دو نوع بازرسی و رسیدگی

بازرسی، باید دو نوع باشد: یکی رسیدگی و بررسی حضوری است و دیگری رسیدگی و بازرسی در دورترین نقاط دنیای اسلام:
و تَفَقَّدْ أُمورَهم بِحَضْرَتِکَ؛ و امور آنان را در حضور خودت بررسی کن!
و فی حَواشی بِلادِکَ؛ و امور آنان را که در شهرهای دیگر و اطراف کشور اقامت دارند، بررسی کن!

پیگیری گزارش بازرسان و مأموران ویژه

در نهج البلاغه، موارد فراوانی از پیگیریها و برخوردها و عتابها و خطابها و تذکرها و هشدارها و انذارها و تحذیرها، به چشم می خورد که مبنای آن، گزارشهای رسمی و غیر رسمی، یا گزارشهای ویژه یا بازرسی های مخصوص و یا مردمی است.
تعابیر زیر، نشان دهنده ابعاد این موضوع است:
1 بلَغنی عنک، (نامه 43)؛
2 فإنَّ عینی بالمغرب کتب إلیّ یعلمنی أنَّه وجه إلی الموسم، (نامه 33)؛
3 بلغنی أنَّکَ ابتعت داراً، (نامه 3)؛
4 أمّا بعدُ، فإنّ دهاقین أهل بلدک شکوا منک غِلْظَةً و قِسْوَةً و احتقاراً و جفوة، (نامه 19)؛
5 و إنّی أُقسم بالله قَسَماً صادقا، لئن بلغنی أنّکَ خُنْتَ من فی ء المسلمین شیئاً صغیراً أوْ کبیرا، (نامه 20)؛
6 أمّا بعد، یابنَ حنیف! فقد بلغنی، (نامه 45)؛
7 و قد عرفتُ أنَّ معاویة کتب إلیکَ یستزلّ لُبَّک، (نامه 44)؛
8 امّا بعد، فقد بلغنی عنک قول، (نامه 63)؛
9 فقد بلغنی أنّ رجالاً ممّن قبلک، (نامه 70)؛
10 فقد بلغنی عنک أمر، (نامه 40)؛
11 فقد بلغنی موجدتک من تسریح الأشتر إلی عملک، (نامه 34).
تعابیر و عناوین و مفاهیم دیگری نیز در این رابطه دیده می شود، مانند «تفقد» و «تحفّط» و «و ابعث العیون» و «تعاهد» و «فان تعاهدک فی السّر لأُمورهم».

شرایط و صفات بازرسان

یکی از مسایل و موضوعات مهم در بازرسی، شخصیت و صفات و شرایط بازرسان و صلاحیت و شایستگی و کفایت و درایت آنان در انجام دادن این امر خطیر است. بدون تردید، برای نظارت بر کلیه ارگانها و نهادها و قضات و مدیران ارشد و کارگزاران سطوح میانی و دیوانهای مختلف و مراکز حساس و امیران و دبیران و دیگر مسؤولان حکومتی، باید از افراد ذی صلاح و لایق و ریزبین و تیزبین و با شرح صدر و هوشیار و اهل تشخیص و خبره استفاده کرد.
واضح است که ناظران مربوط، خود، باید مصونیت داشته باشند و از اصل خودکنترلی و تقوا برخوردار باشند و اسیر تمایلات و مطامع نباشند و تحت تأثیر جریانهای فریبنده و لغزنده قرار نگیرند.
در داستان یوسف صدیق(ع) می خوانیم که فرمود: «اجعلنی علی خزائن الأرض إنّی حفیظ علیم»[64]
علت این پیشنهاد و مسؤولیت پذیری برای امور اقتصادی و خزانه داری کشور، در طول بیش از پانزده سال فراوانی و قحطی و رفاه مجدد و شرایط بسیار سخت و شکننده دوره هفت ساله قحطی و خشکسالی و دوره فراوانی، شایستگی و کفایت علمی و عملی و امانت و حفظ و نگهداری و نگاهبانی و دانایی لازم برای انجام دادن مسؤولیت و تأمین عدالت و قدرت لازم برای کار و برنامه ریزی و مدیریت و توانایی برای انجام دادن وظایف است.
در نهج البلاغه چنان که گذشت، امام(ع) می فرماید:
«و ابعث العیون من أهل الصدق و الوفاء علیهم؛ بازرسانی را بر آنان اعزام کن که اهل راستی و وفادار باشند.»
و در همان نامه باز می فرماید:
«فاستعملهم اختباراً و لا تستعملهم محاباة و أثرة؛ آنان را بر اساس خبرویت و شایستگی به کار بگمار و از روی روابط و امتیازهای نابجا، آنان را به کار نگیر!»


 

مبارزه با بدعتها

یکی از ابعاد مبارزاتی امیرالمؤمنین(ع) را برخورد و مقابله با بدعتهای فراوانی که پس از رسول خدا(ص) در جامعه اسلامی به وجود آمد، تشکیل می دهد. بحث احیای سنّت و نابودی بدعت و «امام هدایت» و «امام ضلالت» که در نهج البلاغه شریف آمده است به این موضوع مهم اشاره دارد.
این قبیل بدعتها، خود، به طور اصولی، سبب انحرافات فراوان دیگری در جامعه اسلامی شد که هنوز نیز بسیاری از آثار سوء و تبعات منفی آن ادامه دارد.
یکی از این بدعتها، مصلحت اندیشی در برابر احکام خدا و دستورات خاتم الانبیا(ص) بود. به فرموده مرحوم شرف الدین در کتاب «اجتهاد در مقابل نص»، در این رابطه مصادیق فراوانی را می توان ارائه کرد. برخی از اصحاب و خلفا، با وجود قرآن و سنّت، صرفاً، بر اساس تشخیص خود و مصلحت گرایی، احکامی را مطرح و طبق نظر خود عمل می کردند.
از باب نمونه، با اینکه فرمان قرآنی نسبت به سهم ذوی القربی و سهم مؤلّفة القلوب، روشن است و به فرض، اگر هم نیاز به تفسیر باشد، با توجه به حدیث شریف ثقلین، از هر کس اولی، خاندان رسول اکرم(ص)اند، ولی آنان، خود، با اجتهاد آزاد و اجتهاد به رأی نظر می دادند و منشأ اختلاف در امت اسلامی می شدند.
امام(ع) در نهج البلاغه شریف، از این شیوه ها، سخت انتقاد می فرماید و در خطبه های فراوان، مانند خطبه 16 و 18 و 88 و نامه 38 و 53 و 54 و 123 و 192 و 233 و مانند آن، این برداشتها را به شدت، نقد کرده و آن را منشأ نفاق و ضعف و انحطاط معرفی می فرماید.

بازرسی و نظارت عالی

اصل بازرسی و نظارت، به عنوان یکی از وظایف حساس و اصلی در هر سازمان و مؤسسه و نهاد و ارگان است که به وسیله آن می تواند بر ساختار و عملکرد و برنامه های یک مجموعه، نظارت کرد و نقاط قوت و ضعف و اعتدال و یا انحراف آن را فهمید.
در سایه نظارت است که میزان موفقیت دستگاهها و ارگانها، ارزیابی و با برنامه ها تطبیق داده می شود. امروز، در هر دستگاهی، نظارت، به منزله چشم آن دستگاه و مدیریت مربوط است.
بازرسی، لازمه نظارت است. برای اینکه بخواهیم نظارت کنیم و میزان موفقیت را نشان دهیم، به بازرسی نیاز است. بازرسی و کنترل و نظارت و مراقبت و حسابرسی و حساب کشی، نشان دهنده صحت و سلامت کارها و پیشرفت امور و میزان اَعمال عمومی و اصول گرایی در انجام دادن وظیفه و شایستگی و بایستگی مسؤولان ذی ربط است.
برای انجام این مهم، به برنامه ریزی و سازماندهیِ کار نظارت نیاز است.
بازرسان و مسؤولان این بخش، باید از شایسته ترین و امانتدارترین و وفادارترین اشخاص نسبت به نظام و رهبری آن باشند تا با گزارشهای صحیح و دقیق و سریع، زمینه تصمیم گیری بجا و کارساز را فراهم کرده و از گزارشهای خلاف واقع و دور از صواب و تأثیرپذیری و دروغ و خدعه به دور باشند.
بیان امیرالمؤمنین(ع) در این رابطه، مانند سخنان همیشه آن حضرت، از استواری و اتقان خاصی برخوردار است و بهترین و آموزنده ترین درسها را در خود دارد.
آن بزرگوار در فرمان به مالک اشتر می فرماید:
«ثمّ تفقّد أعمالهم و ابْعَثِ العیونَ من أهل الصدق و الوفاء علیهم ...؛
با فرستادن مأموران مخفی که اهل صدق و راستی و وفا باشند کارهای آنان را زیر نظر بگیر! زیرا بازرسی نهانی در کارشان، آنان را به رعایت امانت و ملاطفت با مردم وادار می سازد. و با دقت فراوان، مواظب اَعوان و انصار و کارگزاران خود باش و اَعمال ایشان را تحت نظر داشته باش و چنانچه یکی از آنان، دست به خیانتی زدند و مأموران مخفی تو، به طور جمعی آن را تأیید کردند، باید که به آن اکتفا کنی و بدون تأخیر، خیانتکار را کیفر دهی و به مقدار خیانتی که انجام داده است او را کیفر نمایی، آنگاه وی را در مقام خواری و مذلت بنشان و داغ خیانت بر پیشانی او بگذار و طوق رسوایی بر گردنش بیفکن!»
تأکید ارزشمند امام(ع) بر اعزام بازرسان به دورترین نقاط بلاد اسلامی و کسب خبر از رفتار و کردار کارگزاران و خدمتگزاران مردم و در جریان امور قرار گرفتن رهبر جامعه اسلامی و شایستگی بازرسان مأموران حکومتی و برخورد قاطع با خائنان و فاسدان، همه، درسهای آموزنده ای است که امروز نیز ضروری و بدیع می نماید.
تعبیر رسا و روشن کننده و آموزنده امام(ع) در رابطه با بازرسان و شرایط و ویژگیهای لازم برای آنان و نیز تعبیر به «و ابعثِ العیون»، می رساند که در صورت لزوم، اعزام بازرسان از مرکز و یا از یک منطقه دیگر، امری ضروری است.
جالبتر از این، فرمان حضرت(ع) به لزوم بازرسی مخفیانه است: «فإنَّ تعاهدک فی السرّ لأُمورهم حدوة لهم».
جمله نخست نیز که امام(ع) می فرماید: «ثمّ تفقّد أعمالهم» کاوش و پیگیری و جست و جو و مراقبت و مانند آن را می رساند.
نکته دیگر آن است که واژه «تفقد» در چند بخش از این فرمان مبارک تکرار شده که نشان دهنده حوزه های مختلف کاری و نظارتی است: نظارت بر دستگاههای اجرایی و نظارت بر مالیات و دخل و خرج کشور و بودجه عمومی و بیت المال و تأکید بر تولید و سرمایه گذاری و آبادانی و عمران و نظارت بر بازار و توزیع و مبادلات اقتصادی و تجارتی و صنعتی و رسیدگی به کلیه امورِ مربوط به بازرگانان و صنعتگران و کسبه و تجار و خدمات مربوط.


 



مبارزه با تحریفات و انحرافات

این بخش از مبارزات علی(ع) بسیار ظریف و عمیق و گسترده و ریشه دار و فراگیر بود. آن حضرت، با برنامه های خود می کوشید تا فرهنگ و میراث نبوی(ص) را احیا کند و جامعه اسلامی را به سمت و سوی اهداف رسالت، هدایت و پایه های حیات طیّبه عصر رسول الله(ص) را در جامعه اسلامی تقویت کند و بافت و ساخت و مبانی فکری و فرهنگی و اعتقادی امت اسلامی و آینده جهان اسلام و بشریت را در جهت اهداف بلند حضرت محمد(ص) بسازد و تار و پود جامعه و حکومت را بر اساس فرهنگِ بینش و بصیرت و آگاهی و معرفت و ارزشها و حیات طیبه قرآنی و اسلام اصیل محمدی(ص) سامان دهد و اهداف و مأموریتها و سیاستها و راهکارهای سعادت بخش دین را در میان مردم، زنده و آینده نورانی و عزّت بخش را ترسیم کند و موجب پیشگیری و پیش بینی خطرات و دغدغه ها و بحرانها شده و اجازه ندهد که اصول اسلامی و کیان جامعه ضرر ببیند و دچار خسارت و ضرر و زیان گردد.
این رسالت عظیم الهی و ترسیم آینده ای استوار و با اقتدار، برای رهبران بزرگ الهی، جزء بزرگترین و برترین اهداف آینده نگرانه و خیرخواهانه است و همواره، هر پدری به فکر آینده امیدبخش فرزندان خود و بیداری و هشیاری آنان در برابر چالشها و ناهنجاریها و بحرانهاست.
جامعه و دستگاه و محیط و سرزمین و فضایی را که امام(ع) تحویل گرفت، فضایی تاریک و پر خَش و خاشاک، با توقعات و انتظارات بی شمار و سلیقه های گوناگون بود. در طول دو دهه گذشته، اختلافات طبقاتی، نابرابری ها، نابسامانیها، مطالبات فراوان احزاب و گروهها و اقوام و نژادها و طوایف گوناگون، بر امت اسلامی تحمیل شده بود و خودرأیی و خشونت و باندبازی، به جای اصول و معیارها حاکم شده بود.
امام(ع) نیز این نابسامانیها را از عمق وجود احساس می کرد. وظیفه شناسی و مسؤولیت پذیری و حق خواهی و حق گرایی و عدالت خواهی و خدامحوری آن حضرت، موجب شد تا آن بزرگوار، با کمال اقتدار و مسؤولیت شناسی، این وظیفه سنگین و این بار سخت را به دوش بگیرد و برای اصلاح همه کجیها و کاستیها و تحریفها و تفتینها، گامهای بلند و خداپسندانه ای بردارد و چراغ هدایت اسلام و قرآن و نبوت و ولایت را روشن سازد و راه حق را به آیندگان بنمایاند، گرچه با شهادتِ خود آن بزرگوار پایان یابد.

مبارزه با خرافات و تحریف

حیات امت اسلامی، با علم و دانش و معرفت شروع شد و پایه و اساس قرآن و اسلام و دیانت، بر علم و حکمت و عقل و وحی و تدبیر و تدبّر شکل گرفت و آغاز قرآن کریم، با «بسم الله» و «اقرأ» و «علم» و «قلم» و «انسان» و «کرامت» و «اکرام» و «خلقت» و «ربوبیّت پروردگار متعال» و «تعلیم انسان آنچه را نمی دانست» شروع شد و حیات بشریت، در سایه سار علم و حکمت و قرآن و معرفت سیراب شد و درس فقاهت و هدایت و تعلیم کتاب و حدیث و سنّت و حیات علمی و معرفتیِ همراه با تزکیه و حکمت و تربیت انسانها و تحول در جانها و فکرها و بصیرتها و بینشها و نگرشها و اندیشه ها و اخلاق و رفتار انسانها، اساس دعوت اسلام را تشکیل داد.
متأسفانه، پس از رحلت رسول اکرم(ص) نقل احادیث آن حضرت ممنوع شد و بر جمله «حسبنا کتاب الله» تأکید و تبلیغ شد و فرمان محدودیت و بسنده کردن به کتاب خدا داده شد. این محدودیت و ممنوعیت، باعث تعطیلی احادیث نبوی و گنجینه های عظیم معارف آن حضرت و بلکه جایگزینی خرافات و انحرافات و اسراییلیات و افسانه ها و اساطیر و احادیث و قصه ها و داستانهای ساختگی به جای آن شد.
اسفبارتر آنکه کسانی میدان دار شدند که هرگز آن آگاهی و آشنایی و معرفت به کتاب خدا و سنّت پیامبر اکرم(ص) را نداشتند و احیاناً انگیزه های فراوان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نیز بر آن دامن می زد و مطامع و منافع دیگر نیز در این رابطه نقش ایفا می نمود. البته ممنوعیتِ کتابت حدیث و نقل حدیث، خود، ریشه در جریانهای قبل از اسلام و تحریفها و انحرافهای یهود و نصاری دارد. اکنون که دوره امامت و عصر ولایت امیرالمؤمنین(ع) فرا رسید، آن حضرت، به عنوان بابِ مدینه علم و محیی آثار نبوی(ص)،[59] مبارزه با تحریف و خرافه و بدعت و اندیشه های اسراییلی و ساختگی، دروازه های شهر علم و معرفت را گشود و بر نقل و روایت احادیث و سنت رسول الله(ص) و نوشتن کتاب حدیث تأکید کرد و فرمان تدوین و کتابت احادیث و آثار گرانسنگ رسول الله را صادر کرد و نسبت به خطابه ها و نامه ها و دستورها و حکمتهای بلند و ارزشمند خود، تشویق و ترغیب فرمود و از اختلافها و قصّه سراییها و جعلیّات و دروغ نسبت به خدا و پیامبر(ص) برحذر داشت و فرمود:
«در دست مردم، حق است و باطل، راست است و دروغ، ناسخ است و منسوخ، عام است و خاص، محکم است و متشابه، روایت صحیح است و روایت غلط! بر رسول خدا(ص) در زمان او دروغ بستند تا آنکه برخاست و به سخن پرداخت و گفت: «هر که به عمد، بر من دروغ بندد، جایی در آتش برای خود مهیا ساخته؛ مَنْ کَذبَ عَلَیَّ مُتَعَمِداً فَلْیَتبوَّأ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ.»[60]
در تفسیر المنار آمده است که یکی از انحرافات مهمی که ریشه و سبب ایجاد انحرافات دیگری شد، این بود که از نقل و کتابتِ حدیث جلوگیری شد. این امر، ضربه جبران ناپذیری به فرهنگ اسلامی زده است.[61]
یکی از علل عمده نپذیرفتن قرآنی که به دست امیرالمؤمنین(ع) همراه با تفسیر و شأن نزول و با توجه به سخنان پیامبر(ص) و احادیث نبوی و فرمان آن بزرگوار جمع آوری شده بود، همین بی توجهی به سنّت رسول الله(ص) است.[62]
موضوع بسیار مهم در این رابطه، از یک سو، جریانهای اسراییلی و خرافی و افسانه ای و تحریف و انحراف در فرهنگ و معارف اسلامی و شخصیت سازی و شخصیت تراشی و تبلیغات دروغین و جعل احادیث و داستان بافی و شأن نزول برای آیات قرآن و قصص قرآنی ساختن و تفسیر به رأی آیات قرآنی است.[63] و از سوی دیگر، شخصیت سازی و میدان دادن به عناصر مسأله دار و کم ریشه و یا بی ریشه و بی هویت برای عرض اندام و بازارگرمی و عقده گشایی است.
این هر دو موضوع، در قرن نخست تاریخ اسلام، بسیار تلخ و اسفبار و مسأله ساز بود و امروز نیز، با گذشت بیش از چهارده قرن از آن دوره و آن تاریخ، باید برای رسیدن به حقایق معارف اسلام و پاک سازی نصوص و روایات و اسناد و مدارک اسلامی و مستندسازی و وصول به حقایق ناب معارف اسلامی، رنج فراوان برد و تلاش گسترده همه جانبه و عمیق را عهده دار شد و با فداکاری و اخلاص و توجه إلی الله، گرد و غبار فتنه و جعل و وضع و قصه سازی و خلط حق و باطل و تهمت و افترا را از چهره حقایق دین و معارف قرآن کریم و اسلام عزیز و سنّت گرانسنگ نبوی(ص) برگرفت و چشمه های فتنه را کور کرد و باطل را زدود و پهلوی باطل را شکافت و حق را از آن بیرون کشید.

 

پی نوشت ها


59 به خطبه 154 رجوع شود.
60 همان، خطبه 210.
61 المنار، ج6، ص288.
62 نگاه کن: تاریخ سیاسی اسلام (تاریخ خلفا)، ص245 247؛ از ژرفای فتنه، ج1، ص600 609؛ نهج البلاغه، خطبه های 18 و 167 و 210 و 169 و 176 و 154 و 147 و 214 و 239 و 233.
63 رجوع شود به خطبه های 16 و 17 و 18 و ... .


 

مبارزه با مفاسد اخلاقی و اجتماعی

یکی از عوامل اصلی و مؤثر در بازدارندگی از فساد و هر گونه آلودگی و انحرافی، رشد و احیا و تقویت باورهای اخلاقی و معنوی و تأکید بر کرامت انسانهاست. ارزشهای ایمانی و اعتقادی و اخلاقی، خود، بزرگترین سرمایه برای صیانت جامعه و جلوگیری از انحراف و تحریف و فساد است و بهترین راه مبارزه با ریشه های فتنه و فساد به حساب می آید.
اگر بخواهیم جامعه ای سالم و محیطی پاک و پاکیزه و به دور از آلودگیها و انحرافات داشته باشیم، بهترین و ارزان ترین کار، خودسازی و سلامت درونی انسانها و مسؤولیت پذیری فرد فرد افراد یک ملت و یک امت است، لذا بهترین سرمایه گذاری برای هر دولت و هر ملتی، سرمایه گذاری روی مسایل فرهنگی، معنوی، اخلاقی، تربیتی و احیای وجدان بیدار و زنده انسانها و تقویت وجدان کاری و انضباط اجتماعی و نظم پذیری و مسؤولیت شناسی و مسؤولیت پذیری و تقوا و پاکی و معنویت و اخلاق و کرامت و شرافت و مبارزه با رذائل اخلاقی و امتیازطلبی و پارتی بازی و فرصت طلبی و زراندوزی و تمایلات شهوانی و مال پرستی و جاه پرستی است و چنانچه فرد فرد خانواده و ملت، بتوانند بر ضعفهای اخلاقی و بیماریهای روانی و ناهنجاریهای اجتماعی و تربیتی و فرهنگی پیروز گردند، خود، بزرگترین پیروزی و بهروزی و موفقیت را به دست آورده اند و برای بسیاری از قوانین و مقررات، ضمانت اجرای درونی تحصیل کرده اند و نیازی به نیروی پلیس و دستگاههای عریض و طویل دولتی و قضایی و نظارتی و بازرسی و بوروکراسی اداری و هزینه های سنگین و کمرشکن زندان و بهداشت و درمان و اعتیاد و مانند آن نخواهند بود.
در فرهنگ انبیا(ع) مسأله ارزشهای الهی، یک اصل عمیق ریشه دار و بنیادین است و تمامی همّ و غمّ انبیا(ع) را، پاسداری از ارزشها و هدایت افکار و اندیشه ها و ایجاد فضاهای نو و معنوی تشکیل می دهد تا بشریت را از ظلمات به سوی نور رهنمون شود و از گرداب جهالتها و خرافات برهاند و دیو جهل و غرور را از پای در آورد و چراغ امید و اخلاق و حکمت را روشن سازد و فضا را برای اصلاح عمیق و ریشه دار امور هموار سازد و جامعه را به سمت نور هدایت کند. این درس را، به وفور، در نهج البلاغه شریف می توان دید و از عمق بیانات دلپذیر علی(ع) می توان شنید، باشد تا تشنگان وادی معرفت به خود آیند و ره توشه ای از انوار ولایت آن حضرت توشه راه سازند. ان شاء الله.

 

منبع: پایگاه حوزه


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :24   15 16 17 18 19 20 21 22 23 24