«كلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لا يحب المسرفين» «وَالذینَ اذا اَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُا وَ كانَ بینَ ذلكَ قواما»ً آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مى ورزند.
«وَالذینَ اذا اَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُا وَ كانَ بینَ ذلكَ قواما»ً آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال مى ورزند.
بدون ترديد، جوانان، از مهمترين
سرمايههاي بشري در هر جامعهاي هستند و آثار مادي و معنوي فراواني بر جاي گذاشتهاند.
همواره انقلابهاي مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پيوسته است و نقش برجسته و
ماندگاري دارند.
جوانان، بازوي قدرتمند سازندگي
هر جامعه هستند. قدرتطلبان داخلي و خارجي براي رسيدن به اهداف جاهطلبانه خود ميكوشند
نيروي بزرگ جوانان را تسخير كنند. امروز برخي تلاش ميكنند ذهن جوانان را به امور
واهي و پوچ مشغول سازند تا به فكر سازندگي و آباداني كشور خود نباشند. در همين
راستاست كه بسياري از افراد، كشور را با دام مصرف و خريد لباسها و كالاهاي لوكس
فريفتهاند. جوان ايراني اگر بخواهد، ميتواند در اين دام نيفتد و سرمايه كشور را
به بيگانگان تقديم نكند، اما راهكارهاي اين امر:
الف) تقويت ايمان و روح
پرهيزكارى
ب) پرداخت صدقه
ج) پرداخت زكات
د) الگوگيرى از سخنان و رفتار
پيشوايان ديني و بزرگان
به اعتراف بسياري از روانشناسان،
در آغاز دوران جوانى، ميل به پرستش به شدت فعال ميشود و رشد مي يابد. توجه به
سخنان پيشوايان دينى، به روشني اين واقعيت را بيان ميكند كه جوانان هرگاه در فقر
ديني قرار گرفتهاند، بهطور وسيعي به دين گرويدهاند؛ مانند ايمانآورندگان به
حضرت موسي(عليه السّلام) و عيسي(عليه السّلام) و پيامبر اعظم(صلّي الله عليه و آله
و سلّم). افزون بر اين، فطرت و سرشت انسان براساس دينخواهي و خداجويي است و اين فطرت
همراه ديگر نيروهاي بشري در دوره جواني رشد ميكند و قدرت مييابد. بر اساس آموزههاي
دينى، انسان از دوران نوزادي با زمينه فطري خداشناسي به دنيا ميآيد و ممكن است
تحت تأثير محيط در مراحل بعد گمراه شود. پيامبر اعظم(صلّي الله عليه و آله و سلّم)
ميفرمايد: هر مولودي براساس فطرت خداشناسي به دنيا ميآيد، تا اينكه والدينش او
را به دين يهودي يا نصراني (تحريف شده) در ميآورند.
تمايل فطري جوانان به مذهب آنقدر
شديد است كه همه روانشناسان ميگويند: بين بحران تكليف و جهشهاي مذهبى، ارتباط
انكارناپذيري وجود دارد. اگر ايمان و باور مذهبي در دل و جان جوان ريشه كند، آثار
مفيدي بر جاي ميگذارد. چنين فردي به ارزشهاي اخلاقي گرايش خواهد يافت. كسي كه ايمان
مذهبي دارد و باورمند است كه انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد كه انجام كارهاي
ارزشمند اخلاقي گرچه گاهي با محروميت مادي همراه است نزد خداوند پاداش دارد.
چنين فردي در خود شادي و نورانيت احساس ميكند و جهان را
هدفدار ميداند و از لذتهاي عالي
زماني كه انسان به توصيههاي
اخلاقي درباره رسيدگي به نيازمندان مينگرد، به اين باور ميرسد كه اگر به اين
قوانين و توصيهها ترتيب عمل داده شود، هيچ نيازمند و فقيري در جامعه اسلامي يافت
نخواهد شد. امام صادق(عليه السّلام) در اينباره ميفرمايد: اگر مردم زكات مال خود
را ادا ميكردند، هرگز در جامعه اسلامي فقيري يافت نميشد. همچنين دقت در اين
دستورها روشن ميكند كه فايده رسيدگي به حال نيازمندان، بيشتر و پيشتر از آنكه به
فرد نيازمند برسد، به بخشنده خواهد رسيد؛ زيرا او با اين عمل خود به خداوند نزديكتر
ميشود. پيامبر اعظم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) ميفرمايد: صدقه پيش از آنكه
به دست نيازمند برسد، به دست خداوند ميرسد. اين سخن به آيه 104 سوره توبه اشاره
دارد كه خداوند ميفرمايد: آيا نميدانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش ميپذيرد
و صدقات را ميگيرد؟ و خداوند توبهپذير و مهربان است. با وجود اين، افرادي هستند
كه بدون داشتن نياز، به درخواست و تكدّي ميپردازند و در جامعه سوءظن ايجاد ميكنند.
كمترين اثر اين رفتار اين است كه فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار ترديد شود و
از كمك به آنها امتناع كند.
كسي كه چنين عملي را مرتكب شود، از ناحيه پيشوايان طرد شده
است؛ زيرا از رأفت و رحمت
جايگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهلبيت،
از مناجات امام زينالعابدين(عليه السّلام) با خداوند بهخوبي نمايان است. آن حضرت
در يكي از دعاهاي خود ميفرمايد: پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پردهاي
بين من و اسراف و افزونطلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانهروى، به
زندگي من قوام بخش و راههاي صحيح مصرف و اندازهگيري در معيشت را به من تعليم
فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بركنار دار. پيامبر اعظم(صلّي الله عليه و
آله و سلّم) و معصومان(عليه السّلام) كه بالاترين نمونههاي عيني الگوي مصرف در
اسلام هستند، همواره كنارهگيري راهبانه از لذتهاي مشروع را محكوم ميكردند و خود
نيز هيچگاه به رهبانيت روي نياوردند. از ديگر سو، آنان در بالاترين مرتبه قناعت و
مناعت نفس قرار داشتند و درباره رعايت اعتدال و پرهيز از اسراف و تبذير در زندگي
حساسيت فراواني داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهاي بزرگان درباره
مصرف ميپردازيم: عثمان بن حنيف از طرف امير مؤمنان علي(عليه السّلام) فرماندار
بصره بود. روزي ثروتمند اسرافكاري او را به ناهار دعوت كرد. او اين دعوت را پذيرفت
و به خانه او رفت و در كنار سفره بسيار رنگين او نشست. امام علي(عليه السّلام) از
اين ماجرا آگاه شد و نامه تندي به عثمان بن حنيف نوشت و او را به شدت سرزنش كرد.
در قسمتي از اين نامه آمده است: من گمان نميكردم تو دعوت جمعيتي را بپذيري كه نيازمندانشان
ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه ميخوري بنگر كه آيا حلال است يا حرام؟
آنگاه آنچه حلال بودنش براي تو مشتبه بود، از دهان بينداز و آنچه را به حلال بودنش
يقين دارى، بخور.. ..هيهات! كه هوا و هوس بر من غلبه كند تا غذاهاي لذيذ را برگزينم،
در حاليكه ممكن است در سرزمين حجاز يا يمامه كسي باشد كه حتي از دسترسي به يك قرص
نان عاجز باشد! آيا من با شكمي سير بخوابم، در حاليكه در اطرافم شكمهاي گرسنه و
جگرهاي سوزاني باشند؟
بشر بن مروان ميگويد: با گروهي به محضر امام صادق(عليه
السّلام) رفتم. حضرت خرما طلبيد و
عنوان صدقه در شرع مقدس اسلام، هم
بر حقوق واجب مالي مانند زكات اطلاق ميشود و هم بر انفاقها و اعانههاي مستحبى.
در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق مستحبي سخن گفتيم و اكنون درباره زكات كه يكي از
حقوق واجب مالي است، سخن خواهيم گفت.
اسلام بر پنج چيز بنيان نهاده
شده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولايت اهلبيت(عليه السّلام).[76] در آيات قرآن و
در روايات، هر جا سخني از نماز به ميان آمده، از زكات نيز ياد شده است: «أَقِيمُوا
الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ». (بقره: 43، 83 و 110).
امام باقر(عليه السّلام) ميفرمايد:
خدا زكات و نماز را قرين هم قرار داده و كسي كه نماز بخواند و زكات مالش را ندهد، درست
مانند اين است كه نماز هم نخوانده است. در برخي از روايات نيز تصريح شده است فردي
كه زكات مالش را نميپردازد، اصلاًمسلمان نيست: كسي كه يك قيراط از زكات را
نپردازد، نه شيعه است و نه مسلمان. پرداخت زكات، موجب رونق، بركت و رحمت الهي ميشود.
امام موسيكاظم(عليه السّلام) ميفرمايد: اموال خود را بهوسيله زكات از نابود شدن
حفظ كنيد. در سخني از امام صادق(عليه السّلام) آمده است: به يقين، شايسته است
خداوند رحمتش را از كساني كه حقوق واجب مالي خود را ادا نميكنند، دريغ كند. قسم
به خدايي كه همه آفريدهها را خلق كرد و روزي آنها را تقسيم فرمود، هيچ مالي در
خشكي و دريا از بين نميرود، مگر اينكه در كنارش زكات تعطيل شده باشد.
نپرداختن زكات، اثر وضعي بر روي
شخصي كه آن را پرداخت نميكند، ميگذارد. از امام صادق(عليه السّلام) نقل شده است:
كسي كه يك درهم از حقوق واجب الهي را نپردازد، او دو برابر آن را در غير حق مصرف ميكند.
اگر كسي يك درهم از حقوق الهي را نپردازد، خداوند در قيامت طوقي از آتش به گردن او
مياندازد. اگر افراد حقوق واجب خود را پرداخت نكنند، زمين هم بركاتش را از بندگان
برميدارد و فقر عمومي به صورت بلاي الهي نمايان ميشود؛ در حاليكه اگر زكات
پرداخت شود، همه انسانها در خير و سعادت زندگي ميكنند.