بخش پنجم: تحولات نظام مالی و مالیاتی و اختیارات حکومت اسلامی
در یکی دو قرن اخیر تحولات چشمگیر و گسترده ای در وظائف و شئون دولتها بوجود آمده و موجب شده تا بر اساس آن ساختار مالی و مالیاتی و بودجه ای دولتی کاملا متحول شود. و این تحول در ساختارها و تعهدات دولتها بالطبع موجب تغییر و تحول در بودجه دولتها نیز شده و ممکن است در آینده نیز این شرائط دگوگون شود. البته این تغییرات نیز نسبت به کشورهای گوناگون و دیدگاههای دولتی و احزاب مختلف حتی در یک کشور و در دو زمان، متفاوت است.
از باب نمونه دو کشور کاملا غربی مانند فرانسه و امریکا در این قبیل مسائل دارای سیاستهای متفاوت هستند. و در خود این کشورها نیز احزاب مختلف با یکدیگر اختلاف نظر و دیدگاههای متفاوت دارند. طبیعتا نظام مالی و مالیاتی و سهم اشخاص و خانوارها از اقتصاد ملی و تامین و رفاه اجتماعی و هزینه های مربوط به بیکاری و بازنشستگی و خدمات درمانی و بهداشتی تابع شرائط خاص هر دولت و هر یک از احزاب حاکمه است.
پرداخت مالیاتها و تخفیف های مالیاتی و یا نرخهای مالیاتی نیز بر اساس درآمد اشخاص و خانوارها و یا بر اساس سهم آنان از رفاه عمومی و یا با نسبتهای گوناگون محاسبه و پرداخت می گردد و عوامل و فاکتورها و مولفه ها و شاخص های گوناگون در این محاسبات بکار گرفته می شود و خود مبنایی برای برخورداری منطقی تر از امکانات عمومی و ملی را فراهم می آورد و تا حدودی مانع بی عدالتی و عدم تعادل در اقتصاد عمومی و اقتصاد ملی می شود. (خود نیاز به بررسی جداگانه دارد و حدود و وظائف دولتی و مسئولیت پذیری آنها در برابر ملت ها و بالعکس رقم می خورد) .
لکن آنچه در این مجال مورد نظر و مطمح بحث و توجه است این است که: در این قبیل کشورها مبنای کلی، توافق اجتماعی و تعهد و مسئولیت متقابل دولتها و مردم است که بر اساس قراردادهای اجتماعی و توافق ملت در برابر دولت و دولت در برابر ملت و عرف و سیره و رویه و همکاری متقابل و مسئولیت دو جانبه و چندجانبه تنظیم شده و شکل گرفته است. نتیجه ای که از این بحث عاید می شود این است که این قبیل تحولات در همه جهان و در میان همه ملتها و کشورها بوجود آمده و با توجه به شرائط زمانی و مکانی مسئولیتهای دولت اسلامی نیز متحول شده و چه بسا در آینده نیز متحول خواهد شد.
لذا بر اساس مسئولیتها و وظایف نظام مالیاتی، بودجه ای، مالیه عمومی و منابع ملی، سیاستهای مالی و پولی و بازرگانی و تعرفه ای و دیگر اختیارات شکل خواهد گرفت. و این قبیل امور به تفاهم و توافق و ارائه خدمات و دریافت هزینه های مربوط بیشتر شبیه است. در مقابل حاکمیت و حق امارت و حق ولایت و اعمال وظایف حکومتی وظایف متنوع و جدیدی در زمینه رفاه و آسایش عمومی بعهده دولت اسلامی می باشد، مثلا در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می بینیم ده ها تکلیف و وظیفه بعهده دولت گذاشته شده و بار سنگینی را دولت در زمینه آموزش، تحکیم بنیاد خانواده، بهداشت و درمان، حقوق زنان و بازنشستگان و محرومان و نیازمندان و محیط زیست و دفاع و امنیت و قضاوت و خدمات اجتماعی فراوان دیگر بعهده دارد.
طبیعی است که در چنین شرایطی ساختار مالی و مالیاتی تابع شرایط جدید و توافق های کلی ولو در تدوین قانون اساسی و قوانین عادی خواهد بود و حدود مسئولیت دولت ومردم را در این باره قانون مشخص می کند و سعه و ضیق تکالیفی که بعهده دولت خواهد بود. ملاک تنظیم وظائف مالی و بودجه ای و مالیاتها تکلیف مردم را نشان خواهد داد.
بنابراین، این ساختار دولت و وظایف و مسئولیتهای دولت است که سهم دولت را از اقتصاد ملی و منابع عمومی و تامین از ناحیه درآمدهای مردمی و مالیاتی غیرمستقیم تعیین می نماید و چنانچه ما به دولت حداقل قناعت کنیم و بار مسئولیتهای دولت را در قبال ملت و جامعه کاهش بدهیم بهمان نسبت تعهد مردم نسبت به دولت و خزانه عمومی نیز کاهش خواهد یافت.
بدیهی است مطلب یاد شده فصل جدیدی را برای بحث و نظر در زمینه تفسیر و تبیین ابعاد ولایت فقیه و حکومت اسلامی و حدود دخالت حکومت اسلامی در طول تاریخ و در کشورهای مختلف و با توجه به منابع درآمدی و انفال و دیگر درآمدها و نیازها و ضرورتها می گشاید و می توان بر اساس آن دیدگاههای فقها و محدثان و اخباریون را در زمینه امور حسبیه و وظایف ولی فقیه و نهاد حکومت اسلامی و مقدار بسط ید و حدود اختیارات فقیه تبیین کرد.
البته باید، دید ما از دولت و وظائف او چه باشد و مفهوم دولت در اندیشه اسلامی چگونه باید تبین گردد. از این رو اساس مفاهیم موجود دنیا در زمینه دولت فراگیر و دولت رفاه و دولت حداقل و تفکیک وظائف مربوط به اعمال حاکمیت و اعمال تصدی و و ارائه خدمات رفاهی و عمومی و سهم دولت در اقتصاد و دخالت دولت در شئون اقتصادی، اجتماعی جامعه این قبیل وظائف به مقتضای زمان و مکان و مراعات اولولیتها در تحقق مصالح نظام اسلامی تنظیم خواهد شد. (74)
مثلا در صورتیکه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در آن شرایط انقلاب اسلامی تدوین نمی شد، آیا بار مالی دولت اینهمه سنگین و گسترده بود و کلیه بخشهای عمومی طبق اصل 43 و 44 قانون اساسی بعهده دولت گذاشته می شد؟ قطعا این قبیل مسائل با توجه به شرائط آن روز جامعه انقلابی ما و آرمان گرایی های بسیار مقدس بوده. اما به امکانات و منابع مربوط توجه جدی نشده است. یا در صورتیکه کشور ما منابع نفتی نمی داشت و یا امکان صادرات نفت نباشد و یا مانند برخی کشورهای اسلامی بودیم که از منابع طبیعی بی بهره اند آیا باز در این صورت مسئولیت دولت و حکومت اسلامی بدون تامین منابع کافی اینهمه گسترده بود.
گرچه بطور قطع در آن شرایط نیز ما حکومت اسلامی خواهیم داشت و حکومت مسئولیتهای فراوان اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و بین المللی خواهد داشت. لیکن بطور قطع حدود دخالت دولت در امور اقتصادی و شئون جامعه تابع شرائط خاص خود خواهد بود.
به این نکته نیز باید توجه شود که در نظام اسلامی بخش غیردولتی یک بخش فعال، سالم و سازنده و نقش بسیار عظیمی در اقتصاد ملی خواهد داشت و بار اصلی تولید و توزیع را بعهده خواهد گرفت و دولت عمده سیاستگذار، برنامه ریز،هدایتگر و حمایت کننده و نظارت عالیه خواهد داشت و در عین حال بر روابط اقتصادی و تنظیم تولید و توزیع و مصرف و منابع مالی و پولی و بازرگانی خارجی اعمال اکمیت خواهد کرد.
حضرت امام (ره) در دیدار با آیة الله صافی دبیر محترم شورای نگهبان فرمودند:
". . . ولایت فقیه و حکم حکومتی از احکام اولیه است. . . " (75)
و در پاسخ به نامه مقام ریاست جمهوری محترم وقت می فرمایند:
"اگر اختیارات حکومت در چارچوب احکام فرعیه الهیه است باید عرض حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضه به نبی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم یک پدیده بی معنا و بی محتوا باشد . اشاره می کنم به پیامدهای آن که هیچ کس نمی تواند ملتزم به آنها باشد. مثلا خیابان کشی ها که مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است در چارچوب احکام فرعیه نیست. نظام وظیفه و اعزام الزامی به جبهه ها و جلوگیری از ورود و خروج ارز و جلوگیری از ورود یا خروج هر نحو کالا و منع احتکار در غیر دو سه مورد و گمرکات و مالیات و جلوگیری از گران فروشی، قیمت گذاری و جلوگیری از پخش مواد مخدر و منع اعتیاد به هر نحو غیر از مشروبات الکلی، حمل اسلحه به هر نوع که باشد و صدها امثال آن که از اختیارات دولت است. بنابراین تفسیر شما خارج است و صدها امثال اینها.