
و چون حرّ بن یزید ریاحی از حرکت آن حضرت به کوفه و یا مراجعت به مدینه بشدّت منع کرد، آن حضرت در ذِی حَسَم بپاخاست و طبق روایت طبری در «تاریخ از عَقَبه بن أبی العیزاز:
فَحَمِدَ اللَهَ وَأَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ: أَمَّا بَعْدُ؛ إنَّهُ قَدْ نَزَلَ مِنَ الاْمْرِ مَا قَدْ تَرَوْنَ. وَإنَّ الدُّنْیَا قَدْ تَغَیَّرَتْ وَتَنَکَّرَتْ وَأَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا وَاسْتَمَرَّتْ حَذَّآءَ، فَلَمْ یَبْقَ مِنْهَا إلاَّ صُبَابَه کَصُبَابَه الاْءنَآءِ، وَخَسِیسُ عَیْشٍ کَالْمَرْعَی الْوَبِیلِ. أَلاَ تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لاَیُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لاَیُتَنَاهَی عَنْهُ!؟ لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی لِقَآءِ اللَهِ مُحِقًّا؛ فَإنِّی لاَأَرَی الْمَوْتَ إلاَّ سَعَادَه، وَلاَ الْحَیَوه مَعَ الظَّالِمِینَ إلاَّ بَرَمـًا. [21]
«پس حمد خداوند را بجای آورد و ثنای او بگفت و سپس فرمود:
امّا بعد، این شدّت و بلائی که بر ما فرود آمده است شما در مرأی و مَسمع خود میبینید؛ دنیا و جریان امور روزگار واژگونه شده و چهره زشت و کریه خود را نشان داده است نیکوئیهای دنیا همه پشت کردهاند، و دنیا بر همین روش شتابان میگذرد؛ و چیزی از آن نمانده است مگر اندکی که مانند قطراتِ آب در ته ظرف جمع شود؛ یا زندگی پست و ناچیزی که چون چراگاه دِرو شده خراب و درهم باشد. آیا نمیبینید که به حقّ عمل نمیشود؟! و از باطل جلوگیری به عمل نمیآید؟! و در این صورت حتماً باید مؤمن حقّ جو، طالب دیدار خدا و لقای حقّ بوده باشد. من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمکاران را جز ملالت و خستگی و کسالت نمینگرم »





