چکيده پژوهش : مقدمه :منابع مالي بخش بهداشت و درمان اکثر کشورها با درآمد بالا عمدتأ از طريق مالياتها و بيمه هاي اجتماعي ودر كشور هاي با در آمد كم بيشتر از طريق پرداخت مستقيم خانوار تأمين مي شود. هدف از يک نظام تأمين مالي کارآمددر بخش بهداشت و درمان آن است که نظام بتواندمنابع کافي براي دسترسي مردم به خدمات بهداشت عمومي و مراقبت هاي فردي فراهم آورد به گونه اي که آحاد جامعه بدون فشار اقتصادي بتوانند هزينه هاي بهداشتي و درماني خود را پرداخت نمايند. روش پژوهش :مطالعه حاضر يك پژوهش توصيفي- مقطعي است و مي تواند به صورت کاربردي استفاده شود. در اين تحقيق پس از مطالعه مقدماتي در خصوص محور هاي اصلي و فرعي تأمين کننده هاي مالي در کشورهاي منتخب ، نظام تأمِين مالي بخش بهداشت و درمان کشور ها تعيين شده است و پس از معرفي آنها،راهکار هاي پيشنهادي پژوهشگر جهت تصميم گيري مطلوبتر در تأمين مالي بخش بهداشت و درمان ايران ارائه گرديده است. جامعه پژوهش، نظام هاي تأمين منابع مالي بخش بهداشت و درمان کشورهاي توسعه يافته انگلستان، آلمان و آمريکا مي باشد يافته ها:آمريكا بالاترين رتبه از نظر ميزان پاسخگويي دارا مي باشد، اما از نظر هزينه سرانه نيز پرهزينه ترين كشور، محسوب مي شود.نظام انگلستان از نظر شاخص سلامتي وضعيتي بهتر از دو كشور ديگر دارد اما، در مقابل، سطح پاسخگويي آن به مراتب از دو كشور ديگر پايين تر است. از نظر عدالت در توزيع هزينه ها نيز در يك مقايسه ميان كشورها، مشخص مي شود كه نظام بهداشت و درمان آمريكا در وضعيت ناعادلانه تر نسبت به سايرين قرار دارد، در حالي كه دو كشور آلمان و انگلستان با تفاوت اندكي از وضعيت مطلوبتري برخوردار مي باشند. در مجموع، ارزيابي اين سه كشور از نظر سطح دستيابي به اهداف كلي نظام سلامت، مبين آن است كه انگلستان به مراتب بهتر از دو كشور ديگر عمل نموده است. با محاسبه هزينه اثر بخشي در کشورها مشاهده مي شود كه اثر بخشي هزينه ها در انگلستان باز هم پيش از آلمان و آمريكا مي باشد. عليرغم تفاوتهاي كه نظامهاي درماني با يكديگر دارند، مشكلات يكساني همچون رشد شديد هزينه ها، حفظ كيفيت خدمات و بهبود دسترسي، در مقابل آنها قرار دارد. نظامهايي كه در آنها خدمات بهداشتي و درماني از سوي دولت جيره بندي مي شوند، در مقايسه با سايرين، هزينه زايي كمتري دارند.كشورهايي كه بخش خصوصي در بخش درمان آنها نقش بيشتري دارد، ليستهاي انتظار بيماران براي دريافت خدمات اين بخش، نسبت به گروه ديگر، بطور روزافزوني در حال كاهش است. در همه كشورها دولت تضمين كننده خواست عموم مبني بر بهبود در سلامت از طريق سازماندهي فعاليت هاي پيشگيرانه از بروز بيماريهاست.در بعضي كشورها مانند دانمارك، ايسلند، سوئد، انگلستان بيش از 80 درصد موسسات مراقبت هاي سلامتي در اختيار دولت است(دولتي است). بحث و نتيجه گيري:اين پژوهش براي بهبود نظام بهداشت و درمان ايران با استفاده از تجربيات و نقاط ضعف و قوت سه نظام اصلي تأمين مالي بخش بهداشت و درمان راهکارهايي شامل بهبود نظام ارجاع ، واقعي کردن تعرفه ها و افزايش پيش پرداخت ، اختصاص يارانه هايي از طرف دولت براي اقشار از کارافتاده سالمند وفقرا ، تناسب افزايش حق بيمه با مقدار حقوق ، اجراي مقررات قانوني منسجم ،رايگان کردن برخي از خدمات (مثل ايدز)را پيشنهاد داد. واژه ها ي کليدي :نظام تأمين مالي ،تأمين مالي بخش دولتي ،تأمين مالي بخش خصوصي ،بيمه اجتماعي، بيسمارک، طب ملي



