دید چشمش به آسمان وا بود

تشنه بود و میان خون ها بود

لحظه های جسارت و غارت

در دل قتلگاه بلوا بود

رحم در چشم نانجیبی نیست

بین خولی و شمر دعوا بود

دید دست جماعتی نامرد

تکه های لباس پیدا بود

لبه ی تیغ ها که پایین رفت

ساقه ی نیزه ها به بالا بود


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سيدنالغريب

بي هوا نيزه اي به پهلو خورد

نفسش رفت و برنگشت اي واي

جلويِ خواهرش چهل تا نعل

از تن شاه ميگذشت اي واي

(هاني امير فرجي)


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

 سالار زينب (س)

اي كه شيب الخضيب افتادي

اي كه خد التريب افتادي

خواهرت زودتر بميرد كاش

تا نبيند غريب افتادي

(حامد جولازاده)


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

   سالار زينب(س)

ای لاله، پیش مرگ چمن می شوی چرا !؟

راضی به حُکم چیده شدن می شوی چرا !؟

 

این چشم خیس و چادرخاکی ِ من که هست...

آشفته حال ِغسل وکفن می شوی چرا !؟

 

یحیی بس است،غصه ی این قوم را نخور!

با نیزه ها دهن به دهن می شوی چرا !؟

 

با این نگاه بی رمق از فرط تشنگی

خیره به سمت معجرمن می شوی چرا !؟

 

اینجا که کوچه های غریب مدینه نیست!

مظلوم من،شبیه حسن می شوی چرا !؟

(وحيد قاسمي)


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

   امان از دل زينب(س)

وایِ من خیمه ها به غارت رفت

گیسویی رویِ نی پریشان ماند

وسط چند خیمه سوزان

خواهری دل شکسته حیران ماند

***

وایِ من چادری به یغما رفت

بانویی معجرش در آتش سوخت

مَردِ بیمار خیمه يِ توحید

نیمی از بسترش در آتش سوخت

***

عاقبت هرچه بود با سختی

سر ِ خورشید را جدا کردند

مرد خورجین به دستی آوردند

صحبت از دِرهَم و طلا کردند

***

مرد خورجین به دست با سرعت

سوی دارالعماره میتازد

مرد خوش قول کوفه با جیبی

مملو از گوشواره میتازد

***

بادِ تند خزان چه سوزی داشت

چند برگی ز لاله ای گم شد

در هیاهوی غارت خیمه

گوشوار سه ساله ای گم شد

***

وای از هق هق ِ النگوها

آسمان هم به هق هق افتاده

داس ِ بی رحم کینه بر جانِ

غنچه های شقایق افتاده

***

سر عباس را به نیزه زدند

تا ببیند چه بر حرم رفته

تا ببیند نگاه یک لشگر

به سوی چند محترم رفته

(محسن عرب خالقی)


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی انسانی

امام حسین(ع)-شهادت

 

عازم میدان شده، قافله سالار عشق
می رَوَد و می بَرَد، گرمی بازار عشق
ز خون خود می دهد، رنگ به رخسار عشق
موسم وصل آمد و، موقع دیدارها 
هستی زینب روان، به سوی میدان شده
یوسف زهرا به دشت، اسیر گرگان شده
رفت و برون از تنم، ز رفتنش جان شده
خبر ز زینب صَبا، بده به خَیرالنسّا 
هوا شده تیره گون، زمین نگیرد سکون
هم چو شفق می چکد، ز چشم خورشید خون
عشق به خون غوطه ور، عقل گرفته جنون
لحظه ی دیگر زند، حسین من دست و پا


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

چون سرت بر نیزه می افراشتند

در دلم داغ تو را می کاشتند

زین مصیبت قلب زینب چاک شد

اشک ها با نوک نیزه پاک شد

اسمان از نای و ف اکنده بود

از دحام طعنه ها و خنده بود

اه زینب بود کز دل می کشید

چکه چکه خون محمل می چکید

نهر خونی بود از هر محملی

سنگ باران بود از هر محملی

شکوه ها و ناله ها پیوسته بود

محمل از داغ دل من خسته بود

خنده بر روی لبانم مرده است

داغ سنگینی دلم را خورده است

تر جمان هر سکوتم اشک بود

ذکر شبها و قنوتم اشک بود

بعد از ان طوفان سرخ کربلا

نوحه می خوان اما بی صدا

شاعر : حمید کریمی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

السلام علی قلب زینب الصبور (س)

حقش ادا نشود مدیون شاعر این شعر هستید

نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاند

روی گلبرگ دلت تیزی نی می خواباند

نعل اسب آمد و با سینه ی تو راز بگفت

روضه ی سینه و پهلوی تو را باز بگفت

زیر سم مثل نمد خرد و لگد مال شدی

بعد از آن لحظه تو هم کعبه ی آمال شدی

دخترت از لگد شمر کمر درد گرفت

خواهر غمزده ات بعد تو سر درد گرفت

ای که از روی نی آماده ی دیدار منی

شمع شبهای پر از داغ دل و تار منی

از لگد خاطره ی خوب ندارم داداش

من چطور از غم تو زار نبارم داداش

هر که با هر چه که دارد به سرم می کوبد

ز چه او با ته نی بر کمرم می کوبد

اثری از اثر رحم در این مردم نیست

خوش به حال بدنم که خبری از سم نیست

می روم با غم تو تا که شوم ماه بهشت

راه عشاق حسین است فقط راه حسین

"کربلا قبله ی دلهاست " حسین را عشق است

"دیدنش آرزوی ماست" حسین را عشق است

نان و خرما به کنار سر تو افتاده

به کنار سر تو مادر تو افتاده

زن رقاصه ببین پیش سرت می رقصد

باد می آید و این ریش سرت می رقصد

چه قدر داد زدم آه صدایم نرسید

آه و فریاد زدم باز صدایم نرسید

بچه بازی نبود عشق جگر می خواهد

تازیانه بخدا درد کمر می خواهد

زینب از چشم کریم تو اثر می خواهد

راه الله فقط نیزه و  سر می خواهد

نانجیبی بخدا چشم چرانی می کرد

سر انگشترت ای یار تبانی می کرد

بخدا درد دلم بیش تر از اینها بود

ناله ی دختر تو ناله ی واویلا بود

چه قدر درد کمر در ره تو می چسبد

چه قدر دیدن روی مه تو می چسبد

به خیالت صنما گرگ عرب چنگ نداشت

به خیالت صنما مرد عرب سنگ نداشت

به سر روی نی ات سنگ زد و حالی کرد

عقده ی دوره ی بابای تو را ، خالی کرد

زینب و کوچه و بازار اخا ادرکنا

کربلا وعده دیدار اخا ادرکنا

سروده : جعفر ابوالفتحی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حقش ادا نشود مدیون شاعر این شعر هستید

سر عمامه ی تو بین همه دعوا بود

در کنار بدنت خیمه ی غم بر پا بود

نیزه بر حنجر تو می زد و خون می پاشید

به همان حنجره که بوسه گه زهرا بود

نه که خونابه ببارد نه که باران آید

قتلگاه تو ز خون سر تو دریا بود

سر تو بر سر نی رفت جهان غوغا شد

سر تو بر سر نی آه بسی زیبا بود

پیکرت روی زمین بود ولیکن ارباب

پرچم ظلم ستیزی شما بالا بود

زینب آمد به کنار بدنت دادی زد :

عاشقان قتلگه خون خدا اینجا بود

 

سروده : جعفر ابوالفتحی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:32 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

غلام رضا سازگار-حبیب ابن مظاهر

نـام مـرا حبیب نهاده است مادرم

پرورده بـا محبت آل پیمبرم

بی‌دوست بر نیاورم از سینه یک نفس

گـردد هزار بـار گر از تن جدا سرم

در آستان خویش غبارم کن ای حسین!

بنشان به روی خاک، قدم‌های اکبرم

بـا زخم سینه، ناز شهادت کشیده‌ام

شاید که وقت مرگ بگیری تو در برم

مقتل بهشت و زخم بدن، بوستانِ گل

حوریه مرگ و خون گلو آب کوثرم

بـا آنکه پیرمردم و سنم بــود فزون

انگار کــن فـداییِ ششماهه اصغـرم

مثل دو چوب خشک مجسم بوَد مدام

لب‌های خشک کـودک تـو در برابرم

مـن زنـده باشم و پسر فاطمه غریب

ای کـاش از نخست نـمي زاد مــادرم

بـر سنگ قبـر مـن بنویسید دوستان

مـن جـان‌نثـار یوسف زهرای اطهرم

«میثم» تو یاد می‌کنی از من به نظم خویش

مـن نیـز دستگیر تـو در روز محشرم


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 30 تیر 1396  | 11:32 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید