رسید اربعین

باز دلم خون شد و چشمم گریست
آنکه درین روز چون من نیست کیست؟
باز دگر باره رسید اربعین
جوش زند خون حسین از زمین
غرق تلاطم شده بحر محیط
یک سره درد است بساط بَسیط
شد چهلم روز عزای حسین
جان جهان باد فدای حسین

محمدشریف صادقی (وفا)

راسخون


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:11 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مهرگی

خار غم نیست که در کرب و بلا می‏روید 
گل درد است که از دشت وفا می‏روید 
می‏خلد خار مِحَن پای دلم را که هنوز 
گل اندوه ز باغ دل ما می‏روید 
یادگار غم هفتاد و دو تن لاله رخ است
این همه لاله که در کرب و بلا می‏روید 
لاله را با گل افسرده سر و کاری نیست
این گل از تربت ارباب صفا می‏روید 
تا چه حد در دل تو عشق خدا بود حسین 
که ز خاک تو گل عشق خدا می‏روید 
شوق جانبازی اگر در دل تو راه نداشت
پس ز خاک تو گل شوق چرا می‏روید 
نی در آن بادیه از آن به نوا سرگرم است
که به جای گل از این دشت بلا می‏روید 
با ولای علی و آل چو «پروانه» بسوز

که ز خاک من و تو مهرِ گیا می‏روید (محمدعلی مجاهدی)

راسخون


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:11 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

قطره‏ای از سبوی حسین

آبروی ما بود از آبرویت یا حسین 
سرمه چشمان ما از خاک کویت یا حسین 
در گلستان وفا در جست و جو سرگشته‏ایم
تا به وجد آییم ما یک دم ز بویت یا حسین 
ما همه دیوانگان وادی عشق توییم 
کاین چنین برخاست از ما «های و هو»یت یا حسین 
ای که عالم جملگی مست تمنای تواند
قطره‏ای در جام ما ریز از سبویت یا حسین 
این دل سرگشته ما را به لطفت دست گیر 
تا به کام خود رسد از جست و جویت یا حسین 
عاشقان کربلا در حیرتند ای شاه دین 
تا ببینند از نگاه عشق، رویت یا حسین 
گرچه عاشق گشته بر اوصاف ناب تو، رسول 

لیک باشد آرزویش، گفت و گویت یا حسین (رسول لشکری نی)

راسخون


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مانند نوی نوای تو را مشق می‏کنند 
قومی که نینوای تو را مشق می‏کنند 
قومی‏که در سکوت غریبانه این چنین 
تکلیف آشنای تو را مشق می‏کنند 
با آن که از تمام جهت ندبه می‏وزد
هر شب فقط دعای تو را مشق می‏کنند 
حتی کبوتران حرم، چشم در رهت 
هر جمعه ردِّ پای تو را مشق می‏کنند 
مردان آب در شب گهواره‏های رنج 
بی‏تاب،های‏های تو را مشق می‏کنند 
تا بانگ دسته‏های عزادار می‏رسد 

این قوم نینوای تو را مشق می‏کنند (مریم سقلاطونی)

راسخون


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار اربعین - علی اکبر لطیفیان

نگاه گریه داری داشت زینب
چه گام استواری داشت زینب
دل با اقتداری داشت زینب
مگر چه اعتباری داشت زینب
چهل منزل حسین منجلی شد
گهی زهرا شد و گاهی علی شد
***
ندیدم زینب کبری تر از این
ندیدم زینت باباتر از این
ندیدم دختر زهرا تر از این
حسینی مذهبی غوغا تر از این
به پیش پای ما راهی گذارید
بنای زینب اللهی گذارید
***
اگر چه غصه دارد آه دارد
به پایش خستگی راه دارد
به گردش آفتاب و ماه دارد
به والله که ایوالله دارد
همینکه با جلالت سر نداده
به دست هیچکس معجر نداده
***
پس از آنکه زمین را زیر و رو کرد
سپاه کوفه را بی آبرو کرد
به سمت کربلا خوشحال رو کرد
کمی از خاک را برداشت بو کرد
رسیدم کربلا ای داد بی داد
حسین سر جدا، ای داد بی داد
***
چهل روز است گریانم حسین جان
چو موی تو پریشانم حسین جان
چهل روز است می خوانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
تویی ذکر لبم الحمدلله 
حسینی مذهبم الحمدلله
***
همین جا شیرخواره گریه می کرد
رباب بی ستاره گریه می کرد
گهی بر گاهواره گریه می کرد
گهی بر مشک پاره گریه می کرد
خدایا از چه طفلم دیر کرده؟
مرا بیچاره کرده، پیر کرده
***
همین جا دور اکبر را گرفتند
ز ما شبه پیغمبر ما را گرفتند
ولی از من دو دلبر را گرفتند
هم اکبر هم برادر را گرفتند
"به تو گفتم که ای افتاده از پا
ز جا بر خیز ورنه معجرم را..."
***
همین جا بود که سقای ما رفت
به سمت علقمه دریای ما رفت
پناه عصمت کبرای ما رفت
پی او گوشواره های ما رفت
فقط از علقمه یک مشک برگشت
حسین بن علی با اشک برگشت
***
همین جا بود که دلها گرفت و ...
کسی روی تن تو جا گرفت و ...
سرت را یک کمی بالا گرفت و...
همین که بر گلویت خنجر آمد
صدای ناله ی زهرا در آمد
***
همین جا بود الف را دال کردند
تنت را بارها پامال کردند
ته گودال را گودال کردند
تو را با سم مرکب چال کردند
اگر خواندم قلیلت علت این بود
که یک تصویری از تو بر زمین بود
***
تو ماندی و کبوتر رفت کوفه
تو را کشتند و خواهر رفت کوفه
خودم در راه و معجر رفت کوفه
چه بهتر زودتر سر رفت کوفه
وگرنه دردها می کشت مارا
نگاه مردها می کشت ما را


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:10 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار اربعین - محمد امین سبکبار

تو ساحل خون دلم، که غرق موج ماتمهپهلو می گیره کشتی ای، که تو تلاطم غمه
من تو طواف عشقمو، تو روح کعبه ی منیزمزمه دارم رو لبم، با چشمایی که زمزمه
یوسف کنعان دلم، هر جا باشم تو پیشمیتا وقتی بوی پیرهن پاره ی  تو همراهمه
چله نشین داغ این، دشت گلای لاله امهر جای کربلا برام، یه روضه مجسمه
روزا میون قافله، شبا تو اوج نافلهبرای زخم سلسله، تسبیح اشکم مرهمه
با اینکه از هرم صدام، آتیش میگیره آسمونبا اینکه روی شونه هام، بار غم دو عالمه
ولی اسیر عشقم و سفیر آزادگیَمتو راه دین هر قدمم مثل یک کوه محکمه
تو این سفر چشم ترم به جز قشنگی ندیدهحماسه های اربعین ادامه محرمه***محمد امین سبکبار***


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار اربعین - مدح و مصیبت حضرت زینب (س) - علی اکبر لطیفیان

ای اذان پر از نماز حسین جا نماز همیشه باز حسین

نام سبزت ، اقامه ی زهرازندگی ات ادامه ی زهرا

مثل بیت الحرام، یا زینبواجب الاحترام ، یا زینب

ذکر ایاک نستعین لبمآیه های تو هم نشین لبم

حضرت مریم قبیله ی ما آیة الله ِ ما، عقیله ی ما

ما دو آئینه ی  مقابل هم جلوه های پر از تکامل هم

بال یکدیگریم، در همه جاتا خدا می پریم ، در همه جا

ای حیات دوباره ی  هستیزینت گوشواره ی هستی

 

پر من بال من کبوتر من سایه بان همیشه ی سر ِ من 

 

پیشتر از همه رجز خواندیبیشتر زیر نیزه ها ماندی
تو ابوالفضل در برابرمیتو حسین دوباره ی حرمی
عصمت الله ، دختر زهراآن زمانی که آمدیم اینجا
چشمت هایت سپیده ی ما بودپای تو روی دیده ی ما بود
از برایم تو خواهری کردیخواهری نه که مادری کردی
به تو ام الحسین باید گفتمحور عالمین باید گفت
آفتاب غروب خیمه ی من ضلع گرم جنوب خیمه ی من
ای پریشانی به دنبالمالتماس کنار گودالم
ای فدای غرورِِ دلخور تودر نگاه فرار چادر تو
صبح فردای بعد عاشوراده نفر از قبیله هایِ زنا
روی شن ها تن مرا بستندنعل تازه به اسبها بستند
بدنم را به خاک  تن کردندمثل یک لایه پیرهن کردند
یک نفر فیض از حضورم بردیک نفر نیز در تنورم برد
ای ورق پاره های تا خوردهزائر این زمین جا خورده
رنگ و روی شما پریده نبودبالهای شما بریده نبود
بعد یک انتظار برگشتیسر ظهر ِ قرارا برگشتی
ماه رفتی و هاله آمده اییاس رفتی و لاله آمده ای
از چه داری به خویش می پیچی نکند بی سه ساله آمده ای؟
ای غریب همیشه تنهایمآفتاب نجیب صحرایم
پیش چشمان خیره ی مردمصبح دلگیر روز یازدهم
دختران مرا کجا بردی؟اختران مرا کجا بردی
ای مناجات خسته حرف بزنای نماز شکسته حرف بزن
با من از خارهای جاده بگواز اسیریِ خانواده بگو

 

از کبودی دست های عرباز تماشای بی حیای عرب
راستی از سفر چه آوردی ؟غیر از این چند سر چه آوردی؟
آن پرت را بگو که پس دادند؟معجرت را بگو که پس دادند؟
آن شبی که کنارتان بودممیهمان بهارتان بودم
دخترم در خرابه ای که نخفتدر گوشم چه چیزها که نگفت
حال از این نگات می پرسماز همین چشمهات می پرسم
ای وقار شکسته ی عباساقتدار شکسته ی عباس
سر بازار ازدحام چه بود؟ماجرای کنیز و شام چه بود؟***علی اکبر لطیفیان***


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اشعار اربعین- یاسر مسافر

یک اربعین گذشته و زینب رسیده استبالای تربتی که خودش آرمیده است 

یا ایها الغریب  سلام ای برادرم
ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است

 

ازشهر شام کینه رسیده مسافرت
پس حق بده که چنین داغدیده است

 

احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است
در کربلا نسیم مدینه وزیده است

 

بر نیزه بودی  و به سرم بود سایه ات
با این حساب کسی زینبت را ندیده است

 

این گل بنفشه های  تن و چهره ی کبود
دارد گواه ، زینبتان داغدیده است

 

توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت
طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

 

آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
با آه می رود سکینه  و خجلت کشیده است

 

این دختر شماست  که خواستند کنیزیش ....
لکنت گرفته است و صدایش بریده است

 

نیزه نشین شد حضرت سقا  و اهلبیتزخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است
***
گفتی رقیه ..... گفت نمی آیم عمه جان !در شام ماند و شهر جدید آفریده است


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:09 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اربعین است و دل از سوگ شهیدان خون است
هر که را می‌نگرم غمزده و محزون است
زینب از شام بلا آمده یا آنکه رباب
کز غم اصغر بی‌شیر، دلش پرخون است
یا که لیلی به سر قبر پسر آمده است
کاشکش از دیده روان همچو شط جیحون است
مادر قاسم ناکام که می‌نالد زار
بهر آن طلعت زیبا و قد موزون است
در ره کوفه و در شام و سرا ظلم یزید
کس نپرسید ز سجّاد که حالت چون است
دختر شیر خدا ناطقة آل رسول
کز نهیب سخنش کفر و ستم موهون است
کرد ایراد چنان خطبه و ثابت بنمود
که یزید شقی از دین خدا بیرون است
زنده دین مانده ز تصمیم و ز ایثار حسین
حق و حرّیت و اسلام به او مدیون است
هان بیایید و ببینید که در راه خدا
صحنة رزم ز خون شهدا گلگون است
آه و افسوس که کشتند لب تشنه امام
زخم بر پیکر پاکش ز عدد افزون است
قصة کرب و بلا قصة صبر است و قیام
به فداکاری و جانبازی و دین مشحون است
تا ابد نام حسین بن علی در تاریخ
با ثبات قدم و نصرت حق، مقرون است
جاودان عزت حزب الله و انصار خدا است
خیمة باطل و احزاب دگر وارون است
هر که در حصن ولایت رود از روی خلوص
ز آتش دوزخ و آن هول و خطر، مأمون است
«لطفی» از عاقبت کار مکن قطع امید
که به الطاف حسین بن علی میمون است 
***آیت الله صافی گلپایگانی***


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:08 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیده ام
یک اربعین، چو شمع به پایش چکیده ام
یک اربعین، به ضربه ی شلّاق ساربان
بر روی خــارهای مغــیلان دویده ام
یک اربعین، تمام تنم درد می کند
با ضـرب تـازیانه ز جـایم پریده ام 
یک اربعین، رقیّه ی تو مُرد از غمت
اکنون بدون او به کنارت رسیـده ام
یک اربعین، به شام و به کوفه حماسه ها
با خطــبه های حیــدری ام آفـریده ام
یک اربعین، ز چوبه ی محمل سرم شکست
همچـون پـدر ببیـن تـو جبین دریــده ام
یک اربعین، کنار عدو، وای! وای! وای!
بس جورِ طعنه های فراوان کشیده ام
یک اربعین، به ضربه سیلی ببین حسین
رویم کبود گشته و قامــت خمیــده ام
***مجید لشکری***


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396  | 9:08 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 65 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید