|
||||||
|
||||||
|
اصلاح الگوي مصرف که توسط مقام
معظم رهبري در سال88 به عنوان محور و مدار و مسير حرکت جامعه معين شده داراي دو
وجه و دو شق دارد: وجه اول استفاده و برخورداري از امکانات مادي است که توسط همه
مردم اعم از عوام و خواص مصرف مي گردد که شامل استفاده درست و بهينه از آب، برق،
تلفن، حاملهاي انرژي و ساير توليدات و مصنوعات مادي است که بدون ترديد بايد نصب
العين آحاد جامعه قرار گيرد زيرا اين مورد داراي مبناي شرعي و قانوني است،
همانطوري که درصدر اين نوشتار بدان اشاره شد، کليه انعام و اطعام اعم از خوردني ها
و نوشيدني ها و خدمات ارائه شده توسط دولت اسلامي، جزء الطاف و برکات خداوند و
امانتي است که بايد در کمال امانتداري مورد مصرف قرار گيرد و به نسلهاي آينده
تحويل داده شود. براساس اعتقادات ديني ما مسلمانان، هرکس مجاز است به حد نياز خود از نعمتهاي خدادادي بهره گيرد و حق ندارد اين روند را به ولنگاري و ابتذال بکشاند، قبح اسراف و استفاده نامطلوب از امکانات الهي به حدي است، که خداي سبحان تبذيرکنندگان را برادر و هم رديف شيطان معرفي کرده است، اما از منظر و ابعاد قانون و اجتماع هم استفاده بي رويه و خارج از شمول و عقول از امکانات، گناهي است نابخشودني، زيرا کشور اسلامي ما، به واسطه شعائر ديني و مبارزه با قدرتهاي متجاوز به حقوق انساني، مورد تهديد و تجاوز و تحريم اين قدرتها است که براي ادامه اين مبارزه مشروع و دفاع از استقلال و آزادي خود بايد با بهترين وجه ممکن از منابع و توليدات خويش استفاده نموده و قناعت ديني و مناعت طبع را به اوج برسانيم، تا اينجاي کار بيشتر مربوط به مردم و قشرهاي گوناگون است، اما با نظارت و صداقت مديران و متوليان، لکن بخش ديگري از موضوع اصلاح الگوي مصرف به عنوان اولويت اول سال 88، گرچه بطور مستقيم در پيام نوروزي مقام معظم رهبري بدان تصريح نشده بلکه جز شالوده انکارناپذير اين بيانات ماندگار است، امکانات و موقعيتهاي غيرمادي و مناسب و مديريت هاي سياسي و اجرائي است که به واسطه رأي و نظر مردم به مديران جامعه واگذار شده و در اجراء دست مردم عامي بدان نمي رسد، اين مناصب و مواضع قدرت که مي تواند ضامن سعادت جامعه و يا باعث شقاوت آن شود به مراتب از مواهب و امکانات مادي و مصرفي مردم عادي مهمتر و اثرگذارتر مي باشند که اصلاح الگوي بکارگيري و استفاده از آنان از جايگاه و اولويت بسيار ممتازي در جامعه برخوردار است.
بدون اغراق بايد اين واقعيت را بپذيريم که
|
||||||
|


