مبارزه با تحریفات و انحرافات
این بخش از مبارزات علی(ع) بسیار ظریف و عمیق و گسترده و ریشه دار و فراگیر بود. آن حضرت، با برنامه های خود می کوشید تا فرهنگ و میراث نبوی(ص) را احیا کند و جامعه اسلامی را به سمت و سوی اهداف رسالت، هدایت و پایه های حیات طیّبه عصر رسول الله(ص) را در جامعه اسلامی تقویت کند و بافت و ساخت و مبانی فکری و فرهنگی و اعتقادی امت اسلامی و آینده جهان اسلام و بشریت را در جهت اهداف بلند حضرت محمد(ص) بسازد و تار و پود جامعه و حکومت را بر اساس فرهنگِ بینش و بصیرت و آگاهی و معرفت و ارزشها و حیات طیبه قرآنی و اسلام اصیل محمدی(ص) سامان دهد و اهداف و مأموریتها و سیاستها و راهکارهای سعادت بخش دین را در میان مردم، زنده و آینده نورانی و عزّت بخش را ترسیم کند و موجب پیشگیری و پیش بینی خطرات و دغدغه ها و بحرانها شده و اجازه ندهد که اصول اسلامی و کیان جامعه ضرر ببیند و دچار خسارت و ضرر و زیان گردد.
این رسالت عظیم الهی و ترسیم آینده ای استوار و با اقتدار، برای رهبران بزرگ الهی، جزء بزرگترین و برترین اهداف آینده نگرانه و خیرخواهانه است و همواره، هر پدری به فکر آینده امیدبخش فرزندان خود و بیداری و هشیاری آنان در برابر چالشها و ناهنجاریها و بحرانهاست.
جامعه و دستگاه و محیط و سرزمین و فضایی را که امام(ع) تحویل گرفت، فضایی تاریک و پر خَش و خاشاک، با توقعات و انتظارات بی شمار و سلیقه های گوناگون بود. در طول دو دهه گذشته، اختلافات طبقاتی، نابرابری ها، نابسامانیها، مطالبات فراوان احزاب و گروهها و اقوام و نژادها و طوایف گوناگون، بر امت اسلامی تحمیل شده بود و خودرأیی و خشونت و باندبازی، به جای اصول و معیارها حاکم شده بود.
امام(ع) نیز این نابسامانیها را از عمق وجود احساس می کرد. وظیفه شناسی و مسؤولیت پذیری و حق خواهی و حق گرایی و عدالت خواهی و خدامحوری آن حضرت، موجب شد تا آن بزرگوار، با کمال اقتدار و مسؤولیت شناسی، این وظیفه سنگین و این بار سخت را به دوش بگیرد و برای اصلاح همه کجیها و کاستیها و تحریفها و تفتینها، گامهای بلند و خداپسندانه ای بردارد و چراغ هدایت اسلام و قرآن و نبوت و ولایت را روشن سازد و راه حق را به آیندگان بنمایاند، گرچه با شهادتِ خود آن بزرگوار پایان یابد.
مبارزه با خرافات و تحریف
حیات امت اسلامی، با علم و دانش و معرفت شروع شد و پایه و اساس قرآن و اسلام و دیانت، بر علم و حکمت و عقل و وحی و تدبیر و تدبّر شکل گرفت و آغاز قرآن کریم، با «بسم الله» و «اقرأ» و «علم» و «قلم» و «انسان» و «کرامت» و «اکرام» و «خلقت» و «ربوبیّت پروردگار متعال» و «تعلیم انسان آنچه را نمی دانست» شروع شد و حیات بشریت، در سایه سار علم و حکمت و قرآن و معرفت سیراب شد و درس فقاهت و هدایت و تعلیم کتاب و حدیث و سنّت و حیات علمی و معرفتیِ همراه با تزکیه و حکمت و تربیت انسانها و تحول در جانها و فکرها و بصیرتها و بینشها و نگرشها و اندیشه ها و اخلاق و رفتار انسانها، اساس دعوت اسلام را تشکیل داد.
متأسفانه، پس از رحلت رسول اکرم(ص) نقل احادیث آن حضرت ممنوع شد و بر جمله «حسبنا کتاب الله» تأکید و تبلیغ شد و فرمان محدودیت و بسنده کردن به کتاب خدا داده شد. این محدودیت و ممنوعیت، باعث تعطیلی احادیث نبوی و گنجینه های عظیم معارف آن حضرت و بلکه جایگزینی خرافات و انحرافات و اسراییلیات و افسانه ها و اساطیر و احادیث و قصه ها و داستانهای ساختگی به جای آن شد.
اسفبارتر آنکه کسانی میدان دار شدند که هرگز آن آگاهی و آشنایی و معرفت به کتاب خدا و سنّت پیامبر اکرم(ص) را نداشتند و احیاناً انگیزه های فراوان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نیز بر آن دامن می زد و مطامع و منافع دیگر نیز در این رابطه نقش ایفا می نمود. البته ممنوعیتِ کتابت حدیث و نقل حدیث، خود، ریشه در جریانهای قبل از اسلام و تحریفها و انحرافهای یهود و نصاری دارد. اکنون که دوره امامت و عصر ولایت امیرالمؤمنین(ع) فرا رسید، آن حضرت، به عنوان بابِ مدینه علم و محیی آثار نبوی(ص)،[59] مبارزه با تحریف و خرافه و بدعت و اندیشه های اسراییلی و ساختگی، دروازه های شهر علم و معرفت را گشود و بر نقل و روایت احادیث و سنت رسول الله(ص) و نوشتن کتاب حدیث تأکید کرد و فرمان تدوین و کتابت احادیث و آثار گرانسنگ رسول الله را صادر کرد و نسبت به خطابه ها و نامه ها و دستورها و حکمتهای بلند و ارزشمند خود، تشویق و ترغیب فرمود و از اختلافها و قصّه سراییها و جعلیّات و دروغ نسبت به خدا و پیامبر(ص) برحذر داشت و فرمود:
«در دست مردم، حق است و باطل، راست است و دروغ، ناسخ است و منسوخ، عام است و خاص، محکم است و متشابه، روایت صحیح است و روایت غلط! بر رسول خدا(ص) در زمان او دروغ بستند تا آنکه برخاست و به سخن پرداخت و گفت: «هر که به عمد، بر من دروغ بندد، جایی در آتش برای خود مهیا ساخته؛ مَنْ کَذبَ عَلَیَّ مُتَعَمِداً فَلْیَتبوَّأ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ.»[60]
در تفسیر المنار آمده است که یکی از انحرافات مهمی که ریشه و سبب ایجاد انحرافات دیگری شد، این بود که از نقل و کتابتِ حدیث جلوگیری شد. این امر، ضربه جبران ناپذیری به فرهنگ اسلامی زده است.[61]
یکی از علل عمده نپذیرفتن قرآنی که به دست امیرالمؤمنین(ع) همراه با تفسیر و شأن نزول و با توجه به سخنان پیامبر(ص) و احادیث نبوی و فرمان آن بزرگوار جمع آوری شده بود، همین بی توجهی به سنّت رسول الله(ص) است.[62]
موضوع بسیار مهم در این رابطه، از یک سو، جریانهای اسراییلی و خرافی و افسانه ای و تحریف و انحراف در فرهنگ و معارف اسلامی و شخصیت سازی و شخصیت تراشی و تبلیغات دروغین و جعل احادیث و داستان بافی و شأن نزول برای آیات قرآن و قصص قرآنی ساختن و تفسیر به رأی آیات قرآنی است.[63] و از سوی دیگر، شخصیت سازی و میدان دادن به عناصر مسأله دار و کم ریشه و یا بی ریشه و بی هویت برای عرض اندام و بازارگرمی و عقده گشایی است.
این هر دو موضوع، در قرن نخست تاریخ اسلام، بسیار تلخ و اسفبار و مسأله ساز بود و امروز نیز، با گذشت بیش از چهارده قرن از آن دوره و آن تاریخ، باید برای رسیدن به حقایق معارف اسلام و پاک سازی نصوص و روایات و اسناد و مدارک اسلامی و مستندسازی و وصول به حقایق ناب معارف اسلامی، رنج فراوان برد و تلاش گسترده همه جانبه و عمیق را عهده دار شد و با فداکاری و اخلاص و توجه إلی الله، گرد و غبار فتنه و جعل و وضع و قصه سازی و خلط حق و باطل و تهمت و افترا را از چهره حقایق دین و معارف قرآن کریم و اسلام عزیز و سنّت گرانسنگ نبوی(ص) برگرفت و چشمه های فتنه را کور کرد و باطل را زدود و پهلوی باطل را شکافت و حق را از آن بیرون کشید.
پی نوشت ها
59 به خطبه 154 رجوع شود.
60 همان، خطبه 210.
61 المنار، ج6، ص288.
62 نگاه کن: تاریخ سیاسی اسلام (تاریخ خلفا)، ص245 247؛ از ژرفای فتنه، ج1، ص600 609؛ نهج البلاغه، خطبه های 18 و 167 و 210 و 169 و 176 و 154 و 147 و 214 و 239 و 233.
63 رجوع شود به خطبه های 16 و 17 و 18 و ... .
نوشته شده در تاريخ شنبه 17 اردیبهشت 1390 ساعت 10:34 AM
| نظرات (0)