|
||||||
|
||||||
|
يکي از روشهاي ساده
و اثربخش براي ارتقاي بهرهوري کارکنان، با توجّه به دو سؤال مهم زير اِعمال ميشود
:
الف) ايا آنها توانايي
لازم براي انجام کار را دارند؟
ب) ايا آنها انگيزه
لازم براي انجام کار را دارند؟
تنها کارمندي که هم
از انگيزه و هم از توانايي لازم برخوردار باشد، ميتواند بهرهوري سازمان خود را
افزايش دهد؛ ولي اگر فردي، بدون استحقاق لازم و تخصّص کافي براي انجام کاري، ارتقا
يافته باشد، علاوه بر اين که باعث رنجش خاطر و نارضايتي ساير کارکنان شايستهتر ميشود،
خود نيز احساس ناامني ميکند و دائماً در دلهره به سر خواهد بُرد که همه اين
موارد، باعث فعّاليت کمتر و کاهش بهرهوري خواهد شد
.
بدون شک، پول، تنها
عامل انگيزش افراد نيست؛ امّا اگر حقوق کارکنان، خيلي نازل باشد، باعث از بين رفتن
انگيزه آنها ميشود. در نتيجه، پاداش مالي، همچنان به صورت يک انگيزش قوي براي
آنها باقي ميماند و بايد توجّه داشت که پاداشهاي پرداختي يا سهيم کردن کارگران
در بهرهوري کارشان، بايد عادلانه باشد، در غير اين صورت، ممکن است نتيجه عکس
بدهد. به عبارت سادهتر، بايد گفت ثمرات و مزاياي حاصل از بهرهوري، بايد به طور
عادلانه، بين مديران و کاگران، تقسيم شود
.
|
||||||
|


