دستِ نیاز
امام باقرعلیه السلام گرچه شیعیان را به پوشاندن و مخفی نگاه داشتن حاجت، درد و مصیبت، سفارش نموده است؛(37) لیکن بازگو نمودن نیاز را به افراد شایسته، در موقع ناچاری و شدّت تنگدستی، منع ننموده است. آن حضرت می فرماید:
«فإنّ المؤمن لایستغنی عن أخیه؛ همانا مؤمن از [کمک های ] برادر خود بی نیاز نیست.»(38)
«ولو یعلم المسؤول ما فی المنع، مامنع أحدٌ أحداً؛ و اگر مردم می دانستند که ردّ کردن و جواب منفی دادن به درخواست نیازمند چه [آثار زشتی ] دارد، هیچ کس خواهش دیگری را ردّ نمی کرد.»(39)
امّا از آنجا که آبرو و شخصیّت مؤمن، بالاتر از امور مادّی و مالی است، امام باقرعلیه السلام چنین هشدار می دهد که:
«إنّما مثل الحاجة الی من أصاب ماله حدیثاً کمثل الدّرهم فی فم الأفعی، أنت الیه محوج و أنت منها علی خطر؛(40) همانا مَثَلِ درخواست کردن از افرادِ نوکیسه و تازه به دوران رسیده، همانند درهمی است در دهان مار، که تو به آن پول احتیاج و نیازداری، در حالی که از ناحیه مار بیمناک هستی.»
بی شک مطمئن ترین راه برای رفع نیازمندی ها و حفظ آبرو و عزّت، توجّه به درگاه «خیرالرّازقین» است و بس؛ لذا امام باقر علیه السلام می فرماید:
«إِنَّ اللهَ کَرَهَ إلْحاحَ النَّاسِ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ فِی الْمَسْألِةِ و أحَبُّ ذلِکَ لِنَفْسِهِ. اِنَّ اللهَ جَلَّ ذِکْرُهُ یُحِبُّ أنْ یُسْأَلَ وَ یُطْلَبَ ما عِنْدَهُ؛(41) همانا خداوند اینکه عدّه ای از مردم در مورد نیاز خود، پیش برخی دیگر با اصرار تقاضا داشته باشند، ناپسند می شمارد؛ ولی رجوع و درخواستِ مکرّر را نسبت به خودش دوست می دارد. همانا خداوندِ بلند مرتبه، دوست دارد که فقط از درگاه او درخواست شود و مردم، نعمت های او را طلب نمایند.»
چشمه رزق
در نظام آفرینش، دو نوع عامل وجود دارد: مادّی و معنوی؛ محسوس و غیر محسوس. لذا برای ایجاد گشایش در زندگی و برکت در رزق، شناسایی و بهره گیری از آن عوامل قابل توجّه می باشد. امام محمّد باقرعلیه السلام در این رابطه می فرماید:
«مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتُهُ زیدَ فی رِزْقِهِ؛ هرکه نیّتش نیک باشد، رزقش زیاد گردد.»(42)
«صِلَةُ اْلأَرحامِ تزکّی اْلأَعمالَ وَ تنْمی اْلأَمْوالَ...؛ صله رحم، اعمال را پاک کند و اموال را فزونی بخشد...»(43)
«ألْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یُنْفِیانِ الْفَقْرَ...؛ نیکوکاری و صدقه، فقر را از بین می برند...»(44)
بر اساس روایات دیگر، «صدقه» علاوه بر زدودن فقر از زندگی مستمندان، در معیشتِ صدقه دهندگان نیز گشایش و برکت ایجاد می کند.
رابطه گناه و فقر
برای پیروزی در مبارزه با فقر، نخست می باید عوامل پیدایش فقر را ریشه یابی کرد؛ یکی از علل پدیدآمدن مشکلات مادّی و شیوع قحطی، موضوع «گناه» است که متأسّفانه بسیاری از کارشناسان اقتصادی و عامّه مردم، چندان به آن توجّه نمی کنند! از این رو، امام باقرعلیه السلام می فرماید:
«إنّ الرّجل لیذنب الذّنب فیدرأ عنه الرّزق؛ همانا انسان گناهی را مرتکب می شود، سپس رزق و روزی اش قطع می گردد.»
آنگاه حضرت به آیات 19 و 17 سوره «قلم» استناد نمود.(45) همچنین می فرماید: «إنّ لله عقوبات فی القلوب و الأبدان، ضنک فی المعیشة...؛(46) به درستی که خداوند کیفرهایی دارد نسبت به دل ها و بدن ها، از جمله قرار دادن گنهکاران در تنگنای اقتصادی است.»
اموال نامشروع
بر اساس آیات و روایات، «لقمه» تأثیر ماندگاری در سعادت و شقاوت آدمی دارد و رشد و سقوطِ اخلاقی هر فرد و جامعه ای، به نوع و کیفیّت «منابع درآمد» آنان نیز بستگی دارد. امام باقرعلیه السلام همگان را به کسب «لقمه حلال» و پرهیز از «ثروت های نامشروع» سفارش فرموده است؛ برخی از توصیه های آن حضرت را یادآور می شویم.
«أفضل العبادة، عفّة البطن و الفرج؛(47) برترین عبادت، عفّت شکم و پاکدامنی است.»
«أخبث المکاسب، کسب الرّبا؛ پلیدترین درآمدها، کسب ربا است.»(48)
«إنّ الرّجلَ إذا أصاب مالاً مِنْ حرامٍ، لم یُقْبَلْ منه حجٌّ و لا عمرةٌ و لا صلةُ رحمٍ...؛ همانا انسان اگر از مال حرام ثروت به دست آورد، حجّ، عمره و صله رحم... او در پیشگاه خدا پذیرفته نمی شود.»(49)
«من أصاب مالاً من أربع، لم یقبل منه فی أربع...؛ هرکه مال از چهار طریق به دست آورد، چهار چیز از او قبول نمی شود. هرکه مال را از راه: اختلاس (نادرستی)، یا ربا، یا خیانت و یا دزدی به دست آورد، از وی زکات، صدقه، حجّ و عمره پذیرفته نشود.»(50)
انگل های اجتماع
فلسفه تأسیس مراکز خیریّه و تشویق نیکوکاران، زدودن فقر از سیمای جامعه و گسترش فضائل است، نه «گداپروری» و سربار باقی ماندنِ اقشار آسیب پذیر؛ بنابراین، در کنار توجّه به مشکلات محرومان، بایسته است که دست افرادِ فرصت طلب و غیر مستحقّ را از منابع و مراکز خیریّه کوتاه کرد. امام باقرعلیه السلام نکوهش درخواست مالی و عقوبت «اهل تکدّی» را چنین ترسیم فرموده است:
«لو یعلم السّائل ما فی المسألة، ما سأل أحدٌ أحداً؛ اگر درخواست کننده و فقیر بداند تقاضای کمک مالی، چه [ضرر و زیانی ] دارد، هیچ کس از دیگری درخواست نکند.»(51)
«فَإنَّ اللهَ یُبْغِضُ... السَّائِلَ الْمُلْحِفَ؛(52) همانا خداوند، گدای سمج و لجوج را دشمن دارد...»
«إنّه من سأل و هو بظهر غنی لقی الله مخموشاً وجهه یوم القیامة؛ هرکس از دیگران درخواست چیزی کند، در حالی که واقعاً بی نیاز است؛ خدا را در قیامت با صورتی خراشیده و لطمه خورده ملاقات کند.»(53)
«اُقسم بالله و هو حقّ، ما فتح رجل علی نفسه باب مسألة إلاّ فتح اللهُ علیه باب فقر؛ سوگند به خدایی که بر حقّ است! مردی نیست که راه درخواست و گدائی را بر خود بازکند، مگر آنکه خداوند درب فقر و تنگدستی را به روی او بگشاید.»(54)
نبایدها
برای رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه، سزاوار است از خصلت های ناپسند پرهیز نموده و قلب و ذهنِ خویشتن را از وجود این رذائل اخلاقی و صفاتی همچون: تنبلی، حرص، شکم پرستی و طمع پاکیزه سازیم. امام باقرعلیه السلام در خصوص هریک از این موارد، رهنمودهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
الف) آفات تنبلی
«إیّاک والکسل و الضّجر فانّهما مفتاح کلّ شرّ، من کسل لم یُؤدّ حقّاً و من ضجر لم یصبر علی حقّ؛(55) بپرهیز از کاهلی و افسردگی؛ چرا که این دو، کلیدهای تمام زشتی ها هستند. آدم تنبل حقّش را نمی تواند به دست آورد و آدم افسرده حال نمی تواند در کار حق، بردباری بورزد.»
«إنّی لأبغض الرّجل أن یکون کسلاناً عن أمر دنیاه و من کسل عن أمر دنیاه فهو عن أمر آخرته أکسل؛(56) همانا من دشمن می دارم فردی را که در کارهای [خوب ]زندگی دنیوی اش تنبل است؛ زیرا هرکس در کار دنیوی کاهلی کند، نسبت به کار آخرتش کاهل تر خواهد بود.»
ب) سرانجام حرص و آز
«مثل الحریص علی الدّنیا کمثل دودة القزّ کلّما ازدادت من القزّ علی نفسها لفّاً کان أبعد من الخروج حتّی تموت غمّاً؛ انسانِ حریص به [مال ] دنیا، همانند کرم ابریشمی است که هرچه به دور خود زیاد بپیچد، خارج شدنش از آن تارها سخت تر گردد تا آن حد که بمیرد.»(57)
ج) نکوهش شکم پرستی
«ما من شیی ء أبغض إلی الله عزّوجلّ من بطن مملوء؛ هیچ چیز نزد خدا مبغوض تر از شکم پُر نیست.»(58)
«أبعد الخلق من الله إذا ما امتلأ بطنه؛ دورترین مردم از خدا، کسی است که شکمش پُر باشد.»(59)
د) طمع
«واقطع اسباب الطّمع ببرد الیأس؛ و اسباب طمع را به سوهان نومیدی بِبُر.»(60)
«و اطلب بقاء العزّ بإماتة الطّمع؛ و بقای عزّت را به میراندن طمع طلب فرمای.»(61)
«الطّمع هو الفقر الحاضر(62)؛ طمع، همان نیازمندی آشکار است.»