علی اکبر لطیفیان
امام حسین(ع)-روضه وداع
باطن ترین من، نه خدا حافظی مکن
هر چند ظاهراً، نه خدا حافظی مکن
من نیمه توام جلویت ایستاده ام
با نیمِ خویشتن، نه خدا حافظی مکن
یک اهل بیت را ته گودال می بری
ای خُمس پنج تن، نه خدا حافظی مکن
اصلاً بدون من سفری رفته ای بگو
حالا بدون من، نه خدا حافظی مکن
پس حرف میزنی که خداحافظی کنی
این گونه نه نزن، نه خدا حافظی مکن
شاید کسی نبرد خدا را چه دیدی
با کهنه پیرهن، نه خدا حافظی مکن
این سمت عزیز، محترم، با کفن، ولی
آن سمت بی کفن، نه خدا حافظی مکن
بعد از تو چند مرد به دنبال چند زن
بعد از تو چند زن، نه خدا حافظی مکن
ادامه مطلب
عمان سامانی
ظهر عاشورا-وداع
سیل اشکش بست بر شه راه را
دود آهش کرد حیران شاه را
در قفای شاه رفتی هر زمان
بانگ مهلاً مهلیاش بر آسمان
ادامه مطلب
حسین سنگری
شب عاشورا-حضرت زینب(س)
از نگاهت خوب فهمیدم که بار آخر است
این که می بینم تو را - امشب قرار آخر است
چشم در چشم تو می دوزم، تو می گویی به من
با زبان بی زبانی این بهار آخر است
صبح فردا از ترک های زمین خون می چکد
با خَطِ خون می نویسم انتظار آخر است
می روی و در غبار حادثه گم می شوی
می رسی و می نویسم این غبار آخر است
بر مدار عشق می چرخی و می اُفتی زمین
عشق می گوید که برخیزی! مدار آخر است
عشق می ریزد زمین از گوشه ی چشمان تو
چشم هایت قسمتی از شاه کار آخر است
قسمتی دیگر کبود بغض های زینب است
کربلا در کربلا این یادگار آخر است
شعله می پاشند روی خیمه ها، روی دلم
گفته بودی در غزل! این شعله زار آخر است
روی خاک افتاده خورشید و نگاهم می کند
از نگاهش خوب می فهمم که بار آخرست
ادامه مطلب
ای ذوالجناح با وفا کو حسین من ، نور دو عین من
ای ذوالجناح بهر خدا کو حسین من ، نور دو عین من
بابای من بردی کجا کو حسین من ، نور دو عین من
کاکل و یالت پر زخون کو حسین من ، نور دو عین من
راکبت از زین شد نگون کو حسین من ، نور دو عین من
زینب و کلثوم حزین کو حسین من ، نور دو عین من
گفتند با قلب حزین کو حسین من ، نور دو عین من
بی صاحب آمدی چنین کو حسین من ، نور دو عین من
ای ذوالجناح خوش سِیَر کو حسین من ، نور دو عین من
بر گو اگر داری خبر کو حسین من ، نور دو عین من
اطفال محزون خون جگر کو حسین من ، نور دو عین من
ادامه مطلب
کـــی پیکرت را به خون کشده عزیز زهــرا، حسین مظلوم
کـــــی حنجرت را چنین بریده عزیز زهــرا، حسین مظلوم
ز تیر و نیزه، تن تو صد چاک فتاده جــسمت به دامن خاک
ز کــــودکانت، فغان بر افلاک از ایـــن مصیبت قدّم خمیده
شهیـــــد عطـــــشان برادر من عزیـز زهرا، حسین مظلوم
تــــن تو عریان، در این بیابان کنــــــار اجساد این شهیدان
تــــوئی گل من در این گلستان به این گلستان خزان رسیده
کـــــی حنجرت را چنین بریده عزیز زهرا، حسین مظلوم
ادامه مطلب
ای یـــــــــادگار مادرم (2) ای مهربان برادرم
آهستـــــــه رو، آهستــــــــــــه رو
کرده وصیت مادرت (2) تا من ببوسم حنجرت
در وقت مـــــیدان رفتَنت، آهسته رو، آهسته رو
صبری نما تا خواهرت(2) قرآن بگیرد بر سرت
در وقت میــــــــدان رفتنت، آهسته رو، آهسته رو
کُو قاسم و کُو اکبرت (2) عباس و عون و جعفرت
زینب بمیرد خــــــــــواهرت، آهسته رو، آهسته رو
ای نخــــل ایمــــــان را ثمر (2) ای زادۀ خیر البشر
بــــــــــــــر فاطمه نور بَصَر، آهسته رو، آهسته رو
قــــــــربان روی انورت(2) گردد، فدایت خواهرت
در وقــــــــــــت میدان رفتنت، آهسته رو، آهسته رو
ادامه مطلب
آهسته تر رو یا حسین قربان رویت(2) تا جای زهرا مادرم بوسم گلویت
مظلوم حسین جان مظلوم حسین جان (2)
صبری نما بهر خدا، ای پور زهرا (2) قرآن بگیرم بر سرت، ای ماه بطحا
مظلوم حسین جان مظلوم حسین جان (2)
زینب به قربان تو و خُلق تو گردد (2) مهلت بده یک لحظه ای دور تو گردد
مظلوم حسین جان مظلوم حسین جان (2)
بر درد بی درمان ما آخر دوائی(2) آیا شود یک بار دیگر خیمه آئی
مظلوم حسین جان مظلوم حسین جان (2)
یا رب دلم شد غرقِ خون ای حیّ سبحان (2)
فرزند زهرا تشنه لب شد سوی میدان
مظلوم حسین جان مظلوم حسین جان (2)
چون شاه دین از خیمه گاهش دور گشتی
چشمان زینب کم کمَک بی نور گشتی
مظلوم حسین جان مظلوم حسین جان (2)
چون ملجائی فیر از خدا دیگر ندارم(2)
ای نـــــــــــوگل زهرا به حقت می سپارم
مظلوم حسین جان مظلوم حسین جان (2)
[محمد علامه]
ادامه مطلب
سید محمد جوادی
حضرت زینب(س)-وداع
حالا كه غیر از چشم های تر نداری
تنهای تنها ماندی و یاور نداری
بگذار تا زینب لباس رزم پوشد
تا كه نگوید دشمنت لشگر نداری
من آب می آرم برای اهل خیمه
دیگر نگو آقا كه آب آور نداری
بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم
آخر مگر ای نازنین خواهر نداری
تعبیر كن خواب مرا ای یوسف من
حالا كه غیر از چشم های تر نداری
می آیم امشب بهر دیدارت به گودال
هر چند دیر است و دیگر سر ندار
ادامه مطلب
حسین رستمی
حضرت زینب(س)-وداع
اگر چه ایل و تبار مرا به همراهت...!
برو حسین که دست خدا به همراهت
دعای حرز لبم را به گردنت بستم
برو حسین که این بوسه ها به همراهت
تویی که جان مرا می بری به همراهت!
نمی بری بدنم را چرا به همراهت؟!
فدای موی بلندت شوم که دست نسیم
چگونه می زند این نظم را به هم، راحت!
برو که با خبری من چگونه می آیم
برای یافتنت تا کجا به همراهت
فقط کنار تنت نیمی از مرا بگذار
که نیم دیگر من تا خرابه همراهت...
دلی دو تا و قد و قامتی دو تاتر از آن
برو که من شده ام چند تا به همراهت
نگفته بودی اگر سمت خیمه ها برگرد!
می آمدم به خدا بی هوا به همراهت
تو دور می شوی اما هنوز این جایی
برای آن که نبردی مرا به همراهت
ادامه مطلب
اجرا شده توسط حاج محمود کریمی-10محرم1390-بیت رهبری
حضرت زینب(س)-وداع-مصائب
تشنه رفتن برا تو | مرثیه خوندن برا من
برنگشتن برا تو | تو خیمه موندن برا من
پر پرواز برا تو | پرهای بسته برا من
خسته رفتن برا تو | این همه خسته برا من
غم امت برا تو | حفظ امامت برا من
دست بیعت برا تو | خط ولایت برا من
قمرامون برا تو | این همه اختر برا من
پسرهامون برا تو | این همه دختر برا من
غم زینب برا تو | تموم غم ها برا من
علی اكبر برا تو | ناله لیلا برا من
اینجا موندن برا تو | تا كوفه رفتن برا من
خواب راحت برا تو | گریه براتون برا من
نیزه خوردن برا تو | رو نی سراتون برا من
علی اصغر برا تو | رباب مضطر برا من
لب خنجر برا تو | بوسه به حنجر برا من
سنگ اینجا برا تو | سنگ های كوفه برا من
زخم غارت برا تو | زخم جسارت برا من
پاره پیرهن برا تو | رنج اسارت برا من
گوش پاره برا من | گریه و ناله برا من
روی نیلی برا من | طفل سه ساله برا من...
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


