تلخيص توسط مصطفي محمدآبادي

چرا بايد توسعه پيدا كنيم؟ به اين سؤال پاسخ هايي داده شده است، مثل موارد زير:

براي از بين بردن فقر و محروميت، براي پيشرفت علمي و صنعتي، براي بهبود سطح رفاه جامعه و ... .

اما،اين پاسخ ها چه نسبتي با اسلام دارند؟ آيا اين پاسخ ها را از مباني اسلامي استخراج كرده ايم؟ يا اينكه به مجموعه اي از تحليل هاي روزمره و يك سري مقالات علمي و صنعتي ترجمه شده از اكونوميست و امثالهم و... اكتفا كرده ايم و به سراغ معارف اسلامي نرفته ايم تا بدانيم كه آيا قرآن و روايات هم اين پاسخ ها را تاييد مي كنند و يا شايد رد مي كنند؟

بعضي مي گويند: «چه اهميت و ضرورتي دارد كه ما نظر قرآن و روايات را بدانيم؟ چرا كه اين موضوعات از مسلمات دانشگاهي امروز است. چگونه در آنها شك كنيم؟ همه ي دنيا بر اين مبنا عمل مي كنند و... .»

برخي ديگر مي گويند: «اين مسايل براي فقه اسلامي بسيار تازه است. ما نمي توانيم تا آن روز صبر كنيم كه فقهايمان در اين باره نظر خود را اعلام كنند

بعضي ديگر هم مي گويند: «شما داريد به اسلام خيانت مي كنيد. معلوم است كه اسلام با پيشرفت، تمدن و علم مخالف نيست. اگر فرنگي ها كافر هستند، چه ارتباطي با پيشرفت علمي آنها دارد؟»

و يك سري حرفهاي ديگر.

يك سؤال: آيا ما نبايد بر اساس اسلام و احكام آن در اين زمينه ها عمل كنيم؟ اگر پاسخ شما اين است كه، نه؛ پس تفاوت انقلاب اسلامي با ساير انقلاب هاي غير الهي در چيست؟ آيا همين كه مسئولين ارشد كشورمان مسلمان و بعضي روحاني هستند كفايت مي كند و ضرورت ندارد كه مسئولين بر اساس اسلام عمل كنند؟ قطعا اين گونه نيست.

اگر اين گونه نيست، پس چگونه است؟

آيا تمدن كنوني كه به تمدن غرب معروف است، بر اسلام منطبق است؟ اگر پاسخ شما مثبت است، حداقل براي اثبات همين نظر هم، آيا نبايد در متون و معارف اسلامي و مخصوصا در قرآن تحقيق كرد؟

هدف اين نيست كه ما در قرآن بگرديم و آياتي در تاييد علم، هنر، صنعت، تشويق انسان به عمران و آبادي و ... پيدا كنيم و اينها را دليلي بر اعتقادات خودمان بگيريم. (كاري كه در مطالعات اسلامي امروز رايج است) اين كار از بي توجهي به اسلام و نظرات آن بدتر است.

لفظ "علم" در جهان امروز قرنهاست كه به معناي اصطلاحي خاصي استعمال مي شود كه مترادف با معناي علم در قرآن و روايات نيست. چگونه مي توان لفظ "علم" در قرآن را با "علوم تجربي" يكي گرفت و ادعا كرد كه قرآن علم روز را كاملا تاييد مي كند؟ يا بعضي افراد "گردشهاي علمي و هنري و تفريحي" خويش درخارج از كشور را مستند به آيه ي «قل سيروا في الارض» مي كنند!

هدف اين است كه حقيقتا نظر اسلام را بيابيم؛ چه در تاييد اين تمدن و چه در رد آن.

منبع: توسعه و مباني تمدن غرب - سيد مرتضي آويني


 

محمدرضا فراهاني - بسيج مدرسه علميه معصوميه قم - دستاورد يك سفر نوروزي

اميرالمؤمنين (ع):

دورترين نقطه حكومت اسلامي با نزديكترين نقطه، از لحاظ سهم و حقوق بايد مساوي باشد.

از نگاه فقهي داريم كه اگر فقيري فقرش به حد اضطرار برسد (حد اضطرار يعني اينكه جان فرد در خطر باشد. حال يا به خاطر نرسيدن دارو يا نبود آب و غذا  يا زندگي در مكاني صعب العبور با موجودات گزنده يا ...) كمك كردن به او، اول بر دولت اسلامي و دوم بر همه مسلمين واجب كفايي است. ولو آن فقير كافر، يهودي، مسيحي يا زردشتي باشد. فقط دو گروه از اين قاعده مستثني هستند: الف) ناصبي ها كه به اهل بيت (ع) دشنام مي دهند. ب) كفار حربي؛ يعني كفاري كه در حال جنگ با مسلمين هستند.

در سفري كه نوروز امسال با برادرم جهت كمك رساني اقلام غير نقدي (برنج و روغن و لباس و دمپايي و ...) به عنبرآباد جيرفت كرمان رفتيم، انتظار داشتيم كه تفاوت چشم گيري با سال 81، كه براي اولين بار از طرف بسيج طلاب مدرسه علميه معصوميه قم به منطقه اعزام شده بوديم، داشته باشد. باورمان نمي شد، اصلا باور كردني نبود. فاجعه بود، احساس كرديم وارد آفريقا شده ايم. مردماني بسيار نااميد كه فقط مرگ خود را روزشماري مي كردند.

15 سال از خشكسالي عنبرآباد مي گذرد و تمام درختان و باغ و دامهاي آنها از بين رفته و به خاك سياه نشسته اند. اكثر كپرنشين بودند. البته احمدي نژاد اولين رييس جمهوري بود كه در نظام جمهوري اسلامي به شهر عنبرآباد رفته بود و شروع كرده بودند به طرح كپرزدايي و ساخت مسكن. اما اوج فاجعه آنقدر زياد است كه به اين راحتي ها جبران كم كاري 25 سال گذشته را نمي كند. آنهايي كه با كلاس بودند حمام و دستشويي شان كپري بود. راهنماي بومي كه همراه ما بود وعده نان و دوغ محلي را به ما مي داد براي ناهار و ما فكر مي كرديم دسر غذايمان خواهد بود، اما نه! حقيقتا بهترين نوع غذايشان براي ما كه برايشان مهمان خيلي عزيزي بوديم همين بود؛ نان و دوغ محلي.

چطور مي تواني تصور كني 82000 نفر جمعيت كل عنبرآباد، 30000 نفر بحران زده، 1000 يتيم و 250 يتيم بدون حامي!

داشتيم برنج و روغن توزيع مي كرديم. پيرزن آمد و درخواست كرد بهش داديم. دوباره درخواست كرد، اگر بهش مي داديم به بقيه نمي رسيد امتناع كرديم. دنبالمان دويد. دلمان سوخت، پياده شديم و يواشكي كه بقيه نفهمند بهش داديم، اما مي گفت: بچه و داماد زياد دارد، نداشتيم كه بيشتر بدهيم، حركت كرديم، دوباره شروع به دويدن به دنبال ماشين كرد. اخويم طاقت نياورد، گفت نگه دار از روستا كمي دور شده بوديم راننده نگه داشت و دوباره به پيرزن خسته و نااميد بسته ديگري داديم. آنقدر اين صحنه دويدن او دردناك بود كه من گريه ام گرفت و نمي توانستم جلوي خودم را بگيرم. از اينكه سي سال بعد از انقلاب، من با لباس روحانيت، به عنوان نماينده نظام مي خواهم يك كيسه برنج و روغن به پابرهنگاني بدهم كه قرار بود ولي نعمتان ما باشند.

چقدر سوختم وقتي از زبان فرماندار عنبرآباد شنيدم كه يك بچه به خاطر اينكه مادرش به او 500 تومان نداده بود مي رود پشت كپر و خودش را مي سوزاند.

چقدر آتش گرفتم وقتي شنيدم دست و پا و صورت خيلي از بچه ها به خاطر آتش گرفتن كپر سوخته است.

و اين جمله پدر يتيمان به يادم آمد كه اگر كسي به خاطر اينكه در كشور اسلامي خلخالي از زن ذمه بيرون كشيده شود، بميرد رواست.

و خجالت كشيدم از اينكه چرا هنوز زنده ام و اين قدر سنگ دل و بي دردم.

من أصبح و لم يهتم بأمور المسلمين فليس بمسلم.

آقا رسول الله (ص) فرمود: كسي كه صبح كند و به امور مسلمين همت نكند مسلمان نيست!

من سمع مناديا ينادي للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم.

كسي كه نداي مسلماني را بشنود و به كمكش نشتابد مسلمان نيست!

اي برادر و اي خواهر مسلمان!

اگر نمي تواني كمك كني، داد كه مي تواني بزني. نكند كه مصداق اين آيه شريفه باشي، كه:

لا يحض علي طعام المسكين.

منبع: نشريه فرهنگي تحليلي راه - شماره 46

 

در اين جزوه مي خوانيد:

الف ـ مبانی نظری توزیع(توزیع مکتبی)

دستگاه توزیع

نقش کار در توزیع

نقش نیاز در توزیع

سه نظریه:

    1- نظریه توزیع ثروت قبل از تولید

    2- نظریه توزیع کارکردی درآمد

    3- نظریه توزیع مجدد

ب ـ مبانی عملی توزیع (توزیع وظیفه ای)

عوامل تولید و پاداش هر یک از درآمد

    1ـ نیروی کار

    2- مواد خام و اوليه 

    3- دارايی های فيزيكی (زمين، مستغلات و ابزار توليد)

    4- دارايی های مالی ( Financial assets ) يا سرمايه 

مشروعيت‏سود به طور مقايسه‏اى 

     الف - سود و جايگاه آن در نظام سرمايه‏دارى 

     ب - مشروعيت‏سود در نظام اسلامى 

قيمت گذاری عوامل توليد- خلاصه‌ای از نظريه‌ها 

تعيين قيمت محصولات صنعتى 

مواسات: مطلوب نهایی اسلام در توزیع

دانلود از اینجا            

حجم فایل: 1411 کیلو بایت    


 

گروه اقتصاد اسلامی پژهان

 

منیژه اسکوئی

منبع: http://manijehaskvyy.blogsky.com

ملی گرائی می گوید: حرفت را خودت بزن و نانت را خودت بخور، برای اینکه از نظر عقل و شعور به آن حدی رسیده ای که از منافع خود می توانی دفاع بکنی.

مارکسیسم می گوید: نانت را بده به من تا قسمتی از آن را با جیره بندی، جلویت پرت کنم. حرف بزنيد، آن حرفی که ما می گوئیم بزنید.

احزاب و سازمانهای مارکسیستی با شعار اینترناسیونالیستی یا ضد ملی گرائی در همه چیز نظیر ضدیت با کارگران ایرانی، ضدیت با اقشار زحمت کش ایرانی، ضدیت با فرهنگ ایرانی؛ ملاک دوستی با دشمنان ایران و ایرانی را نشان می دهند. هرکس که با ایدئولوژی آنها هم عقیده و همگام باشد، دوست و هرکس که هم عقیده نباشد، دشمن و باید بمیرد. طرفداران مارکسیسم، بر اساس تضادهای دیالکتیکی رفتار می کنند. اضداد را نمی توان بطور مسالمت آمیز در کنار هم جمع کرد مگر با برخورد قهرآمیز و نابودی یکی ازآن دو همراه باشد. ( ماتریالیسم دیالکتیک اثر موریس کنقورث؛ ترجمه سازمان فدائیان (اقلیت))

در کشور ایران، ناآگاهی از تفکر مارکسیسم برای خود یک نعمت بزرگ محسوب می گردد. ملی گرایانی که در جهت دستیابی به حداقل یک زندگی انسانی تلاش می کنند و در ضمن کارل مارکس خداوند مارکسیسم که در مورد همه کشورهای اروپائی، آسیائی، افریقائی، آمریکائی، و استرالیا، و قطب جنوب و شمال و... آگاهی داشته و دستوراتش بدون کوچکترین تغییر در تمامی دوران ها لازم اجرا می باشد و تفکرات او متعلق است به نیمه دوم قرن نوزدهم آلمان و انگلستان می باشد را نمی شناسند و متوجه استدلال قوی همراه با نام اسلام با توهین و برخوردهای زننده پیروان این تفکر با آنها نمی گردند. متاسفانه آن بر خوردها را به حساب کوته نظری افراد جامعه ایران می گذارند و با توجیه آن در آسایش روحی، روآنی زندگی می کنند ولی ملی گرایانی که تفکر این گروه ها مارکسیستی را خوب می شناسند و از نزدیک با طرفداران آنها برخورد دارند از طرف آنها مورد سرکوب قهرآمیز قرار می گیرند. در وضعیت روحی بد بسر می برند.

شعار معروف مارکسیستها: دشمن، دشمن من، دوست من است. احزاب و سازمانهای مارکسیستی، برای رسیدن به هدفشان از هر کثافتی خودداری نمی ورزند. این گونه احزاب و سازمانهای مارکسیستی که در صدد سرکوب ملی گرایان یا بنا به گفته خودشان سرمایه داری، از خیانت وهمکاری با دشمنان قسم خورده ایران و ایرانی و بیگانه پرستی خودداری نمی کنند و در شعارشان اعلام می کنند هر کس با ایران و ایرانی دوست باشد، دشمن ماست و هر کس دشمن ایران و ایرانی باشد، دوست ماست.

کارگران و اقشار پائین دست دوران مصدق با شعار معروف مارکسیستی که هدف وسیله را توجیه می کند، آشنا بوده و در باره آن می گفتند: آنها برای رسیدن به قدرت نیازمند خر باربر و گوسفند مطیع و فرمانبردار هستند. شهروندان جامعه باید از انضباط تشکیلاتی پیروی نمایند. هدف رسیدن به قدرت است. خر و گوسفند که شعور ندارد. دموکراسی کالای بنجل سرمایه داری است. سرمایه داری با استفاده از دموکراسی، باعث همکاری و مشارکت افراد جامعه در راه پیشرفت و توسعه و ایجاد اشتغال، فقر زدائی گام بر می دارند که این خود مانع جنگ های طبقاتی در جامعه می گردد. فقط دستورات رهبران احزاب و سازمانهای مارکسیستی لازم اجرا را به مرحله اجرا در آورند. زمانیکه این احزاب و سازمانهای مارکسیستی به قدرت رسیدند، برای شهروندان جامعه ایران تصمیم گرفته خواهد شد که چه فکر کنند، چه بپوشند و چگونه زندگی کنند و کاری ندارند که خواسته و نیازهای آنها را بدانند. چونکه کاری برای آنها صورت گرفته نخواهد شد. در واقع این شهروندان ایرانی هستند که باید از خواسته های رهبران احزاب و سازمانهای مارکسیستی باید آگاهی کامل را داشته باشند و در جهت رسیدن به خواسته های آنها فعالیت نمایند. روشنفکران، کارمندان، کارگران، کشاورزان و اقشار پائین دست جامعه کنونی ایران از تامین نیازهای حداقل یک زندگی انسانی محروم هستند. گرانی، فقر، فحشاء، انواع بذهکاری در جامعه ایران رواج دارد. شهروندان جامعه ایران خوب می دانند که این رفقای مارکسیسم، آنها را برای معامله در جهت کسب امتیاز از حکومت لازم دارند. احزاب و سازمانهای مارکسیستی با در اختیار گرفتن ان جی اوها در راستای از بین بردن اکولوژی ایران و کسب منابع مالی که از حکومت می گیرند برای خود یک زندگی مرفه بوجود می آورند.

شعار معروف گروه های مارکسیستی: همه باید از امکانات جامعه استفاده نمایند ولی بدلیل محدودیت، گروه های خاص و برگزیده می توانند از این امکانات باید بهره مند گردند. رواج امکانات رفاهی در جامعه، ضمینه ساز ایجاد اشتغال در جامعه و عاملی در دست سرمایه داری در جهت استثمار بیشتر طبقه کارگر می گردد. براین اساس باید بقیه شهروندان جامعه ایرانی باید در محرومیت کامل بسرببرند تا سرمایه دار نتواند افراد بی کار جامعه را به اشتغال خود درآورده و مورد استثمار قرار دهند. شادی و تفریح خوب است اما برای رهبران احزاب و سازمانهای مارکسیستی که کار فکری می کنند و بقیه افراد جامعه بخاطر کار بدنی در عزا و ماتم در طول سال باید بسرببرند.

 

 

گروه اقتصاد اسلامی پژهان

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >