.jpg)
پیک مجروح تو شرمنده ات آقا شده است
یار آواره ات ای یار چه تنها شده است
عرق شرم من و اشک دو چشمان من است
اگر این شهر شبیه شب دریا شده است
تا که خاکی نشده معجر زینب برگرد
که برای حَرمت کوفیه مهیا شده است
خبرت آمده و دست به کارند همه
شهر آذین شده بازار چه غوغا شده است
سنگ ها دست به دست از همه جا جمع شده
پای خاکستر و آتش همه جا وا شده است
کوچه هایش چقدر مثل مدینه تنگ است
وای هر کوچه پر از روضه زهرا شده است
شیرخواران پس از این خواب ندارند که با
تیر چون نیزه ی خود حرمله پیدا شده است
از همان روز که دیدند چه دارد با خود
حرف شش ماهه زدن بر نوک نی ها شده است
من از آن کعب نی و هلهله ها فهمیدم
که از امروز سر طفل تو دعوا شده است
گوشواره، گل سر، چارقد و گهواره
رسم سوغاتی نا مردم اینجا شده است
گرمی مجلس نامحرم بی پروایش
خنده بر بی کسی دختر نوپا شده است
هیزم آورده بریزد به تنورش خولی
در تنوری که به امید تو بر پا شده است
آه برگرد که در بین حرامی هایش
سند سوختن دخترت امضا شده است
ادامه مطلب
.jpg)
کوچه کوچه می روم شاید کسی پیدا کنم ای دریغ از خانه ای تا لحظه ای ما وا کنم
کوچه گردی من از شهر مدینه باب شد دست بسته اقتدا بر حضرت مولا کنم
گوییا یک مرد از نامه نویسان نیست با که یا رب شکوه از این بی وفا ییها کنم
می زنم بر قلب لشکر از یسار و از یمین یا علی گویم و با رزم خود غوغا کنم
قطع سازم ریشه هر چه علی نشناس را من حسینی مذ هبم از خصم کی پروا کنم
با غها ر ا هر چه گشتم تیر بود و نیزه بود آب هم در کار نیست افطار خود را وا کنم
با لب و دند ان شکستن راضی نیستند یاد اطفال عزیزت صبح و شام آوا کنم
از همان جایی که هستی جان زینب باز گرد دلبر ا رویی ندارم که سر بالا کنم
رحم کن بر دختر شیرین زبا نت یا حسین عقد ه ها دارد دلم باید تو را افشا کنم
کاش بودم شام و کوفه تا که هنگام ورود جسم خود را فرش را ه زینب کبرا کنم
ادامه مطلب
.jpg)
بالا گرفت بر من دل خون چه کار ها صیاد من شدند تمام شکار ها
بی مایگان به دایه انیسند تا به تیغ زنگار بسته آینه کار زارها
بی مهر و موم نامه به هم قرض می دهند نان قرض می دهند به همه خانه دارها
مهمان مطا ع رایج بازار کوفه است کسب حلال نیست در این رشو ه خوارها
مسلم برای زینب تو گریه می کند پیشا نیم شکسته در این کوفه بار ها
از بام کوفه بر لب تو می کنم سلام چون آفتاب بام میان غبار ها
از دور از گلوی تو بوسم ای عزیز گر وا کنند ره به لبم نیزه دارها
ادامه مطلب
.jpg)
به آل یس قسم قسم به حل و حرم که زنده روح کرم شد از مرام حسین
چه گویم از زینبش که در نماز شبش شد از نضج لبش گل پیام حسین
حسین زهرا سرشت به خون پاکش نوشت کلید باغ بهشت بود به نام حسین
الهی از ما مگیر محبت فاطمه به حرمت زینب و به احترام حسین
توای دشمن مرا کشتی بیا بنویس با خونم که من از مهمان نوازیهای اهل کوفه ممنونم
نه جای آنکه گل ریزند برسر خیل یارانم همه کردند در این شهر غربت سنگ بارانم
نه بر خود نه برای لحظه قربا نیم گریم نه بهر دو کبوتر بچه قربانیم گریم
اگر چه خون چکد بر رخ به یاد آل یاسینم که من این جا سر اکبر به روی نیزه می بینم
تو که دست مرا بستی ندیدی زخم احسا سم بیا دست مرا بشکن به فکر دست عبا سم
در آب افتاد دندان من و لب تشنه جان دادم خدا داند همان لحظه به یاد اصغر افتادم
هر آن چه سنگ دارید کن نثار فرق من کوفه در این بازار فردا سنگ بر زینب مزن کوفه
لب من پاره شد اما به فکر ضربه چوبم مبادا بشکند فردا دندان محبوبم
الا ای کوفه من همراه خورشید اختری دارم میان کاروان آل عصمت دختری دارم
فدای دخت زهرا گر شود ماه رخش نیلی مبادا بر گل روی رقیه کس زند سیلی
ادامه مطلب
.jpg)
صبح شد یک طرف سرم افتاد یک طرف نیز پیکرم افتاد
از روی پشت بام افتادم با علیک السلام افتادم
بدن من شکست خوشحالم سر راهت نشست خوشحالم
بی سبب نیست این که خوشحالم زن و بچه نبود دنبالم
آی مردم سپاه بی نفرم صبح خالی نبود دور و برم
حرفی از زخم با پرم نزنید این همه سنگ بر سرم نزنید
آی مردم گناه من عشق است بهترین اشتباه من عشق است
آی مردم کم حیا بد نیست بی وفا ها کم وفا بد نیست
سنگ خوردم شکست کوزه من غصه خوردم شکست روزه من
نفسم را سیر کردم و بعد وسط کوچه گیر کردم و بعد
کو چه هایی که تنگ و بار یکند روز هم چون شبند تاریکند
بدی کوچه های تنگ این است می شود هر طرف ره را بست
مثلا کوچه ای که زهرا رفت از تنش تازیانه بالا رفت
مثل این مردمی که بی عارند مثل اینها مدینه بسیارند
مثل این ها مدینه هم بودند دور بیت الحزینه هم بودند
تو نبودی مدینه را می گفتی قصه داغ سینه را می گفتی
تو نگفتی خوشیم مادر بود مادرم دختر پیمبر بود
تو نگفتی صداش می لرزید پدرم تا که کو چه ها را می دید
تو نگفتی لشگر آوردند مادرم را زیر پا در آوردند
تو نگفتی هنوز غمگینم فکر پرتاب دست سنگینم
تو نگفتی نگات پژمرده مادرم بار ها زمین خورده
توی کوچه ها می گردوندند مسلم را بی سر کوفیان
ادامه مطلب
.jpg)
بر مشام مسلم آید زین سفر بوی جدایی
جان زهرا ای حسین جان سعی کن کوفه میایی
سیدی جان زهرای اطهر
زینبت را بکوفه میاور
فاطمه جان ، جان زینب از جنان بنما نظاره
مسلمت را دست بسته می برند دارالاماره
مسلمی را که یاور ندارد
سر به دیوار کوفه گذارد
ای حسین ، ای حسین، ای حسین جان (2)
ادامه مطلب
.jpg)
در دریای ثارالله گردیده فدا مسلم جان داده غریبانه در راه خدا مسلم
آه – با دست بسته – قلب شکسته – گفتا حسین جان
از کوفه به گوش آید با ناله و با افغان گردیده شهید از کین مسلم به ره قرآن
آه – غریب و تنها – از جور اعدا – آن جان جانان
بام و بر کوفه شد چون کوی منای او با زادة زهرا گفت جانم به فدای تو
آه – نایب مولا – در دست اعدا – با چشم گریان
با باد صبا گفتا کی باد صبا بگذر بر گو به حسین من در کوفه میا دیگر
آه – از جور عدوان – بهر جوانان – هستم پریشان
از مردم بی ایمان صد شکوه مرا برلب سر بسته کنم عنوان بی یار و شود زینب
آه – جان شد فدایت – گریم برایت – با قلب سوزان
*** مصطفی جعفری
ادامه مطلب
.jpg)
ای طوعه من غریبم، بی یار غم نصیبم
من مسلم عقیلم، من نائب حسینم (2)
ای زن مرا ز احسان، مهمان نما به آبی
این قلب تشنه ام را، با آب ده جوابی
رحمی نما به حالم، گر پیرو کتابی
تحصیل کن تو ای زن، با این عمل ثوابی
خشکیده مثل چوبی، از تشنگی زبانم
من مسلم عقیلم، من نائب حسینم (2)
باد صبا گذر کن، یکدم بسوی بَطحا
از من رسان سلامی، نزد عزیز زهرا
بر گو میا به کوفه، مسلم غریب و تنها
گشتن خصم جانم، بر قتل من مهیا
در راه عشقت ای شه، من کشته از جفایم
من مسلم عقیلم، من نائب حسینم (2)
طوعه مرا تو امشب در خانه ات کن مهمان
منت بِنه به زهرا، هم بر علی عمران
چون خون دل غذایم، آمده اشک چشمان
چون خون دل غذایم، آمده اشک چشمان
خشنود گردد از، تو آن شاه عالمینم
من مسلم عقیلم، من نائب حسینم (2)
ادامه مطلب
.jpg)
گل ِ خونین گلزار عقیلم براهت یا حسین اول قَتیلم
تنم شد پاره پاره (2) به مسلم کن نظاره(2)
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)
لبم خونین و دندانم شکسته شدم زوار تو با دست بسته
بیا در قتلگاهم (2) نگاهم کن نگاهم(2)
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)
بیا از مکه ای جانم فدایت گذارم رأس خونینم به پایت
گشا چشمی به سویم (2) تبسم کن به رویم (2)
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)
نه تنها در رهت جان می سپارم دو قربانی برایت می گذارم
دو فرزندم فدایت (2) فدای خاک پایت (2)
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)
کجائی ای فروغ آشنایی عزیز فاطمه داد از جدایی
زده در شهر کوفه (2) گل زخمم شکوفه (2)
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)
ادامه مطلب
.jpg)
برسر دارالاماره یا حبیبی یا حسین پیکرم شد پاره پاره یا حبیبی یا حسین
از کنار خانه حق ای عزیز فاطمه سوی مسلم کن نظاره یاحبیبی یا حسین
***
بر مسلم و جان نثاری اش باد سلام بر خون وی از مردم آزاد سلام
بین روح بلندش که به زیر شمشیر تنها به حسین بن علی داد سلام
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


