
جلسه دوم، (كربلا، عامل بازگشت به عهد محمدی(ص))
بسماللهالرحمنالرحیم
﴿ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یا اباعبدالله وَعَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِكَ ﴾
﴿ عَلَیْكَ مِنّی سَلامُ اللّهِ اَبَدًا ما بَقیتُ وَ بَقِی اللَّیْلُ وَ النَّهارُ ﴾
﴿ وَلاجَعَلَهُ اللّهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِكُمْ ﴾
قبلاً مطرح شد كه امامحسین(ع) در شرایطی زندگی دینی را به ما نشان دادند كه همة باورها به این نتیجه رسیده بود كه امكان برگشت به سیره پیامبر(ص) وجود ندارد.
راز حقارت حاكمان
در مقام بصیرت عظمای حضرت اباعبدالله(ع) دو شاخصه وجود دارد: یكی اینكه در چشم امام خدا بسیار بزرگ است، و دیگر اینكه معاویه و یزید بسیار كوچك اند. از كوچكی آنها همین بس كه به كاخ ها می پردازند و لذا هرچه كاخ بیشتری بسازند حقارت خودشان را بیشتر می نمایانند. اینجاست كه جایی برای هیبت یزید در چشم امام نمی ماند، و امام با تمام امیدواری و راحت تر از هركاری، مبارزه با یزید را برای خود وظیفة مباركی می دانند و آن مقابله را عین زندگی می شناسند.





