|
||||||
|
||||||
|
اسرافكار، علاوه بر زيانهاى اقتصادى كه بر جامعه و
ملت تحميل مىكند، براى خود نيز زيانهاى جبرانناپذيرى به بار مىآورد
:
الف) خشم الهى؛ اسرافكار چون تعادل و توازن اقتصادى
جامعه را برهم مىزند، از رحمتخدا بدور و گرفتار خشم خدا مىشود، همانگونه كه در
قرآن مجيد آمده است: «انه لايحب المسرفين» خداوند اسرافكاران را دوست
نمىدارد، و امام صادق(ع) فرمود: «ان السرف امر يبغضه الله» اسراف مورد غضب
خداست
.
ب) محروميت از هدايت؛ خداى متعال كه همواره درهاى
رحمتش بر بندگان گشوده استخود را «غافر الذنب و قابل التوب» معرفى كرده است
لكن نسبتبه اسرافكاران مىفرمايد: «ان الله لا يهدى من هو مسرف كذاب» همانا
خداوند كسى را كه اسرافكار و دروغگوست هدايت نمىكند
.
ج) فقر؛ روشنترين اثر اقتصادى اسراف، فقر است، زيرا
كه اسرافكار در اثر مصرف نارواى خود هم جامعه را به ورطه فقر مىكشاند و هم خود
دچار فقر مىشود. لذا يكى از راههاى مبارزه اسلام با فقر و محروميت ايجاد هماهنگى
اقتصادى و ريشهكن ساختن اسراف است. حضرت على(ع) مىفرمايند: «القصد مثراة و السرف
متواة» اقتصاد و ميانهروى باعث توانگرى و اسراف و ولخرجى مايه فقر و تنگدستى
است. و نيز فرمود: «سبب الفقر اسراف» ولخرجى عامل فقر است
.
د) هلاكت؛ اسراف از هر نوعى كه باشد انسان را به
نابودى مىكشد. قرآن مجيد اين حقيقت را چنين بيان مىفرمايد: «ما به وعدههايى كه
به انبياء و اوليا داديم وفا كرديم و سپس آنها را با هر كه اراده كرديم نجات داديم،
اما مسرفان و ستمگران را هلاك كرديم» (۵۲) و نيز حضرت على(ع) مىفرمايد: «كثرة
السرف تدمر» اسرافكارى زياد انسان را به هلاكت مىكشاند
.
ه) كيفر اخروى؛ كيفر كسانى كه از حدود الهى تجاوز
كرده و اوامر و نواهى خدا را ناديده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنيا
نيستبلكه عذاب اخروى نيز در انتظار آنان است. قرآن مجيد در اينباره مىفرمايد: «و
كذلك نجزى من اسرف و لم يؤمن بآيات ربه ولعذاب الآخرة اشد و ابقى» اين چنين جزا
مىدهيم كسى را كه اسراف كند و ايمان به آيات پروردگارش نياورد، عذاب آخرت شديدتر و
پايدارتر است، و در جاى ديگر مىفرمايد: «و ان المسرفين هم اصحاب النار» براستى كه
مسرفان اهل دوزخند. به اين ترتيب معلوم است كه وضع افرادى كه در مسير باطل و
هرزگيها دچار اسراف مىشوند چه خواهد بود
!
|
||||||
|


