ز بس که نیزه نشسته به جسم پرپر تو
ورق ورق شده در قتلگاه دفتر تو
چقدر نیزه شکسته کنارت افتاده
چقدر تیر فرو رفته بین پیکر تو
هنوز از گلویت خون تازه می آید
هنوز  بر سر نی جاری است کوثر تو
سر شکسته عباس آب آور را
نشانده اند سر نیزه ای برابر تو
چقدر لطمه زده روی گونه اش امروز
نمانده سوی نگاهی به چشم خواهر تو
زدند بر رخ ماه تو هیجده ضربه
که نیست نقطه سالم به صورت و سر تو
غروب گوشه گودال روضه می خواند
برای این همه زخم تن تو مادر تو


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1396  | 10:06 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

روز عاشورا

خیمه در اضطراب است

زینب در التهاب است

یارب چه ماجراییست

در زمزمه رُباب است

لای لای عزیز مادر

اصغر که خوابِ خواب است

لب را به هم فشرده

شش ماهه فکر آب است

یارب چه دیده سقّا

شاید که این سراب است

مشک عمو دریدند

حالش دگر خراب است

سیلی و قتل و غارت

بعدِ عمو که باب است

در پای این یتیمان

تاول زده طناب است

در فکر دشمن پست

معجر و این نقاب است

جسم عزیز زهرا

در زیر آفتاب است

"محمدمهدی عبدالهی"


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:21 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

   يا مقطع الاعضا

دیگر رمق به پیکر و تابی به تن نداشت

جایی نخورده زخم به روی بدن نداشت

جز مادری شکسته به هنگام قبض جان

شاه غریب و کشته ي دور از وطن نداشت

***

ای وای من که شمر ز مرکب پیاده شد

ای وای خنجری به گلویش نهاده شد

لب تشنه می برید سرآن ذبیح را

آن تشنه را ز دشنه لبش آب داده شد

***

پاسخ نداشت بانگ عطش در نظاره ها

خورشید بود و زخم فزون از ستاره ها

گودال بود مسجد وگاهی به سجده بود

از نیزه ساختند برایش مناره ها

***

ای وای من که شه به زمین اوفتاده است

دشمن به روی سینه او پا نهاده است

آسوده بود که حنجر شه را نمی برد

آن حنجری که فاطمه اش بوسه داده است

***

در بین گرگها سر جسمش نزاع شد

برسینه اش نشست و نفس انقطاع شد

چون از قفا برید ، نه دستی زد و نه پا

با ضربه های دِشنه اش قطع نخاع شد

(صمد عليزاده)


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:21 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سید محمد جوادی

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع قتلگاه

 

بگذارید كنار بدنش گریه كنم

بر تن زخمیِ بی پیرهنش گریه كنم

تا كه سر داشت نشد خون سرش پاك كنم

بگذارید به زخم بدنش گریه كنم

چه غریبانه فغان كرد مرا آب دهید

بگذارید به سوز سخنش گریه كنم

بگذارید گلم را كه فتاده است به خاك

كنم از چادر مادر كفنش گریه كنم

ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت

اندكی صبر كنار بدنش گریه كنم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:21 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حجت الاسلام رضا جعفری

امام حسین(ع)-شهادت

 

بادها عطر خوش سیبِ تنش را بردند

زخم ها لاله ی باغ بدنش را بردند

نیزه‏ها بر عطشش قهقهه سر مى‏دادند

خنده‏ها خطبه ی گرم دهنش را بردند

این عطش یوسف معصوم کدامین مصر است

که روى نیزه بوى پیرهنش را بردند؟

تا که معلوم نگردد ز کجا مى‏آید

اهل صحراى تجرّد کفنش را بردند

دشنه‏ها دور و بر پیکر او حلقه زدند

حلقه‏ها نقش عقیق یمنش را بردند

چهره‏ها یا همه زردند وَ یا نیلى رنگ

شعله‏ها سبزى رنگ چمنش را بردند

بت پرستان ز هراس تبر ابراهیم

جمع گشته تبر بت شکنش را بردند

بادها سینه زنان زودتر از خواهر او

تا مدینه خبر سوختنش را بردند

یوسف، آهسته بگوئید نمیرد یعقوب

گرگ ها زوزه کشان پیرهنش را بردند


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:21 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

نشست مرد و به دامن گرفت دختر را

چشید طعم نفس های گرم مادر را


چگونه لب به وصیت گشاید او این دم

چگونه بار ببندد وداع آخر را


به چشم خسته ی او خیره می شود لختی

که بغض کرده گلو پاره های اصغر را


کشید دست به لب های خشک و لرزانش

و پاک کرد رَدِ اشک های پرپر را:


-اگرچه مایه ی آرامش پدر بودی

بیا و تجربه کن حس و حال دیگر را


رباب را به تو من می سپارم از امروز

غزل کن آتش آن خاطر مکدّر را


عمو نداشت، برادر نداشت، دشمن داشت

پدر، چگونه رها کرده بود دختر را؟

شاعر: پروانه نجاتي


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:21 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بنويس روي صفحه قلم ... آه كربلا

آتش گرفت باز دلم ... آه كربلا

دوري ، شكستگي ، دل پرخسته از همه

خيره به قاب عكس حرم ... آه كربلا

بعد از نماز سجده به تربت به ياد تو

هم آه از خجالت و هم آه ... كربلا

پيراهن سياه تو و شال نوكري

ماه عزا و خيمه غم ... آه كربلا

بغضو سكوتو گريه جانسوز بي كسي

در كوچه ها قدم به قدم ... آه كربلا

پرچك ، كتل حسينيه روضه نواي عشق

سينه زني و نوحه و دم ... آه كربلا

دلواپسي روز عطش كودك رباب

آب فرات و دست ستم ... آه كربلا

سقا و مشك پاره و دو دست جدا شده

افتادن امير و علم ... آه كربلا

زينب وداع ، حسين اشاره به قلب خون

بر پهلوي شكسته قسم ... آه كربلا

بانگ نبي روضه گودال قتلگاه

مادر رسيد با قد خم ... آه كربلا

حبيب نيازي


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:20 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

يا مظلوم

ای نیزه دار نیزه ی خود را نمی بری؟

دارد نگاه میکند از عرش مادری

 

آن سیب سرخ ِ نیزه ی تو دلبر من است

رحمی نما به گیسو ي طفل برادری

 

آن نیزه را ز جمع یتیمانِ ما ببر

کردی سفید موی من و موی دختری....

(عليرضا باقري)


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:19 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

   يا مظلوم

هزار بار تنت جا به جا شد و ديدم

سرت جدا شد و رَختَت جدا شد و ديدم

 

لبت كه تشنه شد و خشك شد به هم چسبيد

به زور ِ نيزه دهان تو وا شد و ديدم

 

 

حسین جان گره معجر مرا شل کرد

همین که پیرهنت نخ نما شد و دیدم

 

سر تو نیزه و شمشیر ها گره خوردند

شلوغ بود و صدا در صدا شد و دیدم

(علي اكبر لطيفيان)


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 1 مرداد 1396  | 1:19 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید