اكرم حميديان: راه آغاز كسب و كار تداوم كارآفريني لزوما دشوار نيست اما از آن جا كه بسياري از افراد قبل از وارد شدن اين عرصه به نكات مهم و اساسي توجهي ندارند، پس از آغاز فعاليت خود را در مسيري دشوار مي يابند. در مقاله حاضر به مهم ترين اشتباهات كارآفرين ها اشاره مي شود. اين گروه از افراد بايد طوري به نكات ذكر شده در اين مقاله توجه كنند كه گويي زندگي حرفه اي شان به اين توجه و اجتناب از اشتباهات بستگي دارد.

1- توجه بيش از حد به كارهاي روزمره: مسلما كارآفرين ها در تمام شركت ها چه كوچك و چه بزرگ بايد تا اندازه اي در فعاليت هاي روزمره كسب و كار درگير شوند اما به ياد داشته باشيد كه شما همواره بايد به تصور بزرگ يعني اهداف بلندمدت كسب و كار فكر كرده و هدف خود را رشد مداوم شركت قرار دهيد. درگيري بيش از حد به كارهاي خرد باعث مي شود از وظيفه اصلي تان كه هيچكس ديگر قادر به انجام آن نيست يعني تعيين اهداف توسعه اي شركت غافل شويد.

2- آشنا نبودن با جنبه هاي مختلف فعاليت حرفه اي: نقريبا تمام كارآفرين ها قبل از آغاز فعاليت مستقل اقتصادي، در ديگر بنگاه ها به عنوان كارمند مشغول كار بوده اند. در دوران كارمندي بايد به تمام رمز و رازهاي فعاليت شركت از نزديك آشنا شده باشيد. اين تجربه در مديريت كسب و كار كمك فراواني به شما خواهد كرد. در تحقيقات مختلف ثابت شده كارآفرين هايي كه سال ها قبل از شروع كارآفريني، ايده فعاليت مستقل اقتصادي را در سر داشتند و با اين ذهنيت به تجربه آموزي از محل كار كنوني شان پرداخته اند، بسياري موفق تر هستند.

3- شراكت بدون تحقيق: بسياري از كسب و كارهاي جديد ابتدا با همكاري چند نفر آغاز مي شود اما هنگامي كه كار جنبه جدي به خود مي گيرد. مشخص شدن وضعيت حقوقي و قانوني هر يك از طرف ها از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. تجربه نشان داده كارآفرين هايي كه در نخستين قدم ها بدون توجه به اين موضوع ديگران را در فعاليت هاي شركت شريك كرده اند با مشكلات گوناگون روبه رو شده اند. به اين ترتيب به جاي آن كه دنبال شريك باشيد، وقت و انرژي خود را صرف يافتن بهترين نيروي انساني كنيد.

4- خريد يك كسب و كار به جاي راه اندازي شركت از ابتدا: در نگاه نخست به نظر مي رسد آغاز يك كسب و كار از نقطه صفر بسيار كم هزينه تر از خريد يك شركت است اما به اين نكته توجه كنيد كه با آغاز از صفر، مهم ترين دارايي شما يعني زمان بيش از حد مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر شركتي را كه كم تر از حد واقعي قيمت گذاري شده به تملك درآوريد و آن را سر و سامان دهيد، در بلندمدت بسيار موفق تر خواهيد بود.

5- تصور اين كه يك ايده براي موفقيت شركت كافي است: موفقيت يك كسب و كار به عوامل مختلف از جمله مديريت صحيح، كالاي باكيفيت و ايده هاي خلاق نيازمند است. هرگز نبايد تصور كنيد يكي از اين عوامل به تنهايي شركت را پيش خواهد برد. مدير به عنوان كسي كه سياست هاي شركت را تدوين مي كند بايد با دقت در تمام عوامل موثر بر عملكرد شركت زمينه موفقيت آن را فراهم كند.

6- بيش از حد كوچك فكر كردن: بسياري از كارآفرين ها دچار اين اشتباه مي شوند يعني هدف نهايي شان از آغاز فعاليت اقتصادي مستقل، داشتن درآمد محدود به اندازه وقتي است كه خود كارمند بودند. اين تصور باعث مي شود حتي همين درآمد محدود نيز حاصل نشود. زيرا معمولا تنها بخشي از هدف تحقق مي يابد. به ياد داشته باشيد كه اگر ستاره ها را هدف بگيريد حتي اگر موفق نشويد حداقل به ماه خواهيد رسيد. پس بزرگ بينديشيد. هدف نهايي خود را تبديل شركت به شركتي بزرگ و پر سود قرار دهيد.

7- رقابت صرفا بر سر قيمت: اين روش سريع ترين راه براي ورشكسته شدن است. كسب و كار بدون سود يا با سود اندك بي معناست و تنها به هدر رفتن منابع منجر مي شود. كارآفرين ها بايد با ارايه محصول با كيفيت و آموختن فنون بازاريابي و فروش، قيمت محصول را با سودي منطقي و قابل قبول تعيين كنند. هميشه اين طور نيست كه مشتري كالاي با قيمت پايين را خريداري كند.

8- صرفه جويي غيرمنطقي در هزينه ها: در هر شركت يا كسب و كار فعاليت هاي مختلفي انجام مي شود كه شما به عنوان كارآفرين شخصا قادر به انجام بسياري از آن ها هستيد. در نگاه اول ممكن است اين ايده وسوسه كننده به نظر رسد كه با انجام كارها، در هزينه هاي استخدام نيروي كار صرفه جويي خواهيد كرد اما با اين اقدام در بلندمدت از وظايف اصلي خود بازخواهيد ماند.

9- استخدام نيروي كار ارزان: به ياد داشته باشيد هر قدر پول بدهيد آش خواهيد خورد. استخدام افراد با دستمزد پايين به اين معناست كه آن افراد تبحر و تخصص لازم را براي انجام امور شركت ندارند. حتي اگر متخصص باشند و به اجبار دستمزد پايين را بپذيرند، آن طور كه بايد كار نخواهند كرد. بنابراين هر كس از راه رسيد و دستمزد پايين را پذيرفت استخدام نكنيد. صبر كنيد تا فرد مورد نظر را كه از توانايي هاي لازم جهت پيشبرد اهداف شركت برخوردار است، بيابيد با اين كار در بلندمدت در بسياري از هزينه ها صرفه جويي خواهيد كرد و كارآيي را افزايش خواهيد داد.

10- بي توجهي به تنها يك حوزه از كسب و كار: كارشناسان متفق القول معتقدند هم كسب و كار از سه حوزه اصلي تشكيل شده است: فروش و بازاريابي، امور مالي و مديريتي و عمليات. شما به عنوان كارآفرين بايد هر سه حوزه را همزمان و سازگار با هم پيش ببريد نه صرفا حوزه اي را كه در آن تبحر داريد. در زمينه هايي كه تبحري نداريد از افراد متخصص استفاده كنيد.

11- نظارت نداشتن: مديران موفق كساني هستند كه قادرند در تمام حوزه هاي فعاليت اقتصادي شركت، كارآيي و ميزان موفقيت را اندازه گيري كنند. به عبارت ديگر چيزي را كه نمي توانيد اندازه گيري كنيد، نمي توانيد مديريت كنيد. از همان روز اول فعاليت شركت همه چيز بايد ثبت شده و روند تغييرات با دقت مورد بررسي قرار گيرد. مقايسه ميزان پيشرفت با اهدافي كه از پيش در جدول زماني بريا شركت تعيين كرده ايد به شما نشان خواهد داد در كجاي مسير قرار داريد و در آينده چطور بايد حركت كنيد تا عقب ماندگي ها جبران شود. فواصل زماي ارزيابي حساب هاي مالي و معيارهاي پيشرفت به نوع فعاليت شركت بستگي دارد اما هر چه اين فواصل كوتاه تر باشد درك شما از وضعيت شركت بيش تر خواهد بود.

12- برقرار نكردن رابطه بلندمدت تجاري با مشتري ها: يكي از كليدهاي موفقيت كسب و كار، برقراري رابطه بلندمدت و سودده با مشتري هايي است كه براي نخستين بار از كالا و خدمات شما استفاده مي كنند. در دنياي كنوني تجارت، روابط بلندمدت با مصرف كننده حرف نخست را در سوددهي شركت مي زند. براي موفقيت در برقراري اين رابطه بيش از آنچه وعده داده ايد خدمات به مشتري ارايه دهيد.

منبع: www. Businessweek.com

 

موضوع: کارآفرینی




 

 عامل اصلي موفقيت كسب و كارهاي كوچك، دستيابي به فرمولي مبتني بر استراتژي هاي اثبات شده و اصول نوآورانه بازاريابي است. اين فرمول بنيادي است كه ديگر اقدامات، استراتژي ها و تاكتيك هاي شما را حمايت خواهد كرد. يك بنياد موفق شامل چارچوب ذهني شما و نيز اهداف مياني خاصي است كه براي كمك به شما براي رسيدن به هدف اصلي تان يعني موفق شدن در كسب و كار تعيين شده اند.

در مقاله حاضر به هفت اقدامي كه عناصر اصلي اين فرمول را تشكيل مي دهند اشاره مي كنيم.

1- اعتماد به خود: هرگز براي خود و اهداف تان محدوديت قايل نشويد. از فرمول «بزرگ فكر كن، از كوچك آغاز كن، سريع رشد كن» استفاده كنيد. هيچ چيز جز خودتان نمي تواند محدوديتي براي روياهاي شما به وجود آورد. رويكرد مثبت و اعتماد به نفس ويژگي هاي اصلي كارآفرين هاي موفق هستند. اين دو عامل شاخص خوبي براي موفقيت شما در كسب و كارتان است. ويليام جيمز فيلسوف و روانشناس بزرگ مي گويد: «بزرگ ترين كشف نسل معاصر اين است كه انسان با تغيير رويكرد ذهني خود سرنوشت خويش را تغيير دهد.»

2- تعيين هدف: در تلاش براي موفقيت، تعيين هدف جزو مهم ترين روندهاست. گفته مي شود هدف عبارت است از رويايي كه براي تحقق آن مهلتي تعيين شده باشد. اهداف بايد مكتوب، ويژه شما، مشخص، قابل دستيابي، قابل اندازه گيري و زمانمند باشد. زمان كافي را صرف تفكر درباره حداقل پنج هدف خود در زندگي شخصي، حرفه اي و خانوادگي تان كنيد. داشتن هدف با ويژگي هاي بالا نخستين قدم در راه روياهاي شماست و تمام اقدامات شما را جهت مند و شفاف مي كند.

3- تدوين برنامه: رويكرد شما مبناي موفقيت ها و شكست هاي شما در زندگي هستند. ذهن شما بيش از هرچيز ديگر ميزان موفقيت شما را تعيين مي كند. تحقق اهداف شخصي يك گزينه است كه بعضي آن را انتخاب مي كنند ولي اكثر انسان ها آگاهانه يا ناخودآگاه آن را انتخاب نمي كنند اما براي گروه اول همه چيز با برنامه ريزي شروع مي شود.

4- اقدام كنيد: براي رسيدن به آرزوهاي خود در زندگي چه اقداماتي بايد انجام دهيد؟ پس از پاسخ دادن به اين پرسش، فورا اقدام را آغاز كنيد. موفقيت اتفاق نمي افتد بايد براي آن جدي باشيد و اقدام كنيد. اكنون كه با پشت سر گذاشتن سه اقدام پيش اهداف تان را مي شناسيد، برنامه داريد و با اعتماد به نفس حركت مي كنيد، نوبت اقدام است.

5- آموختن مادام العمر: همواره به آموختن ادامه دهيد. نوع اهداف، حرفه، خانواده و... در اين زمينه نبايد تاثير بگذارد. با آموختن احساس حيات مي كنيد و توانايي تان در غلبه بر موانع بيش تر مي شود.

6- خدمت رساني: فعاليت هاي شما در حوزه هاي مختلف زندگي بايد با هدف خدمت به ديگران انجام شود. براي آن كار مي توانيد در فعاليت هاي داوطلبانه مشاركت كنيد، تجارب خود را در اختيار ديگران قرار دهيد. از خود بپرسيد چه مهارت ها، تجارب و دانشي داريد كه با آن مي توانيد به اطرافيانتان كمك كنيد. موفقيت واقعي در كمك به موفق شدن ديگران نهفته است.

7- قدرداني: براي هر روزي كه زندگي مي كنيد شكرگزار باشيد. زندگي بسيار ارزشمند است بايد ارزش و قدر آن را بدانيد و از آن لذت ببريد. همچنين از كساني كه در زندگي تان نقش دارند تشكر كنيد. بدون شك نتيجه مثبت آن را خواهيد ديد.

منبع: هفته نامه بيزنس ويك
 

موضوع: کارآفرینی


منبع


 


من تبليغات را نه به عنوان سرگرمي يا نوعي هنر، بلكه به عنوان يك اطلاع‌رساني مي‌بينم. وقتي يك آگهي تبليغاتي را مي‌نويسم، نمي‌خواهم بگوييد كه آن را خلاقانه مي‌بينيد، بلكه دوست دارم آن را آن‌قدر جالب بيابيد كه محصول موردنظر را بخريد. وقتي اسكينيز سخنراني مي‌كرد، مردم مي‌گفتند: "چقدر خوب سخنراني مي‌كند"اما وقتي كه دموستنس سخنراني مي‌كرد، آنها مي‌گفتند: "بيايد در برابر فيليپ بايستيم."در كتابم با عنوان اعترافات يك مرد تبليغاتچي كه در سال 1963 منتشر شد، داستان چگونگي پيدايش شركت اگيلوي و ماثر و اصولي را كه موفقيت اوليه ما بر آن مبتني بود بيان كردم. آنچه كه زماني چيزي بيش از يك بوتيك تبليغاتي مبتكر در نيويورك نبود بعدها تبديل به يكي از چهار شركت بزرگ تبليغاتي در جهان با 140 شعبه در 40 كشور جهان شد. اصول ما به نظر كارا بود. اما من اينك پيرتر از آنم كه يك مجلة فرانسوي مرا به عنوان تنها بازمانده از گروه مرداني كه به ظن آنها در خدمت انقلاب صنعتي بوده‌اند در كنار آدام اسميت، اديسون، كارل ماركس، راكفلر، فورد و كينز قرار دهد. آيا سن زياد، از كيفيت كار من براي نوشتن درباره تبليغات در دنياي امروز مي‌كاهد؟ يا برعكس، اين امر به من كمك مي‌كند تا حقايق جاوداني تبليغات را از روش‌هاي گذراي آن جدا كنم؟ هنگامي كه من مغازه‌ام را در سال 1949 در خيابان مدريسون برپا كردم، بر اين باور بودم كه قبل از بازنشسته شدن من، تحولات عمده‌اي در عرصه تبليغات رخ خواهد داد. تا حال، فقط يك تحول را مي‌توان عمده خواند: تلويزيون به عنوان كاراترين رسانه براي فروش اكثر محصولات پا به ميدان گذاشته است. البته تغييرات ديگري نيز رخ داده‌اند و من بايد درباره آنها هم توضيح دهم. اما اهميت آنها از سوي صاحب‌نظراني كه در جست و جوي شيوه‌هاي نوين هستند با اغراق مطرح شده است. براي مثال، مفهوم تصوير نام تجاري كه من در سال 1953 آن را به عرصة افكار عمومي كشاندم واقعاً جديد نبود و كلود هاپكينز آن را 20 سال پيشتر مطرح كرده بود. به همين ترتيب، اصطلاح "انقلاب مبتكرانه"كه در دهه پنجاه به بيل بربناخ و خود من نسبت داده مي‌شد به راحتي مي‌توانست به ان. دبليو. آيرويانگ و رابيكم در دهة سي نسبت داده شود. در همين حال، بيشتر فنون تبليغات كه در زمان تأليف كتابم "اعترافات يك مرد تبليغاتچي"مؤثر بود امروز به كار مي‌آيند. مصرف‌كنندگان هنوز محصولاتي را مي‌خرند كه به آنها قول چيز باارزشي در برابر پول؛ زيبابي؛ تغذيه مناسب؛ رهايي از درد؛ موقعيت اجتماعي و امثال آن را مي‌دهند. وضعيت در تمام دنيا همين‌گونه است. با چنين اظهارنظري، من خطر مؤاخذه شدن از سوي جاهلاني را كه فكر مي‌كنند هر روش تبليغاتي كه بيش از دو سال مورد استفاده قرار گيرد به طور قطعي منسوخ شدني است، به جان مي‌خرم. آنها از آگهي‌هاي تلويزيوني از نوع برشي از زندگي، نمايش‌ها و نماهاي درشت از آدم‌هاي سخنگو (چهره‌هاي حراف) انتقاد مي‌كنند و چشم خود را بر روي حقيقت مي‌بندند كه اين روش‌ها هنوز زنگ صندوق فروشگاه‌ها را به صدا درمي‌آورند. اگر آنها اشعار هوراس را خوانده باشند، خواهند گفت كه من آدم كج‌خلق و غرغرويي هستم كه با وجود نرسيدن به بلوغ مي‌خواهم راه و رسم روزگار را ارزيابي كنم و با ايفاي نقش يك منتقد، نسل جديد را اصلاح و هدايت كنم! خب كه چي؟ هميشه ديوانه‌هاي پرسر و صدايي دور و بر صنعت تبليغات بوده‌اند. تجارت متكي به سهام آنها شامل شوخي نژادي، طراحي هنري عجيب و خارج از قاعده، نكوهش تحقيق و ادعاي نابغه بودن است. اينان به‌ندرت معلوم مي‌شوند، چون مجذوب مشترياني مي‌شوند كه گول لفاظي‌هاي آنان را خورده‌اند و البته مسئوليت نتايج حاصله در فروش را به عهده نمي‌گيرند. تلاش‌هاي تبليغات آنها در مهماني‌هاي نيويورك، سان‌فرانسيسكو و لندن موردتوجه قرار نمي‌گيرند. ولي در شيكاگو كمتر آن را جدي مي‌گيرند. در روزهايي كه من در تلاشها و مبارزات هوشمندانه مجله نيويوركر ورزيده مي‌شدم، قهرمان اين گروه بودم، اما وقتي در رشتة تبليغات در رسانه‌هاي جمعي فارغ‌التحصيل شدم و كتابي نوشتم كه در آن ارزش فراواني براي تحقيق قايل شدم، ماية عذابشان شدم. من خود را با اين فكركه از مجموع آنها بيشتر فروش داشته‌ام، راحت مي‌كنم. برخي اوقات به خاطر تحميل "قواعد"، مورد حمله قرار مي‌گيرم. هيچ چيز فراتر از حقيقت نيست. من از قوانين و مقررات متنفرم. تمامي آن‌چه كه من انجام مي‌دهم گزارش درباره واكنش مصرف‌كنندگان نسبت به محرك‌هاي مختلف است. من شايد به اين آگهي‌نويس بگويم: "تحقيقات نشان مي‌دهند آگهي‌هايي كه افراد مشهور در آن شركت مي‌كنند از لحاظ ترغيب مصرف‌كنندگان به خريد، پايين‌تر از حد ميانگين‌اند. آيا مطمئني كه مي‌خواهي از يك فرد مشهور استفاده كني؟ آيا اين يك قانون است؟"يا شايد به يك مدير هنري بگويم: "تحقيقات نشان مي‌دهد كه اگر طرح به رنگ مشكي در زمينه سفيد باشد نسبت به وقتي كه طرح به رنگ سفيد در زمينه مشكي قرار مي‌گيرد افراد بيشتري آن را مي‌خوانند"شايد اين يك نكتة هشداردهنده و آگهي‌بخش باشد، ولي به سختي مي‌شود آن را يك قانون خواند.


ادامه مطلب

 


رابرت کیوساکی نويسندهء كتاب «پدران پولدار، پدران فقير» مي‌گويد كه آموزش مسايل اقتصادي به كودكان را بايد از سن كم شروع كرد. او مي‌گويد كه تجربه نشان داده كه اگر به كودكان اصول سادهء اقتصاد آموخته شود آن‌ها در بزرگسالي بهتر مي‌توانند مسايل مالي خود را مديريت كنند و كم‌تر پول خود را هدر مي‌دهند، اين‌ها توصيه‌هاي دكتر رابرت كيوفسكي براي در ميان گذاشتن مسايل اقتصادي با كودكان و چگونگي طرح اين مسايل است.

استفاده از چك‌هاي شخصي را به كودكان خود ياد بدهيد

پول ماهانهء كودكان خود (پول توجيبي) آن‌ها را به صورت يك جا پرداخت نكنيد. به آن‌ها بگوييد كه در طول يك ماه در آن حدي كه شما در نظر گرفته‌ايد اعتبار دارند. هر زمان كه به پولي نياز داشتند بايد با يك كاغذ به شكل چك آن مقدار پول را دريافت كنند. در صورتي كه در يك ماه مبلغ مورد نظر آن‌ها از مبلغي كه شما در نظر گرفتيد بيش‌تر شد به آن‌ها توضيح بدهيد كه اين پول را از حساب ماه بعد آن‌ها كسر خواهيد كرد. اگر در اين شيوه سخت‌گيري به خرج دهيد آن‌ها متوجه معناي واژه‌هايي چون اعتبار داشتن و بدهكار بودن را به خوبي متوجه خواهند شد.

از كودكان خود بخواهيد كه پس‌انداز كنند

كودكان و نوجوانان معمولا به راحتي پول خرج مي‌كنند و علاقه‌اي به پس‌انداز كردن ندارند اما بايد اين مساله را به آنان آموخت كه پس‌انداز كردن يكي از بهترين مسايل زندگي پيش روي آن‌هاست با هدف قرار دادن يك چيز مهم و دوست داشتني براي كودكان، مثلا يك دوچرخه يا يك بازي كامپيوتري يا يك عروسك مي‌توان پس‌انداز كردن را به آن‌ها آموخت. كافي است به كودك تفهيم شود كه براي خريد هر كدام از اين موارد بايد در هر ماه مبلغ مشخصي از پولش را كنار بگذارد و به آن دست نزند. براي تشويق كودك مي‌توان پس از چند ماه باقي ماندهء پول را به عنوان جايزه به او داد.

آموزش سه شيوهء پس‌انداز

پس از اين كه به كودكان شيوهء پس‌انداز كردن را آموختيد به آن‌ها بگوييد كه پس‌انداز كردن را مي‌توان در سه بخش مجزا تعريف كرد.

 بهتر است براي آموزش اين سه نوع پس‌انداز به كودكان از سه شيوه استفاده كرد. كيوفسكي اين گونه پيشنهاد مي‌دهد: «بهتر است كه براي كودكان سه فرم را در اين گونه تعريف كرد، اول پس‌انداز طولاني مدت كه بهتر است در اين فرم كودكان پول معيني را در هر سال به شما بسپارند تا براي خريد وسايل مورد نياز خودشان در آينده از آن استفاده كنند، در فرم كوتاه‌مدت مي‌توان قلك يا جعبه‌اي به كودك داد تا پول هفتگي يا ماهانهء خود را در آن نگه دارد و خود مسوول دخل و خرج آن باشد. در مورد سوم كه در نظر گرفتن آن كاملا اختياري است مي‌توان از كودك خواست كه پول‌هاي خرد و بسيار كم را كه به نظرش ارزشي ندارند براي مصارف خيريه و اعانه دادن پس‌انداز كند، كودك با تمرين پس‌انداز كردن‌هاي اين گونه مفاهيم اقتصادي زيادي را متوجه خواهد شد.»

منبع: ريدزردايجست


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 >