|
||||||
|
||||||
|
با توجه به نام گذاري امسال به عنوان سال ((اصلاح الگوي مصرف)) از سوي مقام معظم رهبري و با توجه به اهميت حياتي و اساسي مصرف منابع كشور بصورت مدبرانه و عاقلانه در سال جديد خواستار اين شدند كه در همه امور و زمينه ها اصلاح الگوي مصرف مورد توجه قرار گيرد
مقوله اصلاح الگوي مصرف از آنجا كه در پي اصلاح و ترميم رفتارهاي فردي و جمعي ناظر بر مصرف است نيازمند يك حركت اصلاحي، تدريجي، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف اجتماع و فرد است. به عبارت ديگر هر نوع الگوي از مصرف، محصول طبيعي جامعه اي با مختصات معين است و تغيير اين الگو در گرو تغييرو اصلاح اين مختصات است. به عنوان مثال، وقتي كه اصلاح يك پديده فرهنگي و اجتماعي مورد توجه قرار مي گيرد، بواسطه تنوع متغيرهاي دخيل در شكل گيري پديده هاي اجتماعي و تعاملات بين اين متغير ها، با حجم گسترده اي از موضوعات روبه رو هستيم كه اهتمام به اين گستره از يك سو به دليل تنوع و كثرت متغيرها بسيار دشوار و پيچيده است و از سوي ديگر به دليل غفلت از ريشه ها و منشا پيدايش موضوع، اين اهتمام با دستاوردهاي كوتاه مدت و محدود روبه رو خواهد بود.
در موضوع اصلاح الگوي مصرف ما از يك سو با تنوع منابع مصرفي و ارزشي آنها، نوع مصرف، تنوع مصرف كننده روبه رو هستيم كه با توجه به گستردگي دامنه، اهتمام به آن فوق العاده پيچيده و دشوار است حال آنكه با ارجاع مسائل به سطوح ريشه اي و بنيادي تر و شناسايي منشا شكل گيري الگوي مصرف با عوامل محدود تري روبه رو هستيم كه ميتوان با سهولت و اطمينان بيشتري به اصلاح آن اهتمام نمود. در اين راستا به موانع و چالشهاي بر ميخوريم كه در حقيقت منشا بروز رفتارهاي غلط و هنجارهاي نا بجا ناظر بر مصرف گرايي و مصرف زدگي هستنند. به نظر مي رسد مقوله اصلاح الگوي مصرف كه به عنوان شعار سال 88 برگزيده شده داراي موانع به شرح زير مي باشد كه بايد مورد توجه سياست گذاران فرهنگي و برنامه ريزان رسانه اي و آموزشي باشد.
1- وجود عادات مسرفانه نهادينه شده ناشي از مد پرستي ها و مد گرايي ها و چشم و هم چشمي ها به جزيي از تربيت و هنجار فرهنگي، بخش عظيمي از اقشار جامعه مبدل شده كه به اين زودي ها قابل تغيير و اصلاح نيستند.
2- نبود فرهنگ پس انداز در اقتصاد فرد و خانواده كه عامل مهمي در اسراف و ولخرجي و هدر دادن منابع و امكانات در اختيار افراد است
3- منافع افراد و گروهاي خاص همواره باعث دامن زدن به مقوله مصرف غير درست امكانات و اسراف در منابع ملي است. غلبه فرهنگ غربي در مصرف، مبني بر شعار توليد بيشتر، مصرف بيشتر در جامعه ما نيز باعث شده است تا برخي افراد و اصناف با تبليغات و غالب سازي عواطف بر تعقل و تفكر، براي جوانان و طيف هايي از جامعه مد سازي و مد پردازي كند كه خود به معني مصرف زدگي و الگوي تقليد مصرف است.
4- بسياري از نهادها و شخصيت هاي مطرح در حوزه سياست و فرهنگ كه بر افكار عمومي موثرند، خود رعايت الگوي مصرف را نمي كنند و اين يعني تسري رفتار هاي مسرفانه به افراد جامعه.
5- وجود تبعيضي ها و بي عدالتي ها، فقدان دلسوزي برخي نسبت به منافع جامعه، نبود تربيت صحيح ديني و تربيت غلط خانوادگي از جمله موانع و چالشهاي هستند كه در مسير اصلاح الگوي مصرف خود را نشان ميدهند و موجب كندي اين حركت اصلاحي مي شوند.
در امر فرهنگ سازي اصلاح الگوي مصرف، الگو سازي بسيار اهميت دارد بنابراين كساني كه در نظام تعليم و تربيت، ادارات، صدا و سيما و غيره هستند بايد الگو ارائه كنند و به اين موضوع بصورت مسئله ملي و فرا ملي فكر كرده و برنامه ريزي كنند
.
|
||||||
|


