جای پرسش است که تصدی اموال عمومی در اسلام به عهده چه کسی می تواند باشد؟ امام یا مردم؟ در پاسخ باید گفت تاکید قرآن برقرار گرفتن اموال عمومی در اختیار پیامبر (ص) و یا امام مسلمین (ع) نه تنها اشاره به شخصی بودن این اموال ندارد، بلکه تاکیدی است مبنی بر اینکه همگی اینها اموال عمومی هستند. زیرا از دیدگاه قرآن و روایات برای پیامبر (ص) و امام (ع) در منصب حکومت هیچگونه شخصیت حقیقی به معنی خاص وجود ندارد، بلکه پیامبر و امام (ع) یک شخصیت حقوقی می باشند به همین جهت اموال عمومی باید در اختیار امام مسلمین باشد. با نگاهی به تاریخ صدر اسلام مسوولیتهای دولت اسلامی فراگیر بوده است، مثلا در خصوص حقوق مالی به عناوینی مانند "حق الولایة" (13) ، "حق الامامة" (14) ، "حق الامارة" (15) و. . . برخورد می کنیم این قبیل تعبیرات در اصطلاح روایات و در فقه، مفهوم حق حاکمیت را نشان می دهد، لذا می توان نتیجه گرفت که خمس و انفال مربوط به حق حاکمیت است. ضمنا برای سادات و فقراء و ایتام و ابن السبیل و. . . (16) حقوقی می باشد که طبق نظر حاکم جامع الشرایط مسلمین پرداخت می گردد. همچنین در کلیه مسوولیتهایی که در دائره حاکمیت حاکم مسلمین قرار دارد مانند مسایل دفاعی، امنیت عمومی، قضاوت، قانونگذاری و. . . بر اساس ضرورتها و اولویتها که تشخیص آن به عهده حاکم مسلمین است هزینه می گردد. از این رو آیات و روایات زیادی در خصوص شخصیت حقوقی ائمه (ع) وارد شده است، از جمله: 1- آیه شریفه عهد است، خداوند به ابراهیم می فرماید: "انی جاعلک للناس اماما" من تو را برای مردم امام و پیشوا قرار دادم. ابراهیم سئوال می کند: "و من ذریتی" منصب امامت شامل بعضی فرزندان من می شود؟ خداوند می فرماید: "لاینال عهدی الظالمین" بر منصب امامت مسلمین نااهلان و ظالمان تکیه نخواهند زد. ملاحظه می فرمایید از امامت و نبوت تعبیر به عهد الهی که نشان دهنده شخصیت حقوقی این جایگاه است، شده است. از روایات ائمه (ع) نیز استفاده می شود که اموال مزبور به جهت شخصیت حقوقی ایشان در اختیارشان قرار گرفته است. برای نمونه به روایت ابی علی بن راشد عن صاحب العسکری توجه فرمایید: "قال قلت له جعلت فداک نوتی بالشیئی فیقال هذا ما کان لابی جعفر (ع) ، عندنا فکیف نصنع؟ فقال "ما کان لابی بسبب الامامة فهولی و ما کان غیر ذلک فهو میراث علی کتاب الله و سنة نبیه (ص) " (17) . امام (ع) فرمودند: "آنچه به سبب امامت در اختیار پدرم قرار گرفته اکنون از آن من می باشد. از روایت استفاده می شود که اموال عمومی در اختیار رهبر جامع الشرایط مسلمین قرار دارد تا در جهت تحکیم و بسط حوزه حاکمیت اسلام مورد استفاده قرار گیرد. شاهد دیگر بر این مطلب آن است که ائمه (ع) با بیان کلمه " یا "بیت المال المسلمین" و یا کمله "بیت المال" (19) مشخص کرده اند به اینکه اموال یاد شده متعلق به مسلمانان بوده که باید با مدیریت ایشان در مصارف مربوط مصرف شود. مثلا در روایت آمده است: "ان علیا کان ینضح بیت املال ثم یتنفل فیه و یقول اشهدلی یوم القیامة انی لم احبس فیک المال علی المسلمین" (20) مضمون آن روایت با الفاظ دیگر نیز وارد شده است: "ان علیا (ع) کان یکنس بیت المال کل یوم جمعة ثم ینضحه بالماء ثم یصلی فیه رکعتین ثم یقول تشهدلی یوم القیامة" (21) مگر دقت امام علی و ائمه معصومین (ع) در خصوص حفاظت از بیت المال جز این بوده است که به وظیفه الهی و ربانی خود در چارچوب تحکیم و تقویت و گسترش حوزه اسلام عمل نمایند و کوچکترین تخطی به بیت المال مسلمین را ازهیچکس نمی پذیرفتند و برای خود نیز حق خاصی را قائل نبودند؟ آن حضرت خطاب به مردم کوفه می فرماید: "یا اهل الکوفة ان خرجت من عندکم بغیر رحلی و راحلتی و غلامی فانا خائن و کانت نفقة تاتیه من غلته بالمدینة من ینبع". (22) آنگاه که (مسوولیت خلافت و رهبری جامعه اسلامی را رها کرده) از سوی شما بجز (لوازم ضرور) جامه و مرکب و خادمم رفتم، من را خائن (به بیت المال) بدانید. این در حالی بود که مخارج امام (ع) از ملک شخصی که در وادی ینبع داشت اداره می شد. باری از متون اسلامی بطور واضح استفاده می شود، اموال عمومی که تحت عناوین خمس، زکاة و غنائم و فیی و. . . به دست می آید باید در اختیار مقام نبوت و امامت قرار گیرد تا در طریق مصالح اسلام و مسلمین به کار برده شود.امام مسؤول تصدی اموال عمومی


