امید دل! دل سوزان برایت آوردم
خبر ز تلخی هجران برایت آوردم
بر آر سر ز لحد ای گل خزان شده ام
که یک بهار، گلستان برایت آوردم
به داغ های دلم ای شهید، کن نظری
که لاله های فراوان برایت آوردم
مزن دم از عطش ای تشنه لب که آب روان
ز اشک دیدۀ گریان برایت آوردم
به جای مُشک که بر خاک تربتت ریزم
به چهره، گرد بیابان برایت آوردم
عنایتی کن و سوغاتی مرا بپذیر
ز شام، موی پریشان برایت آوردم
سخن ز خاطرۀ بزم شام و طشت طلا
خبر از آن لب و دندان برایت آوردم
به اشک خجلت و چشمان بسته ام بنگر
خبر ز گوشۀ ویران برایت آوردم
به زیر پیرهن خویش از کبودی تن
هزار قصّۀ پنهان برایت آوردم
سخن ز خاطرۀ بزم شام و طشت طلا
خبر از آن لب و دندان لب و دندان برایت آوردم
بیار دست و سرشک سکینه را کن پاک
و راز گوشۀ زندان برایت آوردم
شکست سرو قدم زیر کوه غصۀ ولی
لوای فتح نمایان برایت آوردم
اگر چه نامه سیاهی به نزد ما "میثم"
نوید رحمت و غفران برایت آوردم
شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
اربعینی در دلم حال و هوایت مانده است
پس شمیم سیب سرخ روضه هایت مانده است
اربعینی گریه کردم من برایت روز و شب
تا به حالا بر تنم رخت عزایت مانده است
می شود اینجا نسیم کربلا را حس کنم
بین هیئت جلوه ی لطف و صفایت مانده است
مادرم از کودکی من را نمک گیر تو کرد
هر که نذری خورد عمری مبتلایت مانده است
لحظه هایم پر شده از ماتمی بی انتها
چون به قلبم حسرت کرب و بلایت مانده است
بیمه شد این شعر با الطاف اربابم حسین
در دلش وقتی که تاثیر دعایت مانده است
شاعر : محسن زعفرانیه
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
گر چه پایین تر از این مرتبه ها جای من است
این که این گونه ام از برکت آقای من است
عده ای در پی اعجاز مسیحا هستند
علیِ اکبر ارباب، مسیحای من است
نهضتش مکتبم و روضه ی او مدرسه ام
«یا حسین بن علی» کل الفبای من است
هر کجا روضه گرفتند برایش رفتم
در عوض مادر او شافع فردای من است
از همان روز که از مادر خود زاده شدم
روضه های پسر فاطمه مبنای من است
شب جمعه حرم و سینه زنی دور ضریح
به خداوند که هر ثانیه رویای من است
سالی یک بار نه، ده بار نه، صد بارم نه
هر شب روضه ی آقا شب یلدای من است
اربعین آمد و من باز نرفتم به حرم
باز هم چشم ترم در پی ویزای من است
شاعر : مهدی نظری
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
من بلای عشق تو بر جان خریدم ای حسین
آمدم تا کربلا اما خمیدم ای حسین
ماجرای این سفر را ای برادر جان بخوان
از سیاهی تن و موی سفیدم ای حسین
آن وداع آخرت هرگز نرفت از خاطرم
از کنارم رفتی از تو دل بریدم ای حسین
داغ هجده یوسف بی سر به دل دارم ولی
غیر زیبایی که من چیزی ندیدم ای حسین
کوفه قصدش بود تا خوارم کند اما اخا
تو ز نی دیدی شهامت آفریدم ای حسین
خاطرات شام آتش می زند بر جان و دل
ناسزاها بود که ، آنجا شنیدم ای حسین
مجلس نا محرمان ، شد خاک عالم بر سرم
تا که در طشت طلا راس تو دیدم ای حسین
تو به روی من نیاور ، چون خجالت می کشم
بی رقیه تا مزار تو رسیدم ای حسین
شاعر : رضا رسول زاده
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
ای فروغــــت چلچـــــراغ محفلــــم یک اربعیـــــن
دولــــت وصــــل تو را مـن مایلـــــم یک اربعیــــن
ای گل صد برگ زهـــرا از شقایقها بپــــرس
داغ هجــــرانت چـــه کـرده با دلـــــم یک اربعیــــن
خرمــن صبـــر مــرا آتـــش نـــزد هر چنــــد ریخـــت
شعلهی غمها شرر بر حاصلــم یک اربعیـــن
از جداییها مجــــال شکـــوه کــی پیدا کنـــــم
مـــن که با یاد تـــــو از خود غافلـــم یک اربعیـــن
از مدینــــه تا مدینـــــه می روم پرچـــم بــه دوش
خطبهخوان عشـــق در هر منزلــم یک اربعیــــن
موج طوفــــــان بلا کــــرده است برگــــــــردان مــرا
در دل دریــــــــا و دور از ســـاحـــــلم یک اربعیــــــن
از همـــــان روزی که یک دامــــن گُلـــــــم بر باد رفت
آتـــــش افتاده است بر آب و گِلــــــم یک اربعیـــــن
محو شد رنگ تبســـــم از لبــــم در این سفـــــــر
سفرهی غمهای عالم شد دلم یک اربعیــــــن
نذر رگهای گلـــــویــــت بوسهها دارم ز شوق
ور نه هرگـــــز حل نمیشد مشکلــم یک اربعیــــن
ای ســرت خورشیــــد روشن، نیزه داران شاهدنـــد
با خیـــــالـــت در طـــواف کامـــلــــــم یک اربعیــــــن
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
گر چه پایین تر از این مرتبه ها جای من است
این که این گونه ام از برکت آقای من است
عده ای در پی اعجاز مسیحا هستند
علیِ اکبر ارباب، مسیحای من است
نهضتش مکتبم و روضه ی او مدرسه ام
«یا حسین بن علی» کل الفبای من است
هر کجا روضه گرفتند برایش رفتم
در عوض مادر او شافع فردای من است
از همان روز که از مادر خود زاده شدم
روضه های پسر فاطمه مبنای من است
شب جمعه حرم و سینه زنی دور ضریح
به خداوند که هر ثانیه رویای من است
سالی یک بار نه، ده بار نه، صد بارم نه
هر شب روضه ی آقا شب یلدای من است
اربعین آمد و من باز نرفتم به حرم
باز هم چشم ترم در پی ویزای من است
شاعر : مهدی نظری
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
قدری آهسته برو؛...حرف نگاهم این بود
قصه ی چشم تر و... ناله و آهم این بود
گفته بودم؛ که تو هرجا بروی می آیم
خاطرت نیست مگر؟! شرط نکاحم این بود
رفتی و...هی به دلم بود بگویم برگرد
به نظر آنچه که می خواست خدا هم این بود
آتش و سنگ و سر و چادرم و.... کوفه و شام
آنچه از رفتن تو گشت فراهم این بود
چندتا طفل یتیم و عطش و غربت و آه...
دشمنانت همه بودند و سپاهم این بود
روی دستم رد شلاق اگر هست،... کسی
همه را می زد و ناچار... پناهم این بود
مانده بودم به رقیه چه جوابی بدهم
تا خود شام، همه سختی راهم این بود
باغ از رنج من و خون تو ، آخر گل داد
داستان پدر و مادر ما هم این بود
تا رسیدن به تو ، من پیر شدم،...طوری نیست
عاشقت بودم و انگار... ،گناهم این بود
شاعر : مهدی نور قربانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
دلِ خون، حالِ خسته، اشکِ جاری
غریبی، بی پناهی، بی قراری
اسارت، آه غربت، روی نیلی
چهل روز و هزاران یادگاری
نگاه ابری اش دارد زمینه
شده دلتنگ مهتاب مدینه
پس از یک اربعین، سر باز کرده
کنار علقمه بغض سکینه
نوای ناله و غم ها رقیه
گرفته کاروان دم: یا رقیه
رسیده اربعین بی قراری
همه برگشته اند اما رقیه ...
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
دوباره وقت غم و وقت عزاست
اربعينِ حضرت خون خداست
پيرهناي مشكي رو در نياريد
قافله هنوز تو راه كربلاست
چِل روزه قافله سامون نداره
ديگه پاي بچه ها جون نداره
چل روزه سر حسين رو نيزه ها
غير موهاي پريشون نداره
كاروان گريه و اشك و عزا
اومدن تا همه با شور و نوا
مجلس روضه بگيرند كنارِ
قبر خاكي شهيد كربلا
زخميه پلكاي گرية همه
بساط روضه خوني فراهمه
چادر فاطمه خيمة عزاست
معجر خاكيّ عمه پرچمه
يادي از مادر سادات مي كنند
صبوري رو باز هم اثبات مي كنند
كنار مزار يار تشنه لب
اشك و آه و گريه خيرات مي كنند
چشما بارونيِ اشك و شبنمه
صداها زخمي بغض و ماتمه
پشت خيمه ها رو مي گرده يكي
يكي هم رفته كنار علقمه
دلا غرق غصه اي نا تمومه
يكي مي گه قبر بابا كدومه
آروم آروم با خودش مي گه رباب
ديگه زير سايه رفتن حرومه
زير لب روضة لاله مي خونند
نوحه با نواي ناله مي خونند
نكنه جا مونده تو خرابه كه
همه دارن از سه ساله مي خونند
اربعين وقف عزاي زينبه
بيقرار گريه هاي زينبه
وقت روضه خوندن سر حسين
توي كربلا براي زينبه
داغ لاله مي چكه از دل اشك
چيه جز خون جگر حاصل اشك
تا قيامت به ياد روز دهم
مي شه خاك كربلا محفل اشك
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
فرياد يا محمدا زينب رسيد به كربلا
تمام دختركان را نشانه ميكردند
به خنده صحبتي از كار ِ خانه ميكردند
اگرچه رنج ِ سفر، زخم ِ راه را ديدم
دوباره آمدم و قتلگاه را ديدم
براي قافله ات بيرق عزا مانده
هنوز تكيه اي از خيمه ها به جا مانده
هنوز گِردِ مزار ِ تو دشتي از خار است
بميرم اي گُل ِ من ديدنت چه دشوار است
هنوز رويِ زمين تيرهاي خونين است
هنوز رويِ زمين نيزه هاي سنگين است
هنوز از بدنت بويِ سيب مي آيد
صداي ناله ي مردي غريب مي آيد
اگرچه خويش به دستِ رباب آوردم
به دستِ بي رمقم ظرفِ آب آوردم
بنوش جرعه يِ آبي كه تشنه ات ديدم
اسير ِ مرثيه يِ سنگ و دشنه ات ديدم
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


