در جهان امروز به منظور درک بهتر تجارت بین الملل ، توجه به دوران مرکانتی لیسم (1500-1750)مفید خواهد بود. تحولات این دوران اساس عملکرد تجارت بین الملل امروزی را بنا نهاد. تحول عظیم سیاسی ، رشد دولتها - ملتها و افزایش متعاقب میزان آگاهی و حس همبستگی ملی میان بسیاری از کشورهای اروپایی ، ناشی از همین دوران است.

گروهها ، همانند امروز به ایجاد روابط براساس ملتها پرداختند.این امر تفاوت فاحشی با الگوهای رابطه ای قبلی داشته که براساس قبیله ، مذهب ، سلطنت و یا سیستم های فئودالی شکل می گرفت. مرکانتی لیستها که منافع اقتصادی کشور را در راس قرار می دادند ، بازارهای داخلی گسترده ای را ایجاد کردند. این امر جایگزین سیستم بندی قبلی شد. یکی از کلیدی ترین تحولات اجتماعی - اقتصادی ، ظهور طبقه تجار و سرمایه داران بود. قبلا طبقه نجبا ، مذهبیون و نظامیها قدرت را در اختیار داشتند. از آن پس ، صنعتگران و تجار نقش معتبر و گسترده ای را تقبل نمودند.

اهمیت دوران رنسانس در ظهور مرکانتی لیستها (سیاست بازرگانی) ، نباید ننادیده گرفته شود. این دوران نتنها توام با احیای تفکر و روشنفکری بود ، بلکه بسیاری از اکتشافات فنی و اختراعات ، که به نوبهء خود منجر به اکتشافات جغرافیایی نیز شدند ، محصول این دوران بود.

اکتشافات جغرافیایی ساکنین قاره های متفاوت را آگاه نمود که همگی همسایگان جهانی دارند. به همین نسبت ، تاثیر این اکتشافات بر تجارت حائز اهمیت قلمداد می شود. در وهلهء اول این مسافرت ها منجر به توسعهء شبکه های تجاری جهانی گردید. در درجهء دوم ، مسافرتها به نحوی نشان دادند که چه نوع کالاهایی در نقاط مختلف جهان در دسترس بوده ، انگیزهء تجارت جهانی را افزایش دادند.

سه اصل اساسی مرکانتی لیسم عبارتند از:

1-ملی گرایی(مقدم بودن منافع کشور بر منافع شخصی)

2-تمرکز بر طلا(افزایش دادن ذخایر طلا به منظور افزایش قدرت اقتصادی و سیاسی)

3-تراز مطلوب تجاری(یعنی ارزش صادرات یک کشور بیشتر از ارزش وارداتش باشد.)

 

منبع:http://economist2010.blogfa.com/

 

 


 

در آلمان باید افکار را هوشیار نگه داشت.برنامه ریزی روش شناسی آن است که چگونه آلمانیها شهرت خود را از نظر کیفیت حفظ کرده اند.هر جنبه از هر پروژه به طور جزیی آزمایش میشود.این مرحله میتواند زمانبر باشد.

آلمانیها از مسایل پیش بینی نشده خوششان نمی آید.باید عقاید خود را با یک رفتار سازمان یافته نشان دهیم.تغییرات ناگهانی حتی اگر در آینده نتایج مثبتی به همراه بیاورد خوش آیند آلمانیها نیست.یک خبر خوب یا بد ممکن است آنها را نسبت به کل مسائل بی اعتنا کند.در واقع آلمانیها نیاز به تعریف و تمجید ندارند.آنها چیزی که رضایت بخش باشد فرض میکنند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

 

زمان:

وقتشناسی در آلمان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.باید سعی کرد در قرارهای کاری و دوستانه و اجتماعی به موقع رسید.دیر کردن حتی 2یا3دقیقه آنها را بسیار ناراحت میکند.

چون برنامه ریزی بسیار مهم است و قرارها را باید از چند هفته قبل تنظیم کرد و توقع هم نداشته که در یک مدت کوتاه بتوان قراری تنظیم کرد.

وقتشناسی در آلمان شامل تاریخ تحویل نمیشود.آلمانیها ممکن است بدون هیچگونه عذر و بهانه ای و یا شرمندگی از کار خود کالا یا خدمات را دیر تحویل دهند.

ساعت آلمان یک ساعت از گرینویچ جلوتر است.

تعطیلات:

1junuary شب سال نو

21april جمعه ی خوب

23april عید پاک

24april دوشنبه ایستر

1may روز کارگر

1june روز معراج

3october روز اتحاد آلمان

31october روز اصلاح و بازسازی

1november روز تمام مقدسان

25december روز کریسمس

26december دومین روز کریسمس

هفته کاری:

*ساعت کاری به طور کلی از8یا9صبح تا4یا5بعدازظهر دوشنبه تا جمعه تعطیل است.

*بهترین زمان برای ملاقاتهای کاری بین11 صبح تا 1 بعد از ظهر یا3ظهر تا 5بعد از ظهر است.بعد از ساعت5توصیه نمیشود.

*بعد از ظهر جمعه قرار ملاقات تنظیم نکنید چون بعضی ادارات 2 یا 3 بعد از ظهر تعطیل میکنند.بسیاری از مردم در ماههای آگوست و دسامبر به تعطیلات بلند مدت میروند.بنابراین برای ملاقات ابتدا زمان را باشریک خود تنظیم کنید.

ممکن است در زمان برگزاری جشنواره ها حجم ساعت کار کمتر شود.

*ساعت کار بانکها از8/30صبح تا یک بعد از ظهر و از2بعد از ظهر تا4عصر روزهای دوشنبه تا جمعه است.بانکها روزهای سه شنبه تا5/30باز هستند.

*فروشگاهها از8 یا 9 صبح تا5 الفی6بعد از ظهر کار میکنند.روزهای سه شنبه بیشتر فروشگاهها ساعت2 تعطیل میکنند به غیر از یک سه شنبه در ماه که تا شب باز هستند.

توجه:فقدان دستور دولت برای ساعت کار شب در فروشگاهها باعث وجود مشکلات زیادی برای زنان شاغل شده است.زیرا آنها نمیتوانند بعد از ساعت کار خود به فروشگاهها مراجعه کنند.

تاثیر مسایل مذهبی اجتماعی بر تجارت:

آلمان بین دو مذهب رومن کاتولیک و پروتستان تقسیم شده است.به استثنای برخی مسایل جزیی مانند سقط جنین بین این دو مذهب و کلیسا تفاوت عمده ای وجود ندارد.

راهکارهای اتفاق نظر زیست محیطی در سطح مذهب جزو اعتقادات بسیاری از آلمانیهاست. در آلمان برای بازیافت زباله قوانین جدیدی تصویب شده است.مردم زباله های خود را دسته بندی میکنند و در کیسه های مخصوصی میگذارند.احترام به طبیعت به خصوص جنگلها ریشه های تاریخی عمیقی در این کشور دارد.

عوامل اجتماعی نیز مانند مسایل مذهبی در رفتار آلمانیها بسیار اهمیت دارد.تمایل بسیاری در دستور دادن و نظارت کردن در این کشور دیده میشود.هر شهروند مسوولیت حفظ احکام را دارد. این احکام طیف وسیعی از رفتارهای اجتماعی تا حفظ اتومبیل را شمال میشود.زندگی در آلمان بسیار جدی گرفته میشود.

5نکته فرهنگی:

1.در موقعیتهای کاری بسیاری از آلمانیها در شروع و پایان جلسات دست میدهند.توجه کنید که دست دادن ممکن است با کمی خم کردن سر همراه باشد.شماهم باید همین گونه دست بدهید.

2.آلمانیها به عناوین خیلی اهمیت میدهند.سعی کنید آنها را به اسم و عنوان درست بنامید.به ویژه اگر نشانی آنها را در یک نامه مینویسند باید به این موضوع خیلی اهمیت دهید.

3.آلمانیها خنده های خود را برای نشان دادن محبت نثار میکنند.در محافل کاری آنها به ندرت میخندند و بلند خندیدن را اصلا شایسته محل کار نمیدانند.آلمانیها هیچ وقت در محافل رسمی دستهایشان را در جیب نمیکنند و از قوز کردن و رفتار خشن هم پرهیز میکنند.


ادامه مطلب

 

دیدگاه ماکیاولی را می توان به این صورت خلاصه کرد:

همیشه در پی سود خود باش ، جز خویشتن هیچ کس را محترم مدار ، بدی کن اما چنان وانمود کن که نیکی می کنی ، حریص باش و هرچه را می توانی تصاحب کن ، خشن و درنده خوی باش، به قول و وعده خود عمل نکن ، چون فرصت به دست آوردی دیگران را بفریب ، در رفتار با مردم به زور و حیله توسل جوی و نه مهربانی ، همه مساعی خود را بر جنگ متمرکز کن....

همان گونه که خواندید به نظر من پایه و اساسی رشد مرکانتی لیسم در بین کشورها برای رقابت با یکدیگر شد.همین کشورهایی که هم اکنون ادعای حقوق بشر برای ملتها هستند با در دست داشتن علم و تکنولوژی ملتهای ضعیف تر را استعمار کردند و با این عقاید پلید و کثیف چنان سرمایه و ثروتی را گرد آوردند تا بتوانند به این جایی که هم اکنون در آن قرار دارند برسند و تنها علت عقب ماندگی کشورهای جهان سوم به نظر من دوچیز است:

1-استعمارگری کشورهای قدرتمند اروپایی

2-جهل و غرور کاذب مردم کشورهای جهان سوم.

پس از جنگ جهانی دوم ( که پایان استعمار کهنه و شروع استعمار نو است) سازمان ملل متحد تشکیل شد که بانیان آن کشورهای پیروز در جنگ بودند استعمار به شکل جدیدی بوجود آمد. یعنی از شکل سنتی آن که لشگرکشی به مستعمره ها و چاپیدن تابلو!!! ثروتهای ملی آنها بیرون آمد و تبدیل شد به یکسری سیاستهای پنهان برای مکیدن خون این ملتها.


 

چند سالی است که اجناس چینی بازارهای نه تنها ایران بلکه کل ایران را قبضه کرده.اما در کشورما معمولا کالاهایی را که بنجل است چینی میگوییم.درصورتی که اجناس چینی دارای چند سطح کیفی هستند.بالاترین سطح کیفی این کالاها را به آمریکا صادر میکنند.سطح دوم کیفی این کالاها به اروپا و سطح پایین کیفیت که بدردنخورترین آنهاست راهی بازارهای کشورهای جهان سوم و در حال توسعه مانند ایران میشود.به گفته تولید کننده های چینی ، این تاجرین ایرانی هستند که این نوع کالاها را که دارای قیمت و کیفیت پایین هستند خریداری نموده و وارد ایران میکنند تا بالاترین سود را کسب نمایند. اما فقط تاجرین مقصر نیستند. به نظر من عامل مهمتری که همان گمرک مرزی است مقصر اصلی است. دیگر عامل دیگر آن مناسبات سیاسی و تجاری بین ایران و چین است و عامل آخر نیز قاچاق این کالاها از مرزهای ایران است. البته مردم نیز جزو مقصرین پنهان این قضیه هستند. در فرهنگ کشورهای غربی چنین آمده که جنسی را که دارای کیفیت بالا است باید خریداری کرد،نه آنکه ارزانتر است.که در کشور ما درست برعکس این قضیه است و اکثریت مردم بدون توجه به کیفیت نسبتا خوب اجناس ایرانی به اجناس درجه سه چینی روی می آورند. و همین مهمترین عامل برای تعطیلی خطوط تولید در ایران است.و در آینده ای نه چندان دور خواهید دید که قالی بافی های ما نیز تعطیل خواهند شد و ما دیگر تولید کننده هیچ در خاورمیانه خواهیم بود!!!


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 >