می رویم به ذکر یا زهرا/پیاده به سوی کربلا

یا زهرا یا زهرا یا زهرا...

از  ازل ما به تو دل بستیم/زائران حسینت هستیم

می رَویم همه ان شاءالله/اربعین کنار قتلگاه

کنار مقتلش می مانیم/روضه بر حسینت میخوانیم

به چشمان گریان می رَویم/به یاد شهیدان می رَویم

می رَویم با دلی مبتلا/برای دیدن کربلا

کربلا خاک اشک و ماتم/قدّ زینب شد از غصه خم

کربلا محشری بر پا شد/سر خون خدا جدا شد




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:52 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

واویلا،پس از یک اربعین مصیبت،به اشک وآه و درد غربت

به اذن مولا،وَلطف زهرا،شده عاشورایی دل ما

یک اربعین چشم تر،ذکر عشاق دلبر،حسین غریب مادر

حسین غریب مادر...

خداوند،غمت بر قلب ما نهاده،شراری در دلها فتاده

به اشک ماتم،به سوی حرم،ببر ما را پای پیاده

نور چشم پیمبر،حجتُ الله ِ بی سر،حسین غریب مادر

حسین غریب مادر...

گزارش،دهد خواهری بر برادر،خبر داری ای جان ِ خواهر

که در ازدحام،به بازار شام،چه ها دیدم از قوم کافر

طعنه های مکرّر،هم آتش هم خاکستر،حسین غریب مادر

حسین غریب مادر...




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دل به عشق یوسف زهرا نهاده می رویم

از نجف تا کربلا پای پیاده می رویم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه

تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم

تا شوم زوار روز اربعینت آمدم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم

همسفر با کاروان زینب کبری شدم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

کربلا یا کربلا یاکربلا یاکربلا

زینب خونین جگر برگشته از شام بلا

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

ای خدا پروانه ی قبر علی اکبر شدم

زائر هفتاد و دو آلاله ی پرپر شدم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

قلبم قلمرو همه ی عاشقانه هاست

من، اربعین ، حرم ، سفر بیکرانه هاست

لبهای خادمان تو گرم " تفضَّل " است

" شُکراً " جواب زائر تو بر نشانه هاست

خانه به خانه شور شما طعم عاشقی

مسجد چراغ دارد و نوری به خانه هاست

دل می زند به وسعت دریا و می رود

آن زائری که در دل تنگش بهانه هاست

دیدیم طفل در بغل و کودک و جوان

فصلی پر از شکفتن شوق جوانه هاست

با یاد شاعران به لبم آمده غزل

با یاد دوستان نفسم از ترانه هاست

اینجا ستون به آخر خط می رسد ولی...

اینجا جنون جاری آن جاودانه هاست

شاعر : علی پورزمان




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

کربلای عمر هرکس بی گمان خواهد رسید

روز عاشورای ما هم یک زمان خواهد رسید

عاقبت باید حسینی رفت از دارِ جهان

ورنه در بستر بِسَر عمرِ گران خواهد رسید

دست و پنجه نرم کردن با شهادت ساده نیست

هرکسی کرب و بلایی شد ، به آن خواهد رسید

نوکرِ ارباب پیوسته دلش باشد جوان

پیر  هم  گردد به آقایش جوان خواهد رسید

غم مخور ، پای پیاده ،کربلا ، روزی نشد

عاقبت یک روز ، جا مانده ، دَوان خواهد رسید

دستِ بی مهری نباید داد با ارباب، چون

دستِ پر مِهرش به دست دوستان خواهد رسید

آزمایشهای تو در تو ، به دل صیقل دهد

وانگهی ، روزی ، جواب امتحان خواهد رسید

اشک عاشق ، تازه روز اربعین گل می کند

آشنا باشیم ،زنگ کاروان خواهد رسید

ناله زینب کند کاری که بر "هل من معین"

پاسخ لبیک از کلِّ جهان خواهد رسید

گر بماند نزد حق یک روز از عمر جهان

طالب خون خدا،صاحب زمان خواهد رسید

شاعر : محمود ژولیده




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

می گویم از کنار زیارت نرفته ها

بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا

این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود

هیات در انحصار زیارت نرفته ها

انگار بین هیات ماهم نشسته بود

زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند

با نام مستعار «زیارت نرفته ها»

اما هزارمرتبه شکر خدا که هست

مشهد در اختیار زیارت نرفته ها

باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند

باب الرضا قرار زیارت نرفته ها

غم میخورم برای دل رهبرم که هست

تنها طلایه دار زیارت نرفته ها

گفتند شاعران همه ازحال زائران

این هم به افتخار زیارت نرفته ها

شاعر : علی رضایی




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ای آشنای زینب ای مقتدای زینب

بشنو نوای زینب هیهات مناالذله

باز آمد از اسارت زینب حدیث غربت

اما نه با حقارت هیهات مناالذله

آرامش و وقارم گردید افتخارم

این ذکر شد شعارم هیهات مناالذله

گرچه ز غم خمیدم هر منزلی رسیدم

فریاد می کشیدم  هیهات مناالذله

عشق تو سرنوشتم در کوفه ای بهشتم

با خون سر نوشتم هیهات مناالذله

در بند کوفی دون گفتم به قلب پر خون

ابن زیاد ملعون هیهات مناالذله

گل بود و دست گلچین گفتم به فرقه ی کین

ای ابن سعد بی دین  هیهات مناالذله

گفتم به جسم نیلی با روی خورده سیلی

ای خصم حق ، ذلیلی هیهات مناالذله

این قوم نامسلمان گرد سر تو رقصان

گفتم به قلب سوزان هیهات مناالذله

اشک رباب و زینب قلب کباب و زینب

بزم شراب و زینب هیهات مناالذله

هر چند من اسیرم این داغ کرده پیرم

اما مبین حقیرم هیهات مناالذله

ایوب کربلایم دلخسته از جفایم

من دخت مرتضایم هیهات مناالذله

گر دست بسته بودم محزون و خسته بودم

از پا نشسته بودم هیهات مناالذله

بس خصم چنگمان زد از خون که رنگمان زد

از بام سنگمان زد هیهات مناالذله

بین چهره ها تکیده رخسارها دریده

گوید سرشک دیده  هیهات مناالذله

گلهای ارغوانی طفلان استخوانی

کردند جانفشانی هیهات مناالذله

کینه برون ز حد شد در شام بی عدد شد

گلهای تو لگد شد هیهات مناالذله

این دختران عشقند نیلوفران عشقند

پیغمبران عشقند هیهات مناالذله

ای وای از حرامی از ظلم و بد مرامی

از ناسزای شامی هیهات مناالذله

ای که تویی حبیبم آواره ی غریبم

داغ تو شد نصیبم  هیهات مناالذله

شاعر : سید محمد میر هاشمی




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ای مزارت کعبه ی جان یا حبیبی یا حسین

ای حریمت رشک رضوان یا حبیبی یا حسین

ای سرت بر نیزه قاری ای رخت آیات نور

ای تنت اوراق قرآن یا حبیبی یا حسین

جابرم بر تربتت عرض سلام آورده ام

آمدم با چشم گریان یا حبیبی یا حسین

گر چه چشم سر ندارم دیدمت با چشم دل

سر به نی، تن در بیابان یا حبیبی یا حسین

پاسخم ده گر چه می دانم تنت در کربلاست

سر بود در شام ویران یا حبیبی یا حسین

تا قیامت داغ لب هایت بود بر قلب من

ای به کامت آب، عطشان یا حبیبی یا حسین

نحر مهمان را که دیده تشنه لب بین دو نهر

ای به خون غلطیده مهمان یا حبیبی یا حسین

در فرات و مقتل و در صحنه ی جنگ و نماز

پیکرت شد تیر باران یا حبیبی یا حسین

زخم روی زخم روی زخم روی زخم بود

مرهم زخم فراوان یا حبیبی یا حسین

داغ روی داغ روی داغ روی داغ بود

بر روی داغ جوانان یا حبیبی یا حسین

سنگ بود و صورت و تیر جفا و قلب تو

خاک بود و جسم عریان یا حبیبی یا حسین

شعله بود و یاس بود و سیلی و رخسار گل

خار بود و برگ ریحان یا حبیبی یا حسین

کعب نی بود و تن اطفال و پای زخم دار

بر سر خار مغیلان یا حبیبی یا حسین

در محرّم روز عاشورا بریدند از تو سر

مثل ذبح عید قربان یا حبیبی یا حسین

از مدینه گریه کردم تا زمین کربلا

بر تو چون ابر بهاران یا حبیبی یا حسین

غسل کردم جامه ی احرام پوشیدم به تن

در طواف کعبه ی جان یا حبیبی یا حسین

دردمندی همچو «میثم» از تو می خواهد دوا

ای به درد خلق درمان یا حبیبی یا حسین

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

باز بهشت کربلا عرصۀ محشر آمده

از دل نینواییان نالۀ دلبر آمده

ای دل زار عاشقان رو بدیار عاشقان

بین به مزار عاشقان عاشق دیگر آمده

بلبل مست زار را راهی کوی یار را

جابر بی قرار را ناله ز دل بر آمده

آه کشیده دمبدم ناله زده قدم قدم

تا به کنار تربت سبط پیمبر آمده

سر زده صبح اربعین در غم لاله های دین

گلبن سرخ کربلا صحنۀ محشر آمده

ساقی آل فاطمه بگو به تشنه گان همه

که در کنار علقمه ساقی کوثر آمده

حسین در یم بلا زند به عاشقان صلا

که در کنار قتلگه دوباره مادر آمده

رسیده زینب از سفر به شانه پرچم ظفر

چنانکه مرتضی علی ز فتح خیبر آمده

گر چه از او در این سفر سنگ عدو شکسته سر

از همه سر فرازتر سوی برادر آمده

سفید گشته موی او قسم به آبروی او

که روز بر عدوی او ز شب سیه تر آمده

اوست عقیلة العرب روز یزید کرده شب

الا حسین تشنه لب خیز که خواهر آمده

دلا بنال همچو نی بسوز مثل شمع هی

که از کنار بزم نی، عصمت داور آمده

اشگ روانه از بصر داغ دوباره بر جگر

بهر گزارش سفر دختر حیدر آمده

خون ز دو دیده اش روان مثل چراغ کاروان

سوخته تا کنار آن قبر مطهّر آمده

به قامتش نشانه ها ز نقش تازیانه ها

کبود تن، سفید مو، سیاه معجر آمده

سکینه گریه در گلو لطمه زند به ماه رو

مگر عیان به چشم او شمر ستمگر آمده

رباب با سکینه اش دسته گل مدینه اش

خون جگر به سینه اش سراغ اصغر آمده

رها شوید ناله ها گریه کنید لاله ها

که باغبان به دیدن غنچۀ پرپر آمده

صبا به لاله های دین بگو که روز اربعین

سکینه بر زیارت علیّ اکبر آمده

امام و پیر ساجدین باسر شهریار دین

اشک فشان به دیدن پیکر بی سر آمده

سلام تو سلام من بر آن شهید بی کفن

که پیکرش چو پیرهن ز تیر و خنجر آمده

سلامی از عدد فزون بر آن شهید غرقه خون

که هم کلام خواهر از بریده حنجر آمده

سلام گرم «میثمش» به قطره قطرۀ دمش

که مکتب محرّمش شهید پرور آمده

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:49 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

باز سراپا چو شمع سوخته ی محفلم

اشک، شده خون دل آب شده حاصلم

آتش سوز درون کرده زخود غافلم

زیارت اربعین گشته دعای دلم

هر نفسم در درون گشته صدای جرس

هر سخنم بر زبان نام حسین است و بس

بغض گلو گیر من آه مرا سلسله است

هر نفسم در درون ناله و صد سلسله است

قصه ی سوز درون فزون تر از حوصله است

طایر جان مرغ دل همره یک قافله است

قافله ای قد کمان قافله ای سرفراز

قافله ای سخت کوش قافله ای پاک باز

بعد چهل شب فراق صبح وصال آمده

هلال گم کرده ای مثل هلال آمده

فاطمه ی دوّم احمد و آل آمده

شیر زن کربلا با چه جلال آمده

عصمت صغری ست این دختر زهراست این

خطابه خوان حسین زینب کبری ست این

جابر دل سوخته جگر نوش کن

یار در آغوش توست خویش فراموش کن

آتش فریاد را به اشگ خاموش کن

از گلوی چاک چاک می شنوم گوش کن

یوسف زهرا دهد از دل خاک این پیام

ای همه ی فاطمه زینب کبری سلام

یاس کبود حسین خوش آمدی زینبم

بود و نبود حسین خوش آمدی زینبم

گفت و شنود حسین خوش آمدی زینبم

بر تو درود حسین خوش آمدی زینبم

چه ها کشیدی بگو هر آنچه دیدی بگو

سرو قد فاطمه چرا خمیدی بگو

تویی که خون مرا پیام آور شدی

تویی که بعد از حسین، حسین دیگر شدی

چرا کبود این چنین زپای تا سر شدی

چقدر ای خواهرم شبیه مادر شدی

تو روز حفظ امام فاطمه ی دیگری

تو یک زن استی ولی حسین را لشکری

تو در کمال و جلال فاطمه ی کاملی

تو با سر پاک من چراغ هر محفلی

تو بین هفتاد سر خطیب چل منزلی

کوکب اقبال من ستاره ی محملی

به موج موج بلا زیارتت کرده ام

میان طشت طلا زیارتت کرده ام

هنوز از خطبه ات به گوش من زمزمه است

هنوز فریاد تو شرار قلب همه است

هنوز گفتار تو چو آیت محکمه است

هنوز در نطق تو معجزه ی فاطمه است

زین اخ و زین امّ زین ابی خواهرم

تا که من استم حسین تو زینبی خواهرم

تو در صف کربلا سلاله ای داشتی

تو هر نفس آیت جلاله ای داشتی

تو شمع و پروانه ای، تو لاله ای داشتی

تو همره قافله سه ساله ای داشتی

تو کوه اندوه را زجای برداشتی

چرا سفیر مرا به شام بگذاشتی

تو کاخ بیداد را به خطبه لرزانده ای

تو بر تن و جان خصم شراره افشانده ای

تو محور عشق را به صبر گردانده ای

تو کنج ویرانه ها نماز شب خوانده ای

جهاد مرهون توست شهید مدیون توست

خدا به تو مفتخر حسین ممنون توست

بقای نورالهدی به زینب است و حسین

بقای دین خدا به زینب است و حسین

توسل انبیا به زینب است و حسین

تکامل کربلا به زینب است و حسین

زینب و صبر و رضا حسین و خون و قیام

به هر دو بادا درود به هر دو بادا سلام

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 18 آبان 1396  | 12:49 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 47 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید