یا علی اصغر...

گاه نَزّاره کند قبقب او

گاه لب را بنهد بر لب او

تا مگر غنچه ی لب باز کند

مادر خویش سر افراز کند

غم مخور هر چه که آید به سرت

می روی  کرب و بلا با پدرت


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:36 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یا رضیع الحسین...

دلم سحر به سحر آفتاب می خواهد

مجال گریه برای رباب می خواهد

دم غروب میان عطش به این فکرم

مگر که غنچه چه اندازه آب میخواهد


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:35 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

گفتم علی همه دل و جانم صفا گرفت

روحم به عرش پر زد و قلبم جلا گرفت

 

گفتم علی و کاتب روح القدس شدم

گفتم علی و شعر من اینگونه پا گرفت

 

دست نیاز می زند عالم به دامنش

هرکس که دامن علی مرتضی گرفت

 

مولا که جای خود دل غافل بیا ببین

کز خاک پای قنبرش عیسی شفا گرفت

 

موسی اگر کلیم شد از لطف مرتضاست

وقتی که گفت به حق علی آن دعا گرفت

 

ای رونق جنان ز نسیم حریم تو

از صحن با صفای تو جنت صفا گرفت

 

روی زمین اگر که بهشت خدا بود

بالله قسم که آن حرم مرتضی بود

 

جز تو چه کس وصی و وزیر پیمبر است

جز تو چه کس کننده آن درب خیبر است

 

جز تو که هست علم الهی به سینه ات

کی مدعی قول سلونی به منبر است

 

چوب اژدها نمودن واحیای مردگان

اینها تمام کار غلام تو قنبر است

 

من بر امام خویییش خیانت نمی کنم

هرکس که شد محب تو با من برادز است

 

آن لحظه ای که شیعه تو می کند گناه

از سالها عبادت خصم تو بهتر است

 

خصم علی عبادت بیهوده می کنی

زیرا بهشت جای محبین حیدر است

 

چون اختیار را به ولی می دهد خدا

فردا بهشت را به علی می دهد خدا


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:35 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یا رضیع الحسین...

جای گریه پسرم باز کنی لب خوب است

آنقدر گرم شده که نکنی تب خوب است

پیش مادر نشد آرام بگیری اما

بروی خواب کمی محضر زینب خوب است

آنقدر سوختم از هُرم لب سوخته ات

که دوام آورم از داغ تو تا شب خوب است

لحظه ای هم که شده صبر کن از حال نرو

که رقیه به همه گفته مرتب ... خوب است

برو! شاید که خدا خواست هوا ابری شد

آسمان با پدر تشنه ات اغلب خوب است

هول گهواره خالی به دلم هست ولی

نیزه دار تو اگر هست مجرب خوب است

سر تو گرچه می افتد گُلم از دوش پدر

چشم من تا ندویده سوی مرکب خوب است

اصلاً ای کاش دوباره به حرم برگردی

جای گریه پسرم بازکنی لب خوب است

 

رضا دین پرور


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:35 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

یاس حرم ز شاخه جدا از سه شعبه شد

کوچکترین شهید فدا از سه شعبه شد

بین گلو و تیر ، که سنخیتی نبود

تکخال عشق بود و دو تا از سه شعبه شد

شش ماه او تمام شد و در منای عشق

قربان سیدالشهداء از سه شعبه شد

وقتی پدر ز حنجر او تیر را کشید

زد دست و پا به خون و رها از سه شعبه شد

در پاسخ به شادی شرم آور عدو

در خیمه های تشنه عزا از سه شعبه شد

دیدی دلا به محشر کبرای کربلا

شور قیامتی که به پا از سه شعبه شد

آنجا که کاخ صبر و امیدش خراب شد

غمخانه ی رباب بنا از سه شعبه شد

 

سید محمد میرهاشمی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:35 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

چِقَدَر نـیـزه بلند است نیفتی پسرم

چنگِ این حرمله­ی پست نیفتی پسرم

با وجودیكه رویِ نـاقه و در زنجیرم

دلم از دور به تـو هست نیفتی پسرم

هر طرف رفت سرت دست به آن سو بردم

نـیـزه دارِ تو بود مست نیفتی پسرم

در سفر شانه به شانه شده ای با عباس

بـه تـو حالا نرسد دست نیفتی پسرم

كاش بـا روسریِ غـارتیِ من قَدری

روی نی دورِ تو می بست نیفتی پسرم

بیشتر جایِ خودت را سرِ نِی محكم كن

سـفرِ شـام به پیش است نیفتی پسرم

نیزه خم می شد اگر، با دلِ صد چاك علی

می گرفتم ز سـر و صورتِ تـو خاك علی

 

علیرضا شریف


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

بی‌تاب که او را نکند دیر بخواهد

می‌رفت که آب از شرر تیر بخواهد

می‌دید پدر در جگر معرکه تنهاست

شایسته‌ی او نیست دگر شیر بخواهد

می‌دید کسی نیست علم را بفرازد

می‌دید کسی نیست که شمشیر بخواهد

وقتی که زمین تشنه‌ی خون گل سرخ است

باید که گلویش ز کمانگیر بخواهد

می‌رفت سوی معرکه بی‌تاب پریدن

بی‌تاب که او را نکند دیر بخواهد‌

 

سیدضیا قاسمی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت- زبان حال حضرت رباب(س)

 

هم افتاده از نیزه سرت نه

هم جا باز کرده حنجرت نه

اگر هم خواستی از نی بیافتی

فقط در پیش چشم مادرت نه

***

امان از چشمِ هرزه بین خولی

و از خون لخته های زین خولی

نداری طاقت کنج تنورش

برو هرجا نه در خورجین خولی

***

بگو زینب: کمی آرام بچه است

بگو با ازدهام شام، بچه است

کمی از چهره اش تغییر کرده

بگو با سنگهای بام بچه است

 

حسن لطفی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

من از این داغِ نفس گیر چه باید بكنم

در غـمِ غربـتِ تقدیر چـه باید بكنم

به رویِ دستِ من ای آیۀ مُزَّمِّلِ من

بـا گلویِ شـده تفسیر چه باید بكنم

مـاهیِ تُنگِ تَلَّظی، سـرِ قلاب شده

با لبِ خشكِ تو درگیر، چه باید بكنم

سه لبِ تیر شده در گلویِ كوچكِ تو

بـاعثِ این همه تغییر چه باید بكنم

حرمله خیـر نبیند چقدر زود گرفت

عـوضِ مادرت از شیر چه باید بكنم

جگرِ سوخته از شرمِ تو و رویِ رباب

شده از دیده سرازیـر چه باید بكنم

دست و پا می زدی و تویِ دلم می گفتم

با تكان خوردنِ این تیر چه باید بكنم

از خجالت جگرم سوخت، لبت قند، نخند

تـا ببینم كه مـنِ پیر چـه باید بكنم

سرِ تـو بند به مویـی شده حالا با این

زخمِ اندازۀ شمشیر چـه بایـد بكنم

سـرِ تشییع غـریبـانۀ تو زیـرِ عبا

شـدم از آبـرویـم سیر چه باید بكنم

 

علیرضا شریف


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

"هَل من مُعین..." شنیدی و ابیات ناب را

دادی به شیوه ی خودت آخر جواب را

اذن شهادت است در اعماق گریه ات

تنها به این بهانه طلب کردی آب را

مردی شدی برای خودت روی دست من!

دشمن شناخت  زبده ترین  هم رکاب  را

گردن گرفته ای دگر ای نور چشم من!

ای کاش حرمله نزند آفتاب را!

چشم تو باز مانده شبیه لبت علی!

لالاییِ سه شعبه  گرفت از تو خواب را!

قنداقه دست و پای تو را سخت بسته است

زیر عبا ادامه بده پیچ و تاب را

هرجای خیمه گاه، نگاهِ رباب هست!

خواهر! بیا ببر تو ازینجا رباب را

 

عـارفه دهــقانی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396  | 11:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::         50   51   52   53   54   55   56   57   58   59   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید