روش شناسی

اقتصاد دارای روش های تحقیق ، تحلیل و بیان موضوعاتی است که در بعضی از آنها با سایر علوم مشترک است . در اقتصاد دو روش شناخته شده « روش قیاسی » و « روش استقرای » برای شکل دادن به نظریه های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد . مبنای اصل روش قیاسی ، قیاسی منطقی و مبنای اصلی روش استقرای ، استقرای منطقی می باشد .

قیاس منطقی

حجتی است که در آن ، ذهن از قضایای کلی ، نتیجه ای جزئی را استنتاج می کند ؛ به تعبیر دیگر ، قولی است ، فراهم آمده از چند قضیه ، به نحوی که از آن قول ، به طور ذاتی قول دیگری لازم آید . قیاس منطقی عمل ذهن برای استنتاج از کلی است .

استقرایی منطقی

حجتی است که در آن ذهن از قضایای جزئی به نتیجه ای کلی می رسد و از محسوس به معقول یا از پدیده به قانون میرسد . در این استدلال ، در واقع بخشی از قضایای جزئی دیده شده و سپس حکم آن به همه موارد تعمیم داده شده ، قانون کلی استخراج می شود .

روش قیاس

روش قیاسی ، عبارت است از روش استدلال عقلی و انتقال از معلول به علت یا بر عکس ، با استفاده از لازم و ملزوم ها و روابط منطقی میان قضایا ، برای اثبات یک نظریه کلی .

روش استقرای

عبارت است از روش استدلال از بررسی جزئیات و داده های آماری و عینی به هدف دستیابی به نتایج و قواعد و احکام عام و کلی ؛ به عبارت دیگر ، حرکت از جزئی به کلی برای تکوین یک نظریه را روش استقرایی گویند . در این روش استدلال لبتدا از طریق تحقیقات تجربی پدیده های اقتصادی مورد مشاهده قرار می گیرند و سپس با تعمیم نتایج روابط خاص مشاهده شده در پدیده ها ، قواعد و قضایایی کلی و عام ، به صورت یک نظریه یا قانون اقتصادی ارائه می شود .

فرضیه

نتایج و قواعد به دست آمده از فرضها در مورد یک پدیدۀ اقتصادی را با استفاده از روابط و دلایل منطقی ، یک فرضیه اقتصادی گویند .

نظریه

با آزمون تجربی یک فرضیه اقتصادی و با تأیید نسبی روابط و قواعد ارائه شده در آن ، به وسیله تحقیقات تجربی در مورد پدیده های خاص اقتصادی ، یک نظریه ساخته می شود . تکرار تأیید نسبی تجربی یک فرضیه ، آن را به صورت یک قانون در می آورد . این نظریه یا قانون خود می تواند به عنوان فرض های یک نظریه دیگر اقتصادی به صورت قواعد کلی در روش قیاسی به کار رود .


 

مسائل اقتصادي در انقلاب اسلامي نيز لزوما بايد از طريق تجربه مستقيم و عمل مستقيم و نظارت و كار آمايش سرزميني و مطالعه ميداني و آن هم با انگيزه و ايمان انقلابي همراه باشد. در غير اين صورت ناهنجاري هاي اداري وضعيت كشور را به ناكجا آباد سوق مي دهد و معلوم نيست كه آيا باز بحران هاي گذشته به سراغ انقلاب نيايند.


رضا اسدآبادي


آناني كه با انديشه هاي ابتدائيِ مبانيِ علم اقتصاد در قرن هجدهم و نوزدهم ميلادي آشنايي دارند، به خوبي مي دانند كه رويكرد تجربي و غير خيال پردازانه نسبت به مسائل اقتصادي كشورها(بر خلاف زمان كشيش هاي اروپايي قرون وسطا، يعني مكتب موسوم به اسكولاستيك) با آمدن آدام اسميت، عميقا وابسته به مسائل موجود در درون جامعه بوده است. اين سنت كه از زمان فيزيوكرات ها كه بيشتر به كشاورزي اصالت مي دادند رشد يافت، در زمان آدام اسميت اسكاتلندي به اوج خود رسيد. مثلا شايد براي افرادي كه وارد مسائل علم اقتصاد مي شوند، عجيب باشد كه بر خلاف تصور عامه مردم پيرامون اقتصاددانان(كه اغلب مي پندارند اقتصاددانان، افرادي هستند كه در دفترشان مي نشينند و مطلب مي نويسند و يا محاسبه و برنامه ريزي مي كنند)، اقتصاددانان اوليه در غرب چنين نبوده اند!


ادامه مطلب

 

نوشتاري از نسرين رضائی مقدم

به نام او که یاریگر همه اوست

اینکه در بحث های مطرح شده مخالفان هم به میدان آمده و شاهدنظرات متفاوتی هستیم، خود یک نکته ی مثبت است زیرا سبب می شود چالش های پیش روی کار بهتر شناخته شود و این یعنی یک قدم مثبت در مسیر بهتر شدن. اما مسئله ای که باعث شد این نوشته را به آن اختصاص دهم تفاوت دیدگاه هایی است که به نظرم درمیان موافقان و مخالفان اقتصاد اسلامی وجود دارد.

همه ی ما مسلما به دنبال بهتر شدن و بهتر ساختن زندگی خود، جامعه و نهایتا سعادتمند شدن هستیم. ولی چه چیزی سبب می شود اختلاف نظرها چنان بالا گیرد که عده ای لیبرال، عده ای سوسیالیست و عده ای هم اسلامی فکر کنند؟ گمانم پاسخ مربوط به شناخت ما از پیرامون و واقعیات است.

به عنوان مثال بد نیست نگاهی به همین مسئله توسعه بیندازیم که تاکنون بحث های زیادی پیرامون آن داشته ایم. برخی توسعه را صرفا تکنولوژیک، برخی ایدئولوژیک و برخی هم ترکیبی از هردو و یا حاصل مولفه های دیگری برمی شمرند، حال آنکه می بینیم جامعه ای که در آن زندگی می کنیم برای همه ی ما یک واقعیت است ( البته با اغماض از برخی مسائل جهت ساده سازی).پس آنچه سبب می شود به نتایج گوناگون برسیم، شناخت های گوناگون است. در مورد توسعه شاید بگوییم ما نسبت به گذشته پیشرفت های خوبی داشته ایم چه در زمینه ی علمی و چه در زمینه ی فکری، اما معیار چیست؟ آیا جامعه ی ما اسلامی تر شده است؟ آیا اصلا به دنبال اسلامی تر شدن آن بوده ایم؟ آیا امروز مردم نسبت به گذشته حساسیت بیشتری نسبت به مسائلی مثل دروغ، غیبت، رشوه، ربا یا....دارند یاخیر؟

امیدوارم نگویید چه ربطی به اقتصاد اسلامی دارد چون ربط آن در اصل آن نهفته است.

 همه ی ما اذعان داریم که به هرمیزان جامعه ی ما اسلامی تر باشد اقتصاد مانیز که از اجزا آن می باشد به مراتب به مقصود خود نزدیک تر خواهد شد ( البته این مسئله را سکولارها قبول ندارند ). این درحالی است که بسیاری افراد می گویند آنچه ما در اقتصاد اسلامی ترسیم می کنیم مسئله ای آرمانی است که با انسان های جامعه ی روز سازگاری ندارد و ما پاسخ می دهیم باید برای رسیدن به الگوی ایده آل تلاش کنیم. البته چگونگی آن هنوز جای سوال دارد.

(در اینجا نمی خواهم بگویم سایر مکاتب اقتصادی خالی از مسائل دین مدارانه هستند. در اینجا مقصود یافتن مقصر یا چیزی شبیه به آن نیست.)

بهتر بگویم برای اینکه زبان یکدیگر را بفهمیم باید نسبت به نگاه یکدیگر شناخت پیدا کنیم. باید بدانیم پنجره ای که هریک از ما از طریق آن به دنبال دستیابی به آرمانمان هستیم کدام است؟

اعتقاد به بازار آزاد به خودی خود نمی تواند بد باشد اما آنچه سبب می شود در وجود آن شک کنیم وجود مولفه هایی است که کارکرد این نظام را تضمین و یا احیانا برهم می زنند. اینکه افراد حسابگر، خودخواه، تنبل و... هستند شاید پیش فرض های درستی باشد ولی نه برای انسانی که قرار است در این دنیا انسانیت خود را ارتقا بخشد زیرا پذیرش همیشگی این پیش فرض ها می تواند زمینه های نزول او را فراهم آورد.

برای مثال می توان به حمایت از تولید داخلی اشاره کرد که لازم است ابتدا باشناخت ضعف های آن تا سال ها با کمک های نقدی و غیر از آن یاریش کنیم ولی بعد از اعتلا به مراحل بلوغ، بایدکم کم رهایش کنیم تا پله های پیشرفت را طی کند. البته این مثال مادی است ولی در مورد انسان هم می توانیم هردو بعد مادی و معنوی را درنظر بگیریم. ابتدا بر طبق همان پیش فرض های یاد شده ضعف هایش را بپذیریم و یاریش کنیم اما نگذاریم تکیه ی همیشگی بر این فروض سبب غفلت از بعد معنوی او شود. این راهی نیست که به خاطرش در تکاپو هستیم: تضعیف معنویات و تقویت مادیات.

اقتصاد پویا بدون انسان های اخلاق مدار و خداجو چه فایده ای می تواند داشته باشد؟ کافیست نگاهی به کشورهای به اصطلاح توسعه یافته ی دور و اطراف بیندازیم و اوج سعادتشان را ببینیم. شاید اینگونه بتوانیم به این نتیجه برسیم که راه ما از آنها جداست.

 

گروه اقتصاد اسلامی پژهان

 

همدردي  شركت عملي در غم مستمندان و محرومان، يكي از ريشه‌ها و فلسفه‌هاي زهد است. مستمند و محروم آنگاه كه در كنار افرادي برخوردار و مرفه قرار مي‌گيرد، بخش مضاعف مي‌گردد؛ از طرفي رنج ناشي از تهيدستي و دستنارسي به ضروريات زندگي، و از طرف ديگر رنج احساس تأخر و عقب‌ماندگي از حريفان. بشر بالطبع نمي‌تواند تحمل كند كه ديگران كه مزيتي بر او ندارند، بخورند و بنوشند و قهقهة مستانه بزنند و او تماشاچي باشد و نظاره كند.

آنجا كه اجتماع به دو نيم مي‌شود (برخوردار و محروم) مرد خدا احساس مسؤوليت مي‌كند. در درجه اول، كوشش مرد خدا اينست كه به تعبير اميرالمؤمنين (ع) وضع موجود مبني بر برخوردي ظالم و گرسنگي مظلوم را دگرگون سازد و اين پيمان خداست با دانايان امت و در درجه دوم با ايثار و تقسيم آنچه در اختيار دارد به ترميم وضع نابسامان مستمندان مي‌كوشد اما همين كه مي‌بيند «كشته از بس كه فزون است، كفن نتوان كرد» وقتي كه مي‌بينيد عملاً راه برخوردكردن و رفع نيازمندي‌هاي مستمندان مسدود است، با همدردي و همسطحي و شركت عملي در غم مستمندان بر زخم‌هاي دل مستمندان مرهم مي‌گذارد. همدردي و شركت در غم ديگران مخصوصاً در مورد پيشوايان امت كه چشم‌ها به آنان دوخته است، اهميت به سزايي دارد.

در شرح اموال استاد الفقهاء وحيد بهبهاني (رضوان‌ا عليه) مي‌نويسند كه روزي يكي از عروس‌هاي خود را مشاهده كرد كه پيراهني الوان از نوع پارچه‌هايي كه معمولاً زنان اعيان و اشراف آن عصر مي‌پوشيدند به تن كرده است؛ فرزندشان (مرحوم آقامحمد اسماعيل، شوهر آن خانم) را مورد ملامت قرار دادند. او در جواب پدر اين آيه قرآن را خواند: قل من حرم زينه‌ا التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق؟ ايشان جواب دادند من نمي‌گويم خوب پوشيدن و خوب نوشيدن و از نعمت‌هاي الهي استفاده كردن حرام است.

ولي يك مطلب ديگر هست و آن اينكه ما و خانواده ما به اعتبار اينكه پيشواي ديني مردم هستيم، وظيفه خاصي داريم. خانواده‌هاي فقير وقتي كه اغنياء را مي‌بينند كه از همه چيز برخوردارند طبعاً ناراحت مي‌شوند، يگانه مايه تسكين‌شان اينست كه خانوادة «آقا» در تيپ خودشان هستند.

منبع : شهید مرتضی مطهری - سيري در نهج‌البلاغه - ص 524و523 (مجموعه آثار ج 16


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >