گرچه گاهی با دلم باید نباید می کنی
گرچه گاهی هم مرا در خود مردد می کنی
مطئنم دوستم داری که در هر اربعین
ناز می آیی و راه مرز را سد می کنی
کُلُکُم نورید و کل ارض هم کرببلا
با همین علت مرا راهی مشهد می کنی
باشد از مشهد برات کربلا می آورم
حل کارم را یقین هشتاد درصد ، می کنی
بیست درصد را هم از پائین پایت خواستم
شک ندارم روزیم را بیش از این حد می کنی
دوستانم گرچه منعم می کنند اما حسین!
باز بی ویزا مرا از مرزها رد می کنی
شاعر : محسن ناصحی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
سپاه کوله به دوشان و بیشمار پیاده
دوباره قافله صف بسته سمت یار، پیاده
چشیده هرکسی از چای روضه باده چشیده
شده ست مست ولی آمده خمار، پیاده
به یاد خارمغیلان وزخم و پای برهنه
میاورد دوسه تاول به یادگار پیاده
به یاد خشکی لبهای از عطش ترکیده
نکرده تر لبی از آب خوشگوار… پیاده
شفا زکیست که اینگونه درد هم شده حیران
مریض آمده با حالتی نزار ، پیاده
به شوق کیست به طور آمده ست این همه موسی؟
که پا برهنه ،جلو ،پشت سر ،کنار، پیاده
که دیده صاحب عزا اربعین غریب بماند؟
و باز آمده تنها سر قرار ، … پیاده
نوراء نریمان
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
نمی بینی از غصّه لبریزم و
نمی بینی از دوری آشفته ام ؟
باشه، کربلا رام نده، لا اقل
بشین پایِ حرفای ناگفته ام ؟
از اون اربعینی که پیشت بودم
شدم عشقم ، اونقدر مأنوس تو
که یک ساله چشم انتظارم بیام
بــازم جزو مَشّایه ، پابوس تو
پیاده روی بین دو تّــا بهشت
از این بهترم میشه اصلاً مگه ؟
نمی فهمه وایسادنو زائرت
اگه تاول پاش چیـــزی نگه
زن و مرد ، پیر و جوون عازمن
تو راهی که تو انتهاشی حسین
مسیحیّه هم زیره لب میگه که
میشه با منم آشناشی حسین ؟
تو موکـب فقط چَن قَلَم جنس نیس
اونم ، بُخل ، نامهربونی، ریاس
به خـرمایِ خوش طعم و با برکتش
شراب بهشــتی تو اون چائــیاش
عمودای آخر تو گوش همــه
یه موسیقیِ ناب از خِش خِشه
صدایی که واسم تو اون خستگی
پُر از حسّ زیبایِ آرامشه
دارم زائــرا رو نیگاه می کـــنم
همه، چشماشون مثل دریا شده
آره ، باید اینجا بیفتم رو خاک
آخــه ، گنبــده ماه پیدا شــده
شاعر : محمد قاسمی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
میرسد بر دل تو بغض صدایم یا نه ؟
میشود باز به درگاه تو پایم یا نه ؟
بنده ای آمده با روی سیاهش هیئت
میدهد صاحب این خانه بهایم یا نه ؟
از غلامان تو بودم همه ی عمر بگو
وقت مرگم که رسید از شهدایم یا نه ؟
تو که عمری ست در این روضه پناهم دادی
میدهی گوشه ای از علقمه جایم یا نه ؟
نکند کرب و بلا را که ندیده بروم
اربعین در سفر کرب و بلایم یا نه ؟
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
ای ساربان آهسته ران دارد توانم می رود
در این زمین پربلا ازغم عنانم می رود
از خاک اینجا بوی هجران و جدایی میرسد
گویا همین جا از تن رنجیده جانم می رود
اینجا لب خشکیده را با تیر آبش میدهند
گفتم عطش سوزم چو آتش بر زبانم می رود
اینجا مقام دیدن ذبح ذبیح اعظم است
کز داغ او شادی ز کل دودمانم می رود
اینجا من و تاریکی و غربت به هم محرم شویم
باید ببینم روی نی ماه زمانم میرود
دوران یا بنت امیرالمونمین من گذشت
وقت اسیری آمد و نام و نشانم می رود
زین پس به روی تاقه ی بی پرده میخوانم نماز
بعد از علی اکبرم دیگر اذانم می رود
من خود به چشم خویشتن باید ببینم بی کفن
روی سرم رآست به نی چون سایه بانم میرود
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بی کفن میل بوریا دارد
بی وطن شوق کربلا دارد
پر طاووس مال کرکس نیست
هر که خواهد تو را ، تو را دارد
من که گشتم نگرد آقاجان
مثل و مانند تو کجا دارد؟
از برای منه کلاغ سیاه
گنبد تو همیشه جا دارد
اشکهای منم صفا دارد
کربلای تو هم صفا دارد
راه اگر راه اربعین باشد
نوکر تو هزار پا دارد
آخره نام من حرم بگذار
اول اسم من که "با" دارد
من همینجا نخورده مستم چون
مرقد از دور هم نما دارد
سائلت از چه مشت و مالم داد
پس گدای تو هم گدا دارد
منه بیمار ، سالمم الآن
کربلا ، کرب بی بلا دارد
من ندارم "تو را" ؟ حسودم من؟
پس بقل دستی ام چرا دارد؟
چه کسی گفته او گنهکار است
روی دوشش فقط لوا دارد
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
یه عمره که با قاب عکس حرم
شب و روزمو هقهق میکنم
بذار اربعین زائر تو بشم
وگرنه از این دوری دِق میکنم
همه کوله بار سفر بستنو
با پای پیاده هوایی میشن
فقط من از این فیض بیبهرهام
رفیقام دارن کربلایی میشن
نذار آبروم بیشتر از این بره
بگو دردمو با کی قسمت کنم؟
یا راهی جلو پام بذار یا بگو
چجوری به این دوری عادت کنم؟
اگه کربلاتو نبینم حسین
بگو پس چهخاکی بریزم سرم؟
آخه تا کِی این دوری و دوستی؟
بذار پا برهنه بیام تا حرم
رسیده به اینجام صبوری بسه
میشه تا حرم زیر بارون بیام؟
میخوام اینقدَر گریهزاری کنم
که قبل از رسیدن بگیره صدام
میخوام خسته از راه رفتن بشم
مثه بچههات غرق تاول بشم
میخوام یاد دروازهی ساعات
دم مرز مهران مُعطّل بشم
چجوری به یاد غمات باشمو
توی خیمهها استراحت کنم؟
مگه میشه یاد رقیهت باشم
ولی لحظهای خواب راحت کنم؟
میخوام هر دقیقه بباره چشام
به یاد دل خستهی خواهرت
میخوام وقتی که تشنه میشم بگم:
فدای لب تشنهی اصغرت
خلاصه میخوام کربلایی بشم
تا بلکه مثه حر حلالم کنی
میشه بعد یک عمر آلودگی
بحق رقیه زلالم کنی؟
خودت میدونی بیشتر از هرکسی
به ایل و تبارت ارادت دارم
درسته سعادت میخواد اما من
به دل آرزوی شهادت دارم
اگه مقتدامون تو باشی حسین
خداشاهده جون دادن سخت نیست
بقرآن کسی شاه باشه ولی
نباشه غلام تو خوشبخت نیست
شاعر : محمد زوار
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
نوشتن از غم تو ذکر این قلم شده است
چقدر فکر من این روزها حرم شده است
پیاده ، رو به حرم… کاش روزیم بشود
تمام دلخوشیم کوله پشتیم شده است
شب دلتنگى من نافله اى مى خواهد
قلمم از تو نوشته ، صله اى مى خواهد
راهى جاده عشقم نکنى مى میرم
دل من پاى پر از ابله اى مى خواهد
مرغ دل بر سر این بام بیارى بهتر
از پریدن به هواى تو چه کارى بهتر؟
سال دیگر نکند زنده نباشم ، اى واى
ارزو روى دل من نگذارى بهتر
شاعر : سید مسیح شاه چراغی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
جسم و روحم با حرم گشته عجین
حال و روزم با غمت گشته غمین
این سه جمله خواب شبهای من است
کربلا ... پای پیاده ... اربعین
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
داغ هیچ غمی به این نمیرسه
منو می کُشه همین ” نمیرسه “
بذار اربعین بیام کرب و بلات
آسمون که به زمین نمیرسه…
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


