رازهای شکفتن
نویسنده وبلاگ

 

 

برای پالایش ذهن، باید خودتان را از شر آنچه که نمی خواهید خلاص کنید تا برای آنچه می خواهید جا بگشایید.

 

جوهر( طلایی که از آسمان می بارد و یا همان قدرت ذهن شما) در اوضاع و شرایطی آشفته و در هم و بر هم و شلوغ و بی نظم چگونه باید جریانی سیال داشته باشد. جوهر نمی تواند بر ذهنی پریشان و هیجان زده و سرشار از نفرت و انزجار ببارد.

 

نخست باید در بیرون و درون خلا ایجاد کنید.

نیروهای مغناطیسی در خلا می توانند به طور کامل انتقال یابند و سرگرم کار شوند.

 

ایجاد خلا( بیرون ریختن آنچه که دیگر مورد استفاده یا ضروری نمی باشد نیست بلکه در ذهن نیمه هوشیارتان اعتقادی راسخ می آفریند که موجب تجلی توانگری عظیم تر و موهبت های دلخواه تر برای شما می شود.

 

یکی از بی همتاترین عبارات تاکیدی که می تواند به هنگام خلا تکرار کنید این است:

 

«اکنون چیزهای پوسیده و اوضاع و شرایط کهنه و روابط فرسوده را

رها میکنم.»

 

« اکنون نظم الهی در من و جهانم استقرار می يابد و پايدار می ماند.»

 

 

و اینک داستانی در این مورد:


ادامه مطلب



[ پنج شنبه 25 اردیبهشت 1393  ] [ 8:59 AM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

 

روزگاری پیری فرزانه و خردمند به همراه شاگردش در سفر بودند. در یکی از سفرهایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید.

ناگهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.

روز بعد پیر فرزانه و شاگردش از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند.

در مسیر، شاگرد همواره در فکر آن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند

و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،

تا این که به پیر فرزانه قضیه را گفت.

پیر خردمند و فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:

"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".

شاگرد ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به پیر خردمند ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد....

 سال های سال گذشت

و شاگرد همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و

بچه هایش چه آمد.

روزی از روزها پیر فرزانه و شاگرد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.

صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند.

پس از استراحت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند.

 زن نیز چون آن ها را پیر فرزانه و شاگردش یافت، پذیرفت

و شرح حال خود این گونه بیان نمود:

 

سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم.

یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم.

نخست بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم

برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.

ابتدا بسیار سخت بود ولی

کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.

فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت.

فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد و

دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود.

پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.

 

شاگرد که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....

 

 

 

نتیجه:

 

هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است

و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم.


ادامه مطلب



[ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393  ] [ 1:13 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0

ذهن انسان نمودی از آگاهی ،هوش و تجربیات ماست. ذهن معجزه زندگی ماست که می تواند مسیر پیشرفت و شادابی ما را فراهم آورد و هم می تواند باعث درجازدن، خستگی و بی تحرکی زندگی ماشود.

خانه تکانی ذهن از آن کارهایی است که اگر هر از چند گاهی آن را انجام دهیم احساس سرزندگی و شادابی بسیاری خواهیم کرد. ذهن در واقع ترکیبی از مجموعه اندیشه، ادراک، حافظه، احساسات، امیال، تخیل و کلیه فرایند شناخت ناخودآگاه است برای اینکه ذهن بهتری داشته باشیم کافی است موراد زیر را تک به تک مد نظر داشته باشیم:

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net

1. خلاص شدن از آشغال ها
بله در ذهن هر یک از ما دور ریختنی ها و یا به اصطلاح "آشغال" های فراوانی وجود دارد. فراموشی به معنی از دست دادن خاطره ها و تجربه هاست. درحالی که مقصود ما خالی کردن ذهن از آشغال ها و آن چیزی است که به ذهن شما آسیب می زند.

اگر موفق شویم ذهنمان را از آنچه آزاردهنده و بی ثمر است خالی کنیم جا برای فراگیری مطالب جدید باز می شود!

2.تغذیه مناسب
منظور از تغذیه هم جنبه رایج آن یعنی مصرف مواد غذایی ارگانیک و مفید فایده برای ذهن است که متخصصان تغذیه لیست های فراوانی از مواد غذایی مفید برای ذهن ارائه کرده اند و هم تغذیه معنوی مناسب برای یک ذهن اعم از کالاهای فرهنگی شامل کتاب ،فیلم، موسیفی ، تئاتر و... می شود که ذهن ما به آن به شدت نیاز دارد.

3. تمرکز
هنگام انجام هر کاری فقط بر روی همان کار تمرکز کنید. به نظر کار سختی است مخصوصا برای خانم ها، موقع آشپزی ،خرید، کار، تفریح، سخن گفتن با دوستان و... اگر هرکاری که می کنید فقط بر روی همان کار تمرکزکنید و ذهنتان معطوف به همان کار باشد هم کارهایتان را بهتر انجام می دهید هم ذهنتان بهتر عمل خواهد کرد.

4. لحظات ویژه ذهن
تمام تمرینات تمرکزی، یوگا و فنون ویژه ذهن برای لحظاتی است که در آن هیچ کس نباشد. اگربتوانید روزی 10 دقیقه ذهنی خالی داشته باشید . یعنی ذهنی آرام که به هیچ چیزی فکر نمی کند آنوقت یک استراحت عالی به ذهنتان داده اید که زمینه بهبود عملکرد ذهنتان را فراهم کرده است.

برای این کار روزی 10 دقیقه در فضایی که هوا در آن جریان دارد به شکل کاملا راحتی بنشینید و یا دراز بکشید در طول این مدت تنها بر روی تنقس و دم و بازدم خودتان تمرکز کنید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید بعد از این زمان احساس آرامش خواهید کرد.

5. نگاهی نو
هر از چند گاهی نگرش به مسائل از دیدگاه تازه زوایای پنهان زیادی را برای ما آشکار می کند و سبب می شود تا تصمیمات بهتری بگیریم.

سعی کنید به مسائل با شیوه ای نو نگاه کنید.

6. ورزش
ورزش مستمر و روزانه باعث بهبود عملکرد ذهن می شود پزشکان تاکید دارند پیاده‌روی منظم و مداوم در تقویت حافظه نقش قابل ملاحظه‌ای دارد. این متخصصان می‌گویند ۴۰ دقیقه پیاده‌روی آرام به مدت سه نوبت در هفته می‌تواند باعث افزایش اندازه غده هیپوکامپ در مغز ‌شود که بخش حافظه و خاطرات را در این عضو مهم در کنترل دارد و عملکرد ذهن را در انسان حتی با بالا رفتن سن، بهبود بخشد.

7. در کار دیگران دخالت نکنید مگر اینکه کمک بخواهند
بیشتر ما با مداخله در امور دیگران، برای خود و آنها مشکلاتی ایجاد می کنیم. ما معمولاً به این دلیل در کار آنها مداخله می کنیم که معتقدیم راه ما، بهترین راه است. ما تصور می کنیم که منطق ما بهترین منطق است و کسانی که مطابق طرز فکر ما عمل نمی کنند، باید مورد انتقاد قرار بگیرند و به مسیر درست (که همان مسیر ماست) هدایت شوند. این طرز فکر، وجود فردیت را انکار می کند و ذهن ما را خسته و بیمار می نماید.

8. ببخشید و فراموش کنید
این روش، بهترین راه برای رسیدن شما به آرامش ذهنی است. ما اغلب به دلیل اینکه کسی به ما توهین کرده یا به ما ضرری رسانده است، احساسات ستیزگی را در قلب خود افزایش می دهیم. ما شکایت ها و گلایه ها در خود را پرورش می دهیم و نتیجه آن برای ما، تنها بی خوابی، زخم معده و افزایش فشارخون است. توهین یا صدمه ممکن است یک بار اتفاق بیفتد، اما با تشدید شکایات، مدام آن را به خود یادآوری می کنیم. شما باید به سرعت این عادت بد را ترک کنید.

9. خودتان را مطابق با محیط پیرامون خود تغییر دهید
اگر سعی کنید فقط محیط را تغییر دهید، موقعیت هایتان را از دست خواهید داد. به جای آن، سعی کنید خودتان را مطابق با محیط اطراف خود تغییر دهید. به محض انجام این کار، حتی محیط پیرامون تان که با شما سر جنگ داشت، به طور اسرارآمیزی، تغییر می کند و با شما همسو و هماهنگ می شود.

10. به اندازه توان خود مسئولیت به عهده بگیرید
لازم است این پند، همیشه در خاطرتان بماند. ما اغلب تمایل داریم بیشتر از توان مان مسئولیت برعهده بگیریم؛ انگار این امر، ذهن و منیت ما را راضی می سازد، اما شما که حدود خود را به خوبی می شناسید، چرا کار بیشتری را تحمل می کنید که نگرانی بیشتری را برای شما در بر خواهد داشت؟ شما نمی توانید با فعالیت های بیشتر، ذهن خود را به سمت آرامش سوق دهید؛ بنابراین درگیری های اضافی را کاهش دهید و اوقات خود را صرف دعا، درون نگری آرامش وسکوت نمایید.


ادامه مطلب



[ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393  ] [ 12:53 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0


  

روزی فردی جوان هنگام عبور از بیابان، به چشمه آب زلالی رسید.

آب به قدری گوارا بود که مرد سطل چرمی اش را پر از آب کرد تا بتواند مقداری از آن آب را برای استادش که پیر قبیله بود ببرد .

 

مرد جوان پس از مسافرت چهار روزه اش، آب را به پیرمرد تقدیم کرد.

 

پیرمرد، مقدار زیادی از آب را لاجرعه سر کشید و لبخند گرمی نثار مرد جوان کرد و از او بابت آن آب زلال بسیار قدردانی کرد.

 مرد جوان با دلی لبریز از شادی به روستای خود بازگشت.

 

اندکی بعد، استاد به یکی دیگر از شاگردانش اجازه داد

تا از آن آب بچشد.

 

شاگرد آب را از دهانش بیرون پاشید و گفت: آب بسیار بد مزه است.

 

ظاهرا آب به علت ماندن در سطل چرمی، طعم بد چرم گرفته بود

شاگرد با اعتراض از استاد پرسید:

 

آب گندیده بود. چطور وانمود کردید که گوارا است؟

 

استاد در جواب گفت:

 

تو آن آب را چشیدی ولی من خود هدیه را چشیدم .

 

 

این آب فقط حامل مهربانی و سرشار از عشق بود و

هیچ چیز نمی تواند گواراتر از این باشد.

 


ادامه مطلب



[ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393  ] [ 12:50 PM ] [ عبدالله اسرافیلی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rsekhoon :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ


خدايا از تو مي خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کني که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهي گناه و فساد و تهمت و دروغ وغيبت ، قلب هاي ما را تيره و تار ننمايد. خدايا! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزي ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکي و بيچارگي خويش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبينم."

آمار سایت
كل بازديدها : 174951 نفر
كل مطالب : 830 عدد
تعداد کل نظرات: 14 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 9 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 12 مهر 1397 
امکانات وب