تقاضاي پول در اقتصاد اسلامي(4)
نويسنده:
علي سعادت پناه
چنان كه پيش از اين گذشت، در اسلام، بورس بازي در چارچوب قوانين شرع تا وقتي مخالف مصالح عمومي نباشد، جايز است. همچنين كنز پول، به مفهوم اقتصادي آن، يعني خارج كردن پول از جريان گردش تا هنگامي كه به تجمع ثروت بيش از حد مجاز نينجامد، محذور شرعي ندارد. بنابراين ما نيز همچون گروه دوم از اقتصاددانان معتقديم كه در اقتصاد اسلامي، تقاضاي پول به انگيزة بورس بازي وجود دارد و به همين دليل، تعادل در بازار دارايي بايد مستقل از تعادل در بازار كالا و خدمات بررسي شود. از اين رو، براي نشان دادن تعادل همزمان بازار كالا و خدمات و بازار دارايي و استخراج تقاضاي كل، از الگويIS-LM ميتوان استفاده كرد.
با فرض اين كه توهم پولي وجود ندارد، با استفاده از نظريههاي پيشين و در چارچوب ساختار كلان اقتصاد اسلامي، تقاضاي ماندههاي حقيقي پول را استخراج خواهيم كرد. ماندههاي حقيقي پول در اقتصاد اسلامي به انگيزههاي ذيل تقاضا ميشود: 1. به انگيزة تسهيل در انجام معاملات جاري و خريد كالاهاي مصرفي و خدمات. اين نوع تقاضا كه به وسيلة خانوارها انجام ميشود، تابعي مستقيم از درآمد حقيقي(y) و تابعي غير مستقيم از سهم صاحبان وجوه از سود(r) و نرخ سود سرمايهگذاريp 0 است؛ زيراp) 0(r . هزينة فرصت نگهداري پول است؛ بنابراينغ 2. به انگيزة تسهيل در تأمين هزينههاي جاري و خريد كالاهاي سرمايهاي به وسيلة بنگاهها. اين نوع تقاضاي پول، تابعي مستقيم از در آمد حقيقي(y) و حجم سرمايه گذاري(Id) است. با توجه به تابع Id : (15) غ غ كه در آنb كار مزد بانك،r سهم سود سپرده گذاران، وy در آمد حقيقي است. هر چهId افزايش يابد، پول بيشتري براي آن نگه ميدارند؛ بنابراين: (16) غ غ هر چهr افزايش يابد، از سويي تقاضاي سرمايهگذاري كاهش، و در نتيجه پولي كه براي اين منظور نگهداري ميشود، كاهش مييابد و از سوي ديگر، هزينة فرصت نگهداري پول افزايش، و 2L كاهش مييابد. همچنين هرچه كار مزد بانك(b) افزايش يابد، تقاضاي سرمايه گذاريId) ) كاهش و در نتيجه (2(L كاهش مييابد. هر چه نرخ سود انتظاري غ افزايش يابد،Id و در نتيجه 2L افزايش مييابد. 3. به انگيزة انجام كارهاي خير (انفاقات و قرض و ...). تقاضاي پول به اين انگيزه، همچون تقاضاي پول نوع اول، تابع مستقيم درآمد حقيقي و تابع غيرمستقيمr و غ است. از سوي ديگر، هر چه ايمان فرد افزايش يابد، كارهاي خير او بيشتر ميشود و در نتيجه، پول بيشتري را به اين منظور نگه ميدارد؛ بنابراين: (17) غ غ كه در آنf نشان دهندة درجة ايمان فرد است. 4. به انگيزة تأمين هزينههاي احتمالي در آينده (انگيزة احتياطي) اين نوع از تقاضاي پول نيز همچون نوع اول است. (18) غ 5. به انگيزة كسب سود از طريق بورس بازي مجاز. اين بخش از تقاضاي پول، به بازار دارايي ارتباط مييابد. در اقتصاد اسلامي هر فرد ميتواند ثروت خود را به يكي از صورتهاي ذيل نگه دارد: يك. به صورت پول نقد21 كه بازده ندارد و داراي نقدينگي بالا است؛ دو. به صورت قرضالحسنه22 كه در اين صورت نيز بازده مادي ندارد و داراي درجة نقدينگي پايين است؛ ولي ثواب آخرتي بالايي دارد؛ سه. به صورت سهام كه در اين صورت از عوايد سهام بهرمند ميشودh) )؛ چهار. به صورت سپرده مدتدار در بانك كه سهمي از سود سرمايهگذاري را خواهد داشتa) .)؛ پنج. به صورت دارايي سرمايهاي حقيقي مانند خانه، زمين، ماشين و مانند آن كه در اين صورت از عوايد آن(g) بهره ميبرد؛ شش. به صورت كالاهاي مصرفي بادوام كه در اين صورت، از افزايش قيمت آنها سود ميبرد. چهار صورت اخير نيز درجة نقدينگي پاييني دارند. اكنون اين پرسش مطرح ميشود: با اين كه پول بازده ندارد، آيا انگيزهاي وجود دارد كه مسلمان به جاي آن كه ثروت خود را به شكل طلب در قالب قرضالحسنه نگه دارد و از ثواب آن بهرمند شود يا به صورت دارايي فيزيكي و سهام يا سپرده سرمايهگذاري نگه دارد و از عوايد مادي آنها بهره ببرد، به مقداري بيش از آن چه براي انجام معاملات و خيرات لازم است، پول نقد نگه دارد؟ پاسخ، مثبت، و توجيه آن نيز همان است كه در نظرية رجحان نقدينگي كينز و به صورتي كاملتر در نظرية تراز سبد دارايي توبين بيان شده است. مسلمان ممكن است مقداري پول به انگيزة بورس بازي در بازار دارايي نگه دارد و ثروت خود را به شكل تركيبي از داراييهاي گوناگون از جمله پول با درجات بازده و ريسك متفاوت نگهداري كند. بر اين اساس، براي استخراج تابع تقاضاي بورس بازي پول در اقتصاد اسلامي، از نظريات كينز و توبين و بامول با حذف نرخ بهره و بازار اوراق قرضه ميتوان استفاده كرد. فهيم خان، محسن خان، محمد انور و هادي عربي نيز از همين نظريات استفاده، و با انتخاب جايگزيني براي نرخ بهره در چارچوب همان الگوها تحليل كردهاند. ما نيز با استفاده از الگوي تراز سبد دارايي توبين تابع تقاضاي بورس بازي پول (5(L را به صورت ذيل ارائه ميكنيم:23 (19) غ غ كه در آن، 5L تقاضاي بورس بازي ماندههاي حقيقي پول،y درآمد حقيقي و = (dpdt /P) 0P نرخ تورم است كه بازده كالاهاي مصرفي بادوام را نشان ميدهد،24f درجة ايمان فرد وa نرخ سود سپردة بانكي است كه به صورت ذيل محاسبه ميشود: (20) غ سهم سود سپردهگذارانr = مقدار سود فعاليتi ام كه بانك در آن سرمايه گذاري كردهpi = كل سپردههاي بانكK = غ متوسط نرخ بازده سهام است كه به صورت ذيل محاسبه ميشود: (21) غ 2= Pi قيمت سهام كارخانهi ام در پايان دوره 1= Pi قيمت سهام كارخانهi ام در ابتداي دوره = ei نرخ سود سهام كارخانةi ام = hi عوايد يك واحد پول كه صرف خريد سهام كارخانةi ام ميشود. و غ متوسط نرخ بازده دارايي سرمايهاي حقيقي است كه به صورت ذيل محاسبه ميشود: (22) غ 1= Pj قيمت دارايي در ابتداي سال 2= Pj قيمت دارايي در پايان سال = dj نرخ بازده داراييj ام = gj عوايد يك واحد پول كه صرف خريد داراييj ام ميشود. , a غ , غ , 0P در حقيقت بازده ساير اقلام دارايياند كه هزينة فرصت نگهداري پول در تابع 19 هستند، و تقاضاي فرد براي ماندههاي حقيقي پول، تابعي مستقيم از در آمد حقيقي و تابعي معكوس از 0, a , P غ , غ است. همچنين در اين تابعf درجة ايمان فرد را نشان ميدهد و به صورت متغير وارد تابع شده است؛ زيرا چنان كه اشاره شد، يكي از راههاي نگهداري ثروت، آن است كه انسان قرضالحسنه بدهد و ثروت خود را به صورت طلب نگه دارد. از اين طريق او ميتواند به ثواب آخرتي برسد. در حقيقت كسي كه ثروت خود را به صورت نقد نگه ميدارد، از اين ثواب محروم ميشود؛ بنابراين، ثواب قرضالحسنه نيز هزينة فرصت نگهداري ثروت به شكل پول نقد است؛ ولي چون ثواب قرضالحسنه متغير مستقل نيست و آن چه را ميتوان متغير فرض كرد، ايمان فرد است، از اينرو ميتوان گفت: تقاضاي پول فرد رابطهاي معكوس با ايمان او دارد. هر چه ايمان فرد بيشتر شود، براي دستيابي به ثواب بيشتر، سهم زيادتري از ثروت خود را به صورت قرضالحسنه نگه ميدارد. با جمع توابع تقاضاي پول، به تابع كل تقاضاي پول به صورت ذيل دست مييابيم. (23) غ غ در رابطة 23 فرض شده كه غ , غ متناسب با نرخ سود تغيير ميكنند؛ از اين رو حذف شدهاند. همچنين 0a = r . p با وجودr و 0p در تابع 23 حذف ميشود. همچنين نرخ سود انتظاري تابع مستقيم از نرخ سود دو اثر بر تقاضايپول از جهت نظري مبهم است. اين گونه ابهامات به وسيلة مطالعات تجربي در جوامع اسلامي قابل رفع است. اثرf بر تقاضاي كل پول مبهم است؛ زيرا وقتي ايمان فرد بيشتر ميشود، از سويي كارهاي خير او فزوني ميگيرد و پول بيشتري جهت انجام كارهاي خير نگه ميدارد؛ در نتيجه 3L افزايش مييابد. از سوي ديگر ترجيح ميدهد سهم بيشتري از ثروت خود را در قالب قرضالحسنه و به شكل طلب نگه دارد؛ از اين رو 5L كاهش مييابد. بر آيند اين دو اثر بر تقاضاي كل پول از جهت نظري ابهام دارد. اين گونه ابهامات به وسيلة مطالعات تجربي در جوامع اسلامي قابل رفع است. سيد حسين ميرمعزي منبع:www.eghtesad-e-eslami.org موضوع:اقتصاد اسلامي
تقاضاي ماندههاي حقيقي پول (نظريه برگزيده)
