند

در میان کوفه تا بازار شام

روی نیزه حافظان مادرند

گرجه ناقابل ولی از لطف تو

آبروی زینبت در محشرند


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:02 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شاخه سار مهر
اي شاخه سار مهر و وفا سايه ي سرم / سالار زينبي(س) دل و دلدارو دلبرم
مي سوزم از شراره ي اندوهِ غربتت / مظلومي و براي تو محزون و مضطرم
تنها اشاره اي بنما و نظاره كن / سر مي دهم به راه تو سردار و رهبرم
اي شاه كم سپاه دلاور حسين(ع) من / خواهر فداي بي كسيت اي برادرم
تنهاترينِ خواهر غمديده غم مخور / آورده ام دو لاله ي زيباي اطهرم
رخصت بده كه عازم ميدان شوند اخا / پرپر شوند به راه ولاي تو سرورم
گر اذنشان نمي دهي آماده اند ترا / سوگند دهند به پهلوي مجروح مادرم
آماده ام برادر مظلوم و تشنه لب / بينم به روي ني سر اين دو برابرم
«1 شنبه 14 آبان 1391 ، 19 ذي الحجّه 1433»

 

حمید رضا گلرخی


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 12:02 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 52 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید