تخریب جنگل ها نمونه ای از فاجعه منابع مشترک
نويسنده:
علي سعادت پناه
یک فرضیه این است که رشد زیاد جمعیت ریشه اصلی مشکل است. تعداد آدم های بیشتر در هر متر مربع، فشار بیشتری بر زمین و منابع طبیعی وارد می کند. نظریه دیگر این است که از دست رفتن جنگل ها، نمونه دیگری از «فاجعه منابع مشترک» است؛ یعنی هر زمان مالکیت منابع به فرد یا گروه معینی تعلق نداشته باشد احتمال بهره برداری افراطی از آنها می رود چون که صیانت از منابع به نفع هیچ استفاده کننده ای نخواهد بود. این امر بدون توجه به تراکم جمعیتی، واقعیت دارد، مگر اینکه واقعا تعداد جمعیت بسیار اندک باشد.
احترام به حقوق مالکیت، راهی برای صیانت از جنگل ها است.
این حقیقتی بدیهی است که مردم و جنگل ها به خصوص در مناطق حاره ای استوایی با هم جوش نمی خورند، اما این حقیقت بدیهی چگونه حقیقت پیدا کرده است؟ و تا چه حد حقیقت دارد و علت آن چیست؟
نويسنده:
علي سعادت پناه این در حالی است که حتی گستردگی پیامدهای خطرناکی نظیر سیل، رانش زمین، توفان، خشکسالیهای مکرر و جنگل سوزیهای وسیع، کوچکترین اثری در تغییر نگرش مسئولان اداره کشور در حفاظت جدی از این جنگلها نداشته است.
نويسنده:
علي سعادت پناه منابع پایان پذیر (Exhaustible Resources) مثل نفت و گاز در یک جامعه باید چه طور بین نسل های مختلف تخصیص داده شوند؟ این سوالی است که برای جوامعی مثل ایران بسیار مرتبط است و جواب آن قاعده کلیدی برای سیاست گذاری کلان مدیریت منابع طبیعی به شمار می آید.
اقتصاد در جنگل و یا جنگل در اقتصاد
جنگلهای هیرکانی ایران طی دو دهه گذشته مورد هجوم بی سابقهای قرار داشتهاند و با وجود اعتراضهای گسترده تشکلهای زیست محیطی، دانشجویان رشته جنگل و محیط زیست، کارشناسان دلسوز، استادان و خبرنگاران و همچنین مردم بومی، به طور مستمر مورد بهرهبرداریهای سنگین و تغییرکاربردی قرار گرفتهاند.
عدالت و بهینگی در استخراج منابع پایان پذیر
در این مقاله سعی می کنیم تئوری های مهم موجود در زمینه بهره برداری بهینه از منابع پایان پذیر را با دو معیار سیاستی مطلوبیت (بنتامی) و برابری بین نسلی (راولزی) بررسی کرده و پیامد های آن ها را برای استخراج بهینه منابع طبیعی، مصرف و سرمایه گذاری روی سایر بخش های بخش های اقتصاد بیان کنیم.
نشان می دهیم که حفظ منابع برای نسل های آینده لزوما به معنی مصرف کم تر منابع پایان پذیر نیست، بلکه تابع الگوی سرمایه گذاری در اقتصاد است. در انتها اشاره ای به نتایج برخی مطالعات تجربی در مورد میزان پیروی اقتصادی منبع محور از این قاعده ها می شود.
