ارتباط بين افراد، طيف وسيعي از حركات ساده دست و صورت، تا ابراز احساسات عميق انساني را در بر مي گيرد. تسلط برفن مذاكره به عنوان يكي از مهم ترين راههاي ارتباطي شناخته مي شود. درك زندگي اجتماعي و شيوه هاي ارتباط سالم و تعامل براي بازارياب، به عنوان كسي كه بيشتر از ديگران و بيشتر از ساير مشاغل با عامل انساني سر و كار دارد از اهميت ويژه اي برخوردار است.

در بسياري از سازمان ها تيم بازاريابي (از مديريت بازاريابي گرفته تا بازارياب ها)، به عنوان نمايندگان موسسه شناخته مي شوند كه وظيفه تعامل و تداوم ارتباط را به عهده دارند و ماموران برون سازماني موسسات شناخته مي شوند. بنابراين پرداختن و فراگرفتن مذاكره مطلوب براي اين افراد ضروري به نظر مي رسد.

در كتاب اصول بازاريابي كاتلر و آرمسترانگ آمده است: «اصول فروشندگي بر پايه ضرورت انجام داد و ستد استوار است.» هدف از اجراي اين اصول، كمك به بازارياب ها براي انجام يك معامله خاص با مشتري است. در اين فرآيند فروشنده بايد مشتري را هدايت كند.

براساس قانون20-80 ، هشتاد درصد فروش يك شركت مربوط به20 درصد از مشترياني است كه بيشترين سهم خريد را به خود اختصاص مي دهند. اين عده مشترياني هستند كه از اهميت ويژه برخوردارند و بايستي براي آنها برنامه ويژه ارتباطي تدارك ديد و نيازها و كمبودهايشان را به صورت ويژه مورد بررسي قرار داد.

در اينجا بايد توجه داشت كه در بازاريابي، هر چه كالاهاي مورد معامله تخصصي تر و خريدها صنعتي تر شوند، تعداد خريداران اندك اما خريدها بزرگتر خواهد بود.

در چنين معاملاتي، خريد و سطوح تصميم گيري معامله پيچيده تر و تشريفات اداري دست و پا گيرتر است. از طرفي وابستگي بين خريدار و فروشنده از نظر حجم معاملات بيشتر بوده و روابط، بلند مدت تر خواهد بود. در بيشتر موارد، اين گونه خريدها مستقيم و بدون واسطه انجام مي شود و در برخي موارد نيز معامله متقابل است.

مذاكره مطلوب مذاكره وقتي روي مي دهد كه افرادي قصد دارند با كمك يكديگر مشكلات و چالش هايي را كه بر سر آن با يكديگر اختلاف نظر دارند در يك تعامل مشترك حل كنند. به بياني ساده تر، مذاكره جريان دو سويه ارتباط، به منظور دست يابي به يك تصميم مشترك و يك تفاهم دوجانبه است.
در مذاكره مطلوب و در فرآيند بازاريابي، بر اصل فرايند «برد-برد» بين طرفين مذاكره، استوار است. در چنين تعاملي مي بايست، شايستگي هر يك از طرفين توسط طرف ديگر مورد مذاكره، به رسميت شناخته شود. مذاكره مطلوب هيچ حيله و نيرنگي را بر نمي تابد و در آن امكان برقراري عدل و انصاف فراهم شده و از بهره برداري غير منصفانه از شرايط جلوگيري مي شود و خريداران در تعاملي سالم به تفاهم مي رسند.
براي رسيدن به شرايط يك مذاكره كننده شايسته در جلسات بازاريابي، مي بايست از ويژگي هاي دروني خود شروع كنيم و ويژگي هاي شخصيتي و رواني مطلوب را در خود پرورش داده و با تكرار و تقويت مداوم اين ويژگي ها در موقعيت هاي مختلف آنها را درون خود نهادينه كنيم تا به عادت ثانويه تبديل شوند.

برخي از ويژگي هاي مذاكره كنندگان خوب، داشتنِ اعتماد به نفس بالا، شايستگي و تسلط بر موضوع مورد مذاكره و كالاي مورد نظر است.
بازاريابان با مذاكره كنندگان داراي اين ويژگي ها، با جديت عمل مي كنند، دچار ترديد نمي شوند، محكم و روان برخورد مي كنند، صراحت فكري دارند، مي دانند در پايان معامله چه مي خواهند، مقاومت و پايداري دارند و مي دانند پيروزي نهايي به كسي تعلق دارد كه مقاوم تر بوده و از عزت نفس بالاتري برخوردار است.

مذاكره بايستي از موانع موجود بر سر راه تيم بازاريابي جلوگيري كرده و از تبديل شدن مذاكره به اتوباني يك طرفه كه تنها يك راه حل را در نظر مي گيرد، جلوگيري كند.


 


 

اهميت گمرك ونقشي كه درنظام اقتصادي كشورها ايفامي نمايد،هرروزبيش ازپيش مورد توجه سيايت گذاران اقتصادي قرارمي گيرد.

 

درعرصه بين المللي ودرشرايطي كه پيشرفتهاي بدون وقفه درزمينه هاي مختلف علمي وصنعتي ،همواره درحال ايجادتغييرات مناسبات اقتصادي ،علمي ،سياسيوفرهنگي بين كشورهااست،نقش گمرك تنها به اعمال سياستهاي بازرگاني به عنوان مرزبان اقتصادي وتامين كننده بخشي ازدرآمدهاي دولت خلاصه نمي شود.گمرك بعنوان يكي ازاهرمهاي تسريع كننده روندتوسعه ،درسرمايه گذاري ،حمايت ازصنايع نوپاي داخلي ،انتقال دانش فني ،تثبيت قيمتها ،ايجادتعادل درتراز پرداختها ،ايجاداشتغال وسايرعوامل تسهيل كننده رشدوتوسعه اقتصادي ،اجتماعي وفرهنگي ،تاثيربسزايي دارد .همچنين گمرك وتعرفه گمركي بعنوان ابزاري درجهت تنظيم وتكميل  سياستهاي مالي دولتها ،اثرات غيرقابل انكاري برروندمتغيرهاي اقتصادي،مي گذارد.علاوه براين عملكرد گمرك مي تواند نقش مهمي درايجاد تفاهم هاي سياسي وفرهنگي بين كشورها ،درسطح جهاني ومنطقه اي داشته باشد.

 

مبارزه باقاچاق كالا وممانعت ازورود كالاهاي كه درتعارض بافرهنگ وشئون ملي وسياستهاي كلان اقتصادي است ،ازديگروظايف گمرك محسوب مي شود.

 

گمرك جمهوري اسلامي ايران بعنوان امين دولت وخدمتگزارمردم بادرك ضرورت بهره گيري ازاستعدادها ومنابع خدادادي كشوردرجهت توسعه پايداراقتصادي ورهايي ازاتكاء به درآمدهاي حاصل ازصدورنفت خام،كليه تلاشهاي خودرامعطوف تحقق اهداف توسعه اي كشور واتخاذتمهيدات مناسب جهت حداكثربهره برداري ازموقعيت ممتازجغرافياي كشور درزمينه تراتزيت كالا واستفاده مطلوب ازمزيتهاي نسبي كه مي تواند درتوسعه صادرات كالاهاي غير نفتي به كارگرفته شود ،مي نمايد .

 

دراين راستا بادرنظر داشتن اهداف كلي نظام وهمسو باسياستها  واهداف طرح سامان دهي اقتصادي وبرنامه سوم توسعه ،باتدوين برنامه هاي اجرايي كوتاه مدت ،ميان مدت وكوتاه مدت ،درراستاي تححق هدف استراتژيك جهش صادرات كالاهاي غيرنفتي ،مبادرت به تنظيم واعمال برنامه هاي عديده اي جهت افزايش كارآيي وهمچنين ارتقاي بهره وري كاركنان خودنموده است .

 

اين گونه اقدامات علاوه برفعاليتهاي عادي وجاري سازمان ،بابهره گيري ازنتايج مطالعات وپژوهشهاي كارشناسي وبااستعانت ازنيروهاي كارآمد وهمچنين گسترش ارتباطات با مراجع تخصصي بين المللي ،به منظور آسنايي باتازه ترين تكنيكهاي گمركي ودستاوردهاي فن آوري نوين انجام مي گيرد.

گمرك جمهوري اسلامي ايران درتعقيب رسالتي كه درتامين تححق هدفها وسياستهاي دولت درزمينه تجارت خارجي برعهده دارد،تلاش مي نمايد تاضمن كارگرنمودن فعاليتهاي خودهماهنگيهاي لازم راباكليه وزارتخانه ها وسازمانهاي سياست گذاردرامورگمركي وبازرگاني خارجي ووارددرفعاليتهاي بازرگاني به عمل مي آورد.


 


چكيده
مقاله حاضر اشاره به مطالعه اي دارد كه به يك رشته مسايل اقتصادي ايران از زاويه كارآفريني پرداخته است . در اين مقاله نشان داده مي شود كه كارآفرينها از چه ويژگيهايي برخوردارند و از اينرو مي توانند موتور حركت توسعه باشند. اين افراد به شرايطي محيطي مطلوب نياز دارند تا استعدادهاي خود را بروز دهند. اين شرايط شامل ساختار اقتصادي وبويژه وفور بنگاههاي خرد و متوسط، و وجود اقتصاد آزاد مي شود. در ايران ساختار در هرسه بخش مناسب به نظر مي رسد درحالي كه سياستهاي دولت فاصله اي ملموس با كاركرداقتصاد آزاد دارد.
مطالعه اجمالي كشورهاي ديگر نشان مي دهد كه بنيان كار آنها متكي بر اقتصاد آزاداست . از اينرو با تقويت سازوكار بازار آزاد، يك رشته سياستهايي را درپيش گرفته اند تاتوليدكنندگان خرد تقويت شوند، مانند اعطاي وام و تسهيلات بانكي ، ارائه خدمات مشاوره اي ، پشتيباني علمي و تكنولوژيك ، آموزشي و همه اين فعاليتها ازطريق يك سازمان واحد صورت مي گيرد كه مستقيم يا غيرمستقيم امور مزبور را تدارك مي بيند.
تصور بر اين است كه در ايران نيز مي توان با برپايي يك سازمان واحد، بنگاههاي خرد و همچنين كساني كه با پذيرش ريسك مي خواهند پيشتاز باشند، كارآفريني راتقويت كرد. آموزش مي تواند تنها يكي از وظايف اين سازمان باشد، درحالي كه ايجادتسهيلات براي گرفتن وام ، ارائه خدمات مشاوره اي ، اجراي سخنرانيهاي متعدد،راهنمائيهاي اقتصادي و بازرگاني ، و غيره ابزارهاي ديگري براي تحقق اين هدف به شمارمي آيند.
نگاهي گذرا به تاريخ چنددهه اخير ايران به روشني نشان مي دهد كه فرايند توسعه آن در چارچوب برنامه هاي عمراني و توسعه اي و نيز برپايه سياستهاي دولت طي شده است .شالوده اين فرايند را درآمدهاي كلان ارزي حاصل از صدور نفت تشكيل مي دهد. اين درآمد هنگفت در دست دولت مي باشد، و بنابراين پرچمدار توسعه دولت بوده است ، كه در بيشتر زمينه ها و موارد به طورمستقيم دست به كار مي شود. اين شرايط دو مشكل بنياني دارد: يكي آنكه درآمدهاي ارزي به اين شكل ، اساسا موجب اختلال در قيمت نسبي عوامل شده و درنتيجه از كاربرد بهينه عوامل توليد جلوگيري كرده است ; و دوم آنكه ، حضور مستقيم دولت موجب گرديده تا فعالان اقتصادي تحت الشعاع قرار گيرند و ياحتي تبديل به رانت جويان پرتواني گردند. اين جريان تاهنگامي كه درآمد نفتي سرشارباشد، تداوم دارد و نارسائيهاي آن نمود نمي كند. ولي در اين زمان تمام پيامدهاي منفي وغيرعقلايي آن كم كم خود را مي نماياند و جامعه ما را با اين مساله روبرو كرده است كه بايد درپي چاره انديشي باشد و فرايند متفاوتي را درپيش گيرد.


ادامه مطلب

 


كارآفرينان موفق نگاه نو و متفاوتي به كار و زندگي‌شان دارند. تفاوت آنها با كارآفرينان ناموفق ظريف اما قابل تميز است. اين تفاوت‌ها فراتر از خواسته‌ها و روياهاي آنهاست. اين تفاوت‌ها به عادات يا رموز نهايي برنمي‌گردد. تفاوت آنها به نيروي قابل سنجشي برمي‌گردد كه در دايره تفكر و تعقل اين افراد نهفته است و موجب مي‌شود تحولاتي در شيوه كار، زندگي و روابط شغلي آنها پديد آيد.
در اين مقاله قصد داريم «ويژگي‌ هاي» متمايز كننده كارآفرينان موفق را بررسي كنيم نه «عادات» آنان را. زيرا «عادات» پيش از مطالعه كردن به وجود مي‌‌آيند و در اصل نيازي به مطالعه آنها نيست. از سوي ديگر، كسب عادات ديگران موجب مي‌شود از مسير خود دور افتيد، چرا كه اينها عادات «شما» نيست.
 9
وجه تمايز كارآفرينان موفق در زير شرح داده شده است كه با فراگيري آنها مي‌توانيد تفاوت قابل ملاحظه‌اي در نوع تفكر، ارزيابي و ديدگاهتان ايجاد كنيد.
1-
اجبار يا توان
وقتي مي‌خواهيد چيزي را به زور كسب كنيد، بايد از همه طرف متوسل به جبر شويد كه نيازمند تلاش و تقلاي بسيار است. اين در حاليست كه تكيه بر آنچه در توان داريد نيرويي خلق مي‌كند كه از تونايي‌ها فراتر مي‌رود. وقتي فرد تمام نيروهاي دروني، باورها و عواطفش را هم سو مي‌سازد احساس قدرت وتوانمندي مي‌كند و اين امر موجب مي‌شود با صرف انرژي كمتر به اهدافش نايل گردد. به عبارتي فرد با هر قدم كه برمي‌دارد چندين گام جلو مي‌افتد.
2-
تحقق وظايف يا نيل به هدف
تحقق كارها با به پايان رساندن و تمام كردن آنها همراه است و بيشتر به وظايف برمي‌گردد. وقتي انسان كاري را به پايان مي‌رساند آن چيز معنا و اهميت خود را از دست مي‌دهد. آيا تا به حال براي تحقق كاري تلاش و كوشش كرده‌ايد؟ اگر چنين بوده است آيا با تحقق آن احساس نكرده‌ايد آنقدرها هم مهم نبوده است؟ اين تجربه همواره با ياس همراه است. اما نيل به هدف هيچ‌گاه پايان‌پذير نيست. چرا كه با آگاهي معنوي از معنا و اهميت كار همراه است. اين ديدگاه همواره آرامش دهنده و الهام‌بخش است.
3-
كسب اطلاعات يا به كار بستن آنها
بديهي است كه كسب اطلاعات تنها در صورت به كار بستن آنها ثمربخش خواهد بود. متاسفانه بسياري از كارآفرينان و كارفرمايان ساعات زيادي را صرف مطالعه و كسب اطلاعات مي‌كنند. اما هيچ‌گاه آنها را به كار نمي‌بندند.
4-
تفكيك يا تلفيق
كارآفرينان موفق مي‌گويند پيش از هر چيز به زندگي‌شان به صورت بخش‌هاي تفكيك شده نگاه كرده‌اند. اين افراد حتي در تجارتشان هم چنين نگاهي به خدمات، محصولات و حتي تلاش‌هايشان دارند. اين امر بايد به صورتي باشد كه كسب موفقيت در هر زمينه به پيشبرد زمينه ديگر منتج شود. براي اين كار مولفه‌ها و طرح‌هاي گوناگون تجارتتان را بنويسيد. سپس درباره اينكه فعاليت در كدام زمينه به برجسته‌سازي زمينه ديگر مي‌‌انجامد بيانديشيد و برنامه‌ريزي كنيد.
5-
فقط كار يا كار همراه با تفريح
كار جدي و بدون تفريح تحميلي از «بايد»‌ها و «وظايف» است كه نتيجه‌اي جز خستگي ندارد. با كار سخت و طاقت‌فرسا انسان مي‌خواهد در مقابل چيزي ايستادگي كند. اما كار همراه با تفريح، منبع شادابي، نور،‌الهام و آرامش است. كارآفرينان موفق پيش از پي بردن به نحوه صحيح انجام كارها، فكر مي‌‌كردند بايد فقط تلاش كنند و اين امر سلامتي، انرژي و شادابي را از آنان مي‌گرفت. آنها پس از كسب نتايج ضعيف تصميم گرفتند روش خود را تغيير دهند و آن وقت بود كه خودشان هم شگفت‌زده شده بودند كه «آيا واقعا اينقدر راحت مي‌شد كارها را انجام داد»!
6-
حمايت ساختار يا كل فضاي كاري
ساختارها در نحوه انجام امور نقش مهمي ايفا مي‌كنند و حتي اگر ساختار تشكيل‌شده بسيار متفاوت از ساختار ديگران باشد باز هم ايرادي بر آن نيست.
ساختارها روي وظايف و نتايج از پيش تعيين شده تكيه مي‌كنند اما برخورداري از حمايت كل فضاي كاري ساختار وسيعتري فراهم مي‌‌آورد كه پيشرفت و ترقي را آسانتر مي‌سازد. تفاوت اين دو در اينست كه محيط براي شما كار مي‌كند ولي براي ساختار شما بايد كار كنيد. حمايت فضاي كاري، ‌ساختارهاي كوچكتر را از آن شما مي‌سازد. كارآفرينان موفق معتقدند اين تفاوت بسيار حائز اهميت است. آنها با بسط ساختارهاي حمايتگر به كل فضاي كاري موفقيت بيشتري نصيب خود مي‌كنند


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >