در این کتاب مجموعه ای از سخنرانی های اساتید رشته اقتصاد، پیرامون آسیب شناسی اقتصاد ایران آمده است.

برخی از اساتید به شرح زیر می باشند:

دکتر حسین عظیمی *** دکتر موسی غنی نژاد *** دکتر فرشاد مومنی

دکتر جمشید پژویان *** دکتر مهدی تقوی *** دکتر محمد خوش چهره

دکتر مسعود درخشان *** دکتر فریبرز رئیس دانا *** دکتر حسن سبحانی

دکتر محمد نهاوندیان *** دکتر مسعود نیلی

دانلود کتاب         

حجم فایل: ۲۳۰۰ کیلو بایت

 

 

گروه اقتصاد اسلامی پژهان

 

مدر اين جزوه مي خوانيد:

تعریف اخلاق

ارتباط اخلاق و مسائل اقتصادى

اولويت اخلاق در اقتصاد اسلامى

دستورهاى اخلاقى اسلام در ابعاد مختلف اقتصادى

مفهوم اخلاق کسب و کارو تحولات آن

پيوند کلي اخلاق و اقتصاد

نقش اخلاق در کسب و کار

قلمرو اخلاق کسب و کار

ملاحظات تکميلي اخلاق کسب و کار

خصوصيات پيوند اخلاق و اسلام

اصول موضوعه و شاخصه هاي اخلاق کسب و کار

مصاديقي از اخلاق کسب و کار از منظر اسلامي

عناصر مکمل اخلاق کسب و کار از منظر اسلامي

نتايج قابل ملاحظه و برخي پيامدهاي سياست گذاري در بخش اخلاق کسب و کار

دانلود از اينجا        

حجم فايل: ۸۳۵ كيلو بايت

 

گروه اقتصاد اسلامی پژهان

 

گردآورنده: محبوبه بختیاری

جایزه نوبل از سال 1901 همه ساله توسط بانک سوئد و آکادمی علمی رویال سوئد به یاد آلفرد نوبل به برجسته‌ترين دانشمندان علمي جهان، در چند رشته از علوم و نيز در ادبيات و صلح جهاني اعطا می شود. کمیته نوبل اقتصاد از سوی بانک سوئد، اولین بار در سال 1968 نهادینه شد و اولین جایزه نوبل اقتصاد در سال 1969 به «رنجر فریچ» و «جان تینبرگن» به خاطر توسعه و کاربردی کردن مدلهای پویا در تحلیلهای اقتصادی، داده شد. روند اعطای جایزه نوبل اقتصاد در هر سال به این ترتیب است که ابتدا متقاضیان جایزه نوبل، در کمیته نوبل آکادمی علمی رویال سوئد ثبت نام می کنند و کمیته نوبل مسئول انتخاب کاندیداها از بین تمامی ثبت نام شدگان است. برنده یا برندگان نهایی جایزه نوبل اقتصاد با رای گیری اعضای کمیته نوبل انتخاب می شوند. به برنده یا برندگان جایزه نوبل اقتصاد، ده میلیون کرون نروژ که معادل حدودا 3/1 میلیون دلار است، جایزه تعلق می گیرد. نکته جالب توجه این است که از سال 1999 میلادی تا کنون بجز یک نفر، دیگر برندگان جایزه نوبل، آمریکایی بودند و تنها برنده نروژی جایزه نوبل نیز اکثر مدت تحصیلی خود را در آمریکا گذرانده است.

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید جایزه های نوبل اقتصاد در سالهای اخیر نصیب چه کسانی شده و به چه علت این جایزه ها به آنها تعلق گرفته است.در ادامه با نوبلیستهای اقتصاد در سالهای 2005 تا 2009  آشنا می شویم:

در سال 2009 میلادی آکادمی علمی رویال سوئد، خانم الینور استورم و آقای اولیور ویلیامسون را به خاطر تحلیلی که از  «حاکمیت اقتصادی» ارائه کردند، مشترکا به عنوان برندگان نوبل اقتصاد معرفی کرد. الینور استورم متولد سال 1933 از دانشگاه ایندیانا، اولین زنی است که از زمان معرفی اولین برنده نوبل اقتصاد در سال 1968 تا کنون موفق شده است برنده این جایزه شود. آکادمی علمی سوئد دلیل انتخاب استورم را تحلیلی که از حاکمیت اقتصادی ارائه داد، اعلام کرد و گفت:« او در این تحلیل توصیف کرده است که چگونه یک دارایی مشترک توسط گروه هایی که از آن استفاده می کنند با موفقیت مدیریت می شود». این آکادمی اعلام کرد، ویلیامسون تئوری ای را در مورد اینکه شرکت ها به عنوان ساختارهایی برای حل مناقشات عمل می کنند، ارائه کرده است». بر اساس اعلام این آکادمی، طی سه دهه گذشته این تلاش های اساسی موجب پیشرفت تحقیقات در زمینه حاکمیت اقتصادی شده و آن را از حاشیه به مرکز توجهات علمی سوق داده است.

در سال 2008 پل كروگمن، استاد رشته اقتصاد در دانشگاه پرینستون و ستون‌نویس نیویورك‌تایمز به دلیل ارائه «نظریه چگونگی تاثیر‌گذاری مقیاس‌های اقتصادی روی الگوهای تجاری و جایگاه فعالیت‌های اقتصادی»، برنده جایزه نوبل اقتصادشد.

در سال  2007 آكادمی علمی سوئد، جایزه نوبل اقتصاد را به لئونید هورویتز از دانشگاه مینسوتای آمریكا، اریك مایكین از موسسه مطالعات پیشرفته پرینتون آمریكا و راجر میرسون از دانشگاه شیكاگو آمریكا به دلیل ارائه «نظریه طرح مكانیسم و نهادهای اقتصادی» اعطا كرد. هورویتز شهروند آمریكا اما متولد سال 1917 در مسكو است.
مایكین شهروند آمریكا و متولد سال 1950 در نیویورك است. وی دارای PHD در ریاضیات در سال 1976 از دانشگاه هاروارد است و همچنین پروفسور علوم سیاسی در موسسه مطالعات پیشرفته می‌باشد.میرسون نیز شهروند آمریكا و متولد 1951 در بوستون است. او در سال 1976 در رشته ریاضیات از دانشگاه‌ هاروارد فارغ التحصیل شد و از ابتدای سال 2007 به عنوان پروفسور در دانشگاه شیكاگو مشغول به كار شد. آكادمی علمی رویال سوئد در خصوص دلایل اعطای جایزه نوبل اقتصاد 2007 به این سه نفر گزارش داد : « نظریه "طرح مكانیسم" كه توسط این سه نفر ارایه شده است شناخت و قدرت تحلیل ما در مورد اطلاعات شخصی و انگیزه‌های فردی را بالا برده است. این نظریه به ما امكان می‌دهد میان وضعیتی كه بازارها در آن به خوبی كار می‌كنند و وضعیتی كه بازارها در درون آن به خوبی كار نمی‌كنند، تمایز قائل شویم. این نظریه به دانشمندان اقتصادی كمك می‌كند مكانیسم‌های موثر تجاری را بشناسند». امروزه نظریه طراحی مكانیسم نقشی محوری در بسیاری از حوزه‌های اقتصاد و علوم سیاسی ایفا می‌كند.

در سال 2006 ادموند فلپس اقتصاددان برجسته آمريكايي به خاطر «ارائه توضيحاتي درباره ارتباط ميان تورم و بيكاري، كار و تاثير عميق آن در سياست اقتصاد كلان»، جايزه نوبل اقتصاد را دريافت كرد.

و بالاخره در سال 2005 جایزه نوبل اقتصاد مشترکا به توماس شلینگ و رابرت اومن به دلیل « گسترش دامنه تحقیقات در زمینه همکاری و تضاد با استفاده از چارچوب تحلیلی نظریه بازی» اعطا شد. توماس شلینگ در سال 1921 در آمریکا متولد شد. وی در سال 1951 دکترای خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. وی در فاصله سالهای 1951 تا 1953 مشاور اقتصادی کاخ سفید بود.استراتژی ستیز( 1960) و انگیزه های کلان و رفتار در سطح خرد
( 1978) از جمله آثار قابل توجه شلینگ در زمینه نظریه بازی هستند. شلینگ در سال 1991 رئیس انجمن اقتصادی آمریکا بوده است. شلینگ در مصاحبه خود اشاره می کند که زمانی که منشی کمیته نوبل می خواست خبر اعطای جایزه نوبل را به او بدهد، وی در تختخواب خود خواب بوده است!! شلینگ مدت زمان زیادی در مورد کنترل سلاح هسته ای تحقیق کرده و مطالعاتی در مورد جرایم اقتصادی و نیز تبعیض نژادی داشته است. رابرت اومن نیز در سال 1930 در فرانکفورت آلمان به دنیا آمد. وی در سال 1955 در رشته ریاضیات از موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) موفق به اخذ درجه دکتری گردید.همانطور که گفته شد وی در سال 2005 به همراه توماس شلینگ برنده جایزه نوبل شد.

 

گروه اقتصاد اسلامی پژهان

 

گردآوري توسط مهسا شهابي

“چرا يك زن نمي تواند كاملاً شبيه يك مرد باشد؟” اين عبارتي است كه هنري هيگينز در يكي از تأليفات خود تحت عنوان “بانوي اميدبخش من،” به آن اشاره مي كند. احتمالاً نسل هاي آينده اين سؤال را بيشتر از خود خواهند پرسيد.

هم اكنون در كشورهاي ثروتمند جهان، دختران در مدارس از پسران پيشي گرفته، زنان بيشتر از مردان در تحصيلات دانشگاهي موفق بوده و مهمتر اينكه، زنان راحت تر از مردان جذب بازار كار مي شوند. شايد به جرات بتوان گفت كه زنان در حال حاضر قدرتمندترين موتور محركه رشد اقتصاد جهان به حساب مي آيند. در دهه 50 ميلادي، تنها يك سوم از زنان آمريكايي كه به سن اشتغال رسيده بودند، در بازار كار به صورت تمام وقت حضور داشتند. ولي امروزه اين رقم به دو سوم ارتقاء يافته است، به طوري كه اكنون زنان آمريكايي تقريباً نيمي از نيروي كار اين كشور را به خود اختصاص داده اند. در مقابل، از دهه 50 به بعد، ميزان اشتغال پذيري مردان آمريكايي با 12 درصد اُفت، به 77 درصد رسيده است. البته اين اتفاق در همه كشورهاي صنعتي يكسان رخ نداده و جريان زنانه شدن بازار كار، فعلاً راه طولاني را در پيش رو دارد. براي مثال، سهم زنان ژاپني و ايتاليايي در بازار كار كشورشان فعلاً در سطح 40 درصد قرار دارد.

زنان و خدمات

افزايش اشتغال پذيري زنان در بازار كار كشورهاي توسعه يافته، به دليل معرفي نوع مشاغل جديدي است كه هر روز به بازار كار وارد مي شوند. به عبارت ديگر، اكنون برخلاف سابق از حجم كارهاي توليدي- كه بيشتر انجام آنها از عهده مردان برمي آيد- كاسته شده و در عوض، مشاغل خدماتي كه مناسب بانوان مي باشند، گسترده تر شده اند. لذا، تقاضا براي نيروي كار فيزيكي در بازار كار كمتر شده است. اين امر به نوبه خود زنان و مردان را در بازار كار كشورهاي غربي به طور مساوي در كفه ترازو قرار داده است. به همين دليل، هم اكنون در كشورهاي در حال توسعه زنان با موفقيت و شانس بيشتري جذب بازار كار مي شوند. در همين راستا، در بازارهاي نوظهور آسياي شرقي در برابر هر 100 نفر نيروي كار مرد، حدود 83 نفر نيروي كار زن قدعلم كرده كه ميزان آن از حد متوسط كشورهاي عضو سازمان توسعه و همكاري هاي اقتصادي نیز بيشتراست. در حقيقت، راز موفقيت اقتصادهاي شرق آسيا در بخش صنايع صادراتي به ويژه بخش منسوجات، در بكارگيري زنان در اين صنايع نهفته است، زيرا هم اكنون 60 تا 80 درصد مشاغل اين بخش ها در انحصار زنان قرار دارد.

در ادامه ذكر اين نكته ضروري است كه صحبت از ورود زنان به جرگه نيروي كار، يك بحث انحرافي و اشتباه است، زيرا زنان در كنار كار و اشتغال رسمي، از قديم الايام در كار خانه داري و مراقبت از كودكان مشغول بوده اند و چون براي انجام اين قبيل فعاليت ها هيچ مزدي دريافت نكرده اند، لذا اين بخش از فعاليت آنان در آمارهاي رسمي به حساب نمي آيد. از سوي ديگر، مي توان تاحدودي ادعا كرد كه افزايش حضور رسمي زنان در بازار كار، از ساعات كاري بدون اجرت و دستمزد آنان در خانه مي كاهد. اگرچه حالا ديگر لوازم برقي خانگي نظير ماشين لباس شويي، ماشين ظرف شويي، جارو برقي و لوازم مشابه به كمك خانم ها شتافته و از ارزش واقعي كار آنان در منزل، تا حد زيادي كاسته است.

براساس آمارهاي رسمي، در اقتصادهاي توسعه يافته جهان، زنان موجد كمتر از 40 درصد محصول ناخالص داخلي  اين كشورها مي باشند. البته اگر ارزش كار آنان در منزل نيز به اين جمع افزوده شود، در آن صورت سهم زنان از نصف فراتر خواهد رفت.

به علاوه، در چند دهه اخير افزايش ورود زنان به بازار كار كمك قابل توجهي به رشد اقتصادي جهان كرده است. همان طوركه مي دانيد، سه منبع عامل رشد تولید ناخالص داخلی به شمار مي روند كه عبارتند از بكارگيري و استخدام هرچه بيشتر افراد جامعه در بازار كار، استفاده بيشتر از سرمايه به نسبت نيروي كار و افزايش بهره وري نيروي كار و سرمايه به واسطه بكارگيري فن آوري هاي جديد. جالب است بدانيد كه از دهه 70 بدين سو، زنان از هر دو زمينه شغلي جديد، يكي را از آن خود کرده اند. بدين ترتيب مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه در خلال يك دهه گذشته، مشاركت فزاينده زنان در بازار كار و اشتغال در كشورهاي توسعه يافته جهان خيلي بيشتر از جهش اقتصادي چين به رشد و توسعه اقتصاد جهاني كمك كرده است.

 

گروه اقتصاد اسلامی پژهان

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >