رسیدم از سفر شکسته بال من نظر کن بر من و نپرس احوال من
بخوان قرآن ز رگهای بریده
علمدار غمت آمد خمیده 2
حسین سالار زینب ۳
همه گلهای تو به رنگ ارغوان ز بس که کعب نی زده بر ما سنان
نهان کردم ز تو جای کبودی
امان از کینه ی قوم یهودی 2
حسین سالار زینب ۳
میان ازدحام نگاه دخترت به روی نیزه بود سر آب آورت
عمو جان وای از آن بازار شامی
بگو که ما کجا بزم حرامی 2
حسین سالار زینب ۳
شاعر : حسین خدایار تهرانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بازم، تو رویای شبم خواب حرم دیدم
دیدم، سلامی به تو با چشم ترم میدم
بازم، به سر سربند لبیک یاحسین بستم
دیدم، بازم پای پیاده زائرت هستم
دوباره زائری با چشم گریونم میون موکبای عشق سردرگم
صدای آشنا آید به گوش دل حَلَبیکُم لِزُوّارِ حَلَبیکُم
بده قولی، بگو باشه قرار اربعینمون سر جاشه
این دل تنگم، عقده ها داره گمونم باز میل کربلا داره 2
قلبم، یه عمریه توی کربلا جا مونده
مونده، دوباره حسرتش رو قلب وامونده
آقا، بگو که اربعین براتو می میرم
گیرم، اگه جا بمونم همینجا می میرم
میون راه با پای پیاده باز رسد از ما سلام از تو علیکم
صدای آشنا آید به گوش دل حَلَبیکُم لِزُوّارِ حَلَبیکُم
این دل تنگم، عقده ها داره گمونم باز میل کربلا داره 2
کار، شبام گریه و حسرت پر از آهه
هرشب، مرور خاطراتی که توی راهه
راهی، که روی سرمون منتی میذاره
شاهی، که انقد نوکرای مهربون داره
کجا این نوکر وامونده از راهو کجا این لطف بی پایان این مردم
صدای آشنا آید به گوش دل حَلَبیکُم لِزُوّارِ حَلَبیکُم
این دل تنگم، عقده ها داره گمونم باز میل کربلا داره 2
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
اربعین آمد ومن آمده ام کرببلا
به مشامم برسد بوی حسینم اینجا
سر او همره من آمده در طول سفر
مدفن پیکر او بوده در این خاک بلا
اربعین آمده و بعدچهل روزی سخت
آمدم تا که کنم مجلس سوگی بر پا
آمدم در دلم را به برادر گویم
گویمش بوده یه یادم همه آن عهد ووفا
ای برادر بنگر زینب تو آمده است
تر بتت بر دل غمدیده ی او هست شفا
آمدم تا که بگویم به تو بر من چه گذشت
آمدم شرح دهم قصه چل روز جفا
بعد تو جان برادر حرمت غارت شد
بر من وجمله زنان ظلم بسی، گشت روا
ای حسین بعد تو ما را به اسیری بردند
وای از کوفه واز ولوله ی شام بلا
یاد داری که سرت کوفه بیامد به برم
بود در تشت طلایی نگران خیره به ما
سخت بگذشت به ماشام، عجب شهری بود
من چه گویم سر تو بر سر نی بود آنجا
سر بلندم که زبونیم ندیدست دشمن
با خطابه همه شان را بنمودم رسوا
درد دارم ولی هیچ ندارد درمان
چون رقیه به دل شام بمانده تنها
جان زینب، دگر طاقت هجرانم نیست
بیش از این هجر میان من وتو نیست روا
دوست دارم که برآورده شود آرزویم
روح من بر سر خاکت شود از جسم رها
شاعر : اسماعیل تقوایی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
در تمنای رخش باده خوران باید رفت
با دل خون و ضمیری نگران باید رفت
جمع خوبان زمان جای گنهکاران نیست
همچو حر مضطرب و توبه کنان باید رفت
گر ز روی کرمش گوشه ی چشمی بکند
زیر شمشیر غمش با دل و جان باید رفت
صحبت از داغ جوان است و غریبی پدر
در پی خواهر او مویه کنان باید رفت
زرهی نیست که بر قامت قاسم بکند
درغم تازه جوان جامه دران باید رفت
سینه ی ساقی او تنگ شده ای مردم
تا وصال حرمش سینه زنان باید رفت
دست های قلمش حسرت ارباب شده
کمرش تا شده پس ضجه زنان باید رفت
بدنش زیر سم اسب شده زیر و زبر
مجلس روضه ی او لطمه زنان باید رفت
اربعین وعده ی مستی همه عالم شد
بهر تسکین دل مادرمان باید رفت
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
اربعین آید دوباره محشری بر پا شود
جاده ها تا کربلا دریای انسانها شود
سیل جمعیت پیاده رهسپار کربلاست
خستگی در نزد این عشاق بی معنا شود
عشق ثارا...نیرو را دوچندان می کند
صحنه های عشق در طول سفر برپا شود
هر کسی سبقت بگیرد خدمت زائر کند
تا ازین ره بین اصحاب حسینی جاشود
این همایش در تمام دهر باشد بی نظیر
با شکوه وهیبتش خصم علی رسوا شود
کربلا باشد صفا ومروه درگاه علی(ع)
ساعی در بین آنها نوکری والا شود
گرد زیر پای زائر توتیای چشم کن
با غباری این چنینی کور هم بینا شود
کاش گردد قسمت هر شیعه این فیض عظیم
تا که توشه از برای عالم عقبی شود
شاعر : اسماعیل تقوایی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
عهد كردم در عزایت مبتلا باشم، نشد
اربعین، پای برهنه، كربلا باشم، نشد
محرم اسرار گشتم، مجرم عشقت شدم
عهد كردم خاك پای اولیا باشم، نشد
خواستم چون قطره ای در بحر بی پایان عشق
غرق در آب فرات نینوا باشم، نشد
اربعین زخم دل زینب مرا آزار داد
خواستم بر زخم قلب او دوا باشم نشد
من شنیدم شمر دون بر سینه ی آقا نشست
كاش میشد جای شاه سرجدا باشم، نشد
سید مصطفی طباطبایی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
سیاهیه غمت از این دل سیاه نرفت
بخاطر غم تو از گلویم آه نرفت
به جرم عشق مرا پیش یار دار زدند
سر کسی به روی دار بی گناه نرفت
میان راه وصالش رود به بیراهه
هر آنکه در دل شب زیر نور ماه نرفت
خودت دو قطره ز چشمان من بکش بیرون
که سطل گریه ی چشمم درون چاه نرفت
به زائران شما غبطه میخورد فردا
به سمت کرب و بلا هرکسی که راه نرفت
پیاده رفتم و پای پیاده برگشتم
در اربعین حسینی سرم کلاه نرفت
فقیر آمدم و پادشاه برگشتم
کسی بدون عنایت ز بارگاه نرفت
دروغ روضه بخوانید... مادرش غش کرد
به روی پیکر عریان او سپاه نرفت
به فاطمه برسانید که خیالش جمع
خدانکرده سنان در دهان شاه نرفت
عزیز کرده اش از آب علقمه نوشید
و شمر لعنتی آخر به قتلگاه نرفت
شاعر : رضا قربانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
یا صاحب الزمان عج
خبر رسیده عزیزی که چشم تر دارد
هوای رفتن از این کوچه و گذر دارد
غریب ترین زائر پیاده ی عشق
به شوق کرب و بلا نیت سفر دارد
ز ناله های پر از درد حضرت یوسف (عج)
ستون مسجد حنانه هم خبر دارد
عمودها همه در سجده اند و بی تابش
که بوسه بر قدمش حالتی دگر دارد
به یاد دخترکی گوشه ی خرابه ی شام
که از تمام پدر یک بریده سر دارد
طلایه دار غم حضرت اباالفضل (ع) است
ز روضه های عمو، داغ بر جگر دارد
چقدر صبر بر این ظلمت و جهالت و کفر...!
در انتظار فرج قلب پر شرر دارد
اگر چه با خبر است از سیاهی اعمال
به حال و روز دل شیعیان نظر دارد
خدا کند که بگویند آخرین سفریست
عزیز فاطمه چشمان مُنتَظَر دارد
بخوان ز درد فراغش... ز انتظار فرج
ز ندبه های ظهورش بخوان..، اثر دارد
به نینوای حسینی رسیدن آسان نیست
هوای عشق عجیب است و دردسر دارد
چقدر فاصله مانده است تا ضریح حسین
خوشا به حال کبوتر که بال و پر دارد
نعیمه امامی- 1-2آذر94
شاعر : نعیمه امامی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
یک اربعین گذشت زداغ پدر چه سخت
بااشک وآه ومویهءشب تا سحر چه سخت
یک اربعین چکید به دامان حسرتم
از دید اشک همره خونِ جگر چه سخت
یک اربعین فراق و دلِ دخترش شده
در خاطرات بی کسی اش، دربه درچه سخت
یک اربعین عمامهٔ خونین ،گرفته ام
با روسریِ سوخته ازدر، به بر چه سخت
یک شمع هم نسوخت سر قبرمخفی اش
خورشید میگریست در آن دور و بر چه سخت
سی سال در سکوت فقط ریخت در خودش
ُبُغضی که میکشید به جانش، شرر چه سخت
از استخوان در گلو و خار بین چشم
قدری به چاه گفت و به چندین نفر چه سخت
از راز چشم کاسهٔ خونش، امیر شهر
حتی نخواست نسیم شود باخبر چه سخت
صد کوه غم به سینه،تلمبار دارم و
ریزم ز کوفه خاک یتیمی به سر چه سخت
میخواست کم کُند،غم بی مادری ز من
دورم گرفته بود پرش،بیشتر چه سخت
رفت و به شهر مادری خویش میروم
نگذاشت کوفه چاره مرا ،جز سفر چه سخت
راضی شدم به دیدن دیوار ومیخ در
دیدار کوچه هست برایم اگرچه سخت
از کوفه زودتر ببریدم، که آمده
یک سر به روی نیزه مرا، در نظر چه سخت
شاعر : علیرضا شریف
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
گریه کن تو را به قیامت حساب نیست
آنجا که هست نام تو حرف از عذاب نیست
شرط و شروط در کرم تو ندیده اند
در بخشش کریم، حساب و کتاب نیست
اى راه اتصال خلایق به آسمان
اصلا دعاى بى تو مرا مستجاب نیست
جنت براى اوست، برادر خطا مکن
کارش کرامت است به فکر ثواب نیست
یک روضه با کنایه نوشتم براى تو
جعده به هیچوجه شبیه رباب نیست
شاعر : کرامت نعمت زاده
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


