دو الگوی مناسب شناخت فرهنگ ها قبل از تجارت
نويسنده:
علي سعادت پناه
این الگو دارای ملاکی با شش بعد است: الف) رابطهء انسان و طبیعت چگونه است؟
کلید موفقیت در ایجاد رابطهء تجاری مناسب با سایر فرهنگ ها، شناخت ویژگی های این فرهنگ هاست. برای شناخت سریع و درست فرهنگ ها، نیاز به ابزاری است که به صورتی شفاف، کمک به درک سایر فرهنگ ها کند. در سال های اخیر الگوهای جدیدی برای تشخیص ویژگی فرهنگ ها از یکدیگر ارایه شده اند. دو مورد از این الگوها که کاربردی ترند، الگوی کلاکهان و استرادبک و الگوی هاف استد هستند.
● الگوی کلاکهان و استرادبک
آیا انسان در فرهنگ مورد بررسی مقهور طبیعت و عوامل محیطی اطراف خود است؟ با آن کنار می آید و سازش می کند یا حاکم بر محیط خود است؟ مثلا این که در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، میلیاردها دلار صرف تحقیقات در مورد سرطان می شود، بیانگر آن است که این کشورها باور دارند که می توانند طبیعت را کنترل کنند، اما در جوامع عربی عموما باور بر این است که سرنوشت دارای دستی نیرومند است و همه چیز از پیش تعیین شده است.
نويسنده:
علي سعادت پناه بهتر است برای یافتن پاسخ بدون قضاوت پیشین بر تعاریف متداول موجود از اقتصاد و فرهنگ مروری داشته باشیم.كتاب های درسی اقتصادی به خصوص كتاب ها و جزواتی كه معمولاً در تشریح نظریه اقتصاد خرد نگاشته شده اند اقتصاد را علمی اجتماعی توصیف می كنند كه در آن درباره دستیابی به هدف های رقیب به وسیله منابع محدود گفت وگو می شود و كمیابی همواره اساس مشكل اقتصادی شناخته شده و بنابراین كنشگران همواره باید تصمیماتی را اتخاذ كنند كه منابع محدود را به بهترین وجه به نیازهای نامحدود اختصاص دهد.
نويسنده:
علي سعادت پناه مباحثه میان <کارل مارکس> و <ماکس وبر> برای همه کسانی که رابطه میان فرهنگ و اقتصاد را بررسی می کنند آشنا است. مارکس اعتقاد داشت که اقتصاد زیربنا و فرهنگ روبنا است. به این معنا که هر جامعه ای که از حیث مواهب طبیعی، آب و هوا و اقلیم با برکت و نعمت بیشتری روبه رو باشد طبعا ساعات کمتری را صرف کار برای تامین معاش خواهد کرد، لذا فرصت بیشتری را به سایر امور از قبیل هنر، ادبیات و فلسفه و به طور کلی فعالیت هایی که سبب پیشرفت های علمی خواهند شد، اختصاص خواهد داد. در نظر او فرهنگ میوه درخت اقتصاد است زیرا به دست کسانی گسترش می یابد که اوقات فراغت بیشتری دارند.
نويسنده:
علي سعادت پناه اکنون وقتی از اطلاعات و اطلاع رسانی سخن گفته می شود لحن گویندگان چنان است که گویی تحویل علم به اطلاعات، کمال و فضیلت و نعمتی است که نصیب عصر ما شده است. البته عصر اطلاعات عصر تمامیت یافتن علم و تکنولوژی است. در این عصر و با تحویل علم به اطلاعات علم به قدرت مبدل می شود. جهانی شدن هم جلوه ای از این حادثه است. دشواری این است که همه به اطلاعات علمی و تکنولوژی اطلاعات نیاز دارند. هیچ کشوری هم نمی تواند خود را بی نیاز بداند. نیاز در حد خود عیب نیست و اگر عیب باشد ما با آن به دنیا آمده ایم. ما عین نیاز و نیازمندی ایم. مهم این است که تفاوت میان نیاز تاریخی و نیازهای لذاته و طبیعی را بازشناسیم. در اینکه آدمی ابزار می ساخته است و می سازد چون و چرا نمی کنیم (اینجا کاری به انسان به عنوان حیوان افزار ساز نداریم و مراد این نیست که بگوییم حقیقت انسان افزار سازی است).
نويسنده:
علي سعادت پناه یکی از مهمترین مسائل در زمینه جهاد اقتصادی، مسئلهی فرهنگسازی است؛ یعنی باید این موضوع را در جامعه نشر و گسترش دهیم که اگر کسی میخواهد در این کشور کار اقتصادی کند، وقتی بهسمت تولید و ایجاد اشتغال رفت، کار مقدسی انجام داده است. از این رو نگاه به سرمایهگذار باید تغییر کند و این کار از نظر فرهنگی باید به یک ارزش تبدیل شود. مردم هم بدانند که اگر در یک طرح اقتصادی و تولیدی سرمایهگذاری کردند، کار عبادی انجام دادهاند.
نويسنده:
علي سعادت پناه طیف وسیعی از اقتصاددانان معتقدند شاه کلید خروج کشورها از مدار توسعه نیافتگی، اتخاذ درست سیاستهای اقتصاد کلان و با نگاه متعارف: رقابت، استقرار سازوکار قیمتها، رفع موانع تجاری، خصوصی سازی، محیط باثبات اقتصادکلان، انحصارزدایی و غیره است. به زعم ایشان توسعه اروپا و آمریکا و حتی پیشرفت نوین شرق آسیا، جملگی با چنان سیاستهایی قرین موفقیت بوده است. در مقابل عمده جامعه شناسان و برخی اقتصاددانان نهادگرا بر این باورند که چون نتیجه و اثر بیشتر سیاستهای کلان (از مجرای نهادها یا قواعد بازی) به تصمیم و واکنش عاملان اقتصادی وابسته است، پس فقدان نهادهای توسعه گرا یا ضعف فرهنگ عاملان اقتصادی، می تواند تمام رشته های سیاست گذاران را پنبه کند.
نويسنده:
علي سعادت پناه شواهد نشان می دهد برای موفقیت در برقراری یک ارتباط تجاری موفق علاوه بر لوازم الکترونیکی و ابزار فیزیکی نیاز به شناخت تفاوتهای فرهنگی در حوزه تجارت ضروری به نظر می رسد و جهت فروش بیشتر و توسعه تجارت الکترونیکی باید علائق ، فرهنگ و رسوم مشتریان را نیز شناخت. در راه شناخت تفاوتهای فرهنگی توجه به مشکلاتی همچون زبان ، تمایلات فردی ، ضربات فرهنگی و سایر موانع مسیر ما را جهت استفاده از تحقیقات فرهنگی روشن می سازد و به ما کمک می کند تا تفاوتها را به خوبی درک و وسعت دیدمان را بیشتر نماییم .
نويسنده:
علي سعادت پناه
وقتی ارزش ها در اقتصاد ارزشی ندارد
نسبت میان اقتصاد و فرهنگ چیست؟ اگر این سئوال را از اقتصاددانانی كه طرفدار جریان اصلی عدم اقتصاد هستند بپرسید اندكی به افق های به ظاهر دور خیره می شوند و بعد با اطمینان جواب می دهند هیچ، هیچ نسبتی میان این دو وجود ندارد چرا كه در جریان اصلی علم اقتصاد جایی برای طرح این گونه مهملات وجود ندارد.اما به راستی پاسخ به این سئوال آن قدر كه اقتصاددانان اثبات گرا می گویند آسان است؟
رابطه میان فرهنگ، سیاست و اقتصاد
مارکس اعتقاد داشت که اقتصاد زیربنا و فرهنگ روبنا است. به این معنا که هر جامعه ای که از حیث مواهب طبیعی، آب و هوا و اقلیم با برکت و نعمت بیشتری روبه رو باشد طبعا ساعات کمتری را صرف کار برای تامین معاش خواهد کرد، لذا فرصت بیشتری را به سایر امور از قبیل هنر، ادبیات و فلسفه و به طور کلی فعالیت هایی که سبب پیشرفت های علمی خواهند شد، اختصاص خواهد داد.
فرهنگ و مصرف
هر دورانی نامی دارد یا لااقل در تاریخی که ما در آن بسر می بریم به هر دوران نامی می دهند. نام امروز جامعه بشری، جامعه و عصر اطلاعات است. عالم تجدد در این وضع به خودآگاهی می رسد و در این خودآگاهی است که نام: «عصر اطلاعات» تفسیر و معنی خاص پیدا می کند.
میخواهیم همه پولدار شوند
آتش بر دامن فرهنگ اقتصادی ما
تقدم با کدام است اصلاح سیاستهای اقتصادی یا تحول فرهنگ اقتصادی؟ این موضوع یکی از پرسشهای پرمشاجره در تاریخ توسعه به شمار می رود. این تفاوت در تجویز و نسخه به اختلاف دو رویکرد در تشخیص ریشه بیماری بازمی گردد.
موانع فرهنگی توسعه تجارت الکترونیکی در ایران
این مقاله بر آن است تا به تبیین رابطه بین فرهنگ و تجارت بپردازد و مشکلات و موانع فرهنگی پیش روی توسعه تجارت الکترونیکی را شناسایی کرده و در این راستا برای توسعه تجارت به خصوص تجارت الکترونیکی و رفع موانع موجود کمک نماید.
آسیب شناسی فرهنگ ایرانی و بحران های جهانی
تاثیرپذیری کمتر ما از بحران اقتصاد جهانی، که آن نیزعمدتا ذیل فاکتور کاهش قیمت نفت شکل می گیرد، نه تنها امری مثبت و بیانگر "استقلال" ما نیست بلکه خود "داده ای مهم" و نشانگر "عقب افتادن ما" در این عرصه است.
بحران اقتصادی در جهان فراگیر شده است. هم چنین سرایت بحران به حوزه های مختلف اقتصاد جهانی کمابیش در حال افزایش یافتن است.با این حال به نظر می رسد که در ایران کسی چندان نگران این موضوع نباشد! زیرا، به باور بسیاری، میزان اثرپذیری اقتصاد ما از اقتصاد جهانی گسترده نیست و از این روی نگرانی بی مورد است.
