
طفلان حضرت زینب(س(
بتاب ای رُخت مهر و ماه منیر
بده رخصت رزممان ای امیر
که هستیم از زندگی هر دو سیر
به روی سر ما تو قرآن بگیر

ادامه مطلب

طفلان حضرت زینب(س)
هرچه مستی ها فزونتر ، هست ساغر بیشتر
چون پیام عاشقی دارد پیمبر بیشتر
عشقِ خواهر باشد و مِهرِ برادر بیشتر
دارد اصلاً کربلا از کوفه لشگر بیشتر

ادامه مطلب

عالم علی و نور جهانتاب زینب است
مثل علی و مثل نبی ناب زینب است
از جلوه های فاطمه سیراب زینب است
تشنه حسین تشنه حسن آب زینب است
یعنی که پنج تَن دل یک قاب زینب است

ادامه مطلب

از خجالت نذار مو سفید بشم
من نیومدم که نا امید بشم
این دو تا قربونی ها مو بپذیر
تا جلو فاطمه رو سپید بشم
نذاری برن آخه بی تاب میشن
مثل زینب اسیر طناب میشن
وقتی تشنه ای خجالت میکشن
قطره قطره جلو چشمام آب میشن
میمیرن به تو اهانت که بشه
بعد تو موقع غارت که بشه
به غرور جفتشون بر میخوره
جلوشون به من جسارت که بشه
حرفی از بیا زدن خودت برو
منو که صدا زدن خودت برو
دوست دارن رو دامن تو جون بدن
اگه دست و پا زدن خودت برو
ادامه مطلب
.jpg)
رو سفیدم میکنند و فخر مادر میشوند
نو جوان هایم سپرهای برادر میشوند
این پسرها پیشکش های من وعبدلله اند
صحبت جنگ وجدل باشد قلندر میشوند
آینه انگار پیش مرتضی بگذاشتند
هیبت جنگی که میگیرند حیدر میشوند
دست برشمشیر میگیرند طوفان میکنند
یک تنه قطعاً حریف چند لشگر میشوند
خون قتال العرب جاریست در رگ هایشان
قابض الارواح کوفی های کافر میشوند
بوی زهرا میدهد پهلوی آقازاده ها…
چونکه بایک واسطه فرزندکوثر میشوند
زیر نیزه یاد غمهای مدینه میکنند
گریه کن های جوانمرگی مادر میشوند
هر چه باشد هردو خواهرزاده های محسن اند
منتقم های شهید ضربه ی در میشوند
اکبر تو ارباً اربا شد ولی شکر خدا
دست گل هایم پس از او زود پرپر میشوند
ادامه مطلب
.jpg)
اشعار شب چهارم محرم – امیر حسام یوسفی
این دو سرباز به قربان اباعبدالله
نذری گریه ی پنهان اباعبدلله
دائما بر لبشان بود که جان و تنمان
به فدای لب عطشان ابا عبدالله

ادامه مطلب

طفلان حضرت زینب(س)
لشکر کوفه به میدان دو برادر می دید
کربلا بار دگر عرصه ی محشر می دید
وقت تکبیر شد و گفت که ما شاالله
پسر فاطمه رزم دو دلاور می دید
بین میدان بلا رزم نمایان کردند
رزمشان کاش که می شد خود مادر می دید
عاقبت هر دو نفر را به دم تیغ زدند
بدنی داشت به خود زخم مکرر می دید
بی هوا نیزه تنی را به زمین دوخت و رفت
حنجری داشت به خود تیغه ی خنجر می دید
کاکل هر دو به دستان حرامی ها بود
دو بدن داشت به خود زخم برابر می دید
چشم ارباب پس از اکبر و قاسم به زمین
بار دیگر دو بدن پاره و بی سر می دید
خونجگر بین حرم مادرشان بی تاب است
شد دلش قرص که هم پای غم ارباب است
ادامه مطلب

بچه شیری ز حرم اشک فشان بیرون زد
نوجوانیِ حسن ماه نشان بیرون زد
نسلِ صفّینیِ خورشید وَشان بیرون زد
تازه رزمنده که فریاد کشان بیرون زد

ادامه مطلب
.jpg)
طفلان حضرت زینب(س(
خواهر ،برادر جای خود، زینب دلی دارد
چشم از تماشای امامش برنمیدارد
تا دید دارد لشگرش کم میشود،کم کم
طفلان خود را زد صدا با گریۀ نم نم

ادامه مطلب
.jpg)
طفلان زینب (س)
زین دو طوفان سوار میسازد
مردِ روزِ شکار میسازد
زلفشان را به شانه می ریزد
چندتا آبشار میسازد

ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


