|
||||||
|
||||||
|
اسراف، در معنا به هر گونه رفتاریکه با اصل صرفه جویی مغایرت و منافات داشته باشد اطلاق میگردد. به عبارتی، هرگونه سوء مصرف نسبت به مستلزمات و ضروریات زندگی مترادف با اسراف می باشد و از آنجایی که بر طبق اشارات و بیانات صریح کلام الله مجید، خداوند زمین و آسمان و آنچه میان آنهاست را مسخر انسان گردانیده و جهت ادامه حیات و رفاه حال بندگان در اختیار آنان قرار داده است، لذا جمله خوراکیها و آشامیدنها و مصرف کردنی ها، در جرگه نعمات بیشمار الهی قرار گرفته و از نعمتهای حق تعالی محسوب می شوند که به عاریه در دسترس بشر نهاده شد
٬
و بدیهی است که هر گونه نعمتی از جانب خداوند از حرمت های خاص خود برخوردار می باشد.بنابراین هرگونه سوء مصرف از نعمات الهی در حکم زیر پا نهادن حرمت های مقدس است و بسیار منطقی و قابل قبول است که خداوند
٬
حرمت شکنان را هیچ دوست نداشته باشد.
ازاین بخش فرمایشات الهی
٬
دو نکته
٬
توانا، استنباط می شود. یک قبح فعل ودیگری فاعل.بعبارتی
٬
یکی زشتی عمل اسراف، و دیگری زشتی انجام دهنده
ٴ
این عمل.
لذا بر هر مسلمانی دو نکته بر هوش و دو تکلیف بر دوش است. یکی پرهیز و دوری از انجام این عمل و دیگری بر حذر داشتن سایر برادران هم کیش و هم دین
٬
از اسراف .
اما حقیقت غیر از آن چیزیست که ظاهر موضوع به ما می نمایاند و آن جز
ٴ
لاینفک همانا موضوع " شکر نعمت " هاست. نعمتهای خداوند که به ما ارزانی داشته شده
٬
براستی غیر قابل شمارش است.چنانچه می فرماید: " اگر بخواهيد نعمتهای خداوند را به شمارش در آورید هرگز نتوانید "
بجای آوری شکر نعمات، هرگز
٬
صرفاً بر زبان آوردن واژه ای نیست. چه بسا که این گونه شکرگزاری
٬
به تنهایی نعمات ارزنده الهی را سزاوار و شایسته نمی باشد و به عبارت دیگر
٬
گفتن ( خدایا شکرت)، هرگز در شا
ٴ
ن آن بخشایشگر یکتا نخواهد بود و بیشتر، به نوعی رفع مسئولیت شباهت دارد تا سپاسگزاری صرف! خوب است در کنار شیوه
ٴ
شکر و سپاس لسانی و زبانی
٬
در عمل نیز خداوند مهربان و بخشنده را شاکر و سپاسگزار باشیم، و براستی که چگونه است خداوند را عملا شکر گذار و شاکر بودن؟!
براستی که تنها یک راه باقی می ماند و بس! و آن راه همانا استفاده درست و بهینه و درست مصرف کردن نعمت های خداست. بعبارتی، اسراف نکردن در تمامی مصرف کردنیها از جمله خوردنیها و آشامیدنیها و پوشاک و همه مصرف کردنیها، و تنها از طریق مصرف درست نعمتها و عدم اسراف آنهاست که میتوان عملا تا حدی در حد توان خداوند را شاکر و سپاسگزار بود. امام صادق (ع) فرموده است: «اسراف کنندگان از رحمت خدا و نعمتهای بهشتی محروم و بی بهره اند.». و نیز امام رضا (ع) منقول است که: « اسراف سبب می شود تا نعمتهای خدا به نغمت تبدیل شوند. ». همچنین امام باقر (ع) نیز در این باره فرموده است:
« اسراف نکنید که اسراف موجب کاهش نعمتهای خداست.»
مسئله اسراف نکردن اگر چه در ظاهر یک موضوع بیرونی است
٬
ولی در باطن خود حکایت از یک موضوع درونی دارد. چرا که اسراف نکردن، درست مصرف کردن هر چیز
٬
و به اندازه مصرف نمودن هر چیزی نیازمند مراقبت است.نیازمند این است که در تمامی شرایط از رفتار خویش مراقبت نموده و شاهدی بر اعمال خود باشیم و از هرگونه سوء مصرفی خودداری می نماییم.
بنابراین هیچ فرقی نمیکند که در کجا باشیم. حال که این موضوع، مقوله ایست که حیطه زندان نفس مربوط می شود
٬
محیط آزاد اجتماعی و یا زندان های ظاهری تفاوتی نمی کند.چه بسا که در محیط هایی چون زندانها بیش از پیش و بیشتر از محیط های آزاد اجتماعی مکلف به بجاآوری این فریضه
ٔ
مهم هستیم.زیرا که در زندانها
٬
مستقیما با اموال عمومی سروکار داشته و د
ین بیت المال را بر گردن داریم.
استفاده درست و صحیح از آب و برق و تلفن و سایر وسایل ارتباط جمعی
٬
که در چنین محیط هایی عمدتاً از هزینه های سنگین زندانها محسوب می شوند، استفاده درست و بهینه از وسایل نقل و انتقال و حمل ونقل و هرگونه ابزار و وسایل دیگر، میتواند تاثیر بسزایی در امر صرفه جویی هزینه ها داشته باشد.اگر چه خوراک و مواد خوراکی در چنین محیط هایی هزینه های قابل توجهی را به خود اختصاص میدهد
٬
اما با نظارت دقیق و دلسوزانه و همچنین با برنامه ریزی های مدبرانه میتوان تا حد بسیار زیادی از میزان آن کاست.
هر فرد
٬
چه زندانی، چه زندانبان
٬
رئیس و مرئوس
٬
و حاکم و محکوم میبایست خود را در برابر نعمات خدا و در مقابل بیت المال مسئول و مکلف بداند و این تکلیف را باید در درون خود احساس نماید و باید برای ادای این فریضه
ٴ
واجب کوشا باشد.
بدین منظور
٬
تمام تلاش و توان خود را در راستای فرهنگ سازی و فراهم نمودن بستر اعتقادی مناسب بکار گرفته و تا هر چه بیشتر انجام این فریضه
ٴ
واجب و تکلیف و دِینی که نسبت به بیت المال برگردن دارند
٬
آشنا شده، بلکه هر چه بیشتر این مسئولیت را درون و در قلب و روح خود احساس نمایند و تمام کوشش و تلاش خود را بکار گیرند.
|
||||||
|


