چالش اصلاح قانون کار

غلامحسین دوانی

مدتهاست که موضوع اصلاح قانون کار به عنوان یکی از عوامل بازدارنده توسعه اقتصادی مطرح بوده تا سرانجام در مردادماه سال جاری وزارت کار پیش­نویس اصلاحیه را که شامل الحاق دو تبصره به ماده (7)، یک بند به ماده 21، اصلاح ماده 27 و تبصره­های آن، تبصره ماده (30) الحاق بندهای 3 و 4 به ماده 41 و الحاق ماده 119 مکرر، حذف تبصره (4) ماده (131) و الحاق یک تبصره به ماده (191) منتشر شد.

شاه بیت اصلاحات مذکور اصلاح ماده (27) و تبصره­های آن بر مبنای ماده (33) قانون کار مصوب 1337 و اصلاحیه­های مورخ 26/9/1352 می­باشد یعنی اخراج کارگران برای اطلاع خوانندگان محترم متن کامل اصلاحیه ذیلاً درج گردیده و به منظور مقایسه این اصلاحات با قانون کار مصوب 1337 مواد (30 لغایت 34) نیز در جدول آورده شده تا جامعه کار و تولید کشور بتواند در یک فرآیند منطقی و انتقادی در مسیر اصلاح قانون کار قرار گیرند.

لازم بیادآوری است که اولین قانون کار ایران مصوب 1337 یعنی دوران عشیری- فئودالی بوده لذا مقایسه قانون قبلی با اصلاحات فعلی باید قیاس مع­الفارغ باشد اما متأسفانه بنظر می­رسد برگشت به عقب به ویژه در دورانی که موضوع «سرمایه انسانی»، ثروت انسانی بعنوان کلید اصلی دروازه توسعه اقتصادی مطرح می­شود جای تأمل دارد. کالبد شکافی منطقی اقتصاد کشور نشاندهنده فقر مدیریت، فقدان شایسته­سالاری، حاکمیت روابط گروهی و ایجاد باندهای ناسالم در فرآیند حاکمیت اقتصادی در جهت تخریب یک بازار کارآ می­باشد که در این میان جامعه کارگری کمترین نقشی ندارد زیرا اساساً جامعه کارگری کشور بعلت نبود یک تشکیلات استوار که بیانگر منافع عمومی جامعه کار و تولید باشد در معرض آسیب جدی قرار گرفته به طوری که آمارهای رسمی کشور و آمارهای بین­الملل حکایت از گستره خط فقر دارد. در چنین شرایطی و همصدا با منادیان بانک جهانی و سیاستمداران و اقتصادیون خط تعدیل پافشاری بر تعدیل نیروی انسانی در شرایطی که امکانات جذب مجدد آنان حتی به نرخ کمتر وجود ندارد جزء سقوط نیروی انسانی و نابودی کرامت انسانی معنی دیگری ندارد.

بررسی علمی مشکلات اقتصادی کشور نشاندهنده آن است که برخلاف نظر، پیروان مکتب شیکاگو و هواداران فریدمن، شاخصه اصلی بحران اقتصادی «مدیریت و رانت­خواری» است و نه معضلات کارگری چرا که کارخانه­داران با دستیابی به منابع مالی و ارزهای پنهان و آشکار، این منابع را مصروف بازتولید و توسعه نکرده بلکه مصروف سرمایه­گذاریهای درون و بیرون از کشور نموده­اند که اثبات این موضوع اظهر من الشمس و مدرک علیه آن افشای فساد در مناسبات اقتصادی است.

بنظر می­رسد رهروان جامعه کار و تولید که دل در گرو توسعه اقتصادی کشور دارند بایستی با دیدۀ تعقل به اصلاحات پیشنهادی قانون کار نگریسته و کوشش نمایند موضوع را یکطرفه و یکجانبه صرفاً با دیدگاه اخراج کارگران حل ننمایند.

زیرا معضل جامعه کار و تولید کشور در حال حاضر فقدان بهره­وروی مناسب از کار و سرمایه بدلیل فقدان دانش مدیریت مسئولین شرکتها و نهادها و همچنین عدم وجود شایسته­سالاری و حاکمیت روابط به جای ضوابط می­باشد.

جدول مقایسه قانون کار مصوب 1337 و قانون کار مصوب 1369


ادامه مطلب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عنوان مقاله : نقش آمریکا بر فرآیند جهانی شدن

 

نویسنده : امیر حسین نژاد ، کارشناس حسابداری

 

 

واژگان کلیدی:

جهانی شدن ، اقتصاد آمریکا ، تحولات اقتصاد جهانی . . . .

 

چکیده:

«گلوبالیزاسیون» یا جهانی شدن پدیده محصول نظم نوین جهانی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می باشد. بدون تردید آمریکا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در عرصه جهانی رقیب دیگری که مشکل ساز شود را رو در روی خود ندید.

البته در سالهای اخیر اتحادیه اروپا برای مقابله با آن تلاشهایی را کرد که از آن جمله می توان به پل واحد اروپایی ( یورو ) اشاره کرد که تا حدودی نیز می توان آنرا مؤثر تلقی کرد.اما با مشکلات اقتصادی که در حال حاضر گریبان گیر آمریکاست ، اینکه اقتصاد جهانی متأثر از آمریکاست  را نمی توان نادیده گرفت چراکه تاثیر این اقتصاد نابسامان در تمام جهان مشاهده می شود.

 

 

 

 

مقدمه:

جهانی سازی فرآیندی است که بستر و مناسبات حضور سرمایه جهانی را در تمام نقاط جهان فراهم می سازد و در راه هموارسازی این بستر باید کلیه هزینه های اجتماعی ، هزینه رفاه اجتماعی و هزینه تمام شده مزد به عنوان قیمت واقعی کالا و خدمات به حداقل ممکن پایین آید تا مازاد ارزش تولید شده نسیب سرمایه داری جهانی شود.

در این مقاله تاثیرات آمریکا و اقتصاد این کشور بر اقتصاد جهانی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم و به این مطلب خواهیم رسید که ارتباط بین اقتصاد آمریکا و فرآیند جهانی شدن چیست و بر چه میزان بر یکدیگر تاثیر خواهند گذاشت؟ به عبارت دیگر نقش آمریکا در اقتصاد جهانی چیست؟ و آیا اقتصاد جهانی بر آمریکا هم تاثیر خواهد گذاشت؟

 

 

آمریکا و فرآیند جهانی شدن:

 

بی تردید یکی از کشورهای مهم و تاثیر گذار در اقتصاد جهان آمریکا ست. کشورهای دیگر جهان نمی توانند آمریکا را از آنچه که می خواهد انجام دهد باز دارند و یا آنچه را که نمی خواهد انجام دهد وادارند .

کشورهای دیگر می توانند فضا و بستری را بوجود آورند که آمریکا در آن درگیر شود و برای حل مشکلات مشترک با آنها کار کند یا به عبارت دیگر آمریکا را متعهد سازند.برای اینکه جهان بتواند فرآیند جهانی شدن را در مسیری هدایت کند که به نفع آن باشد بهتر است که از دیدگاه های آمریکا در این مورد آگاهی لازم را داشته باشد.

می توان دیدگاه آمریکاییان را در مورد بحث جهانی شدن چنین بیان کرد))  اقتصاد جهانی همان اقتصاد آمریکا است که بزرگ شده و گسترش یافته است )) . این همان علتی است که آمریکایی ها به جهانی شدن فکر می کنند و در آن مورد دغدغه ای را احساس نمی کنند چراکه آنها به علت دید منحصر به فرد خود از جهانی شدن ترسی ندارند و کمتر از دیگران به آن فکر می کنند و این همان چیزی است که مردم جهان از آن می ترسند.

آمریکا در صنعت جهان پیشتازی می کند  و این پیشتازی حاصل رهبری جهانی اوست. این کشور نقش رئیس  دهکده جهانی را بازی می کند چراکه بی شک بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان را داراست . آمریکا اگر بخواهد این نقش را ایفا می کند و اگر هم نخواهد نمی کند ، دلیلش مشخص است زیرا تنها کشوری که می تواند آمریکا زیر فشار بگذارد خود آمریکاست.

علت دیگری که برای این امر می توان ذکر کرد این است که اروپا و ژاپن به عنوان دیگر عوامل تاثیر گذار در عرصه اقتصاد جهانی توجه چندانی به مسایل پیش روی جهان ندارند.آمریکا همیشه در مسایل جهانی حرف اول زده و در آن دخالت نموده است ، حال یا بصورت مستقیم وارد عمل شده و یا بصورت غیر مستقیم. اما مداخله یک طرفه آمریکا در مسایل تقریباً همیشه ناشی از حوادث سیاسی و نظامی بوده است ، نمونه کاملاً مشهود آن می توان حمله به عراق را نام برد.جهانی شدن چه وجود داشته باشد و چه وجود نداشته باشد حوادث ژئوپلتیکی و نظامی مانند برخورد با عراق ، افغانستان و . . .  روی خواهد داد و از آمریکا خواسته خواهد شد که دخالت بکند یا نکند.

اروپا و ژاپن باید در راه حل برخی از مسایل جهان دست به اقدام و عمل بزند تا در تسلط نامحدود آمریکا خلل ایجاد کند. راه حل این است که مهار امور جهانی را به دست سه قدرت اروپا ، آمریکا و ژاپن بسپارند و این امر موقعی محقق خواهد شد که دو رأس از سه رأس این مثلث قدرت یعنی اروپا و ژاپن خود را به شکل وزنه های قدرت جهانی درآورند ، اگر به این کار تمایلی نشان ندهند این آمریکاست که تصمیم خواهد گرفت که کی و کجا وارد عمل شود.

 

جهانی سازی و اقتصاد آمریکا – اثرات متقابل

به نظر من فرآیند جهانی شدن بر اقتصاد آمریکا بی تأثیر نخواهد بود و نمی توان تأثیر جهانی شدن را در آمریکا نادیده گرفت چراکه جهانی شدن بیش از هر بار دیگر در حال تغییر دادن آمریکاست همچنان که تأثیر بسیار زیادی در آرایش مشاغل این کشور گذاشته است، بیکاریها روز به روز در این کشور رو به افزایش است ، غول های بزرگ اقتصادی که بیشتر آنها در آمریکا هستند یا دچار ورشکستگی شدند و یا در حال ورشکستگی هستند . این موضوع نشان دهنده این است که آمریکائیها همانند دیگر کشور کشور در حال چشیدن طعم بد اقتصاد جهانی هستند و آنها نیز در این امر مستثنی نخواهند بود. اما این واقعیت را نیز باید قبول کرد که هیچ کشوری همانند آمریکا در شکل دادن و چگونگی اقتصاد جهانی تأثیر ندارد چراکه اقتصاد نابسامان حال حاضر این کشور تأثیرات فراوانی بر اقتصاد دیگر کشورهای جهان گذاشته است.

 

نتیجه گیری:

5 شرکت از 25 شرکت بزرگ جهانی آمریکایی هستند که پس از سال 1960 تأسیس شده اند و بدون ادغامی بزرگ رشد یافته اند ، حال اگر این شرکت ها بنا به دلیلی نتوانند به فعالیت خود ادامه دهند چه خواهد شد ؟ پرواضح است که بر اقتصاد جهان تأثیر خواهد گذاشت، همچنان که تأثیر ورشکستگی صنایع آمریکا در عرصه اقتصاد جهانی کاملاً مشهود است و ورشکستگی آنان در اقتصاد جهان خلل ایجاد کرده است، همانطور که رشد اقتصادی آمریکا رو به نزول می رود.

به نظر من هر کشوری که می خواهد در عرصه جهانی موفق باشد و برنده تحولات اقتصادی جهان باشد باید شرکت های جدید بزرگ آینده را ایجاد کند . در واقع هر کشوری که می خواهد در این مسابقه جهانی پیروز باشد و از آن سربلند بیرون آید باید به پیشتازی صنعت خود در جهان بیاندیشد در صورت نیل به همواره به آن تداوم بخشد.

برای تحقیقات آینده:

به محققان و اقتصاد دانان گرامی پیشنهاد می گردد تحقیقات خود را در موضوعاتی همچون نقش جهانی شدن در فرهنگ کشورها ، نقش فن آوری جدید در فرآیند جهانی شدن و یا بررسی  تأثیر فرآیند جهانی سازی بر اقتصاد کشورهای صنعتی ، درحال توسعه ، جهان سوم پی ریزی نمایند.

 

منابع:

1-    لستر تارو ، جهانی شدن (( بخت با شجاعان یار است )) ، ترجمه  مهندس عزیز کیاوند

2-    محمد کامبد ، جهانی شدن و انقلابات جهانی

3-    سایت سازمان تجارت جهانی www.wto.org

4-    بانک مقالات فارسی به آدرس www.daneshpazho.blogf.com

 


 


سال دريافت جايزه : 1988

سال تولد: 1911
تابعیت: فرانسه
دانشگاه: École Nationale Supérieur des Mines de Paris

دریافت جایزه به پاس: پيشگامي در تفسير تئوري بازارها و كاربرد صحيح منابع

تالیفات:
• در جست و جوي نظم اقتصادي
• اقتصاد وسود
• اقتصاد محض و كارآمدي اجتماعي
• مقدمه اي بر احياي اقتصاد جهاني
• فراواني يا بديختي

شرح حال:

روز ۳۱ ماه مه سال ۱۹۱۱ ميلادي در پاريس خانواده اي كه صاحب يك مغازه كوچك پنيرفروشي بودند، صاحب نوزادي پسر شدند كه نام او را موريس گذاشتند. موريس در طبقه اي از جامعه آن دوران پاريس رشد كرد كه به طبقه كارگري معروف بود. ماه اوت ۱۹۱۴ پدر موريس به جنگ فراخوانده شد و يكسال بعد در ۲۶ مارس ۱۹۱۵ در حالي كه به اسارت نيروهاي آلمان درآمده بود، در اسارت درگذشت. موريس در فقدان پدر زندگي سختي داشت. با اين حال هرگز مشكلات زندگي مانع از آن نشد كه او تحصيلات خود را كنار بگذارد. در سال ۱۹۲۸ ديپلم لاتين و علوم و در سال ۱۹۲۹ در دو رشته رياضيات و فلسفه به دريافت مدرك كارشناسي (ليسانس) نائل شد. در تمام دوران تحصيل جزو دانشجويان ممتاز بود. در سال ۱۹۳۱ ميلادي به اصرار مادر خود وارد دانشگاه پلي تكنيك پاريس شد و در سال ۱۹۳۳ فارغ التحصيل شد. سپس به خدمت وظيفه فراخوانده شد و پس از گذراندن دوره هاي لازم در مدرسه توپخانه ارتش از سال ۱۹۳۶ به عنوان مهندس پلي تكنيك مشغول به كار شد. موريس در ۱۹۳۶ ميلادي در حالي كه ۲۶ سال داشت، به عنوان مدير شركت معادن نانت منصوب شد. در سال ۱۹۳۶ ميلادي بار ديگر به ارتش فراخوانده و به جبهه ايتاليا اعزام شد و به سمت فرمانده توپخانه سنگين ارتش فرانسه در منطقه برايانكون منصوب شد. ولي جنگ واقعي تنها دو هفته از دهم ژوئن ۱۹۴۰ كه ايتاليا عليه فرانسه اعلام جنگ كرد تا روز ۲۵ ژوئن كه آتش بس اعلام شد، طول كشيد. با توقف جنگ موريس به پاريس بازگشت و از سال ۱۹۴۳ ميلادي مديريت اداره آمار و اسناد معادن پاريس را عهده دار شد. اما كار و مشغله اداري مانع از آن نشد كه موريس تحقيق و مطالعه را فراموش كند. تا آوريل ۱۹۴۸ ميلادي او توانست نخستين آثار مهم خود را تحت عنوان «در جست وجوي نظمي اقتصادي» و «اقتصاد و سود» و سه عنوان ديگر به نام هاي «اقتصاد محض و كارآمدي اجتماعي»، «مقدمه اي براي احياي اقتصاد جهاني» و «فراواني يا بدبختي» و چندين مقاله مختلف به رشته تحرير درآورد.
به گفته خود موريس اله او در اين ايام روزانه تا ۸ ساعت به مطالعه و تحقيق مشغول بود. از آوريل ۱۹۴۸ ميلادي ضمن كنار گذاشتن همه سمت هاي اداري و دولتي تمام وقت خود را به تدريس در دانشگاه ها، تحقيق و نوشتن كتب مختلف صرف كرد. موريس از ۱۹۴۴ استاد دانشگاه پاريس در رشته تجزيه و تحليل اقتصادي و از سال ۱۹۴۶ مدير مركز تحقيقات علوم بود. وي از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۸ در موسسه علوم دانشگاه پاريس به تدريس و تربيت دانشجويان پرداخت. شهرت و آوازه او از مرزهاي فرانسه هم فراتر رفته بود. دانشگاه ويرجينياي آمريكا به مدت يكسال بورسيه ويژه اي به موريس اله اعطا كرد تا ضمن بازديد از اين مركز علمي دانشجويان و اساتيد دانشگاه ويرجينيا را از مطالعات و تحقيقات خود مطلع سازد. موريس از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۰ به تدريس در موسسه مطالعات بين المللي ژنو دعوت شد و از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۵ نيز عضو هيأت علمي دانشگاه پاريس بوده است. از افتخارات علمي و تحقيقاتي موريس اله بايد به دريافت ۱۴ نشان علمي طي سال هاي ۱۹۳۳ تا ۱۹۸۶ ميلادي اشاره كرد كه مهم ترين اين جوايز نشان طلاي مركز ملي تحقيقات علوم فرانسه (بالاترين نشان رشته علوم فرانسه) بود كه او در سال ۸ دريافت كرد. موريس اله تنها اقتصادداني است كه تاكنون اين نشان ويژه را دريافت كرده است. موريس اله در سال ميلادي به خاطر مطالعات و تحقيقات در زمينه «تئوري بازارها و كاربرد صحيح منابع» جايزه اقتصاد بنياد نوبل را از آن خود كرد.


 


2006،ادموند فلپس
2005، توماس شیلینگ و رابرت آمان
2004 ، فین كیدلند و ادوارد پرسكات
2003، رابرت انگل و كلایو گرانجر
2002، دانیل كانمن و ورنون اسمیت
2001، جورج اكرلوف، میشل اسپنس و ژوزف استیگلیتز
2000، جیمز هكمن و دانیل مكفا
1999، رابرت ماندل
1998، آمارتیا سن
1997، رابرت مرتون و مایرون اسكولز
1996، جیمز میرلیز و ویلیام ویكری
1995، رابرت لوكاس
1994، جان هارسانیا، جان نش و رینهارد سلتن
1993، رابرت فوگل و داگلاث نورث
1992، گری بكر
1991 ، رونالد كوز
1990، هری ماركویتز، مرتون میلر و ویلیام شارپ
1989، تریژه هاولوم
1988، ماوریك آلایس
1987، رابرت سولو
1986، جیمز بوكانان
1985، فرانكو مودیگیلیانی
1984، ریچارد استون
1983، جرارد دبرئو
1982، جورج استیگلر
1981، جیمز توبین
1980، لاورنس كلین
1979، تئودور اسكالتز و سر آرتور لویس
1978، هربرت سیمون
1977، برتیل اولین و جیمز مید
1976، میلتون فریدمن
1975 لئونید ویتالیویچ كانتوروویچ و تجالینگ كوپمنز
1974، گونار میردال و فردریك آگست
1973، واسیلی لئونتیف
1972، جان هیكس و كنث آرو
1971، سیمون كوزنتز
1970، پل ساموئلسون
1969، رنجر فریچ و جان تینبرگن


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 >